هم میهنان گرامی وبگاه مشروطه با دشواری تکنیکی برای نشان دادن فرتورها و فیلم ها روبروست به زودی این دشواری از میان برداشته خواهد شد با سپاس - ادمین

خاقانی (غزلیات)/سرمستم و تشنه، آب در ده

از مشروطه
نسخهٔ تاریخ ‏۷ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۰۵:۰۵ توسط Rostamfarokhzad (گفتگو | مشارکت‌ها)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخه جدیدتر← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' خاقانی (غزلیات) (سرمستم و تشنه، آب در ده)
از خاقانی
'


سرمستم و تشنه، آب در ده آن آتش‌گون گلاب در ده
در حجله‌ی جام آسمان رنگ آن دختر آفتاب در ده
آن خون سیاوش از خم جم چون تیغ فراسیاب در ده
یاقوت بلور حقه پیش آر خورشید هوا نقاب در ده
تا ز آتش غم روان نسوزد آن طلق روان ناب در ده
تا جرعه ادیم‌گون کند خاک آن لعل سهیل تاب در ده
مندیش که آب کار ما رفت آوازه‌ی کار آب در ده
کس در ده نیست جمله مستند بانگی بده خراب در ده
زلف تو کمند توسنان است مشکین سر زلف تاب در ده
خاقانی را دمی به خلوت بنشان و بدو شراب در ده