الگو:نوشتار برگزیده: تفاوت میان نسخه‌ها

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
<!-- در اینجا نوشتاری برگزیده از میان درونمایه وبگاه مشروطه می‌آید. -->
<!-- در اینجا نوشتاری برگزیده از میان درونمایه وبگاه مشروطه می‌آید. -->
<onlyinclude>
<onlyinclude>
*[[پرونده:Parliamenttehran.jpg|thumb|left|280px|مجلس شورای ملی دوره قانونگذاری بیست و پنجم را بگشاییم]]
*[[پرونده:ShahanshahAryamehr79a.jpg|thumb|left|280px|شاهنشاه آریامهر از رفاه و امنیت و نگاهبانی از دارایی روی زمینی و زیر زمینی ایران و ایرانیان می گویند]]


'''[[قانون اصلاح قانون تشكيل انجمن های شهرستان و استان|پیش به سوی انتخابات مجلس شورای ملی دوره قانونگذاری بیست و پنجم با قوانین پیشرفته انتخابات مصوب مجلس شورای ملی ۲۵۳۵ شاهنشاهی]]'''  
'''[[سخنان اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر درباره رفاه مردم ایران ۸ دی ماه ۱۳۴۹ کوچی تازی]]'''


مردم ایران فریاد تغییر رژیم را برآورده‌اند و برای اکثریت مردم ایران تغییر رژیم، بازگشت به مشروطه پارلمانی است. پایه اصلی حکومت مشروطه، انتخابات آزاد انجمن‌های شهر و شهرستان و مجلس شورای ملی از سوی ملت است. برای رسیدن به این آرمان و برگزاری انتخابات آزاد قانون اصلاح قانون تشکیل انجمن‌های شهرستان و استان در روز سوم خرداد ماه ۲۵۳۵ شاهنشاهی از کمیسیون کشور مجلس شورای ملی  و در روز ۲۶ خرداد ماه ۲۵۳۵ شاهنشاهی از کمیسیون کشور مجلس سنا گذشت. این قانون انتخابات برای مجلس شورای ملی  دوره بیست و پنجم قانونگذاری  آماده شده بود که می‌باید در سال ۲۵۳۸ شاهنشاهی برگزار می‌شد اما به سبب خیانت به کشور و ملت ایران برگزار نشد و ائتلاف اهریمنی سرخ و سیاه با پشتیبانی بین‌المللی  رژیم اسلامی را در ایران بر سر کار آورد. بنابراین بر ما ایرانیان است که مجلس شورای ملی دوره بیست و پنجم را بر پا سازیم و با بهره‌گیری از قانون پیشرفته انتخابات تصویب شده در سال ۲۵۳۵ شاهنشاهی آنچه را که از دست دادیم، باز گردانیم ما ایرانیان از آنجا آغاز می‌کنیم که ما را بازایستاندند.  
در چند سال اخیر حتی یک ساعت کارگر ایرانی دست از کار نکشید، چرا؟ برای اینکه آن احساس استثماری که قبلاً می‌کرد با شریک‌ شدن تا بیست درصد از منافع کارخانه از بین رفت و او احساس کرد که یک نوع شرکت در حفظ کارخانه و در پیشبرد هدف‌های کارخانه و افزایش تولیدات کارخانه دارد. زارع نیز بیشتر کار کرد برای اینکه دیگر برای خودش کار می‌کرد، حالا آن اصطلاح معروف کشاورزی که در مراغه به من گفت «مثل این است که من از نو به دنیا آمده‌ام»، به تحقق پیوسته است. این را هم اگر نخواهیم بگوییم ولی واضح است که زارع ایرانی از آن وضع فئودالی و ارباب و رعیتی تغییر شکل داده و به یک فرد آزاد، به فردی که می‌داند ماحصل رنج او مال خودش هست تبدیل شده‌است. البته مروجین کشاورزی و شرکت‌های تعاونی روستایی و شرکت‌های سهامی زراعی وسیله پیشرفت کار او را فراهم ساخته‌اند. در این میان طبقات دیگر اجتماع هم از پیشرفت و بهبود وضع کارگر و زارع و قدرت خرید آنها استفاده می‌برند، فروششان بیشتر شده، کسبشان رونق پیدا کرده، سرمایه‌داران ایرانی که شاید قبل از آن مورد طعن و سرزنش بودند (زیرا اغلب پول‌هایشان را در بانک‌های خارجی پنهان می‌کردند)، اکنون نه تنها پول‌هایی را که در داخل کشور داشتند به خاطر اعتماد به استحکام وضع اقتصادی و اجتماعی ایران به کار انداختند، بلکه پول‌هایی را هم که در خارج کشور داشتند به ایران آورده‌اند، چون مسلماً منفعتی که در اینجا می‌توانند ببرند بیش از منافعی است که در یک کشور خارجی ممکن است عایدشان بشود. در کشور خارجی دیگر مصونیت پنج ساله مالیاتی ندارند و می‌بایستی هر منفعتی که می‌برند مالیاتش را بپردازند، ولی اینجا تا پنج سال مسلماً از پرداخت مالیات معافند و از سایر کمک‌هایی که دولت برای حفظ و حراست صنایع جوان ایران انجام می‌دهد، برخوردار می‌شوند.


اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر در کتاب تمدن بزرگ درباره انتخابات فرمودند: مشارکت ملی در همه امور مملکتی و حکومت مردم بر مردم، اکنون در همه سطوح زندگی اجتماعی، از پایین‌ترین تا بالاترین سطح ، تحقق یافته است. مردم ایران آزادانه نمایندگان خود را در تعاونی‌ها، شورای ده، خانه‌های انصاف، انجمن‌های شهر و شهرستان و شوراهای داوری انتخاب می‌کنند و در مرحله بالاتر یعنی در رای گیری حزبی و رای گیری برای انتخاب نمایندگان مجلس شورای ملی و مجلس سنا نیز که برای هر کرسی آن چندین نفر نامزد معرفی می‌شوند، مستقیما شرکت دارند. از طرف دیگر در اظهار نظریات خود از راه سازمان‌های حزبی و از راه وسایل خبری، از آزادی کامل برخوردارند. منطقا این کامل‌ترین نوع دموکراسی است که می‌تواند وجود داشته باشد.
سایر مظاهر انقلاب ما که همه آنها منطبق با اصول عدالت اجتماعی است، چنان استحکامی به جامعه ما داده که ایران در تمام دنیا به عنوان جزیره ثبات و یا دریای آرامش نامیده شده‌است. به هر صورت هر کس به سلیقه خودش اسمی که معرف استحکام وضع ما است به ما داده و مملکت ما به این پیشرفت‌ها نائل شده‌است. البته حسودان، کسانی که می‌دیدند دوازده ماده انقلاب ایران در داخل کشور چه اثراتی داشته و احیاناً ممکن است شهرت این پیشرفت‌ها به جاهای دیگر برسد و مردم اگر چشمشان باز باشد می‌توانند وضع خود را با دیگران مقایسه بکنند و نتیجه‌گیری نمایند، از این وضع ناراحت می‌شدند. همچنین بود وضع کسانی که به دنبال مرام می‌گردند، نه مثل ما که دنبال مرام نمی‌گردیم، بلکه به دنبال طریقی می‌گردیم که بیشتر و بهتر بتواند به کشور ایران و به ملت ایران خدمت بکند و در این جستجوها اغلب اوقات ابتکاراتی که شده نتیجه فکر خود ما بود، جز در قسمت‌های فنی و تکنولوژی که ما از سایرین اقتباس کردیم. شرط عقل هم همین است که کاری را که سایرین سال‌ها مطالعه کرده‌اند و مبالغ هنگفت و معتنابهی برای پیدا کردن تکنولوژیک و مسائل فنی خرج کرده‌اند، ما بدون زحمت، بدون خرج، شاید با پرداخت آن قیمت لیسانسی که آنها به طور کلی روی قیمت‌هایشان می‌کشند و سال‌های سال طول می‌کشد تا مستهلک بشود، همه آنها را تجربه شده و امتحان شده اقتباس بکنیم، ولی آن چیزی که مربوط به اجتماع ایران است و منطبق با روحیه ایرانی و تاریخ ایران و موقعیت جغرافیایی ایران است، ما آن را از کسی اقتباس نکردیم و این نتیجه قدرت معنوی ایران است، زیرا اقتباس کردن این چیزها یک نوع اسارت است در مقابل آن کشور یا آن ایدئولوژی که ما اینها را از آن اقتباس می‌کنیم، به علاوه ما را وادار می‌سازد که همیشه دنباله‌رو دیگران باشیم، در صورتی که می‌بینیم تکنولوژی و ترقیات فنی و صنعتی امروز (ایسم)های قدیمی را به کلی تحت‌الشعاع قرار داده‌است. قدرت انقلاب ایران این است که خود من، پیشنهادکننده اصول این انقلاب، به شما می‌گویم چه بسا بعضی از مواد دوازده‌گانه انقلاب که باید در سال‌های آینده تغییراتی بکند.


قانون اصلاح قانون تشکیل انجمن‌های شهرستان و استان دارای هشتاد و شش ماده و بیست و چهار تبصره به استناد تبصره یک ماده یک قانون تشکیل انجمن‌های شهرستان و استان پس از تصویب کمیسیون کشور مجلس شورای ملی در جلسه روز دوشنبه ۲۵۳۵٫۳٫۳ در جلسه روز چهارشنبه بیست و ششم خرداد ماه دو هزار و پانصد و سی و پنج شاهنشاهی به تصویب کمیسیون کشور مجلس سنا رسیده است.  
البته فلسفه کلی ما تغییر نخواهد کرد، زیرا دنیا به قهقرا برنمی‌گردد، یعنی اگر ما جنگل‌ها را ملی کردیم در آینده این جنگل‌ها دو مرتبه بین افراد و سرمایه‌داران تقسیم نخواهدشد، یا زمین‌هایی که بین دهقان‌ها تقسیم شده‌است دو مرتبه به مالکیت بزرگ فردی تبدیل نخواهد شد، حداکثر آن است که یا در تعاونی‌ها جمع می‌شود یا در شرکت‌های سهامی زراعی. آب‌های این مملکت را نیز که ما ملی کردیم دو مرتبه بین افراد تقسیم نمی‌کنند که این حوض مال تو، آن چاه مال این، و آن رودخانه مال دیگری. همینطور است وضع مراتع.  


