صفحههای بدون پیوندهای زبان
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
این صفحات پیوندی به صفحهای به زبان دیگر نمیدارند:
نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۳۴٬۶۵۱ تا #۳۴٬۷۰۰.
- فروغی بسطامی (غزلیات)/این چه تابی است که آن حلقهی گیسو دارد
- فروغی بسطامی (غزلیات)/این چه دامی است که از سنبل مشکین داری
- فروغی بسطامی (غزلیات)/با آن غزال وحشی گر خواهی آرمیدن
- فروغی بسطامی (غزلیات)/با آن که می از شیشه به پیمانه نکردی
- فروغی بسطامی (غزلیات)/با رقیب آمدی به محفل من
- فروغی بسطامی (غزلیات)/با من اگر خواجه سری داشتی
- فروغی بسطامی (غزلیات)/با وجود نگه مست تو هشیار نماند
- فروغی بسطامی (غزلیات)/بار محبت از همه باری گرانتر است
- فروغی بسطامی (غزلیات)/باعث مردن بلای عشق باشد مرا
- فروغی بسطامی (غزلیات)/بتان به مملکت حسن پادشاهانند
- فروغی بسطامی (غزلیات)/بخت سیه به کین من، چشم سیاه یار هم
- فروغی بسطامی (غزلیات)/بر در میخانه تا مقام گرفتم
- فروغی بسطامی (غزلیات)/بر دوش تو تا زلف زرهپوش تو افتاد
- فروغی بسطامی (غزلیات)/بر زلف تو باید که ره شانه ببندند
- فروغی بسطامی (غزلیات)/بر سر آتش سوزنده نشیمن کردم
- فروغی بسطامی (غزلیات)/بر سر راه تو افتاده سری نیست که نیست
- فروغی بسطامی (غزلیات)/بر سر هر مژه چندین گل رنگین دارم
- فروغی بسطامی (غزلیات)/بر صفحهی رخ از خط مشکین رقم مزن
- فروغی بسطامی (غزلیات)/بس که بنشسته تا پر بر تنم پیکان عشق
- فروغی بسطامی (غزلیات)/بس که دل سوختگی ز آتش هجران دارم
- فروغی بسطامی (غزلیات)/بس که فرخ رخ و شکر لب و شیرین دهنی
- فروغی بسطامی (غزلیات)/بستهی زلف تو شوریده سرانند هنوز
- فروغی بسطامی (غزلیات)/بنشست و ز رخ پرده برانداخته برخاست
- فروغی بسطامی (غزلیات)/به امیدی که وفا خواهم دید
- فروغی بسطامی (غزلیات)/به بوسهای ز دهان تو آرزومندم
- فروغی بسطامی (غزلیات)/به جان تا شوق جانان است ما را
- فروغی بسطامی (غزلیات)/به جلوه کاش درآید مه نکوسیرم
- فروغی بسطامی (غزلیات)/به حلقهی سر زلف تو پایبند شدم
- فروغی بسطامی (غزلیات)/به خون تپیده ز بازوی قاتلی تن من
- فروغی بسطامی (غزلیات)/به دیر و حرم، فارغ از کفر و دینم
- فروغی بسطامی (غزلیات)/به زیر تیغ نداریم مدعا جز تو
- فروغی بسطامی (غزلیات)/به شکر خنده دل بردی ز هر زیبا نگارینی
- فروغی بسطامی (غزلیات)/به هر غمی که رسد از تو خاطرم شاد است
- فروغی بسطامی (غزلیات)/به که باشم بی قرار از زلف یار خویشتن
- فروغی بسطامی (غزلیات)/به کویش دوش یا رب یا ربی بود
- فروغی بسطامی (غزلیات)/به یک پیمانه با ساقی چنان بستیم پیمان را
- فروغی بسطامی (غزلیات)/بهل ز صورت خوبت نقاب بردارند
- فروغی بسطامی (غزلیات)/بوسه آخر نزدم آن دهن نوشین را
- فروغی بسطامی (غزلیات)/بگشا به تبسم لب شیرین شکربار
- فروغی بسطامی (غزلیات)/بیدادگر نگارا تا کی جفا توان کرد
- فروغی بسطامی (غزلیات)/تا اختیار کردم سر منزل رضا را
- فروغی بسطامی (غزلیات)/تا از دو چشم مستت بیمار و دردمندیم
- فروغی بسطامی (غزلیات)/تا از مژهی دلکش تیری به کمان داری
- فروغی بسطامی (غزلیات)/تا با تو آرمیدهام از خود رمیدهام
- فروغی بسطامی (غزلیات)/تا با کمان ابرو بنشست در کمینم
- فروغی بسطامی (غزلیات)/تا بدان طرهی طرار گرفتار شدیم
- فروغی بسطامی (غزلیات)/تا بر اطراف رخت جعد چلیپایی هست
- فروغی بسطامی (غزلیات)/تا به جفایت خوشم، ترک جفا کردهای
- فروغی بسطامی (غزلیات)/تا به در میکده جا کردهام
- فروغی بسطامی (غزلیات)/تا به دل خوردهام از عشق گلی خاری چند