بیانات اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر در پایان روز نخست هشتمین کنفرانس ارزشیبابی رامسر پس از گزارش سخنرانان ۸ شهریور ماه ۱۳۵۴: تفاوت میان نسخهها
(صفحهای تازه حاوی «{{سرصفحه پروژه | عنوان = کنفرانس ارزشیابی انقلاب آموزشی رامسر هشتیمن کنفرانس ارزشیابی انقلاب آموزشی رامسر ۸ تا ۱۳ شهریور ماه ۱۳۵۴ | قسمت = | قبلی = درگاه:محمدرضا شاه پهلوی|درگاه اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریام...» ایجاد کرد) |
جز (added Category:کنفرانس آموزشی رامسر using HotCat) |
||
| خط ۱۷: | خط ۱۷: | ||
صحبت از هیئتهای امناء شد. بعضیها یک اسم بیمسمائی است یا همچنین دانشگاهها یا مسئولیت دارند یا ندارند یا بعضیهایشان محدودند و بدون هیچگونه حس باصطلاح آزادی و با ابتکار بعضیهایشان سرکش و بطور کل غیر قابل کنترل، ممکن است حقیقتاً اینطور باشد. آینده کودکان ایرانی- ولی هیأت امناء چند سال است که در ایران تشکیل شده، چیز جدیدی است. ما نباید انتظار داشته باشیم که همان سال اولی که تشکیل میدهیم یک چیز فوقالعادهای باشد ولی مطلب صحیح این است که گفتم هیأت امناء از افرادی تشکیل شده که اغلب کار شخصی خودشان تمام وقتشان را میگیرد و در یکی یا دو سه یا چهار دانشگاه عضویت دارند البته که به یک کار نمیرسند. در تعیین افراد هیأت امناء باید دقت شود که کسی که انتخاب میشود قادر به انجام کار باشد واِلا اثری ندارد. اینها افراد بسیار خوب این مملکت هستند، درجه یک مملکت هستند ولی میتوانند فقط عروسکی باشند، در آنجا بنشینند و فقط سر تکان دهند واِلا فرصت رسیدگی به کارها را نخواهند داشت. در مورد حس مسئولیت چه در سطح آموزشی و چه در سطح ملی در تشکیل حزب رستاخیز ملت ایران خودبخود حل میشود و همانطور که روز اول تأسیس حزب گفتم، کسی که مسئول نیست از این دستگاه هم نباید انتظاری داشته باشد و اگر هم دوست ندارد و این تشکیلات را نمیپسندد بلافاصله ما پاسپورتی مجانی در اختیارش میگذاریم تا برود به همان جهنم یا بهشتی که خودش فکر میکند خوب است. چیزی را که در اینجا باید تذکر بدهم مربوط به کنفرانس آموزشی نیست، مربوط به سال آینده نمیشود، بلکه مربوط به تمدن بزرگ است. ما باید بدانیم که تعداد بچههای عقبافتاده چقدر است و تعداد بچههای تیزهوش چقدر. هیچوقت گزارشی در این زمینه از شما ندیدهام و به من آماری ندادهاند. برای بچههای تیزهوش مسلماً باید کاری بکنیم و برای عقبافتادگان نیز همینطور. و این را به شما بگویم که علت عمده عقبافتادگی در اثر سوء تغذیه است که این بین روز تولد تا ۱۸ ماهگی پیدا میشود. در مورد اجرای یک برنامه ملی بعدها دستور خواهم داد. شاید خیلی زود این دستور صادر شود بخاطر اینکه نباید منتظر باشیم تا به مرحلهای برسیم آنوقت جلو عقبافتادگی بچههای خودمان را بگیریم. هر وقت میسر شد ما این کار را خواهیم کرد. همانطور که ما در مدارسمان گفتهایم باید به بچهها شیر و شیرینی و یا سایر چیزهایی که از لحاظ پروتئینها غنی است داده شود. اجرای یک برنامه ملی توسط حزب و دستگاههای اجتماعی و یا خیریه و غیره خیلی آسان است. باید تحقیق کنیم که کدام خانواده ایرانی طفل یک روزه تا ۱۸ ماهه اش آنقدر غذا و مواد پروتئینی و چیزهای لازم را ندارد. این باید صورتش برسد و دولت در این زمینه اقدام کند. این موضوع به مراتب از بعضی کارها که ما میکنیم مهم تر است تا در آینده بچههای عقب افتاده این مملکت به حداقل برسد. برنامه تربیت نیروی انسانی- در