الگو:نوشتار برگزیده: تفاوت میان نسخه‌ها

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۳: خط ۳:
*
*


[[پرونده:Shahanshah ShahbanooBlindsEducational1343.jpg|thumb|170px|شاهنشاه و شهبانو آموزشگاه نابینایان رضا پهلوی را می‌گشایند]]
'''[[مصاحبه اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر با ادوارد سابلیه روزنامه‌نگار فرانسوی ۳۰ خرداد ماه ۲۵۳۶ شاهنشاهی]]'''
[[پرونده:Rpschoolblind.jpg|thumb|170px|کلاس سوادآموزی آموزشگاه نابینایان رضا پهلوی ۱۳۴۷ ]]
[[پرونده:Blindschool.jpg|thumb|170px|سالن غذاخوری آموزشگاه نابینایان رضا پهلوی ۱۳۴۷ ]]
[[پرونده:Blindconcert.jpg|thumb|170px|روشندلان آموزشگاه برنامه هنری اجرا می‌کنند. ۱۳۵۰ ]]
[[پرونده:AmouzeshgahRezaPahlaviBlinds2536.jpg|thumb|170px|]]
[[پرونده:OpeningoftheInstitutefortheBlind1343Stamp.JPG|thumb|left|170px|تمبر یادبود آموزشگاه نابینایان رضا پهلوی]]
[[پرونده:OpeningoftheInstitutefortheBlind1343Stamp2.JPG|thumb|left|170px|]]
'''[[آموزشگاه نابینایان رضا پهلوی]]''' در روز ۲۳ آبان ماه ۱۳۴۳ در پیشگاه شاهنشاه آریامهر و علیاحضرت شهبانو در آیینی گشوده شد. ریاست عالیه آموزشگاه نابینایان رضا پهلوی با  [[شهبانو فرح پهلوی|علیاحضرت شهبانو فرح پهلوی]] می‌باشد. به امر همایونی اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی آریامهر در سال ۱۳۴۵ روز ۱ تا ۷ آذر ماه هفته روشندلان نامیده شد.


آموزشگاه زیر سرپرستی هیات مدیره و مدیر عامل و معاونین اداری و مالی اداره می‌شود و شبانه روزی است. کلاس‌های این آموزشگاه برای جوانان نابینای دلبسته به آموزش بنیاد شده است و همراستا با سایر یکان‌های وزارت آموزش و پرورش و با انگیزه گسترش آموزش میان جوانان و اجرای برنامه‌هایی برای پرورش شخصیت آنان بنیاد شده است.
مصاحبه شاهنشاه آریامهر با ادوارد سابیله، روزنامه‌نویس و مفسر معروف فرانسوی و رئیس انجمن خبرنگاران خارجی در پاریس


شاهنشاه و شهبانو ساعت ۳ پس از نیمروز وارد آموزشگاه نابینایان در کوی کن شدند. هنگام ورود اعلیحضرتین رییس هیات مدیره آموزشگاه دکتر حسن علوی خوش‌آمد گفت و کودک نابینایی دسته گل زیبایی پیشکش شهبانو کرد. رییس هیات مدیره آموزشگاه، و هموندان هیات مدیره آموزشگاه گزارش  کار آموزشگاه را به پیشگاه اعلیحضرتین شناساند. در این آیین هیات دولت و گروهی از سران کشوری نیز بودند.
سابلیه: اعلیحضرت فکر می‌کنید که در پس جملاتی که به طور مداوم علیه کشورتان صورت می‌گیرد، چه منظوری نهفته است؟ منظورم نوشته‌ها و ...


