الگو:نوشتار برگزیده: تفاوت میان نسخه‌ها

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
<!-- در اینجا نوشتاری برگزیده از میان درونمایه وبگاه مشروطه می‌آید. -->
<!-- در اینجا نوشتاری برگزیده از میان درونمایه وبگاه مشروطه می‌آید. -->
<onlyinclude>
<onlyinclude>
*[[پرونده:Mossadegh100thBirthdayStamp.jpg|thumb|left|300px|از سال ۱۳۲۸ دروغ بزرگ توده‌ای و جبهه ملی زادروز محمد مصدق نخست وزیر غیرقانونی ایران]]
*
[[پرونده:Mossadegh.jpg|thumb|left|200px|محمد مصدق قاجار مغول بنیانگذار جبهه ملی]]
[[پرونده:MossadeghShoravyAmbassadorLavrentiev1332a.jpg|thumb|left|200px|لاورنتیف سفیر شوروی کارشناس سرنگونی حکومت‌ها و مصدق ۱۱ امرداد ماه ۱۳۳۲]]
[[پرونده:MossadeghKGB1332.jpg|thumb|left|200px|]]
[[پرونده:Receiptof Farman.jpg|thumb|left|200px|]]
[[پرونده:MossadeghTrial11c.jpg|thumb|left|200px|]]
[[پرونده:MossadeghFatemi25Amordad1332Baharestan.jpg|thumb|left|200px|فاطمی در بهارستان اعلام برچیده شدن مشروطه و جمهوری دموکراتیک ایران می‌کند]]
[[پرونده:MossadeghHouse28Amordad1332.jpg|thumb|left|200px|ماموران و دیوار خانه مصدق]]


'''[[حکومت چهار روزه محمد مصدق ۲۵ تا ۲۸ امرداد ماه ۱۳۳۲]]''' - در ساعت یک بامداد روز ۲۵ امرداد ماه ۱۳۳۲ محمد مصدق برآن شد که حکومت مشروطه پارلمانی ایران را به پایان رساند. محمد مصدق مشروطه شاهنشاهی ایران را با حکومتی جایگزین کرد که او و همدستانش آن را  « حکومت مصدق »  نامیدند. نخستین تصمیم محمد مصدق به عنوان شخص اول این حکومت به دست گرفتن فرماندهی ارتش بود. پس از اینکه محمد مصدق رسیدِ فرمان عزل خود را به سرهنگ نصیری داد، سرهنگ نصیری را به ستاد ارتش فرستاد، و به سرتیپ ریاحی دستور داد که هنگامی که نصیری نزد وی می‌آید او و افسر همراهش را دستگیر نماید.  سپس به سرتیپ ریاحی دستور داد که گارد شاهنشاهی را خلع سلاح و منحل سازد، افسران گارد شاهنشاهی دستگیر و زندانی و سربازان گارد شاهنشاهی به باغشاه برده شوند و بی‌درنگ میان تیپ‌ها و لشکرها پخش گردند. محمد مصدق دستور داد که کاخ‌های شاهنشاهی مهر و موم شوند و نگهبانی از کاخ‌ها را به سربازان ارتش سپرد.


'''[[محمد مصدق راه‌گشای جمهوری اسلامی]]''' - شصت و پنج سال پیش در روز ۲۵ امرداد ماه ۱۳۳۲ در تهران برپایی یک جمهوری برنامه ریزی شد. هنرپیشگان و آتش بیاران، هموندان جبهه ملی به رهبری و کارگرانی محمد مصدق بودند. همان کسانی که بیست و شش سال پس از امرداد ۱۳۳۲ با رهبری و کارگردانی روح الله خمینی برای برپایی جمهوری اسلامی به هر توطئه‌ای دست زدند. هدف جبهه ملی از زمان بنیاد نهادن آن از سوی محمد مصدق مغول قاجاری، سرنگونی شاهنشاهی مشروطه پارلمانی ایران بود و برپا ساختن یک جمهوری. امروز دوباره همان جبهه ملی برای استوار نگاه داشتن جمهوری اسلامی می‌جنگد با آنکه به خوبی می‌داند که مردم ایران همانند روز فرخنده ۲۸ امرداد ماه ۱۳۳۲ روزی که جمهوری مصدق را سرنگون ساختند، این بار نیز جمهوری اسلامی را سرنگون خواهند کرد و کشور ایران و ایرانیان را دوباره از یوغ بیگانگان و دشمنان ایران آزاد خواهند ساخت، دست بردار نیستند. شصت و پنج سال پیش مردم ایران به خیابان‌ها ریختند و فریاد " جاوید شاه – جاوید شاه" برآوردند. امروز نیز مردم ایران با مشت‌های گره کرده به خیابان‌ها ریخته‌اند و فریاد برمی‌آورند: "رضا شاه روحت شاد – رضا شاه روحت شاد"
آنگاه محمد مصدق دستور داد که ابوالقاسم امینی کفیل وزارت دربار شاهنشاهی – بهبودی کاخدار سلطنتی – سرهنگ آزموده – سرهنگ نصیری فرمانده گارد شاهنشاهی - ستوان یکم ریاحی افسر گارد شاهنشاهی – سرهنگ نوذری فرمانده تیپ ۲ زرهی – سرهنگ پرورش رییس باشگاه افسران – سرهنگ زندکریمی رییس ستاد تیپ کوهستان – سرگرد مقدم افسر شهربانی – سرگرد پولاد دژ افسر شهربانی – ستوان یکم ریاحی افسر ارتش – سرهنگ باتمانقلیچ – ارنست پرون - سرهنگ هادی کسرایی محافظ شاهنشاه - سرهنگ منصورپور فرمانده گردان سوار – سرهنگ دو حمیدی معاون اداره گذرنامه شهربانی – هیراد رییس دفتر مخصوص شاهنشاه – هادی اشتری و راننده اش – سرهنگ شیبانی رییس پیشین شهربانی کل کشور، دکتر بقایی و ... بسیاری دیگر از بلندپایگان کشوری و لشکری  بدون حکم جلب قانونی  بازداشت و زندانی شوند.  


ایده اینکه ایران جمهوری بشود از سوی رضا پهلوی نخست وزیر و سردار سپه بررسی شد ولی مجلس شورای ملی و مردم ایران آن را نپذیرفتند و گفتند: "کشور ایران به شاه نیاز دارد و این فرهنگ و تمدن ایران است." همه نیروهای سیاسی، زمانی که محمد مصدق علیه محمدرضا شاه پهلوی توطئه می‌چید پشت به وی کردند و رفتند، به جز حزب کمونیست توده هیچ حزب و گروهی از مصدق پشتیبانی نکرد و زمانی که محمد مصدق کوشش کرد که با زور شوروی، جمهوری را به ایرانیان بچپاند، این پایان محمد مصدق گردید.  
در ساعت شش بامداد محمد مصدق نخستین کابینه خود در « حکومت مصدق » را برای نشستی در خانه‌اش فراخواند. در این نشست تصمیم گرفته شد که « حکومت مصدق » چگونه خواهد بود. افزون بر این، محمد مصدق و کابینه‌اش تصمیم گرفتند که از رادیو تهران در ساعت هفت بامداد اعلامیه‌ای پخش کنند. هم چنین، محمد مصدق همه وظایفی که برای شاهنشاه در قانون اساسی مشروطه پیش بینی شده بود را از ساعت یک بامداد روز ۲۵ امرداد ماه وظایف خود دانست و اعلام داشت که قانون اساسی مشروطه دیگر معتبر نیست. هم چنین محمد مصدق دستور داد که هر کجا که نام « شاه » است  به « ایران » دگرگون شود. محمد مصدق به ستاد ارتش نیز دستور داد که اعلامیه‌ای داده شود که دعای صبحگاه و شامگاه تغییر داده شود و در آن آیین هر جا نام شاهنشاه است برداشته شده، و واژه ایران گذاشته‌شود." از همین زمان محمد مصدق و جبهه ملی تصمیم گرفتند که [[سروده‌ ای ایران]] به جای [[سرود ملی ایران]] که بخشی از آن سرود شاهنشاهی است خوانده شود و تا به امروز مردم ایران را زیر فشارگزارده‌اند که سرود شاهنشاهی خوانده نشود.
 