کودکستان، در دبستان، در راهنمایی بعدش در دانشگاهها چه باید یادگرفت و میزانش چه هست، چقدر است، از لحاظ عملی که ما را به سطح ممالک پیشرفته تکنولوژی برساند. هیچ چیز از این کمتر ما را نمیتواند قانع کند که ما همپای پیشرفتهترین ممالک با تکنیک تکنولوژیک نباشیم. این معیارهایی است که باید معین کنید. در یک کنفرانس نمیشود، بسیار خوب ولی یک چیز دائمی است. کار دائمی است که دولت بوسیله دستگاههای خودش همینطور باید مراقب باشد. شاید این موضوع هر سال باید تغییر بکند، هر سال با پیشرفت تکنولوژی و احتیاجات مملکت. امسال یا یک دورهای مثلاً میگوییم که الآن شروع میکنیم، فشار میآوریم روی صنایع ذوب آهن. مثلاً دولت بلافاصله باید آن را به دستگاههای آموزشیاش منعکس بکند که افرادی که در این مملکت تربیت میشوند فقط برای ذوب آهن نیست. فرض کنید ما ۲۵ میلیون تن آهن در این مملکت اگر تولید کنیم این صنایع ساتلیت فولاد و آهنی است پس در آن رشته دولت باید افراد معینی را تربیت کند. اگر مثلاً وارد چیز اتمیک میشویم بین ۲۰ تا ۲۵ هزار مگاوات این را باید یک عدهای راه ببرند. همچنین اگر تازه آخرین ایستگاهتان ۱۵ سال دیگر هم باید ساخته شود از حالا تا ۱۵ سال افراد لازم را باید تربیت کنید. پس میخواهم که دیگر کنفرانس ما فقط یک روتینی نباشد که سالی یک بار جمع بشویم، یک حرفهایی بزنیم و این حرفهای ما انتشار یابد و بعد سال دیگر باز هم جمع بشویم و ببینیم که خوب خبری نشده بلکه میشود گفت بعضی اوقات حتی عقبتر رفتهایم، عوض این که جلوتر برویم. منتهی یک چیزهایی بخواهیم که عملی است و خودمان قانع شویم که این چیزی که ما میگوییم فقط برای انتشار نیست برای پشت ویترین گذاشتن نیست و یک کاری است که عملی است و میشود و باید هم بشود. پس این را خیلی دقت بکنید. در گزارش نهایی که به من میدهید و باید تصویب شود یک چیزهایی بگذارید که قابل اجرا باشد. تمام مطالبمان در عرض ۵ سال یا شاید در عرض ده سال قابل اجرا باشد، اما آن چیزی که امسال میگویید برای سال دیگر قابل اجرا باشد. یعنی میتوانید تحویل بگیرید و اگر بازرسی کردید بتوانید بگویید ک حتی فرد فرد اشخاصی که در این قسمت کوتاهی کردهاند بتوانید انگشت بگذارید و بگویید در اینجا این فرد کوتاهی کرده است واِلا یک برنامه ایدهآلی را بگویید هیچوقت نخواهید توانست مسئولیتهای فردی را مشخص و تعیین بکنید. در قسمت آمار و ارقامی که دادید راجع به بیسوادی همانطور که گفتم سمپوزیومی خواهد شد. بخصوص برای مبارزه با بیسوادی که این کار را ما خواهیم کرد و تا حدی مربوط به این کنفرانس انقلاب آموزشی میشود. به همین جهت صحبت آن را میکنیم و تا این حد بتوانم اینجا بگویم که هر تصمیمی که ما در اینجا میگیریم فکر میکنم جنبه یک جهاد ملی عمیقتر و شدیدتری به مراتب از آن چیزی که تابحال شده خواهد بود و باید در آن قسمت نیز ما موفق بشویم. حالا همانطور که گفتم، در مورد مطالبی که امروز اینجا عنوان شده اگر بعضیها فکر میکنند که مربوط به کار شخصی و فردی خودشان است یا دست جمعی خودشان است یا به دستگاه خودشان است البته میتوانند با کمال آزادی هر نظری که دارند در کمیسیونها بگویند ولی ناچار برای رفع معایب باید حداکثر تنقیداتی که ممکن است بشود، متنها قضاوت نهایی که خوب به اطلاع من خواهد رسید و خود من آن را بررسی خواهم کرد، با در نظر گرفتن تمام مطالب که در آن کار خواهد بود و آنقدر تجربه و کارکشتگی در زندگی دارم که بتوانم تشخیص دهم از هر دستگاهی از هر فردی