روز رستاخیز ملی ۲۸ امرداد ۱۳۳۲
| درگاه روز رستاخیز ملی | روز رستاخیز ملی ۲۸ امرداد ۱۳۳۲ | درگاه محمدرضا شاه پهلوی |
| آنچه که بر ایران در ۲۸ امرداد ۱۳۳۲ گذشت به وسیله فعالان حزب توده به عنوان کودتای سیا تعریف شده است. در اینجا رخدادهایی که به ۲۸ امرداد منتهی شد از دیدگاه نمایندگان مجلس شورای ملی و از دیدگاه مردم ایران نوشته شده است. |
پس از نجات آذربایجان [۱]و پس از آن که مجلس شورای ملی ایران دادن امتیاز نفت به شوروی را رد کرد [۲]، پیوندهای سیاسی ایران با شوروی بسیار کاسته شد. شاهنشاه محمدرضا شاه پهلوی در درازای اشغال ایران به وسیله ارتش بریتانیا و شوروی[۳]سیاست بیطرفی را در پیش گرفت. ایران منشور آتلانتیک[۴] را امضا کرد و به قوای محور یعنی آلمان و ژاپن اعلام جنگ داد، افزون بر آن کشور شاهنشاهی ایران در بنیان سازمان ملل متحد[۵] نقش ارزندهای داشت. سرانجام این سیاست این بود که شورای امنیت سازمان ملل متحد این بود که ایران را در برابر شوروی پشتیبانی کرد و استقلال و تمامیت ارضی ایران را که در خطر بود به ایرانیان بازگرداند. با آغاز جنگ سرد، ایران در سایه سیاست محمدرضا شاه پهلوی با کشورهای غربی همکاری نزدیک پیداکرد. سفر محمدرضا شاه پهلوی به اروپا[۶] و سفر شاهنشاه در سال پسین به ایالات متحده امریکا این پیوند با غرب را استوارتر کرد.
با اینکه شوروی در بدست آوردن امتیاز نفت شکست خورد ولی کوشش کرد که ایران را همواره زیر نفوذ شوروی بیاورد و از نفوذ غرب در ایران بکاهد. دو کشور ایران و شوروی بیش از هزار وششصد کیلومتر مرز مشترک داشتند و دارند، در درازای اشغال ایران به وسیله ارتش سرخ، شوروی حزب توده را در ایران بنیان کرد. شمار جاسوسان کا - گ - ب در ایران بالاترین شمار عوامل جاسوسی شوروی در گیتی بود. پس از شکست در جداسازی آذربایجان و دیگر استانهای شمالی ایران، شوروی برآن شد که یک برنامه سیستماتیک و دراز مدت در ایران پیاده کند. حزب توده دپارتمانهای گوناگون، مانند کمیته ترور، کمیته افسران تودهای در ارتش و شهربانی، کمیته سازمان دادن به سندیکاها، کمیته در دست گرفتن آموزش و پرورش با رخنه در میان آموزگاران دبستان دبیرستان و به ویژه دانشگاه و کمیته رخنه در میان کارمندان دولت در وزارتخانهها و سازمانهای دولتی و وابسته به دولت، در سطح سیاسی و حزبی بنیان شد. پس از اینکه حزب توده غیرقانونی اعلام شد، محمد مصدق با پشتیبانی شوروی در ایران ناسیونال فرانت یا جبهه ملی را راه انداخت. جبهه ملی در ایران برپایه جبهه ملی در جمهوری دموکراتیک آلمان[۷] فرم داده شد. اندیشه سازمان دادن جبهه ملی این بود که یک گروه سیاسی از رده بورژوا گرد هم آورده شوند که روسوفیل باشند (طرفدار شوروی) یا مخالف پیوند ایران با دنیای غرب باشند، مانند بقائی، مکی، مصدق و.... در زمان دو حزب در ایران بود که زیر نفوذ شوروی قرار داشتند، حزب توده و جبهه ملی. حزب توده آشکار پشتیبان سیاست کمونیستی شوروی بود و مستقیم از مسکو دستور میگرفت در جایی که جبهه ملی با همان ماهیت هواداری از شوروی مانندحزب توده، سازش میان منافع ایران و شوروی را خواستار بود.
سیاست ویژه شوروی در ایران پشتیبانی از روحانیون و علمایی بود که گرایش به ایران اسلامی داشتند و با سیاست گرایش اعلیحضرت محمد رضا شاه پهلوی به غرب مخالف بودند. نخستین قربانی این سیاست احمد کسروی بود که مخالف علما و اسلام و حزب توده بود. قربانیان بعدی که مخالف حزب توده و شوروی بودند مانند محمد مسعود، احمد دهقان، هژیر نخست وزیر، رزمآرا نخست وزیر، علاء نخست وزیر ترور شدند حتی از کشتن ولیعهد ایران، والاحضرت علیرضا پهلوی و سوقصد به جان شاهنشاه نیز ابایی نداشتند و ایران به مهمترین کارزار جنگ سرد دنیا دگرگون شد.
فعالیت فشرده و فزونگر شوروی برای این که ایران را در زیر نفوذ خود قرار دهد اشتباه بود. پس از سقوط محمد مصدق، شبکه افسران تودهای در ارتش شاهنشاهی پیدا شد و افسران تودهای از ارتش بیرون رانده و شماری به جوخه اعدام سپرده شدند. دولت کوشش کرد که کارمندان دولت، شهربانی و آموزگاران و دیگر گروههایی که حزب توده آنها را به دام کشیده بود از این عوامل اجنبی پاک سازد. بسیاری از اعضای حزب توده به شوروی و یا جمهوری دموکراتیک آلمان پناهنده شدند. با وجود این شوروی توانست به اقتصاد ایران زیان بزند و گسترش و نوسازی کشور ایران را واپس بیافکند و جامعه را چندپاره کند. پس از سرنگونی محمد مصدق، ده سال به دراز کشید تا ایران توانست از این شوک سیاسی بیرون آید و با رفراندومی که با اکثریت "آری" مردم ایران به پیروزی انقلاب شاه و مردم انجامید تا راه به سوی یک ایران پیشرفته همگام با تمدن اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی غرب و رفاه و آسایش و تامین اجتماعی در سراسر کشور مردم باز شود. شاهنشاه ایران با کوشش شبانه روزی و دوراندیشی تا پایان برنامه عمرانی ششم که برای سالهای ۱۳۶۱-۱۳۵۷ برنامه ریزی شده بود، ملتش را از نظر گسترش اقتصادی، اجتماعی و رفاهی برابر با کشورهای سویس و آلمان آرزو داشت ببیند که آن را به سوی تمدن بزرگ خواند.
وضعیت سیاسی
دکترین ترومن
ترومن رئیس جمهور آمریکا در ۲۲ اسفند ۱۳۲۵ در کنگره امریکا سخنرانی ایراد کرد که آغاز و شالوده سیاست امریکا در برابر سیاست جهانخواری شوروی و رخنه آن کشور در دیگر کشورهای گیتی شد.
... برای نگهداری از پیشرفت ملتها، آزاد از زورگویی دولتها، ایالات متحده امریکا در بنیان سازمان ملل متحد پیشگام شدهاست. سازمان ملل متحد برای آزادی و استقلال کشورهایی که عضو این سازمان هستند برنامه ریزی شدهاست. ما به هدفهای خود نخواهیم رسید، مگر زمانی که ما به ملتهای آزاد یاری کنیم تا نهادهای آزاد و تمامیت ارضی آنان در برابر جنبشهای تجاوزکارانه که برآن هستند که رژیمهای استبدادی خود را بر آنها تحمیل کنند. این بدین معنا است که رژیمهای استبدادی که خود را بر ملتهای آزاد چه از راه تاخت و تاز مستقیم و یا غیر مستقیم تحمیل میکنند، به پایههای صلح بینالمللی و در نتیجه به امنیت ایالات متحده آسیب میزنند. مردم برخی از کشورها در جهان رژیمهای استبدادی که به آنها برخلاف میلشان تحمیل شدهاست دارند. دولت ایالات متحده علیه این دولت استبدادی زورگوی در کشورهای لهستان، رومانی و بلغارستان که موافقت نامه یالتا را زیر پا میگذارد چندین بار اعتراض کردهاست. باید بگویم که در برخی از دیگر کشورها همانند این روش انجام یافتهاست. در تاریخ کنونی جهان، هر ملتی میباید بتواند میان راههای گوناگون زندگی راهش را خود برگزیند. ولی بیشتر گزینه آزاد نیست و با زور است. یکی از راههای زندگی برپایه اراده اکثریت است و ویژگی و برتری آن به وسیله سازمانهای آزاد، دولتهای پارلمانی، انتخابات آزاد، تضمین آزادی فردی، آزادی بیان و دین، و آسوده بودن از آزارهای و فشار سیاسی روشن است. راه دیگر زندگی برپایه اراده اقلیت است که اراده خود را با زور بر اکثریت تحمیل میکنند. این اقلیت با فشار و آزار و ترور کار میکند، هم چنین با مطبوعات و رادیوی زیر کنترل، انتخابات تقلبی، و محدود کردن آزادیهای فردی است. این میباید سیاست ایالات متحده امریکا باشد که ملتهای آزاد را پشتیبانی کند که علیه برده بودن و فرمانبرداری پایداری میکنند.