رییس هیات مدیره آموزشگاه در گزارش خود گفت: آموزشگاه نابینایان یکان‌های گوناگونی دارد و آن یک هنرستان حرفه‌ای  می‌باشد که دربرگیرنده هفت کارگاه، یک دبستان و یک دبیرستان است که دارای کلاس‌های زیاد و کتابخانه و سالن موسیقی و خوابگاهی برای ۱۰۰ هنرجو می‌باشد. این آموزشگاه با هزینه ۱۱ میلیون ریال بنا شده است و آنچه که باید یادآوری شود کمک‌های بی دریغ و سخاوتمندانه علیاحضرت شهبانوی گرامی است که تا امروز بیش از ۶ میلیون ریال کمک به این آموزشگاه فرموده‌اند. سایر موسسه‌ها و نیکوکارانی مانند [[سازمان شاهنشاهی خدمات اجتماعی]] و شرکت ملی نفت ایران کمک‌های کارسازی به این آموزشگاه کرده‌اند.
شاهنشاه آریامهر: این جملات در وهله اول با مسئله نفت شروع شد. هنگامی که ما سعی کردیم سیاست پنجاه پنجاه خود را با ماته‌ئی ایتالیایی تغییر دهیم و آن را به صورتی درآوریم که ۷۵ درصد بهره نصیب ما و ۲۵ درصد سهم طرف مقابل شود، حملات علیه من و کشورم شروع شد. گر چه ماته‌ئی کشته شد، ولی حملات علیه کشور ما ادامه یافت. تا قبل از این جریان، هرگز سابقه نداشت که یک دانشجوی ایرانی در خارج از ایران دست به تظاهرات بزند و هیچ گاه وسائل ارتباط جمعی امریکا و اروپا به ایران حمله نمی‌کردند. بی‌تردید پس از بروز مسئله نفت بود که حملات علیه ایران شروع شد و چون ما سیاست خود را با قدرت هر چه بیشتر ادامه دادیم، به طوری که در چهار یا پنج سال پیش اختیار تمامی ذخایر هیدروکربن خود را در دست گرفتیم، این حملات هم زمان به اوج خشونت رسید و حتی تقریباً تبدیل به نفرت شد، که چرا و چگونه یک کشور آسیایی چنین جرأتی به خود می‌دهد؟ در حقیقت، ما با واقعیات گام برمی‌داشتیم، در حالی که آنها از واقعیات دور مانده بودند. دیدیم که بالاخره چند ماه پیش حتی بالاترین مقام‌های مسئول دنیای غرب اعتراف کردند که سیاست انرژی ما بهترین و حقیقی‌ترین سیاست‌ها بوده است و همان پیشنهادهایی را عرضه کردند که ما در چهار سال پیش ارائه داده بودیم. مسئله در اینجا است که چگونه یک کشور جرأت می‌کند پیشنهادهایی ارائه دهد که با منافع اختصاصی بعضی‌ها مغایرت دارد؟ منظورم همان کارتل‌های نفتی عظیم است. واقعاً که این جز استعمار چیز دیگری نیست. پس از پایان جنگ به نظر می‌رسید که امپریالیسم و استعمار دیگر به پایان رسیده است، معهذا این دو، در دو شکل مختلف ظاهر شدند؛ یکی استعمار سرخ، و دیگری منافع اقتصادی که سرمایه‌داران برای خود مقرر می‌دانستند. اینها مایل بودند به چپاول و غارت کشورهای بی‌دفاع ادامه دهند. یکی دیگر از انگیزه‌های این حملات «حسادت» است، حسادت از اینکه؛ چطور ممکن است ایران قادر باشد در مدت ۱۵ سال، بیش از هر کشور دیگری در تاریخ جهان پیشرفت کند؟ این ادعای بی‌اساس نیست، برای اثبات آن شما می‌توانید تحقیق و مقایسه کنید. این مقایسه بسیار آسان است، حتی دشمنان ما هم می‌توانند اگر مایل باشند، در این باره تحقیق کنند. سرانجام آنچه که نمی‌توانم از آن با خشنودی یاد کنم، این است که پاره‌ای از این محافل به محیط‌هایی که اندکی منحط و وامانده هستند و به سوی نیستی گام برمی‌دارند، وابسته‌اند و این موجب تأسف است.


