الگو:نوشتار برگزیده: تفاوت میان نسخه‌ها

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
(اصلاح ارقام، اصلاح فاصلهٔ مجازی)
خط ۲: خط ۲:
<onlyinclude>
<onlyinclude>
*
*
[[پرونده:ShahanShahSpeech19Dey1341FarmerCongress.ogv|thumb|left|280px|[[سخنان اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی در نخستین کنگره شرکت‌های تعاونی روستایی ایران ۱۹ دی ماه ۱۳۴۱]]]]
[[پرونده:ShahanshahAryamehr75.jpg|thumb|left|220px|اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر]]
[[پرونده:ShahanshahArymehrDeparture26Dey2537b.jpg|thumb|left|220px|اعلیحضرتین در فرودگاه مهرآباد ۲۶ دی ماه ۲۵۳۷ شاهنشاهی]]
[[پرونده:ConfederationLeaderKhomeini1352.jpg|thumb|left|220px|شاه رفت مرگ آمد]]
[[پرونده:MargBarJomhoriyehEslamiTehranUniDey1396.jpg|thumb|left|220px|تظاهرات سراسری مردم ایران - مرگ بر جمهوری اسلامی دی ماه ۱۳۹۶]]
'''[[شاه رفت مرگ آمد]]''' - ۲۶ دی ماه ۲۵۳۷ شاهنشاه آریامهر مانند همیشه سر ساعت ده بامداد به دفتر خود آمدند چند نامه و سند را دستینه فرمودند. دکتر محمد باهری از اعلیحضرت برای چندمین بار درخواست کرد که از ایران بیرون نروند. شاهنشاه چای گرم و شیرینی نوشیدند و نگاهی به دفترشان کردند و گفتند برویم. هر پانزده دقیقه یک بار از سفارت امریکا به کاخ شاهنشاهی زنگ می‌زدند که از رفتن شاهنشاه مطمئن شوند. کسانی که در کاخ صاحبقرانیه و کاخ نیاوران مانده بودند گرد آمده و چشم به راه بودند. همه می‌گریستند. شاهنشاه و شهبانو با آنها دست دادند و شاهنشاه می‌گفتند: ناراحت نباشید بر می‌گردیم. اعلیحضرتین با هم به فرودگاه هلیکوپتر کاخ رفتند.  شاهنشاه آریامهر به همراه امیر اصلان افشار رییس تشریفات دربار و سرهنگ جهان بینی و علیاحضرت شهبانو به همراه سرهنگ یزدان نویسی ، بانو دکتر پیرنیا پزشک خانوادگی  سوار هلیکوپتر شدند. شاهنشاه آریامهر و علیاحضرت شهبانو ساعت ۱۱ و ۴۵ دقیقه وارد فرودگاه مهرآباد شدند. دکتر جواد سعید رییس مجلس شورای ملی، دکتر علیقلی اردلان وزیر دربار، معینیان رییس دفتر مخصوص، ارتشبد بدره‌ای  فرمانده نیروی زمینی، علی نشاط فرمانده گارد جاویدان، قره باغی رییس ستاد بزرگ ارتشتاران و گروهی از بلندپایگان کشوری برای پسواز شاهنشاه به فرودگاه آمده بودند. اعلیحضرتین به پاویون سلطنتی رفتند. شاهنشاه چشم به راه شنیدن رای اعتماد شاپور بختیار از مجلس شورای ملی بودند.  تلفن‌های پاویون سلطنتی را از کار انداخته بودند. سرانجام با یاری سیستم تلفنی گارد شاهنشاهی از مجلس شورای ملی آگاهی رسید که شاپور بختیار با ۱۴۹ رای موافق و ۴۳ رای مخالف و ۱۳ رای ممتنع رای اعتماد گرفته است. هلیکوپتری فرستاده شد  تا بختیار را از مجلس شورای ملی به فرودگاه بیاورد. شاهنشاه آریامهر به بختیار گرفتن رای اعتماد را تهنیت گفتند و نگاهبانی قانون اساسی مشروطه و کشور و ملت ایران را به وی سپردند. شاهنشاه با تنها خبرنگاری که پروانه دادند به فرودگاه بیاید آقای لطفی مصاحبه کردند و فرمودند که تهران را به سوی اسوان در مصر ترک خواهند کرد و چند روز در آنجا استراحت می‌نمایند. همانطور که به هنگام تشکیل این دولت گفته بودم مدتی است که احساس خستگی می‌کنم و احتیاج به استراحت دارم و ضمنا گفته بودم پس از اینکه خیالم راحت شود و دولت مستقر شود به مسافرت خواهم رفت و این سفر اکنون آغاز می‌شود. امروز با رای مجلس شورای ملی که پس از رای سنا داده شد امیدوارم که دولت بتواند هم به جبران گذشته و هم در پایه گذاری آینده موفق بشود و برای این کار ما مدتی همکاری و حسن وطن پرستی به معنای اشد کلمه احتیاج داریم اقتصا ما باید راه بیفتد مردم باید زندگی عادیشان شروع شود و پایه ریزی بهتری برای آینده بکنیم. سخن دیگری غیر از حفظ وضع مملکت و انجام وظیفه بر اساس میهن پرستی ندارم. مدت سفر من بستگی به حالت مزاجی من دارد و در حال حاضر نمی‌توانم آن را دقیقا مشخص کنم.
علیاحضرت فرح پهلوی شهبانوی ایران نیز در مصاحبه فرمودند: اطمینان دارم استقلال مملکت و وحدت ملی همیشه پایدار خواهند ماند و من به ملت ایران ایمان و اعتقاد دارم. همینطور به فرهنگ ایران زمین اعتقاد دارم و امیدوارم و می‌دانم که خداوند همیشه پشت و پناه ملت ایران خواهد بود.
 
ساعت ۱۳ و ۸ دقیقه زمان تلخ بدرود گفتن فرارسید. سپهبد عبدالعلی بدره‌ای فرمانده رشید نیروزمینی در برابر شاهنشاه زانو زد و زانوانش را بوسید و گفت: اعلیحضرتا ما را رها نکنید. شاهنشاه با چشمانی پر از اشک سپهبد بدره‌ای را با دو دست بلند کردند و دست‌های وی را کوتاه زمانی در دست گرفتند. سپس به سوی دیگری رفتند که او نیز می‌گریست، همه باشندگان می‌گریستند. حتی بختیار با خیانت‌هایی که به ملت و کشور ایران کرد و کشور را برباد داد در این لحظات گریست. شاهنشاه آریامهر و علیاحضرت شهبانو و همراهان از پلکان هواپیمای « شاهین » بالارفتند. بختیار وارد هواپیما شد، شاهنشاه باز هم برای وی موفقیت آرزو کردند و با سدایی رسا فرمودند « ایران را به شما می‌سپارم و شما را به خدا ».