من باور دارم که ما میباید ملتهای آزاد را یاری کنیم که سرنوشت خود را به میل خود بسازند. من باور دارم که بیشتر کمکهای ما میباید از راه کمکهای اقتصادی و مالی باشد که پیش نیاز یک اقتصاد پایدار و یک پروسه به سامان سیاسی است. دنیا ایستا نیست و اوضاع کنونی قابل دگرگونی است. ولی ما نمیتوانیم پروانه دهیم که اوضاع کنونی با زیر پا نهادن منشور سازمان ملل متحد تغییر یابد، آنهم با روشهای زورگویانه و یا با نیرنگ چون رخنه سیاسی. در یاری به ملتهای آزاد و مستقل که بتوانند آزادی خود را پاسدارند، ایالات متحده به اصلهای بنیادی منشور ملل متحد را اجرا خواهد کرد....
ترومن در سخنرانی خود وضعیت سیاسی دنیا را بیان کرد که دنیا به دو بلوک بخش شدهاست: بلوک کمونیستی و بلوک کشورهای آزاد. در سالهای پسین به زورآزمایی میان این بلوک انجامید که به جنگ سرد گرایید. در آسیا برای کشورهایی چون ایران این زورآزمایی نه تنها در سیاست خارجی بود بلکه در سیاست داخلی. از زمان قاجار طبقه سیاسی در ایران یا روسوفیل و یا انگلوفیل بودند. پس از پایان جنگ دوم این هواخواهی از روس و یا انگلیس فرم نوینی به خود گرفت و به هواداران غرب و هواداران شوروی دگرگون شد. پس از نجات آذربایجان از چنگال شوروی و تهدید مداوم استقلال و حاکمیت ایران از سوی شوروی راه برای سیاست ایران روشن شده بود. اکثریت مردم ایران علیه ایران کمونیستی بودند، مردم ایران دیکتاتور پرولتاریا را نخواستند و بردگی در برابر فرمانهای رسیده شده از مسکو. دولتهای غربی این تصمیم مردم ایران را خوشآمد گفتند و شاهنشاه ایران را به اروپا و امریکا دعوت کردند. شاهنشاه نیز تصمیم مردم را ارج نهادند و سیاست خارجی ایران را با کشورهای غربی گسترش دادند. گروهی که خود را اقلیت نامیدند و در اقلیت نیز بودند به سرکردگی محمد مصدق راه شوروی را برگزیدند. جنگ سرد در ایران میان دولت گراییده به غرب و اقلیت با گرایش به شوروی بود.
رخنه کمونیسم
همانند وضعیتی که از دیدگاه سیاسی در ایران بود در کشور آلمان رویداده بود. برخلاف ایران ارتش متفقین آلمان را اشغال کردند و از در این کشور ماندند. مانند ایران که ارتش شوروی شمال ایران را اشغال کرده بود و ارتش انگلیس جنوب ایران را، ارتش شوروی شرق آلمان را در اشغال خود داشت، و غرب آلمان در اشغال ارتشهای انگلستان، فرانسه و امریکا بود. پس از سخنرانی ترومن، آلمان غربی از کمکهای اقتصادی امریکا برخوردار شد و در ۲ خرداد ۱۳۲۸ برابر با ۲۳ ماه مه ۱۹۴۹ از غرب آلمان، آلمان فدرال بنیان شد. واکنش در برابر بنیان آلمان فدرال این بود که با کمک شوروی جمهوری دموکراتیک آلمان برپا شد. آنچه که در دکترین ترومن بیان شده بود و آلمان میبایستی که تصمیم گیرد کدام راه سیاسی را برخواهد گزید، با دو بخش کردن کشور آلمان حل شد.
شوروی این سیاست تقسیم کشور را در ایران خواست پیاده کند، استانهای شمالی و آذربایجان قرار بود که با یاری مسکو، فرستادن پولهای هنگفت برای جنبشهای جداییخواهی و فعالان حزب توده از ایران جداشوند. با پشتیبانی شورای امنیت ارتش شوروی وادار به بیرون بردن ارتش سرخ از ایران شد و تمامیت ارضی و استقلال و حاکمیت ایران به کشور برگردانده شد. پس از اینکه شوروی به تقسیم کشور ایران دست نیافتف کوشش خود را بر آن گذاشت که همه کشور ایران را زیر نفوذ و قلمرو خود دربیاورد.
بلغارستان در تاریخ ۲۰ فروردین ۱۳۲۳ برابر با ۹ سپتامبر ۱۹۴۴ به وسیله ارتش شوروی اشغال شد، با اینکه کشور بلغارستان در جنگ با شوروی نبود. سیاستمداران این کشور دستگیر و اعدام شدند و یا به اردوگاه کار فرستاده شدند. پس از پاک سازی حزب کمونیست قدرت را بدست گرفت. ۱۷ شهریور ۱۳۲۵ برابر با ۸ سپتامبر ۱۹۴۶ در یک همهپرسی که حزب کمونیست براه انداخته بود، سامانه پادشاهی را برکنار کردند و جمهوری خلق بلغارستان را به جای آن برپاکردند که در آن قانون اساسی نوین بلغارستان بر پایه قانون اساسی شوروی نوشته شد.
پس از پایان جنگ جهانی دوم پادشاهی در کشور رومانی زیر فشار شوروی رفت. سران کشور رومانی و سیاستمدارانی که علیه کمونیسم بودند، یا اعدام شدند و یا به اردوگاهها و زندانها فرستاده شدند. پادشاه رومانی میشائی اول به وسیله کمونیستها سرنگون شد و در اسفند ماه ۱۳۲۶ به وسیله حزب کمونیست، جمهوری خلق رومانی بنیان شد.
لهستان در سال ۱۳۲۳ برابر با ۱۹۴۵ به وسیله ارتش سرخ شوروی اشغال شد. چهارده نفر از سران کشور لهستان به مسکو برده شدند و اعدام شدند و برخی در زندانهای شوروی ناپدید شدند. در ژوئیه ۱۹۴۵ برابر با خرداد ۱۳۲۴ دولت اتحاد ملی در لهستان برپا شد. در این دولت اکثریت کمونیست بودند و رئیس دولت استانایسلاو میکولای چیک[۸] رئیس حزب دهقانان بود. کمونیستها یک بازوی نظامی ایجاد کردند و اعضای حزب غیر کمونیستی دهقانان را مورد آزار و شکنجه و ترور قراردادند. ۱۳۲۶ میکولایچیک وادار به فرار از لهستان شد و پس از آن کمونیستها قدرت را در لهستان در دست گرفتند.
پس از پایان جنگ جهانی دوم، جبهه ملی چک و اسلواک تشکیل یافت. در انتخابات ماه مه ۱۹۴۶، حزب کمونیست با پشتیبانی شوروی ۳۸٪ آرا و حزبهای غیرکمونیستی ۶۲٪ آرا را بدست آوردند. استالین ممنوع کرد که چکسلواکی از دولت امریکا کمک اقتصادی دریافت دارد. در ۳۰ بهمن ۱۳۲۶ برابر با ۲۰ فوریه ۱۹۴۸ وزیران کمونیست استعفا کردند تا انتخابات نوینی انجام شود. گوتوالد[۹] رئیس حزب کمونیست پرزیدنت دکتر بنش را زیر فشار قرارداد و وی را وادار کرد که انتخابات نوینی انجام ندهد بلکه یک حکومت کمونیستی برپا سازد. حزب کمونیست تظاهرات گستردهای برپا ساخت و اعتصاب همگانی به راه انداخت. در ۶ اسفند ۱۳۲۶ برابر با ۲۵ فوریه ۱۹۴۸ گوتوالد نخست وزیر رژیم نوین کمونیستی چکسلواکی شد و قانون اساسی بر پایه قانون اساسی شوروی برای چکسلواکی نوشته شد. دکتر بنش زیربار امضای این قانون اساسی کمونیستی نرفت و اردیبهشت ۱۳۲۷ کنارهگیری کرد. گوتوالد پرزیدنت چکسلواکی شد و جمهوری چکسلواکی بر سیاست استالینیستی اداره شد.
