محاکمه تروریستهای سازمان انقلابی حزب توده عباس ملکزاده میلانی و همدستانش ۲۰ تا ۲۳ فروردین ماه ۲۵۳۶ شاهنشاهی
| سازمان انقلابی حزب توده ایران | اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر شاهنشاه ایران بزرگ ارتشتاران | حزب توده |
- دستبرد مسلحانه یک صد هزار دلار از بانک ایران و انگلیس
- یورش مسلحانه به سفیر امریکا
۲۰ فروردین ماه ۲۵۳۶ شاهنشاهی دادگاه عادی شماره پنج اداره دادرسی نیروهای مسلح شاهنشاهی به ریاست سرهنگ ابوالقاسم زینتی و با بودن دادرسان: ۱- سرهنگ دوم قضایی تورج خدایاری، ۲- سرگرد قضایی احمد یکتا خواه، ۳- سرگرد قضایی محسن مهدوی
وکیلهای مدافع متهمین آقایان سرهنگ بازنشسته ستایش قاجار، سرهنگ بازنشسته حسینی، سرهنگ بازنشسته امجدی، سروان بازنشسته نیابتی بودند. در دو سوی دادگاه جایگاهی خبرنگاران ایرانی و خارجی قرارداده شده بود ولی به سبب زیادی شمار خبرنگاران رده سومی نیز برای نشستن خبرنگاران ویژه شده بود. در ساعت ۹ و سی دقیقه بامداد هموندان دادگاه وارد شدند و باشندگان برپاخاستند. رییس دادگاه به فرتورنگاران و فیلمبرداران پروانه پنج دقیقه زمان داد.
و به دادستانی سرگرد قضایی محمود گرامی برای رسیدگی به پرونده اتهامی ۱۱ تن از متهمین مقدم علیه امنیت کشور برگزار شد. ساعت ۹ بامداد ۱۱ تن از تروریستها وارد دادگاه شدند:
الف - مشخصات متهمین- غیرنظامیان
- ابراهیمی، ایرج - فرزند قلی - متهم ردیف اول، دارای شناسنامه شماره ۸۲، صادره از ارسنجان، متولد ۲۴۹۶ شاهنشاهی، شغل مدیر عامل شرکت سهامی زراعی جیرفت، مسلمان، متاهل، تبعه ایران، میزان تحصیلات: لیسانسیه کشاورزی، ساکن جیرفت، کوچه هتل رزمی، قاقد سابقه اتهامی و پیشینه محکومیت کیفری از نظر امنیتی، بازداشت از تاریخ ۴ دی ماه ۲۵۳۵ شاهنشاهی [۱۳۵۵ تازی خورشیدی]
- رضانیا، بهمن - فرزند محمود - متهم ردیف دوم - دارای شناسنامه شماره ۵۷۲ صادره از شیراز، متولد ۲۴۹۶ شاهنشاهی، شغل رییس اداره دامپروری سازمان عمران کهکیلویه و بویر احمد، مسلمان، متاهل، تبعه ایران، میزان تحصیلات لیسانسیه کشاورزی، ساکن دوگنبدان، کوی صفا، شماره ۸ قاقد پیشینه موثر محکومیت کیفری، بازداشت از تاریخ ۴ دی ماه ۲۵۳۵ شاهنشاهی
- ملکزاده میلانی، عباس - فرزند محمود - شهرت ملکزاده میلانی - متهم ردیف سوم - دارای شناسنامه شماره ۵۴۸۹ صادره از تهران، متولد ۲۵۰۷ شاهنشاهی [ ۱۳۱۹ تازی خورشیدی] - شعل استادیار دانشکده علوم سیاسی و اقتصادی دانشگاه ملی ایران، مسلمان، متاهل، تبعه ایران، میزان تحصیلات دکتر در علوم سیاسی از امریکا، ساکن تهران، خیابان یزدگرد شماره ۲۴ تلفن ۹۳۴۲۴۱ فاقد سابقه اتهامی و پیشینه محکومیت کیفری، از نظر ضد امنیتی، بازداشت از تاریخ ۱۴ دی ماه ۲۵۳۵ شاهنشاهی
- شفیق گیلانی، سعید - فرزند غلامرضا - شهرت شفق گیلانی - متهم ردیف چهارم - دارای شناسنامه شماره ۶۱۸ صادره از تهران متولد سال ۲۵۰۰ شاهنشاهی، شغل مهندس کامپیوتر در شرکت نیویورک واقع در کاخ کشاورزی در بلوار الیزابت، مسلمان، دارای ایدئولوژی مارکسیستی و همسر گروهی به نام مستعار طاهره تبعه ایران، متاهل، میزان تحصیلات لیسانسیه الکترونیک از سیتی کالج نیویورک. ساکن تهران، شمیران، خیابان دربند، خیابان ظهیرالدوله، کوچه لاریجانی، پلاک ۴ تلفن ۲۷۷۵۴۵ (منزل پدری) منزل تیمی: خیابان امیرآباد، خیابان شیراز شرقی، پلاک ۴ فاقد سابقه اتهامی و پیشینه محکومیت کیفری، از نظر ضد امنیتی بازداشت از تاریخ ۸ دی ماه ۲۵۳۵ شاهنشاهی
- برزویی، کیهان - فرزند ابوالقاسم - شهرت برزویی، متهم ردیف پنجم، دارای شناسنامه شماره ۲۷۵ صادره از ساری متولد ۲۵۰۵ شاهنشاهی، شغل مربی دانشکده علم و صنعت، مسلمان، مجرد، تبعه ایران، میزان تحصیلات فوق لیسانس ریاضی از دانشگاه ایالتی کالیفرنیا در سن خوزه آمریکا، ساکن تهران، خردمند شمالی، کوچه چهاردهم، پلاک ۴ فاقد سابقه اتهامی و پیشینه محکومیت کیفری.
