صفحه‌های بدون پیوندهای زبان

پرش به ناوبری پرش به جستجو

این صفحات پیوندی به صفحه‌ای به زبان دیگر نمی‌دارند:

نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۳۰٬۷۰۱ تا #۳۰٬۷۵۰.

  1. سعدی (غزلیات)/گر به رخسار چو ماهت صنما می‌نگرم
  2. سعدی (غزلیات)/گر تیغ برکشد که محبان همی‌زنم
  3. سعدی (غزلیات)/گر جان طلبی فدای جانت
  4. سعدی (غزلیات)/گر درون سوخته‌ای با تو برآرد نفسی
  5. سعدی (غزلیات)/گر دست دهد هزار جانم
  6. سعدی (غزلیات)/گر صبر دل از تو هست و گر نیست
  7. سعدی (غزلیات)/گر غصه روزگار گویم
  8. سعدی (غزلیات)/گر ماه من برافکند از رخ نقاب را
  9. سعدی (غزلیات)/گر متصور شدی با تو درآمیختن
  10. سعدی (غزلیات)/گر من ز محبتت بمیرم
  11. سعدی (غزلیات)/گر کسی سرو شنیدست که رفتست اینست
  12. سعدی (غزلیات)/گر کنم در سر وفات سری
  13. سعدی (غزلیات)/گر گویمت که سروی سرو این چنین نباشد
  14. سعدی (غزلیات)/گر یکی از عشق برآرد خروش
  15. سعدی (غزلیات)/گردن افراشته‌ام بر فلک از طالع خویش
  16. سعدی (غزلیات)/گرم بازآمدی محبوب سیم اندام سنگین دل
  17. سعدی (غزلیات)/گرم راحت رسانی ور گزایی
  18. سعدی (غزلیات)/گرم قبول کنی ور برانی از بر خویش
  19. سعدی (غزلیات)/گفتم آهن دلی کنم چندی
  20. سعدی (غزلیات)/گفتم به عقل پای برآرم ز بند او
  21. سعدی (غزلیات)/گفتم مگر به خواب ببینم خیال دوست
  22. سعدی (غزلیات)/گفتمش سیر ببینم مگر از دل برود
  23. سعدی (غزلیات)/گلبنان پیرایه بر خود کرده‌اند
  24. سعدی (غزلیات)/گلست آن یاسمن یا ماه یا روی
  25. سعدی (غزلیات)/گو خلق بدانند که من عاشق و مستم
  26. سعدی (غزلیات)/گواهی امینست بر درد من
  27. سعدی (غزلیات)/یا رب آن رویست یا برگ سمن
  28. سعدی (غزلیات)/یا رب شب دوشین چه مبارک سحری بود
  29. سعدی (غزلیات)/یاد می‌داری که با من جنگ در سر داشتی
  30. سعدی (غزلیات)/یار آن بود که صبر کند بر جفای یار
  31. سعدی (غزلیات)/یار با ما بی‌وفایی می‌کند
  32. سعدی (غزلیات)/یار باید که هر چه یار کند
  33. سعدی (غزلیات)/یار بیگانه نگیرد هر که دارد یار خویش
  34. سعدی (غزلیات)/یار من آن که لطف خداوند یار اوست
  35. سعدی (غزلیات)/یار گرفته‌ام بسی چون تو ندیده‌ام کسی
  36. سعدی (غزلیات)/یارا بهشت صحبت یاران همدمست
  37. سعدی (غزلیات)/یارا قدحی پر کن از آن داروی مستی
  38. سعدی (غزلیات)/یاری به دست کن که به امید راحتش
  39. سعدی (غزلیات)/یک امشبی که در آغوش شاهد شکرم
  40. سعدی (غزلیات)/یک روز به شیدایی در زلف تو آویزم
  41. سعدی (غزلیات)/یکی را دست حسرت بر بناگوش
  42. سعدی (غزلیات 1)/آستین بر روی و نقشی در میان افکنده‌ای
  43. سعدی (غزلیات 1)/آن به که چون منی نرسد در وصال دوست
  44. سعدی (غزلیات 1)/آن را که جای نیست همه شهر جای اوست
  45. سعدی (غزلیات 1)/از جان برون نیامده جانانت آرزوست
  46. سعدی (غزلیات 1)/از صومعه رختم به خرابات برآرید
  47. سعدی (غزلیات 1)/اگر خدای نباشد ز بنده‌ای خشنود
  48. سعدی (غزلیات 1)/اگر لذت ترک لذت بدانی
  49. سعدی (غزلیات 1)/ای به باد هوس درافتاده
  50. سعدی (غزلیات 1)/ای روبهک چرا ننشینی به جای خویش