پروسه برای به قدرت رسیدن کمونیسم در سه گام انجام میشود: گام نخست گسترش ترس به وسیله کشتار و ترور، کشتن سران کشور که با کمونیسم مخالف هستند و رخنه در سیستم نظامی و امنیتی کشور. سرانجام این گام، ناپایداری سیاسی است که سبب میشود کمونیستها به پستهای وزارت دست بیابند. گام دوم بنیان دولت اتحاد ملی یا بنیان جبهه ملی است که با دادن پستهای وزارت و دیگر مقامهای مملکتی به کمونیستهاست. این گام با تظاهرات انبوه، اعتصابها تا اعتصاب عمومی، خرابکاری، و هراسناک کردن مخالفین کمونیسم همراه میباشد. در گام سوم به قدرت رسیدن کمونیسم است که همراه با نوشتن قانون اساسی نوین، برگزاری رفراندوم یا همهپرسی، و انتخاباتی که نتیجه آن از از پیش تعیین شده، میباشد. در این گام حزبهای غیرکمونیستی و کاندیداهای آزاد و مستقل دیگر وجود ندارند و یا آن چنان در جبهه ملی همبسته شدهاند که به در دست داشتن قدرت به وسیله کمونیستها را دیگر نمیتوانند مورد اعتراض قراردهند. با این روش، یک اقلیت در یک کشور میتواند قدرت را بدست بگیرد و اراده خود را به اکثریت مردم تحمیل کند.
والتر اولبریشت[۱۰] نخستین رئیس دولت جمهوری دموکراتیک آلمان در سال ۱۹۴۵ چنین میگوید: میباید ظاهر دموکراتیک داشته باشد ولی ما باید همه چیز را در کنترل داشته باشیم.
مبارزه برای بدست آوردن قدرت در ایران
امتیاز نفت شوروی
محمد مصدق به مجلس پانزدهم راه نیافت. ولی نمایندگان به نام اقلیت به سرکردگی محمد مصدق و با همکاری نمایندگان حزب تودهای به سیاست ایجاد هرج و مرج و کارشکنی در مجلس چون مجلس چهاردهم ادامه دادند. پس از رد شدن پیشنهاد ایجاد شرکت نفت مختلط ایران و شوروی در مجلس پانزدهم به تاریخ سیام مهر ماه ۱۳۲۶، سادچیکف نامه تندی به قوام نوشت که "تصویب نشدن قرارداد نفت با شوروی، ولی امتیاز نفت انگلیس به همان ترتیب وجود دارد قرارداد دوستی با شوروی را لطمه زدهاست و این برای ایران دشواریهایی را به ارمغان خواهد آورد." پیشتر نیز مولوتف در نامهای به قوام حق شوروی دانست که امتیاز نفت شمال ایران را همانند نفت جنوب که به انگلیسها داده شدهاست بدست بیاورند.[۱۱] با این بگومگوها که اگر شوروی امتیاز نفت بدست نیاورد، انگلیس هم نباید امتیاز نفت داشته باشد به عبارت دیگر اگر انگلیس امتیاز نفتی داشته باشد میباید که شوروی نیز امتیاز نفت ایران را نیز داشته باشد. یادآوری کنیم که در مجلس چهاردهم نشست روز ۷ آذر ۱۳۲۳ محمد مصدق چنین گفت:
من اگر با امتیاز مخالفت نمودهام پیشنهادهائی هم برای استخراج نفت و فروش آن کردهام که آنها را نباید از نظر دور داشت که کار نفت را برای بعد از خاتمه جنگ گذاشت. آنهایی که میگویند مذاکرات نفت به بعد از جنگ محول شود یا از درک حقایق عاجزند و یا اینکه عقیده از خود ندارند ولی آنهائی که اهل تشخیصند و نماینده این ملتند میدانند که تأخیر موجب زیان است. وضعیات بینالمللی ایجاب میکند که هر چه زودتر تکلیف معادن نفت معلوم شود امروز یکی از شخصیتهای مهم کشور دوست و مجاور ما تشریف آوردهاند و میخواهند در کار نفت مذاکره نمایند(منظور کافتارادزه از سران شوروی میباشد). هر دولتی در کار تأخیر کند به مملکت خیانت مینماید
ولی پس از آن که مجلس تصویب کرد که هیچ امتیاز نفتی تا پس از پایان جنگ و اشغال ایران نباید داده شود، محمد مصدق گفتگوهای مجلس را به "موازنه منفی" و قانون ممنوعیت دولت از مذاکره و عقد قرارداد راجع به امتیاز نفت با خارجیها یا قانون موازنه منفی با هدف دادن امتیاز نفت شمال ایران به شوروی، دگرگون کرد زیرا که انگلیس امتیاز نفت جنوب ایران را دارد. نجات آذربایجان و نگرفتن امتیاز نفت برای استالین شکست بزرگ و پیروزی بزرگی برای ایران بود. بدین روی استالین دخالتهای خود را در مسائل داخلی ایران با پشتیبانی بیشتر از حزب توده، سازمان دادن به تظاهرات و ایجاد آشوب در ایران بیشتر کرد، نخستین پیروزی استالین برانداختن دولت قوام بود. قوام در برابر مجلس پانزدهم ۱۸ آذر ۱۳۲۶[۱۲] درباره سیاست خود درباره نجات آذربایجان و مواد دهگانه برنامه کابینهاش که دربرگیرنده برنامه عمرانی هفت ساله اول برای نوسازی اقتصادی ایران بود سخنرانی کرد.[۱۳] و از مجلس درخواست رای اعتماد کرد، از ۱۱۲ نماینده حاضر، ۴۶ رأی موافق، ۳۹ رأی مخالف و ۵ ورقه سفید بی امضاء شمرده شد، و ۲۲ نفر از مجلس بیرون رفتند، قوام به ۵۷ (یعنی نیمی از حاضران بعلاوه یک) رای برای تصویب نیاز داشت، قوام، سرانجام این رایگیری را باور نمیکرد، به جای نوسازی کشور درپی ویرانیهای جنگ، دادن امتیاز نفت در بالاترین رده قرارگرفت و کشور و ملت ایران را به سوی سیاست هولناک کمونیستی شدن ایران روانه کرد. این گفتگوها درباره نفت شمال ایران و نفت جنوب ایران بر روی همه گفتگوها و جر و بحثهای سیاسی تا مرگ استالین در ۱۴ اسفند ۱۳۳۱ و برافتادن محمد مصدق در امرداد ۱۳۳۲ ادامه یافت و استالین با استفاده از حزب توده و سپس جبهه ملی ایران به رهبری محمد مصدق، کشور ایران را به بحران کشاند و از ساختن ایران و نوسازی آن جلوگیری کرد.
پس از آن که استالین امتیاز نفت شمال ایران را نتوانست بدست بیاورد، کوشش کرد که همه ایران را زیر نفوذ شوروی بیاورد. تنها در تهران بیش از ۱۵۵ جاسوس شوروی در سفارت آن کشور لانه کرده بودند که بالاترین شمار جاسوسان در خارج از شوروی بود، افزون بر آن در ایران بیش از چهل مرکز پنهانی جاسوسی شوروی وجود داشت. حزب توده با پشتیبانی شوروی گسترش پیدا کرد و آموزشهای تروریستی زیر نظر کیانوری به اعضای حزب برای شناسایی مخالفان، ربودن آنها و کشتن آنها داده شد. کمیته دیگری در حزب توده وجود داشت که برای رخنه در ارتش و شهربانی و وزارتخانهها و سازمانهای دولتی، به ویژه فرهنگ و آموزش و پرورش بودند. سندیکاهای کارگری برای سازماندهی به کارگران، تظاهرات و اعتصابها نیز تشکیل شد، به ویژه در میان کارگران نفت آبادان.
