محمدرضا شاه پهلوی آریامهر

از مشروطه
نسخهٔ تاریخ ‏۹ آوریل ۲۰۱۲، ساعت ۱۴:۲۴ توسط Bellavista (گفتگو | مشارکت‌ها) (←‏نجات آذربایجان: اصلاح فاصلهٔ مجازی)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی شاهنشاه آریامهر
رضاخان سردارسپه با فرزندانش محمدرضا، اشرف و شمس
ولیعهد محمدرضا پهلوی
ولیعهد محمدرضای شش ساله وارد مدرسه نظام می‌شود
ولیعهد محمدرضا پهلوی در کلاس درس
والاحضرت محمدرضا پهلوی ولیعهد در سویس
ولیعهد دانشنامه فارغ‌التحصیلی خود را از پدرش دریافت می‌‌کند
والاحضرت محمدرضا پهلوی ولیعهد در قاهره با شاهزاده خانم فوزیه ازدواج می‌کند
ولیعهد به همراه رضا شاه به بازدیدهای رسمی می‌رود
بازدید رضا شاه و ولیعهد از یک دبستان مدرن مختط دخترانه و پسرانه
پرونده:Mrpoath.jpg
مراسم سوگند محمدرضا شاه پهلوی به نگاهبانی از قانون اساسی سکولار مشروطه ایران
پرونده:QavamShah.jpg
شاهنشاه، قوام و ارتش ۲۱ آذر ۱۳۲۶ روز نجات آذربایجان و بیرون راندن پیشه‌وری و فرقه دموکرات آذربایجان

اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی شاهنشاه آریامهر بزرگ ارتشداران در روز ۴ آبان ۱۲۹۸ خورشیدی برابر با ۲۶ اکتبر ۱۹۱۹ میلادی در تهران زاده شد.[۱] وی فرزند رضا خان یکی از افسران قزاق بود. زاده شدن محمدرضا در سخت‌ترین شرایط ایران بود که کشوری نابسامان و از هم پاشیده گردیده بود. در شمال ایران نیروهای روسیه و در جنوب ایران نیروهای انگلیسی قدرت را در دست داشتند. حکومت مرکزی وجود نداشت. یاغیان و چپاولگران به راه‌زنی مشغول بودند. سران ایل‌ها تا بن دندان مسلح بودند. شرایط اقتصادی، سیاسی و اجتماعی ایران با شرایط عقب‌افتاده در افغانستان یکسان بود. بزرگترین چرخش در کودکی محمدرضا، نخست‌وزیری و سپس با تصمیم مجلس شورای ملی پادشاه شدن پدرش رضا شاه بود. این رویدادها برای محمدرضای کودک، ولیعهد شدن او را در سن شش سالگی و پادشاه شدن او را در بیست و دو سالگی به ارمغان آورد. محمدرضا پهلوی ولیعهد مسولیت‌هایی که از کودکی بر عهده او گذاشته شد با جدیت بردوش گرفت. در شش سالگی اونیفورم نظامی برتن کرد و دوره دبستان را با برنامه‌ای سنگین به پایان رساند. در دوازده سالگی به دبیرستان شبانه‌روزی در سویس فرستاده شد. هفده سالگی به ایران بازگشت و وارد دانشکده افسری شد. نوزده ساله بود که با همسری که پدرش برایش انتخاب کرده بود فوزیه ازدواج کرد و همگام با پدر تاجدارش رضا شاه در بنیان و پیشبرد ایران نوین کوشش کرد.

چرخش دوم در زندگی محمدرضا ولیعهد ایران به سال ۱۳۲۰ رخ داد. ایران دوباره به وسیله ارتش شوروی و بریتانیا اشغال شد. رضا شاه را دولت‌های شوروی و بریتانیا مجبور به کناره‌گیری از سلطنت کردند و به تبعید فرستادند. محمدرضا پهلوی ولیعهد پس از کناره‌گیری پدرش در ۲۵ شهریور ۱۳۲۰ در گیرودار جنگ جهانی دوم برپایه اصل ۲۹ متمم قانون اساسی مشروطه پادشاه ایران شد و در برابر مجلس شورای ملی سوگند پادشاهی خورد و آن را امضا کرد.

کودکی محمدرضا

محمدرضا در شرایط بسیار دشوار ایران به دنیا آمد، فقر و گرسنگی و قحطی همه جا را فرا گرفته بود. بیماری‌های واگیردار گوناگون چون تراخم، مالاریا، طاعون، وبا، تیفوس و آبله را چیزی جلودارشان نبود. هیچ سیستم آموزشی و بهداشتی در ایران نبود. تنها مکتب‌هایی زیر نظر آخوندها وجود داشت. سال ۱۲۹۷ خورشیدی جنگ جهانی اول به پایان رسید ولی جنگ در ایران ادامه یافت. ارتش روسیه که در ایران بود منحل شد و از ایران خارج شد و تمامیت ایران به اشغال انگلیس درآمد. نیروهای انگلیسی تا باکو پیشروی کردند تا معادن نفت روسیه در باکو را تسخیر کنند. ارتش سرخ شوروی منابع باکو را از تصرف قوای انگلیس درآورد و به شمال ایران گیلان و آذربایجان و کردستان حمله کرد.

۱۷ امرداد ۱۲۸۹ دولت انگلیس در زمان نخست وزیری وثوق‌الدوله قراردادی با ایران امضا کرد که بر پایه آن کشور ایران به گونه‌ای مستعمره تحت‌الحمایه انگلیس شد. در چهارچوب این قرارداد احمد شاه و وثوق‌الدوله و نمایندگان مجلس حقوق بگیران دولت انگلیس شدند. سوم اسفند ۱۲۹۹ سیدضیا طباطبایی و رضا خان میرپنج با دوهزار و پانصد سرباز نقطه‌های استراتژیک تهران را در دست گرفت و کابینه سپهدار اعظم سقوط کرد. ۶ اسفند ۱۲۹۹ به فرمان احمدشاه سیدضیا رییس دولت شد و مجلس شورای ملی دوره چهارم تشکیل شد.[۲]. رضا خان میرپنج در ۷ اسفند به فرمان احمدشاه صردارسپه شد و فرمانده کل قوای قزاق شد. ۷ اسفند ۱۲۹۹ هیات وزیران قرارداد ۱۹۱۹ ایران و انگلیس را که در کابینه وثوق‌الدوله به تصویب رسیده بود لغو کرد. ۸ اسفند ۱۲۹۹ عهدنامه دوستی منعقده بین دولت علیه ایران و جمهوری شوروی روسیه بسته شد. [۳]

۴ اردیبهشت ۱۳۰۰ در کابینه سیدضیا رضا خان سردار سپه به عنوان وزیر جنگ برگزیده شد و ماموریت سردارسپه ایجاد یک ارتش با بهم پیوستن قوای قزاق و ژاندارمری بود. کابینه سیدضیا پس از سه ماه برکنار شد و ۲ آبان ۱۳۰۰ قوام‌السطنه مامور تشکیل کابینه شد.[۴] و رضا خان سردار سپه در مقام وزیر جنگ باقی ماند. عهدنامه دوستی منعقده بین دولت علیه ایران و جمهوری شوروی روسیه در ۲۳ آذر ۱۳۰۰ به تصویب مجلس شورا ملی رسید.