آنگاه شاهنشاه آریامهر  و علیاحضرت شهبانو از بخش‌های گوناگون و کلاس‌های آموزشگاه دیدن فرمودند. دانش آموزان نابینا هنگامی که آگاه شدند که شاهنشاه و شهبانو فرح به کلاس درس گام نهاده‌اند با جوش و خروش ابراز شادمانی کردند و یک تن از نابینایان چامه زیبایی را که خود سروده بود خواند.
سابلیه: اعلیحضرت حتماً توجه کرده‌اند جنبشی که علیه آن عوامل منفی پیکار می‌کنند، اساساً از چند کشوری تشکیل شده است که با رژیم پادشاهی باقی مانده‌اند، منظورم مغرب، اردن، عربستان سعودی، ایران و حتی اسپانیا است. آیا این واقعاً به دلیل آن است که در رأس رژیم‌های پادشاهی، افرادی قرار دارند که معتقدند باید از منافع حقیقی کشور دفاع کرد؟


شمار دانش آموزان در آغاز از هفتاد تن بیشتر نبود و این دانش آموزان در کلاس‌های دبستان و اول دبیرستان پراکنده بودند و برخی در شبانه روزی آموزشگاه زندگی می‌کردند. بیشتر این دانش آموزان از استان‌های گوناگون کشور به وسیله خانواده‌اشان، شهرداری‌ها، باشگاه لاینز و مردم انسان دوست معرفی شده بودند.
شاهنشاه آریامهر: شاید چنین باشد، یک پادشاه اگر از کوچکترین شخصیتی برخوردار باشد، باید خود را با کشور و منافع کشورش یکی بداند، نه اینکه سیاست عوام‌فریبی را در پیش گیرد. یک پادشاه حتی اگر از هوش بهره کمی برده باشد، با در نظر گرفتن منافع کشورش بهترین راه را پیدا می‌کند و در آن راه گام برمی‌دارد و این شاید همان چیزی است که ما شاهد آن هستیم.


در سال ۱۳۴۴ پروژه‌ای برای گسترش فعالیت آموزشگاه و پذیرش نابینایان دختر به سازمان داده شد که از تاریخ آذر ماه ۱۳۴۵ به اجرا درآمد و دختران نابینا از سر تا سر کشور در آموزشگاه نابینایان رضا پهلوی پذیرفته شدند و خوابگاه دختران و اداره سرپرستی در آموزشگاه گشوده شد.
ایران و امریکا


دانش آموزانی که دبستان و دبیرستان را به پایان رساندند می‌توانند در کلاس‌های کوتاه مدت حرفه‌ای شرکت کنند. کادر آموزشی آموزشگاه با وزارت آموزش و پرورش همکاری می‌کند.
سابلیه: به هر حال این آن چیزی است که در حال حاضر به چشم می‌خورد. ضمناً در مورد امریکا، شنیده‌ایم که شما در حال حاضر با آنها به اشکال برخورده‌اید. ظاهراً امریکا تحویل سلاح‌های جنگی و لوازم مختلف را به ایران قطع کرده است، یا لااقل چنین شایع شده است. آیا اعلیحضرت فکر می‌کنند که در این زمینه تغییری روی داده باشد؟ من که فکر نمی‌کنم.


* - کلاس تمرین ماساژ و کلاس ماشین نویسی برای دانش آموزان دوره دبیرستان
شاهنشاه آریامهر: اولاً این موضوع ابداً حقیقت ندارد. در ثانی من قبلاً هم صریحاً گفته‌ام، هیچ دلیلی وجود ندارد که ما به امریکا بیش از آنچه امریکا به ما محتاج است، نیازمند باشیم.
* - کلاس حصیر بافی، توربافی، جاروبافی، زنبیل بافی، کاموابافی، پارچه بافی، برس سازی و درودگری و فلزکاری
 
سابلیه: ممکن است اعلیحضرت کمی در این باره توضیح بدهند؟
 
شاهنشاه آریامهر: واضح است، ما می‌توانیم از هر جا که مایل باشیم خرید بکنیم، ولی چه کسی جانشین یک «ایرانِ دوست» برای امریکا خواهدشد؟
 
درباره کارتر
 
سابلیه: حالا که صحبت به اینجا کشیده شد، آیا اعلیحضرت بعد از ۶ ماهی که از روی کار آمدن پرزیدنت کارتر می‌گذرد، نظر خاصی درباره او پیدا کرده‌اند؟
 
شاهنشاه آریامهر: این مدت، برای اظهار نظر کافی نیست، به خصوص که کار کردن در امریکا اندکی دشوار است. به محض اینکه شور و هیجان اولیه به پایان برسد، انتقادها از هر سو سرازیر می‌شود، ولی مطالبی که از قول پرزیدنت کارتر به ویژه درباره انرژی و سایر چیزها شنیده‌ام، نشان می‌دهد که او مردی باهوش است و مسئولیت را کاملاً درک می‌کند.
 
