صفحههای بدون پیوندهای زبان
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
این صفحات پیوندی به صفحهای به زبان دیگر نمیدارند:
نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۳۰٬۱۵۱ تا #۳۰٬۲۰۰.
- سعدی (غزلیات)/امشب به راستی شب ما روز روشنست
- سعدی (غزلیات)/امشب سبکتر میزنند این طبل بیهنگام را
- سعدی (غزلیات)/امشب مگر به وقت نمیخواند این خروس
- سعدی (غزلیات)/امیدوار چنانم که کار بسته برآید
- سعدی (غزلیات)/امیدوارم اگر صد رهم بیندازی
- سعدی (غزلیات)/انتبه قبل السحر یا ذالمنام
- سعدی (غزلیات)/انصاف نبود آن رخ دلبند نهان کرد
- سعدی (غزلیات)/اول دفتر به نام ایزد دانا
- سعدی (غزلیات)/اگر آن عهدشکن با سر میثاق آید
- سعدی (غزلیات)/اگر به تحفه جانان هزار جان آری
- سعدی (غزلیات)/اگر تو برشکنی دوستان سلام کنند
- سعدی (غزلیات)/اگر تو برفکنی در میان شهر نقاب
- سعدی (غزلیات)/اگر تو فارغی از حال دوستان یارا
- سعدی (غزلیات)/اگر تو میل محبت کنی و گر نکنی
- سعدی (غزلیات)/اگر تو پرده بر این زلف و رخ نمیپوشی
- سعدی (غزلیات)/اگر دستم رسد روزی که انصاف از تو بستانم
- سعدی (غزلیات)/اگر سروی به بالای تو باشد
- سعدی (غزلیات)/اگر مانند رخسارت گلی در بوستانستی
- سعدی (غزلیات)/اگر مراد تو ای دوست بی مرادی ماست
- سعدی (غزلیات)/اگر گلاله مشکین ز رخ براندازی
- سعدی (غزلیات)/اگرم حیات بخشی و گرم هلاک خواهی
- سعدی (غزلیات)/ای از بهشت جزوی و از رحمت آیتی
- سعدی (غزلیات)/ای باد بامدادی خوش میروی به شادی
- سعدی (غزلیات)/ای باد صبحدم خبر دلستان بگوی
- سعدی (غزلیات)/ای باد که بر خاک در دوست گذشتی
- سعدی (غزلیات)/ای باغ حسن چون تو نهالی نیافته
- سعدی (غزلیات)/ای برق اگر به گوشه آن بام بگذری
- سعدی (غزلیات)/ای به خلق از جهانیان ممتاز
- سعدی (غزلیات)/ای به دیدار تو روشن چشم عالم بین من
- سعدی (غزلیات)/ای جان خردمندان گوی خم چوگانت
- سعدی (غزلیات)/ای حسن خط از دفتر اخلاق تو بابی
- سعدی (غزلیات)/ای خسته دلم در خم چوگان تو گویی
- سعدی (غزلیات)/ای دریغا گر شبی در بر خرابت دیدمی
- سعدی (غزلیات)/ای دیدنت آسایش و خندیدنت آفت
- سعدی (غزلیات)/ای رخ چون آینه افروخته
- سعدی (غزلیات)/ای روی تو راحت دل من
- سعدی (غزلیات)/ای ساربان آهسته رو کرام جانم میرود
- سعدی (غزلیات)/ای سرو حدیقه معانی
- سعدی (غزلیات)/ای سروبالای سهی کز صورت حال آگهی
- سعدی (غزلیات)/ای صبر پای دار که پیمان شکست یار
- سعدی (غزلیات)/ای صورتت ز گوهر معنی خزینهای
- سعدی (غزلیات)/ای طراوت برده از فردوس اعلا روی تو
- سعدی (غزلیات)/ای لعبت خندان لب لعلت که مزیدست
- سعدی (غزلیات)/ای مرهم ریش و مونس جانم
- سعدی (غزلیات)/ای نفس خرم باد صبا
- سعدی (غزلیات)/ای ولوله عشق تو بر هر سر کویی
- سعدی (غزلیات)/ای پسر دلربا وی قمر دلپذیر
- سعدی (غزلیات)/ای پیک پی خجسته که داری نشان دوست
- سعدی (غزلیات)/ای چشم تو دلفریب و جادو
- سعدی (غزلیات)/ای کاب زندگانی من در دهان توست