الگو:نوشتار برگزیده: تفاوت میان نسخه‌ها

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۲: خط ۲:
<onlyinclude>
<onlyinclude>
*
*
[[پرونده:Sange banaye Yaadboode Shohadaye Cinema Rex Aabadan.jpg|thumb|left|180px |سنگ یادبود کشته‌شدگان در آتش سینما رکس آبادان که آن را هم شکسته‌اند]]
[[پرونده:Allies in Tehran1942.jpg|thumb|left|200px|ارتش شوروی و انگلیس تهران را اشغال می‌کنند شهریور ۱۳۲۰]]


'''[[آتش زدن سینما رکس آبادان ۲۸ امرداد ۱۳۵۷]]''' - دو رویداد رستاخیز مردم ایران و سرنگونی مصدق و آتش زدن سینما رکس با یکدیگر پیوند دارند. روز ۲۸ امرداد ماه ۱۳۵۷ بیست و پنجمین سالروز سرنگونی محمد مصدق بود. جبهه ملی برآن بود که این روز را در یاد ایرانیان فراموش ناشدنی کند و انتقام خود را از ملت ایران بگیرد. جمشید آموزگار روز ۳ شهریور ماه ۲۵۳۶ شاهنشاهی از مجلس شورای ملی رای اعتماد گرفت و سیاست فضای سیاسی آزاد را در برنامه‌اش گنجاند. شاهنشاه آریامهر در سخنرانی خود در روز مشروطه ۱۴ امرداد قانون نوین مطبوعات را اعلام داشتند و فرمودند که در ایران همان آزادی‌هایی که در اروپا وجود دارد، برقرار خواهد شد و انتخابات مجلس شورای ملی دوره بیست و پنجم قانونگذاری با حزب‌های آزاد برپا خواهد شد. خمینی گفت شاه از کدام آزادی‌ها می‌گوید؟ این شاه نیست که آزادی می‌دهد، بلکه الله است که آزادی می‌دهد، اسلام یعنی آزادی. در این زمان کنفدراسیون دانشجویان ایرانی در خارج از کشور با پشتیبانی و عضویت مهدی بازرگان در دانشگاه تهران، کریم سنجابی و دیگر هم‌بندان جبهه ملی دست در دست اسلامیون هواداران خمینی برای سرنگونی شاهنشاه ایران و براندازی شاهنشاهی پارلمانی در ایران نقشه می‌کشیدند. برای روز ۲۸ امرداد که روز دردناکی برای جبهه ملی است، جبهه ملی، کنفدراسیون دانشجویان ایرانی در خارج از کشور و خمینی و سیدعلی خامنه‌ای برنامه شیطانی را در مغزهای پلیدشان پروراندند. در این روز ۲۸ سینما را در سراسر کشور به آتش کشیده شد تا این روز در تاریخ ایران فراموش نشدنی بماند. در این روز تنها از سینما رکس آبادان گفته می‌شود زیرا که در آن آتش‌سوزی ۴۳۰ تن از مردم آبادان در آتش زنده زنده سوختند ولی از آتش زدن ۲۷ سینمای دیگر و چراهای آن گفته نمی‌شود. اعلامیه‌هایی که خمینی و جبهه ملی پس از سوزاندن مردم آبادان بیرون دادند در راستای این بود که سازمان اطلاعات و امنیت کشور را آتش‌زننده سینما رکس معرفی کنند. از همه شیطانی‌تر اعلامیه خمینی بود که از یک سو پادشاه ایران را متهم کرده بود که در ایران سینما یا مرکز فحشا ساخته است تا اخلاق مردم را فاسدکند و از سوی دیگر از هفته‌ها پیشتر هواداران خمینی دیسکوتک‌ها، کاباره‌ها و بارها را به آتش کشیده بودند و در این روز  ۲۷ سینمای دیگر در آتش سوخته بودند ولی این آتش‌زدن سینما رکس را به گردن ساواک می‌انداخت ...
'''[[اشغال ایران به وسیله ارتش بریتانیا و شوروی]]''' - با حمله ارتش اتحاد جماهیر شوروی و بریتانیا به ایران ۳ شهریور ۱۳۲۰ ایران کارزار جنگ دوم جهانی شد. اشغال ایران به وسیله ارتش شوروی و بریتانیا، تاریخ نوین ایران را تا فراسوی دهه‌ها زیر تاثیر خود گرفت. ایران می بایستی که موضع بی‌طرفی خود را کنارنهد و عضو متفقین شود. با پشتیبانی فعال ایران از متفقین، شوروی به رهبری استالین در موقعیتی قرارگرفت که توانست بر آلمان هیتلری پیروز شود. به همین دلیل ایران '''پل پیروزی''' نامیده شد. پس از پایان جنگ جهانی دوم و پیروزی متفقین، ایران از اعضای پیروز جنگ نبود بلکه در ردیف بازندگان قرارگرفت. استالین از بیرون بردن ارتش سرخ شوروی از ایران خودداری کرد و برنامه‌ای ریخت که استان‌های شمالی ایران را زیر کنترل خود دربیاورد و از ایران جدا سازد. استالین با برپا سازی حزب توده و پشتیبانی مالی و نظامی ارتش سرخ از آنان، سبب شد که در ایران دولت استواری بر سر کار نیاید و با راه یافتن اعضای حزب توده و گروهی به نام اقلیت به سرکردگی محمد مصدق به مجلس شورای ملی کار دولت را مختل کرد. کشور ایران که از دید سیاسی و اقتصادی ویران شده بود به سبب درگیری در یک جنگ گرم که میلیون‌ها تن ابزار جنگی و مواد خوراکی که با استفاده از خاک ایران به شوروی ترابر شده بود و به آن "پرشن کریدور" می ‌گفتند، به وسیله همان شوروی به میدان جنگ سرد هل داده شد. با تزویرهای شوروی و برنامه‌های اشغال کشور ایران، سرانجام برای نگاهبانی از استقلال و نمامیت ارضی ایران سیاستمداران ایران به رهبری [[محمدرضا شاه پهلوی]] مجبور شدند که با کشورهای متفق در غرب همکاری کنند. تنها با پشتیبانی سیاسی و نظامی امریکا، دولت ایران توانست ارتش شوروی را به بیرون رفتن از استان‌های شمالی ایران وادار کند و آذربایجان را از چنگال مزدوران شوروی برهاند. از این زمان روشن شد که استقلال و تمامیت ارضی ایران و نوسازی اقتصادی و سیاسی تنها با متحدین غربی امکان‌پذیر خواهدبود. نه تنها پیوندهای ایران با دنیای غرب از سوی دولت شوروی مورد پذیرش قرار نگرفت بلکه شوروی کوشش کرد که با فعالیت‌های سیاسی حزب توده، همواره در ایران آشوب به پا کند و پس از آنکه حزب توده ممنوع اعلام شد، با همدستی جبهه ملی، ایران را از پیوندهایش با کشورهای غربی جدا سازد و به شوروی نزدیک کند. بالاترین این کشمکش‌های سیاسی در دوران جنگ سرد در ایران، ملی کردن شرکت نفت انگلیس و ایران را باید نام برد که تلاش بر براندازی سامانه شاهنشاهی ایران و در دست گرفتن حکومت بود. سرانجام با سقوط محمد مصدق در سال ۱۳۳۲ و مرگ استالین نفوذ شوروی در ایران بسیار کم شد و ایران توانست که با [[قوانین برنامه‌های عمرانی کشور مصوب مجلس شورای ملی|برنامه‌های عمرانی]] و [[انقلاب شاه و مردم]] کشور را بازسازی کند. ...
'''[[آتش زدن سینما رکس آبادان ۲۸ امرداد ۱۳۵۷|این نوشتار را بخوانید]]'''
'''[[اشغال ایران به وسیله ارتش بریتانیا و شوروی|این نوشتار را بخوانید]]'''
</onlyinclude>
</onlyinclude>