سابلیه: آیا حضرت از بدو بر سر کار آمدن پرزیدنت کارتر تاکنون، تغییری در سیاست امریکا احساس کرده‌اید؟
 
شاهنشاه آریامهر: البته، هر روز از جانب او احساس مسئولیت بیشتری مشاهده می‌شود.
 
سابلیه: در شرایط فعلی مسئله نفت به کجا منتهی خواهدشد؟ آیا بهای نفت باز هم افزایش خواهدیافت؟ سیاست اعلیحضرت در این زمینه چگونه است؟
 
شاهنشاه آریامهر: به وجود تمام حرف‌هایی که زده‌اند، ما اعتدال را مانند همیشه حفظ خواهیم کرد. شاید تا چندی دیگر عقاب‌ها – نامی که برای گرانفروشان مصطلح است – کشورهای غربی باشند و سؤال من از آنها این است: ۲۰ یا ۲۵ سال دیگر، وقتی که نفت ما تمام شود و کشورهای صنعتی با تکنولوژی پیشرفته خود، موادی را برای جایگزین ساختن نفت پیدا کنند، آن وقت آنها این مواد را به چه قیمتی به ما خواهند فروخت؟ به قیمتی که ما تعیین خواهیم کرد؟ تصور نمی‌کنم.
 
سابلیه: باید بگویم که اعلیحضرت از هم اکنون سیاستی را اتخاذ فرموده‌اند که کشورشان را برای این دوران آماده کنند. برای این آمادگی ایران هم اکنون تقریباً از تمام دنیا بهره‌گیری می‌کند. ممکن است اعلیحضرت در این باره توضیح بیشتری بدهند؟
 
شاهنشاه آریامهر: اولین بهره‌گیری‌های ما متوجه زمینه‌های شناخته شده است، یعنی استفاده از انرژی هسته‌ای. در این زمینه با فرانسوی‌ها و آلمانی‌ها به فعالیت پرداختیم و شاید به زودی با امریکایی‌ها نیز شروع کنیم. ما با همه، حتی با انگلیسی‌ها و سوئدی‌ها نیز در این زمینه مذاکره می‌کنیم. این اقدام ما در مورد منابع شناخته شده بوده است، ولی اکنون صحبت از عمل فیوژن، پلاسما، هیدروژن و تجزیه هیدروژن از آب و نیز صحبت از انرژی خورشیدی می‌شود، که تا حدودی شناخته شده است. باری من رسماً می‌گویم که برای تأمین آتیه خود، ما حتی حاضریم در صورت لزوم در مراکز تحقیقاتی بین‌المللی سرمایه‌گذاری کنیم.
 
سابلیه: به همین منظور در صنایع امریکایی و اروپایی سهیم شده‌اید؟
 
شاهنشاه آریامهر: بلی، ما در «اوراتم» و یک شرکت فرانسوی دیگر برای غنی کردن اورانیوم مشارکت کرده‌ایم، یعنی در دو شرکت اروپایی – فرانسوی غنی کننده اورانیوم سرمایه‌گذاری کرده‌ایم.
 
سابلیه: من صنعت متالورژی و کارخانه‌ها را نیز در نظر گرفته بودم.
 
شاهنشاه آریامهر: ولی این امر دیگر به بخش انرژی مربوط نمی‌شود، بلکه به تکنولوژی مربوط است.
 
سابلیه: علاوه بر این، هدف این نیست که به هنگام تمام شدن نفت، از یک صنعت پیشرفته برخوردار باشید؟
 
شاهنشاه آریامهر: البته. من فکر می‌کنم که کشورم در زمینه صنعت فولادسازی بسیار مستعد است، برای اینکه هم در خود کشور منابع سنگ آهن مرغوب وجود دارد و هم برای خرید سنگ آهن با هند قرارداد بسته‌ایم. علاوه بر این، در این فاصله معادن کافی در کشور جهت خودکفایی کشف شده است. در دنیایی که روابط بین‌المللی برقرار است، باید تجارت کرد. گاز موجود در کشور ما به علت حجم زیاد آن بیش از نفت ما دوام خواهدداشت. علاوه بر این، از چند ماه پیش منابع قابل توجهی ذغال سنگ در کویر کشف شده است، که مقدار آن دست کم حدود ۳۰ میلیارد تن و حتی حدود ۴۰ میلیارد تن تخمین زده شده است و این برای ایران عامل مهم کاملاً جدیدی به حساب می‌آید.
 
