صفحههای بدون پیوندهای زبان
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
این صفحات پیوندی به صفحهای به زبان دیگر نمیدارند:
نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۳۰٬۵۰۱ تا #۳۰٬۵۵۰.
- سعدی (غزلیات)/ماه رویا روی خوب از من متاب
- سعدی (غزلیات)/ماه چنین کس ندید خوش سخن و کش خرام
- سعدی (غزلیات)/مبارکتر شب و خرمترین روز
- سعدی (غزلیات)/متقلب درون جامه ناز
- سعدی (غزلیات)/متناسبند و موزون حرکات دلفریبت
- سعدی (غزلیات)/مجلس ما دگر امروز به بستان ماند
- سعدی (غزلیات)/مجنون عشق را دگر امروز حالتست
- سعدی (غزلیات)/مرا از آن چه که بیرون شهر صحراییست
- سعدی (غزلیات)/مرا به عاقبت این شوخ سیمتن بکشد
- سعدی (غزلیات)/مرا تا نقره باشد میفشانم
- سعدی (غزلیات)/مرا تو جان عزیزی و یار محترمی
- سعدی (غزلیات)/مرا تو غایت مقصودی از جهان ای دوست
- سعدی (غزلیات)/مرا خود با تو چیزی در میان هست
- سعدی (غزلیات)/مرا دلیست گرفتار عشق دلداری
- سعدی (غزلیات)/مرا دو دیده به راه و دو گوش بر پیغام
- سعدی (غزلیات)/مرا راحت از زندگی دوش بود
- سعدی (غزلیات)/مرا رسد که برآرم هزار ناله چو بلبل
- سعدی (غزلیات)/مرا چو آرزوی روی آن نگار آید
- سعدی (غزلیات)/مرحبا ای نسیم عنبربوی
- سعدی (غزلیات)/مرو به خواب که خوابت ز چشم برباید
- سعدی (غزلیات)/مشتاق توام با همه جوری و جفایی
- سعدی (غزلیات)/مشتاقی و صبوری از حد گذشت یارا
- سعدی (غزلیات)/مشنو ای دوست که غیر از تو مرا یاری هست
- سعدی (غزلیات)/معلمت همه شوخی و دلبری آموخت
- سعدی (غزلیات)/من آن نیم که دل از مهر دوست بردارم
- سعدی (غزلیات)/من از آن روز که دربند توام آزادم
- سعدی (غزلیات)/من از این جا به ملامت نروم
- سعدی (غزلیات)/من از تو روی نپیچم گرم بیازاری
- سعدی (غزلیات)/من از تو صبر ندارم که بی تو بنشینم
- سعدی (غزلیات)/من از دست کمانداران ابرو
- سعدی (غزلیات)/من اندر خود نمییابم که روی از دوست برتابم
- سعدی (غزلیات)/من اگر نظر حرامست بسی گناه دارم
- سعدی (غزلیات)/من ایستادهام اینک به خدمتت مشغول
- سعدی (غزلیات)/من این طمع نکنم کز تو کام برگیرم
- سعدی (غزلیات)/من با تو نه مرد پنجه بودم
- سعدی (غزلیات)/من بدین خوبی و زیبایی ندیدم روی را
- سعدی (غزلیات)/من بیمایه که باشم که خریدار تو باشم
- سعدی (غزلیات)/من خود ای ساقی از این شوق که دارم مستم
- سعدی (غزلیات)/من دوست میدارم جفا کز دست جانان میبرم
- سعدی (غزلیات)/من ندانستم از اول که تو بی مهر و وفایی
- سعدی (غزلیات)/من همان روز که آن خال بدیدم گفتم
- سعدی (غزلیات)/من چرا دل به تو دادم که دلم میشکنی
- سعدی (غزلیات)/من چه در پای تو ریزم که خورای تو بود
- سعدی (غزلیات)/من چون تو به دلبری ندیدم
- سعدی (غزلیات)/منم این بی تو که پروای تماشا دارم
- سعدی (غزلیات)/منم یا رب در این دولت که روی یار میبینم
- سعدی (غزلیات)/مویت رها مکن که چنین بر هم اوفتد
- سعدی (غزلیات)/مپرس از من که هیچم یاد کردی
- سعدی (غزلیات)/مپندار از لب شیرین عبارت
- سعدی (غزلیات)/مکن سرگشته آن دل را که دست آموز غم کردی