هم میهنان گرامی وبگاه مشروطه با دشواری تکنیکی برای نشان دادن فرتورها و فیلم ها روبروست به زودی این دشواری از میان برداشته خواهد شد با سپاس - ادمین
دیوان شمس/آن صبح سعادتها چون نورفشان آید
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | دیوان شمس (غزلیات) (آن صبح سعادتها چون نورفشان آید) از مولوی |
' |
آن صبح سعادتها چون نورفشان آید آن گاه خروس جان در بانگ و فغان آید خور نور درخشاند پس نور برافشاند تن گرد چو بنشاند جانان بر جان آید مسکین دل آواره آن گمشده یک باره چون بشنود این چاره خوش رقص کنان آید جان به قدم رفته در کتم عدم رفته با قد به خم رفته در حین به میان آید دل مریم آبستن یک شیوه کند با من عیسی دوروزه تن درگفت زبان آید دل نور جهان باشد جان در لمعان باشد این رقص کنان باشد آن دست زنان آید شمس الحق تبریزی هر جا که کنی مقدم آن جا و مکان در دم بیجان و مکان باشد