اکنون یادآوری خیانتی که مصدق به ایران کرد: محمد مصدق برنامه بسیار دقیقی ریخته بود که چگونه مشروطه پارلمانی شاهنشاهی ایران را سرنگون سازد و جمهوری در ایران برپا سازد و خود مقام ریاست آن را به عهده بگیرد.
 
نخستین گام از میان برداشتن جدایی و استقلال سه قوه قانونگزاری، مجریه و دادگستری بود یعنی زیر پا گذاشتن قانون اساسی مشروطه. در روز ۱۲ امرداد ماه ۱۳۳۲  محمد مصدق اختیارات گرفت که خود قوه قضاییه و قوه مجریه بشود، به همین گونه که رهبر جمهوری اسلامی این قوه‌ها زیر نظر مستقیم اوست.  
 
در روز ۱ آبان ماه ۱۳۳۱ محمد مصدق مجلس سنا را بست. با این کار مجلس سنا که در قانون اساسی مشروطه در بررسی و تصویب قوانین آمده است را از میان برداشت.
 
برای محمد مصدق مجلس شورای ملی بزرگترین سدی بود که بر سر راه وی قرارداشت تا به تنهایی بتواند حکومت کند. برای رسیدن به هدف پلیدش یعنی بستن مجلس شورای ملی، محمد مصدق نیرنگ دیگری برنامه ریزی کرد. در ۱۲ امرداد ماه ۱۳۳۲ محمد مصدق بر خلاف قانون اساسی مشروطه همه پرسی برای انحلال مجلس شورای ملی در تهران برپا کرد.
   
   
در روز ۲۲ امرداد ماه ۱۳۳۲ محمد مصدق از سوی نورالدین کیانوری رهبر حزب توده آگاهی یافت که شاهنشاه فرمان عزل محمد مصدق از نخست وزیری را توشیح فرموده‌اند. محمد مصدق با همدستی سرتیپ تقی ریاحی برنامه‌ای با جزییات برای زمانی که فرمان عزل مصدق به وی داده می‌شود نوشتند که مصدق چه کارهایی را باید انجام دهد:
محمد مصدق هم چنین تصمیم گرفت که مجلس هفدهم را منحل سازد. بدین سان، محمد مصدق امنیت پارلمانی نمایندگان مجلس شورای ملی را از میان برداشت تا به آسانی بتواند نمایندگان مخالف خود را همانند دکتر بقایی و زهری را دستگیر نماید. محمد مصدق گامی فراتر برداشت و برای دستگیری سرلشکر فضل اله زاهدی که روز ۲۲ امرداد ماه فرمان نخست وزیری وی از سوی اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی دستینه شده بود، جایزه تعیین کرد. فرمان نخست وزیری سرلشکر زاهدی در روز ۲۴ امرداد ماه به وی داده شد.


۱- به جای اینکه فرمان عزل خود را بپذیرد، محمد مصدق باید فریاد برآورد که از سوی ارتش شاه کودتا شده است.
در نشست کابینه حکومت مصدق تصمیم گرفته شد که عصر همان روز  ۲۵ امرداد ماه، در میدان بهارستان تظاهراتی از سوی حزب توده، جبهه ملی، حزب ایران، نیروی سوم و پان ایرانیست‌ها برگزار شود و سخنرانانی « حکومت نوین مصدق » را معرفی نمایند و مشروطه پارلمانی را پایان یافته بخوانند.  محمد مصدق شخصاً به سنجابی دستور داد که مجسمه‌های اعلیحضرت رضا شاه پهلوی و اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی را از میدان بهارستان و دیگر میدان‌ها و پارک‌ها پایین بیاورند و واژگون سازند.
   
۲- محمد مصدق دستور دستگیری افسران ارشد  گارد شاهنشاهی را بدهد و دیگر افسران و سربازان را به پادگان‌های دیگر تقسیم کنند.  


۳- گارد حفاظت و محافظ شخصی شاهنشاه دستگیر شوند و شاه حق بیرون آمدن از کاخ را نداشته باشد.
نخستین اعلامیه « حکومت مصدق » یک دروغ بزرگ بود.  ساعت هفت بامداد بشیر فرهمند سرپرست اداره کل تبلیغات خود پشت میکروفون رفت و دوبار اعلامیه دولت را خواند که در ساعت یک بامداد ۲۵ امرداد ماه کودتایی از سوی گارد شاهنشاهی رخ داده است ولی این کودتا در ساعت چهار بامداد خنثی شده است.  


۴- در میدان بهارستان تظاهرات بزرگی برپا شود و سخنرانان جبهه ملی و پان ایرانیست‌ها و حزب توده پایان شاهنشاهی درایران و برپایی یک جمهوری را به آگاهی مردم برسانند.
پس از دستگیر شدن بلندپایگان کشوری و لشکری در ساعت‌های نخست بامداد روز ۲۵ امرداد ماه، با وضعی که مصدق پیش آورد، شاهنشاه ایران بر آن شدند  که با همسرشان ملکه ثریا از رامسر با هواپیمای یک موتوره از رامسر به بغداد پرواز کنند. ساعتی پس از اینکه شاهنشاه با هواپیما به سوی بغداد پرواز کردند، حسین فاطمی وزیر خارجه « حکومت مصدق » تلگرامی به سفیر ایران در بغداد فرستاد: "تماس سفارت با کسی که بدون اطلاع دولت صبح بعد از کودتای نظامی مواجه با شکست فرار کرده‌است، به هیچ وجه مورد ندارد." هم چنین حسین فاطمی همه خبرنگاران داخلی و خارجی را خواست و به عنوان وزیر خارجه « حکومت مصدق » و سخنگوی دولت، اعلامیه دولت  را به روزنامه‌نگاران داد و دستور داد  به وسیله دستگاه تبلیغات به سراسر دنیا فرستاده شود.  
   
   
از ساعتی پس از نیمروز حزب توده، جبهه ملی  با پرچم‌های سرخ داس و چکش و شعارهای کمونیستی در خیابان‌های تهران به سوی میدان بهارستان به راه افتادند. و مردم پایتخت از ترس بر خود لرزیدند و با چشم‌های خود دیدند که شوروی در حال به دست گرفتن قدرت در ایران است. در میدان بهارستان هموندان حزب ایران، مهندس حقشناس و حسین فاطمی، دکتر شایگان، مهندس رضوی، کریم پور شیرازی - حزب توده و حزب ایران و سایر احزاب دار و دسته مصدق گرد آمدند. همانگونه که نوارهای ضبط شده از این تظاهرات نشان می‌دهند، فاطمی سخنرانی کرد و سرنگونی مشروطه شاهنشاهی جمهوری و برپایی جمهوری دموکراتیک خلق را اعلام داشت. همه سخنرانان با بی‌شرمی و وقاحت هر چه تمام‌تر،  یک‌دل و یک‌جهت می‌گفتند: "ما شاه نمی‌خواهیم" و به دنبال گفتار آنها یک مشت رجاله و خائن و افراد مجهول‌الهویه و بی‌وطن نعره می‌کشیدند: "تکلیف مملکت را یکسره کنید." با سخنرانی جلالی موسوی نماینده پیشین مجلس و هموند جبهه ملی تظاهرات آغاز شد. سپس دکتر شایگان هموند جبهه ملی پشت میکروفون قرارگرفت . آنگاه مهندس زیرک زاده رشته سخنان آتشین جبهه ملی‌ها را ادامه داد و گفت: "دولت ملی ما باید رفته را رفته معرفی کند، یعنی شاه را مستعفی بشناسد و شورای سلطنتی تشکیل دهد."