- بهاردوست، غلامرضا - فرزند علی اکبر - شهرت بهاردوست، متهم ردیف ششم، دارای شناسنامه شماره ۵۱۶ صادره از اراک متولد ۲۵۰۸ شاهنشاهی، شغل مدیر عامل شرکت مهندسی سیچال واقع در تهران خیابان خردمند شمالی، خیابان ری پلاک ۹ ، متاهل، تبعه ایران، دارای ایدئولوژی مارکسیستی، میزان تحصیلات لیسانسیه مهندسی برق از دانشگاه صنعتی آریامهر، ساکن تهران فرح جنوبی، خیابان اندیشه یک، پلاک ۴۲، فاقد پیشسینه کیفری از نظر ضد امنیتی، بازداشت از تاریخ ۴ دی ماه ۲۵۳۵ شاهنشاهی
- نوربخش، لیلا - فرزند جمال - شهرت نوربخش متهم ردیف هفتم - دارای شناسنامه شماره 1011 صادره ار تهران، متولد 2506 شاهنشاهی، شغل کارشناس اعتباری بانک بین المللی ایران، مسلمان، متاهل، تبعه ایران، میزان تحصیلات فوق لیسانس حسابداری، ساکن تهران، خیابان فرح جنوبی، اندیشه یک شماره 42 سبقه چهارم، فاقد سابثه اتهامی و پیشینه محکومیت کیفری از نظر ضد امنیتی، بازداشت از تاریخ 4 دی ماه 2535 شاهنشاهی
- عباسی، محمدحسین - فرزند باقر - متهم ردیف هشتم
- شامبیاتی، عزیزالله - فرزند محمد باقر - متهم ردیف نهم
- آریایی، حسین - فرزند عبدالله - متهم ردیف دهم
- یوسف اسدی - فرزند سلیمان - متهم ردیف یازدهم
ب: موضوع اتهام: اقدام علیه امنیت کشور
ج - نتیجه تحقیقات و دلایل اتهام:
برابر محتویات پرونده در سال ۲۵۲۱ شاهنشاهی برابر با ۱۹۶۳ میلادی عدهای از افراد حزب منحله توده که در خارج از کشور اقامت داشتند انشعالی در حزب مزبور پدیدآورده و افراد انشعابی در حزب مزبور پدیدآورده و افراد انشعابی، گروه کمونیستی دیگری به نام سازمان به اصطلاح انقلابی حزب توده بوجود آوردند و شروع به تبلیغات علیه کشور نموده و تحت پوشش کنفدراسیون دانشجویان شماری از دانشجویان و افراد تحصیلکره ایرانی را به طرف خود جلب و چون از حمایت بعضی از کشورهای کمونیستی برخوردار بودند از ابتدای سال ۲۵۲۲ شاهنشاهی برابر با ۱۹۶۴ میلادی عدهای از اعضای سازمان را برای تعلیمات کمونیستی و نحوه جنگهای چریکی و آموزش خرابکاری به کشورهای کوبا و چین اعزام و افراد مزبور پس از گذراندن دورههای تعلیماتی در مورد مسایل تئوری و ایدئولوژیکی کمونیستی و آشنایی با انواع و اقسام جنگ افزار و چگونگی استقاده از آنها به طور مخفیانه به منظور ایجاد هستهها و شبکههای کمونیستی به کشور وارد و تلاش زیادی جهت پیشبرد اهداف خود و گسترش نفوذ کمونیزم در کشور به عمل آوردهاند که پس از سرقت مسلحانه بانک ایران و انگلیس و حمله به اتومبیل سفیر ایلات متحده امریکا در دربار شاهنشاهی اقدامات لازم به منظور شناسایی آنان معمول و اکثر افراد گروه مزبور به تدریج دستگیر شدند ولی باقیمانده اعضای سازمان فوق الذکر موفق شدند به تدریج ضمن عضوگیری و فریب عدهای از دختران جوان در پوشش همسر سازمانی یا گروهی و ارضای امیال شهوانی به عنوان زن و شوهر، خانههای تیمی فراهم و به تدریج جوانان دیگری را شخصا یا توسط همین دختران به دام انداخته و در همین منازل مخفیانه تحت آموزش و مغزشویی قرار و آنها را مامور نمودند که در مراکز آموزشی و صنعتی کشور نفوذ و اماکن مزبور و محل کار خود را شناسایی نموده تا در آینده پس از تدارک کافی شروع به خرابکاری و به اصطلاح مبارزه مسلحانه با هدف ایجاد یک حزب کمونیست و نتیجتا ایجاد یک حکومت کمونیستی بنمایند.
در تحقیقاتی که از متهم ردیف یکم ایرج ابراهیمی به عمل آمده اظهار میدارد هنگام تحصیل در خارج از کشور به عضویت جبهه ملی درآمدم و در کنگره فدراسیون شرکت جستم و یک بار نیز به عنوان نماینده در کنگره جبهه به اصطلاح ملی که در ویسبادن برگزار گردید شرکت و سپس با ایرج کشکولی (یکی از اعضای کادر رهبری سازمان انقلابی حزب منحله توده در خارج از کشور) آشنا شدم و او مرا قانع کرد که جبهه به اصطلاح ملی کاری نمیتواند انجام دهد و حزب توده هم آلت دست کشور روسیه است ولی تشکیلات کمونیستی جدیدی بوجود آمده که عدهای از افراد فعال در آن جمع شدهاند و برای ورزیده شدن اعضا، آنها را به دورههای آموزش چریکی به چین کمونیست میفرستند و چون منهم اعلام آمادگی برای طی دوره نمودم اسم و آدرس مرا گرفت و علامت رمزی هم به این شرح « من گلهای وحشی را دوست میدارم » در اختیارم گذاشت تا اینکه یک روز بعد از ظهر شخصی به نام حسن (نام مستعار کورش لاشایی ) رهبر سازمان به اصطلاح انقلابی که در سال ۲۵۳۱ شاهنشاهی دستگیر و پس از مصاحبه آزاد شده است. به منزلم مراجعه و جمله رمز را گفت و پس از دکر مقدمهای برنامه رفتن به دوره را پیش کشید و تاکید کرد کاملا محرمانه باشد و تاریخ حرکت را معین نمود و اضافه کرد باید در ساعت معین در ایستگاه راه آهن فرانکفورت آماده باشم. در ساعت تعیین شده بهمن رضا نیا (متهم ردیف دوم ) را در ایستگاه راه آهن دیدم دو ایرانی دیگر نیز انتظار میکشیدند و من حدس زدم وضعی مشابه من دارند بالاخره حسن (کورش لاشایی ) آمد و هر چهار نفر را با نام مستعار بهم معرفی نمود و سپس به طرف سویس حرکت نموده و شب را در ژنو به سر بردیم و روز بعد به مونیخ مراجعه و پس از چند روز توقف با هواپیما به رم و ار رم با یک هواپیمای پاکستانی و گذرنامه جعلی به سوی چین کمونیست پروار کردیم در فرودگاه شانگهای چند نفر انتظار ما را میکشیدند و ما را به محلی هدایت و بعد از چند روز توقف در شانگهای با هواپیما به پکن رفتیم و در فرودگاه پکن گروه را به محلی راهنمایی نمودند و مسئول چینی گروه افرادی را که باید با ما کار کنند معرفی و برنامه گروه را تشریح کرد.