۳۰ خرداد ۱۳۰۰ به دستور سردار سپه یاغیان گیلان سرکوب شدند و سردار سپه قوای میرزا کوچک خان و ارتش سرخ ایران را شکست سختی داد و میرزا کوچک خان جنگلی فراری شد و ۷ تیر ۱۳۰۰ نامه وی به لنین که درخواست پشتیبانی بیشتر کرده بود در روزنامه‌ها چاپ شد. سردار سپه نیروی هزار نفری کمونیست که دوباره حمله به گیلان را آغاز کرده بود شکست داد و ۲۵ تیر ۱۳۰۰ آشوب طلبان فارس قلع و قمع شدند و در فارس آرامش برخوردار شد. ستون نظامی که به دستور سردار سپه به کردستان رفته بود آشوبگران را درهم شکست و امنیت و آرامش در آن سامان برقرار شد. در درازای مجلس چهارم و آشوب و نابسامانی در کشور، مشیرالدوله [۵]، قوام‌السلطنه [۶] و مستوفی‌الممالک [۷] نخست‌وزیر شدند و سردار سپه در همه کابینه‌ها در مقام وزیر جنگ باقی ماند. در بهمن ۱۳۰۰ سردار سپه با قوای نظامی شورشیان خراسان را سرکوب کردند و سران شورش را چون شیخ علی‌اکبر تربتی را دستگیر و زندانی کردند و با یاغیان، ایل نشنیان، خیانتکاران با پشتیبانی ارتش سرخ و دیگر مزدوران که برای جداسازی استان‌های گوناگون برای خود ارتش ساخته بودند می‌جنگید و آرامش را در ایران برقرار کرد. پایان این جنگ‌های داخلی علیه یاغیان و مزدوران با شیخ خزعل که زیر پشتیبانی مستقیم انگلستان و با ساز و برگ بیست هزار تن جنگنده و با همکاری امیر مجاهد بختیاری، پانزده هزار تفنگچی بختیاری به همراهی سران ایل‌های قشقایی و ممسنی و بویراحمدی بود. سردار سپه شورشیان را شکست داد و شیخ خزعل درخواست بخشش کرد.

شش سال نخسین کودکی محمدرضا سراسر با آشوب‌ها و جنگ‌های داخلی سپری شد و از همان سن آموخت که ارتش مهمترین نقش را در یکپارچگی کشور بازی می‌کند. درکنار پیروزی‌ها، محمدرضا شاهد شکست سیاسی پدر خود نیز بود که همان شکست در اعلام جمهوری در ایران بود.

۴ آبان ۱۳۰۲ رضاخان به فرمان احمد شاه به ریاست وزرا (نخست‌وزیری) برگزیده شد. در فرمانی که صادر شد دلیل این انتصاب «حساسیت اوضاع مملکت و احتیاج شدید به اصلاحات سیاسی و اقتصادی» اعلام شد. گفتگوهای سیاسی در ایران زیر تاثیر وضعیت سیاسی در ترکیه قرارداشت. ۶ آبان ۱۳۰۲ آتاتورک در ترکیه اعلام جمهوری کرد و سیستم خلیفه بازی را در ترکیه برچید. ۳۱ فروردین ۱۳۰۳ در ترکیه قانون اساسی نوینی به تصویب رسید و شرعیه در آن جایی نداشت و سیستم جمهوری سکولار به قدرت رسید. نخست وزیر رضا خان و دیگر نمایندگانی که رضا خان را پشتیبانی کرده بودند نیز آرزوی این را داشتند که در ایران اعلام جمهوری کنند. رضا خان رییس وزرا جمهوریت ایران را در مجلس شورای ملی به گفتگو گذاشت ولی به سبب مقاومت ملایان در مجلس و بیرون از مجلس به رای گذاشته نشد. نخست وزیر رضا خان به قم رفت و با آیت الله‌ها یزدی، اصفهانی و نایینی درباره اعلام جمهوری به گفتگو نشست، هر سه آیت الله با نظام جمهوری در ایران مخالفت کردند. ۱۸ فروردین ۱۳۰۳ نخست وزیر رضا خان استعفای خود را به مجلس شورای ملی فرستاد و از همه مقام‌ها و مسولیت‌های سیاسی و نظامی خود کناره گرفت و به رودهن رفت. ۱۹ فروردین گروهی از وکلای مجلس شورای ملی و بیشماری از نمایندگان روحانیون و بازرگانان و اصناف و طبقه‌های گوناگون مردم به رودهن رفتند و به نام ملت ایران از سردار سپه درخواست کردند که دوباره زمام امور مملکت را به دست گیرد. ۲۵ فروردین نخست وزیر رضا خان کابینه خود را ترمیم کردد و خود افزون بر نخست وزیری، وزارت جنگ و داخله را برعهده گرفت.[۸]

آیت‌الله‌ها توانستند که جلوی جهموری در ایران را بگیرند ولی نتوانستند از بنیان ایران نوین و مدرن به دست نخست وزیر رضا خان جلوگیری کنند و نخستین گام در راه ایران نوین تغییر تقویم تازی به گاهنامه ایرانی جلالی بود.[۹] با قانون اوزان و مقیاسها از ۱۰ خرداد ماه ۱۳۰۴ شمسی سیستم متریک در ایران آورده شد.[۱۰] ۱۴ خرداد قانون ثبت احوال به تصویب مجلس شورای ملی رسید. بر پایه این قانون هر ایرانی می‌باید نام خانوادگی برای خود برگزیند و در دفترهای ویژه ثبت احوال مشخصات خود را ثبت کند.[۱۱] نخست‌وزیر رضاخان سردار سپه نام خانوادگی پهلوی را برای خود برگزید و پس از آن محمدرضا، محمدرضا پهلوی نامیده شد.

در زمانی که نخست‌وزیر رضا خان به همراهی وزیرانش و نمایندگان مجلس شورای ملی بزرگترین برنامه اصلاحات را در تاریخ ایران آغاز کردند احمد شاه در هتل ماژستیک پاریس در فرانسه بسر می‌برد. احمد شاه سرگرم اداره کردن ٍثروتش بود و پول‌هایش را در بورس سهام فرانسه سرمایه‌گذاری کرده بود. جواب درخواست نمایندگان مجلس شورای ملی از احمد شاه که به کشور بازگردد، پاسخی مبهم بدون تاریخ بازگشت بود. برای اکثریت نمایندگان مجلس روشن بود که احمد شاه گرایش‌ها و دلبستگی‌های شخصی خود را بر مصلحت مملکت برتر می‌داند. پس از آن که روشن شد که جمهوری در ایران با مقاومت آیت‌الله‌ها شانسی ندارد در روز ۹ آبان ۱۳۰۴ قانون اعلام انقراض سلطنت قاجاریه و تفویض حکومت موقتی به شخص آقای رضاخان پهلوی به تصویب مجلس شورای ملی رسید.[۱۲] تعیین تکلیف حکومت قطعی به تصمیم مجلس موسسان بستگی داشت. ۱۵ آذر ۱۳۰۴ نخستین مجلس موسسان در دروه مشروطیت ایران برای تعیین سرنوشت کشور و با شرکت همه نمایندگان برگزیده ملت ایران تشکیل شد. مجلس موسسان پس از پنج جلسه در ماده واحده‌ای اصول چهارگانه ۳۶ و ۲۷ و ۳۸ و ۴۰ متمم قانون اساسی را اصلاح کرد و سلطنت ایران را به اعلیحضرت رضا شاه پهلوی سپرد.[۱۳] بنابر قانون اساسی و به فرمان اعلیحضرت رضا شاه پهلوی در روز ۲۶ آذر ۱۳۰۴ محمدرضا ولیعهد ایران شد. با ولیعهد شدن محمدرضا پهلوی دوره کودکی او نیز به پایان رسید.