سابلیه: عاملی که حتی می‌توان گفت در درجه اول اهمیت قرار دارد؟
 
شاهنشاه آریامهر: البته، همین طور است.
 
کودتای سیشل
 
سابلیه: آیا می‌توانم نظر اعلیحضرت را در مورد آنچه که در همسایگی ایران می‌گذرد، سؤال کنم؟ در اطراف ایران حوادث مهم و یا نسبتاً مهمی رخ داده است. مثلاً در اقیانوس هند. منظورم کودتا در جزایر سیشل است. اعلیحضرت همیشه گفته‌اند که ایران مایل است صلح را در تمامی این منطقه حفظ کند. با توجه به این امر، اعلیحضرت در مورد آنچه گذشت و به طور کلی در مورد اقیانوس هند، چه نظریه‌ای دارند؟
 
شاهنشاه آریامهر: این بستگی به ماهیت مسئله دارد. اگر مسئله کاملاً جنبه داخلی داشته باشد، البته به من ربطی نخواهدداشت که چه کسی در جزیره سیشل حکومت می‌کند، ولی اگر شخصی حکومت کند که دست نشانده سیاست خاصی باشد، آن وقت مسئله به کلیه کشورهای ساحلی اقیانوس هند مربوط خواهدشد. ما نمی‌توانیم تنها ژاندارم اقیانوس هند باشیم، ولی پیشنهاد می‌کنم که اقیانوس هند یک منطقه صلح غیر اتمی باشد و فقط کشورهای ساحلی با توافق یکدیگر مسئول برقراری امنیت و ثبات منطقه باشند. دو سال پیش من با شهامت پیشنهاد کردم جامعه کشورهای اقیانوس هند تشکیل شود، اکنون به نظر می‌رسد که با گذشت زمان، روزبه‌روز علاقه بیشتری نسبت به پیشنهاد ما نشان داده می‌شود و پاسخ‌های موافقی به دست ما می‌رسد.


با گسترش سیستم آموزشی نابینایان در سال‌های دهه پنجاه و استفاده از خط بریل، در کلاس‌های مدرسه‌ها، دانشگاه‌ها، اداره‌ها، کارگاه‌ها، و هر جایی که در آن جنب و جوش زندگی است بر روی نابینایان باز است و آنها نیز مانند بینایان به سهم خود در سازندگی اجتماع سهیم هستند.


آموزشگاه رضا پهلوی کوشش می‌کند تا زیر بنای محکمی برای رشد شخصیت نابینایان فراهم ساخته و کاستی‌های عاطفی آنها را پر کند.


آموزشگاه نابینایان بزرگسال زیر سرپرستی انجمن ملی راهنمایی و پشتیبانی نابینایان از سوی دکتر خزائلی اداره می‌شود. در این آموزشگاه به افراد نابینا خواندن و نوشتن، موسیقی، درودگری (نجاری)، مجسمه سازی، ماساژ طبی و دیگر صنایع دستی دیگر آموزش داده می‌شود. هم چنین برای شرکت‌ها و اداره‌های دولتی نابینایان تلفنچی آموزش داده می‌شوند.
   
   
</onlyinclude>
</onlyinclude>


[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]
[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]

نسخهٔ ‏۲۳ نوامبر ۲۰۲۳، ساعت ۱۹:۰۴


مصاحبه اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر با ادوارد سابلیه روزنامه‌نگار فرانسوی ۳۰ خرداد ماه ۲۵۳۶ شاهنشاهی

مصاحبه شاهنشاه آریامهر با ادوارد سابیله، روزنامه‌نویس و مفسر معروف فرانسوی و رئیس انجمن خبرنگاران خارجی در پاریس

سابلیه: اعلیحضرت فکر می‌کنید که در پس جملاتی که به طور مداوم علیه کشورتان صورت می‌گیرد، چه منظوری نهفته است؟ منظورم نوشته‌ها و ...