سرهنگ نصیری در بامداد ۲۵ امرداد ماه ۱۳۳۲ فرمان عزل محمد مصدق را به وی داد و از مصدق رسید گرفت. مصدق، سرهنگ نصیری را نزد سرتیپ ریاحی رییس ستاد ارتش فرستاد و ریاحی سرهنگ نصیری و همرانش را دستگیر و به زندان افکند. شبانگاه محمد مصدق با همدستی سرتیپ ریاحی گارد شاهنشاهی را خلع سلاح و منحل ساختند و افسران گارد دستگیر و زندانی شدند و سربازان گارد به باغشاه و  پادگان‌های دیگر برده شدند. مصدق و ریاحی کاخ‌های شاهنشاهی را مهر و موم کردند. تا اینجا کار بر پایه برنامه‌های ریخته شده پیش رفت.
در این هنگام حسین فاطمی پشت میکروفون آمد و سخنرانی کرد. همانگونه که نوارهای ضبط شده از سخنان فاطمی که در دادگاه خیانت محمد مصدق و سرتیپ ریاحی پخش شد، نشان می‌دهد که فاطمی حکومت مشروطه شاهنشاهی ایران را پایان یافته خواند و اعلام جمهوری دموکراتیک ایران را کرد.  
ولی مصدق پیش‌بینی نکرده بود که شاهنشاه ایران که در رامسر بودند پس از آگاهی از وضعی که او و همدستانش در تهران محمد مصدق پیش آورده بودند،  با همسر خود با هواپیمای یک موتوره به بغداد پرواز کنند.
در ساعت شش بامداد محمد مصدق نخستین کابینه خود در «حکومت مصدق» را برای نشستی در خانه‌اش فراخواند. در این نشست تصمیم گرفته شد که «حکومت مصدق» چگونه خواهد بود. افزون بر این، محمد مصدق و کابینه‌اش تصمیم گرفتند که از رادیو تهران در ساعت هفت بامداد اعلامیه‌ای پخش کنند. هم چنین، محمد مصدق همه وظایفی که برای شاهنشاه در قانون اساسی مشروطه پیش بینی شده بود را از ساعت یک بامداد روز ۲۵ امرداد ماه وظایف خود دانست. محمد مصدق اعلام داشت که قانون اساسی مشروطه دیگر معتبر نیست و دستور داد که هر کجا که نام « شاه » است به « ایران » دگرگون شود. محمد مصدق به ستاد ارتش نیز دستور داد که اعلامیه‌ای داده شود که دعای صبحگاه و شامگاه تغییر داده شود و در آن آیین هر جا نام شاهنشاه است برداشته شده، و واژه « ایران » جایگزین آن شود.


در نشست کابینه حکومت مصدق تصمیم گرفته شد که عصر همان روز ۲۵ امرداد ماه، در میدان بهارستان تظاهراتی از سوی حزب توده، جبهه ملی، حزب ایران، نیروی سوم و پان ایرانیست‌ها برگزار شود و سخنرانانی « حکومت نوین مصدق » را معرفی نمایند و مشروطه پارلمانی ایران را پایان یافته بخوانند. محمد مصدق شخصاً به سنجابی دستور داد که پیکره‌های اعلیحضرت رضا شاه پهلوی و اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی را از میدان بهارستان و دیگر میدان‌ها و پارک‌ها پایین بیاورند و واژگون سازند.
این بار مهندس رضوی پشت میکروفون رفت و گفت: "اکنون که مجلس دوره هفدهم با آرای آزاد مردم منحل شده است بر عهده دولت است که هر چه زودتر اصلاحات لازم را در قانون انتخابات به عمل آورده و وسایل انتخابات مجلس هجدهم را فراهم سازد. آنگاه مهندس رضوی قطعنامه سه ماده‌ای تظاهرات را خواند: ۱- چون کودتای خیانتکارانه نیمه شب ۲۵ / ۰۵ / ۱۳۳۲ به دستور بیگانگان برای سقوط « حکومت ملی دکتر محمد مصدق » و از بین بردن نهضت مقدس ملت ایران بوجود آمده از دولت ملی دکتر مصدق می‌خواهیم تا هر چه زودتر مسببین و محرکین را به شدیدترین مجازات محکوم نماید. ۲- از دولت مصرا خواهانیم تا هر چه زودتر به تشکیل محکمه ملی اقدام و خیانتکاران به نهضت ملی ایران را مجازات نماید. ۳- چون شاه فراری است از دولت ملی دکتر مصدق می‌خواهیم که به فوریت به تشکیل شورای سلطنتی اقدام و با نهایت قوت و قدرت به تکالیف قانونی خود قیام نماید.  


نخستین اعلامیه « حکومت مصدق » یک دروغ بزرگ بود. ساعت هفت بامداد بشیر فرهمند سرپرست اداره کل تبلیغات خود پشت میکروفن رفت و دوبار اعلامیه دولت را خواند که در ساعت یک بامداد ۲۵ امرداد ماه کودتایی از سوی گارد شاهنشاهی رخ داده است ولی این کودتا در ساعت چهار بامداد خنثی شده است.
در این میان جبهه ملی و حزب توده مجسمه رضا شاه بزرگ در میدان بهارستان را با جراثقالی که پیشتر به بهارستان آورده بودند واژگون ساختند و در روزهای ۲۶ و ۲۷ امرداد ماه به پایین کشیدن دیگر پیکره‌های دو پادشاه پهلوی از میدان‌های سپه، ۲۴ اسفند، میدان راه آهن، پارک شهر و .... دیگر جاهای تهران پرداختند. این کار پیام محمد مصدق  برای ملت ایران بود که می‌بایستی بر همگان روشن شود در « حکومت مصدق » جایی برای شاه نیست.  


در این میان، حسین فاطمی وزیر خارجه « حکومت مصدق » تلگرامی به سفیر ایران در بغداد فرستاد: "تماس سفارت با کسی که بدون اطلاع دولت صبح بعد از کودتایِ نظامیِ مواجه با شکست،  فرار کرده‌است، به هیچ وجه مورد ندارد." هم چنین حسین فاطمی همه خبرنگاران داخلی و خارجی را خواست و به عنوان وزیر خارجه « حکومت مصدق » و سخنگوی دولت، اعلامیه دولت را به روزنامه‌نگاران داد و دستور داد به وسیله دستگاه تبلیغات به سراسر دنیا فرستاده شود.
همه کارهایی که به دستور محمد مصدق در چهار روز از ۲۵ امرداد ماه تا ۲۸ امرداد ماه رخ داد، تصمیم‌های آنی نبودند بلکه بر پایه یک برنامه دقیق ریخته شده بودند. همانگونه که محمد مصدق و همدستانش در دادگاه اقرار کردند، آنان از صدور فرمان عزل مصدق در ۲۲ امرداد ماه و صدور فرمان نخست وزیری سرتیپ فضل اله زاهدی در ۲۲ امرداد ماه همان روز آگاهی یافتند. این نقشه انحلال گارد شاهنشاهی، پهرست بلندپایگان ارتش، پهرست نمایندگان مجلس شورای ملی و پهرست غیرنظامیانی که باید دستگیر شوند، اعلامیه دولت در رادیو تهران، سازمان دادن تظاهرات در بهارستان با شعارهای « ما شاه نمی‌خواهیم » ، برگزاری شورای سلطنت که ویژه شاهنشاه است ، سازمان دادن رفراندوم برای از میان برداشتن شاهنشاهی در ایران، و برقراری جمهوری دموکراتیک با نمونه شوروی در ایران از پیش آماده شده بود.  