نوجوانی و ولیعهدی

دو روز پس از انتصاب به مقام ولیعهدی ایران محمدرضا پهلوی اونیفورم نظامی بر تن کرد و به مدرسه با برنامه درسی ویژه نظام رفت. آموزش نظامی بخشی از درس‌های مدرسه بود و همه دانش‌آموزان می‌بایستی با اونیفورم نظامی در کلاس‌ها شرکت کنند. ولیعهد به همراه بیست تن از شاگردان دیگر که فرزندان کارمندان کشوری و لشکری بودند به کلاس اول دبستان رفت. افزون بر درس‌های مدرسه نظام ولیعهد آموزگار سرخانه نیز داشت. خانم ارفع فرانسوی که شوهرش ایرانی بود به ولیعهد ایران نیز زبان، تاریخ و تمدن فرانسه و انقلاب فرانسه را می‌آموخت. پس از پایان رساندن دوره شش ساله دبستان والاحضرت محمدرضا پهلوی برای ادامه تحصیلات در ۱۲ شهریور ۱۳۱۰ به همراهی برادرش علیرضا و مهرپور تیمورتاش پسر وزیر تیمورتاش و حسین فردوست به دبیرستان لورزه [۱۴] در کشور سوییس فرستاده شد. درکنار درس‌های دبیرستان لورزه در سویس ولیعهد باید آموختن زبان پارسی و درس‌ها به زبان را نیز ادامه دهد. آقای مستشار آموزگار زبان پارسی نیز ولیعهد را در این سفر همراهی کرد. ۲۱ اردیبهشت ۱۳۱۵ والاحضرت ولیعهد محمدرضا پهلوی پس از پنج سال به ایران باز گشت و در بندر پهلوی از کشتی پیاده شد و رضا شاه و همه اعضای خانواده همگی برای استقبال او جمع شده‌بودند. ولیعهد چشمان خود را باور نداشت روزی که وی ایران را ترک کرد بندر انزلی یک ده کوچک ماهیگیری بود و اکنون پس از پنج سال به یک شهر مدرن زیبا و آباد بندر پهلوی تبدیل شده بود. همانگونه که بندر پهلوی تغییر پیداکرده بود چهره ایران نیز دگرگون شده بود. ۲۰ اردیبهشت ۱۳۰۷ قانون کاپیتولاسیون لغو شده بود و در ایران برای نخستین بار قانون مدنی نوشته شده بود و اجرا می‌شد. [۱۵] سیستم آموزش و پرورش بوجود آمده بود و دانشگاه تهران بنیان گزارده شده بود.[۱۶] کشور در راه صنعتی شدن بود و قرارداد نفت دارسی [۱۷] لغو شده بود [۱۸] و امتیاز نفتی نوینی به شرکت نفت انگلیس و ایران داده شده بود که به قرارداد ۱۹۳۳ نام گرفت. [۱۹] بزرگترین تغییر اجتماعی کشف حجاب بود که پدر تاجدارش رضا شاه در ۱۷ دی ۱۳۱۴ چادر تاریکی و نادانی را از سر زنان ایران برداشت.[۲۰] ۹ مهر ماه ۱۳۱۵ مراسم جشنی برای نامزدی شاهدخت شمس پهلوی با آقای فریدون جم و نامزدی شاهدخت اشرف پهلوی با آقای علی قوام برپا شد.

۱۱ مهر ۱۳۱۵ ولیعهد محمدرضا پهلوی نحصیلات دانشگاهی خود را در دانشگاه افسری آغاز کرد که بر پایه دانشکده فرانسوی نظامی سان سیر ساخته شده بود. یادگیری فنون و انضباط نظامی و درونمایه درسی و برنامه آموزشی دانشکده افسری دو سال به درازا کشید و سپس نوبت به دوره فرماندهی رسید. در کنار درس‌های دانشگاه، رضا شاه همواره ولیعهد محمدرضا را در بازدیدهای رسمی با خود می‌برد. ۲۷ اردیبهشت ۱۳۱۷ تونل کندوان در راه تهران - چالوس به دست رضا شاه و حضور ولیعهد گشایش یافت. کارخانه هواپیماسازی شهباز مورد بازدید رضا شاه و ولیعهد قرارگرفت و نخستین هواپیماهای ساخت ایران در رژه سوم اسفند ۱۳۱۶ برفراز آسمان تهران پرواز کرده بود. بالاترین تجربه ولیعهد محمدرضا پهلوی در انجام مسولیت‌ها روز گشایش راه‌آهن بخشی از راه‌آهن سراسری ایران به همراه پدرش رضا شاه بود. هزینه نخستین بخش پایساخت و زیربنای راه‌آهن ایران با بستن دو ریال مالیات بر هر یک من (سه کیلو) قند و هر یک کیلو چای فراهم آمده بود.[۲۱]

۵ خرداد ۱۳۱۷ وزارت دربار نامزدی ولیعهد ایران با شاهزاده خانم فوزیه فرزند اعلیحضرت ملک فواد و خواهر ملک فاروق را اعلام کرد.

۳۱ شهریور ۱۳۱۷ محمدرضا پهلوی ولیعهد ایران از دانشکده افسری با درجه ستوان دومی فارغ‌التحصیل شد و دانشنامه خود را از دست پدرش رضا شاه پهلوی دریافت کرد.

۲۴ اسفند ۱۳۱۷ جشن ازدواج والاحضرت ولیعهد ایران و شاهزاده خانم فوزیه در کشور مصر در کاخ سلطنتی عابدین مصر برگزار شد. پیش از ازدواج ولیعهد محمدرضا پهلوی می‌بایستی قوانینی تصویب شود که این ازدواج را ممکن سازد. از آنجا که برپایه قوانین ایران، تابعیت ایرانی از سوی مادر به فرزند داده می‌شود، نخست قانونی تصویب شد که درآن آمده‌است که کسی ایرانی است که «اگر کسی پیش از ازدواج با پادشاه و یا ولیعهد ایران به اقتضای مصالح عالیه کشور به پیشنهاد دولت و تصویب مجلس شورای ملی به موجب فرمان پادشاه صفت ایرانی به او اعطا شده باشد».[۲۲] با قانون دیگری که در ۸ آذر ماه ۱۳۱۷ مجلس شورای ملی تصویب شد مجلس شورای ملی به والاحضرت فوزیه صفت ایرانی داد، «مجلس شورای ملی نظر به تفسیر اصل سی و هفتم متمم قانون اساسی به اقتضاء مصالح عالیه کشور بنا بر پیشنهاد دولت تصویب‌می‌نماید که به والاحضرت فوزیه دختر اعلیحضرت مرحوم ملک فؤاد و خواهر اعلیحضرت ملک فاروق پادشاه مصر به موجب فرمان همایونی صفت‌ایرانی اعطاء شود.»[۲۳] سومین قانون این بود که همه کسانی که ازدواج می‌خواهند بکنند می‌باید گواهی تندرستی خود را به دفتر رسمی ثبت ازدواج به همراه دیگر مدرک‌های مورد نیاز بدهند[۲۴] شهناز ثمره این ازدواج پنجم آبان ۱۳۱۹ به دنیا آمد.

جنگ دوم جهانی در ۹ شهریور ۱۳۱۸ با حمله ارتش آلمان به لهستان آغاز شد. ۱۲ شهریور ۱۳۱۸ نخست‌وزیر محمود جم بی‌طرفی ایران را در جنگ اعلام کرد. روز ۳ آبان ۱۳۱۸ اعلیحضرت رضا شاه در بیانات خود در گشایش مجلس شورای ملی دوره قانونگذاری دوازدهم چنین گفت:

موضوعی که موجب تاسف خاطر ما گردیده وقوع جنگ در اروپاست، اگرچه ما در این جریان سیاست بیطرفی کامل را اختیار کرده‌ایم، ولی دوام جنگ از لحاظ مادی و اقتصادی موجب زیان همه ملت‌ها است، به همین جهت آرزومندیم که هر چه زودتر صلح در جهان برقرار شود.