'''[[سخنان اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی در نخستین کنگره شرکت‌های تعاونی روستایی ایران ۱۹ دی ماه ۱۳۴۱|در روز ۱۹ دی ماه ۱۳۴۱ شاهنشاه گردهم‌آیی تاریخی کنگره ملی دهقانان ایران]]''' در تالار ورزشی محمدرضا شاه پهلوی را گشودند.  این گردهم‌آیی با بودن ۴۸۰۰ تن از دهقانان سراسر کشور و نمایندگان اتحادیه‌ها و شرکت‌های تعاونی روستایی برگزار شد. شاهنشاه در سخنرانی تاریخی خود پس از روشن ساختن چگونگی سیاسی کشور پیش از [[جنگ جهانی دوم]] و پیشرفت‌هایی که به تازگی در کشور انجام شده است چون [[املاک سلطنتی|تقسیم املاک سلطنتی]] و فروش زمین‌های خالصه، انحلال دو مجلس و اجرای قانون اصلاحات ارضی، فرمودند که برای جلوگیری از خدشه‌دار کردن این اصلاحات از سوی [[کنفدراسیون دانشجویان ایرانی|عوامل سیاه ارتجاع و قوای مخرب سرخ]] منشور ششگانه انقلاب شاه و ملت را به عنوان پادشاه مملکت و رییس قوای سه گانه به آرای مردم ایران می‌گذارم و مستقیم رای مثبت ملت ایران را در استقرار آن درخواست می‌کنم:
هواپیمای شاهین که شاهنشاه آریامهر خود آن را تا مرز عربستان سعودی خود خلبانی نمودند از فرودگاه مهرآباد بلند شد و چرخی روی شهر تهران زد، شاهنشاه آریامهر شادی گروهی بی خرد و مزدور را دیدند و از مرزهای ایران بیرون رفتند. ساعت ۱۳  و ۲۱ دقیقه و ۵۹ ثانیه  در زمانی که هواپیمای شاهنشاه از زمین ایران بلند شد، زلزله هولناکی شهر مشهد و شهرهای جنوبی استان خراسان چون قاین، بیرجند، فردوس، طبس، کاشمر، تربت حیدریه، تربت جام، نیشابور ، فریمان و گناباد را به سختی تکان داد و هزاران تن کشته و ده‌ها هزار تن زخمی شدند. پایگاه زلزله نگاری مشهد وابسته به دانشگاه فردوسی به آگاهی رساند که دستگاه‌ها سه ماه است که از کار افتاده‌اند. مرکز زلزله نگاری فنلاند این زمین لرزه را ۷٫۲ ریشتر ثبت کرد. دیگر شاهنشاه و شهبانو در کشور نبودند که به میان مردم نگون بخت بروند و آنان را در آغوش بگیرند، اشک هایشان را پاک کنند و دلداری دهند، و به جای خانه و کاشانه ویران شده آنها خانه‌هایی مدرن و زیبا برای روستاییان بسازند. زلزله قائن نیز مانند زلزله طبس به دست آخوندها افتاد و از یادها رفت و مردم سرگردان و بدبخت زیر و روی آوارها تنها ماندند. (دنباله نوشتار را در سایت مشروطه بخوانید)