از ساعتی پس از نیمروز حزب توده، جبهه ملی و پان ایرانیست‌ها با پرچم‌های سرخ داس و چکش و شعارهای کمونیستی در خیابان‌های تهران به سوی میدان بهارستان به راه افتادند. مردم پایتخت از ترس بر خود لرزیدند و با چشم‌های خود دیدند که شوروی در حال به دست گرفتن قدرت در ایران است.
برای پیاده کردن این نقشه ، شوروی سفیر خود را تغییر داد و سادچیکف را به مسکو بازگرداند و آناتولی لاورنتیف را روز ۱۱ امرداد ماه به تهران فرستاد. لاورنتیف در این روز استوارنامه خود را به پیشگاه شاهنشاه تقدیم داشت. لاورنتیف با چهار اَتشه نظامی به تهران آمد، هم چنین یک کشتی از شوروی وارد دریای مازندران شد و در بندرپهلوی پهلو گرفت. این کشتی با بهانه اینکه برای بردن سادچیکف آمده است وارد آب‌های ایران شد. تا به امروز نمی‌دانیم که چند صد کماندو و جاسوس شوروی در این کشتی بوده‌اند. لاورنتیف کارشناس به راه انداختن کودتا در کشورها بود. لاورنتیف در سال ۱۹۴۸ برابر با ۱۳۲۹ خورشیدی تازی دکتر ادوارد بنش پرزیدنت چکسلواکی را سرنگون کرد و کمونیست‌ها قدرت را در چکسلواکی به دست گرفتند. لاورنیتف در رومانی و مجارستان رژیم کمونیستی را به راه انداخت و استوار کرد.
 
در میدان بهارستان همان کسان چون شایگان و سنجابی و شایگان و دیگران که در سال ۲۵۳۷ شاهنشاهی مشروطه پارلمانی ایران را از جای کندند، اعلام جمهوری کردند.
 
در این میان جبهه ملی و حزب توده مجسمه رضا شاه بزرگ در میدان بهارستان را با جراثقالی که پیشتر به بهارستان آورده بودند واژگون ساختند و در روزهای ۲۶ و ۲۷ امرداد ماه به پایین کشیدن دیگر پیکره‌های دو پادشاه پهلوی از میدان‌های سپه، ۲۴ اسفند، میدان راه آهن، پارک شهر و .... دیگر جاهای تهران پرداختند.
 
در روز ۲۸ امرداد ماه ۱۳۳۲ از ساعت شش بامداد گروه گروه مردم به خیابان‌ها ریختند و قیام مردم شاه‌دوست و میهن‌پرست پایتخت علیه حکومت مصدق آغاز شد. در این رستاخیز همه طبقه‌های مردم، کارگران، پیشه‌وران، کشاورزان، دانشجویان و هم چنین سربازان و پاسبانان، گارد شاهنشاهی و زنان شرکت داشتند. مردم میهن‌پرست، مرکز فرستنده رادیو را اشغال کردند و سپس به مرکزهای حساس شهر و اداره‌های دولتی هجوم بردند و سازمان‌های دولتی را یکی پس از دیگری به دست گرفتندند. با زیر کنترل درآمدن اداره رادیو م،  سرود شاهنشاهی نواخته شد ومردم  پیروزی خود را به آگاهی رساندند. مصدق نیز از دیوار خانه‌اش به خانه همسایه پرید و فرار کرد.
 
مصدق پس از چندروزی که در نهان به سر برد دستگیر و زندانی شد. اعلیحضرت همایون محمد رضا شاه پهلوی آریامهر به ایران بازگشتند و دستور دادند که دادگاهی برای محاکمه مصدق به دلیل خیانت به کشور تشکیل شود.
 
محاکمه محمد مصدق و سرتیپ تقی ریاحی از ۱۲ آبان ماه ۱۳۳۲ تا ا دی ماه ۱۳۳۲ به درازا کشید. دادستان برای محمد مصدق به دلیل خیانت به کشور و بر هم زدن اساس مشروطیت درخواست اعدام کرد.
 
اعمال ارتکابی متهم ردیف یک، محمد مصدق، که به منظور واژگون ساختن حکومت مشروطه سلطنتی مورد دعوی دادستان ارتش قرار گرفته، به شرح زیر می‌باشد:
 
۱ – دستور بازداشت سرهنگ نعمت‌الله نصیری (سرتیپ فعلی)، فرماندۀ گارد شاهنشاهی که حامل فرمان عزل بوده‌است. ۲ – توقیف غیرقانونی افرادی از مأمورین رسمی و غیر رسمی. ۳– خلع سلاح گارد شاهنشاهی حافظ اعلیحضرت همایونی و کاخ‌های سلطنتی. ۴ – مهر و موم کاخ‌های سلطنتی و خلع ید نمودن متصدیان و مباشرین و مستحفظین دربار شاهنشاهی از اموال و کاخ‌های سلطنتی. ۵ – صدور تلگرافات به سفرای ایران در خارج، دایر به عدم ملاقات و نگرفتن تماس با اعلیحضرت همایون شاهنشاهی. ۶ – صدور دستور حذف نام شاهنشاه از دعای صبحگاه و شامگاه در سربازخانه‌ها. ۷ – دستور تشکیل میتینگ با وسایل تبلیغاتی دولتی، برای اهانت به مقام سلطنت و رژیم مشروطیت و پخش جریان میتینگ به وسیله رادیو. ۸ – دستور پایین آوردن و شکستن مجسمه‌های اعلیحضرت فقید رضاشاه کبیر و اعلیحضرت همایون محمدرضاشاه پهلوی به منظور بی‌وقر و بالنتیجه تشویق عناصر اخلال‌گر به قیام برعلیه سلطنت و رژیم سلطنتی مشروطه ایران. ۹ – دستور انحلال مجلس شورای ملی. ۱۰ – دستور تحت نظر قرار دادن افراد خاندان سلطنتی به استان‌های آذربایجان. ۱۱ – دستور بازداشت غیرقانونی تیمسار سپهبد زاهدی، نخست وزیر منصوب، و تعیین جایزه برای دستگیری معظم‌له. ۱۲  – حذف سرود شاهنشاهی از برنامه رادیو تهران. ۱۳ – اقدام برای تشکیل شورای سلطنتی از راه رفراندوم.
 
 
در روز دوشنبه ۳۰ آذر ماه ۱۳۳۲ پیش از اینکه دادگاه وارد شور شود، نامه‌ای از دربار شاهنشاهی رسید  که در داداه خوانده شد. اعلیحضرت همایون شاهنشاه در این نامه فرموده بودند:
به پاس خدمات آقای محمد مصدق در سال اول نخست وزیری خود در امر ملی شدن صنعت نفت که خواستۀ عموم ملت ایران است و مورد تأیید و پشتیبانی ذات ملوکانه بوده و می‌باشد، از آنچه نسبت به معظم‌له گذشته، صرفنظر فرموده‌اند.
 