فصل اول - کلیات - ماده ۱ - به منظور مشارکت اهالی هر محل در اداره امور محلی و در اجرای اصل سپردن کار مردم به مردم و تهیه موجبات آبادانی و عمران شهری وروستایی و هماهنگی و توسعه و عمران و پیشرفت منطقه و تشخیص و تعیین نیازمندیهای محلی و مراقبت در تأمین آن در مرکز هر شهرستان انجمن‌شهرستان و در مرکز هر استان انجمن استان طبق مقررات این قانون تشکیل می‌شود و انجمنهای مزبور دارای شخصیت حقوقی و استقلال مالی خواهندبود.  
فلسفه کلی ما درباره صنایع سنگین نیز آن است که این صنایع باید متعلق به جامعه باشد و به وسیله دولت که نماینده جامعه است اداره بشود، یعنی در آینده صنایع نفت ایران بین یک عده سهامدار تقسیم نخواهد شد. همچنین ذوب‌آهن که صنعت ملی ایران است به دست افراد یعنی به بخش خصوصی سپرده نمی‌شود، ولی خیلی چیزها است که امروز مورد عمل ما است اما فردا لازم است به وسیله تکنولوژی مدرن که تغییرات شگرفی در آن پدیدار شده، تغییر کند و با ترقیات جدید تطبیق نماید. برای اینکه در این مباحث زیاد وقت صرف نکنیم، مطالب را خلاصه می‌کنم: برنامه‌ریزی همیشه برای یک هدف و یک مقصود است. برنامه‌ریزی در برنامه پنج ساله پنجم چه هدفی می‌تواند داشته باشد؟ دادن خدمات بیشتر به مردم، یعنی مدارس بیشتر، بیمارستان‌های بیشتر، درمانگاه‌های بیشتر. اینها یک نوع خدمات است. خدمات دیگری هم هست که ظاهراً به چشم نمی‌خورد، ولی آنها هم به همین اندازه مهم است، مانند کتابخانه، نشان دادن فیلم‌های خبری و آموزشی، برنامه‌های تلویزیونی که مردم را روشن می‌کند و خودش خدمت بزرگی است، ساختمان مسکن، ایجاد موزه‌های مختلف و ارائه فرهنگ ملی ایران به مردم، وسایل تفریحات سالم و ایجاد اردوگاه‌ها در ساحل دریا یا در کوهستان تا طبقات مختلف بتوانند در آنجا تعطیلات خود را با راحتی و آسایش بگذرانند. برنامه ما باید این باشد که تشکیلات مملکتی به طور مرتب و منظم وسایل کار را برای افرادی که داوطلب استفاده از این اردوگاه‌ها هستند فراهم کنند، چنانکه می‌بینیم طبقات مختلف مردم روزبه‌روز بیشتر به این موضوع توجه می‌کنند و اغلب آخر هفته را به گردش می‌روند و در تابستان‌ها در اولین فرصت خودشان را به نقاط کوهستانی یا به لب دریا می‌رسانند. برای دادن این خدمات از هر نوع و از هر قبیل به مردم به طوری که هم بخش دولتی از هر نوع و از هر قبیل به مردم به طوری که هم بخش دولتی و هم بخش خصوصی بتوانند این وظایف را انجام بدهند، اصل این است که درآمد کافی در مملکت ایجاد بشود. ممکن است بگویند که برای ایجاد درآمد باید بیشتر در قسمت‌های تولیدی سرمایه‌گذاری بکنید، زیرا تا تولید نباشد درآمد نیست و اگر پولی که باید در قسمت تولیدی صرف بشود آن را صرف موزه و نمایشگاه و این کارها بکنید نقض غرض است. در اینجا ما باید متوسط آن دو کار را بکنیم، زیرا جامعه ما از لحاظ مادی به اندازه‌ای ترقی کرده‌است که اکنون باید به قسمت روحی و معنوی آن توجه کرد، ولی سعی دائمی ما باید این باشد که به هر وسیله شده پول بیشتری در زیربنای اقتصادی مملکت به خصوص در امر کشاورزی خرج بکنیم. بعید نیست همان پول‌های کلانی که بعضی از ممالک دنیا را به رشد اقتصادی فوق‌العاده رساند، یک بازار به این محکمی و به این خوبی را تشخیص بدهد و کم‌کم به این مملکت هم سرازیر بشود، ولی تنها سرمایه‌گذاری کافی نیست، باید هر فرد ایرانی در هر کاری که انجام می‌دهد تبحر و تخصص داشته باشد. پس موضوع آموزشی، مخصوصاً آموزش حرفه‌ای در امور صنعتی و آموزش‌های دیگر در سطح دبیرستان و دانشگاه باید مورد توجه قرار گیرد. کاری که ما در این اواخر شروع کردیم و فکر نمی‌کنم که مردم به اندازه کافی از آن اطلاع داشته باشند، رسیدگی و امتحانی است که به طور خیلی دقیق و موشکافانه در قسمت‌های نظامی شروع کردیم. ارتش شاهنشاهی ایران چون از لحاظ تعداد محدود است و اسلحه ما هم «اتمیک» نیست و نخواهد بود و به علاوه اسلحه ما هر قدر خوب باشد بیشتر و برتر از بهترین سلاح‌های دنیا نیست، از این روی این فکر که استاندارد معلومات و وظیفه‌شناسی در نظام ما به حد ممتاز برسد، به این ترتیب که هر کس از صد نمره ۹۶ بیاورد ممتاز می‌شود و هر کس تا ۹۰ نمره بیاورد در ردیف عالی قرار می‌گیرد. ما اکنون در این راه هستیم که دیگر «خیلی خوب» و «خوب» برایمان قابل قبول نخواهد بود. ممکن است در سال اول و دوم ارفاقی بشود، ولی هدف نهایی این است که سطح نظام ما به چنین استاندارد فوق‌العاده برسد. این نوع امتحانات و بازرسی‌ها در وزارتخانه‌ها هم شروع شده‌است و فکر می‌کنم ادامه این کار چنان تحولی در دستگاه‌های اداری ما به وجود بیاورد که قسمت عمده اصل انقلاب اداری ما به همین وسیله انجام بگیرد، چون « چک‌ لیست‌هایی » که ما می‌گیریم، هم معلومات افراد را معین می‌کند و هم طرز انجام وظیفه آنها را. ما در انقلاب اداری خودمان چه می‌خواستیم؟ در واقع همین چیزها را. وقتی بیایند به ما گزارش بدهند که فلانی معلوماتش از کار تخصصی‌اش پایین‌تر است، یا بگویند او آدمی است که مرتب سر کارش نمی‌آمد، یا با مردم با بی‌حوصله‌گی رفتار می‌کند، این چیزها فوراً نمره‌اش را برای ما روشن می‌کند. این است که کار سرمایه‌گذاری ما در امور صنعتی به خصوص در کشاورزی توأم با انقلاب اداری و تخصصی روزافزون افراد در کار خودشان است. سرمایه‌گذاری‌های خارجی در این کشور به ما اجازه خواهد داد که برنامه پنج ساله پنجم خودمان را طوری با خدمات اجتماعی توأم نماییم که هم صنعت ایران پیشرفت بکند و هم کشاورزی ایران، هم مدرسه بیشتر ساخته شود و هم بیمارستان و درمانگاه، هم موزه بیشتر ایجاد شود و هم کتابخانه و سایر مؤسسات فرهنگی.


تبصره - در نقاطی که فرمانداری کل وجود دارد طبق مقررات این قانون انجمن استان تشکیل می‌شود و فرمانداران کل وظایف و اختیارات‌استانداران را که در این قانون معین گردیده است به عهده خواهند داشت.  
موضوعی که لازم است خاطرنشان بکنم (گو اینکه در کتاب انقلاب سفید و در بعضی نطق‌های خود به کرات راجع به آن توضیح داده‌ام)، اهمیت بیمه‌های گوناگون اجتماعی است. اصطلاحی که در این مورد به کار برده‌ام این است که یک ایرانی از موقعی که به دنیا می‌آید تا موقعی که از این دنیا می‌رود، در تمام مراحل زندگی‌‌اش و در سنین مختلف باید از مزایای بیمه‌ها بهره‌مند باشد، یعنی اولیای یک طفل وقتی که او به دنیا می‌آید با پیش‌بینی‌های لازم و پرداخت یک وجه کاملاً قابل تحمل مانند مخارج تحصیل باید او را بیمه کنند، همچنین بیمه‌هایی در مقابل بیماری. کسی که بیمار می‌شود باید به وسیله بیمه‌های اجتماعی در بیمارستان‌های مربوط مداوا بشود تا به خواست خدا بهبود پیدا بکند. همچنین بیمه عمر، بیمه پیری، بیمه از دست دادن عضو و سایر بیمه‌هایی که هست و خیلی‌ها هم بدان عمل می‌کنند. ولی فکر می‌کنم اگر بخواهیم این نوع عدالت اجتماعی را همگانی بکنیم و در سرتاسر مملکت توسعه بدهیم باید این جزو سیاست عمومی ما باشد و راه‌هایش را باید پیدا بکنیم که چگونه دولت کارمندان خودش را بیمه بکند، چگونه کارفرما کارگران خودش را بیمه بکند، چگونه شرکت‌های سهامی و سایر تشکیلاتی که جنبه شرکت و عمومیت دارد همه اعضای خودشان را بیمه بکنند. همانطور که گفتم تحت هر رژیمی آینده بشریت و ترقی مجامع و جوامع بین‌المللی بر اساس شرکت‌های تعاونی و بیمه‌های گوناگون اجتماعی استوار خواهدبود و زندگی افراد را از این راه در تمام مدت عمر تأمین نموده و موجبات راحت و رفاه آنها را فراهم خواهند ساخت.