:قریب به بیست و دو سال از سلطنت من می‌گذرد و اغلب شما در این مدت شاهد و ناظر وقایع این مملکت بوده‌اید و می‌دانید که تمام این مدت روزهای خوش و با سعادتی نبود. مملکت ما دچار گرفتاری‌های گوناگونی بود.  مدت زمان جنگ و بعد از جنگ دچار اشکالات فراوانی بودیم و این اشکالات را به خواست خداوند توانستیم یکی پس از دیگری از آنها بگذریم، تا این که امروز  به بزرگترین آرزوهای قلبی خودم و می دانم ملت ایران برسیم که ببینیم چنان جمعیتی به نمایندگی حقیقی اکثریت مردم ایران در اینجا جمع شده‌اند برای پی‌ریزی و شالوده همکاری‌هایی که اولا  بین خودشان به وسیله شرکت‌های تعاونی و سازمان مرکزی شرکت‌های تعاونی از طرفی، و از طرف دیگر حصول همکاری بین طبقه جدید زارع یا دهقان  ایرانی با سایر طبقات تولید کننده و زحمتکش و احیانا مصرف کننده‌ی این مملکت. برای من که از طفولیت، از زمانی که در مدرسه درس می‌خواندم به فکر خود، در صدد چاره‌جویی برای بهبود زندگی آن موقع رعیت ایران بودم، پاداشی بالاتر از این نیست که امروز ببینم به خواست خداوند، نه فقط زندگی آن رعیت سابق بهبود پیدا کرده است، بلکه نه فقظ ما رعیت و کلمه رعیت و خاصیت رعیت را از بین برده و او را یک نفر دهقان آزاد و حاکم بر سرنوشت خود کرده‌ایم. از همه مهمتر شخصیتی است که من امروز در فرد فرد دهقان‌های ایران می‌بینم و او را گردن فراز و پر از امید به آتیه و مصمم به کارکردن بیشتر می‌بینم. خداوند را شکر که ما توانستیم امروز در چنین جلسه‌ای این آمال و آرزوی دیرینه خود را این طور، به این سرعت، به این خوبی، جامه عمل پوشیده ببینیم. چیزی که شاید سایر ممالک  نه به این خوبی و در قرن‌ها کشمکش و خونریزی توانسته‌اند احیانا به دست بیاورند، ما در عرض یک سال به دست آورده‌ایم. علت این کار چیست؟ علت این کار یکی صحیح بودن برنامه و قانون، دوم قبولی اکثریت قاطع ملت ایران با وجود تمام دسایس و کارشکنی‌ها، و سوم اینکه مسلما تمام افرادی که مامور اجرای این کار بوده‌اند با جان و دل و یا از روی انجام وظیفه به وظیفه خود پرداخته‌اند که در این راه بهترین شاهد اول طرز انجام وظیفه مامورین اصلاحات ارضی است در سر تا سر مملکت که چطور شب و روز با یک روحیه و ایمان عجیبی کارکردند و مسلما سایر مامورین دولت نیز به نوبه خود همه به این امر خطیر کمک کردند. عظمت این اصلاح عمیق اجتماعی به قدری زیاد است که چون ما از یک فاصله کوتاه و نزدیکی به آن نگاه می‌کنیم شاید قادر به درک آن نباشیم، هر چقدر فاصله دورتر بشود و زمانی بگذرد آن وقت ما می‌توانیم پی به عظمت و قاطعیت این کار ببریم، چیزی که مسلما در تاریخ ایران بی سابقه بوده است. این موضوع،  یعنی آزادی اکثریت ملت ایران،  توام با رفاه حال او،  توام با آسایش خیال او،  این محدود به بهبود زندگی دهقانی ایران نخواهد بود. دهقان ایرانی که بیشتر تولید خواهد کرد و بیشتر پول به دست خواهد آورد، این پول خود را صرف خواهد کرد. مطمئنم با رشدی که من در شما می‌بینم این پول را در راه صحیح صرف می‌کنید، یعنی برای خودتان منزل می‌سازید، یعنی برای خودتان  یا به وسیله شرکت‌ها تهیه وسایل زراعت جدید می‌کنید، زراعت را کم کم مکانیزه می‌کنید،  به طرق جدید آشنا می‌شوید، به کود شیمیایی آشنا می‌شوید. آنهایی که قادر هستند اضافه بر زراعت، حشم مختصری نگهداری خواهند کرد، مرغ نگاهداری خواهند کرد، درخت خواهند زد؛ این تولید اضافی و ایجاد ثروت اضافی کمک خواهد کرد به رونق کارخانجات این مملکت ، به رونق صنعت این مملکت، صنعت  که رونق پیدا کرد و بازار بیشتری پیداکرد، وضع کارگرهای این مملکت به نوبه خود به همان تناسب بهتر می‌شود. برای کارگرها همانطور که اطلاع دارید و دیروز یا پریروز قانون آن منتشر شد یک اقدام مترقی دیگری که امیدواریم آن هم به زودی نتایجش معلوم باشد. وقتی که رونق صنعتی پیدا شد مسلما درآمد کارگر اضافه می‌شود. درآمد کارگر که اضافه شد به نوبه خود قدرت خرید او بالا می‌رود، وقتی که قدرت خرید زارع و کارگر بالا رفت و زندگی مرفه تری داشتند، زندگی متمدن تری داشتند خانه داشتند  لباس داشتند غذا به اندازه کافی خوردند، یک طبقه جدیدی وارد کار می‌شود که او باید این وسایل این کارها را فراهم بکند یا واسطه‌ای باشد و آن اصناف هستند، پیشه وران هستند که آنها به نوبه خود از رونق زندگی دهقان و کارگر زندگیشان رونق پیدا می‌کند، و همین طور این سلسله سرایت می‌کند به عموم طبقات مملکت و باعث این می‌شود که تمام افراد این مملکت دارای زندگی مرفه تر و بهتری باشند. الان کلید این زندگی بهتر و مرفه تر در دست شما دهقانان ایران است، برای اینکه اکثریت ملت ایران را فعلا شما تشکیل می‌دهید و تا چند سالی این اکثریت همین طور با شما خواهد بود تا اینکه هر چقدر مملکت رو به ترقی برود، هر چقدر وسایل کشاورزی مکانیزه بشود و هر چقدر که ما بتوانیم اراضی جدیدی مهیا برای کشت و زرع بکنیم و از طرفی صنعت مملکت رونق پیدا کند و مملکت هم صنعتی بشود، این حد نصاب فعلی عوض خواهد شد ولی تا اقلا یک نسل مسئولیت اساسی استقرار و ثبات این مملکت بر دوش شما طبقات نجیب، زحمتکش و شریف دهقانان ایرانی خواهد بود.
بازگشت مشروطه - تظاهرات مردم ایران علیه حکومت دینی دی ماه ۱۳۹۶ خورشیدی - با بازگشت خمینی در کشور ایران همه حقوقی را که مردم ایران با [[انقلاب مشروطه]] برای آن جنگیده بودند، از آنان گرفته شد. بر پایه [[قانون اساسی مشروطه]] اصل بیست و ششم " قدرت در دست مردم است » ، این اصل از مردم ایران ربوده شد. با پیاده کردن اصل ولایت فقیه، قدرت به دست آخوندها افتاد. با بازگشت خمینی، اصل بیست و هفتم قانون اساسی مشروطه که می‌گوید: سه قوه قانونگذاری، اجرایی و قضاییه از یکدیگر جدا و مستقل هستند را تکه پاره کردند. با چپاندن ولایت فقیه، تنها یک قوه وجود دارد و آن « رهبر » است. با بازگشت خمینی حقوق بشر در ایران لغو شد و قوانین شریعت جای حقوق بشر را گرفت. این سه اصل پایه‌های بنیادین هر قانون اساسی هستند و بر پایه اصل هفتم قانون اساسی مشروطه این سه اصل بنیادین را نمی‌توان تعطیل کرد. این بدین چم (معنا) است این سه اصل هم چنان هستند. در دی ماه ۱۳۹۶ خورشیدی مردم ایران حقوق حقه خود را به کار گرفتند و به خیابان‌ها آمدند و درخواست هایشان را فریاد کشیدند، که تنها راه برای مردم ایران است زیرا که نمایندگان مجلس شورای اسلامی نماینده مردم ایران نیستند، بلکه اینان برگزیدگان مجلس خبرگان هستند، دولت که باید به رفاه مردم ایران بپردازد تنها به گسترش قدرت شیعه در خاورمیانه می‌پردازد، و بودجه کشور برای جنگ در سوریه و یمن و لبنان و حمص و .... و سازمان‌های تروریستی اسلامی هزینه می‌شود، و رهبر که همه قدرت را در دست دارد همانگونه که مردم ایران در خیابان‌ها فریاد زدند: "ملت گدایی می‌کند رهبر خدایی می‌کند". در ایران امروز وضعیتی ایجاد شده است که برتولت برشت آن را چنین به نوشتار درآورده است: "دولت به مردم دیگر اطمینان ندارد. آیا آسانتر نیست که دولت مردم را رها کند و مردم دیگری را انتخاب کند." آنچه را که برتولت برشت در جوک و شوخی بیان کرده است، به روشنی فلسفه حکومتی جمهوری اسلامی است. دولت (قوه مجریه)، مجلس (قوه قانونگذاری) و دادگستری (قوه قضاییه) قدرت در دست عرب‌های شیعه است و برای امنیت عرب‌های حزب الله به کار گرفته می‌شوند.  