شاهنشاه آریامهر: این جملات در وهله اول با مسئله نفت شروع شد. هنگامی که ما سعی کردیم سیاست پنجاه پنجاه خود را با ماته‌ئی ایتالیایی تغییر دهیم و آن را به صورتی درآوریم که ۷۵ درصد بهره نصیب ما و ۲۵ درصد سهم طرف مقابل شود، حملات علیه من و کشورم شروع شد. گر چه ماته‌ئی کشته شد، ولی حملات علیه کشور ما ادامه یافت. تا قبل از این جریان، هرگز سابقه نداشت که یک دانشجوی ایرانی در خارج از ایران دست به تظاهرات بزند و هیچ گاه وسائل ارتباط جمعی امریکا و اروپا به ایران حمله نمی‌کردند. بی‌تردید پس از بروز مسئله نفت بود که حملات علیه ایران شروع شد و چون ما سیاست خود را با قدرت هر چه بیشتر ادامه دادیم، به طوری که در چهار یا پنج سال پیش اختیار تمامی ذخایر هیدروکربن خود را در دست گرفتیم، این حملات هم زمان به اوج خشونت رسید و حتی تقریباً تبدیل به نفرت شد، که چرا و چگونه یک کشور آسیایی چنین جرأتی به خود می‌دهد؟ در حقیقت، ما با واقعیات گام برمی‌داشتیم، در حالی که آنها از واقعیات دور مانده بودند. دیدیم که بالاخره چند ماه پیش حتی بالاترین مقام‌های مسئول دنیای غرب اعتراف کردند که سیاست انرژی ما بهترین و حقیقی‌ترین سیاست‌ها بوده است و همان پیشنهادهایی را عرضه کردند که ما در چهار سال پیش ارائه داده بودیم. مسئله در اینجا است که چگونه یک کشور جرأت می‌کند پیشنهادهایی ارائه دهد که با منافع اختصاصی بعضی‌ها مغایرت دارد؟ منظورم همان کارتل‌های نفتی عظیم است. واقعاً که این جز استعمار چیز دیگری نیست. پس از پایان جنگ به نظر می‌رسید که امپریالیسم و استعمار دیگر به پایان رسیده است، معهذا این دو، در دو شکل مختلف ظاهر شدند؛ یکی استعمار سرخ، و دیگری منافع اقتصادی که سرمایه‌داران برای خود مقرر می‌دانستند. اینها مایل بودند به چپاول و غارت کشورهای بی‌دفاع ادامه دهند. یکی دیگر از انگیزه‌های این حملات «حسادت» است، حسادت از اینکه؛ چطور ممکن است ایران قادر باشد در مدت ۱۵ سال، بیش از هر کشور دیگری در تاریخ جهان پیشرفت کند؟ این ادعای بی‌اساس نیست، برای اثبات آن شما می‌توانید تحقیق و مقایسه کنید. این مقایسه بسیار آسان است، حتی دشمنان ما هم می‌توانند اگر مایل باشند، در این باره تحقیق کنند. سرانجام آنچه که نمی‌توانم از آن با خشنودی یاد کنم، این است که پاره‌ای از این محافل به محیط‌هایی که اندکی منحط و وامانده هستند و به سوی نیستی گام برمی‌دارند، وابسته‌اند و این موجب تأسف است.

سابلیه: اعلیحضرت حتماً توجه کرده‌اند جنبشی که علیه آن عوامل منفی پیکار می‌کنند، اساساً از چند کشوری تشکیل شده است که با رژیم پادشاهی باقی مانده‌اند، منظورم مغرب، اردن، عربستان سعودی، ایران و حتی اسپانیا است. آیا این واقعاً به دلیل آن است که در رأس رژیم‌های پادشاهی، افرادی قرار دارند که معتقدند باید از منافع حقیقی کشور دفاع کرد؟

شاهنشاه آریامهر: شاید چنین باشد، یک پادشاه اگر از کوچکترین شخصیتی برخوردار باشد، باید خود را با کشور و منافع کشورش یکی بداند، نه اینکه سیاست عوام‌فریبی را در پیش گیرد. یک پادشاه حتی اگر از هوش بهره کمی برده باشد، با در نظر گرفتن منافع کشورش بهترین راه را پیدا می‌کند و در آن راه گام برمی‌دارد و این شاید همان چیزی است که ما شاهد آن هستیم.