ماده ۲ - اعضاء انجمنهای شهرستان مطابق مقررات این قانون برای مدت چهار سال از طرف اهالی محل انتخاب می‌شوند و انتخاب مجدد آنان‌بلامانع است.


ماده ۳ - انجمن شهرستان تشکیل می‌شود از منتخبین مرکز شهرستان و بخشهای تابع آن و انجمن استان تشکیل می‌شود از رؤسای انجمنهای‌شهرستان و یک نفر از اعضاء هر یک از انجمنهای شهرستان حوزه استان به انتخاب انجمن شهرستان.


ماده ۴ - تعداد اعضاء انجمن شهرستان به شرح زیر است:
۱ - در مرکز هر شهرستان که تا ۳۰ هزار نفر جمعیت داشته باشد ۵ نفر.
۲ - در مرکز هر شهرستان که از ۳۰ هزار تا ۵۰ هزار نفر جمعیت داشته باشد ۷ نفر.
۳ - در مرکز هر شهرستان که از ۵۰ هزار تا ۱۰۰ هزار نفر جمعیت داشته باشد ۹ نفر.
۴ - در مرکز هر شهرستان که از ۱۰۰ هزار تا ۲۰۰ هزار نفر جمعیت داشته باشد ۱۱ نفر.
۵ - در مرکز هر شهرستان که بیش از ۲۰۰ هزار نفر جمعیت داشته باشد به ازاء هر یک صد هزار نفر اضافی یک نفر و در هر حال از ۳۰ نفر تجاوزنخواهد کرد.
تبصره - از هر یک از بخشها که جمعیت آن کمتر از ده هزار نفر باشد یک نفر انتخاب و به تعداد مزبور علاوه خواهد شد و در صورتی که جمعیت‌بخش بیش از ۱۰۰۰۰ نفر باشد برای هر ۷۵۰۰ نفر به بالا تا ده هزار نفر یک نفر نماینده افزوده خواهد شد.
فصل دوم - شرایط انتخاب‌کنندگان و انتخاب‌شوندگان
ماده ۵ - انتخاب‌کنندگان باید واجد شرایط زیر باشند: ۱ - تابعیت ایران. ۲ - داشتن حداقل ۲۰ سال سن. ۳- توطن در محل انتخاب یا سکونت در آنجا از شش ماه قبل از انتخابات.
ماده ۶ - انتخاب شوندگان باید واجد شرایط زیر باشند:  ۱- تابعیت ایران. ۲ - داشتن حداقل ۲۵ سال سن. ۳ - خواندن و نوشتن فارسی به اندازه کافی.  ۴-  توطن در محل انتخاب و یا سکونت در آن محل حداقل دو سال قبل از انتخاب.
ماده ۷ - اشخاص زیر از حق انتخاب کردن و انتخاب شدن محروم هستند:
۱ - محجورین.۲ - ورشکستگان به تقصیر و یا تقلب.۳ - مرتکبین جنایات یا جنحه‌های بزرگ عمدی. ۴- کسانی که سوء شهرت دارند.
ماده ۸ - اشخاص زیر به مناسبت مقام خود نمی‌توانند به عضویت انجمن شهرستان انتخاب شوند:
۱ - نخست وزیر و وزراء و معاونین آنان و نمایندگان مجلسین در تمام کشور.
۲ - استانداران و فرمانداران و دادستانها و شهرداران و بخشداران و کلیه رؤسای سازمانهای دولتی و مؤسسات انتفاعی و بازرگانی وابسته به دولت‌و قائم مقام و معاونین مقامات مزبور در حوزه مأموریت و کار خود.
۳ - اعضاء اصلی و علی‌البدل انجمن نظارت انتخابات انجمن شهرستان در حوزه انتخابیه خود.
۴ - رییس و اعضای انجمن شهر و رئیس انجمن بهداری و مدیر عامل جمعیت شیر و خورشید سرخ و رییس شورای داوری.
تبصره ۱ - متصدیان مقامات مذکور در بند ۲ تا ۴ این ماده در صورتی که داوطلب شرکت در انتخابات حوزه مأموریت خود باشند باید قبل از شروع‌انتخابات و همزمان با اعلام آمادگی از سمت خویش استعفا دهند و در صورتی که مستخدم رسمی دولت باشند، ضمن استعفا از سمت خود، تقاضاکنند که آماده به خدمت شوند و دولت مکلف به قبول این تقاضاها است. ...
ماده ۹ - مشمولین قانون استخدام نیروهای مسلح شاهنشاهی تا زمانی که در خدمت هستند از حق انتخاب کردن و انتخاب شدن محرومند.
فصل سوم - انتخابات
ماده ۱۰ - انتخاب‌ کنندگان باید قبل از دادن رأی برگ انتخاباتی تحصیل کنند نحوه تنظیم دفاتر ثبت نام و احراز صلاحیت رأی دهنده و صدور برگ‌انتخاباتی به موجب آیین‌نامه‌ای خواهد بود که بر اساس این قانون از طرف وزارت کشور تهیه و به تصویب هیأت وزیران خواهد رسید.
ماده ۱۱ - پس از وصول دستور وزارت کشور مبنی بر شروع انتخابات فرماندار یا بخشدار و یا جانشینان آنها مکلفند حداکثر ظرف ده روز مراتب راجهت اطلاع داوطلبان نمایندگی انجمن شهرستان در حوزه انتخابیه آگهی نمایند.  داوطلبان باید از تاریخ انتشار آگهی ظرف پانزده روز آمادگی خود را کتباً به فرمانداری یا بخشداری محل انتخاب اطلاع دهند و برای اینکه داوطلب‌نمایندگی شناخته شوند باید معرفی‌نامه‌ای به امضای ۳۰ تا ۱۵۰ نفر اشخاصی که صلاحیت رأی دادن دارند به ترتیب زیر:
۱ - در نقاطی که تا ۳۰ هزار نفر جمعیت دارند ۳۰ نفر.
۲ - در نقاطی که از ۳۰ هزار تا ۵۰ هزار نفر جمعیت دارند ۵۰ نفر.
۳ - در نقاطی که ۵۰ هزار تا ۱۰۰ هزار نفر جمعیت دارند ۷۵ نفر.
۴ - در نقاطی که از ۱۰۰ هزار تا ۲۰۰ هزار نفر جمعیت دارند ۱۰۰ نفر.
۵ - در نقاطی که از ۲۰۰ هزار تا ۵۰۰ هزار نفر جمعیت دارند ۱۲۵ نفر.
۶ - در نقاطی که از ۵۰۰ هزار نفر به بالا جمعیت دارند ۱۵۰ نفر.
ضمیمه نامه خود به فرمانداری و یا بخشداری محل انتخاب تسلیم و رسید دریافت نمایند. برگ داوطلبی و معرفی‌نامه طبق نمونه‌ای است که از طرف‌وزارت کشور تهیه خواهد شد. معرفی کاندیدای احزاب قانونی برای عضویت در انجمن شهرستان از طرف احزاب مذکور بجای معرفی‌نامه قابل قبول‌خواهد بود.
ماده ۱۲ - پس از انتشار آگهی مذکور در ماده ۱۱ فرماندار بلافاصله کمیسیونی مرکب از خود و رؤسای ادارات دادگستری و بهداری و آموزش وپرورش و در صورت غیبت یا نبودن در محل قائم‌مقام آنان و یک نفر معتمد محل تشکیل می‌دهد. در نقاطی که هر یک از ادارات مذکور در این ماده‌وجود نداشته باشد از رؤسای سایر ادارات یا معتمدین محل برای تشکیل کمیسیون پنج نفری دعوت می‌شود.  کمیسیون بدواً به صلاحیت داوطلبان نمایندگی کلیه حوزه‌های انتخابیه آن شهرستان رسیدگی و پس از آن اسامی واجدین شرائط در حوزه انتخابیه را به‌تفکیک تهیه و به وسیله فرماندار یا بخشدار اعلام می‌نماید و رأی‌دهندگان فقط می‌توانند به آنان رأی دهند.