:چیزی که مایه کمال خوشوقتی و امیدواری من است، این است که سعی کردم در تمام این تماس‌هایی که با شما در مسافرت‌هایی که به اقصی نقاط مملکت می‌کردم، در این تماس سعی کردم که به روحیه شما آشنا بشوم، دیدم که کاملا به تمام این مطالب آشنا هستید. مخصوصا هر دفعه سعی کردم بپرسم که چرا شما این طور پشتیبان و دنبال این برنامه هستید. به چه علت؟  دیدم که فقط به علت ظاهری اینکه، خوب! یک قطعه زمینی را به شما می‌دهند و فقط به دلخوشی مالکیت یک سند، شما دلخوش نیستید، شما معنی اساسی این کار را فهمیده‌اید و معنی اساسی این کار آزادی است که در خودتان احساس می‌کنید. به زبان‌های مختلف از دهان افرادی که یکی مثلا در مراغه بود، دیگری لرستان،و سومی شاید اهل مازندران بود و چهارمی شاید اهل اردبیل بود، همین مطلب را من شنیدم که: "مثل این است که ما زندگی جدیدی را از نو شروع کرده‌ایم. یکی می‌گفت "من مثل اینست که که از نو به دنیا آمده‌ام". یکی می‌گفت من با وجودی که هفتاد سالم است تازه یک نیروی جوان بیست ساله در خود احساس می‌کنم و پشت گاوآهن می‌نشینم و کار می‌کنم. اینها قیمت ندارد، این حس وقتی که در اکثریت یک مردمی پیدا شد، این حس را  هیچ چیز نمی‌تواند جبران بکند، هیچ قدرتی بالاتر از این حس ایمان و امید در یک جامعه‌ای نمی‌تواند باشد. تمام هَمِ مسولین امور در هر نقطه‌ای از دنیا، تمام همِ سیاستمدارهای مسول و  دلسوز اینست که وسایلی فراهم بکنند که در یک ملتی ایجاد امید و ایمان بکنند. این چه کار عظیمی است که ما در این مملکت به خواست خداوند موفق شده‌ایم که در میان شما دهقانان که به تنهایی هفتاد و پنج درصد این مملکت را تشکیل می‌دهید، در میان شما این ایمان باشد چه برسد که این ایمان مسلما مطمئن هستم در طبقه کارگر نیز با این قانونی که وضع کرده‌ایم پیدا شده است و در سایر طبقات نیز پیدا خواهد شد. هر کسی و هر طبقه‌ای به یک علتی، اصناف برای اینکه کارشان بهتر خواهد شد، کارمندان دولت برای اینکه امیدواریم به وسیله قانون جدید استخدامی وضع آنها هم بهتر بشود، دیگر یا  از راه اعتلای فرهنگ ایران، یا از راه اعتلای علوم در ایران یا از راه ایجاد یک محیط سالمی که در آن فساد ریشه کن شده است، محیطی که فقط کسانی که لیاقت دارند در آن پیشرفت می‌کنند، محیطی که پاداش خدمتگزاران را می‌دهد، و همین محیطی که احیانا کسانی که از راه راست منحرف شده باشند، در آن به مجازات حقه می‌رسند. پس برای من این ساعت شاید گرامی ترین و شریف ترین ساعات زندگی من باشد، چون هم یکی از آرزوهای دیرینه خود را برآورده می‌بینم و هم اینکه لااقل هفتاد و پنج درصد جمعیت این مملکت را آزاد و خوشبخت و امیدوار به آینده مشاهده می‌کنم. هیچ محلی را مناسب‌تر از این نقطه، یعنی از پشت این تریبون، این تریبونی که ریاست افتخاری یا ریاست جلسه به این بزرگی را جلسه‌ای که مسلما بر قاطبه افراد این مملکت ریاست دارد، هیچ مکانی از اینجا مناسب تر نمی دانم که اظهاراتی  را که با ملت ایران دارم از پشت همین تریبون در این لحظه بنمایم. [غریو شادی و هلهله باشندگان در کنگره]
هدف جمهوری اسلامی این است ملت ایران از میان برود و از کشور باستانی ایران تنها جمهوری اسلامی بدون ایران بسازد، همانند داعش "دولت اسلامی عراق و شام ". درست همانگونه که صدیقی امام جمعه تهران در نماز جمعه ۱۲ دی ماه ۱۳۹۶ مردم ایران را به دو گروه بخش کرد: گروه نخست را ملت حزب الله و گروه دوم راآشغال‌ها خواند، همه کسانی که علیه جمهوری اسلامی به خیابان‌ها آمدند را آشغال‌ها و اعوان و انصار رژیم را ملت حزب اللهی خواند و گفت:"اجتماع ملت حزب الله دریایی را ایجاد کرد و آشغال‌ها را شست و تمیز کرد.
 
:ملت ایران! روزی که مسولیت سنگین پادشاهی را بعد از استعفای پدر تاجدار خود برعهده گرفتم، به کلام الله مجید سوگند یاد کردم که تمام هَمِ خود را مصروف حفظ استقلال ایران نموده و حدود مملکت و حقوق ملت را محفوظ و محروس بدارم و تعهد کردم که در تمام اعمال و افعال خداوند عز شانه را حاضر و ناظر دانسته منظوری جز سعادت و عظمت دولت و ملت ایران نداشته باشم [کف زدن باشندگان] و از خداوند مستعان و ارواح طیبه اولیای اسلام استمداد کردم که در خدمت به ترقی ایران توفیق پیدا کنم.
مردم ایران این  تهدید دهشتناک را دریافته‌اند بدین روی مردم در سراسر کشور به خیابان‌ها آمدند و فریاد کشیدند: "ایران که شاه نداره حساب کتاب نداره " ، زمانی که شاه در ایران نیست کسی به رفاه و امنیت ملت ایران نمی‌اندیشد. تظاهراتی که در سراسر کشور ایران به راه افتاده است، بازگشت شاه را به ایران فریاد می‌کشد، به امید اینکه با بازگشت شاه، دوباره قانون اساسی مشروطه به اجرا در آید، و با انتخابات مجلس شورای ملی دوره قانونگذاری بیست و پنج، نمایندگانی که از سوی ملت ایران برگزیده شده‌اند و خواست و اراده مردم را در مجلس به قانون دگرگون می‌سازند به مجلس راه یابند، شاهنشاه ایران نخست وزیری شایسته برگزیند که خویشکاری اش (وظیفه) رفاه مردم ایران باشد و شاهنشاه صلح و آرامش با کشورهای همسایه برقرار سازد. مردم ایران فریاد کشیدند: "ای شاه ایران برگرد به ایران" ، آنچه که ویژگی این تظاهرات است، نه تنها بودن جوانان در خیابان‌هاست بلکه بودن کسانی که علیه شاهنشاه ایران محمدرضا شاه پهلوی آریامهر در تظاهرات سال ۱۳۵۷ خورشیدی شرکت جستند. با شعار "ما انقلاب کردیم ما اشتباه کردیم" مردم ایران فریاد می‌کنند که انقلاب اسلامی یک اشتباه تاریخی بوده است که باید آن را از میان برداشت. ... '''[[شاه رفت مرگ آمد|شاه رفت مرگ آمد از ۲۶ دی ماه رفتن آریامهر از ایران تا روز ۲۱ بهمن ماه ۲۵۳۷ شاهنشاهی را بخوانید  و آن را میان هم میهنان پخش کنید و بدانید اساس مشروطیت جزاً و کلاً تعطیل‌بردار نیست - پاینده ایران]]'''
 
