صفحه‌های بدون پیوندهای زبان

پرش به ناوبری پرش به جستجو

این صفحات پیوندی به صفحه‌ای به زبان دیگر نمی‌دارند:

نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۴۰٬۷۵۱ تا #۴۰٬۸۰۰.

  1. محتشم کاشانی (غزلیات)/صبر در جور و جفای تو غلط بود غلط
  2. محتشم کاشانی (غزلیات)/صد سال ز من دارد اگر هجر نهانش
  3. محتشم کاشانی (غزلیات)/صدامید از تو داشتم در دل
  4. محتشم کاشانی (غزلیات)/صورت به این لطافت سیرت به این نکوئی
  5. محتشم کاشانی (غزلیات)/صیدی که لعب عشق فکندش به بند تو
  6. محتشم کاشانی (غزلیات)/طبیب من ز هجر خود مرارنجور می‌دارد
  7. محتشم کاشانی (غزلیات)/عاشق از حسرت دیدار تو آهی نکند
  8. محتشم کاشانی (غزلیات)/عاشقان نرد محبت چو به دلبر بازند
  9. محتشم کاشانی (غزلیات)/عجب که دولت من بی‌بقائی نکند
  10. محتشم کاشانی (غزلیات)/عجب گیرنده راهی بود در عاشق ربائیها
  11. محتشم کاشانی (غزلیات)/عرق از برگ گل انگیختنش را نگرید
  12. محتشم کاشانی (غزلیات)/عشق کهن به کوی تو می‌آردم هنوز
  13. محتشم کاشانی (غزلیات)/عقل در میدان عشق آهسته می‌راند فرس
  14. محتشم کاشانی (غزلیات)/عمرها فکر وصال تو عبث بود عبث
  15. محتشم کاشانی (غزلیات)/غمزه‌اش دست چو بر غارت جان بگشاید
  16. محتشم کاشانی (غزلیات)/غیر مگذار که در بزم تو آید گستاخ
  17. محتشم کاشانی (غزلیات)/فتنه می‌خیزد از آن ترکانه دامن برزدن
  18. محتشم کاشانی (غزلیات)/فرمود مرا سجده‌ی خویش آن بت رعنا
  19. محتشم کاشانی (غزلیات)/فضای کلبه‌ی فقر آن قدر صفا دارد
  20. محتشم کاشانی (غزلیات)/فغان که همسفر غیر شد حبیب و برفت
  21. محتشم کاشانی (غزلیات)/فلک به من نفسی گرچه سر گرانش کرد
  22. محتشم کاشانی (غزلیات)/قاصد رساند مژده که جانان ما رسید
  23. محتشم کاشانی (غزلیات)/قضا از آسمان هرگه در بیداد بگشاید
  24. محتشم کاشانی (غزلیات)/قلم نسخ بران بر ورق حسن همه
  25. محتشم کاشانی (غزلیات)/لب پر سوال بر سر راهی نشسته‌ام
  26. محتشم کاشانی (غزلیات)/لشگر عشقت سیاهی می‌کند از دور باز
  27. محتشم کاشانی (غزلیات)/لعل تو رد شکست من زمزمه بس نمی‌کند
  28. محتشم کاشانی (غزلیات)/ما به عهدت خانه‌ی دل از طرب پرداختیم
  29. محتشم کاشانی (غزلیات)/ما که می‌سازیم خود را در فراق او هلاک
  30. محتشم کاشانی (غزلیات)/مالک المک شوم چون ز جنون هامون را
  31. محتشم کاشانی (غزلیات)/مباش ای مدعی خوش دل که از من رنجه شد خویش
  32. محتشم کاشانی (غزلیات)/مبین به چشم کم ای شوخ نازنین ما را
  33. محتشم کاشانی (غزلیات)/محتشم چون عمر صرف خدمت وی میکنی
  34. محتشم کاشانی (غزلیات)/محل گرمی جولان بزیر سرو بلندش
  35. محتشم کاشانی (غزلیات)/مدعی در مجلسم جا می‌دهد پهلوی تو
  36. محتشم کاشانی (غزلیات)/مدعی چند بود با سگ آن کو مخصوص
  37. محتشم کاشانی (غزلیات)/مدعی که آتش اعراض فروزنده‌ی توست
  38. محتشم کاشانی (غزلیات)/مرا به دست غم خود گذاشتی رفتی
  39. محتشم کاشانی (غزلیات)/مرا حرص نگه هردم به رغبت می‌برد جائی
  40. محتشم کاشانی (غزلیات)/مرا خیال تو شبها به خواب نگذارد
  41. محتشم کاشانی (غزلیات)/مرا صید افکنی زد زخم و بند افند در گردن
  42. محتشم کاشانی (غزلیات)/مراست رشته‌ی جان کاکل معنبر او
  43. محتشم کاشانی (غزلیات)/مردم و بر دل من باز غم یار هنوز
  44. محتشم کاشانی (غزلیات)/مطرب بگو که این تری و این ترانه چیست
  45. محتشم کاشانی (غزلیات)/مفتون چشم کم نگه پر فتنه‌ات شوم
  46. محتشم کاشانی (غزلیات)/ملامت گو که گاهی همچو ماه از روزنت بیند
  47. محتشم کاشانی (غزلیات)/من آنم که جز عشق کاری ندارم
  48. محتشم کاشانی (غزلیات)/من از رغم غزالی شهسواری کرده‌ام پیدا
  49. محتشم کاشانی (غزلیات)/من بی‌تو ندارم از چمن حظ
  50. محتشم کاشانی (غزلیات)/من شیدا چرا از عقل و دین یک باره برگشتم