هم میهنان گرامی وبگاه مشروطه با دشواری تکنیکی برای نشان دادن فرتورها و فیلم ها روبروست به زودی این دشواری از میان برداشته خواهد شد با سپاس - ادمین
خاقانی (غزلیات)/در سایهی غم شکست روزم
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | خاقانی (غزلیات) (در سایهی غم شکست روزم) از خاقانی |
' |
در سایهی غم شکست روزم خورشید سیاه شد ز سوزم از دود جگر سلاح کردم تا کین دل از فلک بتوزم تنها همه شب من و چراغی مونس شده تا بگاه روزم گاهی بکشم به آه سردش گاه از تف سینه برفروزم یک اهل نماند پس چرا چشم زین پرده در آن فرو ندوزم خاقانی دل شکستهام، باش تا عمر چه بردهد هنوزم