ایران و امریکا

سابلیه: به هر حال این آن چیزی است که در حال حاضر به چشم می‌خورد. ضمناً در مورد امریکا، شنیده‌ایم که شما در حال حاضر با آنها به اشکال برخورده‌اید. ظاهراً امریکا تحویل سلاح‌های جنگی و لوازم مختلف را به ایران قطع کرده است، یا لااقل چنین شایع شده است. آیا اعلیحضرت فکر می‌کنند که در این زمینه تغییری روی داده باشد؟ من که فکر نمی‌کنم.

شاهنشاه آریامهر: اولاً این موضوع ابداً حقیقت ندارد. در ثانی من قبلاً هم صریحاً گفته‌ام، هیچ دلیلی وجود ندارد که ما به امریکا بیش از آنچه امریکا به ما محتاج است، نیازمند باشیم.

سابلیه: ممکن است اعلیحضرت کمی در این باره توضیح بدهند؟

شاهنشاه آریامهر: واضح است، ما می‌توانیم از هر جا که مایل باشیم خرید بکنیم، ولی چه کسی جانشین یک «ایرانِ دوست» برای امریکا خواهدشد؟

درباره کارتر

سابلیه: حالا که صحبت به اینجا کشیده شد، آیا اعلیحضرت بعد از ۶ ماهی که از روی کار آمدن پرزیدنت کارتر می‌گذرد، نظر خاصی درباره او پیدا کرده‌اند؟

شاهنشاه آریامهر: این مدت، برای اظهار نظر کافی نیست، به خصوص که کار کردن در امریکا اندکی دشوار است. به محض اینکه شور و هیجان اولیه به پایان برسد، انتقادها از هر سو سرازیر می‌شود، ولی مطالبی که از قول پرزیدنت کارتر به ویژه درباره انرژی و سایر چیزها شنیده‌ام، نشان می‌دهد که او مردی باهوش است و مسئولیت را کاملاً درک می‌کند.

سابلیه: آیا حضرت از بدو بر سر کار آمدن پرزیدنت کارتر تاکنون، تغییری در سیاست امریکا احساس کرده‌اید؟

شاهنشاه آریامهر: البته، هر روز از جانب او احساس مسئولیت بیشتری مشاهده می‌شود.

سابلیه: در شرایط فعلی مسئله نفت به کجا منتهی خواهدشد؟ آیا بهای نفت باز هم افزایش خواهدیافت؟ سیاست اعلیحضرت در این زمینه چگونه است؟

شاهنشاه آریامهر: به وجود تمام حرف‌هایی که زده‌اند، ما اعتدال را مانند همیشه حفظ خواهیم کرد. شاید تا چندی دیگر عقاب‌ها – نامی که برای گرانفروشان مصطلح است – کشورهای غربی باشند و سؤال من از آنها این است: ۲۰ یا ۲۵ سال دیگر، وقتی که نفت ما تمام شود و کشورهای صنعتی با تکنولوژی پیشرفته خود، موادی را برای جایگزین ساختن نفت پیدا کنند، آن وقت آنها این مواد را به چه قیمتی به ما خواهند فروخت؟ به قیمتی که ما تعیین خواهیم کرد؟ تصور نمی‌کنم.

سابلیه: باید بگویم که اعلیحضرت از هم اکنون سیاستی را اتخاذ فرموده‌اند که کشورشان را برای این دوران آماده کنند. برای این آمادگی ایران هم اکنون تقریباً از تمام دنیا بهره‌گیری می‌کند. ممکن است اعلیحضرت در این باره توضیح بیشتری بدهند؟

شاهنشاه آریامهر: اولین بهره‌گیری‌های ما متوجه زمینه‌های شناخته شده است، یعنی استفاده از انرژی هسته‌ای. در این زمینه با فرانسوی‌ها و آلمانی‌ها به فعالیت پرداختیم و شاید به زودی با امریکایی‌ها نیز شروع کنیم. ما با همه، حتی با انگلیسی‌ها و سوئدی‌ها نیز در این زمینه مذاکره می‌کنیم. این اقدام ما در مورد منابع شناخته شده بوده است، ولی اکنون صحبت از عمل فیوژن، پلاسما، هیدروژن و تجزیه هیدروژن از آب و نیز صحبت از انرژی خورشیدی می‌شود، که تا حدودی شناخته شده است. باری من رسماً می‌گویم که برای تأمین آتیه خود، ما حتی حاضریم در صورت لزوم در مراکز تحقیقاتی بین‌المللی سرمایه‌گذاری کنیم.

