صفحه‌های بدون پیوندهای زبان

پرش به ناوبری پرش به جستجو

این صفحات پیوندی به صفحه‌ای به زبان دیگر نمی‌دارند:

نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۶٬۳۰۱ تا #۶٬۳۵۰.

  1. خاقانی (قصاید)/دوش برون شد ز دلو یوسف زرین نقاب
  2. خاقانی (قصاید)/دوش چو سلطان چرخ تافت به مغرب عنان
  3. خاقانی (قصاید)/دوش چون خورشید را مصروع خاور ساختند
  4. خاقانی (قصاید)/دوش که صبح چاک زد صدره‌ی چرخ عنبری
  5. خاقانی (قصاید)/دیده بانان این کبود حصار
  6. خاقانی (قصاید)/دیر خبر یافتی که یار تو گم شد
  7. خاقانی (قصاید)/راحت از راه دل چنان برخاست
  8. خاقانی (قصاید)/راز دلم جور روزگار برافکند
  9. خاقانی (قصاید)/راه نفسم بستهشد از آه جگر تاب
  10. خاقانی (قصاید)/رخسار صبح را نگر از برقع زرش
  11. خاقانی (قصاید)/رخش به هرا بتاخت بر سر صبح آفتاب
  12. خاقانی (قصاید)/رستم و بهرام را بهم چه مصاف است
  13. خاقانی (قصاید)/رهروم مقصد امکان به خراسان یابم
  14. خاقانی (قصاید)/روزم فرو شد از غم، هم غم‌خواری ندارم
  15. خاقانی (قصاید)/ز عدل شاه که زد پنج نوبه در آفاق
  16. خاقانی (قصاید)/زد نفس سر به مهر صبح ملمع نقاب
  17. خاقانی (قصاید)/زین بیش آبروی نریزم برای نان
  18. خاقانی (قصاید)/سر تابوت مرا باز گشائید همه
  19. خاقانی (قصاید)/سر حد بادیه است روان پاش بر سرش
  20. خاقانی (قصاید)/سر چه سنجد که هوش می بشود
  21. خاقانی (قصاید)/سر چه سنجد که هوش می‌بشود
  22. خاقانی (قصاید)/سرورانی که مرا تاج سرند
  23. خاقانی (قصاید)/سریر فقر تو را سرکشد به تاج رضا
  24. خاقانی (قصاید)/سلسله‌ی ابر گشت زلف زره سان او
  25. خاقانی (قصاید)/سنت عشاق چیست؟ برگ عدم ساختن
  26. خاقانی (قصاید)/شاعر ساحر منم اندر جهان
  27. خاقانی (قصاید)/شاه را تاج ثنا دادم نخواهم بازخواست
  28. خاقانی (قصاید)/شاهد سرمست من صبح درآمد ز خواب
  29. خاقانی (قصاید)/شب روان در صبح صادق کعبه‌ی جان دیده‌اند
  30. خاقانی (قصاید)/شب روان چو رخ صبح آینه سیما بینند
  31. خاقانی (قصاید)/شه اختران زان زر افشان نماید
  32. خاقانی (قصاید)/شهری به فتنه شد که فلانی از آن ماست
  33. خاقانی (قصاید)/صبح است کمانکش اختران را
  34. خاقانی (قصاید)/صبح تا آستین برافشانده است
  35. خاقانی (قصاید)/صبح حمایل فلکت آهیخت خنجرش
  36. خاقانی (قصاید)/صبح خیزان بین به صدر کعبه مهمان آمده
  37. خاقانی (قصاید)/صبح خیزان بین قیامت در جهان انگیخته
  38. خاقانی (قصاید)/صبح خیزان کاستین بر آسمان افشانده‌اند
  39. خاقانی (قصاید)/صبح خیزان کز دو عالم خلوتی برساختند
  40. خاقانی (قصاید)/صبح دمان دوش خضر بر درم آمد به تاب
  41. خاقانی (قصاید)/صبح ز مشرق چو کرد بیرق روز آشکار
  42. خاقانی (قصاید)/صبح هزار عید وجود است جوهرش
  43. خاقانی (قصاید)/صبح وارم کفتابی در نهان آورده‌ام
  44. خاقانی (قصاید)/صبح چو کام قنینه خنده برآورد
  45. خاقانی (قصاید)/صبح چون زلف شب براندازد
  46. خاقانی (قصاید)/صبح گاهی سر خوناب جگر بگشایید
  47. خاقانی (قصاید)/صبح‌دم آب خضر نوش از لب جام گوهری
  48. خاقانی (قصاید)/صبح‌دم چون کله بندد آه دود آسای من
  49. خاقانی (قصاید)/صحن ارم ندیدی در باغ شاه بنگر
  50. خاقانی (قصاید)/صدری که قدر کان شکند گوهر سخاش