در این لحظه هیچ‌کس نمی‌توانست بیاندیشد که این جنگ پیام‌آور رویدادهای غم‌انگیز برای ایران و ملت ایران باشد. نخستین نشان‌های جنگ در ایران آشکار شد، دولت انگلیس کشتی‌هایی که حامل کالاهای خریداری شده دولت شاهنشاهی ایران از کشور آلمان بود متوقف کرد. این کشتی‌ها باربر تولیدات آلمانی چون ماشین‌آلات و دیگر ابزارهای فنی به ایران بودند و دولت انگلیس همه تولیدات آلمانی را ضبط کرد. در کنار این سختی‌ها ساختن ایران نوین همچنان ادامه داشت، نخستین سرشماری تهران و حومه در ۴ بهمن به فرمان رضا شاه آغاز شد و وزارت کشور روز دهم اسفند را روز سرشماری و تعطیل اعلام کرد، هم چنین تاسیسات و ساختمان بندرنوشهر آماده بهره‌برداری شد و ۴ اردیبهشت ۱۳۱۹ فرستنده رادیو تهران به دست والاحضرت ولیعهد محمدرضا پهلوی گشایش یافت و خبر آن ساعت هفت و پانزده دقیقه شامگاه به پنج زبان از فرستنده رادیو ایران به سراسر جهان اعلام شد.

جنگ نزدیک‌تر می‌شد، ۳۰ اردیبهشت ۱۳۱۹ نیروی هوایی انگلیس به حریم هوایی ایران تجاوز کرد. بی‌درنگ دولت شاهنشاهی ایران به سفارت انگلیس شکایت‌نامه‌ای فرستاد. از سوی دیگر، وزیر خارجه شوروی، مولوتف، هواپیماهای ایران را متهم به پرواز بر فراز باکو کرد. ۱۵ دی ۱۳۱۹ وزیر مختار انگلیس در تهران با نخست‌وزیر ایران دیدار کرد و تلگراف وزارت خارجه انگلستان را به آگاهی رسانید که دولت ایتالیا می‌خواهد با هواپیماهای جنگی خود به آبادان و سایر ناحیه‌های نفت‌خیز حمله کند، از این رو از دولت ایران درخواست کرده‌است که برای جلوگیری از چنین پیش‌آمدی احتیاط‌های لازم انجام و سرانجام چنین رویداد ناگواری به دولت‌های محور گوشزد شود. ولی به جای هواپیماهای ایتالیایی، هواپیماهای شکاری انگلیسی بر آسمان ایران به پرواز درآمدند. وزارت امور خارجه کشور شاهنشاهی ایران در یادداشتی به سفارت انگلیس در تهران به پرواز یک فروند هواپسمای انگلیسی برفراز اهواز و مسجد سلیمان اعتراض کرد و انگیزه تجاوز به آسمان ایران را جویا شد و از دولت انگلیس خواست که در آینده تجاوز به آسمان و حریم هوایی کشور ایران دوباره انجام نشود. ۳۰ اردیبهشت ۱۳۲۰ یادداشت دیگری وزارت امور خارجه به سفارت انگلیس در تهران داد که به پرواز یک فروند هواپیمای انگلیسی در آسمان ایران در غرب سوسنگرد اعتراض کرد و هم‌چنین با اشاره به گفتگوها و یادداشت‌های پیشین از دولت انگلیس شدیدا خواستار شد که دیگر به آسمان ایران تجاوز نکند.

وضعیت سیاسی در ایران پس از حمله نیروهای آلمان به خاک شوروی در ۱ تیر ۱۳۲۰ بحرانی شد با اینکه کشور ایران به بی‌طرفی خود در جنگ پافشاری می‌کرد. ۲۲ امرداد ۱۳۲۰ مایسکس سفیر شوروی در لندن به آگاهی آنتونی ایدن وزیر امورخارجه انگلیس رسانید که دولت شوروی بررسی‌های خود را برای حمله نظامی به ایران انجام داده‌است و آماده اعزام نیروهای خود به ایران است اگر و تنها اگر انگلیس نیز در این حمله شرکت کند. ۲۵ امرداد سفیران انگلیس و شوروی در تهران یادداشتی به دولت ایران دادند که در آن درخواست کردند که متخصصین آلمانی که در صنایع و فنون ایران به کار مشغول بودند از ایران اخراج شوند. درپی یادداشت‌های انگلیس و شوروی مقامات ایرانی اعلام کردن که شمار اتباع آلمان در ایران بیش از چهارسد و هفتاد نفر نیست که همه آنها در امور صنعتی و فنی کار می‌کنند و به هیچ روی نمی‌تواند امنیت متفقین را تهدید کند. وزیر امور خارجه ترکیه نیز به سفیران شوروی و انگلیس در ترکیه گفته بود که شمار آلمانی‌ها در ایران بیش از ششسد و نود نیست در جایی که شما انگلیسی‌ها در ایران به ۳۰۰۰ نفر می‌رسد، بنابراین دولت ترکیه مایل نیست بر خلاف سیاست بی‌طرفی ایران از سوی متفقین اقدامی بشود. ۳ شهریور ۱۳۲۰ اعلامیه شماره یک ستاد ارتش ایران به آگاهی همگان رسانید که در ساعت چهار بامداد روز سوم شهریور، نیروهای ارتش شوروی در شمال و ارتش انگلستان در باختر و جنوب باختری مرزهای ایران را مورد تجاوز و تعرض قرارداده‌اند. روز سوم شهریور در نشست مجلس شورای ملی نخست‌وزیر علی منصور گزارش چگونگی تجاوز و حمله به ایران را برای مجلس شورای ملی خواند.[۲۵]

۸ شهریور ۱۳۲۰ ایران به سه بخش تقسیم شد همانند سال ۱۹۰۷ که ایران زیر یوغ اشغال روسیه و انگلیس بود[۲۶]. بخش شمالی که توسط نیروهای ارتش سرخ شوروی اشغال شده بود. بخش جنوبی که توسط نیروهای ارتش انگیس اشغال شده بود و بخش میانی توسط دولت ایران اداره می‌شد و گفتگوهای ترک مخاصمه در این قسمت میانی کشور در تهران انجام گرفت در این گفتگوها با نمایندگان دو دولت اشغالگر شوروی و انگلیس تصمیم گرفته شد که همه سفارتخانه‌ها و کنسولگری‌های آلمان، ایتالیا، لهستان، رومانی و ژاپن در ایران بسته شوند هم‌چنین ایران وادار به صرف‌نظر از غرامت جنگی از حمله روسیه و انگلیس به ایران شد، افزون برآن شوروی و انگلیس از دولت ایران خواستند که ایران باید به آلمان اعلام جنگ دهد. رضا شاه هم‌چنان به بی‌طرف ماندن ایران پافشاری می‌کرد و این که ایران به آلمان اعلام جنگ بدهد را رد کرد. ۲۳ شهریور ۱۳۲۰ سفیران شوروی و انگلیس به نزد رضا شاه آمدند و گفتند یا شما از پادشاهی استعفا می‌دهید و ولیعهد را جانشین خود می‌سازید یا این که ما سلطنت را در ایران برخواهیم چید و ایران بوسیله یک حکومت نظامی انگلیسی/شوروی اداره خواهد شد، شما چهل و هشت ساعت زمان دارید که ایران را ترک کنید. ۲۵ شهریور ۱۳۲۰ اعلیحضرت رضا شاه شاهنشاه ایران زیر فشار انگلیس و شوروی و بنا به مصالح کشور از سلطنت کناره‌گیری کرد نا اشغال میهن خود را به دست نیروهای بیگانه و دخالت آنها را در امور داخلی ایران را نبیند و از همانجا انگلیسی‌ها رضا شاه را از کشورش تبعید کردند. در این روز محمدعلی فروغی استعفا نامه رضا شاه را در مجلس خواند.[۲۷] بی‌درنگ پس از استعفای شاهنشاه ایران رضا شاه بنابر قانون اساسی مشروطه[۲۸] و متمم آن سلطنت به پسر ارشد او، والاحضرت محمدرضا پهلوی که آخرین روزهای بیست و دو سالگی خود را می‌گذراند انتقال یافت. ۲۶ شهریور ۱۳۲۰ در ساعت ۱۶ و ۴۵ دقیقه اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی شاهنشاه ایران با تشریفات رسمی در جلسه فوق‌العاده مجلس حضور یافت و برپایه اصل ۲۹ متمم قانون اساسی[۲۹] سوگندنامه را خواند و امضا کرد.[۳۰]