در موقعیت روز چه کاری را میشود انتظار داشت، چه کاری را نمیشود انتظار داشت و چون حب و بغضی نیست این است که قضاوت مسلماً عادلانه خواهد بود. فعلاً کمیسیونهایتان را تشکیل بدهید تا ببینم که اولین گزارش را که من احیاناً باید به آن رسیدگی کنم چی هست. فکر میکنم در وسط کار کنفرانس باشد که وقت داشته باشید تا آخر کنفرانس یک چیز تکمیل شدهای را فراهم کنید. | صحبت از هیئتهای امناء شد. بعضیها یک اسم بیمسمائی است یا همچنین دانشگاهها یا مسئولیت دارند یا ندارند یا بعضیهایشان محدودند و بدون هیچگونه حس باصطلاح آزادی و با ابتکار بعضیهایشان سرکش و بطور کل غیر قابل کنترل، ممکن است حقیقتاً اینطور باشد. آینده کودکان ایرانی- ولی هیأت امناء چند سال است که در ایران تشکیل شده، چیز جدیدی است. ما نباید انتظار داشته باشیم که همان سال اولی که تشکیل میدهیم یک چیز فوقالعادهای باشد ولی مطلب صحیح این است که گفتم هیأت امناء از افرادی تشکیل شده که اغلب کار شخصی خودشان تمام وقتشان را میگیرد و در یکی یا دو سه یا چهار دانشگاه عضویت دارند البته که به یک کار نمیرسند. در تعیین افراد هیأت امناء باید دقت شود که کسی که انتخاب میشود قادر به انجام کار باشد واِلا اثری ندارد. اینها افراد بسیار خوب این مملکت هستند، درجه یک مملکت هستند ولی میتوانند فقط عروسکی باشند، در آنجا بنشینند و فقط سر تکان دهند واِلا فرصت رسیدگی به کارها را نخواهند داشت. در مورد حس مسئولیت چه در سطح آموزشی و چه در سطح ملی در تشکیل حزب رستاخیز ملت ایران خودبخود حل میشود و همانطور که روز اول تأسیس حزب گفتم، کسی که مسئول نیست از این دستگاه هم نباید انتظاری داشته باشد و اگر هم دوست ندارد و این تشکیلات را نمیپسندد بلافاصله ما پاسپورتی مجانی در اختیارش میگذاریم تا برود به همان جهنم یا بهشتی که خودش فکر میکند خوب است. چیزی را که در اینجا باید تذکر بدهم مربوط به کنفرانس آموزشی نیست، مربوط به سال آینده نمیشود، بلکه مربوط به تمدن بزرگ است. ما باید بدانیم که تعداد بچههای عقبافتاده چقدر است و تعداد بچههای تیزهوش چقدر. هیچوقت گزارشی در این زمینه از شما ندیدهام و به من آماری ندادهاند. برای بچههای تیزهوش مسلماً باید کاری بکنیم و برای عقبافتادگان نیز همینطور. و این را به شما بگویم که علت عمده عقبافتادگی در اثر سوء تغذیه است که این بین روز تولد تا ۱۸ ماهگی پیدا میشود. در مورد اجرای یک برنامه ملی بعدها دستور خواهم داد. شاید خیلی زود این دستور صادر شود بخاطر اینکه نباید منتظر باشیم تا به مرحلهای برسیم آنوقت جلو عقبافتادگی بچههای خودمان را بگیریم. هر وقت میسر شد ما این کار را خواهیم کرد. همانطور که ما در مدارسمان گفتهایم باید به بچهها شیر و شیرینی و یا سایر چیزهایی که از لحاظ پروتئینها غنی است داده شود. اجرای یک برنامه ملی توسط حزب و دستگاههای اجتماعی و یا خیریه و غیره خیلی آسان است. باید تحقیق کنیم که کدام خانواده ایرانی طفل یک روزه تا ۱۸ ماهه اش آنقدر غذا و مواد پروتئینی و چیزهای لازم را ندارد. این باید صورتش برسد و دولت در این زمینه اقدام کند. این موضوع به مراتب از بعضی کارها که ما میکنیم مهم تر است تا در آینده بچههای عقب افتاده این مملکت به حداقل برسد. برنامه تربیت نیروی انسانی- در کودکستان، در دبستان، در راهنمایی بعدش در دانشگاهها چه باید یادگرفت و میزانش چه هست، چقدر است، از لحاظ عملی که ما را به سطح ممالک پیشرفته تکنولوژی برساند. هیچ چیز از این کمتر ما را