هم میهنان گرامی وبگاه مشروطه با دشواری تکنیکی برای نشان دادن فرتورها و فیلم ها روبروست به زودی این دشواری از میان برداشته خواهد شد با سپاس - ادمین
دیوان شمس/ساقیا هستند خلقان از می ما دور دور
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | دیوان شمس (غزلیات) (ساقیا هستند خلقان از می ما دور دور) از مولوی |
' |
| ساقیا هستند خلقان از می ما دور دور | زان جمال و زان کمال و فر و سیما دور دور | |
| گر چه پیر کهنهای در حکمت و ذوق و صفا | از شراب صاف ما هستی تو پیرا دور دور | |
| چونک بینایان نمیبینند رنگ جام را | عقل خود داند که باشد جان اعمی دور دور | |
| چون صریح و رمز قاضی مینداند جان او | دور باشد از دل او رمز و ایما دور دور | |
| تا نبرد تیغ شمس الحق زنار تو را | جان تو باشد از آن لطف و چلیپا دور دور | |
| تا ز خوبی بتان خالی نگردد جان تو | باشی از رخسار آن دلدار زیبا دور دور | |
| گر چه اندر بزم شاهان تو بدی سرده ولیک | چون در این بزم اندرآیی باشی این جا دور دور | |
| تو شنیدی قرب موسی طور سینا نور حق | در حضور خضر بود آن طور سینا دور دور | |
| سقف مینا گر چه بس عالیست پیش چشم تو | لیک پیش رفعتش بد سقف مینا دور دور | |
| ای گران جان یا سبک شو یا برو از بزم ما | یا مکن مانند خود از عیش ما را دور دور | |
| مطرب عشاق بهر من زن این نادر نوا | زانک هست از گوش کر این بانگ سرنا دور دور |