پادشاهی محمدرضا پهلوی شاهنشاه ایران

تلاش برای تمامیت ارضی و استقلال ایران

در روز ۲۶ شهریور ۱۳۲۰ پس از اینکه محمدرضا شاه پهلوی سوگند پادشاهی را خواند و امضا کرد. با اراده و خواست شخص محمدرضا شاه پهلوی مراسم جشن تاجگذاری به زمانی محول شد که وی اطمینان خاطر یابد که ملتش در امنیت و رفاه اجتماعی و سیاسی به سر می‌برند. هنگامی که پادشاه ایران در مجلس سوگند می‌خورد ارتش بریتانیا و شوروی تهران را اشغال کردند و کنترل و اداره ایران را بدست گرفتند. دولت ایران سفیران خود را از برلین، رم و بخارست به تهران بازگرداند. وزارت امورخارجه به وسیله سفارت ایران در لندن به دولت بریتانیا اعتراض کرد که دولت بریتانیا و شوروی پس از اشغال بخش‌هایی از ایران قول داده بودند که نیروهای خود را به تهران گسیل ندارند. اکنون به بهانه اینکه در خارج کردن آلمانی‌ها از ایران کوتاهی شده، دولت بریتانیا و شوروی قوای نظامی خود را به تهران آورده‌اند، با این وضع دولت ایران توانایی اداره شهر تهران و دیگر شهرهای ایران را ندارد و آرامش و نظم در کشور از دست خارج شده‌است، از این رو دولت ایران خواستار خروج نیروهای متفقین از تهران است.

پس از این که دولت از اشغال ایران به وسیله ارتش شوروی و بریتانیا نتوانست جلوگیری کند و روشن شد که ارتش این دو کشور برای مدت درازی در ایران خواهند ماند مهم‌ترین هدف سیاسی محمدرضا شاه پهلوی حفظ تمامیت ارضی و استقلال ایران بود. شاهنشاه دوراندیش و نخست‌وزیرش محمدعلی فروغی که سیاستمدار کهنه‌کار و زیرکی بود، بر این عقیده بودند که یک قرارداد با نیروهای اشغالی باید بسته شود تا وضعیت ایران اشغالی را روشن کند و اداره کشور را از دست ارتش اشغالگر بریتانیا و شوروی دربیاورد. تنها امضای یک قرارداد با متن زیرکانه می‌توانست ایران را مصون سازد.

سرانجام مذاکرات دولت ایران با اشغالگران ایران بریتانیا و شوروی قرارداد بین دولت شاهنشاهی ایران و دولت‌های اتحاد جماهیر شوروی و انگلستان بود.[۳۱] متن پیمان سه دولت روز پنج‌شنبه ۹ بهمن ۱۳۲۰ ساعت ۱۸ و ۱۵ دقیقه در کاخ وزارت امور خارجه امضا شد و به توشیح شاهنشاه محمدرضا شاه پهلوی رسید. در فصل نخست آن آمده‌است که اشغالگران بریتانیا و شوروی مشترکاً و هر یک منفردا تعهد می‌کنند که تمامیت خاک ایران و حاکمیت و استقلال سیاسی ایران را محترم بدارند. اعلیحضرت همایون شاهنشاه ایران متعهد می‌شوند که به هر وجه با دول متحده همکاری کنند متفقین می‌توانند لشکریان و یا مهمات خود را به وسیله راه‌های آهن، راه‌ها، رودخانه‌ها و میدان‌های هواپیمایی و بنادر عبور دهند و از لوله‌های نفت و تاسیسات تلفنی و تلگرافی و بی سیم استفاده کنند و هرگاه که جنگ متوقف شد و دول متحده در مدتی که زیاده از شش ماه نباشد قوای خود را از خاک ایران بیرون خواهند برد و اگر پیمان صلح مابین آنها بسته شد ولو اینکه قبل از شش ماه بعد از متارکه‌باشد بلافاصله قوای خود را بیرون خواهند برد. برای آگاهی مردم از این قرارداد، از سوی فروغی نخست‌وزیر مصاحبه‌ای با مدیران روزنامه‌های کشور سازمان داده شد. هم‌چنین متن این پیمان به وسیله علی سهیلی وزیر امورخارجه تقدیم مجلس شورای ملی شد.

۵ مهر ۱۳۲۰ میسیون‌های ارتش امریکا در تهران مستقر شد. پشتیبانی‌های نظامی آمریکا به شوروی آغاز شد. مهندسین آمریکایی بندر خرمشهر و راه‌های گوناگون در سراسر ایران ساختند، در آبادان کارخانه هواپیماسازی و کامیون‌های باری، و همچنین کارخانه اتومیبل سازی فورد براه انداختند. مهر ۱۳۲۱ ارتش آمریکا یکان نظامی خلیج فارس[۳۲] را بوجود آورد با ۳۰۰۰۰ مهندس، کارشناسان راه‌آهن و سربازان تا پرشین کریدور[۳۳] یا شاهراه ایران را راه‌اندازی کنند. آمریکایی‌ها ماهانه ۱۰۰،۰۰۰ تن اسلحه، هواپیما، کامیون‌های باری، مواد غذایی، پوشاک و دارو به ارتش سرخ می‌رساندند که پیروزی ارتش سرخ را در علیه ارتش آلمان تضمین کرد.

برخلاف پیمانی که بین دولت شاهنشاهی ایران و دو دولت اشغالگر شوروی و بریتانیا بسته شده بود، نه تنها ارتش شوروی دام‌ها و تولیدات کشاورزی ایران را برای تغذیه سربازان خود به شوروی برد بلکه دولت شوروی در مسایل داخلی ایران پیوسته دخالت کردند و ۱۰ مهر ۱۳۲۰ با پشتیبانی و حمایت مالی و سیاسی دولت اشغالگر شوروی حزب توده ایران جانشین حزب ممنوعه کمونیست ایران را بنیان کردند.[۳۴] مردم ایران به ویژه کسانی که در بخش اشغال شده توسط ارتش سرخ شوروی زندگی می‌کردند به گرسنگی و فلاکت دچار شدند. فشار دیگری نیز بر دوش مردم سیه روزگار ایران وارد آمد و آن ورود ۴۰۰۰۰ سرباز لهستانی که پیش از حمله آلمان به لهستان به سال ۱۳۱۷ به شوروی فرارکرده بودند و هم‌چنین ۷۰،۰۰۰ سیویلیست لهستانی بود که استالین آنها را از شوروی می‌خواست بیرون بیاندازد به ایران فرستاده شدند. ارتش بریتانیا فرماندهی سربازان لهستانی در ایران را بر عهده گرفت و پس از زمانی چند سربازان لهستانی به فلسطین فرستاده شدند. غذای مردم ایران، نان سفید، گوشت، میوه، برنج و قند وشکر و غیره نیز به شکم این لهستانی‌ها و سربازان شوروی و بریتانیا سرازیر شد و گرسنگی و کمبود نان در کشور بیداد می‌کرد و مردم ایران با نانی سیاهی از غلات به نام نان سیلو می‌باید بسنده می‌کردند. هم چنین لهستانی‌ها با خود تیفوس و تیفویید آوردند و کشور در تب این اپیدمی می‌سوخت.[۳۵][۳۶]