برنامه ما شامل دو قسمت بود، اول کلاس در پکن دوم دوره جنگهای چریکی در نانکن. برنامه کلاس درباره مسایل ریویزیونیست اختلاف بین چین و شوروی، تاریخچه حزب کمونیست چین و جنگهای آن، تشکیل حزب، تشکیل ارتش، کار تودهای، مبارزه مسلحانه، مطالعه آثار مائو، حل صحیح تضادهای دوره خلق و تئوری معرفت بود و چهار ماه طول کشید. سپس برای تعلیمات نظامی و چریکی برای پایگاه نظامی در نانکن رفتیم و تعلیماتی در مورد جنگهای چریکی، تشکیل ارتش عملیات شبانه، غافلگیری، آشنایی با اسلحه گوناگون، تهیه نارنجک و مین دیدیم و پس از طی دوره به پکن مراجعت و چهار نفر ما از چین خارج شدیم ولی بیگ سرپرست گروه در آنجا ماند. پس از ورود به آلمان غربی لاشایی اظهار داشت در ایران با بهمن قشقایی که در حوالی جهرم است تماس بگیر و سعی کن زمینهای فراهم کنی تا عده خبرنگار خارجی بتوانند با قشقایی مصاحبه کنند و سپس رمز و آدرسی در اختیارم گذاشت تا با وی مکاتبه کنم.
متهم اضافه مینماید پس از ورود به ایران برای تماس با بهمن قشقایی تلاش نمودم که به علت دستگیری وی موفق نشدم تا آنکه به بیک که با هم در چین دوره چریکی میدیدم برخورد کردم و او را به عدهای دیگر از جمله بنائی (عضو گروه به اصطلاح رهایی بخش خلقهای ایران که دستگیر شده است) معرفی که وی قراری برای دو روز بعد تعیین و در ساعت مقرر به محل قرار رفتم و وی چشم بسته مرا به خانهای برد که بیگ هم در آنجا بود و از من خواست اعضای جدیدی را به گروه معرفی کنم که من هم در ملاقاتهای بعدی انسیه افدرنیا و محمد نعمت الهی را که قبلا آماده همکاری نموده بودم معرفی و مقداری هم پول در اختیار بیگ گذاشتم.
متهم ردیف دوم بهمن رضانیا که در سال ۲۵۱۰ شاهنشاهی نیز به اتهام پخش اعلامیه مضره به شش ماه زندان محکوم گردیده است در تحقیقات معموله اظهار میدارد. ابتدا وارد سازمان منحرف ایرانی در خارج از کشور گردیده و در دمونستراسیون آنان شرکت و با ایرج کشکولی دوست شدم و توسط وی به کورش لاشایی معرفی و عضو سازمان به اصطلاح انقلابی حزب توده شدم و در یک گروه پنج نفری برای آموزش دوره چریکی به مدت شش ماه به چین اعزام و پس از طی دوره مزبور به آلمان و سپس در سال ۲۵۲۴ شاهنشاهی به ایران مراجعت و برنامه این بوده که بعد از یک سری مطالعات کار را از دهات شروع کنیم و در ضمن کشکولی را ملاقات و قرارهایی در شیراز و آبادان با بیگ گذاشتم و مبلغ بیست هزار تومان به وی دادم.
متهم ردیف سوم غیرنظامی عباس ملکزاده میلانی در تحقیقات معموله اعتراف مینماید با نام مستعار « کلانی » در خارج از کشور عضو سازمان به اصطلاح انقلابی حزب توده شده و جزوات و اعلامیههای سازمان را دریافت و مطالعه و به درخواست غیرنظامی پاکزاد تعدادی از جزوات مزبور را به انگلیسی ترجمه و در اختیار سازمان برای بهره برداری قرار داده است، و متهم ردیف هفتم لیلی نوربخش را عضوگیری و به سازمان معرقی و پس از مراجعت به کشور با رمزی که پاکزاد در اختیار من گزارده بود با اعضای سازمان از جمله اسد حاج باقری تماس گرفته و به دستور گروه ماموریت پیدا کردم با گروهی در کرمانشاه تماس برقرار و بدین منطور چند بار به کرمانشاه مسافرت و بالاخره با یکی از اعضای سازمان در کرمانشاه تماس گرفتم و چند گزارش از وضع مناطق مختلف ایران تهیه و در اختیار سازمان قرار دادم.
متهم ردیف چهارم غیرنظامی سعید شفق گیلانی در تحقیقات معموله اظهار میدارد فعالیتهای ضد امنیتی خود را از ایران آغاز تا آنکه در سال ۲۵۲۳ به آمریکا عزیمت و به کنفدراسیون دانشجویان پیوسته و شروع به فعالت برای کنفدراسیون نموده و ضمن مطالعه کتب و جزوات مضره در تظاهرات جلوی سازمان علیه ایران شرکت و با محمد فیاض دبیرخانه ایران آشنا و در تهیه مطالب سخنرانی در جلسات خانه ایران و تنظیم متن نامه برای ارسال به سازمانهای اعراب و فلسطینیها و بعضی گروههای چریکی بین المللی فعالانه همکاری و در کنگرههای کنفدراسیون دانشجویان خارج از کشور شرکت مینمودم. از سال ۱۹۷۴ فعالیت خود را تشدید و کوشش خود را در جلسات بسیج ایرانیان محله برانکس آغاز و افرادی چون « فاطمه نصری قجری » و « کاظم آذین » و « امر قری » را به سازمان به اصطلاح انقلابی حزب توده معرفی و عضو شدند در همین احوال ماهانه مبلغ صد دلار به پیشنهاد خودم و موافقت سازمان انقلابی بناشد به طور علنی به ایران وارد شوم لذا به دستور سازمان مجددا شروع به یک سری مطالعات فشرده کمونیستی نمودم و در زمان ورود به کشور یک چمدان جا سازی شده حاوی نشریات « نبرد خلق » « ستاره سرخ » « کلیات استالین » و ۲۰۰۰ دلار پول با خود آوردم و در موعد مقرر در محلی حاضر و با دختری به نام پروین تماس و نام مستعار من سیروس تعیین شد و توسط پروین با شخصی به نام حمید (نام مستعار پرویز واعظ زاده مرجانی معدوم ) آشنا و به فعالیت پرداختم و ماهیانه مبلغ هشت هزار ریال برای کمک به سازمان پرداخت مینمودم و بعدا آن را افزایش داده و به سی هزار ریال رساندم و به تدریج اعضای جدیدی را به گروه معرفی و کلاسی تشکیل که مرا چشم بسته به کلاس مزبور میبردند حتی اتومبیلم را برای استفاده اعضای کلاس در اختیار سازمان قرار دادم و به دستور سازمان با طاهره تحت پوشش زن و شوهر منزلی در خیابان امیرآباد به عنوان خانه تیمی به مبلغ ۴۳٬۰۰۰ ریال اجاره که نصف آن را سازمان و بقیه را خودم تامین میکردم. در این منزل مدارک سازمان مخفی گردیده بود و دستگاه پلی کپی و ماشین تحریر نیز به آن خانه آورده شد و شروع به تکثیر و چاپ اخبار سازمان، جزوات مائو و غیره نمودیم و به اتفاق سودابه (نام مستعار متهمه ردیف هفتم لیلی نوربخش ) در کوههای شمیران اقدام به پخش آنها کردیم و به دستور سازمان یک شرکت انتفاعی با سرمایه سازمان به نام شرکت مهندسی سی چال افتتاح و با کیوان و سودابه در این شرکت مشغول کار شدیم و به فعالیت پرداختیم و چون از طرف شرکت یونیورک (محل کارم ) ماموریت یافتم به سوییس مسافرت نمایم مراتب را با سازمان در میان گذاشتم و مقداری اخبار و اطلاعات در اختیارم گذاردند که در سوییس با شخصی به نام « حمیدی » تماس و با او در میان گذاشتم و متقابلا پیغامهای حمیدی را به ایران آوردم و به سازمان دادم.
