صفحههای ردهبندینشده
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۳٬۶۰۱ تا #۳٬۶۵۰.
- عطار (درتعصب گوید)/ای گرفتار تعصب مانده
- عطار (درتعصب گوید)/خورد بر یک جایگه روزی بلال
- عطار (درتعصب گوید)/زو یکی پرسید کای صاحب قبول
- عطار (درتعصب گوید)/سید عالم بخواست از کردگار
- عطار (درتعصب گوید)/مصطفا جایی فرود آمد به راه
- عطار (درتعصب گوید)/چون عمر پیش اویس آمد به جوش
- عطار (درتعصب گوید)/چونک آن بدبخت آخر از قضا
- عطار (درتعصب گوید)/گر علی بود و اگر صدیق بود
- عطار (سیمرغ در پیشگاه سیمرغ)
- عطار (سیمرغ در پیشگاه سیمرغ)/جملهی پرندگان روزگار
- عطار (سیمرغ در پیشگاه سیمرغ)/زین سخن مرغان وادی سر به سر
- عطار (سیمرغ در پیشگاه سیمرغ)/پادشاهی بود عالم زان او
- عطار (سیمرغ در پیشگاه سیمرغ)/گفت مجنون گر همه روی زمین
- عطار (سیمرغ در پیشگاه سیمرغ)/گفت چون در آتش افروخته
- عطار (سیمرغ در پیشگاه سیمرغ)/یوسفی کانجم سپندش سوختند
- عطار (عذر آوردن مرغان)
- عطار (عذر آوردن مرغان)/آن دو روبه چون به هم هم برشدند
- عطار (عذر آوردن مرغان)/آن عزیزی گفت شد هفتاد سال
- عطار (عذر آوردن مرغان)/آن یکی دانم ز بیخویشی خویش
- عطار (عذر آوردن مرغان)/احمد حنبل امام عصر بود
- عطار (عذر آوردن مرغان)/از نبی در خواست مردی پر نیاز
- عطار (عذر آوردن مرغان)/از پس تابوت میشد سوگوار
- عطار (عذر آوردن مرغان)/بس سبک مردی گران جان میدوید
- عطار (عذر آوردن مرغان)/بندهای را خلعتی بخشید شاه
- عطار (عذر آوردن مرغان)/بود آن دیوانه خون از دل چکان
- عطار (عذر آوردن مرغان)/بود آن دیوانه دل برخاسته
- عطار (عذر آوردن مرغان)/بود اندر مصر شاهی نامدار
- عطار (عذر آوردن مرغان)/بود در کاریز بیسرمایهای
- عطار (عذر آوردن مرغان)/بود در کنجی یکی دیوانه خوار
- عطار (عذر آوردن مرغان)/بود درویشی ز فرط عشق زار
- عطار (عذر آوردن مرغان)/بود مجنونی عجب در کوه سار
- عطار (عذر آوردن مرغان)/بود مردی شیردل خصم افکنی
- عطار (عذر آوردن مرغان)/بود مستی سخت لایعقل، خراب
- عطار (عذر آوردن مرغان)/بوعلی طوسی که پیر عهد بود
- عطار (عذر آوردن مرغان)/تاجری مالی و ملکی چند داشت
- عطار (عذر آوردن مرغان)/حق تعالی گفت ای داود پاک
- عطار (عذر آوردن مرغان)/حق تعالی گفت با موسی به راز
- عطار (عذر آوردن مرغان)/حق تعالی گفت قارون زار زار
- عطار (عذر آوردن مرغان)/خاست اندر مصر قحطی ناگهان
- عطار (عذر آوردن مرغان)/خالق آفاق من فوق الحجاب
- عطار (عذر آوردن مرغان)/خسروی میرفت در دشت شکار
- عطار (عذر آوردن مرغان)/خسروی میشد به شهر خویش باز
- عطار (عذر آوردن مرغان)/خواجه زنگی را غلامی چست بود
- عطار (عذر آوردن مرغان)/خواجهای میگفت در وقت نماز
- عطار (عذر آوردن مرغان)/خواجهای کز تخمهی اکاف بود
- عطار (عذر آوردن مرغان)/خورد عیسی آبی از جویی خوش آب
- عطار (عذر آوردن مرغان)/خونیی را کشت شاهی در عقاب
- عطار (عذر آوردن مرغان)/داد از خود پیرتر کستان خبر
- عطار (عذر آوردن مرغان)/داشت ریشی بس بزرگ آن ابلهی
- عطار (عذر آوردن مرغان)/در بر شیخی سگی میشد پلید