بر پایه نامه بخشش شاهنشاه محمدرضا شاه پهلوی با اینکه محمد مصدق در تمام ۱۳ مورد جرمش گناهکار شناخته شد تنها به سه سال حبس خانگی محکوم گردید. سرتیپ ریاحی به دو سال زندان محکوم شد و از ارتش شاهنشاهی بیرون انداخته شد.  '''برای این رای نرم و نازک دادگاه،  مردم ایران و شاهنشاه ایران بهای سنگینی پرداختند.'''
 
مصدق چیان به اروپا و امریکا فرار کردند و با پول شوروی یک جنبش اپوزیسیون علیه شاه ایران و برای سرنگونی شاه ایران به راه انداختند. کنفدراسیون دانشجویان ایرانی در خارج از کشور جوانانی که با بورس تحصیلی دولت ایران به هزینه مردم ایران به خارج از کشور فرستاده بودند را به دام کشیدند و بیشتر آنها پس از پایان تحصیلاتشان دشمنان قسم خورده ایران به کشور بازگشتند. این دانشجویان کنفدراسیون به جای اینکه به کارخانه‌ها بروند و در آبادانی و مدرن ساختن کشور بکوشند ، بر پایه ایده مهدی بازرگان به قوه مجریه یعنی وزارتخانه‌ها رخنه کردند و آن را پیاده روی در نهادهای دولتی نامیدند تا زمینه را برای براندازی حکومت مشروطه پارلمانی ایران آماده سازند.
 
بخشی از این دانشجویان کنفدراسیون نزد یاسر عرفات بزرگ تروریست جهان رفتند، آموزش آدم کشی، آدم ربایی، ترور، وحشت افکنی، دزدی، بانک زنی و .... دیدند و کارشناس جنگ‌های چریکی شدند. هموندان کنفدراسیون دانشجویی به پابوس خمینی در نجف رفتند و وی را رهبر خود خواندند و از وی درخواست کردند که راهی را که علیه شاه و ملت ایران در پیش دارند، رهبری کند.  
 
چهار روز پس از شکست رویداد روز ننگین ۱۵ خرداد ماه ۱۳۴۲ ، ننگی در تاریخ ایران که از سوی خمینی و جبهه ملی و نهضت آزادی برای اندازی مشروطه پارلمانی و جلوگیری از اصلاحات ارضی و الغای رژیم ارباب رعیتی به راه افتاد، محمد مصدق نامه‌ای به کنفدراسیون دانشجویان فرستاد و و از آنان خواست که گام‌های بلند بردارند و راه وی را در سرنگونی محمدرضا شاه پهلوی و حکومت مشروطه دنبال کنند و با هواداران خمینی خود را هماهنگ سازند.
در روز ۴ تیر ماه ۱۳۴۵ دبیران کنفدراسیون دانشجویان ایرانی در عراق با خمینی دیدار کردند. خمینی گفت: دانشجویان باید متحدا به مبارزات خود ادامه دهند و مردم ستمدیده ایران و آنچه بر آنان می‌گذرد را فراموش نکنند. آینده مملکت بدست جوانان سپرده می‌شود و در حفظ و حراست آن نباید غفلت کنند و ما روحانیون با شما دانشجویان در این راه همراه هستیم و بر اساس احکام اسلام با شما همکاری می‌کنیم


شهریور ماه ۱۳۴۷ مصطفی خمینی در نامه‌ای به کنفدراسیون چگونگی همکاری‌های آینده روحانیون با کنفدراسیون را روشن کرد. دومین دیدار نمایندگان کنفدراسیون با آیت‌الله خمینی در شهریور ماه ۱۳۴۸ انجام گرفت. محمود رفیع، مجید زربخش که برای شرکت در پنجمین کنگره اتحادیه دانشجویان فلسطین به اردن رفته بودند، در راه بازگشت از آن سفر به نجف رفتند و با خمینی دیدار کردند و درباره همکاری کنفدراسیون دانشجویان ایرانی خارج از کشور با روحانیون گفتگو کردند. خمینی گفت که کنفدراسیون می‌باید از روحانیون و مبارزه مردم فلسطین پشتیبانی کند.  
در بندرپهلوی و رشت از روز ۲۵ امرداد ماه حکومت نظامی اعلام و فرماندار نظامی آن سرهنگ محمدولی  قَرَنی، از سوی سرتیپ ریاحی رییس ستاد ارتش برگزیده شد. ابعاد گسترده رخنه شوروی در رویدادهای ۲۵ تا ۲۸ امرداد ماه برای ما ایرانیان روشن نیست. با برگزیدن سرهنگ محمدولی قرنی به فرمانداری نظامی بندرپهلوی، مهمترین بندر شمال ایران که به شوروی راه دارد، قرنی می‌بایستی که راه آبی میان ایران و شوروی را برای شورویان امن سازد. از این راه قرار بود که کماندوها و چریک‌ها برای برقراری « حکومت مصدق » وارد ایران شوند.


دهشتناکترین کاری که مصدق چیان با پشتیبانان خمینی یعنی کنفدراسیون دانشجویان ایرانی خارج از کشور و آخوندهای درون کشور انجام دادند، آتش زدن بیست و هشت سینمای کشور در سالگرد روز فرخنده ۲۸ امرداد ماه ۱۳۳۲ رستاخیز ملت ایران بود. در روز ۲۸ امرداد ماه ۲۵۳۷ شاهنشاهی به دستور خمینی و با فراهم ساختن بنزین هواپیما از سوی خامنه‌ای سینما رکس آبادان آتش زده شد و بیش از ۶۰۰ تن ایرانی زنده زنده در آتش سوختند و ذغال شدند.  
ولی آنچه که بر همگان روش است این است که در روز ۲۵ امرداد ماه زمانی که حزب توده  و جبهه ملی با پرچم‌های سرخ داس و چکش و شعارهای کمونیستی در خیابان‌های تهران به راه افتادند،  اثر این تظاهرات بر عکس آن شد که آنان انتظار داشتند یعنی مردم پایتخت از ترس بر خود لرزیدند و با چشم‌های خود دیدند که شوروی در حال به دست گرفتن قدرت در ایران است. فراموش نکنیم که قرنی در سال ۱۳۳۷ علیه اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی آریامهر کودتا کرد که نافرجام ماند. قرنی از ارتش بیرون انداخته شد. سرتیپ ریاحی و قرنی همدستان قدیمی دست در دست دست به کار شدند تا خمینی در ایران به قدرت رسید و برای خدمت هایشان نیز پاداش گرفتند. در نخستین روز « حکومت خمینی »  قرنی رییس ستاد ارتش و ریاحی معاون ستاد ارتش شدند.