در تحقیقاتی که از متهم ردیف پنجم کیهان برزویی به عمل آمده وی ضمن اعتراف به عضویت در سازمان به اصطلاح انقلابی حزب منحله توده اظهار میدارد از سال ۲۵۳۰ به خانه ایران در شهر برکلی رفتم و توسط « علی حجت » به عضویت سازمان مزبور درآمدم و در سال ۲۵۳۲ به ایران مراجعت و تعدادی نشریه مضره از قبیل « ستاره سرخ » همراه آوردم و با جمله رمز و قراری که در خارج از کشور برایم تعیین نموده بودند در ایران با دختری تماس برقرار و نشریات مزبور را در اختیار وی گذاردم و توسط او با سازمان مزبور در ایران ارتباط برقرار و مجددا به آمریکا مسافرت و در مراجعت مقداری اعلامیه و نشریات « ستاره سرخ » و غیره همراه آوردم و براب رقراری که سازمان در اختیارم گزارده بود در تقاطع خیابان شاهپور « علیرضا مکرر » در سر قرار حاضر شدم و چون کسی با من تماس نگرفت نامهای به رابطم « علی حجت » در امریکا نوشتم و ماجرا را به طور ضمنی بازگو کردم و در عین حال مرتب سر قرار میرفتم تا اینکه در خرداد ماه ۲۵۳۳ حمید سر قرار آمد و من نشریات مضره مزبور را در اختبار وی گذاشتم و وی به اتفاق دو دختر به نام پری و طاهره چند شب در منزل من بودند و جلساتی به طور مرتب تشکیل میدادیم تا از طرف سازمان به من ماموریت داده شد به گرگان رفته و با شخصی به نام محمد تابان (دستگیر شده است) تماس و با بیان جمله رمز مقداری مدارک مضره از وی تحویل و به اتفاق دوستش غلامرضا گلاسیان یک شاخه از سازمان را در گرگان تشکیل و خودم ماهانه ده هزار ریال حق عضویت میپرداختم و از آنان نیز یک هزار و پانصد ریال اخذ نمودم و در تهران نیز در منزل « زهره فاریان » (دستگیر شده است) به اتفاق عده زیادی از اعضای گروه جلساتی تشکیل و به آموزش و فراگیری مسایل تئوریک میپرداختم جز من سایر اعضای گروه را با چشم بسته به ایران خانه میآوردند آخرین بحث جلسات ما مربوط به انتقال کادر رهبری سازمان از خارج از کشور به ایران و اعلام موجودیت سازمان به اصطلاح انقلابی حزب منحله توده بود.
متهم ردیف ششم غلامرضا بهاردوست (معروف به فرهاد) در تحقیقات معموله اظهار میدارد فعالیتهای ضد امنیتی خود را از سال ۲۵۳۰ با شرکت در اعتصابات اتوبوسرانی شروع و توسط شخصی به نام خضرایی با دختری به نام « فرشته داوران » آشنا و با وی بحثهایی درباره حزب توده و کنفدراسیون دانشجویان خارج از کشور داشتم تا آنکه فرشته را به توکلی ( نام مستعار پرویز واعظ زاده مرجانی معدوم ) معرفی و جزوه درباره عمل اثر مائو و جزوه تضاد و تعداد دیگری کتب مضره را مخفیانه با وی مطالعه و بحث کردیم و پیشنهاد توکلی برای عضوگیری به نفع سازمان سه نفر به نام میثاقی، ملکوتی و فلاحی را تحت تبلیغ قراردادم که موثر واقع نشد در اواخر سال ۲۵۳۳ توسط خواهرم مینا بهاردوست با فردی به نام آموزگار (دستگیر شده است) آشنا و با وی به مبادله کتب مضره پرداختم ضمنا با مینا نیز فعالیت مشترک خود را آغاز کردم که چون سازمان صلاح ندانست به « لیلی نوربخش » با نام مستعار سودابه معرفی و خواهرم را برای فعالیت مشترک به وی معرفی کردم و برای نزدیک شدن به توده کارگر در شرکت ایران ناسیونال استخدام و دو نفر به اسامی خداداد و رجبی را عضوگیری و به اتفاق آموزگار و خداداد به « درود » زادگاه خداداد مسافرت و گزارشی از وضع کارخانه سیمان تهیه و به سازمان دادم و در امرداد سال ۲۵۳۴ شاهنشاهی در یک کلاس آموزشی که از طرف سازمان در دماوند تشکیل شده بود به مدت ده روز شرکت و در شهریور همان سال با لیلا نوربخش ازدواج کردم و از آن پس در منزل به اتفاق وی به فعالیت پرداخته و مخفیگاهی برای کتب و جزوات مضره تعبیه و از این پس جلسات تعدادی از اعضای سازمان در منزل ما تشکیل میشد. مدتی نیز خانه مزبور را برای فعالیت در اختیار سازمان قرار دادیم و در همین اوان نیز « شفق گیلانی » با نام مستعار سیروس به حوزه ما معرفی شد متعم اضافه مینماید ابتدا ماهانه مبلغ ۵۰۰۰ ریال و بعدا ماهانه ۱۰٬۰۰۰ ریال و این اواخر مبلغ ۲۵٬۰۰۰ ریال تشکیل و خودم و همسرم به اتفاق شفق گیلانی در آن فعالیت میکردیم.