ماده ۱۳ - فرماندار یا بخشدار هر حوزه انتخابیه به محض وصول دستور وزارت کشور مبنی بر تشکیل انجمن نظارت پانزده نفر از طبقات زیر:
۱ - اعضای هیأت علمی مؤسسات آموزش عالی، دبیران و آموزگاران ۲ - پزشکان، مهندسان، وکلای دادگستری و سردفتران اسناد رسمی. ۳- بازرگانان و پیشه‌وران.۴ - کشاورزان. ۵- کارگران.
از هر طبقه سه نفر را که واجد شرایط انتخاب شدن باشند تعیین و دعوت می‌نماید در صورتی که یک یا چند طبقه از طبقات پنجگانه فوق وجود نداشته‌باشد معادل کسری عده از سایر طبقات دعوت می‌شود.
ماده ۱۴ - دعوت‌شدگان در اولین جلسه از بین خود یا خارج هفت نفر را که واجد شرایط انتخاب شدن باشند به رأی مخفی و اکثریت نسبی به‌عنوان عضو اصلی و هفت نفر را به همین ترتیب به عنوان عضو علی‌البدل انجمن نظارت بر انتخابات تعیین می‌کنند برای انجام انتخاب مزبور حضوردو ثلث از دعوت‌شدگان کافی خواهد بود.
ماده ۱۵ - اعضای انجمن نظارت پس از انتخاب بلافاصله تحت ریاست مسن‌ترین اعضاء تشکیل جلسه داده و یک رییس و یک نایب رییس و لااقل‌ سه منشی از بین خود با رأی مخفی انتخاب می‌نمایند. انتخاب رییس و نایب رییس فردی و با اکثریت تام خواهد بود و در صورت عدم حصول اکثریت‌ تام دفعه دوم انتخاب به اکثریت نسبی صورت می‌گیرد انتخاب منشی‌ها جمعی و به اکثریت نسبی است.
ماده ۱۶ - انجمن نظارت حوزه انتخابیه مکلف است برای تسهیل و تسریع در امر انتخابات و اخذ رأی به تعداد لازم شعب جداگانه مرکب از پنج نفراز اهالی همان محل که واجد شرایط انتخاب شدن باشند تشکیل دهد.
ماده ۱۷ - انجمن نظارت و شعب آن غیر قابل انحلال است، مگر آنکه موجبات تعطیل و تعویق انتخابات را فراهم کند و یا بر خلاف وظایفی که برطبق این قانون به عهده انجمن گذاشته شده عمل نماید. در این صورت اگر اخلال از طرف شعبه باشد بنابر رأی اکثریت انجمن با موافقت فرماندار یابخشدار شعبه مزبور منحل می‌شود و اگر از طرف انجمن باشد فرماندار یا بخشدار با موافقت کمیسیون پنج نفری موضوع ماده ۱۲ ضمن تنظیم‌صورت مجلس که حاکی از دلایل انحلال و کیفیت اخلال در انجمن باشد اعضاء علی‌البدل را برای ادامه امر انتخابات دعوت می‌نماید در صورتی که از آن‌اقدام نیز نتیجه‌ای حاصل نشود بلافاصله به ترتیب مقرر در ماده ۱۳ مجدداً نسبت به تشکیل انجمن نظارت اقدام به عمل خواهد آمد.
ماده ۱۸ - انجمن نظارت باید آگهی که حاوی مطالب زیر باشد از ۳ تا ۵ روز قبل از روز اخذ رأی در حوزه انتخابیه منتشر کند: ...
ماده ۱۹ - رأی‌گیری در یک روز به عمل خواهد آمد و دادن رأی باید مخفی باشد و نحوه اخذ رأی و استخراج آن و تشخیص حائزین اکثریت طبق‌ آیین‌نامه‌ای است که از طرف وزارت کشور تهیه و به تصویب هیأت وزیران خواهد رسید.
ماده ۲۰ - هرگاه در اثنای جریان انتخابات یک یا چند نفر از اعضاء انجمن در درآمدن به جلسات تعلل یا از حضور استنکاف نمایند تا زمانی که‌اکثریت باقی است جریان امر تعقیب و به عضو یا اعضاء مذکور اخطار می‌شود ...
ماده ۲۱ - اگر کسی در جریان انتخابات شکایت یا ایرادی در امر انتخابات داشته باشد مانع سیر قانونی جریان انتخابات نخواهد بود، ولی خلاصه‌ شکایت یا ایراد در دفتر مخصوص انجمنهای نظارت ثبت می‌شود.
ماده ۲۲ - انجمن نظارت پس از خاتمه رأی‌گیری و شمارش و قرائت آراء بلافاصله اسامی دارندگان رأی را جهت اطلاع عموم آگهی می‌نماید و از تاریخ انتشار این آگهی تا یک هفته ایرادات و شکایات از انتخابات را می‌پذیرد و منتهی ظرف یک هفته دیگر به شکایات یا ایرادات رسیدگی و نتیجه رااعلام می‌دارد.  ...
ماده ۲۳ - انتخابات انجمنهای شهرستان و شهر در یک روز انجام می‌شود و در مواردی که تجدید انتخاب شهرستان لازم شود طبق مواد این قانون‌اقدام خواهد شد.
ماده ۲۴ - در صورتی که ایراد و شکایتی از انتخابات نشود و یا ایرادات و شکایت‌های رسیده پس از رسیدگی مورد تأیید واقع نگردد انجمنهای‌ نظارت پس از تنظیم صورتمجلس نهایی به نام کسانی که به عضویت انجمن شهرستان انتخاب شده‌اند اعتبارنامه را به امضای اکثریت اعضاء انجمن وفرماندار یا بخشدار مربوط در چهار نسخه صادر کرده نسخه اول را به عضو منتخب تسلیم خواهد نمود نسخه دوم ...
ماده ۲۵ - پس از صدور اعتبارنامه اعضاء انجمن شهرستان با حضور اعضاء انجمن مزبور و رییس و اعضاء انجمن نظارت بر انتخابات و فرماندار ویا بخشدار اوراق آراء مأخوذه معدوم می‌شود و در این موقع رییس انجمن نظارت انحلال انجمن نظارت را اعلام می‌دارد.
ماده ۲۶ - ترتیب انتخابات نمایندگان بخشها بر اساس انتخابات انجمنهای شهرستان و به نحوی خواهد بود که در ماده ۱۱ اصلاحی منظور شده‌است.
فصل چهارم - طرز تشکیل انجمنهای شهرستان و استان
ماده ۲۷ - پس از آنکه دو ثلث اعتبارنامه منتخبین بخشها و مرکز شهرستان به فرمانداری واصل گردید فرماندار مکلف است از کلیه اعضاء انجمن‌شهرستان و معتمدین محل و وجوه طبقات مندرج در ماده ۱۲ و رؤسای ادارات و مؤسسات عمومی برای افتتاح انجمن دعوت و انجمن را به نام نامی‌اعلیحضرت همایون شاهنشاه افتتاح کند.
....
ماده ۸۶ - این اصلاحیه از تاریخ تصویب جایگزین قانون تشکیل انجمنهای شهرستان و استان مصوب ۳۰ خرداد ماه ۱۳۴۹ خواهد شد.
اصلاحیه فوق مشتمل بر هشتاد و شش ماده و بیست و چهار تبصره به استناد تبصره یک ماده یک قانون تشکیل انجمن‌های شهرستان و استان پس ازتصویب کمیسیون کشور مجلس شورای ملی در جلسه روز دوشنبه ۲۵۳۵٫۳٫۳ در جلسه روز چهارشنبه بیست و ششم خرداد ماه دو هزار و پانصد وسی و پنج شاهنشاهی به تصویب کمیسیون کشور مجلس سنا رسیده است.
رییس مجلس سنا - جعفر شریف‌امامی