:خداوند قادر متعال را به شهادت می‌طلبم که تا امروز با وجود مخاطراتی که در راه انجام این مقاصد، حتی زندگی مرا تهدید می‌کرد به این پیمان وفادار بوده‌ام، و در راه حفظ حدود ایران با وجود اشغال نظامی کشور در زمان جنگ و مصائبی که بعد از آن در دوره هرج و مرج به کمک عوامل مخرب ایجاد شده بود به توفیق الهی و پشتیبانی ملت عزیز ایران عموما و مردم فداکار آذربایجان خصوصا، توانستم خطه مقدس آذربایجان را از کام تجزیه طلبان برهانم [کف زدن باشندگان] و تمامیت ارضی میهن خود را محفوظ و محروس بدارم.
 
:بعد از [[روز نجات آذربایجان|رهایی آذربایجان]] و گذراندن گرفتاری‌های ناشی از [[اشغال ایران به وسیله ارتش بریتانیا و شوروی|اشغال نظامی ایران در دوران جنگ جهانگیر]] من بر سر پیمان خود در حفظ حقوق و ارتقای ملت عزیز ایران ایستادم و از طریق اختیاراتی که در اصل بیست و هفتم متمم قانون اساسی از طرف ملت به من سپرده شده و به موجب آن حق انشای قانون به پادشاه و مجلسین تفویض گردیده، به منظور ساختن ایران مترقی و آزاد که در آن استقلال اقتصادی و اجتماعی افراد تامین شده باشد، چه از راه دستورات مکرر به دولت‌ها برای پیشنهاد لوایح قانونی مفید، و چه از راه سفارش به نمایندگان مجلسین اقدام نمودم، [کف زدن باشندگان] ولی متاسفانه ملاحظه شد بعضی از لوایح مربوط به اصلاحات اجتماعی که دولت‌ها برای ارتقای ملت ایران و پاک کردن دستگاه‌های مملکتی از فساد، به مجالس تقدیم کردند به صورت قوانین مسخ شده‌ای درآمد که ضرر آن مستقیما متوجه مردم و مملکت می‌شد و نفع زودگذر آن، به [[مالکان بزرگ ایران|عده‌ای متنفذ]] می‌رسید. چنانکه لایحه قانونی اصلاحات ارضی و لایحه قانونی مربوط به رسیدگی  به دارایی وزرا و کارمندان دولت به صورتی از تصویب مجلسین گذشت که فقط ناظر به حفظ منافع تصویب کنندگان قانون یا گروهی متنفذ خارج از مجلس بود.
 
:در سال ۱۳۲۹ برای دادن نمونه عملی اقدامات اصلاحی دستور دادم [[املاک سلطنتی|املاک موروثی سلطنتی]] را میان کشاورزان تقسیم کنند [کف زدن باشندگان] و قانون فروش خالصجات را تدوین نمایند. معذالک هیچ یک از [[مالکان بزرگ ایران|مالکان بزرگ]] سرمشق نگرفتند و در عناد و لجاج خود در مقابل سیر جبر تحولات زمان ایستادند.
 
:سعی کردم با حفظ اصول انتخاباتی قدیم معمول ایران از طریق تشویق افراد به تشکیل احزاب اکثریت و اقلیت شاید گروه‌های متشکل حزبی در پارلمان پشتیبان افکار و پیشنهادهای اصلاحی بشوند، دیدیم از این راه نیز نتیجه‌ای حاصل نشد. انتخابات دوره بیستم و تجدید آن نیز نمونه‌ای از نارسایی قانون انتخابات و عدم امکان اظهار نظر حقیقی و آزاد اکثریت مردم مملکت بود.[کف زدن باشندگان]
 
:مجموعه این غرض‌ورزی‌ها و بی‌اعتنایی‌ها به مصالح مملکت و سرنوشت ملت ایران که مکرر مشاهده گردید، مرا بر آن داشت تا برای انجام اصلاحات لازم و اساسی، دولت تازه‌ای را با اختیارات بیشتر مامور نمایم و آن دولت در قدم اول، شرط انجام اصلاحات را انحلال مجلسین دانست و تقاضای انحلال پارلمان را نمود و استدلال دولت مورد موافقت قرارگرفت و فرمان انحلال مجلسین را صادر نمودیم.[کف زدن باشندگان]  تاکید در اصلاح قانون انتخابات مندرج در فرمان انحلال، به رعایت اصل دوم قانون اساسی که اعلام می‌دارند "مجلس شورای ملی نماینده قاطبه اهالی مملکت ایران است که در امور معاشی و سیاسی وطن خود مشارکت دارند" و اجرای این اصل عملا به دلیل وجود رژیم ارباب و رعیتی در دهات ایران که هفتاد و پنج درصد مردم ایران را شامل می‌شود و نبودن کارت انتخاباتی که جلوگیری از تقلبات انتخاباتی در شهرها بنماید، متوقف مانده بود و با استفاده از قانون انتخاباتی که بدون تجربه کافی و با توجه به نظام اجتماعی و اقتصادی زمان تصویب شده بود عملا مردم واقعی ایران را از حق رای آزاد و مملکت را از دموکراسی که حکومت آرای اکثریت مردم است محروم می‌داشت.
 