متهم ردیف هفتم لیلا نوربخش اعتراف به عضویت در سازمان کمونیستی مزبور اظهار میدارد پس از متارکه با همسرش به علت ناراحتی عصبی به امریکا میرود و از ابتدای ورودش به برکلی به مطالعه کتب کمونیستی پرداخته و در جلسات خانه ایران شرکت و توسط عباس ملکزاده میلانی عضو سازمان میشود و ماهیانه ۲۰ دلار حق عضویت میپردازد تا آنکه در آبان ۲۵۳۰ شاهنشاهی به ایران مراجعت و با نام مستعار سودابه با دختری با نام مستعار طاهره ملاقات و مشترکا به فعالیت میپردازند و سپس با « غلامرضا بهاردوست » ازدواج مینماید و مینا بهاردوست توسط شوهرش جهت آموزش کمونیستی به وی معرفی و از این پس در منزل جلساتی تشکیل و از طرف سازمان مسئول تایپ و تکثیر نشریات مضره سازمان میشود و به اتفاق مینا و طاهره جزوات مزبور را آماده مینمودهاند. در دی ماه ۲۵۳۴ شاهنشاهی از طرف سازمان به او ماموریت داده میشود در میدان باغشاه با شخصی که با نام مستعار « فرهنگ » از خارج به کشور آمده است ملاقات و ارتباط برقرار نماید که این ملاقات انجام و با شخص مزبور قرار ملاقات بعدی را در سالن انتظار شرکت مسافربری تی بی تی میگذارد و چمدانی را که داخل آن کتب و جزوات مضره بوده از وی تحویل و در اختیار سازمان قرار میدهد و در « شرکت سی چال » نیز به نفع سازمان فعالیت و به اتفاق سعید و مینا در ارتفاعات پس قلعه و خیابانهای تهران اقدام به پخش اعلامیههای مضره مینماید.
در تحقیقاتی که از متهم ردیف هشتم محمد حسین عباسی به عمل آمده اظهار میدارد قبل از مسافرت به آمریکا هیچگونه فعالیت مضره نداشتم تا اینکه در سال ۲۵۳۰ به امریکا عزیمت و توسط عدهای از دانشجویان به خانه ایران راه پیداکردم و به طور مرتب در جلسات آنان حاضر و در یکی از تظاهرات شرکت و چون عازم ایران بودم به شخصی به نام پاکزاد معرفی و وی از من تقاضای کمک به سازمان را به صورت جذب افراد کمک مالی و پخش اعلامیه و نشریات مضره نموده که قبول کردم و به پیشنهاد او من طی نامهای با متنی به شرح « من حاضرم در ایران کمک مالی به سازمان انقلابی نموده و به عنوان سمپات این سازمان باشم » نوشته و به پاکزاد تحویل دادم و با یک قرار ملاقات برای ارتباط و سه قطعه عکس که صاحبان آن را نمیشناختم به ایران آمدم و با اسم مستعار آذر با شخصی به نام پروین ملاقات و سپس قرارشد چهل درصد درآمد ماهیانهام را که ۵۰۰۰ ریال میشد به سازمان کمک کنم و پس از شش ماه این مبلغ به ماهیانه ۱۰٬۰۰۰ ریال رسید.
متهم ردیف نهم عزیزاله شامبیاتی که با نام مستعار کاغذچی عضو سازمان به اصطلاح انقلابی حزب منحله توده بوده اعتراف مینماید برای ادامه تحصیل به کشور ترکیه عزیمت و به تشویق جوادی به مطالعه کتب کمونیستی پرداخته و به اتفاق عدهای دیگر از دوستانش صندوق مالی تاسیس و هنگام مسافرت به ایران مقداری نشریات کمونیستی همراه خود میآورده و در گرگان به محمد تابان (نادر که دستگیر شده است) تحویل و یادآوری مینماید شخصی مراجعه میکند و نشریات را خواهد گرفت و پس از مراجعت مجدد به ترکیه با « بهرام میهن » که از گردانندگان « سازمان به اصطلاح انقلابی حزب منحله توده » در ترکیه بوده آشنا و به اتفاق دوستانش با این سازمان همکاری و صندوق مالی را در اختیار سازمان قرار میدهد.
در تحقیقاتی که از متهم ردیف دهم حسین آریایی به عمل آمده اظهار میدارد در آلمان با هوشنگ رضایی و مرتضوی آشنا و تحت تبلیغ آنان در انجمن دانشجویان وابسته به کنفدراسیون دانشجویان فعالیت خودر ا آغاز و در تظاهرات پخش اعلامیه مضره علیه کشور اقدام و با شخصی با نام مستعار غلام « خسرو سجادی » که عضو « سازمان به اصطلاح انقلابی حزب منحله توده » بود آشنا و او مرا تشویق مینمود که با ایران آمده و مبارزه کنم و سعی داشت شناخته نشوم و میگفت نباید در تظاهرات شرکت کرده و در انجمن حرفی بزنم بار آخری که وی را ملاقات کردم پاکتی که حاوی رمز قرار ملاقات در ایران بود به اضافه دو عدد چمدان و سیصد مارک به من دادکه در ایران به اعضای سازمان تحویل نمایم و در تهران توانستم تا رابط سازمان « کیهان برزویی » با نام مستعار خسرو تماس گرفته و چمدانها با به وی بدهم و با قرارهایی که تعیین کردیم ارتباط خود را با وی حفظ و نشریات مضرهای را که در اختیار من میگذاشت پخش میکردم.
