صفحههای بدون پیوندهای زبان
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
این صفحات پیوندی به صفحهای به زبان دیگر نمیدارند:
نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۳۱٬۲۵۱ تا #۳۱٬۳۰۰.
- سنایی غزنوی (غزلیات)/به درگاه عشقت چه نامی چه ننگی
- سنایی غزنوی (غزلیات)/به صفت گر چه نقش بی جانم
- سنایی غزنوی (غزلیات)/بی تو ای آرام جانم زندگانی چون کنم
- سنایی غزنوی (غزلیات)/بی تو یک روز بود نتوانم
- سنایی غزنوی (غزلیات)/بی صحبت تو جهان نخواهم
- سنایی غزنوی (غزلیات)/بیهوده چه شینید اگر مرد مصافید
- سنایی غزنوی (غزلیات)/تا بدیدم بتکده بی بت دلم آتشکدست
- سنایی غزنوی (غزلیات)/تا بدیدم زلف عنبرسای تو
- سنایی غزنوی (غزلیات)/تا بر آن روی چو ماه آموختم
- سنایی غزنوی (غزلیات)/تا به بستانم نشاندی بر بساط انبساط
- سنایی غزنوی (غزلیات)/تا به رخسار تو نگه کردم
- سنایی غزنوی (غزلیات)/تا به گرد روی آن شیرین پسر گردم همی
- سنایی غزنوی (غزلیات)/تا جایزی همی نشناسی ز لایجوز
- سنایی غزنوی (غزلیات)/تا جهان باشد نخواهم در جهان هجران عشق
- سنایی غزنوی (غزلیات)/تا خیال آن بت قصاب در چشم منست
- سنایی غزنوی (غزلیات)/تا دل من صید شد در دام عشق
- سنایی غزنوی (غزلیات)/تا رقم عاشقی در دلم آمد پدید
- سنایی غزنوی (غزلیات)/تا سوی خرابات شد آن شاه خرابات
- سنایی غزنوی (غزلیات)/تا شیفتهی عارض گلرنگ فلانم
- سنایی غزنوی (غزلیات)/تا لب تو آنچه بهتر آن برد
- سنایی غزنوی (غزلیات)/تا ما به سر کوی تو آرام گرفتیم
- سنایی غزنوی (غزلیات)/تا مسند کفر اندر اسلام نهادستی
- سنایی غزنوی (غزلیات)/تا معتکف راه خرابات نگردی
- سنایی غزنوی (غزلیات)/تا من به تو ای بت اقتدی کردم
- سنایی غزنوی (غزلیات)/تا نقش خیال دوست با ماست
- سنایی غزنوی (غزلیات)/تا نگار من ز محفل پای در محمل نهاد
- سنایی غزنوی (غزلیات)/تا هلاک عاشقان از طرهی شبرنگ تست
- سنایی غزنوی (غزلیات)/تا کی از عشوه و بهانهی تو
- سنایی غزنوی (غزلیات)/تا کی از ناموس هیهات ای پسر
- سنایی غزنوی (غزلیات)/تا کی ز تو من عذاب بینم
- سنایی غزنوی (غزلیات)/تا کی کنم از طرهی تو فریاد
- سنایی غزنوی (غزلیات)/تا گل لعل روی بنمودست
- سنایی غزنوی (غزلیات)/تخم بد کردن نباید کاشتن
- سنایی غزنوی (غزلیات)/ترا باری چو من گر یار باید
- سنایی غزنوی (غزلیات)/ترا دل دادم ای دلبر شبت خوش باد من رفتم
- سنایی غزنوی (غزلیات)/تماشا را یکی بخرام در بستان جان ای جان
- سنایی غزنوی (غزلیات)/تو آفت عقل و جان و دینی
- سنایی غزنوی (غزلیات)/توبهی من جزع و لعل و زلف و رخسارت شکست
- سنایی غزنوی (غزلیات)/جام را نام ای سنایی گنج کن
- سنایی غزنوی (غزلیات)/جام می پر کن که بی جام میم انجام نیست
- سنایی غزنوی (غزلیات)/جان جز پیش خود چمانه منه
- سنایی غزنوی (غزلیات)/جانا اگر چه یار دگر میکنی مکن
- سنایی غزنوی (غزلیات)/جانا بجز از عشق تو دیگر هوسم نیست
- سنایی غزنوی (غزلیات)/جانا دل دشمنان حزین کن
- سنایی غزنوی (غزلیات)/جانا ز غم عشق تو من زارم من زار
- سنایی غزنوی (غزلیات)/جانا ز لب آموز کنون بنده خریدن
- سنایی غزنوی (غزلیات)/جانا نخست ما را مرد مدام گردان
- سنایی غزنوی (غزلیات)/جانا نگویی آخر ما را که تو کجایی
- سنایی غزنوی (غزلیات)/جاودان خدمت کنند آن چشم سحر آمیز را
- سنایی غزنوی (غزلیات)/جاوید زی ای تو جان شیرین