نمیتواند قانع کند که ما همپای پیشرفتهترین ممالک با تکنیک تکنولوژیک نباشیم. این معیارهایی است که باید معین کنید. در یک کنفرانس نمیشود، بسیار خوب ولی یک چیز دائمی است. کار دائمی است که دولت بوسیله دستگاههای خودش همینطور باید مراقب باشد. شاید این موضوع هر سال باید تغییر بکند، هر سال با پیشرفت تکنولوژی و احتیاجات مملکت. امسال یا یک دورهای مثلاً میگوییم که الآن شروع میکنیم، فشار میآوریم روی صنایع ذوب آهن. مثلاً دولت بلافاصله باید آن را به دستگاههای آموزشیاش منعکس بکند که افرادی که در این مملکت تربیت میشوند فقط برای ذوب آهن نیست. فرض کنید ما ۲۵ میلیون تن آهن در این مملکت اگر تولید کنیم این صنایع ساتلیت فولاد و آهنی است پس در آن رشته دولت باید افراد معینی را تربیت کند. اگر مثلاً وارد چیز اتمیک میشویم بین ۲۰ تا ۲۵ هزار مگاوات این را باید یک عدهای راه ببرند. همچنین اگر تازه آخرین ایستگاهتان ۱۵ سال دیگر هم باید ساخته شود از حالا تا ۱۵ سال افراد لازم را باید تربیت کنید. پس میخواهم که دیگر کنفرانس ما فقط یک روتینی نباشد که سالی یک بار جمع بشویم، یک حرفهایی بزنیم و این حرفهای ما انتشار یابد و بعد سال دیگر باز هم جمع بشویم و ببینیم که خوب خبری نشده بلکه میشود گفت بعضی اوقات حتی عقبتر رفتهایم، عوض این که جلوتر برویم. منتهی یک چیزهایی بخواهیم که عملی است و خودمان قانع شویم که این چیزی که ما میگوییم فقط برای انتشار نیست برای پشت ویترین گذاشتن نیست و یک کاری است که عملی است و میشود و باید هم بشود. پس این را خیلی دقت بکنید. در گزارش نهایی که به من میدهید و باید تصویب شود یک چیزهایی بگذارید که قابل اجرا باشد. تمام مطالبمان در عرض ۵ سال یا شاید در عرض ده سال قابل اجرا باشد، اما آن چیزی که امسال میگویید برای سال دیگر قابل اجرا باشد. یعنی میتوانید تحویل بگیرید و اگر بازرسی کردید بتوانید بگویید ک حتی فرد فرد اشخاصی که در این قسمت کوتاهی کردهاند بتوانید انگشت بگذارید و بگویید در اینجا این فرد کوتاهی کرده است واِلا یک برنامه ایدهآلی را بگویید هیچوقت نخواهید توانست مسئولیتهای فردی را مشخص و تعیین بکنید. در قسمت آمار و ارقامی که دادید راجع به بیسوادی همانطور که گفتم سمپوزیومی خواهد شد. بخصوص برای مبارزه با بیسوادی که این کار را ما خواهیم کرد و تا حدی مربوط به این کنفرانس انقلاب آموزشی میشود. به همین جهت صحبت آن را میکنیم و تا این حد بتوانم اینجا بگویم که هر تصمیمی که ما در اینجا میگیریم فکر میکنم جنبه یک جهاد ملی عمیقتر و شدیدتری به مراتب از آن چیزی که تابحال شده خواهد بود و باید در آن قسمت نیز ما موفق بشویم. حالا همانطور که گفتم، در مورد مطالبی که امروز اینجا عنوان شده اگر بعضیها فکر میکنند که مربوط به کار شخصی و فردی خودشان است یا دست جمعی خودشان است یا به دستگاه خودشان است البته میتوانند با کمال آزادی هر نظری که دارند در کمیسیونها بگویند ولی ناچار برای رفع معایب باید حداکثر تنقیداتی که ممکن است بشود، متنها قضاوت نهایی که خوب به اطلاع من خواهد رسید و خود من آن را بررسی خواهم کرد، با در نظر گرفتن تمام مطالب که در آن کار خواهد بود و آنقدر تجربه و کارکشتگی در زندگی دارم که بتوانم تشخیص دهم از هر دستگاهی از هر فردی در موقعیت روز چه کاری را میشود انتظار داشت، چه کاری را نمیشود انتظار داشت و چون حب و بغضی نیست این است که قضاوت مسلماً عادلانه خواهد بود. فعلاً کمیسیونهایتان را تشکیل بدهید تا ببینم که اولین گزارش را که من احیاناً باید به آن رسیدگی کنم چی هست. فکر میکنم در وسط کار کنفرانس باشد که وقت داشته باشید تا آخر کنفرانس یک چیز تکمیل شدهای را فراهم کنید. | ||