ترورها و کشتارها در ایران
محمد مسعود روزنامهنگار
محمد مسعود روزنامه نگار و مدیر روزنامه مرد امروز در این روزنامه به سیاستهای مسکو و لندن در ایران به ستیز برخاست و در رسوا و آشکار کردن پیوندهای حزب توده با شوروی سهم بسزایی داشت. در دوران اشغال ایران به وسیله ارتش بریتانیا و شوروی که حزب توده کوشش میکرد تا نفت شمال به شوروی داده شود، با نوشتارهای خود به آگاهی ملت رسانید که چه خیانت بزرگی به ایران خواهد شد. حزب توده نیز از پا ننشست و با استفاده از واژگان کمونیستی مانند کمونیست یعنی دموکرات و کسانی که علیه کمونیسم هستند واپسگرا نامیده میشوند، محمد مسعود را روزنامههای وابسته به حزب توده مرتجع و آنارشیست نامیدند. محمد مسعود در روز ۲۲ بهمن ۱۳۲۶ بدست سروان خسرو روزبه افسر ارتش شاهنشاهی ایران به اعتراف خود روزبه کشته شد.[۱۴][۱۵]
عبدالحسین هژیر نخستوزیر پیشین و وزیر دربار
عبدالحسین هژیر نخست وزیر پیشین و وزیر دربار شاهنشاهی روز ۱۳ آبان ۱۳۲۸ چهار پس از نیم روز در مجلس عزاداری در مسجد سپهسالار با گلولههای یکی از اعضای گروه فداییان اسلام به نام سید حسین امامی قاتل احمد کسروی زخمی شد و به بیمارستان دو ارتش برده شد. هژیر روز ۱۴ آبان ۱۳۲۸ ساعت ده صبح درگذشت. حسین امامی دستگیر شد و به ترور هژیر اعتراف کرد.
احمد دهقان نماینده مجلس شورای ملی و مدیر مجله تهران مصور
احمد دهقان - ۶ خرداد ۱۳۲۹ احمد دهقان نماینده مجلس شورای ملی و مدیر مجله تهران مصور و مدیر تاتر و تماشاخانه تهران، در زمانی که فعالیتهای ضد کمونیستی و دشمنی اش با شوروی به اوج خود رسیده بود، با گلولههای اسلحه کمری حسن جعفری زخمی شد و در بیمارستان شماره دو ارتش درگذشت.[۱۶][۱۷]
سپهبد حاجیعلی رزمآرا نخستوزیر
سپهبد حاجیعلی رزمآرا نخستوزیر دوره شانزدهم قانونگذاری در روز ۱۶ اسفند ۱۳۲۹ هنگامی که برای شرکت در مجلس ختم کیت اله فیض وارد مسجد شاه شد، در مسجد شاه با شلیک سه گلوله از سوی خلیل طهماسبی عضو سازمان فداییان اسلام هدف گلوله قرار گرفت و در دم جان سپرد.[۱۸]
روز شمار رویدادها
بیست و هشت امرداد ۱۳۳۲ روز رستاخیز ملی مردم ایران و روز آگاهی و بیداری ملت ایران است. در این روز مردم از همه طبقهها، دانش آموز، کارگر، پیشه ور، آموزگاران و... به خیابانها ریخته و دست خائنین به کشور را کوتاه کردند. پس از رد دادن امتیاز نفت شمال به شوروی با اکثریت آرای مجلس شورای ملی[۱۹]، محمد مصدق در پی سیاست موازنه منفی که چون مجلس شورای ملی به دولت شوروی امتیاز نفت شمال نداده است، از دولت انگلیس امتیاز بهرهبرداری از نفت جنوب را می باید گرفت، فعالیت هایش را برای پیاده کردن موازنه آغاز کرد. مصدق همه پیشنهادها و راه حل ها را پس از ملی شدن نفت به بنبست کشاند و بزرگترین زیان تاریخی به سیاست و اقتصاد ایران زد. محمد مصدق همه ادعاهای کشور ایران مانند ۱۶٪ سود از شرکت سهامی نفت انگلیس و ایران که یک شرکت سهامی خصوصی بود با ۶۹ شرکت تابعه در سراسر جهان امتیاز بهرهبرداری، پالایش و فروش نفت را داشت که امروزه به نام بریتیش پترولیوم[۲۰] شناخته شده است برباد داد[۲۱]. سرانجام محمد مصدق کار را به آنجا کشانید که ایران نه تنها یک پنس از سهمش دریافت نکرد بلکه ۲۵ میلیون پوند انگلیس نیز غرامت پرداخت. محمد مصدق با سواستفاده از احساسات ملی و میهنپرستی مردم با روشی که آن را ملی کردن نامید بزرگترین زیان سیاسی و اقتصادی تاریخ ایران را بر پیکر کشور ایران و ملت ایران وارد آورد و این دو را در بی چیزی و فرودستی تنها گذاشت. در مجلس هفدهم پس از آن که محمد مصدق نخست وزیر شد وی دستور کار دیگری داشت، اختیارات تام از مجلس شورای ملی خلاف قانون اساسی مشروطه از مجلس گرفت و دیگر پا به مجلس شورای ملی نگذاشت و آن را خرگاه خواند، و با این اختیارات و قانون امنیت اجتماعی، زندانهای بسیار ساخت و همه مخالفان خود را به شکلهای گوناگون از پای درآورد، یا آنها را زندان کرد و یا ناپدید شدند و یا به تبعید فرستاده شدند. گام بعدی با یاری شوروی سرنگونی رژیم سلطنتی و پادشاهی محمدرضا شاه پهلوی و اعلام جمهوری دموکراتیک بود که با انحلال مجلس شورای ملی آن را آغاز کرد. و در روز ۲۵ امرداد ۱۳۳۲ مصدق اعلام کرد که شاه سرنگون شدهاست. دکتر مظفر بقائی، علی زهری و دیگر نمایندگانی که کناره نگرفته بودند به زندان انداخته شدند و دیگر سران کشوری و لشکری را دستگیر کرد. روزنامههای حزب توده پشتیبان محمد مصدق و سیاست موازنه منفی وی خواستار برقراری جمهوری سوسیالیستی شدند و برای آنکه هدف پلیدشان یعنی کمونیستی کردن ایران و برای پنهان ساختن واژه دموکرایتک را به کار بردند و آن را جمهوری دموکراتیک ایران نامیدند مانند جمهوری دموکراتیک آذربایجان.
۷ اردیبهشت ۱۳۳۱ شاهنشاه دوره هفدهم مجلس شورای ملی با بیانات شاهانه گشودند در این آیین شاهنشاه فرمودند:"...روش دولت ما در سیاست خارجی حفظ مناسبات دوستانه و حسنه با تمام کشورها بر اساس احترام متقابل و پیروی از منشور سازمان ملل متحد و در عین حال تقویت قوای تامینیه به منظور حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور خواهد بود و در سیاست داخلی همانطور که کرارا تصریح نمودهایم تامین رفاه مردم و بالا بردن سطح زندگانی افراد..."
۲۴ اردیبهشت ۱۳۳۱ هنری بایرود معاون امور خارجه امریکا وارد تهران شد و به اتفاق سفیر کبیر آن کشور در تهران به پیشگاه شاهنشاه شرفیاب شد. روز پسین بایرود با نخستوزیر دیدار و مذاکره کرد و از تهران رهسپار بغداد شد.
۳۱ اردیبهشت ۱۳۳۱ دولت شوروی در نامه ای که به وزارت امور خارجه داد، کمک های نظامی امریکا به ایران را نکوهید و این کمک ها را با قرارداد ۱۹۲۱ ایران و شوروی و پیوندهای نیکو (روابط حسنه) دو کشور ناسازگار دانست. در همین روز وزیر امور خارجه شوروی در نامه اعتراض آمیزی درباره سفر دریاسالار هیوز امریکایی به ایران به سفیرکبیر ایران در مسکو فرستاد و یادآور شد که این صفر با هدفهای نظامی امریکا در خاورمیانه پیوند دارد.
۳ خرداد ۱۳۳۱ حکومت نظامی در تهران و گرداگرد تهران برای یک ماه دیگر تمدید شد.