در روز ۲۲ بهمن ماه ۲۵۳۷ شاهنشاهی روزی که محمدعلی سلطان قاجار دستینه کرد که « کشور ایران مشروطه تام است » ، روح الله خمینی و همدستانش در جبهه ملی و نهضت آزادی همان مادر سازمان مجاهدین،  توده‌ای‌ها، گروه‌های تروریستی چپ و راست قدرت را در ایران به دست گرفتند : مهدی بازرگان نخست وزیر، سرتیپ تقی ریاحی وزیر دفاع -  ابراهیم یزدی معاون نخست وزیر در امور انقلاب - ناصر میناچی وزیر ارشاد ملی – کریم سنجابی وزیر امور خارجه – اسدالله مبشری وزیر پست و تلگراف – داریوش فروهر وزیر کار – احمد صدر حاج سید جوادی وزیر دادگستری – عزت الله سحابی رییس سازمان برنامه و بودجه – صدق طباطبایی معاون امور روابط عمومی – حسن حبیبی وزیر فرهنگ و آموزش عالی – مصطفی چمران وزیر دفاع ملی – احمد مدنی وزیر دفاع ملی – علی اکبر معین فر وزیر نفت – هاشم صباغیان وزیر کشور و ....
مردم ایران [[محاکمه محمد مصدق و سرتیپ ریاحی ۱۲ آبان تا ۱ دی ماه ۱۳۳۲|محاکمه محمد مصدق و سرتیپ ریاحی را از دوازدهم آبان ماه تا ۳۰ آذر ماه ۱۳۳۲]] را بخوانید. پروانه ندهید که ما مردم را دوباره با سندها و مدرک‌های سی آی اِ یا ام آی فایو یا ام آی سیکس ، یا با واژه‌هایی چون « نقش آمریکا در ... » یا « نقش انگلیس در ...» گیج کنند. همه مدرک‌ها و سندها به زبان پارسی نشان می‌دهند که بازیگران اصلی این رویدادها ایرانیان بودند، در یک سو مصدق چیان قرارداشتند که حکومت نوین می‌خواستند، بدون شاه و با پشتیبانی شوروی. در سوی دیگر مردم ایران و فضل اله زاهدی نخست‌وزیر که با فرمان شاهنشاه ایران بر پایه قانون اساسی مشروطه برگزیده شده بود، قرارداشتند. مردم ایران حکومت نوین مصدق را نمی‌خواستند، مردم ایران خواستار حکومت مشروطه پارلمانی اشان با شاهنشاهشان بودندو بدین روی مردم ایران به حکومت مصدق پایان دادند. به همین سادگی و روشنی.


برای سپاسگزاری از محمد مصدق و راه مصدق در ویرانی کشور ایران و سرنگونی مشروطه پارلمانی ایران نام خیابان پهلوی در تهران به خیابان مصدق دگرگون شد. در سال ۱۳۵۸ کوچی تازی، صدمین سال زادروز محمد مصدق را این خائنین جشن گرفتند و تمبر یادبودی به چاپ رساندند و در این هیاهو فراموش کردند که پنجاه سال به مردم ایران دروغ گفتند که زادروز محمد مصدق ۱۳۶۰ است تا غیرقانونی بودن نخست وزیری وی که بیش از هفتاد سال داشت و زاده ۱۲۸۵ تازی بود را پنهان سازند.


سرانجامِ آنچه را که محمد مصدق و هوادارانش کردند، امروز در کشور ایران می‌بینیم، کشوری سبز و خرم، غنی از منابع روی زمین و زیر زمین را با سیاست‌های خود ویران ساختند. دستاورد سیاست مصدق را امروز می‌توانیم در کشورهای ونزوئلا با هوگو چاوِز ، کوبا با فیدل کاسترو، آلبانی با انور خوجه، و یا اتحاد جماهیر شوروی با استالین ببینیم. همه این کشورها ویران شده‌اند. با اینکه ایدئولوژی سوسیالیستی شکست خورده است هنوز هم در تلویزیون‌های لس انجلسی ، خائنین به ایران و ملت ایران عربده می‌زنند " زنده باد مصدق" و هنوز هم از داستان فانتزی کودتای ۲۸ امرداد، با سرنگونی تنها نخست وزیر دموکراتیک انتخاب شده در تاریخ ایران می‌گویند.  
[[حکومت چهار روزه محمد مصدق ۲۵ تا ۲۸ امرداد ماه ۱۳۳۲|پروانه ندهید که خائنین و مزدوران ما مردم ایران را همواره با به اصطلاح سندهایی از سازمان‌های جاسوسی از راه درست و اصلی بیرون کشند و مشغول دارند. این لاشه‌ای است که همواره و هر ساله از سوی خائنین به ایران و مزدوران بیگانه از گورها بیرون کشیده می‌شود تا میان ما ایرانیان جدایی و دشمنی بیافکنند. به این داستان پایان دهید. بر ما مردم ایران است که به این دشمنی و جدایی افکندن میان خودمان پایان دهیم. پاینده ایران]]


امروز، مردم ایران دروغ‌های مصدق و مصدق چیان را دریافتند. هیچ کس دیگر دنباله روی شعارها و نیرنگ‌های اینان نیست. مردم ایران فریاد برآوردند " رضا شاه روحت شاد"، زیرا می‌دانند که رضا شاه سردودمان خاندان پهلوی،  ایران کشوری فقیر  و بیماری زده و گرسنه را از چنگ مغولان قاجار بیرون کشید و از آن ایران، ایران نوین مدرن و با آینده‌ای روشن ساخت. پهلوی‌ها نشان دادند که می‌توانند برای ایران آینده‌ای روشن و طلایی به ارمغان بیاورند، در جایی که نام ننگین محمد مصدق برابر با ورشکستگی سیاسی، اقتصادی و اجتماعی است، نام افتخارآور پهلوی همتا با پایداری و امنیت و رفاه و برابری و آسایش و آینده روشن است. پاینده ایران
</onlyinclude>
</onlyinclude>


[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]
[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]

نسخهٔ ‏۱۴ اوت ۲۰۱۸، ساعت ۱۶:۲۶


لاورنتیف سفیر شوروی کارشناس سرنگونی حکومت‌ها و مصدق ۱۱ امرداد ماه ۱۳۳۲
Receiptof Farman.jpg
فاطمی در بهارستان اعلام برچیده شدن مشروطه و جمهوری دموکراتیک ایران می‌کند
ماموران و دیوار خانه مصدق

حکومت چهار روزه محمد مصدق ۲۵ تا ۲۸ امرداد ماه ۱۳۳۲ - در ساعت یک بامداد روز ۲۵ امرداد ماه ۱۳۳۲ محمد مصدق برآن شد که حکومت مشروطه پارلمانی ایران را به پایان رساند. محمد مصدق مشروطه شاهنشاهی ایران را با حکومتی جایگزین کرد که او و همدستانش آن را « حکومت مصدق » نامیدند. نخستین تصمیم محمد مصدق به عنوان شخص اول این حکومت به دست گرفتن فرماندهی ارتش بود. پس از اینکه محمد مصدق رسیدِ فرمان عزل خود را به سرهنگ نصیری داد، سرهنگ نصیری را به ستاد ارتش فرستاد، و به سرتیپ ریاحی دستور داد که هنگامی که نصیری نزد وی می‌آید او و افسر همراهش را دستگیر نماید. سپس به سرتیپ ریاحی دستور داد که گارد شاهنشاهی را خلع سلاح و منحل سازد، افسران گارد شاهنشاهی دستگیر و زندانی و سربازان گارد شاهنشاهی به باغشاه برده شوند و بی‌درنگ میان تیپ‌ها و لشکرها پخش گردند. محمد مصدق دستور داد که کاخ‌های شاهنشاهی مهر و موم شوند و نگهبانی از کاخ‌ها را به سربازان ارتش سپرد.

