هم میهنان گرامی وبگاه مشروطه با دشواری تکنیکی برای نشان دادن فرتورها و فیلم ها روبروست به زودی این دشواری از میان برداشته خواهد شد با سپاس - ادمین
عطار (غزلیات)/سر زلف دلستانت به شکن دریغم آید
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | عطار (غزلیات) (سر زلف دلستانت به شکن دریغم آید) از عطار |
' |
سر زلف دلستانت به شکن دریغم آید صفت بر چو سیمت به سمن دریغم آید من تشنه زان نخواهم ز لب خوشت شرابی که حلاوت لب تو به دهن دریغم آید مرساد هیچ آفت به تن و به جانت هرگز که به جان فسوس باشد که به تن دریغم آید تن کشتگان خود را به میان خون رها کن که چنان تنی درین ره به کفن دریغم آید ز فرید مینیاید سخن لب تو گفتن که لب شکر فشانت به سخن دریغم آید