صفحههای بدون پیوندهای زبان
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
این صفحات پیوندی به صفحهای به زبان دیگر نمیدارند:
نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۳۲٬۴۰۱ تا #۳۲٬۴۵۰.
- صائب تبریزی (غزلیات)/با کمال احتیاج، از خلق استغنا خوش است
- صائب تبریزی (غزلیات)/باد بهار مرهم دلهای خسته است
- صائب تبریزی (غزلیات)/بار غم از دلم می گلرنگ برنداشت
- صائب تبریزی (غزلیات)/بده می که بر قلب گردون زنیم!
- صائب تبریزی (غزلیات)/به تنگ همچو شرر از بقای خویشتنم
- صائب تبریزی (غزلیات)/به دامن میدود اشکم، گریبان میدرد هوشم
- صائب تبریزی (غزلیات)/به زیر چرخ دل شادمان نمیباشد
- صائب تبریزی (غزلیات)/به ساغر نقل کرد از خم، شراب آهسته آهسته
- صائب تبریزی (غزلیات)/به شکر این که داری دست بر میخانه ای ساقی
- صائب تبریزی (غزلیات)/به غم نشاط من خاکسار نزدیک است
- صائب تبریزی (غزلیات)/بهار گشت، ز خود عارفانه بیرون آی
- صائب تبریزی (غزلیات)/بوی گل و نسیم صبا میتوان شدن
- صائب تبریزی (غزلیات)/بی قدر ساخت خود را، نخوت فزود ما را
- صائب تبریزی (غزلیات)/بیخود ز نوای دل دیوانهی خویشم
- صائب تبریزی (غزلیات)/تا از خودی خود نبریدند عزیزان
- صائب تبریزی (غزلیات)/تا به کی درخواب سنگین روزگارم بگذرد
- صائب تبریزی (غزلیات)/تا چند گرد کعبه بگردم به بوی دل؟
- صائب تبریزی (غزلیات)/تابه فکر خود فتادم، روزگار از دست رفت
- صائب تبریزی (غزلیات)/ترک سر کردم، ز جیب آسمان سر بر زدم
- صائب تبریزی (غزلیات)/توبه از می به چه تدبیر توانم کردن؟
- صائب تبریزی (غزلیات)/جذبهی شوق اگر از جانب کنعان نرسد
- صائب تبریزی (غزلیات)/جز غبار از سفر خاک چه حاصل کردیم؟
- صائب تبریزی (غزلیات)/جویای تو با کعبهی گل کار ندارد
- صائب تبریزی (غزلیات)/حجاب جسم را از پیش جان بردار ای ساقی
- صائب تبریزی (غزلیات)/حضور دل نبود با عبادتی که مراست
- صائب تبریزی (غزلیات)/خار در پیراهن فرزانه میریزیم ما
- صائب تبریزی (غزلیات)/خاکی به لب گور فشاندیم و گذشتیم
- صائب تبریزی (غزلیات)/خجلت ز عشق پاک گهر میبریم ما
- صائب تبریزی (غزلیات)/خدایا قطرهام را شورش دریا کرامت کن
- صائب تبریزی (غزلیات)/خواری از اغیار بهر یار میباید کشید
- صائب تبریزی (غزلیات)/خوش آن که از دو جهان گوشهی غمی دارد
- صائب تبریزی (غزلیات)/دانستهام غرور خریدار خویش را
- صائب تبریزی (غزلیات)/دایم ز خود سفر چو شرر میکنیم ما
- صائب تبریزی (غزلیات)/دایم ستیزه با دل افگار میکنی
- صائب تبریزی (غزلیات)/در نمود نقشها بیاختیار افتادهام
- صائب تبریزی (غزلیات)/در کدامین چمن ای سرو به بار آمدهای؟
- صائب تبریزی (غزلیات)/در کشاکش از زبان آتشین بودم چو شمع
- صائب تبریزی (غزلیات)/درون گنبد گردون فتنه بار مخسب
- صائب تبریزی (غزلیات)/دست در دامن رنگین بهاری نزدم
- صائب تبریزی (غزلیات)/دل از مشاهدهی لالهزار نگشاید
- صائب تبریزی (غزلیات)/دل را به زلف پرچین، تسخیر میتوان کرد
- صائب تبریزی (غزلیات)/دل را نگاه گرم تو دیوانه میکند
- صائب تبریزی (غزلیات)/دل را کجا به زلف رسا میتوان رساند؟
- صائب تبریزی (غزلیات)/دل ز هر نقش گشته ساده مرا
- صائب تبریزی (غزلیات)/دلربایانه دگر بر سر ناز آمدهای
- صائب تبریزی (غزلیات)/دلم ز پاس نفس تار میشود، چه کنم
- صائب تبریزی (غزلیات)/دنبال دل کمند نگاه کسی مباد
- صائب تبریزی (غزلیات)/دو عالم شد ز یاد آن سمن سیما فراموشم
- صائب تبریزی (غزلیات)/دیدن روی تو ظلم است و ندیدن مشکل است
- صائب تبریزی (غزلیات)/دیدهی ما سیر چشمان، شان دنیا بشکند