نسخهٔ ‏۲۷ ژوئن ۲۰۱۸، ساعت ۰۹:۱۷


  • شاهنشاه آریامهر از رفاه و امنیت و نگاهبانی از دارایی روی زمینی و زیر زمینی ایران و ایرانیان می گویند

سخنان اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر درباره رفاه مردم ایران ۸ دی ماه ۱۳۴۹ کوچی تازی

در چند سال اخیر حتی یک ساعت کارگر ایرانی دست از کار نکشید، چرا؟ برای اینکه آن احساس استثماری که قبلاً می‌کرد با شریک‌ شدن تا بیست درصد از منافع کارخانه از بین رفت و او احساس کرد که یک نوع شرکت در حفظ کارخانه و در پیشبرد هدف‌های کارخانه و افزایش تولیدات کارخانه دارد. زارع نیز بیشتر کار کرد برای اینکه دیگر برای خودش کار می‌کرد، حالا آن اصطلاح معروف کشاورزی که در مراغه به من گفت «مثل این است که من از نو به دنیا آمده‌ام»، به تحقق پیوسته است. این را هم اگر نخواهیم بگوییم ولی واضح است که زارع ایرانی از آن وضع فئودالی و ارباب و رعیتی تغییر شکل داده و به یک فرد آزاد، به فردی که می‌داند ماحصل رنج او مال خودش هست تبدیل شده‌است. البته مروجین کشاورزی و شرکت‌های تعاونی روستایی و شرکت‌های سهامی زراعی وسیله پیشرفت کار او را فراهم ساخته‌اند. در این میان طبقات دیگر اجتماع هم از پیشرفت و بهبود وضع کارگر و زارع و قدرت خرید آنها استفاده می‌برند، فروششان بیشتر شده، کسبشان رونق پیدا کرده، سرمایه‌داران ایرانی که شاید قبل از آن مورد طعن و سرزنش بودند (زیرا اغلب پول‌هایشان را در بانک‌های خارجی پنهان می‌کردند)، اکنون نه تنها پول‌هایی را که در داخل کشور داشتند به خاطر اعتماد به استحکام وضع اقتصادی و اجتماعی ایران به کار انداختند، بلکه پول‌هایی را هم که در خارج کشور داشتند به ایران آورده‌اند، چون مسلماً منفعتی که در اینجا می‌توانند ببرند بیش از منافعی است که در یک کشور خارجی ممکن است عایدشان بشود. در کشور خارجی دیگر مصونیت پنج ساله مالیاتی ندارند و می‌بایستی هر منفعتی که می‌برند مالیاتش را بپردازند، ولی اینجا تا پنج سال مسلماً از پرداخت مالیات معافند و از سایر کمک‌هایی که دولت برای حفظ و حراست صنایع جوان ایران انجام می‌دهد، برخوردار می‌شوند.