متهم ردیف یازدهم یوسف اسدی در تحقیقات معموله اعتراف مینماید از سال ۲۵۲۷ شاهنشاهی توسط محمدی (عضو گروه به اصطلاح رهایی بخش خلقهای ایران محکوم به حبس دایم ) در قریه ابراهیم آباد تحت تبلیغ واقع و به دستور وی برای شروع « مبارزه از روستاها » در قریهای مغازه تعمیرات رادیو اجاره کردم تا با اهالی رابطه نزدیک برقرار کنم ولی چون موفق نشدم به دستور وی برای تبلیغ کارگران به یک معدن زغال رفتم و به عنوان کارگر مشغول کار شدم و « عیسی موسوی » را به گروه وارد کردم و او منزلی اجاره و جلسات گروه را هفتهای دوبار در همان منزل تشکیل و یک یا دو سال به همین وضع گذشت تا آنکه توسط محمدی به « رحیم بنایی » معرفی شدم و او مرا به منزلی در شمیران برد و گفت نقش تو در اینجا باعبانی است و شبانه مقداری اثاثه آوردند و عدهای به نامهای سیمین، منوچهر و فاطمه به منزل مزبور آمدند و در جلسه کوتاهی مسئله گروگان گرفتن سفیر امریکا مطرح شد و « اکبر ایزدپناه » و منوچهر و « سیمین نهاوندی » و محمدی مسئول عملیات بودند که به علت اشتباه موفق نشدند و مدتی نیز دنبال ربودن سفیر آلمان بودند که چون موفق نشدند مسئله منتفی شد. پس از چندی مجددا مسئله کار بین کارگران مطرح شد و گروه یک کوره آجر پزی اجازه و چون پیشرفتی حاصل نشد به دستور گروه کوره تعطیل شد بالاخره گروه تصمیم گرفت به اعضا تعلیمات نظامی بدهد که مدتی در کوه به تمرین تیراندازی پرداختیم و چون اعضای گروه دستگیر شدند من بدون گذرنامه به راس الخیمه متواری شدم که از آنجا اخراج گردیدم و به دبی رفتم و با عدهای که در دبی فعالیت داشتند تماس گرفتم و یک بار به ایران مراجعت و گروه مرا چشم بسته به خانهای برد و سه ماه در آن خانه مخفی بودم و مجددا به دبی عزیمت و چون وضع فعالیت در دبی نامساعد بود به کشور بازگشتم و با سایر اعضای گروه به فعالیت و تمرین در کوه پرداختم تا آنکه تغییراتی در سازمان ایجاد و دوایری تشکیل شد و مسئولیت دایره اطلاعات به من واگذار شد و چون عملا گروه کاری از پیش نبرد انشعاباتی در آن بوجود آمد و قراربود در مورد انشعابیون تصمیم گرفته شود که دستگیر شدیم.
دلایل اتهام
پرونده مقدماتی متهمین نامبرده در سازمان اطلاعات و امنیت کشور تشکیل و به دادستانی ارتش ارسال که به شعبه یک بازپرسی ارجاع و پس از تکمیل تحقیقات بازپرس مربوطه قرار مجرمیت کلیه آنان را صادر نمود که با توجه به دلایل زیر علیه آنان اقامه دعوی میشود:
- ۱- اعترافات صریح کلیه متهمین با ذکر جزییات فعالیتهای خود ردر مرحله بازجویی و در بازپرسی دادستانی ارتش.
- ۲- اظهارات یکایک متهمین در مورد فعالیتهای سایرین و تطبیق این اظهارات با یکدیگر
- ۳- کشف مدارک مضره از متهمین مخصوصا مدارک مربوط به عضویت آنان در سازمان به اصطلاح انقلابی حزب منحله توده
- ۴- تحقیقات سازمان اطلاعات و امنیت کشور در مورد فعالیتهای متهمین در خارج و داخل کشور و گزارشات نهایی ساواک در پروندههای انفرادی آنان
د- نوع بزه و انطباق آن با قانون
با توجه به دلایل مشروحه فوق ، بزه انتسابی به متهمین نامبرده محرز و مسلم بوده و اعمال ناشی از آنان از درجه جنایی محسوب که به استناد بند ۱ ماده ۳۱۰ اصلاحی قانون دادرسی و کیفر ارتش تقاضای رسیدگی و مجازات کلیه متهمین را دارم ضمنا دادگاه در مورد مدارک مضره مکشوفه از متهمین رای مقتضی صادر خواهد نمود.
م- تاریخ و محل وقوع بزه:
جرم مستمر تا تاریخ دستگیری، ایران و خارج از کشور.
سرهنگ ابوالقاسم مزینی رییس دادگاه پس از به پایان رسیدن خواندن کیفرخواست، از هر یک از تروریستها خواست که خود را بشناسانند و از هر یک از آنان پرسید که اتهام اقدام علیه امنیت کشور و اتهامات وارده از سوی دادستان را قبول دارید یا خیر؟ متهمین همگی پاسخ دادند: "بله "
در بامداد روز ۲۱ فروردین ماه ۲۵۳۷ شاهنشاهی درباره متهمین و پیشینه آنان گفته شد که شماری از این تروریستها برای درس خواندن به خارج از کشور رفته و در آنجا به هموندی کنفدراسیون دانشجویان منحرف ایرانی درآمده و از راه کنفدراسیون به یک گروه کمونیستی به نام « سازمان به اصطلاح انقلابی حزب توده » درآمدهاند. این گروه کمونیستی که مارکسیستهای تندرو هستند پس از بروز ناسازگاریهای هم مسلکی در دنیای کمونیزم از تزهای مارکسیستی چینی هواداری نموده و هموندان خود را برای دیدن دورههای تروریستی به چین و کوبا فرستادند. شماری از هموندان این گروه پیشتر در سال ۲۵۲۷ شاهنشاهی [ ۱۳۴۷ تازی خورشیدی] به ایران آمدند و یک گروهی مخفی تروریستی بنیاد نهادند. این تروریستها پنهانی اسلحه و دیگر ابزار جنگی فراهم آوردند و در سال ۲۵۲۹ [ ۱۳۴۹ تازی خورشیدی ] دوبار به یورش مسلحانه تروریستی دست زدند. یکی دستبرد مسلحانه به بانک ایران و انگلیس و دزدیدن یک سد هزار دلار و دومی یورش مسلحانه به سفیر ایالات متحده امریکا در دربار شاهنشاهی برای ربودن وی که نافرجام ماند. زمانی چند پس از توطئه گروگان گیری سفیر امریکا بیشتر این گروه تروریستی به ویژه تروریستیهایی که دست اندرکار ربودن سفیر امریکا بودند، شناسایی و دستگیر شدند و زیر پیگرد قانونی قرارگرفتند. تروریستیهایی که در دادگاه عادی شماره ۵ اداره دادرسی نیروهای مسلح شاهنشاهی محاکمه میشوند واماندههای همان گروه و از شاخههای وابسته به « سازمان به اصطلاح انقلابی حزب توده » میباشند.
سروان نیابتی وکیل مدافع تروریستهای ردیفهای ۳ و ۴ و ۷ - عباس ملکزاده میلانی، سعید شفق گیلانی و لیلی نوربخش از موکلان خود دفاع کرد و افزود که چون موکلین وی صادقانه اطلاعاتشان را در اختیار مامورین گذاشتهاند و همکاری کردهاند و در محضر دادگاه به گناه خود اعتراف کردهاند درخواست تخفیف در مجازات آنان نمود.