[[رده:کنفرانس آموزشی رامسر]] | |||
نسخهٔ ۱۸ مارس ۲۰۲۵، ساعت ۱۸:۲۹
| درگاه اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر | کنفرانس ارزشیابی انقلاب آموزشی رامسر
هشتیمن کنفرانس ارزشیابی انقلاب آموزشی رامسر ۸ تا ۱۳ شهریور ماه ۱۳۵۴ |
قوانین انقلاب شاه و مردم |
گزارشهای وزیران آموزش و پروش و علوم و آموزش عالی و نیز رئیس سازمان بازرسی آموزش عالی دربار شاهنشاهی و نماینده حزب رستاخیز ملت ایران و نکاتی را که بلافاصله عنوان کردند و درباره آن سئوال نمودند، البته یادداشت گردید و مسلماً نکاتی را نیز که علیاحضرت شهبانو توضیح دادند قابل استفاده است. دستوراتی که الآن میدهم برای مطالعه است. ما چیزی را که میخواهیم در حد اعلا است و راه آینده ما آن است. اگر میخواستیم که بگوییم خوب، ما در این ده – سیزده سال چه کردیم، میشود گفت خیلی کار کردهایم و ارقام نشان میدهند که از کجا به کجا رسیدهایم. همانطور که گفتیم ما هم دنبال نهایت آرزو و ایدهآل هستیم و هم میخواهیم کارهای مان عمق داشته باشد، یعنی ظاهری و سطحی نباشد. امروز با تأسیس حزب رستاخیز ملت ایران یکپارچگی در جامعه ایران پیدا شده است. این مطالبی را که این جا ذکر شد در واقع مطالب خانوادگی است که مطرح میگردد، چون فکر میکنم همه عضو این حزب هستند و اگر نباشند باعث تعجب خواهد بود. این جا در واقع دیگر خصومت و خصوصیت و دوستی و دشمنی، رفاقت یا بیاعتنایی در بین نخواهد بود. هم باید با شدیدترین انتقادات ادعانامهها صادر کرد و هم با کمال راحتی و خیال آنهایی که مورد سئوال و یا احیاناً مخاطب هستند بتوانند جواب دهند و بالاخره آن دستگاه حزب قضاوت نهایی را بکند. در اینکه ما معایب زیادی داریم تردیدی نیست. در مملکتی که فئودالیسم ارضی آن از بین رفته بیش از شاید نزدیک به ۶۰٪ افراد این ملت که در روستاها زندگی میکنند صاحب زمین خودشان شدهاند. کارگر حالا در سود سهام شریک شده است و سهامدار خودش خواهد شد. سایر افراد جامعه میتوانند سهامدار کارخانهها بشوند در حالیکه تحصیلات رایگان است. در جایی که دولت چون خوشبختانه صندوقش اجازه میدهد از وجوه عمومی تفاوت قیمت چندین متاع و چندین احتیاج زندگی را میپردازد، برای آنکه ارزان به دست مردم برسد. در مملکتی که با یک تقاضا و یک جنبش کاری که در دنیا بیسابقه است یعنی تورمی که اقتصاددانان معروف ما میگفتند امسال به ۲۲٪ خواهد رسید به صفر و شاید زیر صفر برساند، در این مملکت چطور ممکن است که در یک کنفرانس آموزشی به ما گزارش بدهند که در دانشگاههای ایران و یا بعضی اوقات بیشتر و یا بعضی اوقات کمتر تعداد روزهای تحصیل به یک پورسانتاژ خیلی عجیب و در عین حال مسخره و غیر قابل تحمل رسیده است که ساعاتی که درس داده شده و درس خوانده شده به یک میزان غیر قابل قبولی رسیده، پس چطور ممکن است در این اجتماع فردی پیدا شود که به خودش اجازه دهد و جرأت بدهد که دو تا کلمه ضد میهنی اظهار کند و چطور یک عدهای ناظر این کارها هستند. اگر میگفتند که اصلاحات نمیشود و یک عدهای عاصی هستند یک عدهای در مقابل این عصیان میگویند خوب حق دارند قابل قبول بود. ولی در مملکتی که در هر زمینهاش ما میتوانیم در دنیا نمونه باشیم، این پیدایش برای من یک معما است. این معما فکر میکنم که حل کردنش هم مشکل نیست .
