الگو:نوشتار برگزیده: تفاوت میان نسخهها
Bellavista (گفتگو | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
Bellavista (گفتگو | مشارکتها) (اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح ارقام) |
||
| خط ۳: | خط ۳: | ||
* | * | ||
[[پرونده: | [[پرونده:MRP1941.jpg|thumb|left|240px|محمدرضا شاه پهلوی شاهنشاه ایران میشود ۲۵ شهریور ماه ۱۳۲۰]] | ||
'''[[اشغال ایران به وسیله ارتش بریتانیا و شوروی]]''' - با حمله ارتش اتحاد جماهیر شوروی و بریتانیا به ایران در روز ۳ شهریور ماه ۱۳۲۰ ایران کارزار جنگ دوم جهانی شد. اشغال ایران از سوی ارتش شوروی و بریتانیا، تاریخ نوین ایران را تا فراسوی دههها زیر تاثیر خود گرفت. ایران میبایستی که موضع بیطرفی خود را کنارنهد و عضو متفقین شود. با پشتیبانی فعال ایران از متفقین، شوروی به رهبری استالین در موقعیتی قرارگرفت که توانست بر آلمان هیتلری پیروز شود. به همین دلیل ایران "پل پیروزی" نامیده شد. پس از پایان جنگ جهانی دوم و پیروزی متفقین، ایران از اعضای پیروز جنگ نبود بلکه در ردیف بازندگان قرارگرفت. استالین از بیرون بردن ارتش سرخ شوروی از ایران خودداری کرد و برنامهای ریخت که استانهای شمالی ایران را زیر کنترل خود دربیاورد و از ایران جدا سازد. استالین با برپا سازی حزب توده و پشتیبانی مالی و نظامی ارتش سرخ از آنان، سبب شد که در ایران دولت استواری بر سر کار نیاید و با راه یافتن اعضای حزب توده و گروهی به نام اقلیت به سرکردگی محمد مصدق قاجار مغول به مجلس شورای ملی کار دولت را مختل کرد. کشور ایران که از دید سیاسی و اقتصادی ویران شده بود به سبب درگیری در یک جنگ گرم که میلیونها تن ابزار جنگی و مواد خوراکی که با استفاده از خاک ایران به شوروی ترابر شده بود و به آن "پرشن کریدور" میگفتند، به وسیله همان شوروی به میدان جنگ سرد هل داده شد. با تزویرهای شوروی و برنامههای اشغال کشور ایران، سرانجام برای نگاهبانی از استقلال و تمامیت ارضی ایران سیاستمداران ایران به رهبری اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی شاهنشاه ایران مجبور شدند که با کشورهای متفق در غرب همکاری کنند. تنها با پشتیبانی سیاسی و نظامی امریکا، دولت ایران توانست ارتش شوروی را به بیرون رفتن از استانهای شمالی ایران وادار سازد و آذربایجان را از چنگال مزدوران شوروی برهاند. از این زمان روشن شد که استقلال و تمامیت ارضی ایران و نوسازی اقتصادی و سیاسی تنها با متحدین غربی امکانپذیر خواهدبود. نه تنها پیوندهای ایران با دنیای غرب از سوی دولت شوروی مورد پذیرش قرار نگرفت بلکه شوروی کوشش کرد که با فعالیتهای سیاسی حزب توده، همواره در ایران آشوب به پا کند و پس از آنکه حزب توده ممنوع اعلام شد، با همدستی جبهه ملی، ایران را از پیوندهایش با کشورهای غربی جدا سازد و به شوروی نزدیک کند. بالاترین این کشمکشهای سیاسی در دوران جنگ سرد در ایران، ملی کردن شرکت نفت انگلیس و ایران را باید نام برد که تلاش بر براندازی سامانه شاهنشاهی ایران و در دست گرفتن حکومت بود. سرانجام با سقوط محمد مصدق در سال ۱۳۳۲ و مرگ استالین نفوذ شوروی در ایران بسیار کم شد و ایران توانست که با برنامههای عمرانی و انقلاب شاه و ملت کشور را بازسازی کند. | |||
تا به امروز، تاریخنویسی درست جنگ جهانی دوم و نقش ایران در این جنگ برای پیروزی اتحاد جماهیر شوروی بر آلمان نازی، در هیچکجا نه در ایران، نه در شرق و نه در غرب انجام نشده است. هیچیک از دولتهای غربی و شوروی گرایشی به نوشتن آنچه که گذشت را نداشتند تا روشن شود که چرا آنها یک کشور بیطرف را اشغال کردهاند زیرا که خلاف هرگونه حقوق بینالمللی بود. به همین سبب در گفتگوهای سیاسی با ایران، دولتهای اشغالگر شوروی و بریتانیا پافشاری برآن داشتند که ایران اشغال نشده است بلکه ایران همکاری میکند ولی در واقع مانند ارتش اشغالی، با ایران و ایرانیان رفتارکردند. نقش ایران در جنگ جهانی دوم را به میزبان کنفرانس تهران کاهش دادند و در هیچ یک از کتابهای تاریخ در مدرسهها در کشورهای غربی نامی از ایران و نزدیک به چهار سال اشغال ایران و سختیهایی که کشور و مردم ایران کشیدند را نبردهاند. به سبب سانسور در درازای اشغال ایران به وسیله ارتش بریتانیا و شوروی، از سوی ایران سند، عکس و فیلمی وجود ندارد، تنها پس از فروریختن اتحاد جماهیر شوروی و بلوک شرق کم کم آرشیوها در دسترس همگان قرار گرفتند. برای نمونه روشدن فرمانهای استالین برای جداسازی استانهای شمالی ایران، برپا کردن جمهوری دموکرات آذربایجان و کردستان و آموزش دادن مزدورانی چون پیشهوری و کامبخش و دیگر اعضای حزب توده نشان میدهد که چگونه سیستماتیک استالین برای اشغال کشور ایران برنامه میچیده است. همچنین امروزه با رو شدن دستور استالین برای جستجو نفت در شمال و جنوب ایران و مسله امتیاز نفت به شوروی و موازنه منفی محمد مصدق در یک راستا با فرمان استالین دیده میشوند. | |||
بمباران ایران، و در پی آن بیماریها، گرسنگی، تورم اقتصادی، بیخانهمان کردن، ناامنی و چپاول مردم ایران از سوی بیگانگان، رنجهایی بود که ملت ایران با شکیبایی کشیدند، با آنکه دو پیمان جداگانه برای ترمیم آسیبها و بهرهبرداری از همه امکانات کشور دستینه شده بود، متفقین به کشور ایران نه تنها خسارت جنگی نپرداختند بلکه دولت کمونیست شوروی بسیاری از کارخانهها و یازده تن طلای بانک ملی ایران را نیز باخود برد. افزون بر آن همه درخت های جنگل های شمال ایران را برید و به غارت برد. اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی در هر سفری که به کشورهای متفق کردند یادآور نقش ایران در پیروزی متفقین شدند و اینکه متفقین میباید به ایران خسارت آسیبهایی که در درازای چهار سال بدان وارد آمده است بپردازند. ولی متفقین هیچگاه خسارتهای جنگی را نپرداختند و وانمود کردند که چنین رویدادی پیش نیامده است. تنها امریکا بخشی از قولهای مالی خود را انجام داد. جنگ جهانی دوم، متفقین، ایران و کشتارها و چپاول ایران بخشی است که هنوز در تاریخ دنیا بسته نشده است. غرب و شوروی یا روسیه امروز میباید جبران رنج و آسیبها به کشور ایران را به ملت ایران بپردازد. در سال ۲۰۱۴ میلادی مستندهای نوینی که در تلویزیون های غربی درباره "جنگ جهانی دوم پخش می شد حتی "کنفرانس تهران" را بیرون کشیدند تا رد پایی از این جنایت بر مردم ایران برجای نماند."سرودهای ایران" سرود انقلابی علیه اشغال ایران به وسیله ارتشهای بیگانه و زندگی اندوهبار مردم ایران در سال ۱۳۲۳ ساخته شد تا به مردم ایران نیروی دوباره برای پایداری در برابر بیگانه را بدهد. امروزه تودهایها و دیگر خائنان به کشور و ملت ایران کوشش می کننداین سروده، یادآور تاریکترین روزهای تاریخ کشور ایران را به عنوان "سرود ملی ایران" به ملت ناآگاه ایران از تاریخ خود بفروشند ... '''[[اشغال ایران به وسیله ارتش بریتانیا و شوروی|این نوشتار و نوشتارهای وابسته بدان را بخوانید]]''' | |||
</onlyinclude> | </onlyinclude> | ||
[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]] | [[رده:مشروطه:صفحه اصلی]] | ||
نسخهٔ ۲۷ اوت ۲۰۱۴، ساعت ۱۷:۱۷
اشغال ایران به وسیله ارتش بریتانیا و شوروی - با حمله ارتش اتحاد جماهیر شوروی و بریتانیا به ایران در روز ۳ شهریور ماه ۱۳۲۰ ایران کارزار جنگ دوم جهانی شد. اشغال ایران از سوی ارتش شوروی و بریتانیا، تاریخ نوین ایران را تا فراسوی دههها زیر تاثیر خود گرفت. ایران میبایستی که موضع بیطرفی خود را کنارنهد و عضو متفقین شود. با پشتیبانی فعال ایران از متفقین، شوروی به رهبری استالین در موقعیتی قرارگرفت که توانست بر آلمان هیتلری پیروز شود. به همین دلیل ایران "پل پیروزی" نامیده شد. پس از پایان جنگ جهانی دوم و پیروزی متفقین، ایران از اعضای پیروز جنگ نبود بلکه در ردیف بازندگان قرارگرفت. استالین از بیرون بردن ارتش سرخ شوروی از ایران خودداری کرد و برنامهای ریخت که استانهای شمالی ایران را زیر کنترل خود دربیاورد و از ایران جدا سازد. استالین با برپا سازی حزب توده و پشتیبانی مالی و نظامی ارتش سرخ از آنان، سبب شد که در ایران دولت استواری بر سر کار نیاید و با راه یافتن اعضای حزب توده و گروهی به نام اقلیت به سرکردگی محمد مصدق قاجار مغول به مجلس شورای ملی کار دولت را مختل کرد. کشور ایران که از دید سیاسی و اقتصادی ویران شده بود به سبب درگیری در یک جنگ گرم که میلیونها تن ابزار جنگی و مواد خوراکی که با استفاده از خاک ایران به شوروی ترابر شده بود و به آن "پرشن کریدور" میگفتند، به وسیله همان شوروی به میدان جنگ سرد هل داده شد. با تزویرهای شوروی و برنامههای اشغال کشور ایران، سرانجام برای نگاهبانی از استقلال و تمامیت ارضی ایران سیاستمداران ایران به رهبری اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی شاهنشاه ایران مجبور شدند که با کشورهای متفق در غرب همکاری کنند. تنها با پشتیبانی سیاسی و نظامی امریکا، دولت ایران توانست ارتش شوروی را به بیرون رفتن از استانهای شمالی ایران وادار سازد و آذربایجان را از چنگال مزدوران شوروی برهاند. از این زمان روشن شد که استقلال و تمامیت ارضی ایران و نوسازی اقتصادی و سیاسی تنها با متحدین غربی امکانپذیر خواهدبود. نه تنها پیوندهای ایران با دنیای غرب از سوی دولت شوروی مورد پذیرش قرار نگرفت بلکه شوروی کوشش کرد که با فعالیتهای سیاسی حزب توده، همواره در ایران آشوب به پا کند و پس از آنکه حزب توده ممنوع اعلام شد، با همدستی جبهه ملی، ایران را از پیوندهایش با کشورهای غربی جدا سازد و به شوروی نزدیک کند. بالاترین این کشمکشهای سیاسی در دوران جنگ سرد در ایران، ملی کردن شرکت نفت انگلیس و ایران را باید نام برد که تلاش بر براندازی سامانه شاهنشاهی ایران و در دست گرفتن حکومت بود. سرانجام با سقوط محمد مصدق در سال ۱۳۳۲ و مرگ استالین نفوذ شوروی در ایران بسیار کم شد و ایران توانست که با برنامههای عمرانی و انقلاب شاه و ملت کشور را بازسازی کند.