آنگاه محمد مصدق دستور داد که ابوالقاسم امینی کفیل وزارت دربار شاهنشاهی – بهبودی کاخدار سلطنتی – سرهنگ آزموده – سرهنگ نصیری فرمانده گارد شاهنشاهی - ستوان یکم ریاحی افسر گارد شاهنشاهی – سرهنگ نوذری فرمانده تیپ ۲ زرهی – سرهنگ پرورش رییس باشگاه افسران – سرهنگ زندکریمی رییس ستاد تیپ کوهستان – سرگرد مقدم افسر شهربانی – سرگرد پولاد دژ افسر شهربانی – ستوان یکم ریاحی افسر ارتش – سرهنگ باتمانقلیچ – ارنست پرون - سرهنگ هادی کسرایی محافظ شاهنشاه - سرهنگ منصورپور فرمانده گردان سوار – سرهنگ دو حمیدی معاون اداره گذرنامه شهربانی – هیراد رییس دفتر مخصوص شاهنشاه – هادی اشتری و راننده اش – سرهنگ شیبانی رییس پیشین شهربانی کل کشور، دکتر بقایی و ... بسیاری دیگر از بلندپایگان کشوری و لشکری بدون حکم جلب قانونی بازداشت و زندانی شوند.

در ساعت شش بامداد محمد مصدق نخستین کابینه خود در « حکومت مصدق » را برای نشستی در خانه‌اش فراخواند. در این نشست تصمیم گرفته شد که « حکومت مصدق » چگونه خواهد بود. افزون بر این، محمد مصدق و کابینه‌اش تصمیم گرفتند که از رادیو تهران در ساعت هفت بامداد اعلامیه‌ای پخش کنند. هم چنین، محمد مصدق همه وظایفی که برای شاهنشاه در قانون اساسی مشروطه پیش بینی شده بود را از ساعت یک بامداد روز ۲۵ امرداد ماه وظایف خود دانست و اعلام داشت که قانون اساسی مشروطه دیگر معتبر نیست. هم چنین محمد مصدق دستور داد که هر کجا که نام « شاه » است به « ایران » دگرگون شود. محمد مصدق به ستاد ارتش نیز دستور داد که اعلامیه‌ای داده شود که دعای صبحگاه و شامگاه تغییر داده شود و در آن آیین هر جا نام شاهنشاه است برداشته شده، و واژه ایران گذاشته‌شود." از همین زمان محمد مصدق و جبهه ملی تصمیم گرفتند که سروده‌ ای ایران به جای سرود ملی ایران که بخشی از آن سرود شاهنشاهی است خوانده شود و تا به امروز مردم ایران را زیر فشارگزارده‌اند که سرود شاهنشاهی خوانده نشود.

محمد مصدق هم چنین تصمیم گرفت که مجلس هفدهم را منحل سازد. بدین سان، محمد مصدق امنیت پارلمانی نمایندگان مجلس شورای ملی را از میان برداشت تا به آسانی بتواند نمایندگان مخالف خود را همانند دکتر بقایی و زهری را دستگیر نماید. محمد مصدق گامی فراتر برداشت و برای دستگیری سرلشکر فضل اله زاهدی که روز ۲۲ امرداد ماه فرمان نخست وزیری وی از سوی اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی دستینه شده بود، جایزه تعیین کرد. فرمان نخست وزیری سرلشکر زاهدی در روز ۲۴ امرداد ماه به وی داده شد.

در نشست کابینه حکومت مصدق تصمیم گرفته شد که عصر همان روز ۲۵ امرداد ماه، در میدان بهارستان تظاهراتی از سوی حزب توده، جبهه ملی، حزب ایران، نیروی سوم و پان ایرانیست‌ها برگزار شود و سخنرانانی « حکومت نوین مصدق » را معرفی نمایند و مشروطه پارلمانی را پایان یافته بخوانند. محمد مصدق شخصاً به سنجابی دستور داد که مجسمه‌های اعلیحضرت رضا شاه پهلوی و اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی را از میدان بهارستان و دیگر میدان‌ها و پارک‌ها پایین بیاورند و واژگون سازند.

نخستین اعلامیه « حکومت مصدق » یک دروغ بزرگ بود. ساعت هفت بامداد بشیر فرهمند سرپرست اداره کل تبلیغات خود پشت میکروفون رفت و دوبار اعلامیه دولت را خواند که در ساعت یک بامداد ۲۵ امرداد ماه کودتایی از سوی گارد شاهنشاهی رخ داده است ولی این کودتا در ساعت چهار بامداد خنثی شده است.

پس از دستگیر شدن بلندپایگان کشوری و لشکری در ساعت‌های نخست بامداد روز ۲۵ امرداد ماه، با وضعی که مصدق پیش آورد، شاهنشاه ایران بر آن شدند که با همسرشان ملکه ثریا از رامسر با هواپیمای یک موتوره از رامسر به بغداد پرواز کنند. ساعتی پس از اینکه شاهنشاه با هواپیما به سوی بغداد پرواز کردند، حسین فاطمی وزیر خارجه « حکومت مصدق » تلگرامی به سفیر ایران در بغداد فرستاد: "تماس سفارت با کسی که بدون اطلاع دولت صبح بعد از کودتای نظامی مواجه با شکست فرار کرده‌است، به هیچ وجه مورد ندارد." هم چنین حسین فاطمی همه خبرنگاران داخلی و خارجی را خواست و به عنوان وزیر خارجه « حکومت مصدق » و سخنگوی دولت، اعلامیه دولت را به روزنامه‌نگاران داد و دستور داد به وسیله دستگاه تبلیغات به سراسر دنیا فرستاده شود.

از ساعتی پس از نیمروز حزب توده، جبهه ملی با پرچم‌های سرخ داس و چکش و شعارهای کمونیستی در خیابان‌های تهران به سوی میدان بهارستان به راه افتادند. و مردم پایتخت از ترس بر خود لرزیدند و با چشم‌های خود دیدند که شوروی در حال به دست گرفتن قدرت در ایران است. در میدان بهارستان هموندان حزب ایران، مهندس حقشناس و حسین فاطمی، دکتر شایگان، مهندس رضوی، کریم پور شیرازی - حزب توده و حزب ایران و سایر احزاب دار و دسته مصدق گرد آمدند. همانگونه که نوارهای ضبط شده از این تظاهرات نشان می‌دهند، فاطمی سخنرانی کرد و سرنگونی مشروطه شاهنشاهی جمهوری و برپایی جمهوری دموکراتیک خلق را اعلام داشت. همه سخنرانان با بی‌شرمی و وقاحت هر چه تمام‌تر، یک‌دل و یک‌جهت می‌گفتند: "ما شاه نمی‌خواهیم" و به دنبال گفتار آنها یک مشت رجاله و خائن و افراد مجهول‌الهویه و بی‌وطن نعره می‌کشیدند: "تکلیف مملکت را یکسره کنید." با سخنرانی جلالی موسوی نماینده پیشین مجلس و هموند جبهه ملی تظاهرات آغاز شد. سپس دکتر شایگان هموند جبهه ملی پشت میکروفون قرارگرفت . آنگاه مهندس زیرک زاده رشته سخنان آتشین جبهه ملی‌ها را ادامه داد و گفت: "دولت ملی ما باید رفته را رفته معرفی کند، یعنی شاه را مستعفی بشناسد و شورای سلطنتی تشکیل دهد."

در این هنگام حسین فاطمی پشت میکروفون آمد و سخنرانی کرد. همانگونه که نوارهای ضبط شده از سخنان فاطمی که در دادگاه خیانت محمد مصدق و سرتیپ ریاحی پخش شد، نشان می‌دهد که فاطمی حکومت مشروطه شاهنشاهی ایران را پایان یافته خواند و اعلام جمهوری دموکراتیک ایران را کرد.