۴ خرداد ۱۳۳۱ درباسالار هیوز فرمانده نیروی امریکا در خاورمیانه به همراهی سفیرکبیر آن کشور در تهران در کاخ مرمر به پیشگاه شاهنشاه باریافت.
۱۵ خرداد ۱۳۳۱ قرارداد بنای کارخانه پلشتبری (ضدعفونی) آب نوشیدنی تهران از سوی وزارت بهداری، وزارت کشور و رئیس اصل چهار امریکا بسته شد.
۲۵ خرداد ۱۳۳۱ علی امینی وزیر اقتصاد ملی در کاخ سعدآباد به پیشگاه شاهنشاه شرفیاب شد و گزارشی درباره بستن قرارداد بازرگانی ایران و آلمان غربی را تقدیم داشت.
۲۸ خرداد ۱۳۳۱ یک کشتی کوچک ایتالیایی به نام رزماری که نهصد تن نفت از ایران ترابر می کرد در کنارههای عدن از سوی دادگاه مستعمراتی عدن به وسیله ماموران انگلیسی توقیف شد و بار نفت آن به کشتی دیگری جابجا شد.
۳۱ خرداد ۱۳۳۱ مجلس سنا به درازا کشیدن حکومت نظامی در زابل را برای دو ماه دیگر تصویب کرد. ۱۰ تیر ۱۳۳۱ دولت ایران در نامهای در پاسخ نامه دولت شوروی به سادچیکف سفیرکبیر شوروی در تهران فرستاد و همه اعتراضهای شوروی را درباره کمکهای نظامی امریکا به ایران را رد کرد. در همین روز نمایندگان مجلس شورای ملی آیتالله حسن امامی امام جمعه تهران را به ریاست مجلس شورای ملی برگزیدند.
۱۱ تیر ۱۳۳۱ هیات وزیران حکومت نظامی را در خوزستان برای سه ماه دیگر تمدید کرد.
۱۲ تیر ۱۳۳۱ دادرسی بیست و نه تن از اعضای جمعیت فداییان اسلام در شعبه پانزدهم دادگاه جنحه تهران آغاز شد.
۱۴ تیر ۱۳۳۱ آیتالله امامی رئیس مجلس شورای ملی به همراهی اعضای هیات رئیسه مجلس در کاخ سعدآباد به پیشگاه شاهنشاه شرفیاب شد و آمادگی مجلس هفدهم را به عرض رسانید[۲۲]. در همین روز محمد مصدق نخستوزیر به پیشگاه شاهنشاه باریافت و استعفای کابینه را تقدیم کرد.
۱۵ تیر ۱۳۳۱ هیات رئیسه مجلس سنا و مجلس شورای ملی به پیشگاه شاهنشاه شرفیاب شدند و شاهنشاه دیدگاه دو مجلس را نسبت به نخستوزیر آینده جویا شدند. مجلس شورای ملی از ۱۱۵ نماینده با ۵۲ رای به نخستوزیری محمد مصدق ابراز گرایش کرد.
۱۸ تیر ۱۳۳۱ در نشست مجلس سنا از ۳۶ سناتور نفر حاضر از ۶۰ سناتور انتصابی و انتخابی تنها ۱۴ سناتور به نخستوزیری دوباره محمد مصدق ابراز گرایش کردند و ۱۹ تن رای سفید دادند. اعضای هیات رئیسه مجلس سنا در کاخ سعدآباد به پیشگاه شاهنشاه شرفیاب شدند و نداشتن گرایش مجلس سنا را به نخستوزیری مصدق به آگاهی شاهنشاه رساندند و ایشان دستور دادند که برای از میان برداشتن این ناهماندیشی میان دولت و مجلس گفتگو برقرارشود.
۱۹ تیر ۱۳۳۱ فرمان نخستوزیری دوباره محمد مصدق از سوی شاهنشاه توشیح شد.
۲۱ تیر ۱۳۳۱ لایحه حکومت نظامی در اهواز، دزفول، بهبهان و کهکیلویه به تصویب مجلس سنا رسید.
۲۲ تیر ۱۳۳۱ محمد مصدق در جلسه خصوصی مجلس شورای ملی ماده واحده اختیارات تام مالی و اقتصادی دولت را برای شش ماه در میان گذاشت و یادآور شد که شناساندن هیات دولت پس از تصویب اختیارات پیشنهادی خواهد بود.
۲۵ تیر ۱۳۳۱ مصدق در کاخ سعدآباد به پیشگاه شاهنشاه شرفیاب شد و سه ساعت افتخار حضور داشت و سپس کنارهگیری خود را از نخستوزیری تقدیم داشت.
نخستوزیر احمد قوام
۲۶ تیر ۱۳۳۱ به دنبال کنارهگیری مصدق جلسه خصوصی مجلس شورای ملی با بودن ۴۲ نماینده برگزار شد و مجلس با ۴۰ رای به نخستوزیری احمد قوام گرایش خود را ابراز داشتند.
۲۷ تیر ۱۳۳۱ فرمان نخستوزیری احمد قوام از سوی شاهنشاه توشیح شد. قوام نخستوزیر برنامه دولت خود را درباره نفت، اوضاع اقتصادی، امنیت همگانی، و جداسازی سیاست از مذهب را روشن ساخت. از سوی دیگر هواداران مصدق بازار تهران را تعطیل کردند و تظاهراتی به سود مصدق و علیه دولت قوام در خیابانهای تهران به راه انداختند.
۲۸ تیر ۱۳۳۱ تظاهرات جبهه ملی و تودهها به انتقام از ندادن امتیاز نفت به شوروی [۲۳] علیه احمد قوام بالاگرفت و کار به جایی کشید که یکانهای انتظامی وادار شدند که با تانک و زره پوش در خیابانها به راه افتادند و در زد و خوردی که تودهای ها و جبهه ملیها با ماموران انتظامی به راه انداختند شماری زخمی و کشته شدند.
۲۹ تیر ۱۳۳۱ هواداران مصدق و جبهه ملی دست در دست تودهای ها در تهران و شهرستانها علیه دولت قوام تظاهرات خشنی به راه انداختند و زد و خوردهای سختی روی داد و شمار بسیاری به جرم به راه انداختن بلوا و آشوب بازداشت شدند.
۳۰ تیر ۱۳۳۱ دامنه تظاهرات علیه دولت قوام در تهران و شهرستانها گسترش پیداکرد تا اینکه قوای انتظامی وادار به مداخله شد و زد و خورد سختی درگرفت که گروهی کشته و شمار بسیاری زخمی شدند. احمد قوام در این روز کنارهگیری خود را نخستوزیری به پیشگاه شاهنشاه تقدیم کرد.
نخستوزیر محمد مصدق
۳۱ تیر ۱۳۳۱ مجلس شورای ملی با ۶۱ رای از ۱۱۵ نماینده به نخستوزیری مصدق ابراز گرایش کرد. به فرمان شاهنشاه مصدق بار دیگر مامور تشکیل کابینه شد.
۴ امرداد ۱۳۳۱ محمد مصدق نخستوزیر به پیشگاه شاهنشاه شرفیاب شد و هیات دولت را شناساند.
۷ امرداد ۱۳۳۱ مجلس شورای ملی با ۱۱۵ نماینده که از آن تنها ۶۹ نماینده حاضر بودند با ۶۸ رای، برای نخستوزیری رای اعتماد گرفت.[۲۴] و برنامه دولت وی به تصویب رسید.