۹ خرداد ۱۳۲۰ سه ماه پیشتر از پایان مجلس دوره دوازدهم، انتخابات مجلس سیزدهم بر پایه قانون اساسی و فرمان رضا شاه در این باره اعلام شد. مجلس دوازدهم بعد از ظهر جمعه ۹ آبان پایان یافت و مجلس سیزدهم ۲۲ آبان ۱۳۲۰ به وسیله محمدرضا شاه پهلوی رسما گشایش یافت.[۳۷] ۱۸ دی ۱۳۲۰ در این شرایط حساس سیاسی به جان نخست‌وزیر محمدعلی فروغی به دلیل فراهم ساختن مذاکرات برای حفظ تمامیت ارضی و استقلال ایران به وسیله محمدعلی روشن سوقصد نافرجامی شد. محمدعلی فروغی از نخستوزیری کناره گرفت و ۱۹ اسفند شاهنشاه وی را به وزارت دربار شاهنشاهی منصوب کرد و علی سهیلی ۲۱ اسفند ۱۳۲۰ از مجلس رای اعتماد گرفت.[۳۸] ۲۲ امرداد ۱۳۲۱ احمد قوام از مجلس رای اعتماد گرفت و کابینه و برنامه خود را تقدیم مجلس شورای ملی کرد.[۳۹]

در دوره فترت مجلس سیزدهم و چهاردهم از ۶ آذر ۱۳۲۲ پس از پیروزی ارتش سرخ شوروی بر ارتش آلمان در استالینگراد، بنا به پیشنهاد استالین تهران برای بررسی دستاوردهای مشترک جنگی و هماهنگ ساختن تلاش‌های آینده برگزیده شد. کنفرانس تهران با حضور استالین، چرچیل و روزولت در تهران برای چهار روز برگزار شد و محمدرضا شاه پهلوی شاهنشاه ایران به این کنفرانس دعوت نشد. ولی پادشاه ایران با یک یک سران سه کشور دیدار و گفتگو کرد. سرانجام کنفرانس تهران برای ایران با دوراندیشی شاهنشاه و گفتگوهای وی با سران سه کشور اعلامیه‌ای بود که در ۹ آذر ۱۳۲۲ آمریکا، بریتانیا و شوروی دادند که تمامیت ارضی ایران را محترم می‌شمارند و ایران پشتیبانی اقتصادی برای جبران خسارت‌های جنگ دریافت خواهد کرد.

مجلس چهاردهم یک از جنجالی ترین دوره‌های مجلس شورای ملی ایران شد در این دوره نه تن ار نمایندگان حزب توده به مجلس راه یافتند. تلاش فراکسیون حزب توده در پارلمان و تظاهرات خیابانی و میتینگ‌ها در تهران و برخی از شهرستان‌ها تنها برای ایجاد تشنج در ایران بود. هر نخست وزیری در برابر این تشنج‌ها چند ماهی بر سر کار می‌ماند و جای خود را به دیگری می‌سپرد. از ششم فروردین ۱۳۲۳ تا آخر دی ماه ۱۳۲۴ یعنی کمتر از دو سال، پنج نخست وزیر سرکار آمدند و پنج کابینه به مجلس چهاردهم معرفی شد.[۴۰] بزرگترین مشکل این زمان میان ایران و شوروی، دادن امتیاز بهره‌برداری از منابع نفت شمال به شوروی بود. در نیمه سال ۱۳۲۳ کافتارادزه معاون کمیسر امور خارجه دولت استالین با شمار زیادی از کارشناسان و دیگر همراهان به ایران آمد و به دولت ایران پیشنهاد داد که امتیاز بهره‌برداری ار منابع نفت شمال را به دولت شوروی واگذارد و سود برآمده ار نفت ۵۱ درصد به شوروی و ۴۹ درصد به ایران برسد. این امتیاز دربرگیرنده پنج استان شمالی ایران در مرز شوروی بود. کافتارادزه چون با ایستادگی دولت ایران روبرو شد زنگ خطر را به دست سران حزب توده عوامل شوروی در ایران به صدا درآورد. دولت ساعد در مجلس شورای ملی ۲۷ مهر گفتگوهای خود با کافتارادزه و هیات همراه او به آگاهی مجلس رساند "که در جلسه هیات وزیران در روز شنبه یازدهم شهریور ۱۳۲۳ این موضوع مطرح و تسمیم گرفته شد که قبل از روشن شدن اوضاع اقتصادی و مالی دنیا و استقرار صلح عمومی مطالعه اعطای هیچگونه امتیاز خارجی مقتضی و ضروری نمی باشد".[۴۱] ۱ آبان کافتارادزه گفت که این تصمیم ساعد، حرکتی غیردوستانه در برابر شوروی است و همکاری با دولت ساعد دیگر ممکن نیست. روز ۵ آبان ۱۳۲۳ نخستین تظاهرات حزب توده برای پشتیبانی از دادن امتیاز نفت شمال به دولت استالین در تهران برپاشد در حالی که کامیون های سربازان ارتش سرخ شوروی با صف تظاهرکنندگان حرکت می کردند. ملت ایران به ماهیت حقیقی حزب توده پی برد که با نیرنگ از پشت پرده فریبنده هواخواهی از رژیم سلطنت و قانون اساسی که سرلوحه مرامنامه حزب توده بود، مزدور شوروی و بیگانه‌پرست است. ۲۰ آبان ۱۳۲۳ دولت ساعد کناره گرفت و مرتضی بیات نخست وزیر شد.[۴۲]

بیرون رفتن ارتش اشغالگر شوروی، بریتانیا و امریکا از ایران

جنگ جهانی دوم در اروپا در ۱۸ اردیبهشت ۱۳۲۴ برابر با ۸ مه ۱۹۴۵ با تسلیم ارتش آلمان نازی پایان یافت. در این روز ملت ایران مژده پایان یافتن جنگ را از رادیو با صدای شاهنشاه شنید و با شادمانی همگانی روبرو شد. این بدین معنا بود که نیروهای ارتش متفقین برپایه پیمان سه دولت شش ماه حداکثر تا اسفند ۱۳۲۴ زمان داشتند که از ایران بیرون بروند. ۲۶ خرداد ۱۳۲۴ وزیر امور خارجه امریکا در نامه‌ای به آگاهی وزیر امور خارجه ایران رسانید که اکنون شمار زیادی از نیروهای امریکا از ایران بیرون رفته‌اند و تا نیمه تیر ماه وظیفه ارتش امریکا در خلیج فارس نیز به پایان خواهد رسید و همه نیروهای امریکا از ایران و خلیج فارس بیرون خواهند بود.[۴۳] استالین اعلام داشت که ارتش شوروی از خراسان، شاهرود و سمنان خارج می‌شوند ولی ارتش شوروی در آذربایجان باقی خواهد ماند. دولت بریتانیا نیز اعلام کرد که زمانی آنها ایران را ترک می کنند که نیروهای شوروی از ایران بیرون روند. استالین به جای خارج کردن ارتش و تانک‌ها و دیگر ابزار جنگی بیش از سدها تانک و توپ به آذربایجان آورد. ۲۱ آذر ۱۳۲۴ جعفر پیشه‌وری با پشتیبانی شوروی در تبریز جمهوری خودمختار آذربایجان را اعلام کرد. هم چنین توده‌ای‌ها در کردستان فرقه‌ای به نام فرقه کومله بنیان کرد و ۲۱ آذر نیز قاضی محمد در مهاباد با پشتیبانی شوروی جمهوری مردمی مهاباد را اعلام کرد.