این معما چیست؟ معمای بیتفاوتی- همان بیتفاوتی است که ما در تمام شئون زندگی خودمان دیدهایم. معمای آن خریداری است که تابحال فروشنده به او اجحاف میکرد و او صدایش درنمیآمد، درست مثل اینکه برّهای را میخواهند سرش را ببُرند و درست همانطور میایستد تا اینکه ببّرند، این هم میایستاد تا اینکه هر قیمتی را که بهش تحمیل میکردند تحمل بکند ولی، پیش خودش میگفت که خوب تو این قیمت را به من تحمیل میکنی من هم در مقابل چیز دیگری را به تو تحمیل خواهم کرد. اگر خودش فروشنده بود آن هم بنوبه خودش تحمیل میکرد، اگر طور دیگری بود مثلاً فرض کنیم فقط حقوقبگیر بود، این هم میخواست در کمکاری جبران کند. این یک روحیه عجیبی است که ما باید در این مملکت آن را از بین ببریم. فرار از زیر کار خودش یک نوع کمفروشی و یا گرانفروشی است. حالا در هر سطحی که باشد. حتی در سطح دانشگاهی. استادی که به اندازه کافی و یا مثل همگنان خودش در دنیا در هفته تدریس نکند این چیست؟ این یک نوع تقلب است. چه میگذارید تمام وقتی که در خارج در چند جای دیگر هم کار میکند و ادعای تماموقت بودن نیز مینماید چیست؟
پس در تمام رشتههای زندگی میبینیم ان کسی که بهتر تحمیل شده یک طور دیگر تلاقی میکند. اگر او هم نتواند گرانفروشی کند به طریق بیکاری یا کمکاری و یا در بد کار کردن این امر را صورت میدهد. اینها مطالبی است که خیلی تکان دهنده است! البته نه اینکه تازگی داشته باشد، ما میدانیم یا میدانستیم ولی حالا دیگر نمیتوانیم پردهپوشی کنیم. چرا؟ چون میبینیم که کارهای دیگری که تابحال در این مملکت عنوان کردهایم انجام شده است. پس در این مملکت اوضاع و احوالی فراهم شده که نشد، در کارهای ما نیست. اگر بخواهیم میشود به شرط اینکه بخواهیم یعنی آن چیز صحیح را اول پیدا کنیم، منظور از چیز صحیح آن است که درست باشد و خواب و خیال و آرمان پوچ نباشد. چیزی عملی باشد، آن را بخواهیم. دنبالش را بگیریم تا آن کار بشود. به چه منظور؟ برای اینکه میخواهیم نه فقط به تمدن بزرگ خودمان برسیم، بلکه نشان دهیم که اوضاع و احوال این مملکت اجازه میدهد که ایران به مقامی برسد که شاید در ممالک دیگر این امکان وجود نداشته باشد ولی به شرط اینکه از حدود عقل و منطق خارج نشویم و تمام کارهای ما روی خیالبافی، ادعا و پُز دادن قرار نگیرد، برای اینکه در میان راه درست مثل بالُنی خواهیم شد که با یک سوزن کوچک بادش در میرود. چه میخواهیم؟- از حقیقت دور نشویم. آن چیزی که امکان دارد بخواهیم و البته خواهید گفت خیلی کارها در این مملکت شده که به نظر غیر ممکن بوده ولی شد، با وجودی که غیر ممکن بود و انجام شد. شدنش امکان داشت به نظر غیر ممکن میآمد، برای اینکه میگفتند خوب ضوابط و روابط بین جامعه طوری بوده که به نظر غیر ممکن میآمده ولی به هر صورت امکانپذیر بوده است. ولی ما الآن نباید با خیال راحت چیزهای غیر ممکن بخواهیم که هم از حدود استعداد نفری، یعنی کمی و کیفی خود ما خارج باشد. در حداکثر توانایی خودمان چیزهایی را بخواهیم که بتوانیم انجام دهیم و این جایی است که دستگاه دولت وارد میشود و میتواند جواب دهد که این کارها برای من ممکن است یا نیست. چه از لحاظ نیروی انسانی و چه از لحاظ بودجه، مطابق امکانات انسانی و مالی خودمان برنامهریزی خواهیم کرد ولی با وجدان و بینظری و در عین حال با کمال شدت باید معین گردد که ما از دستگاههایمان و یا از افراد خودمان در این مورد از آموزگار تا دبیر و تا مراحل آموزش دانشگاهی چه میتوانیم بخواهیم و چه چیزی را آنها قادر به انجامش هستند و در مقابل از آن دانشآموز کوچک یعنی از طفل کودکستانی تا دانشجوی آخر مراحل تحصیلی چه میخواهیم و به هر دو چه باید بدهیم و چه باید بخواهیم. برای چیزی که از او میخواهیم چه باید به او بدهیم. چه از لحاظ مادی و چه از لحاظ معنوی، چه از لحاظ وسایل. ولی آنوقت مسئولیت هم میخواهیم. البته در ضمن صحبتها خیلی چیزها مطرح شد. این را من کاملاً باور میکنم برای اینکه به کرات در همه جا دیدهایم. مثلاً از گرانبهاترین یا آخرین پدیده علم و تکنولوژی را میآورند در یک جایی به عنوان نمونه. مطمئن هستم که یا در همان بازدیدی که من میکنم این دستگاه کار نمیکند و یا دو روز بعد از اینکه پایم را از آن اتاق بیرون گذاشتم آن دستگاه از کار میافتد و میخوابد و ظاهرسازی ما متأسفانه یک قدری زیاد است. اینها باید موقوف شود.