:بعد از انحلال مجلسین دولت بر اساس دستورالعملی که دادم و معروف به فرمان شش ماده‌ شد، اقدام به یک سلسله اصلاحات عمیق اجتماعی کرد کهن ایران را دگرگون خواهد کرد و از این لحاظ در سراسر تاریخ دو هزار و پانسد ساله ایران بی سابقه است، مانند لایحه اصلاحی قانون اصلاحات ارضی و ملحقات آن که امروز در سراسر کشور در حال اجرا است و روح تازه‌ای به کالبد جامعه روستانشین ایران دمیده و به شانزده میلیون ایرانی حق حیات اجتماعی بخشیده است.  با تشکیل [[سپاه دانش]] به منظور تسهیل تعلیمات عمومی و اجباری، تاریکی جهل و بی‌سوادی از جامعه ملت ایران رخت برخواهد بست و در نتیجه مردم به حفظ حقوق خود و رعایت حقوق دیگران آشنایی بیشتری پیدا خواهند کرد.
 
:اجرای این اصلاحات و آماده کردن ملت ایران برای شرکت در مسابقه ترقی و تعالی جامعه بین‌المللی امروز، آرزوی من و هر فرد اصلاح‌طلب وطن پرست است. آنچه در زمینه اصلاحات تاکنون اقدام شده عبارت از زیرسازی بنای ایران نوین بر پایه جامعه آزاد و دموکرات و مترقی و مرفه است که باید تا آخرین مرحله به همین نحو پیش برود و از مردم زحمتکش ایران ملتی شاداب و متحد و مرفه و سعادتمند بسازد و بی عدالتی‌های اقتصادی و اجتماعی را از میان مردم وطن ما بزداید [کف زدن باشندگان] و فواصل طبقاتی را از میان بردارد.
 
:بدون شک عوامل سیاه ارتجاعی که به خاطر حفظ منافع خود ملت ایران را در غرقاب مذلت و فقر و بی عدالتی می‌خواهد در قبال این تحول عمیق و اساسی از پای نخواهد نشست. همچنین قوای مخرب سرخ که هدفش اضمحلال مملکت و تسلیم آن به اجانب است از پیشرفت این برنامه ناراضی است و در تخریب آن خواهد کوشید. در اینجا من به حکم مسولیت پادشاهی و وفاداری به سوگندی که در حفظ حقوق و اعتلای ملت ایران یاد کرده‌ام، نمی‌توانم ناظری بی طرف در مبارزه قوای یزدانی با نیروهای اهریمنی باشم، زیرا پرچم این مبارزه را خود بردوش گرفته‌ام.[غریو شادی و کف زدن باشندگان] برای آنکه هیچ قدرتی نتواند در آینده رژیم بردگی دهقان را از نو در مملکت مستقر سازد و ثروت‌های ملی کشور را به تاراج جماعتی قلیل بسپارد، وظیفه خود می دانم به نام رییس قوای سه گانه مملکتی بر اساس اصل بیست و هفتم و استناد به اصل بیست و ششم متمم قانون اساسی که اعلام می‌دارد:
:::قوای مملکت ناشی از ملت است
 
:مستقیما به مردم ایران رجوع کنم و استقرار این اصلاحات را از طریق مراجعه به آرای عمومی [کف زدن باشندگان]، پیش از انتخابات مجلسین ایران که حاکم بر مجلسین و منشای اقتدارات ملی است تقاضا کنم، تا بعد از این منافع خصوصی هیچ‌کس و هیچ گروهی قادر به محو آثار این اصلاحات که آزاد کننده دهقان از زنجیر اسارت رژیم ارباب و رعیتی و تامین کننده آینده بهتر و عادلانه‌تر و مترقی‌تری برای طبقه شریف کارگر و بهبود زندگی کارمندان صدیق و زحمتکش دولت و رونق زندگی اصناف و پیشه‌وران و حافظ ثروت‌های ملی است، نباشد. [کف زدن باشندگان]  من علاقه‌مندم این قوانین که به منظور تحقق تحول عظیم تاریخی در ایران به موقع اجرا گذاشته شده است مستقیما مورد تصویب افراد ملت ایران قرارگیرد.[کف زدن باشندگان]  پس برای سعادت ملت ایران و به منظور استقرار اصلاحات انجام شده و احتراز از خدشه‌دارکردن این اصلاحات از طرف عوامل ارتجاعی و مخرب، به پاداش مجاهداتی که در راه رستاخیز ملی ایران شده است و با توجه به علاقه قلبی که مرا با ملت ایران پیوسته داشته از فرد فرد مردم ایران در هر جا که هستند تقاضا می‌کنم برای تصویب ملی این اصلاحات شرکت کنند و آرای مثبت خود را بدهند و شایستگی خود را در مقابل جامعه مترقی جهانی و نسل‌های آینده و تاریخ ایران به مرحله ثبوت برسانند.
 
:اصولی که من به عنوان پادشاه مملکت و رییس قوای سه گانه به آرای عمومی می‌گذارم و بدون واسطه، مستقیما رای مثبت ملت ایران را در استقرار آن تقاضا می‌کنم به شرح زیر است:
 
::۱- الغای رژیم ارباب و رعیتی با تصویب اصلاحات ارضی ایران بر اساس لایحه اصلاحی قانون اصلاحات ارضی [غریو شادی و کف زدن باشندگان] مصوب نوزدهم دی ماه ۱۳۴۰ و ملحقات آن.
::۲- تصویب لایحه قانونی ملی کردن جنگل‌ها در سراسر کشور.[غریو شادی و کف زدن باشندگان]
::۳- تصویب لایحه قانونی فروش سهام کارخانجات دولتی به عنوان پشتوانه اصلاحات ارضی. [غریو شادی و کف زدن باشندگان]
::۴- تصویب لایحه قانونی سهیم کردن کارگران در منافع کارگاه‌های تولیدی و صنعتی. [غریو شادی و کف زدن باشندگان] جاوید شاه
::۵- لایحه اصلاحی قانون انتخابات. [غریو شادی و کف زدن باشندگان]
::۶- لایحه ایجاد سپاه دانش به منظور تسهیل اجرای قانون تعلیمات عمومی و اجباری.  ... '''[[سخنان اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی در نخستین کنگره شرکت‌های تعاونی روستایی ایران ۱۹ دی ماه ۱۳۴۱|به سخنان تاریخی شاهنشاه آریامهر در روز ۱۹ دی ماه ۱۳۴۱ گوش فرادهید و آن را میان هم میهنان پخش کنید و بدانید اساس مشروطیت جزاً و کلاً تعطیل‌بردار نیست - پاینده ایران]]'''


</onlyinclude>
</onlyinclude>


[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]
[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]