۱۱ شهریور ۱۳۲۴ با کاپیتولاسیون[۴۴] ژاپن جنگ جهانی دوم در خاور دور پایان یافت

۳۰ دی ۱۳۲۴ حکیمی استعفای خود را به پیشگاه شاهنشاه تقدیم کرد. ۷ بهمن ۱۳۲۴ محمدرضا شاه پهلوی احمد قوام را مامور تشکیل کابینه کرد. قوام در تاریخ ۲۵ بهمن کابینه خود را به مجلس شورای ملی معرفی کرد. ۲۹ بهمن هیات نمایندگی ایران به ریاست قوام نخست‌وزیر برای گفتگو درباره تخلیه ارتش شوروی از ایران، تهران را به قصد مسکو ترک کرد. ۱ اسفند قوام و هیات نمایندگی ایران در کاخ کرملین با مولوتف وزیر امورخارجه شوروی درباره بیرون رفتن ارتش شوروی از ایران به گفتگو نشستند. ۴ اسفند دولت بریتانیا به آگاهی محمدرضا شاه پهلوی رساندند که ارتش خود را تا ۱۲ اسفند ار ایران خارج خواهند کرد در زمانی که ارتش بریتانیا از ایران بیرون می‌رفت مولوتف به قوام گفت که ارتش سرخ در پاره‌ای از ایران برای زمانی خواهد ماند و هم چنین دولت ایران می‌باید استقلال آذربایجان را به رسمیت بشناسد و دیگر اینکه شرکت مختلط نفت شوروی و ایران باید بنیان شود و ۵۱ درصد سهام ازآن شوروی و ۴۹ درصد از آن ایران خواهد بود. قوام این پیشنهاد را نپذیرفت. ۱ فروردین ۱۳۲۵ از سوی هری ترومن رئیس جمهور آمریکا نامه‌ای درباره تخلیه ایران از ارتش سرخ به استالین فرستاده شد. در همین روز دولت ایران شکایتی علیه دولت استالین به شورای امنیت داد و این نخستین شکایتی بود که از سوی یکی از دولت‌های متفق علیه دولت متفق دیگر در سازمان جهانی ملل متحد پیش کشیده شد. ۱۵ فروردین ۱۳۲۵ قوام موافقت نامه‌ای با ایوان سادچیکف سفیرکبیر شوروی در تهران امضا کرد که به ابلاغیه مشترک ایران و شوروی [۴۵] شناخته شد. این اعلامیه سه ماده داشت که بر پایه آن دولت شوروی تعهد کرد که تا یک ماه و نیم دیگر ارتش سرخ از ایران بیرون خواهد رفت، ماده دوم اینکه شرکت مختلط نفت شوروی و ایران تشکیل خواهد شد و برای تصویب به مجلس پانزدهم پیشنهاد خواهد شد. ماده سوم درباره به رسمیت شناختن وضعیت سیاسی در آذربایجان بود.

نجات آذربایجان

دولت خود مختار آذربایجان به ریاست سید جعفر پیشه‌وری روز ۲۱ آذر ماه ۱۳۲۴ برابر با ۱۲ دسامبر ۱۹۴۵ در تبریز تشکیل شد.

۲۲ خرداد ۱۳۲۵هیات اعزامی دولت قوام برای گفتگو با قاضی محمد رهبر کردهای کومله و پیشه وری وارد تبریز شد و روز پسین ۲۳ خرداد موافقت نامه‌ای بین دولت قوام و رهبر فرقه دموکرات آذربایجان در پانزده ماده و چهار پیوست به امضا رسید. قوام و محمدرضا شاه پهلوی برآن شدند که حزب دموکرات ایران را بنیان کنند که دربرابر حزب توده حرب دیگری در کشور باشد. ۸ تیر ۱۳۲۵ قوام در یک پیام رادیویی تشکیل حزب دموکرات ایران را به آگاهی ملت رسانید. ۱۲ شهریور فرقه دموکرات آذربایحان نخستین سال بنیان خود را جشن گرفت.

ماه‌های مهر و آبان شاهنشاه، قوام، ژنرال رزم‌آرا و وزیر جنگ امیراحمدی برنامه‌ای ریختند که آذربایجان را آزاد سازند. ۱۶ آذر ارتش ایران در سه ستون به آذربایجان لشکر کشید، ۱۹ آذر ستون اعزامی زیر فرماندهی سرهنگ هاشمی پس از زد و خورد با فدااییان فرقه دموکرات به فرماندهی غلام یحیی را شکست سختی داده و به پیشروی خود ادامه دادند، کنترل شهر میانه را در دست گرفتند و در سه ستون جلو رفتند. ۲۱ آذر شاهنشاه که خود فرماندهی نیروهای فرستاده شده به آذربایجان را برعهده گرفته بودند با هواپیما بر فراز قرارگاه‌های شورشیان و خائنین پرواز کردند و از میزان نیروی آنان آگاه شدند. مردم که از پرواز هواپیمای شاهنشاه برفراز آذربایجان آگاهی یافته بودند بپاخاستند و بر فرقه‌سازان حکومت خودمختار پیشه وری تاختند و بسیاری از کمونیست‌ها را نابود کردند و با پیشروی ارتش ایران به تبریز، مردم و ارتش، اعضای فرقه دموکرات را از اداره‌های دولتی بیرون آوردند و آنها را بازداشت کردند. نیروهای زیر فرماندهی سرهنگ بایندر پس از پیروزی در تکاب وارد شاهین‌دژ شدند. صد نفر از سران فرقه دموکرات همراه با پیشه‌وری با شتاب وارد جلفا شدند و با مقدار زیادی اموال غارت شده به شوروی گریختند. ستون دوم ارتش وارد شهر میاندوآب شد و قاضی محمد و حاج بابا و بسیاری از جدایی خواهان در کردستان تسلیم شدند. ستون سوم فرستاده شده به رشت پس از زد و خورد با فداییان فرقه دموکرات آنها را شکست داده و آستارا را زیر کنترل خود درآوردند. سپس مهاباد مهار ارتش ایران شد و سربازان به سوی مرند و ماکو پیشروی کردند. یک ستون ارتش پس از آزاد کردن چند شهر آذربایجان، جلفا شهر مرزی را پس از یکسال آزاد کردند. ۳۰ آذر ارتش ایران در همه شهرهای آذربایجان مستقر شدند و نظم و آرامش را در همه جا برقرار کردند.

۲ خرداد ۱۳۲۶ محمدرضا شاه پهلوی با قطار سلطنتی برای بازدید از استان آدربایجان، تهران را به سوی تبریز ترک فرمودند قطار سلطنتی در زنجان، پل دختر، میانه و تبریز ایستاد و شاهنشاه در میان پایکوبی و هلهله و طاق نصرت‌های برپا شده با مردم به شادی پرداختند و از رادیو تبریز بیاناتی به مردم رشید آذربایجان درباره آرمان‌های عالی خود برای فراهم آوردن خوشبختی و رفاه و پیشرفت ملت ایران ایراد کردند. ۲۰ خرداد پس از بازدید از استان‌های شمالی و قزوین و کرج شاهنشاه به تهران بازگشتند و در جیپ روباز در خیابان‌های تهران با مردم پیروزی ایران را جشن گرفتند.