صحبت از هیئتهای امناء شد. بعضیها یک اسم بیمسمائی است یا همچنین دانشگاهها یا مسئولیت دارند یا ندارند یا بعضیهایشان محدودند و بدون هیچگونه حس باصطلاح آزادی و با ابتکار بعضیهایشان سرکش و بطور کل غیر قابل کنترل، ممکن است حقیقتاً اینطور باشد. آینده کودکان ایرانی- ولی هیأت امناء چند سال است که در ایران تشکیل شده، چیز جدیدی است. ما نباید انتظار داشته باشیم که همان سال اولی که تشکیل میدهیم یک چیز فوقالعادهای باشد ولی مطلب صحیح این است که گفتم هیأت امناء از افرادی تشکیل شده که اغلب کار شخصی خودشان تمام وقتشان را میگیرد و در یکی یا دو سه یا چهار دانشگاه عضویت دارند البته که به یک کار نمیرسند. در تعیین افراد هیأت امناء باید دقت شود که کسی که انتخاب میشود قادر به انجام کار باشد واِلا اثری ندارد. اینها افراد بسیار خوب این مملکت هستند، درجه یک مملکت هستند ولی میتوانند فقط عروسکی باشند، در آنجا بنشینند و فقط سر تکان دهند واِلا فرصت رسیدگی به کارها را نخواهند داشت. در مورد حس مسئولیت چه در سطح آموزشی و چه در سطح ملی در تشکیل حزب رستاخیز ملت ایران خودبخود حل میشود و همانطور که روز اول تأسیس حزب گفتم، کسی که مسئول نیست از این دستگاه هم نباید انتظاری داشته باشد و اگر هم دوست ندارد و این تشکیلات را نمیپسندد بلافاصله ما پاسپورتی مجانی در اختیارش میگذاریم تا برود به همان جهنم یا بهشتی که خودش فکر میکند خوب است. چیزی را که در اینجا باید تذکر بدهم مربوط به کنفرانس آموزشی نیست، مربوط به سال آینده نمیشود، بلکه مربوط به تمدن بزرگ است. ما باید بدانیم که تعداد بچههای عقبافتاده چقدر است و تعداد بچههای تیزهوش چقدر. هیچوقت گزارشی در این زمینه از شما ندیدهام و به من آماری ندادهاند. برای بچههای تیزهوش مسلماً باید کاری بکنیم و برای عقبافتادگان نیز همینطور. و این را به شما بگویم که علت عمده عقبافتادگی در اثر سوء تغذیه است که این بین روز تولد تا ۱۸ ماهگی پیدا میشود. در مورد اجرای یک برنامه ملی بعدها دستور خواهم داد. شاید خیلی زود این دستور صادر شود بخاطر اینکه نباید منتظر باشیم تا به مرحلهای برسیم آنوقت جلو عقبافتادگی بچههای خودمان را بگیریم. هر وقت میسر شد ما این کار را خواهیم کرد. همانطور که ما در مدارسمان گفتهایم باید به بچهها شیر و شیرینی و یا سایر چیزهایی که از لحاظ پروتئینها غنی است داده شود. اجرای یک برنامه ملی توسط حزب و دستگاههای اجتماعی و یا خیریه و غیره خیلی آسان است. باید تحقیق کنیم که کدام خانواده ایرانی طفل یک روزه تا ۱۸ ماهه اش آنقدر غذا و مواد پروتئینی و چیزهای لازم را ندارد. این باید صورتش برسد و دولت در این زمینه اقدام کند. این موضوع به مراتب از بعضی کارها که ما میکنیم مهم تر است تا در آینده بچههای عقب افتاده این مملکت به حداقل برسد. برنامه تربیت نیروی انسانی- در کودکستان، در دبستان، در راهنمایی بعدش در دانشگاهها چه باید یادگرفت و میزانش چه هست، چقدر است، از لحاظ عملی که ما را به سطح ممالک پیشرفته تکنولوژی برساند. هیچ چیز از این کمتر ما را نمیتواند قانع کند که ما همپای پیشرفتهترین ممالک با تکنیک تکنولوژیک نباشیم. این معیارهایی است که باید معین کنید. در یک کنفرانس نمیشود، بسیار خوب ولی یک چیز دائمی است. کار دائمی است که دولت بوسیله دستگاههای خودش همینطور باید مراقب باشد. شاید این موضوع هر سال