نسخهٔ ‏۱۳ ژانویهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۱۷:۴۳


اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر
اعلیحضرتین در فرودگاه مهرآباد ۲۶ دی ماه ۲۵۳۷ شاهنشاهی
شاه رفت مرگ آمد
تظاهرات سراسری مردم ایران - مرگ بر جمهوری اسلامی دی ماه ۱۳۹۶

شاه رفت مرگ آمد - ۲۶ دی ماه ۲۵۳۷ شاهنشاه آریامهر مانند همیشه سر ساعت ده بامداد به دفتر خود آمدند چند نامه و سند را دستینه فرمودند. دکتر محمد باهری از اعلیحضرت برای چندمین بار درخواست کرد که از ایران بیرون نروند. شاهنشاه چای گرم و شیرینی نوشیدند و نگاهی به دفترشان کردند و گفتند برویم. هر پانزده دقیقه یک بار از سفارت امریکا به کاخ شاهنشاهی زنگ می‌زدند که از رفتن شاهنشاه مطمئن شوند. کسانی که در کاخ صاحبقرانیه و کاخ نیاوران مانده بودند گرد آمده و چشم به راه بودند. همه می‌گریستند. شاهنشاه و شهبانو با آنها دست دادند و شاهنشاه می‌گفتند: ناراحت نباشید بر می‌گردیم. اعلیحضرتین با هم به فرودگاه هلیکوپتر کاخ رفتند. شاهنشاه آریامهر به همراه امیر اصلان افشار رییس تشریفات دربار و سرهنگ جهان بینی و علیاحضرت شهبانو به همراه سرهنگ یزدان نویسی ، بانو دکتر پیرنیا پزشک خانوادگی سوار هلیکوپتر شدند. شاهنشاه آریامهر و علیاحضرت شهبانو ساعت ۱۱ و ۴۵ دقیقه وارد فرودگاه مهرآباد شدند. دکتر جواد سعید رییس مجلس شورای ملی، دکتر علیقلی اردلان وزیر دربار، معینیان رییس دفتر مخصوص، ارتشبد بدره‌ای فرمانده نیروی زمینی، علی نشاط فرمانده گارد جاویدان، قره باغی رییس ستاد بزرگ ارتشتاران و گروهی از بلندپایگان کشوری برای پسواز شاهنشاه به فرودگاه آمده بودند. اعلیحضرتین به پاویون سلطنتی رفتند. شاهنشاه چشم به راه شنیدن رای اعتماد شاپور بختیار از مجلس شورای ملی بودند. تلفن‌های پاویون سلطنتی را از کار انداخته بودند. سرانجام با یاری سیستم تلفنی گارد شاهنشاهی از مجلس شورای ملی آگاهی رسید که شاپور بختیار با ۱۴۹ رای موافق و ۴۳ رای مخالف و ۱۳ رای ممتنع رای اعتماد گرفته است. هلیکوپتری فرستاده شد تا بختیار را از مجلس شورای ملی به فرودگاه بیاورد. شاهنشاه آریامهر به بختیار گرفتن رای اعتماد را تهنیت گفتند و نگاهبانی قانون اساسی مشروطه و کشور و ملت ایران را به وی سپردند. شاهنشاه با تنها خبرنگاری که پروانه دادند به فرودگاه بیاید آقای لطفی مصاحبه کردند و فرمودند که تهران را به سوی اسوان در مصر ترک خواهند کرد و چند روز در آنجا استراحت می‌نمایند. همانطور که به هنگام تشکیل این دولت گفته بودم مدتی است که احساس خستگی می‌کنم و احتیاج به استراحت دارم و ضمنا گفته بودم پس از اینکه خیالم راحت شود و دولت مستقر شود به مسافرت خواهم رفت و این سفر اکنون آغاز می‌شود. امروز با رای مجلس شورای ملی که پس از رای سنا داده شد امیدوارم که دولت بتواند هم به جبران گذشته و هم در پایه گذاری آینده موفق بشود و برای این کار ما مدتی همکاری و حسن وطن پرستی به معنای اشد کلمه احتیاج داریم اقتصا ما باید راه بیفتد مردم باید زندگی عادیشان شروع شود و پایه ریزی بهتری برای آینده بکنیم. سخن دیگری غیر از حفظ وضع مملکت و انجام وظیفه بر اساس میهن پرستی ندارم. مدت سفر من بستگی به حالت مزاجی من دارد و در حال حاضر نمی‌توانم آن را دقیقا مشخص کنم. علیاحضرت فرح پهلوی شهبانوی ایران نیز در مصاحبه فرمودند: اطمینان دارم استقلال مملکت و وحدت ملی همیشه پایدار خواهند ماند و من به ملت ایران ایمان و اعتقاد دارم. همینطور به فرهنگ ایران زمین اعتقاد دارم و امیدوارم و می‌دانم که خداوند همیشه پشت و پناه ملت ایران خواهد بود.

ساعت ۱۳ و ۸ دقیقه زمان تلخ بدرود گفتن فرارسید. سپهبد عبدالعلی بدره‌ای فرمانده رشید نیروزمینی در برابر شاهنشاه زانو زد و زانوانش را بوسید و گفت: اعلیحضرتا ما را رها نکنید. شاهنشاه با چشمانی پر از اشک سپهبد بدره‌ای را با دو دست بلند کردند و دست‌های وی را کوتاه زمانی در دست گرفتند. سپس به سوی دیگری رفتند که او نیز می‌گریست، همه باشندگان می‌گریستند. حتی بختیار با خیانت‌هایی که به ملت و کشور ایران کرد و کشور را برباد داد در این لحظات گریست. شاهنشاه آریامهر و علیاحضرت شهبانو و همراهان از پلکان هواپیمای « شاهین » بالارفتند. بختیار وارد هواپیما شد، شاهنشاه باز هم برای وی موفقیت آرزو کردند و با سدایی رسا فرمودند « ایران را به شما می‌سپارم و شما را به خدا ».