سرهنگ حسینی وکیل مدافع تروریستهای ردیفهای ۵ و ۸ و ۹ - کیهان برزویی، محمدحسین عباسی و عزیزاله شامبیاتی در دفاع از موکلین خود گفت که آنها متهم شدهاند به اقدام علیه امنیت کشور، چون نامبردگان به گناه خود اقرار کردهاند و بر پایه بند ۵ ماده ۳۱۰ قانون کیفر ارتش اطلاعاتشان را در اختیار مامورین گذاشتهاند ، و اینان ابراز پشیمانی از کارهای تروریستی خود کردهاند و بالاتر از همه با توجه به سالروز ۲۱ فروردین ماه و سوءقصد حزب توده به جان اعلیحضرت شاهنشاه آریامهر درخواست تخفیف در کیفر موکلین خود از دادگاه دارم.
سرهنگ ستایش قاجار وکیل مدافع تروریستهای ردیفهای ۱ و ۲ و ۶ درباره موکلین خود گفت ریشههای انحراف جوانان ایرانی در خارج از کشور باید بررسی شود
رای دادگاه
بر پایه رای دادگاه عادی شماره ۵ اداره دادرسی نیروهای مسلح شاهنشاهی مامور رسیدگی به پرونده ۱۱ تن از هموندان یک گروه تروریستی و کمونیستی که متهم به اقدام علیه امنیت کشور هستند سه تن به زندان ابد، ۲ تن به ۱۵ سال زندان جنایی درجه یک ، ۲ تن به ۱۲ سال زندان جنایی درجه یک، ۲ تن به زندان جنایی درجه یک، یک تن به ۵ سال زندان جنایی درجه یک و یک تن به ۲ سال زندان جنایی درجه یک محکوم شدهاند.
روز ۲۳ فروردین ماه ۲۵۳۷ شاهنشاهی ساعت ۱۱ و ۵۵ دقیقه بامداد، دادرسی ۱۱ تن متهمین علیه امنیت کشور که چهار روز در دادگاه علنی شماره ۵ اداره دادرسی نیروهای مسلح شاهنشاهی به ریاست سرکار سرهنگ ابوالقاسم زینتی به پایان رسید و دادرسان به رایزنی نشستند.
چکیدهای از جرم بزهکاران تروریست
بر پایه کیفر خواست دادستان ارتش، اتهام متهمین اقدام علیه امنیت کشور است و برابر محتویات پرونده در سال ۲۵۲۱ شاهنشاهی [۱۳۴۱ تازی خورشیدی] برابر با ۱۹۶۳ میلادی شماره از افراد حزب منحله توده که در خارج از کشور زندگی میکردند، انشعابی در حزب توده پدیدآوردند و افراد انشعابی گروه کمونیستی به نام سازمان به اصطلاح انقلابی حزب منحله توده بوجود آوردند و آغاز به تبلیغات علیه کشور نموده و زیر پوشش کنفدراسیون دانشجویان ایرانی خارج از کشور شماری از دانشجویان و تحصیلکرده ایرانی را به سوی خود کشیدند. تعدادی از این افراد قبلا دورههای تروریستی و کمونیستی را در کشورهای کمونیستی طی کرده و با شناسنامه و مشخصات جعلی به ایران آمده و به تدارک تشکیل گروه و تهیه مقدمات عملیات تروریستی پرداختهاند.
و چون از پشتیبانی برخی از کشورهای کمونیستی برخوردار بودند، از آغاز سال ۲۵۲۲ شاهنشاهی [۱۳۴۲ تازی خورشیدی ] برابر با ۱۹۶۴ میلادی شماری از هموندان سازمان را برای تبلیغات کمونیستی و آموزش جنگهای چریکی و خرابکاری به کشورهای کوبا و چین فرستادند و افراد نامبرده پس از گذراندن دورههای آموزشی درباره مسایل تئوری و ایدئولوژیکی کمونیستی و آشنایی با انواع و اقسام جنگ افزار و چگونگی استفاده از آنها، پنهانی برای ایجاد هستهها و شبکههای کمونیستی به کشور وارد و کوشش زیادی برای پیشبرد هدفها خود و گسترش نفوذ کمونیزم در کشور انجام دادند و پس از سرقت مسلحانه موجودی بانک ایران و انگلیس و حمله به اتومبیل سفیر ایالات متحده امریکا در دربار شاهنشاهی، کارهای نیازین برای شناسایی آنان انجام یافت و بیشتر افراد گروه نامبرده کم کم دستگیر شدند ولی دیگر هموندان سازمان به اصطلاح انقلابی حزب منحله توده توانستند کم کم به هنگام عضوگیری و فریب دادن شماری از دختران جوان در پوشش همسر سازمانی یا گروهی و ارضای امیال شهوانی به عنوان زن و شوهر، خانههای تیمی فراهم و کم کم جوانان دیگری را خود یا از سوی همین دختران به دام انداخته و در همین خانهها پنهانی زیر آموزش و مغزشویی قرار و آنها را مامور نمودند که در مرکزهای آموزشی و صنعتی کشور رخنه کنند و این جاها و محل کار خود را شناسایی نموده تا در آینده پس از تدارک کافی آغاز به خرابکاری و به اصطلاح مبارزه مسلحانه با هدف ایجاد یک حزب کمونیست بنمایند.
در جریان عملیات دستگیری اعضای این گروه ۸ نفر از گردانندگان و اعضای گروه که اقدام به مقاومت مسلحانه کرده بودند در جریان عملیات متقابل مامورین کشته شدهاند و از مخفیگاههای آنان ۹ قبضه سلاح کمری، ۱۸۰ تیر فشنگ، ۱۱ عدد نارنجک جنگی و مقادیری نشریات کمونیستی به دست آمد، از مخفیگاههای متهمین حاضر در دادگاه مقادیر زیادی نشریات کمونیستی و مدارک تئوریک و آموزشی اقدامات تروریستی همراه با تعدادی ماشین تحریر، ماشین پلی کپی، و وسایل تکثیر نشریات کمونیستی کشف شده است. متهمان برای انجام اقدامات خود از وسایل گریم و تغییر قیافه استفاده میکردند که این وسایل نیز از مخفیگاههای آنان ضبط گردیده است. دو تن از متهمین پرونده ردیفهای یک و دو دورههای شش ماهه عملیات تروریستی و کمونیستی را در جمهوری خلق چین در شهرهای پکن و نانکن طی کرده و با اسم مستعار و مشخصات و شناسنامه جعلی به ایران آمده و در پوششهای کارگری و امثال آن در نقاط مختلف به کار پرداخته و در عین حال به ایجاد گروه و توسعه زمینههای فعالیت تروریستی دست زدهاند.