سابلیه: به همین منظور در صنایع امریکایی و اروپایی سهیم شده‌اید؟

شاهنشاه آریامهر: بلی، ما در «اوراتم» و یک شرکت فرانسوی دیگر برای غنی کردن اورانیوم مشارکت کرده‌ایم، یعنی در دو شرکت اروپایی – فرانسوی غنی کننده اورانیوم سرمایه‌گذاری کرده‌ایم.

سابلیه: من صنعت متالورژی و کارخانه‌ها را نیز در نظر گرفته بودم.

شاهنشاه آریامهر: ولی این امر دیگر به بخش انرژی مربوط نمی‌شود، بلکه به تکنولوژی مربوط است.

سابلیه: علاوه بر این، هدف این نیست که به هنگام تمام شدن نفت، از یک صنعت پیشرفته برخوردار باشید؟

شاهنشاه آریامهر: البته. من فکر می‌کنم که کشورم در زمینه صنعت فولادسازی بسیار مستعد است، برای اینکه هم در خود کشور منابع سنگ آهن مرغوب وجود دارد و هم برای خرید سنگ آهن با هند قرارداد بسته‌ایم. علاوه بر این، در این فاصله معادن کافی در کشور جهت خودکفایی کشف شده است. در دنیایی که روابط بین‌المللی برقرار است، باید تجارت کرد. گاز موجود در کشور ما به علت حجم زیاد آن بیش از نفت ما دوام خواهدداشت. علاوه بر این، از چند ماه پیش منابع قابل توجهی ذغال سنگ در کویر کشف شده است، که مقدار آن دست کم حدود ۳۰ میلیارد تن و حتی حدود ۴۰ میلیارد تن تخمین زده شده است و این برای ایران عامل مهم کاملاً جدیدی به حساب می‌آید.

سابلیه: عاملی که حتی می‌توان گفت در درجه اول اهمیت قرار دارد؟

شاهنشاه آریامهر: البته، همین طور است.

کودتای سیشل

سابلیه: آیا می‌توانم نظر اعلیحضرت را در مورد آنچه که در همسایگی ایران می‌گذرد، سؤال کنم؟ در اطراف ایران حوادث مهم و یا نسبتاً مهمی رخ داده است. مثلاً در اقیانوس هند. منظورم کودتا در جزایر سیشل است. اعلیحضرت همیشه گفته‌اند که ایران مایل است صلح را در تمامی این منطقه حفظ کند. با توجه به این امر، اعلیحضرت در مورد آنچه گذشت و به طور کلی در مورد اقیانوس هند، چه نظریه‌ای دارند؟

شاهنشاه آریامهر: این بستگی به ماهیت مسئله دارد. اگر مسئله کاملاً جنبه داخلی داشته باشد، البته به من ربطی نخواهدداشت که چه کسی در جزیره سیشل حکومت می‌کند، ولی اگر شخصی حکومت کند که دست نشانده سیاست خاصی باشد، آن وقت مسئله به کلیه کشورهای ساحلی اقیانوس هند مربوط خواهدشد. ما نمی‌توانیم تنها ژاندارم اقیانوس هند باشیم، ولی پیشنهاد می‌کنم که اقیانوس هند یک منطقه صلح غیر اتمی باشد و فقط کشورهای ساحلی با توافق یکدیگر مسئول برقراری امنیت و ثبات منطقه باشند. دو سال پیش من با شهامت پیشنهاد کردم جامعه کشورهای اقیانوس هند تشکیل شود، اکنون به نظر می‌رسد که با گذشت زمان، روزبه‌روز علاقه بیشتری نسبت به پیشنهاد ما نشان داده می‌شود و پاسخ‌های موافقی به دست ما می‌رسد.