صفحه‌های بدون پیوندهای زبان

پرش به ناوبری پرش به جستجو

این صفحات پیوندی به صفحه‌ای به زبان دیگر نمی‌دارند:

نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۳۱٬۸۵۱ تا #۳۱٬۹۰۰.

  1. سیف فرغانی (غزلها)/رفتی و دل ربودی یک شهر مبتلا را
  2. سیف فرغانی (غزلها)/رفتی و نام تو ز زبانم نمی‌رود
  3. سیف فرغانی (غزلها)/زهی با لعل میگونت شکر هیچ
  4. سیف فرغانی (غزلها)/زهی خورشید را داده رخ تو حسن و زیبایی
  5. سیف فرغانی (غزلها)/شبی از مجلس مستان برآمد ناله‌ی چنگش
  6. سیف فرغانی (غزلها)/طوطی خجل فروماند از بلبل زبانت
  7. سیف فرغانی (غزلها)/عشق تو زیر و زبر دارد دلم
  8. سیف فرغانی (غزلها)/عشق را حمل بر مجاز مکن
  9. سیف فرغانی (غزلها)/قند خجل می‌شود از لب چون شکرش
  10. سیف فرغانی (غزلها)/قومی که جان به حضرت جانان همی برند
  11. سیف فرغانی (غزلها)/مرا که در تن بی‌قوت است جانی خشک
  12. سیف فرغانی (غزلها)/مرا گر دولتی باشد که روزی با تو بنشینم
  13. سیف فرغانی (غزلها)/مرغ دلم صید کرد غمزه‌ی چون تیر او
  14. سیف فرغانی (غزلها)/مست عشقت به خود نیاید باز
  15. سیف فرغانی (غزلها)/مشکل است این که کسی را به کسی دل برود
  16. سیف فرغانی (غزلها)/من ز عشق تو رستم از غم خویش
  17. سیف فرغانی (غزلها)/مه نکویی ز روی او دارد
  18. سیف فرغانی (غزلها)/نور رخ تو قمر ندارد
  19. سیف فرغانی (غزلها)/نگار من چو اندر من نظر کرد
  20. سیف فرغانی (غزلها)/نگارا دل همی خواهد که عشقت را نهان دارد
  21. سیف فرغانی (غزلها)/هر که در عشق نمیرد به بقایی نرسد
  22. سیف فرغانی (غزلها)/هلال حسن به عهد رخ تو یافت کمال
  23. سیف فرغانی (غزلها)/همچو من وصل تو را هیچ سزاواری هست؟
  24. سیف فرغانی (غزلها)/چشم تو کو جز دل سیاه ندارد
  25. سیف فرغانی (غزلها)/چنان عشقش پریشان کرد ما را
  26. سیف فرغانی (غزلها)/چو بیند روی تو ای نازنین گل
  27. سیف فرغانی (غزلها)/چو روی تو گل رنگین ندیدم
  28. سیف فرغانی (غزلها)/چو شد به خنده شکر بار پسته‌ی دهنش
  29. سیف فرغانی (غزلها)/چو هیچ می‌نکنی التفات با ما تو
  30. سیف فرغانی (غزلها)/چون برآمد آفتاب از مشرق پیراهنش
  31. سیف فرغانی (غزلها)/چون تو را میل و مرا از تو شکیبایی نیست؟!
  32. سیف فرغانی (غزلها)/کسی کو همچو تو جانان ندارد
  33. سیف فرغانی (غزلها)/کیست درین دور پیر اهل معانی
  34. سیف فرغانی (غزلها)/کیست کاندر دو جهان عاشق دیدار تو نیست
  35. سیف فرغانی (غزلها)/گر عیب کنی که زار می‌نالم
  36. سیف فرغانی (غزلها)/گر چه جان می‌دهم از آرزوی دیدارش
  37. سیف فرغانی (غزلها)/گر کسی را حسد آید که تو را می‌نگرم
  38. سیف فرغانی (غزلها)/یار من خسرو خوبان و لبش شیرین است
  39. سیف فرغانی (قصاید و قطعات)
  40. سیف فرغانی (قصاید و قطعات)/آن خداوندی که عالم آن اوست
  41. سیف فرغانی (قصاید و قطعات)/ای بلبل بوستان معقول
  42. سیف فرغانی (قصاید و قطعات)/ای تو را در کار دنیا بوده دست افزار دین
  43. سیف فرغانی (قصاید و قطعات)/ای جان تو مسافر مهمان سرای خاک!
  44. سیف فرغانی (قصاید و قطعات)/ای دل بنه سر و مکش از کوی یار پای
  45. سیف فرغانی (قصاید و قطعات)/ای ز بازار جهان حاصل تو گفتاری
  46. سیف فرغانی (قصاید و قطعات)/ای ز عکس روی تو چون مه منور آینه
  47. سیف فرغانی (قصاید و قطعات)/ای ز لعل تو چاشنی قند و شکر
  48. سیف فرغانی (قصاید و قطعات)/ای صبا با دم من کن نفسی همراهی
  49. سیف فرغانی (قصاید و قطعات)/ای صبا گر سوی تبریز افتدت روزی گذر
  50. سیف فرغانی (قصاید و قطعات)/ای قوم درین عزا بگریید