سایر مظاهر انقلاب ما که همه آنها منطبق با اصول عدالت اجتماعی است، چنان استحکامی به جامعه ما داده که ایران در تمام دنیا به عنوان جزیره ثبات و یا دریای آرامش نامیده شده‌است. به هر صورت هر کس به سلیقه خودش اسمی که معرف استحکام وضع ما است به ما داده و مملکت ما به این پیشرفت‌ها نائل شده‌است. البته حسودان، کسانی که می‌دیدند دوازده ماده انقلاب ایران در داخل کشور چه اثراتی داشته و احیاناً ممکن است شهرت این پیشرفت‌ها به جاهای دیگر برسد و مردم اگر چشمشان باز باشد می‌توانند وضع خود را با دیگران مقایسه بکنند و نتیجه‌گیری نمایند، از این وضع ناراحت می‌شدند. همچنین بود وضع کسانی که به دنبال مرام می‌گردند، نه مثل ما که دنبال مرام نمی‌گردیم، بلکه به دنبال طریقی می‌گردیم که بیشتر و بهتر بتواند به کشور ایران و به ملت ایران خدمت بکند و در این جستجوها اغلب اوقات ابتکاراتی که شده نتیجه فکر خود ما بود، جز در قسمت‌های فنی و تکنولوژی که ما از سایرین اقتباس کردیم. شرط عقل هم همین است که کاری را که سایرین سال‌ها مطالعه کرده‌اند و مبالغ هنگفت و معتنابهی برای پیدا کردن تکنولوژیک و مسائل فنی خرج کرده‌اند، ما بدون زحمت، بدون خرج، شاید با پرداخت آن قیمت لیسانسی که آنها به طور کلی روی قیمت‌هایشان می‌کشند و سال‌های سال طول می‌کشد تا مستهلک بشود، همه آنها را تجربه شده و امتحان شده اقتباس بکنیم، ولی آن چیزی که مربوط به اجتماع ایران است و منطبق با روحیه ایرانی و تاریخ ایران و موقعیت جغرافیایی ایران است، ما آن را از کسی اقتباس نکردیم و این نتیجه قدرت معنوی ایران است، زیرا اقتباس کردن این چیزها یک نوع اسارت است در مقابل آن کشور یا آن ایدئولوژی که ما اینها را از آن اقتباس می‌کنیم، به علاوه ما را وادار می‌سازد که همیشه دنباله‌رو دیگران باشیم، در صورتی که می‌بینیم تکنولوژی و ترقیات فنی و صنعتی امروز (ایسم)های قدیمی را به کلی تحت‌الشعاع قرار داده‌است. قدرت انقلاب ایران این است که خود من، پیشنهادکننده اصول این انقلاب، به شما می‌گویم چه بسا بعضی از مواد دوازده‌گانه انقلاب که باید در سال‌های آینده تغییراتی بکند.

البته فلسفه کلی ما تغییر نخواهد کرد، زیرا دنیا به قهقرا برنمی‌گردد، یعنی اگر ما جنگل‌ها را ملی کردیم در آینده این جنگل‌ها دو مرتبه بین افراد و سرمایه‌داران تقسیم نخواهدشد، یا زمین‌هایی که بین دهقان‌ها تقسیم شده‌است دو مرتبه به مالکیت بزرگ فردی تبدیل نخواهد شد، حداکثر آن است که یا در تعاونی‌ها جمع می‌شود یا در شرکت‌های سهامی زراعی. آب‌های این مملکت را نیز که ما ملی کردیم دو مرتبه بین افراد تقسیم نمی‌کنند که این حوض مال تو، آن چاه مال این، و آن رودخانه مال دیگری. همینطور است وضع مراتع.

