صفحه‌های بدون پیوندهای زبان

پرش به ناوبری پرش به جستجو

این صفحات پیوندی به صفحه‌ای به زبان دیگر نمی‌دارند:

نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۵٬۳۰۱ تا #۵٬۳۵۰.

  1. حافظ (غزلیات)/به جان پیر خرابات و حق صحبت او
  2. حافظ (غزلیات)/به حسن و خلق و وفا کس به یار ما نرسد
  3. حافظ (غزلیات)/به دام زلف تو دل مبتلای خویشتن است
  4. حافظ (غزلیات)/به دور لاله قدح گیر و بی‌ریا می‌باش
  5. حافظ (غزلیات)/به سر جام جم آن گه نظر توانی کرد
  6. حافظ (غزلیات)/به صوت بلبل و قمری اگر ننوشی می
  7. حافظ (غزلیات)/به عزم توبه سحر گفتم استخاره کنم
  8. حافظ (غزلیات)/به غیر از آن که بشد دین و دانش از دستم
  9. حافظ (غزلیات)/به ملازمان سلطان که رساند این دعا را
  10. حافظ (غزلیات)/به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم
  11. حافظ (غزلیات)/به وقت گل شدم از توبه شراب خجل
  12. حافظ (غزلیات)/به چشم کرده‌ام ابروی ماه سیمایی
  13. حافظ (غزلیات)/به کوی میکده هر سالکی که ره دانست
  14. حافظ (غزلیات)/به کوی میکده یا رب سحر چه مشغله بود
  15. حافظ (غزلیات)/بهار و گل طرب انگیز گشت و توبه شکن
  16. حافظ (غزلیات)/بود آیا که در میکده‌ها بگشایند
  17. حافظ (غزلیات)/بوی خوش تو هر که ز باد صبا شنید
  18. حافظ (غزلیات)/بگذار تا ز شارع میخانه بگذریم
  19. حافظ (غزلیات)/بگرفت کار حسنت چون عشق من کمالی
  20. حافظ (غزلیات)/بی تو ای سرو روان با گل و گلشن چه کنم
  21. حافظ (غزلیات)/بی مهر رخت روز مرا نور نماندست
  22. حافظ (غزلیات)/بیا با ما مورز این کینه داری
  23. حافظ (غزلیات)/بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم
  24. حافظ (غزلیات)/بیا و کشتی ما در شط شراب انداز
  25. حافظ (غزلیات)/بیا که ترک فلک خوان روزه غارت کرد
  26. حافظ (غزلیات)/بیا که رایت منصور پادشاه رسید
  27. حافظ (غزلیات)/بیا که قصر امل سخت سست بنیادست
  28. حافظ (غزلیات)/تا ز میخانه و می نام و نشان خواهد بود
  29. حافظ (غزلیات)/تا سر زلف تو در دست نسیم افتادست
  30. حافظ (غزلیات)/تاب بنفشه می‌دهد طره مشک سای تو
  31. حافظ (غزلیات)/ترسم که اشک در غم ما پرده در شود
  32. حافظ (غزلیات)/تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد
  33. حافظ (غزلیات)/تو را که هر چه مراد است در جهان داری
  34. حافظ (غزلیات)/تو مگر بر لب آبی به هوس بنشینی
  35. حافظ (غزلیات)/تو همچو صبحی و من شمع خلوت سحرم
  36. حافظ (غزلیات)/تویی که بر سر خوبان کشوری چون تاج
  37. حافظ (غزلیات)/جان بی جمال جانان میل جهان ندارد
  38. حافظ (غزلیات)/جز آستان توام در جهان پناهی نیست
  39. حافظ (غزلیات)/جمالت آفتاب هر نظر باد
  40. حافظ (غزلیات)/جهان بر ابروی عید از هلال وسمه کشید
  41. حافظ (غزلیات)/جوزا سحر نهاد حمایل برابرم
  42. حافظ (غزلیات)/حاشا که من به موسم گل ترک می کنم
  43. حافظ (غزلیات)/حاصل کارگه کون و مکان این همه نیست
  44. حافظ (غزلیات)/حال خونین دلان که گوید باز
  45. حافظ (غزلیات)/حال دل با تو گفتنم هوس است
  46. حافظ (غزلیات)/حالیا مصلحت وقت در آن می‌بینم
  47. حافظ (غزلیات)/حجاب چهره جان می‌شود غبار تنم
  48. حافظ (غزلیات)/حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند
  49. حافظ (غزلیات)/حسن تو همیشه در فزون باد
  50. حافظ (غزلیات)/حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت