هم میهنان گرامی وبگاه مشروطه با دشواری تکنیکی برای نشان دادن فرتورها و فیلم ها روبروست به زودی این دشواری از میان برداشته خواهد شد با سپاس - ادمین
مثنوی معنوی/قصهی مسجد اقصی و خروب و عزم کردن داود علیهالسلام پیش از سلیمان علیهالسلام بر بنای آن مسجد: تفاوت میان نسخهها
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۷: | خط ۷: | ||
| یادداشت = | | یادداشت = | ||
}} | }} | ||
{{شعر}} | |||
{{ب|چون درآمد عزم داودی به تنگ|که بسازد مسجد اقصی به سنگ}} | {{ب|چون درآمد عزم داودی به تنگ|که بسازد مسجد اقصی به سنگ}} | ||
{{ب|وحی کردش حق که ترک این بخوان|که ز دستت برنیاید این مکان}} | {{ب|وحی کردش حق که ترک این بخوان|که ز دستت برنیاید این مکان}} | ||
نسخهٔ کنونی تا ۱۲ آوریل ۲۰۱۲، ساعت ۲۱:۱۰
| ' | دفتر چهارم مثنوی (قصهی مسجد اقصی و خروب و عزم کردن داود علیهالسلام پیش از سلیمان علیهالسلام بر بنای آن مسجد) از مولوی |
' |
| چون درآمد عزم داودی به تنگ | که بسازد مسجد اقصی به سنگ | |
| وحی کردش حق که ترک این بخوان | که ز دستت برنیاید این مکان | |
| نیست در تقدیر ما آنک تو این | مسجد اقصی بر آری ای گزین | |
| گفت جرمم چیست ای دانای راز | که مرا گویی که مسجد را مساز | |
| گفت بیجرمی تو خونها کردهای | خون مظلومان بگردن بردهای | |
| که ز آواز تو خلقی بیشمار | جان بدادند و شدند آن را شکار | |
| خون بسی رفتست بر آواز تو | بر صدای خوب جانپرداز تو | |
| گفت مغلوب تو بودم مست تو | دست من بر بسته بود از دست تو | |
| نه که هر مغلوب شه مرحوم بود | نه که المغلوب کالمعدوم بود | |
| گفت این مغلوب معدومیست کو | جز به نسبت نیست معدوم ایقنوا | |
| این چنین معدوم کو از خویش رفت | بهترین هستها افتاد و زفت | |
| او به نسبت با صفات حق فناست | در حقیقت در فنا او را بقاست | |
| جملهی ارواح در تدبیر اوست | جملهی اشباح هم در تیر اوست | |
| آنک او مغلوب اندر لطف ماست | نیست مضطر بلک مختار ولاست | |
| منتهای اختیار آنست خود | که اختیارش گردد اینجا مفتقد | |
| اختیاری را نبودی چاشنی | گر نگشتی آخر او محو از منی | |
| در جهان گر لقمه و گر شربتست | لذت او فرع محو لذتست | |
| گرچه از لذات بیتاثیر شد | لذتی بود او و لذتگیر شد |