۹ امرداد ۱۳۳۱ یک هفته پس از این که محمد مصدق رای اعتماد گرفت لایحه اختیارات سیاسی و اقتصادی را به مجلس داد و مجلس آن را تصویب کرد.[۲۵] در مذاکرات مجلس حائریزاده گفت:"...جناب دکتر مصدق رئیس الوزراء فعلی خودمان در مجلس چهارم بودکه عضوکابینه قوامالسلطنه بودند وزیر دارایی بودند اختیارات برای اصلاح وزارت دارایی گرفتند و آنوقت سی سال از حالا جوانتر بودند و فقط برای اصلاح وزارت دارایی اختیار گرفتند و مملکت هم آنروز بقدر امروز متشنج نبود آرامتر از امروز بود معالوصف موقعیت حاصل نکردند و وضعیت بلبشوتر شد که بهتر نشد من برای اینکه ارادت دارم بایشان میل ندارم اختیار بایشان بدهیم و فردا بگوییم که هیچ کار نتوانست بکند باید آبروی این پیرمردی که برای مملکت خدماتی کرده و برای خاطر ملت ایران رفتهاست آمریکا و لاهه حفظ کنیم و نباید خروار خروار باو اختیاربدهیم و فردا اگر بدبختی و نارضایتیها از امروز بیشترشد آنوقت تمام این نارضایتی هاخراب بشودسردکتر مصدق، من عقیده ندارم، من باب دوستی که بااو دارم این اختیارات رانه مصلحت اوونه مصلحت مملکت میدانم..."[۲۶] این لایحه در ۱۲ امرداد به تصویب رسید.[۲۷] که بنا بر ماده واحده به مصدق نخستوزیر اختیار داده شد که از تاریخ تصویب این قانون تامدت ۶ ماه لوایحی که برای اجرای برنامه نه گانه برنامه دولت ضروری است تهیه نموده و پس از آزمایش آنها را تقدیم مجلسین نمایند و تا موقعی که تکلیف آنها در مجلسین معین نشده لازم الاجرامیباشند.
۱۲ امرداد ۱۳۳۱ نخستین قانونی که دولت مصدق به تصویب رسانید قانون مصادره اموال احمد قوام بود.[۲۸]
۱۵ امرداد ۱۳۳۱ پس از تصویب شدن اختیارات محمد مصدق امام جمعه تهران و رئیس مجلس شورای ملی از سمت خود کنارهگیری کرد. روز پسین ۱۶ امرداد آیتالله کاشانی به ریاست مجلس شورای ملی برگزیده شد.
۲۱ امرداد ۱۳۳۱ فرمان شاهنشاه درباره اجرای قانون اعطای اختیارات به مصدق صادر شد.
۲۳ امرداد قانون مربوط بهتجدید حکومت نظامی در هشت منطقه خوزستان از تاریخ ۵ امرداد برای سه ماه تمدید شد.[۲۹]
۲۹ امرداد ۱۳۳۱ میان جمعیتها و گروههای سیاسی زد و خوردهای سخت و خونینی در خیابانهای تهران روی داد که به زخمی شدن شماری از تظاهرکنندگان انجامید و مصدق تهران را زیر حکومت نظامی برد.
۲۳ شهریور ۱۳۳۱ محمد مصدق در کاخ سعدآباد به پیشگاه شاهنشاه شرفیاب شد و سه ساعت وضعیت کشور را به آگاهی اعلیحضرت رسانید.
۳۰ مهر ۱۳۳۱ دولت ایران با فرستادن نامهای به سفارت کبرای انگلستان در تهران، گسستن رابطه سیاسی ایران با آن دولت را اعلام داشت.
۱ آبان ۱۳۳۱ حاج سیدجوادی. دکتر سنجابی. انگجی. دکتر شایگان. خسروقشقایی. شمس قنات آبادی. اخگر. دکتر بقایی کرمانی. اقبال. دکتر فلسفی. جلالی. میلانی. خلخالی. دکتر معظمی. دکتر ملکی. نجفی. فردوسی. ناظرزاده. شاپوری. مجید موسوی. نریمان. کریمی. زهری. ذکایی. مهندس زیرک زاده درخواست کردند که بع سه فوریت دوره نمایندگی مجلس سنا به دو سال کاهش داده شود و دوره مجلس سنا را پایان یافته اعلام کردند. [۳۰]
۵ آبان ۱۳۳۱ از ورود سناتورها به مجلس سنا جلوگیری شد و سناتورها پس از یک گردهمآیی غیررسمی اعلامیه مجلس شورای ملی دایر به پایان رساندن دوره مجلس سنا و بستن آن را غیرقانونی دانستند.
-
۲۸ دی ۱۳۳۱ آیتالله کاشانی رئیس مجلس شورای ملی درباره اختیارات محمد مصدق چنین گفت:... چون در اصل ۲۷ متمم قانون اساسی حق قانونگذاری بعهده مجلس شورای ملی محول گردیدهاست و قوه قضاییه بمحاکم شرعیه در شرعیات و به محاکم عدلیه در عرفیات و اجرای قوانین در عهد هیئت دولت و قوه اجراییه واگذارشده و در اصل ۲۸ قوای ثلاثه مزبور را برای همیشه از یکدیگر ممتاز و منفصل نمودهاست و تخلف از مواد مزبور که روح قانون اساسی و حکومت مشروطه میباشد... اعلام مینمایم که لایحه اختیارات تقدیمی آقای دکتر مصدق نخستوزیر به مجلس شورای ملی مخالف و مباین مسلم اصول قانون اساسی و صلاح مملکت و دولت است و باین وصف مجلس شورای ملی نمیتواند چند لایحهای را که مخالفت صریح با قانون اساسی دارد و موجب تعطیل مشروطیت و ناقص مواد ۲۷-۲۵-۲۴-۱۳-۱۱ از قانون اساسی و اصول هفت و بیست و هشت متمم آن میباشد و در حقیقت با عدم رعایت تفکیک قوای مرقومه مملکت بحالت دیکتاتوری برمی گردد و... مجبورم که باستحضار جناب ایشان برسانم تا موقعی که اینجانب وظیفهدار ریاست مجلس شورای ملی هستم اجازه طرح نظیر این لوایح را که مخالفت صریح با اصول قانون اساسی مملکت دارد در مجلس جایز نمیدانم.[۳۱]
۷ بهمن ۱۳۳۱ سادچیکف سفیرکبیر شوروی در ایران در دیداری با محمد مصدق نخستوزیر نظرات دولت متبوع خود را درباره شیلات به آگاهی رسانید. سخنگوی دولت گفت که دولت شوروی درخواست کردهاست که یا قرارداد شیلات تمدید شود، یا آنکه منوپول فروش محصولات آن به مدت ده سال به دولت شوروی داده شود.
۵ امرداد ۱۳۳۲ محمد مصدق در یک رادیو درباره وضع نابسامان مجلس شورای ملی سخن گفت و اعلام کرد که برای انحلال مجلس رفراندوم برگزار خواهد کرد و از مردم دیدگاهشان را درباره انحلال مجلس خواهد خواست.
۸ امرداد ۱۳۳۲ نمایندگان اقلیت مجلس شورای ملی علیه تصمیمات مصدق نخستوزیر درباره رفراندوم اعلام جرم کردند.
۱۰ امرداد ۱۳۳۲ لاورینتف سفیر نوین اتحاد جماهیر شوروی به پیشگاه شاهنشاه در دربار شرفیاب شد و استوارنامه خود را تقدیم داشت. در همین روز نشستی در خانه آیتالله کاشانی شب هنگام با ترکیدن بمبی بهم خورد و مخالفان و موافقان دولت و آیتالله کاشانی با سنگ و چوب به جان یکدیگر افتادند و در این ماجرا یک نفر کشته و بسیاری به سختی زخمی شدند.
۱۱ امرداد ۱۳۳۲ عبدالله معظمی رئیس مجلس شورای ملی در بیانیهای از ریاست و نمایندگی مجلس شورای ملی کناره گرفت.
۱۲ امرداد ۱۳۳۲ بنا به تصمیم دولت محمد مصدق، همهپرسی برای انحلال مجلس شورای ملی در تهران انجام شد. همهپرسی در شهرستانها به روز ۱۹ امرداد فرافکنده شد.
۱۳ امرداد ۱۳۳۲ شاهنشاه به مناسبت جشن مشروطیت در بیانیه رادیویی به ملت ایران گفتند: "ملت ایران در راه مشروطیت و آزادی از نثار خون خود دریغ نورزید. از این رو برای حفظ این آزادی و مشروطیت نباید از هیچگونه تلاش و کوشش و فداکاری خودداری کند."
