هم میهنان گرامی وبگاه مشروطه با دشواری تکنیکی برای نشان دادن فرتورها و فیلم ها روبروست به زودی این دشواری از میان برداشته خواهد شد با سپاس - ادمین
دیوان شمس/ای خداوند یکی یار جفاکارش ده
| ' | دیوان شمس (غزلیات) (ای خداوند یکی یار جفاکارش ده) از مولوی |
' |
ای خداوند یکی یار جفاکارش ده دلبری عشوه ده سرکش خون خوارش ده تا بداند که شب ما به چه سان میگذرد غم عشقش ده و عشقش ده و بسیارش ده چند روزی جهت تجربه بیمارش کن با طبیبی دغلی پیشه سر و کارش ده ببرش سوی بیابان و کن او را تشنه یک سقایی حجری سینه سبکسارش ده گمرهش کن که ره راست نداند سوی شهر پس قلاوز کژ بیهده رفتارش ده عالم از سرکشی آن مه سرگشته شدند مدتی گردش این گنبد دوارش ده کو صیادی که همیکرد دل ما را پار زو ببر سنگ دلی و دل پیرارش ده منکر پار شدهست او که مرا یاد نماند ببر انکار از او و دم اقرارش ده گفتم آخر به نشانی که به دربان گفتی که فلانی چو بیاید بر ما بارش ده گفت آمد که مرا خواجه ز بالا گیرد رو بجو همچو خودی ابله و آچارش ده بس کن ای ساقی و کس را چو رهی مست مکن ور کنی مست بدین حد ره هموارش ده