باید تغییر بکند، هر سال با پیشرفت تکنولوژی و احتیاجات مملکت. امسال یا یک دورهای مثلاً میگوییم که الآن شروع میکنیم، فشار میآوریم روی صنایع ذوب آهن. مثلاً دولت بلافاصله باید آن را به دستگاههای آموزشیاش منعکس بکند که افرادی که در این مملکت تربیت میشوند فقط برای ذوب آهن نیست. فرض کنید ما ۲۵ میلیون تن آهن در این مملکت اگر تولید کنیم این صنایع ساتلیت فولاد و آهنی است پس در آن رشته دولت باید افراد معینی را تربیت کند. اگر مثلاً وارد چیز اتمیک میشویم بین ۲۰ تا ۲۵ هزار مگاوات این را باید یک عدهای راه ببرند. همچنین اگر تازه آخرین ایستگاهتان ۱۵ سال دیگر هم باید ساخته شود از حالا تا ۱۵ سال افراد لازم را باید تربیت کنید. پس میخواهم که دیگر کنفرانس ما فقط یک روتینی نباشد که سالی یک بار جمع بشویم، یک حرفهایی بزنیم و این حرفهای ما انتشار یابد و بعد سال دیگر باز هم جمع بشویم و ببینیم که خوب خبری نشده بلکه میشود گفت بعضی اوقات حتی عقبتر رفتهایم، عوض این که جلوتر برویم. منتهی یک چیزهایی بخواهیم که عملی است و خودمان قانع شویم که این چیزی که ما میگوییم فقط برای انتشار نیست برای پشت ویترین گذاشتن نیست و یک کاری است که عملی است و میشود و باید هم بشود. پس این را خیلی دقت بکنید. در گزارش نهایی که به من میدهید و باید تصویب شود یک چیزهایی بگذارید که قابل اجرا باشد. تمام مطالبمان در عرض ۵ سال یا شاید در عرض ده سال قابل اجرا باشد، اما آن چیزی که امسال میگویید برای سال دیگر قابل اجرا باشد. یعنی میتوانید تحویل بگیرید و اگر بازرسی کردید بتوانید بگویید ک حتی فرد فرد اشخاصی که در این قسمت کوتاهی کردهاند بتوانید انگشت بگذارید و بگویید در اینجا این فرد کوتاهی کرده است واِلا یک برنامه ایدهآلی را بگویید هیچوقت نخواهید توانست مسئولیتهای فردی را مشخص و تعیین بکنید. در قسمت آمار و ارقامی که دادید راجع به بیسوادی همانطور که گفتم سمپوزیومی خواهد شد. بخصوص برای مبارزه با بیسوادی که این کار را ما خواهیم کرد و تا حدی مربوط به این کنفرانس انقلاب آموزشی میشود. به همین جهت صحبت آن را میکنیم و تا این حد بتوانم اینجا بگویم که هر تصمیمی که ما در اینجا میگیریم فکر میکنم جنبه یک جهاد ملی عمیقتر و شدیدتری به مراتب از آن چیزی که تابحال شده خواهد بود و باید در آن قسمت نیز ما موفق بشویم. حالا همانطور که گفتم، در مورد مطالبی که امروز اینجا عنوان شده اگر بعضیها فکر میکنند که مربوط به کار شخصی و فردی خودشان است یا دست جمعی خودشان است یا به دستگاه خودشان است البته میتوانند با کمال آزادی هر نظری که دارند در کمیسیونها بگویند ولی ناچار برای رفع معایب باید حداکثر تنقیداتی که ممکن است بشود، متنها قضاوت نهایی که خوب به اطلاع من خواهد رسید و خود من آن را بررسی خواهم کرد، با در نظر گرفتن تمام مطالب که در آن کار خواهد بود و آنقدر تجربه و کارکشتگی در زندگی دارم که بتوانم تشخیص دهم از هر دستگاهی از هر فردی در موقعیت روز چه کاری را میشود انتظار داشت، چه کاری را نمیشود انتظار داشت و چون حب و بغضی نیست این است که قضاوت مسلماً عادلانه خواهد بود. فعلاً کمیسیونهایتان را تشکیل بدهید تا ببینم که اولین گزارش را که من احیاناً باید به آن رسیدگی کنم چی هست. فکر میکنم در وسط کار کنفرانس باشد که وقت داشته باشید تا آخر کنفرانس یک چیز تکمیل شدهای را فراهم کنید.