هم میهنان گرامی وبگاه مشروطه با دشواری تکنیکی برای نشان دادن فرتورها و فیلم ها روبروست به زودی این دشواری از میان برداشته خواهد شد با سپاس - ادمین
دیوان شمس/این عشق جمله عاقل و بیدار میکشد
| ' | دیوان شمس (غزلیات) (این عشق جمله عاقل و بیدار میکشد) از مولوی |
' |
این عشق جمله عاقل و بیدار میکشد بی تیغ میبرد سر و بیدار میکشد مهمان او شدیم که مهمان همیخورد یار کسی شدیم که او یار میکشد چون یوسفی بدید چو گرگان همیدرد چون ممنی بدید چو کفار میکشد ما دل نهادهایم که دلداریی کند یا گر کشد به رحم و به هنجار میکشد نی نی که کشته را دم او جان همیدهد گر چه به غمزه عاشق بسیار میکشد هل تا کشد تو را نه که آب حیات اوست تلخی مکن که دوست عسل وار میکشد همت بلند دار که آن عشق همتی شاهان برگزیده و احرار میکشد ما چون شبیم ظل زمین و وی آفتاب شب را به تیغ صبح گهردار میکشد زنگی شب ببرد چو طرار عقل ما شحنه صبوح آمد و طرار میکشد شب شرق تا به غرب گرفته سپاه زنگ رومی روزشان به یکی بار میکشد حاصل مرا چو بلبل مستی ز گلشنیست چون بلبلم جدایی گلزار میکشد