صفحههای بدون پیوندهای زبان
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
این صفحات پیوندی به صفحهای به زبان دیگر نمیدارند:
نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۴۰٬۷۵۱ تا #۴۰٬۸۰۰.
- محتشم کاشانی (غزلیات)/صبر در جور و جفای تو غلط بود غلط
- محتشم کاشانی (غزلیات)/صد سال ز من دارد اگر هجر نهانش
- محتشم کاشانی (غزلیات)/صدامید از تو داشتم در دل
- محتشم کاشانی (غزلیات)/صورت به این لطافت سیرت به این نکوئی
- محتشم کاشانی (غزلیات)/صیدی که لعب عشق فکندش به بند تو
- محتشم کاشانی (غزلیات)/طبیب من ز هجر خود مرارنجور میدارد
- محتشم کاشانی (غزلیات)/عاشق از حسرت دیدار تو آهی نکند
- محتشم کاشانی (غزلیات)/عاشقان نرد محبت چو به دلبر بازند
- محتشم کاشانی (غزلیات)/عجب که دولت من بیبقائی نکند
- محتشم کاشانی (غزلیات)/عجب گیرنده راهی بود در عاشق ربائیها
- محتشم کاشانی (غزلیات)/عرق از برگ گل انگیختنش را نگرید
- محتشم کاشانی (غزلیات)/عشق کهن به کوی تو میآردم هنوز
- محتشم کاشانی (غزلیات)/عقل در میدان عشق آهسته میراند فرس
- محتشم کاشانی (غزلیات)/عمرها فکر وصال تو عبث بود عبث
- محتشم کاشانی (غزلیات)/غمزهاش دست چو بر غارت جان بگشاید
- محتشم کاشانی (غزلیات)/غیر مگذار که در بزم تو آید گستاخ
- محتشم کاشانی (غزلیات)/فتنه میخیزد از آن ترکانه دامن برزدن
- محتشم کاشانی (غزلیات)/فرمود مرا سجدهی خویش آن بت رعنا
- محتشم کاشانی (غزلیات)/فضای کلبهی فقر آن قدر صفا دارد
- محتشم کاشانی (غزلیات)/فغان که همسفر غیر شد حبیب و برفت
- محتشم کاشانی (غزلیات)/فلک به من نفسی گرچه سر گرانش کرد
- محتشم کاشانی (غزلیات)/قاصد رساند مژده که جانان ما رسید
- محتشم کاشانی (غزلیات)/قضا از آسمان هرگه در بیداد بگشاید
- محتشم کاشانی (غزلیات)/قلم نسخ بران بر ورق حسن همه
- محتشم کاشانی (غزلیات)/لب پر سوال بر سر راهی نشستهام
- محتشم کاشانی (غزلیات)/لشگر عشقت سیاهی میکند از دور باز
- محتشم کاشانی (غزلیات)/لعل تو رد شکست من زمزمه بس نمیکند
- محتشم کاشانی (غزلیات)/ما به عهدت خانهی دل از طرب پرداختیم
- محتشم کاشانی (غزلیات)/ما که میسازیم خود را در فراق او هلاک
- محتشم کاشانی (غزلیات)/مالک المک شوم چون ز جنون هامون را
- محتشم کاشانی (غزلیات)/مباش ای مدعی خوش دل که از من رنجه شد خویش
- محتشم کاشانی (غزلیات)/مبین به چشم کم ای شوخ نازنین ما را
- محتشم کاشانی (غزلیات)/محتشم چون عمر صرف خدمت وی میکنی
- محتشم کاشانی (غزلیات)/محل گرمی جولان بزیر سرو بلندش
- محتشم کاشانی (غزلیات)/مدعی در مجلسم جا میدهد پهلوی تو
- محتشم کاشانی (غزلیات)/مدعی چند بود با سگ آن کو مخصوص
- محتشم کاشانی (غزلیات)/مدعی که آتش اعراض فروزندهی توست
- محتشم کاشانی (غزلیات)/مرا به دست غم خود گذاشتی رفتی
- محتشم کاشانی (غزلیات)/مرا حرص نگه هردم به رغبت میبرد جائی
- محتشم کاشانی (غزلیات)/مرا خیال تو شبها به خواب نگذارد
- محتشم کاشانی (غزلیات)/مرا صید افکنی زد زخم و بند افند در گردن
- محتشم کاشانی (غزلیات)/مراست رشتهی جان کاکل معنبر او
- محتشم کاشانی (غزلیات)/مردم و بر دل من باز غم یار هنوز
- محتشم کاشانی (غزلیات)/مطرب بگو که این تری و این ترانه چیست
- محتشم کاشانی (غزلیات)/مفتون چشم کم نگه پر فتنهات شوم
- محتشم کاشانی (غزلیات)/ملامت گو که گاهی همچو ماه از روزنت بیند
- محتشم کاشانی (غزلیات)/من آنم که جز عشق کاری ندارم
- محتشم کاشانی (غزلیات)/من از رغم غزالی شهسواری کردهام پیدا
- محتشم کاشانی (غزلیات)/من بیتو ندارم از چمن حظ
- محتشم کاشانی (غزلیات)/من شیدا چرا از عقل و دین یک باره برگشتم