صفحههای بدون پیوندهای زبان
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
این صفحات پیوندی به صفحهای به زبان دیگر نمیدارند:
نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۳۳٬۵۵۱ تا #۳۳٬۶۰۰.
- عطار (غزلیات)/سر مویی سر عالم ندارم
- عطار (غزلیات)/سر پا برهنگانیم اندر جهان فتاده
- عطار (غزلیات)/سرمست به بوستان برآمد
- عطار (غزلیات)/سرمست درآمد از سر کوی
- عطار (غزلیات)/سرو چون قد خرامان تو نیست
- عطار (غزلیات)/سواد خط تو چون نافع نظر دیدم
- عطار (غزلیات)/سوختی جانم چه میسازی مرا
- عطار (غزلیات)/شادی به روزگار شناسندگان مست
- عطار (غزلیات)/شب را ز تیغ صبحدم خون است عمدا ریخته
- عطار (غزلیات)/شبی کز زلف تو عالم چو شب بود
- عطار (غزلیات)/شرح لب لعلت به زبان مینتوان داد
- عطار (غزلیات)/شعله زد شمع جمال او ز دولتخانهای
- عطار (غزلیات)/شمع رویت ختم زیبایی بس است
- عطار (غزلیات)/شمع رویت را دلم پروانهای است
- عطار (غزلیات)/شکن زلف چو زنار بتم پیدا شد
- عطار (غزلیات)/شیر در کار عشق مسکین است
- عطار (غزلیات)/شیفتهی حلقهی گوش توام
- عطار (غزلیات)/صبح از پرده به در میآید
- عطار (غزلیات)/صبح بر افراخت علم ای غلام
- عطار (غزلیات)/صبح بر شب شتاب میآرد
- عطار (غزلیات)/صبح برانداخت نقاب ای غلام
- عطار (غزلیات)/صبح دم زد ساقیا هین الصبوح
- عطار (غزلیات)/صبح رخ از پرده نمود ای غلام
- عطار (غزلیات)/صد قلزم سیماب بین بر طارم زر ریخته
- عطار (غزلیات)/صورت نبندد ای صنم، بی زلف تو آرام دل
- عطار (غزلیات)/طرقوا یا عاشقان کین منزل جانان ماست
- عطار (غزلیات)/طریق عشق جانا بی بلا نیست
- عطار (غزلیات)/طمع وصل تو مجالم نیست
- عطار (غزلیات)/عاشق تو جان مختصر که پسندد
- عطار (غزلیات)/عاشق لعل شکربار توام
- عطار (غزلیات)/عاشقان از خویشتن بیگانهاند
- عطار (غزلیات)/عاشقان زندهدل به نام تو اند
- عطار (غزلیات)/عاشقان چون به هوش باز آیند
- عطار (غزلیات)/عاشقانی کز نسیم دوست جان میپرورند
- عطار (غزلیات)/عاشقی نه دل نه دین میبایدش
- عطار (غزلیات)/عاشقی و بی نوایی کار ماست
- عطار (غزلیات)/عاشقی چیست ترک جان گفتن
- عطار (غزلیات)/عزم آن دارم که امشب نیم مست
- عطار (غزلیات)/عزم خرابات بیقنا نتوان کرد
- عطار (غزلیات)/عزم عشق دلستانی داشتم
- عطار (غزلیات)/عزیزا هر دو عالم سایهی توست
- عطار (غزلیات)/عشق آبم برد گو آبم ببر
- عطار (غزلیات)/عشق آمد و آتشی به دل در زد
- عطار (غزلیات)/عشق آن باشد که غایت نبودش
- عطار (غزلیات)/عشق بالای کفر و دین دیدم
- عطار (غزلیات)/عشق بی درد ناتمام بود
- عطار (غزلیات)/عشق تو به جان دریغم آید
- عطار (غزلیات)/عشق تو به سینه تاختن برد
- عطار (غزلیات)/عشق تو در جان من ای جان من
- عطار (غزلیات)/عشق تو ز اختیار بیرون است