تا به امروز، تاریخنویسی درست جنگ جهانی دوم و نقش ایران در این جنگ برای پیروزی اتحاد جماهیر شوروی بر آلمان نازی، در هیچکجا نه در ایران، نه در شرق و نه در غرب انجام نشده است. هیچیک از دولتهای غربی و شوروی گرایشی به نوشتن آنچه که گذشت را نداشتند تا روشن شود که چرا آنها یک کشور بیطرف را اشغال کردهاند زیرا که خلاف هرگونه حقوق بینالمللی بود. به همین سبب در گفتگوهای سیاسی با ایران، دولتهای اشغالگر شوروی و بریتانیا پافشاری برآن داشتند که ایران اشغال نشده است بلکه ایران همکاری میکند ولی در واقع مانند ارتش اشغالی، با ایران و ایرانیان رفتارکردند. نقش ایران در جنگ جهانی دوم را به میزبان کنفرانس تهران کاهش دادند و در هیچ یک از کتابهای تاریخ در مدرسهها در کشورهای غربی نامی از ایران و نزدیک به چهار سال اشغال ایران و سختیهایی که کشور و مردم ایران کشیدند را نبردهاند. به سبب سانسور در درازای اشغال ایران به وسیله ارتش بریتانیا و شوروی، از سوی ایران سند، عکس و فیلمی وجود ندارد، تنها پس از فروریختن اتحاد جماهیر شوروی و بلوک شرق کم کم آرشیوها در دسترس همگان قرار گرفتند. برای نمونه روشدن فرمانهای استالین برای جداسازی استانهای شمالی ایران، برپا کردن جمهوری دموکرات آذربایجان و کردستان و آموزش دادن مزدورانی چون پیشهوری و کامبخش و دیگر اعضای حزب توده نشان میدهد که چگونه سیستماتیک استالین برای اشغال کشور ایران برنامه میچیده است. همچنین امروزه با رو شدن دستور استالین برای جستجو نفت در شمال و جنوب ایران و مسله امتیاز نفت به شوروی و موازنه منفی محمد مصدق در یک راستا با فرمان استالین دیده میشوند.
بمباران ایران، و در پی آن بیماریها، گرسنگی، تورم اقتصادی، بیخانهمان کردن، ناامنی و چپاول مردم ایران از سوی بیگانگان، رنجهایی بود که ملت ایران با شکیبایی کشیدند، با آنکه دو پیمان جداگانه برای ترمیم آسیبها و بهرهبرداری از همه امکانات کشور دستینه شده بود، متفقین به کشور ایران نه تنها خسارت جنگی نپرداختند بلکه دولت کمونیست شوروی بسیاری از کارخانهها و یازده تن طلای بانک ملی ایران را نیز باخود برد. افزون بر آن همه درخت های جنگل های شمال ایران را برید و به غارت برد. اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی در هر سفری که به کشورهای متفق کردند یادآور نقش ایران در پیروزی متفقین شدند و اینکه متفقین میباید به ایران خسارت آسیبهایی که در درازای چهار سال بدان وارد آمده است بپردازند. ولی متفقین هیچگاه خسارتهای جنگی را نپرداختند و وانمود کردند که چنین رویدادی پیش نیامده است. تنها امریکا بخشی از قولهای مالی خود را انجام داد. جنگ جهانی دوم، متفقین، ایران و کشتارها و چپاول ایران بخشی است که هنوز در تاریخ دنیا بسته نشده است. غرب و شوروی یا روسیه امروز میباید جبران رنج و آسیبها به کشور ایران را به ملت ایران بپردازد. در سال ۲۰۱۴ میلادی مستندهای نوینی که در تلویزیون های غربی درباره "جنگ جهانی دوم پخش می شد حتی "کنفرانس تهران" را بیرون کشیدند تا رد پایی از این جنایت بر مردم ایران برجای نماند."سرودهای ایران" سرود انقلابی علیه اشغال ایران به وسیله ارتشهای بیگانه و زندگی اندوهبار مردم ایران در سال ۱۳۲۳ ساخته شد تا به مردم ایران نیروی دوباره برای پایداری در برابر بیگانه را بدهد. امروزه تودهایها و دیگر خائنان به کشور و ملت ایران کوشش می کننداین سروده، یادآور تاریکترین روزهای تاریخ کشور ایران را به عنوان "سرود ملی ایران" به ملت ناآگاه ایران از تاریخ خود بفروشند ... این نوشتار و نوشتارهای وابسته بدان را بخوانید