فلسفه کلی ما درباره صنایع سنگین نیز آن است که این صنایع باید متعلق به جامعه باشد و به وسیله دولت که نماینده جامعه است اداره بشود، یعنی در آینده صنایع نفت ایران بین یک عده سهامدار تقسیم نخواهد شد. همچنین ذوب‌آهن که صنعت ملی ایران است به دست افراد یعنی به بخش خصوصی سپرده نمی‌شود، ولی خیلی چیزها است که امروز مورد عمل ما است اما فردا لازم است به وسیله تکنولوژی مدرن که تغییرات شگرفی در آن پدیدار شده، تغییر کند و با ترقیات جدید تطبیق نماید. برای اینکه در این مباحث زیاد وقت صرف نکنیم، مطالب را خلاصه می‌کنم: برنامه‌ریزی همیشه برای یک هدف و یک مقصود است. برنامه‌ریزی در برنامه پنج ساله پنجم چه هدفی می‌تواند داشته باشد؟ دادن خدمات بیشتر به مردم، یعنی مدارس بیشتر، بیمارستان‌های بیشتر، درمانگاه‌های بیشتر. اینها یک نوع خدمات است. خدمات دیگری هم هست که ظاهراً به چشم نمی‌خورد، ولی آنها هم به همین اندازه مهم است، مانند کتابخانه، نشان دادن فیلم‌های خبری و آموزشی، برنامه‌های تلویزیونی که مردم را روشن می‌کند و خودش خدمت بزرگی است، ساختمان مسکن، ایجاد موزه‌های مختلف و ارائه فرهنگ ملی ایران به مردم، وسایل تفریحات سالم و ایجاد اردوگاه‌ها در ساحل دریا یا در کوهستان تا طبقات مختلف بتوانند در آنجا تعطیلات خود را با راحتی و آسایش بگذرانند. برنامه ما باید این باشد که تشکیلات مملکتی به طور مرتب و منظم وسایل کار را برای افرادی که داوطلب استفاده از این اردوگاه‌ها هستند فراهم کنند، چنانکه می‌بینیم طبقات مختلف مردم روزبه‌روز بیشتر به این موضوع توجه می‌کنند و اغلب آخر هفته را به گردش می‌روند و در تابستان‌ها در اولین فرصت خودشان را به نقاط کوهستانی یا به لب دریا می‌رسانند. برای دادن این خدمات از هر نوع و از هر قبیل به مردم به طوری که هم بخش دولتی از هر نوع و از هر قبیل به مردم به طوری که هم بخش دولتی و هم بخش خصوصی بتوانند این وظایف را انجام بدهند، اصل این است که درآمد کافی در مملکت ایجاد بشود. ممکن است بگویند که برای ایجاد درآمد باید بیشتر در قسمت‌های تولیدی سرمایه‌گذاری بکنید، زیرا تا تولید نباشد درآمد نیست و اگر پولی که باید در قسمت تولیدی صرف بشود آن را صرف موزه و نمایشگاه و این کارها بکنید نقض غرض است. در اینجا ما باید متوسط آن دو کار را بکنیم، زیرا جامعه ما از لحاظ مادی به اندازه‌ای ترقی کرده‌است که اکنون باید به قسمت روحی و معنوی آن توجه کرد، ولی سعی دائمی ما باید این باشد که به هر وسیله شده پول بیشتری در زیربنای اقتصادی مملکت به خصوص در امر کشاورزی خرج بکنیم. بعید نیست همان پول‌های کلانی که بعضی از ممالک دنیا را به رشد اقتصادی فوق‌العاده رساند، یک بازار به این محکمی و به این خوبی را تشخیص بدهد و کم‌کم به این مملکت هم سرازیر بشود، ولی تنها سرمایه‌گذاری کافی نیست، باید هر فرد ایرانی در هر کاری که انجام می‌دهد تبحر و تخصص داشته باشد. پس موضوع آموزشی، مخصوصاً آموزش حرفه‌ای در امور صنعتی و آموزش‌های دیگر در سطح دبیرستان و دانشگاه باید مورد توجه قرار گیرد. کاری که ما در این اواخر شروع کردیم و فکر نمی‌کنم که مردم به اندازه کافی از آن اطلاع داشته باشند، رسیدگی و امتحانی است که به طور خیلی دقیق و موشکافانه در قسمت‌های نظامی شروع کردیم. ارتش شاهنشاهی ایران چون از لحاظ تعداد محدود است و اسلحه ما هم «اتمیک» نیست و نخواهد بود و به علاوه اسلحه ما هر قدر خوب باشد بیشتر و برتر از بهترین سلاح‌های دنیا نیست، از این روی این فکر که استاندارد معلومات و وظیفه‌شناسی در نظام ما به حد ممتاز برسد، به این ترتیب که هر کس از صد نمره ۹۶ بیاورد ممتاز می‌شود و هر کس تا ۹۰ نمره بیاورد در ردیف عالی قرار می‌گیرد. ما اکنون در این راه هستیم که دیگر «خیلی خوب» و «خوب» برایمان قابل قبول نخواهد بود. ممکن است در سال اول و دوم ارفاقی بشود، ولی هدف نهایی این است که سطح نظام ما به چنین استاندارد فوق‌العاده برسد. این نوع امتحانات و بازرسی‌ها در وزارتخانه‌ها هم شروع شده‌است و فکر می‌کنم ادامه این کار چنان تحولی در دستگاه‌های اداری ما به وجود بیاورد که قسمت عمده اصل انقلاب اداری ما به همین وسیله انجام بگیرد، چون « چک‌ لیست‌هایی » که ما می‌گیریم، هم معلومات افراد را معین می‌کند و هم طرز انجام وظیفه آنها را. ما در انقلاب اداری خودمان چه می‌خواستیم؟ در واقع همین چیزها را. وقتی بیایند به ما گزارش بدهند که فلانی معلوماتش از کار تخصصی‌اش پایین‌تر است، یا بگویند او آدمی است که مرتب سر کارش نمی‌آمد، یا با مردم با بی‌حوصله‌گی رفتار می‌کند، این چیزها فوراً نمره‌اش را برای ما روشن می‌کند. این است که کار سرمایه‌گذاری ما در امور صنعتی به خصوص در کشاورزی توأم با انقلاب اداری و تخصصی روزافزون افراد در کار خودشان است. سرمایه‌گذاری‌های خارجی در این کشور به ما اجازه خواهد داد که برنامه پنج ساله پنجم خودمان را طوری با خدمات اجتماعی توأم نماییم که هم صنعت ایران پیشرفت بکند و هم کشاورزی ایران، هم مدرسه بیشتر ساخته شود و هم بیمارستان و درمانگاه، هم موزه بیشتر ایجاد شود و هم کتابخانه و سایر مؤسسات فرهنگی.

موضوعی که لازم است خاطرنشان بکنم (گو اینکه در کتاب انقلاب سفید و در بعضی نطق‌های خود به کرات راجع به آن توضیح داده‌ام)، اهمیت بیمه‌های گوناگون اجتماعی است. اصطلاحی که در این مورد به کار برده‌ام این است که یک ایرانی از موقعی که به دنیا می‌آید تا موقعی که از این دنیا می‌رود، در تمام مراحل زندگی‌‌اش و در سنین مختلف باید از مزایای بیمه‌ها بهره‌مند باشد، یعنی اولیای یک طفل وقتی که او به دنیا می‌آید با پیش‌بینی‌های لازم و پرداخت یک وجه کاملاً قابل تحمل مانند مخارج تحصیل باید او را بیمه کنند، همچنین بیمه‌هایی در مقابل بیماری. کسی که بیمار می‌شود باید به وسیله بیمه‌های اجتماعی در بیمارستان‌های مربوط مداوا بشود تا به خواست خدا بهبود پیدا بکند. همچنین بیمه عمر، بیمه پیری، بیمه از دست دادن عضو و سایر بیمه‌هایی که هست و خیلی‌ها هم بدان عمل می‌کنند. ولی فکر می‌کنم اگر بخواهیم این نوع عدالت اجتماعی را همگانی بکنیم و در سرتاسر مملکت توسعه بدهیم باید این جزو سیاست عمومی ما باشد و راه‌هایش را باید پیدا بکنیم که چگونه دولت کارمندان خودش را بیمه بکند، چگونه کارفرما کارگران خودش را بیمه بکند، چگونه شرکت‌های سهامی و سایر تشکیلاتی که جنبه شرکت و عمومیت دارد همه اعضای خودشان را بیمه بکنند. همانطور که گفتم تحت هر رژیمی آینده بشریت و ترقی مجامع و جوامع بین‌المللی بر اساس شرکت‌های تعاونی و بیمه‌های گوناگون اجتماعی استوار خواهدبود و زندگی افراد را از این راه در تمام مدت عمر تأمین نموده و موجبات راحت و رفاه آنها را فراهم خواهند ساخت.