متهمان با داشتن اعتقادات کمونیستی و اخذ آموزشهای کافی در خارج ایران به منظور انجام عملیات مسلحانه و به اصطلاح چریکی به ایران آمده و وسایل عملیات مخرب خود را در چمدان و جعبه جاسازی نموده و به ایران آوردهاند. این افراد با تبلیغ و ترویج بی دینی و متزلزل ساختن مبانی اعتقادات ملی کوشش داشتهاند که جوانان و افراد مستعد را اغفال نموده و با متشکل ساختن آنان در گروه خود انقلاب به اصطلاح مسلحانه را در سطح کشور ایجاد از طریق توسعه جنگهای فرسایشی و گسترش جنگهای خانگی رژیم کشور را دگرگون نمایند.
متهمان در اجرای مقاصد خود برای تامین وجوه لازم جهت تامین مخارج کارهای گروهی، شرکتها و موسسات انتفاعی پوششی تهیه و با فعالیتهای اقتصادی و انتفاعی از این طریق به تهیه وجوه لازم مبادرت کردهاند. آنها ضمنا برای تامین پول به طرق دیگری نیز متوسل شده و تعدادی از صاحبان صنایع و سرمایه داران داخلی را مورد شناسایی قراردادهاند تا به موقع آنها را گروگان گرفته و از این طریق مبادرت به باجگیری نمایند.
متهمان در اجرای مقاصد خود تاسیسات صنعتی و حیاتی کشور را شناسایی نموده و با تهیه مشخصات و نقشههایی از تاسیسات مقدمات خرابکاری و انهدام تاسیسات و مراکز مذکور را فراهم میآوردهاند.
متهمان با همفکران خود در خارج از ایران در « سازمان به اصطلاح انقلابی حزب توده » و هم چنین کنفدراسیون دانشجویان منحرف ایرانی فعالیتهای ضد ملی دارند در ارتباط بوده و گزارشهای پیشرفت کار خود را با استفاده از مرکبهای نامریی به خارج ارسال و دستورات و تعالیم لازم را برای ادامه فعالیت دریافت میکردهاند.
متهمان مورد محاکمه، در جریان تحقیقات به موارد اتهامی خود اعتراف نمودهاند. بر پایه اعترافات صریح متهمین، اعترافات متهمین درباره یکدیگر و اسناد و مدارک مکشوفه از مخفیگاههای آنان برای متهمان با توجه به بند یک ماده ۳۱۰ قانون مقدمین علیه امنیت کشور تقاضای مجازات دارد.
متهم ردیف یک ایرج ابراهیمی اعتراف به اتهام منتسبه نموده و ابراز داشته است " در خارج از کشور به هموندی جبهه به اصطلاح ملی درآمدم و در کنگره فدراسیون شرکت جستم و یک بار نیز به عنوان نماینده در کنگره جبهه به اصطلاح ملی که در ویسبادن برگزار گردید شرکت و سپس با ایرج کشکولی، یکی از هموندان کادر رهبری سازمان انقلابی حزب منحله توده در خارج از کشور آشنا شدم". وی در سال ۲۵۳۲ شاهنشاهی [۱۳۵۲ تازی خورشیدی] آغاز به تبلیغات علیه کشور نموده و با برخورداری از کشورهای کمونیستی در کشورهای کوبا و چین تعلیمات کمونیستی و تروریستی دیده و پنهانی کوشش زیادی برای پیشبرد اهداف خود انجام داده و مراکز آموزشی و صنعتی کشور را شناسایی نموده تا آغاز به خرابکاری و ایجاد یک حکومت کمونیستی کند.
متهم ردیف دوم بهمن رضانیا به اتهامات منتسبه اعتراف نموده با کمک گروه به چین کمونیست رفته ، در کنفدراسیون دانشجویان در آلمان غربی شرکت داشته و هموند حزب منحله توده بوده و با ایرج کشکولی و کوروش لاشایی تماس داشته است.
متهم ردیف سوم عباس ملکزاده میلانی به اتهامات منتسبه در مراحل بازجویی و در دادگاه اعتراف کرده است. عباس ملکزاده میلانی به کرمانشاه سفر کرده است و تشکیل و ایجاد مرکز برای گروه، نوشتن گزارش از وضع کشور و برگردان جزوههای مائو را به گردن داشته است.
متهم ردیف چهارم سعید شفق گیلانی اعتراف به اتهامات منتسبه نموده و در بازجویی و در محضر دادگاه نموده است. وی اعتراف به عضویت در کنفدراسیون دانشجویان ایرانی در امریکا، نوشتن نامه برای سازمان چریکی بین المللی، فعالیت در کنفدراسیون دانشجویان ایرانی در امریکا پخش نوشتارهای مضره در شهر و کوههای شمیران نموده است.
متهم ردیف پنجم کیهان برزویی در مراحل بازجویی و دادگاه اعتراف به اتهامات منتسبه، پیدا شده اوراق و جزوه و نشریات مضره از خانه وی، خودرو و خانه خود را در اختیار گروه تروریستی قرارداده، تحویل گرفتن دو چمدان جاسازی شده پر از اسناد و مدارک و نشریات مضره نموده است. کیهان برزویی دوباره به امریکا بازگشته و در گروه فعال بوده و نشستهای منظم گروه را سازمان داده است و در کلاسهای توجیهی کمونیزم و تروریسم شرکت داشته است.
متهم ردیف ششم غلامرضا بهاردوست اعتراف به اتهام انتسابی نموده است. از وی اسناد و مدارک مضره به دست آمده، کمکهای مالی به گروه ، شرکت در کلاس با لیلی نوربخش و طاهره در دماوند، پخش اخبار و اطلاعات میان آنان و سایر هموندان گروه، جاسازی در چمدان برای اسناد و جزوههای مائو کرده است.
متهم ردیف هفتم لیلی نوربخش اعتراف به اتهام منتسبه
مجازات متهمین
- ردیف یک ایرج ابراهیمی زندان ابد
- ردیف دوم بهمن رضانیا زندان ابد
- ردیف ششم غلامرضا بهاردوست زندان ابد
- ردیف پنجم کیهان برزویی ۱۵ سال زندان جنایی درجه یک
- ردیف هفتم لیلی نوربخش ۱۵ سال زندان جنایی درجه یک
- ردیف سوم عباس ملکزاده میلانی ۱۲ سال زندان جنایی درجه یک
- ردیف چهارم سعید شفق گیلانی ۱۲ سال زندان جنایی درجه یک
- ردیف نهم عزیزاله شامبیاتی ۸ سال زندان جنایی درجه یک
- ردیف دهم حسین آریایی ۸ سال زندان جنایی درجه یک
- ردیف هشتم محمدحسین عباسی ۵ سال زندان جنایی درجه یک
- ردیف یازدهم یوسف اسدی ۳ سال زندان جنایی درجه یک