۱۷ امرداد ۱۳۳۲ ابوالحسن حائریزاده نامهای به دبیرکل سازمان ملل متحد نوشت و در آن از سازمان ملل درخواست کمک برای نجات ایران کرد[۳۲]. ".. محمد مصدق که به موجب رأی مجلس شورای ملی ایران به نخستوزیری انتخاب شده بود در تاریخ ۱۷ خردادماه ۱۳۳۲ طبق اختیاری که در قانون اساسی ایران به مجلس داده شده به اتهام ایراد شکنجه و آزار بدنی زندانیان و پایمال ساختن اعلامیهٔ حقوق بشر مورد استیضاح قرار گرفته و برای جوابگویی به مجلس خوانده شد ولی نامبرده چون احساس نمود که در مجلس شورای ملی فاقد اکثریّت است، برخلاف قانون اساسی ایران از حضور در مجلس استنکاف و اعلام داشت که پارلمان را منحل خواهد نمود و برای اجرای مقصود خود و جلوگیری از قیام ملت، مخالفان سیاسی خود را دستگیر و زندانی نمود و مطبوعات آزاد را توقیف و مدیران آنها را تبعید ساخت[۳۳] و، در حالی که هیچگونه آزادی عقیده و عمل برای هیچکس وجود نداشت، در سایهٔ قدرت حکومت پلیسی و نظامی، با کمک حزب کمونیست (توده) و تمام وسائل دولتی، به مفتضحترین صورتی اقدام به رفراندم عجیبی نموده و کیسههای رأی را مانند کشورهای دیکتاتوری دیگر به نفع خود پرساخت و اکنون قصد دارد به اتکای این عمل خلاف قانون اساسی ایران یک رژیم خشن دیکتاتوری کمونیستی را بر ملت وطنپرست ایران مسلط سازد..."
۱۹ امرداد ۱۳۳۲ به هنگام همهپرسی در شهرستانها برای انحلال مجلس شورای ملی، تظاهرات گستردهای علیه قانونشکنی دولت و کوشش برای بستن مرکز قانونگذاری در بیشتر شهرها روی داد که بر اثر آن بسیاری کشته و زخمی شدند. در همین روز حسین فاطمی وزیر امور خارجه اعلام کرد که دو دولت ایران و شوروی برای محکم کردن روابط دوستانه موجود بین دو کشور توافق کردند که نمایندگان دو کشور برای رفع کلیه اختلافات موجود، در تهران تشکیل جلسه دهند و به مسائل مورد علاقه رسیدگی کنند.
۲۰ امرداد ۱۳۳۲ شاهنشاه با هواپیمای ویژه به رامسر پرواز کردند.
۲۲ امرداد ۱۳۳۲ شاهنشاه برای پایان دادن به وضع هراسانگیز و آشفته کشور، فرمان عزل مصدق و فرمان نخستوزیری سرلشکر زاهدی را توشیح فرمودند و مقرر شد که سرهنگ نصیری رئیس گارد شاهنشاهی حکمهای عزل مصدق و نخستوزیری سرلشکر زاهدی را ابلاغ کند.
در همین روز نخستین نشست مشترک نمایندگان ایران و شوروی برای از میان بردن اختلافهای میان دو کشور، در کاخ وزارت امور خارجه برقرار شد.
۲۳ امرداد ۱۳۳۲ محمد مصدق در پیامی از رادیو تهران گفت که سرانجام رفراندوم انحلال مجلس هفدهم است. به دستور مصدق شمار تانکهای نگهبان کاخ سعدآباد به چهار کاهش یافت و دوازده تانک به پاسداری از خانه مصدق پرداختند.
۲۴ امرداد ۱۳۳۲ محمد مصدق در نامهای از پیشگاه شاهنشاه درخواست فرمان انحلال دوره هفدهم قانونگذاری را کرد، ولی این درخواست از سوی شاهنشاه رد شد.
در همین روز فرمان شاهنشاه، دایر بر نخستوزیری سرلشکر زاهدی به وسیله سرهنگ نصیری رئیس گارد شاهنشاهی در نهانگاه سرلشکر زاهدی به وی ابلاغ شد. وزارت کشور پیامد رفراندوم ساختگی دولت مصدق را در روز دوازدهم امرداد ماه برای انحلال دوره هفدهم مجلس شورای ملی و پس گرفتن مصونیت پارلمانی نمایندگان مجلس را چاپ کرد که برپایه آن در سراسر کشور ۲،۰۴۳،۳۸۹ تن به انحلال مجلس هفدهم و ۱۲۰۷ تن به ماندن مجلس رای دادند.
سرهنگ نصیری رئیس گارد شاهنشاهی شب هنگام فرمان عزل مصدق را از نخستوزیری به وی ابلاغ کرد، ولی به دستور مصدق سرهنگ نصیری بازداشت شد.
۲۵ امرداد ۱۳۳۲ از سوی دولت مصدق اعلامیهای به چاپ رسید دایر بر اینکه برابر ساعت یازده و نیم شامگاه شب گذشته یک کودتای نظامی به وسیله افسران گارد شاهنشاهی انجام یافتهاست و در نتیجه سرهنگ نصیری، رئیس گارد شاهنشاهی که برای دادن نامهای به نخستوزیر به خانه وی رفته بود بازداشت شد. به دستور مصدق شماری از افسران ارتش و گروهی از بزرگان کشوری بازداشت شدند و برای پیدا کردن نهانگاه سرلشکر زاهدی نیز یک صد هزار ریال جایزه گذاشته شد.
ساعت نه بامداد شاهنشاه از فرودگاه رامسر فرمودند: "چون در این چند روزه ملاحظه کردم که مصدق میخواهد قانون اساسی و مشروطیت را زیرپا بگذارد و من سوگند خوردهام تا زمانی که سلطنت میکنم حافط قانون اساسی و مشروطیت باشم، از این رو فرمان برکناری او را صادر کردم. اکنون به طوری که از رادیو شنیدهام سرهنگ نصیری که حامل فرمان من بود توقیف شده و به این موضوع رنگ کودتا دادهاند و میخواهند بلوا و آشوب به راه بیاندازند و خون عدهای بیگناه را بریزند. از این رو برای آنکه از برادرکشی و خونریزی و جنگ داخلی جلوگیری کنم برای مدت کوتاهی از مملکت خارج میشوم."
شاهنشاه به همراه ملکه ثریا و آتابای و سرگرد خاتمی خلبان ویژه شاهنشاه با یک فروند هواپیما از رامسر به سوی بغداد پرواز کردند و نزدیک نیمروز در فرودگاه بغداد فرود آمدند. چند تن از وزیران دولت عراق به پیشگاه شاهنشاه شرفیاب شدند و احترام دولت و ملت عراق را به حضور همایونی عرض کردند.
در خیابانهای تهران تظاهراتی از سوی گروههای وابسته به حزب منحله توده به هواداری از دولت مصدق به راه افتاد و پس از آن دستههای کمونیست همراه با گروهی از اوباشان و عناصر آشوب راه انداز در خیابانهای پایتخت پراکنده شده و با سنگ و چوب به مردم یورش بردند و به چپاول مغازهها و فروشگاهها پرداختند. رادیو لندن در پیامی که از قول شاهنشاه پخش کرد یادآور شد که اعلیحضرت محمد رضا شاه پهلوی فرمودند محمد مصدق را از آن جهت برکنار کردهاند که وی از اختیارات خود سواستفاده کرده و به یک رفراند. غیرقانونی دست زدهاست. شاهنشاه هم چنین گفتند که موضوع کودتا که در تهران شایع شده به هیچ وجه درست نیست و کودتایی در کار نبودهاست.
دولت مصدق اعلامیهای بر پایه رفراندوم ساختگی، منحل شدن دوره هفدهم مجلس شورای ملی را به آگاهی همگان رسانید.
۲۶ امرداد ۱۳۳۲ فرماندار نظامی نامهای بازداشت شدگان را از شب ۲۵ تا ۲۶ امرداد اعلام کرد: ۱- رحیم هیرادر رئیس دفتر مخصوص شاهنشاهی ۲- سلیمان بهبودی کاخدار سلطنتی ۳- ابوالقاسم امینی کفیل وزارت دربار ۴- ارنست برون ۵- عبدالعلی اشتری بازرگان ۶- محمد جهاندار و بیش از بیست تن از افسران ارتش و شهربانی.
شاهنشاه در بغداد رئیس مجلس شورای عراق را به حضور پذیرفتند. در این شرفیابی که آیتالله شهرستانی نیز بود شاهنشاه فرمودند:" امیدوارم به زودی به ایران مراجعت کنم. من سرلشکر زاهدی را به نخستوزیری تعیین کردهام، زیرا مصدق از اختیارات قانونی[۳۴] خود سواستفاده میکرد... اینکه گفته میشود سرلشکر زاهدی کودتا کرده چنین نیست، زیرا او فقط فرمان عزل مصدق را که چند روز قبل صادر کرده بودم به وسیله چند تن از افسران به او ابلاغ نمودهاست."