این بار مهندس رضوی پشت میکروفون رفت و گفت: "اکنون که مجلس دوره هفدهم با آرای آزاد مردم منحل شده است بر عهده دولت است که هر چه زودتر اصلاحات لازم را در قانون انتخابات به عمل آورده و وسایل انتخابات مجلس هجدهم را فراهم سازد. آنگاه مهندس رضوی قطعنامه سه ماده‌ای تظاهرات را خواند: ۱- چون کودتای خیانتکارانه نیمه شب ۲۵ / ۰۵ / ۱۳۳۲ به دستور بیگانگان برای سقوط « حکومت ملی دکتر محمد مصدق » و از بین بردن نهضت مقدس ملت ایران بوجود آمده از دولت ملی دکتر مصدق می‌خواهیم تا هر چه زودتر مسببین و محرکین را به شدیدترین مجازات محکوم نماید. ۲- از دولت مصرا خواهانیم تا هر چه زودتر به تشکیل محکمه ملی اقدام و خیانتکاران به نهضت ملی ایران را مجازات نماید. ۳- چون شاه فراری است از دولت ملی دکتر مصدق می‌خواهیم که به فوریت به تشکیل شورای سلطنتی اقدام و با نهایت قوت و قدرت به تکالیف قانونی خود قیام نماید.

در این میان جبهه ملی و حزب توده مجسمه رضا شاه بزرگ در میدان بهارستان را با جراثقالی که پیشتر به بهارستان آورده بودند واژگون ساختند و در روزهای ۲۶ و ۲۷ امرداد ماه به پایین کشیدن دیگر پیکره‌های دو پادشاه پهلوی از میدان‌های سپه، ۲۴ اسفند، میدان راه آهن، پارک شهر و .... دیگر جاهای تهران پرداختند. این کار پیام محمد مصدق برای ملت ایران بود که می‌بایستی بر همگان روشن شود در « حکومت مصدق » جایی برای شاه نیست.

همه کارهایی که به دستور محمد مصدق در چهار روز از ۲۵ امرداد ماه تا ۲۸ امرداد ماه رخ داد، تصمیم‌های آنی نبودند بلکه بر پایه یک برنامه دقیق ریخته شده بودند. همانگونه که محمد مصدق و همدستانش در دادگاه اقرار کردند، آنان از صدور فرمان عزل مصدق در ۲۲ امرداد ماه و صدور فرمان نخست وزیری سرتیپ فضل اله زاهدی در ۲۲ امرداد ماه همان روز آگاهی یافتند. این نقشه انحلال گارد شاهنشاهی، پهرست بلندپایگان ارتش، پهرست نمایندگان مجلس شورای ملی و پهرست غیرنظامیانی که باید دستگیر شوند، اعلامیه دولت در رادیو تهران، سازمان دادن تظاهرات در بهارستان با شعارهای « ما شاه نمی‌خواهیم » ، برگزاری شورای سلطنت که ویژه شاهنشاه است ، سازمان دادن رفراندوم برای از میان برداشتن شاهنشاهی در ایران، و برقراری جمهوری دموکراتیک با نمونه شوروی در ایران از پیش آماده شده بود.

برای پیاده کردن این نقشه ، شوروی سفیر خود را تغییر داد و سادچیکف را به مسکو بازگرداند و آناتولی لاورنتیف را روز ۱۱ امرداد ماه به تهران فرستاد. لاورنتیف در این روز استوارنامه خود را به پیشگاه شاهنشاه تقدیم داشت. لاورنتیف با چهار اَتشه نظامی به تهران آمد، هم چنین یک کشتی از شوروی وارد دریای مازندران شد و در بندرپهلوی پهلو گرفت. این کشتی با بهانه اینکه برای بردن سادچیکف آمده است وارد آب‌های ایران شد. تا به امروز نمی‌دانیم که چند صد کماندو و جاسوس شوروی در این کشتی بوده‌اند. لاورنتیف کارشناس به راه انداختن کودتا در کشورها بود. لاورنتیف در سال ۱۹۴۸ برابر با ۱۳۲۹ خورشیدی تازی دکتر ادوارد بنش پرزیدنت چکسلواکی را سرنگون کرد و کمونیست‌ها قدرت را در چکسلواکی به دست گرفتند. لاورنیتف در رومانی و مجارستان رژیم کمونیستی را به راه انداخت و استوار کرد.

در بندرپهلوی و رشت از روز ۲۵ امرداد ماه حکومت نظامی اعلام و فرماندار نظامی آن سرهنگ محمدولی قَرَنی، از سوی سرتیپ ریاحی رییس ستاد ارتش برگزیده شد. ابعاد گسترده رخنه شوروی در رویدادهای ۲۵ تا ۲۸ امرداد ماه برای ما ایرانیان روشن نیست. با برگزیدن سرهنگ محمدولی قرنی به فرمانداری نظامی بندرپهلوی، مهمترین بندر شمال ایران که به شوروی راه دارد، قرنی می‌بایستی که راه آبی میان ایران و شوروی را برای شورویان امن سازد. از این راه قرار بود که کماندوها و چریک‌ها برای برقراری « حکومت مصدق » وارد ایران شوند.

ولی آنچه که بر همگان روش است این است که در روز ۲۵ امرداد ماه زمانی که حزب توده و جبهه ملی با پرچم‌های سرخ داس و چکش و شعارهای کمونیستی در خیابان‌های تهران به راه افتادند، اثر این تظاهرات بر عکس آن شد که آنان انتظار داشتند یعنی مردم پایتخت از ترس بر خود لرزیدند و با چشم‌های خود دیدند که شوروی در حال به دست گرفتن قدرت در ایران است. فراموش نکنیم که قرنی در سال ۱۳۳۷ علیه اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی آریامهر کودتا کرد که نافرجام ماند. قرنی از ارتش بیرون انداخته شد. سرتیپ ریاحی و قرنی همدستان قدیمی دست در دست دست به کار شدند تا خمینی در ایران به قدرت رسید و برای خدمت هایشان نیز پاداش گرفتند. در نخستین روز « حکومت خمینی » قرنی رییس ستاد ارتش و ریاحی معاون ستاد ارتش شدند.

مردم ایران محاکمه محمد مصدق و سرتیپ ریاحی را از دوازدهم آبان ماه تا ۳۰ آذر ماه ۱۳۳۲ را بخوانید. پروانه ندهید که ما مردم را دوباره با سندها و مدرک‌های سی آی اِ یا ام آی فایو یا ام آی سیکس ، یا با واژه‌هایی چون « نقش آمریکا در ... » یا « نقش انگلیس در ...» گیج کنند. همه مدرک‌ها و سندها به زبان پارسی نشان می‌دهند که بازیگران اصلی این رویدادها ایرانیان بودند، در یک سو مصدق چیان قرارداشتند که حکومت نوین می‌خواستند، بدون شاه و با پشتیبانی شوروی. در سوی دیگر مردم ایران و فضل اله زاهدی نخست‌وزیر که با فرمان شاهنشاه ایران بر پایه قانون اساسی مشروطه برگزیده شده بود، قرارداشتند. مردم ایران حکومت نوین مصدق را نمی‌خواستند، مردم ایران خواستار حکومت مشروطه پارلمانی اشان با شاهنشاهشان بودندو بدین روی مردم ایران به حکومت مصدق پایان دادند. به همین سادگی و روشنی.


پروانه ندهید که خائنین و مزدوران ما مردم ایران را همواره با به اصطلاح سندهایی از سازمان‌های جاسوسی از راه درست و اصلی بیرون کشند و مشغول دارند. این لاشه‌ای است که همواره و هر ساله از سوی خائنین به ایران و مزدوران بیگانه از گورها بیرون کشیده می‌شود تا میان ما ایرانیان جدایی و دشمنی بیافکنند. به این داستان پایان دهید. بر ما مردم ایران است که به این دشمنی و جدایی افکندن میان خودمان پایان دهیم. پاینده ایران