هم میهنان گرامی وبگاه مشروطه با دشواری تکنیکی برای نشان دادن فرتورها و فیلم ها روبروست به زودی این دشواری از میان برداشته خواهد شد با سپاس - ادمین
عطار (غزلیات)/هر دمم در امتحان چندی کشی
| ' | عطار (غزلیات) (هر دمم در امتحان چندی کشی) از عطار |
' |
هر دمم در امتحان چندی کشی دامنم در خون جان چندی کشی مهربان خویشتن گفتم تو را کینهی آن هر زمان چندی کشی همچو خاکم بر زمین افتاده خوار سر ز من بر آسمان چندی کشی چون جهان سر بر خطت دارد مدام چون قلم خط بر جهان چندی کشی در غمت چون با کناری رفتهام تو به زورم در میان چندی کشی بر تو دارم چشم از روی جهان بر من از مژگان سنان چندی کشی همچو شمعی سر نهادم در میان بر سرم تیغ از میان چندی کشی پیشکش میسازمت گلگون اشک رخش کبرت را عنان چندی کشی چون سپر بفکندم و بگریختم تو به کین من کمان چندی کشی کینت از صد مهر خوشتر آیدم کین ز چون من مهربان چندی کشی بر سرم آمد لاشهی صبرم ز عجز تنگ اسب امتحان چندی کشی بس سبک دل گشتی از عشق ای فرید جان بده بار گران چندی کشی