۱۴ مهر ۱۳۲۶ برابر با ۷ اکتبر ۱۹۴۷ قرارداد نظامی بین ایران و امریکا دایر بر ماندگاری میسیون ارتش امریکایی برای سازمان دادن ارتش ایران به امضا رسید.

۲۹ مهر ۱۳۲۶ احمد قوام گزارش سفر خود به شوروی و امضای قرارداد نفت شمال را به آگاهی مجلس شورای ملی رساند. همچنین احمد قوام همه نامه‌هایی که با مقامات شوروی درباره بدهی‌های شوروی به دولت ایران، بیش ار یازده تن طلای بانک ملی ایران که شوروی به ایران پس نداده‌است، خسارت‌های جنگ و مسایل گیلان و آذربایجان رد و بدل شده بود خواند. در همان روز دکتر رضازاده شفق قانونی به مجلس پیشنهاد کرد که قرارداد نفتی با شوروی رد شود و ماده ب تا د این قرارداد طرح بررسی منابع نفتی در سراسر کشور و بهره‌برداری و بستن قراردادهای بین‌المللی برپایه موازین علمی آغاز نوین سیاست نفتی ایران گردید. این قانون با ۱۰۲ رای موافق از ۱۰۴ رای دهنده در مجلس شورای ملی تصویب شد. [۴۶]

نجات آذربایجان برای استالین شکست بزرگ و پیروزی بزرگی برای ایران بود. استالین دخالت‌های خود را در مسائل داخلی ایران بیشتر کرد با پشتیبانی بیشتر از حزب توده، سازمان دادن به تظاهرات و ایجاد آشوب در ایران. نخستین پیروزی استالین برانداختن دولت قوام بود: نخست سادچیکف نامه تندی به قوام نوشت که تصویب نشدن قرارداد نفت با شوروی، ولی امتیاز نفت انگلیس به همان ترتیب وجود دارد قرارداد دوستی با شوروی را لطمه زده‌است و این برای ایران دشواری‌هایی را به ارمغان خواهد آورد سپس در برابر مجلس ۱۸ آذر [۴۷] قوام از سیاست خود درباره نجات آذربایجان و به مواد ده‌گانه برنامه کابینه خود که برنامه عمرانی هفت ساله اول برای نوسازی اقتصادی ایران یکی از آنها بود اشاره کرد.[۴۸]و قوام از مجلس درخواست رای اعتماد کرد، از ۱۱۲ نماینده حاضر، ۴۶ رأی موافق، ۳۹ رأی مخالف و ۵ ورقه سفید بی امضاء شمرده شد، قوام به ۵۷ رای برای تصویب نیاز داشت، قوام سرانجام این رای‌گیری باور نمی کرد. به جای نوسازی کشور درپی ویرانی های جنگ دادن امتیاز نفت در بالا قرارگرفت.

منبع

  1. پانویس: اندیشه‌ها، بیانات و تصمیم‌ها و انجامیده‌های اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی را با دریافتن چگونگی شرایط سیاسی و اجتماعی و اقتصادی ایران از زمان کودکی و نوجوانی وی می‌توان فهمید
  2. پروگرام کابینه سیدضیاالدین طباطبایی
  3. عهدنامه دوستی منعقده بین دولت علیه ایران و جمهوری شوروی روسیه
  4. پروگرام کابینه آقای قوام‌السلطنه ۱۳۰۰
  5. ابراز اعتماد به کابینه آقای مشیرالدوله ۱۳۰۰
  6. پرگرام کابینه آقای قوام‌السلطنه ۱۳۰۱
  7. پروگرام کابینه آقای مستوفی الممالک ۱۳۰۱
  8. پروگرام مشی کابینه آقای سردار سپه
  9. قانون تبدیل بروج به ماههای فارسی از نوروز ۱۳۰۴ خورشیدی (شمسی)
  10. قانون اوزان و مقیاسها
  11. قانون سجل احوال ۱۳۰۴
  12. قانون اعلام انقراض سلطنت قاجاریه و تفویض حکومت موقتی به شخص آقای رضاخان پهلوی
  13. متمم قانون اساسی
  14. Le Rosey
  15. قانون مدنی ۱۳۱۳
  16. قانون اجازه تاسیس دانشگاه تهران
  17. امتیازنامه دارسی
  18. تصمیم قانونی راجع به تایید تصمیم دولت در موضوع الغای امتیازنامه دارسی
  19. قانون اعطای امتیاز نفت به شرکت نفت انگلیس و ایران محدود
  20. آزادی زنان ایران
  21. قانون راجع به صدی سه عایدات وصولی انحصار قند و شکر و مالیات راه در سنه ۱۳۰۵
  22. قانون تفسیر اصل سی و هفتم متمم قانون اساسی موضوع کلمه ایرانی‌الاصل
  23. قانون تصویب اعطای صفت ایرانی به والاحضرت فوزیه
  24. قانون لزوم ارائه گواهینامه پزشک قبل از وقوع ازدواج
  25. مذاکرات مجلس شورای ملی ۳ شهریور ۱۳۲۰ نشست ۱۰۹
  26. قرارداد سن پترزبورگ ۱۹۰۷
  27. استعفای اعلیحضرت رضاشاه پهلوی و اعلام سلطنت والاحضرت ولایتعهد
  28. قانون اساسی مشروطه
  29. متمم قانون اساسی مشروطه
  30. قرائت و امضای قسم‌نامه از طرف اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه شاهنشاه پهلوی و فرمایشات دایر به مصالح کشور
  31. قانون اجازه مبادله پیمان اتحاد منعقده بین دولت شاهنشاهی ایران و دول اتحاد جماهیر شوروی و انگلستان
  32. Persian Gulf Command
  33. Persian Corridor
  34. Chosroe Chaqueri: Did the Sowjets play a role in founding the Tudeh party in Iran? Cahier du monde Russe: 199 (40), S. 497–528. [۱]
  35. قانون پنج میلیون ریال اعتبار برای جلوگیری از مرض تیفوس و تیفویید
  36. قانون سه میلیون ریال اعتبار برای جلوگیری از امراض تیفوس و تیفویید شهرستان‌ها
  37. بیانات اعلیحضرت همایون محمدرضا شاهنشاه ایران هنگام گشایش سیزدهمین دوره قانونگذاری
  38. تصميم قانونی دایر به تصویب برنامه كابينه آقای سهيلی نخست‌وزير ۱۳۲۰
  39. تصمیم قانونی دایر به‌ابراز رای‌اعتماد به کابینه آقای احمد قوام نخست‌وزیر ۱۳۲۱
  40. مجلس شورای ملی مجموعه قوانین دوره قانونگذاری چهاردهم
  41. مذاکرات مجلس شورای ملی ۲۷ مهر ۱۳۲۳ نشست ۷۳
  42. تصمیم قانونی دایر به‌ابراز رای‌اعتماد به کابینه آقای مرتضی بیات نخست‌وزیر
  43. نامه وزیر امور خارجه امریکا به وزیر امور خارجه ایران ۲۶ خرداد ۱۳۲۴
  44. کاپیتولاسیون
  45. ابلاغیه مشترک ایران و شوروی مجلس ۲۹ مهر ۱۳۲۶ نشست ۲۵
  46. پیشنهاد طرح بررسی منابع زیرزمینی در ایران و روش بهره‌برداری و بستن قراردادهای بین‌المللی
  47. - بیانات آقای نخست‌وزیر و تقاضای رای اعتماد
  48. تصمیم قانونی دایر به‌ابراز رای‌اعتماد به کابینه آقای احمد قوام نخست‌وزیر ۱۳۲۶


جستارهای وابسته