آشوبگران حزب توده در تهران تندیسهای اعلیحضرت رضا شاه بزرگ را در میدان بهارستان و میدان سپه پایین آوردند و به شکستن شیشه مغازهها و چپاول اموال مردم پرداختند. ترس و نگرانی مردم از چیره شدن مزدوران بر امور کشور دم به دم فزونی میگرفت. از سوی فرمانداری نظامی تهران اعلامیهای بر احضار سرلشکر زاهدی چاپ شد که در آن به وی هشدار داده شده بود که باید در بیست و چهار ساعت آینده خود را به فرمانداری نظامی تهران معرفی کند.
در همین روز لوی هندرسن سفیر کبیر امریکا در ایران پس از زمانی که در امریکا مانده بود به تهران بازگشت.
۲۷ امرداد ۱۳۳۲ فراکسیون نهضت ملی در خانه مصدق نشست فوقالعادهای برقرارکرد و به بررسی وضعیت نابسامان کشور و موقعیت دولت پرداخت. خبرگزاری آسوشیتد پرس از بغداد گزارش داد که ساعت هفت بامداد شاهنشاه و ملکه ثریا از بغداد به سوی رم پرواز کردند.
۲۸ امرداد ۱۳۳۲ روز رستاخیز ملی
از ساعت شش بامداد قیام مردم شاهدوست و میهنپرست پایتخت علیه حکومت مصدق آغاز شد. در این رستاخیز همه طبقههای مردم، کارگران، پیشهوران، کشاورزان، دانشجویان و هم چنین سربازان و پاسبانان، گارد شاهنشاهی و زنان شرکت داشتند. شاهدوستان و میهنپرستان به همراه سرلشکر زاهدی نخستوزیر مرکز فرستنده رادیو را اشغال کردند و سپس به مرکزهای حساس شهر و ادارههای دولتی هجوم بردند و سازمانهای دولتی را یکی پس از دیگری به اشغال خود درآوردند. گروهی از مردم نیز به زندانهای ساخته شده به دستور مصدق یورش برده و شماری از مردم کشته شدند ولی توانستند بیگناهانی که به دست مصدق به زندان انداخته شده بودند آزاد سازند. دانشجویان دانشکده افسری و دانش آموزان، سربازان و پلیس با همراهی مردم کوچه و بازار به اشغال مرکزهای گوناگون پرداختند. چند دسته از مردم نیز به سوی خانه مصدق که به وسیله تانکها پاسداری میشد یورش برده و با وجود شلیک گلوله پاسداران خانه مصدق و کشته شدن شماری از افراد غیرنظامی با چوب و سنگ به حملههای خود ادامه دادند. ساعت پنج پس از نیمروز شماری از تانکهایی که سرنشینان آنها علیه دولت مصدق به پا خاسته بودند با مردم همراه شدند و به سوی خانه مصدق هجوم بردند و با شلیک توپ و رگبار مسلسل به مقاومت پاسداران خانه مصدق پایان دادند. مصدق نیز از دیوار ویران شده خانه اش به خانه همسایه پرید و فرار کرد.
به دنبال قیام مردم تهران در شهرهای رشتف اصفهان، کرمانشاه، شیراز، اهواز، و سایر شهرهای کشور مردم شاهدوست به پشتیبانی و هواخواهی شاهنشاه قیام و وفاداری خویش را به مقام سلطنت و آمادگی خود را برای جانبازی اعلام داشتند.
پس از دوازده ساعت زد و خورد خونین میان مردم به پا خاسته تهران با دولت مصدق سرانجام همه وزارت خانهها و ادارات دولتی و مرکزهای نظامی و سربازخانهها و پادگانها به دست مردم و شاهدوستان افتاد.
منبع
- ↑ نجات آذربایجان
- ↑ مذاکرات نفت با شوروی ۱۳۲۶ - ۱۳۲۳
- ↑ اشغال ایران به وسیله ارتش بریتانیا و شوروی
- ↑ منشور آتلانتیک
- ↑ اعلامیه ملل متحد
- ↑ سفر محمدرضا شاه پهلوی به اروپا ۲۷ تیر ۱۳۲۷
- ↑ Deutsche Demokratische Republik - DDR
- ↑ Stanislav Mikolajczyk
- ↑ Gottwald
- ↑ Walter Ulbricht
- ↑ نامه مولوتف وزیر امور خارجه شوروی به احمد قوام نخست وزیر ایران درباره آذربایجان، ارتش شوروی در ایران و امتیاز نفت ۹ اسفند ۱۳۲۴
- ↑ بیانات آقای احمد قوام نخستوزیر و تقاضای رای اعتماد
- ↑ تصمیم قانونی دایر بهابراز رایاعتماد به کابینه آقای احمد قوام نخستوزیر ۱۳۲۶
- ↑ بیانات قبل از دستور بعضی از آقایان نمایندگان (بیانات دکتر اقبال و احمد دهقان درباره کشتن محمد مسعود مدیر مرد امروز به وسیله حزب توده مجلس شورای ملی ۲۵ بهمن ۱۳۲۶ نشست ۴۶
- ↑ مذاکره در فوریت طرح قانونی راجع به پرونده قتل محمد مسعود و عدم تصویب فوریت مجلس شورای ملی ۲۱ اردیبهشت ۱۳۲۹ نشست ۲۲
- ↑ بیانات آقای رئیس دایر به ابراز تأسف از قتل مرحوم احمد دهقان مجلس شورای ملی ۷ خرداد ۱۳۲۹ نشست ۲۸
- ↑ بیانات قبل از دستور آقای شوشتری درباره کشته شدن احمد دهقان مجلس شورای ملی ۹ خرداد ۱۳۲۹ نشست ۲۹
- ↑ بیانات آقای رئیس دائر با بابر از تاسف از قتل مرحوم رزم آرا مجلس شورای ملی ۱۷ اسفند ۱۳۲۹ نشست ۱۲۶
- ↑ رادیو مسکو به ایران بد میگوید: سر استالین را شیره مالیدند
- ↑ British Petroleum
- ↑ مذاکرات مجلس شورای ملی ۲۵ شهریور ۱۳۳۱ نشست ۲۸ غرامتی که بابت ملی شدن موسسات شرکت نفت انگلیس و ایران به دولت ایران باید پرداخت شود
- ↑ قرائت و تصویب خطابه معروضه حضور اعلیحضرت همایونی دائر به آمادگی مجلس برای آغاز کار مجلس شورای ملی ۱۲ تیر ۱۳۳۱ نشست ۱۷
- ↑ رادیو مسکو به ایران بد میگوید: سر استالین را شیره مالیدند
- ↑ تصمیم قانونی دایر بهابراز رایاعتماد به دولت جناب آقای دکتر محمد مصدق نخستوزیر امرداد ۱۳۳۱
- ↑ قانون مربوط به اعطای اختیارات برای مدت شش ماه به شخص آقای دکتر مصدق نخستوزیر
- ↑ طرح و تصویب دوفوریت لایحه اختیارات آقای دکتر مصدق نخستوزیر مجلس شورای ملی ۹ امرداد ۱۳۳۱ نشست ۲۲
- ↑ طرح و تصویب اختیارات دکتر مصدق نخستوزیر مجلس شورای ملی ۱۲ امرداد ۱۳۳۱ نشست ۲۳
- ↑ قانون مربوط به خارج شدن اموال احمد قوام از ملکیت او
- ↑ قانون مربوط بهتجدید حکومت نظامی در هشت منطقه خوزستان از تاریخ ۵ امرداد تا ۵ آبانماه ۱۳۳۱
- ↑ طرح و تصویب سه فوریت و اصل ماده واحده مربوط به تفسیر اصل پنجم قانون اساسی مجلس شورای ملی ۱ آبان ۱۳۳۱ نشست ۳۱
- ↑ نامه آیتالله کاشانی ریاست مجلس در موضوع اختیارات به محمد مصدق مجلس شورای ملی ۲۸ دی ۱۳۳۱ نشست ۶۰
- ↑ نامه ابوالحسن حائریزاده به دبیرکل سازمان ملل متحد ۱۷ مرداد ۱۳۳۲
- ↑ سوقصدهای سیاسی در ایران در درازای جنگ سرد
- ↑ قوانین دادن اختیارات به شخص دکتر مصدق نخستوزیر