صفحههای بدون پیوندهای زبان
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
این صفحات پیوندی به صفحهای به زبان دیگر نمیدارند:
نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۳۳٬۳۵۱ تا #۳۳٬۴۰۰.
- عطار (غزلیات)/جانا حدیث حسنت در داستان نگنجد
- عطار (غزلیات)/جانا دلم ببردی در قعر جان نشستی
- عطار (غزلیات)/جانا دلم ببردی و جانم بسوختی
- عطار (غزلیات)/جانا دهنی چو پسته داری
- عطار (غزلیات)/جانا ز فراق تو این محنت جان تا کی
- عطار (غزلیات)/جانا شعاع رویت در جسم و جان نگنجد
- عطار (غزلیات)/جانا مرا چه سوزی چون بال و پر ندارم
- عطار (غزلیات)/جانا منم ز مستی سر در جهان نهاده
- عطار (غزلیات)/جهان از باد نوروزی جوان شد
- عطار (غزلیات)/جهان جمله تویی تو در جهان نه
- عطار (غزلیات)/جهانی جان چو پروانه از آن است
- عطار (غزلیات)/حدیث عشق در دفتر نگنجد
- عطار (غزلیات)/حدیث فقر را محرم نباشد
- عطار (غزلیات)/حسن تو رونق جهان بشکست
- عطار (غزلیات)/خاصگان محرم سلطان عشق
- عطار (غزلیات)/خاصیت عشقت که برون از دو جهان است
- عطار (غزلیات)/خال مشکین بر آفتاب مزن
- عطار (غزلیات)/خال مشکین بر گلستان می زنی
- عطار (غزلیات)/خاک کوی توام تو میدانی
- عطار (غزلیات)/خاک کویت هر دو عالم در نیافت
- عطار (غزلیات)/خبرت هست که خون شد جگرم
- عطار (غزلیات)/خراباتی است پر رندان سرمست
- عطار (غزلیات)/خط مکش در وفا کزآن توام
- عطار (غزلیات)/خطت خورشید را در دامن آورد
- عطار (غزلیات)/خطش مشک از زنخدان می برآرد
- عطار (غزلیات)/خطی از غالیه بر غالیهدان آوردی
- عطار (غزلیات)/خطی سبز از زنخدان می بر آورد
- عطار (غزلیات)/خطی کان سرو بالا میدرآرد
- عطار (غزلیات)/خواجه تا چند حساب زر و دینار کنی
- عطار (غزلیات)/خورد بر شب صبحدم شام ای غلام
- عطار (غزلیات)/خویش را چند ز اندیشه به سر گردانم
- عطار (غزلیات)/خیز و از می آتشی در ما فکن
- عطار (غزلیات)/دامن دل از تو در خون میکشم
- عطار (غزلیات)/در خطت تا دل به جان در بستهام
- عطار (غزلیات)/در درد عشق یک دل بیدار می نبینم
- عطار (غزلیات)/در دل دارم جهانی بیتو من
- عطار (غزلیات)/در دلم افتاد آتش ساقیا
- عطار (غزلیات)/در دلم بنشستهای بیرون میا
- عطار (غزلیات)/در دلم تا برق عشق او بجست
- عطار (غزلیات)/در ده خبر است این که ز مه ده خبری نیست
- عطار (غزلیات)/در ده می عشق یک دم ای ساقی
- عطار (غزلیات)/در راه تو مردانند از خویش نهان مانده
- عطار (غزلیات)/در راه تو هر که راهبر شد
- عطار (غزلیات)/در راه عشق هر دل کو خصم خویشتن شد
- عطار (غزلیات)/در ره او بی سر و پا میروم
- عطار (غزلیات)/در ره عشاق نام و ننگ نیست
- عطار (غزلیات)/در ره عشق تو پایان کس ندید
- عطار (غزلیات)/در رهت حیران شدم ای جان من
- عطار (غزلیات)/در زیر بار عشقت هر توسنی چه سنجد
- عطار (غزلیات)/در سرم از عشقت این سودا خوش است