هواپیمای شاهین که شاهنشاه آریامهر خود آن را تا مرز عربستان سعودی خود خلبانی نمودند از فرودگاه مهرآباد بلند شد و چرخی روی شهر تهران زد، شاهنشاه آریامهر شادی گروهی بی خرد و مزدور را دیدند و از مرزهای ایران بیرون رفتند. ساعت ۱۳ و ۲۱ دقیقه و ۵۹ ثانیه در زمانی که هواپیمای شاهنشاه از زمین ایران بلند شد، زلزله هولناکی شهر مشهد و شهرهای جنوبی استان خراسان چون قاین، بیرجند، فردوس، طبس، کاشمر، تربت حیدریه، تربت جام، نیشابور ، فریمان و گناباد را به سختی تکان داد و هزاران تن کشته و ده‌ها هزار تن زخمی شدند. پایگاه زلزله نگاری مشهد وابسته به دانشگاه فردوسی به آگاهی رساند که دستگاه‌ها سه ماه است که از کار افتاده‌اند. مرکز زلزله نگاری فنلاند این زمین لرزه را ۷٫۲ ریشتر ثبت کرد. دیگر شاهنشاه و شهبانو در کشور نبودند که به میان مردم نگون بخت بروند و آنان را در آغوش بگیرند، اشک هایشان را پاک کنند و دلداری دهند، و به جای خانه و کاشانه ویران شده آنها خانه‌هایی مدرن و زیبا برای روستاییان بسازند. زلزله قائن نیز مانند زلزله طبس به دست آخوندها افتاد و از یادها رفت و مردم سرگردان و بدبخت زیر و روی آوارها تنها ماندند. (دنباله نوشتار را در سایت مشروطه بخوانید)

بازگشت مشروطه - تظاهرات مردم ایران علیه حکومت دینی دی ماه ۱۳۹۶ خورشیدی - با بازگشت خمینی در کشور ایران همه حقوقی را که مردم ایران با انقلاب مشروطه برای آن جنگیده بودند، از آنان گرفته شد. بر پایه قانون اساسی مشروطه اصل بیست و ششم " قدرت در دست مردم است » ، این اصل از مردم ایران ربوده شد. با پیاده کردن اصل ولایت فقیه، قدرت به دست آخوندها افتاد. با بازگشت خمینی، اصل بیست و هفتم قانون اساسی مشروطه که می‌گوید: سه قوه قانونگذاری، اجرایی و قضاییه از یکدیگر جدا و مستقل هستند را تکه پاره کردند. با چپاندن ولایت فقیه، تنها یک قوه وجود دارد و آن « رهبر » است. با بازگشت خمینی حقوق بشر در ایران لغو شد و قوانین شریعت جای حقوق بشر را گرفت. این سه اصل پایه‌های بنیادین هر قانون اساسی هستند و بر پایه اصل هفتم قانون اساسی مشروطه این سه اصل بنیادین را نمی‌توان تعطیل کرد. این بدین چم (معنا) است این سه اصل هم چنان هستند. در دی ماه ۱۳۹۶ خورشیدی مردم ایران حقوق حقه خود را به کار گرفتند و به خیابان‌ها آمدند و درخواست هایشان را فریاد کشیدند، که تنها راه برای مردم ایران است زیرا که نمایندگان مجلس شورای اسلامی نماینده مردم ایران نیستند، بلکه اینان برگزیدگان مجلس خبرگان هستند، دولت که باید به رفاه مردم ایران بپردازد تنها به گسترش قدرت شیعه در خاورمیانه می‌پردازد، و بودجه کشور برای جنگ در سوریه و یمن و لبنان و حمص و .... و سازمان‌های تروریستی اسلامی هزینه می‌شود، و رهبر که همه قدرت را در دست دارد همانگونه که مردم ایران در خیابان‌ها فریاد زدند: "ملت گدایی می‌کند رهبر خدایی می‌کند". در ایران امروز وضعیتی ایجاد شده است که برتولت برشت آن را چنین به نوشتار درآورده است: "دولت به مردم دیگر اطمینان ندارد. آیا آسانتر نیست که دولت مردم را رها کند و مردم دیگری را انتخاب کند." آنچه را که برتولت برشت در جوک و شوخی بیان کرده است، به روشنی فلسفه حکومتی جمهوری اسلامی است. دولت (قوه مجریه)، مجلس (قوه قانونگذاری) و دادگستری (قوه قضاییه) قدرت در دست عرب‌های شیعه است و برای امنیت عرب‌های حزب الله به کار گرفته می‌شوند.

هدف جمهوری اسلامی این است ملت ایران از میان برود و از کشور باستانی ایران تنها جمهوری اسلامی بدون ایران بسازد، همانند داعش "دولت اسلامی عراق و شام ". درست همانگونه که صدیقی امام جمعه تهران در نماز جمعه ۱۲ دی ماه ۱۳۹۶ مردم ایران را به دو گروه بخش کرد: گروه نخست را ملت حزب الله و گروه دوم راآشغال‌ها خواند، همه کسانی که علیه جمهوری اسلامی به خیابان‌ها آمدند را آشغال‌ها و اعوان و انصار رژیم را ملت حزب اللهی خواند و گفت:"اجتماع ملت حزب الله دریایی را ایجاد کرد و آشغال‌ها را شست و تمیز کرد.

مردم ایران این تهدید دهشتناک را دریافته‌اند بدین روی مردم در سراسر کشور به خیابان‌ها آمدند و فریاد کشیدند: "ایران که شاه نداره حساب کتاب نداره " ، زمانی که شاه در ایران نیست کسی به رفاه و امنیت ملت ایران نمی‌اندیشد. تظاهراتی که در سراسر کشور ایران به راه افتاده است، بازگشت شاه را به ایران فریاد می‌کشد، به امید اینکه با بازگشت شاه، دوباره قانون اساسی مشروطه به اجرا در آید، و با انتخابات مجلس شورای ملی دوره قانونگذاری بیست و پنج، نمایندگانی که از سوی ملت ایران برگزیده شده‌اند و خواست و اراده مردم را در مجلس به قانون دگرگون می‌سازند به مجلس راه یابند، شاهنشاه ایران نخست وزیری شایسته برگزیند که خویشکاری اش (وظیفه) رفاه مردم ایران باشد و شاهنشاه صلح و آرامش با کشورهای همسایه برقرار سازد. مردم ایران فریاد کشیدند: "ای شاه ایران برگرد به ایران" ، آنچه که ویژگی این تظاهرات است، نه تنها بودن جوانان در خیابان‌هاست بلکه بودن کسانی که علیه شاهنشاه ایران محمدرضا شاه پهلوی آریامهر در تظاهرات سال ۱۳۵۷ خورشیدی شرکت جستند. با شعار "ما انقلاب کردیم ما اشتباه کردیم" مردم ایران فریاد می‌کنند که انقلاب اسلامی یک اشتباه تاریخی بوده است که باید آن را از میان برداشت. ... شاه رفت مرگ آمد از ۲۶ دی ماه رفتن آریامهر از ایران تا روز ۲۱ بهمن ماه ۲۵۳۷ شاهنشاهی را بخوانید و آن را میان هم میهنان پخش کنید و بدانید اساس مشروطیت جزاً و کلاً تعطیل‌بردار نیست - پاینده ایران