[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]
[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]

نسخهٔ ‏۲ سپتامبر ۲۰۱۳، ساعت ۱۰:۳۷


ارتش شوروی و انگلیس تهران را اشغال می‌کنند شهریور ۱۳۲۰

اشغال ایران به وسیله ارتش بریتانیا و شوروی - با حمله ارتش اتحاد جماهیر شوروی و بریتانیا به ایران ۳ شهریور ۱۳۲۰ ایران کارزار جنگ دوم جهانی شد. اشغال ایران به وسیله ارتش شوروی و بریتانیا، تاریخ نوین ایران را تا فراسوی دهه‌ها زیر تاثیر خود گرفت. ایران می بایستی که موضع بی‌طرفی خود را کنارنهد و عضو متفقین شود. با پشتیبانی فعال ایران از متفقین، شوروی به رهبری استالین در موقعیتی قرارگرفت که توانست بر آلمان هیتلری پیروز شود. به همین دلیل ایران پل پیروزی نامیده شد. پس از پایان جنگ جهانی دوم و پیروزی متفقین، ایران از اعضای پیروز جنگ نبود بلکه در ردیف بازندگان قرارگرفت. استالین از بیرون بردن ارتش سرخ شوروی از ایران خودداری کرد و برنامه‌ای ریخت که استان‌های شمالی ایران را زیر کنترل خود دربیاورد و از ایران جدا سازد. استالین با برپا سازی حزب توده و پشتیبانی مالی و نظامی ارتش سرخ از آنان، سبب شد که در ایران دولت استواری بر سر کار نیاید و با راه یافتن اعضای حزب توده و گروهی به نام اقلیت به سرکردگی محمد مصدق به مجلس شورای ملی کار دولت را مختل کرد. کشور ایران که از دید سیاسی و اقتصادی ویران شده بود به سبب درگیری در یک جنگ گرم که میلیون‌ها تن ابزار جنگی و مواد خوراکی که با استفاده از خاک ایران به شوروی ترابر شده بود و به آن "پرشن کریدور" می ‌گفتند، به وسیله همان شوروی به میدان جنگ سرد هل داده شد. با تزویرهای شوروی و برنامه‌های اشغال کشور ایران، سرانجام برای نگاهبانی از استقلال و نمامیت ارضی ایران سیاستمداران ایران به رهبری محمدرضا شاه پهلوی مجبور شدند که با کشورهای متفق در غرب همکاری کنند. تنها با پشتیبانی سیاسی و نظامی امریکا، دولت ایران توانست ارتش شوروی را به بیرون رفتن از استان‌های شمالی ایران وادار کند و آذربایجان را از چنگال مزدوران شوروی برهاند. از این زمان روشن شد که استقلال و تمامیت ارضی ایران و نوسازی اقتصادی و سیاسی تنها با متحدین غربی امکان‌پذیر خواهدبود. نه تنها پیوندهای ایران با دنیای غرب از سوی دولت شوروی مورد پذیرش قرار نگرفت بلکه شوروی کوشش کرد که با فعالیت‌های سیاسی حزب توده، همواره در ایران آشوب به پا کند و پس از آنکه حزب توده ممنوع اعلام شد، با همدستی جبهه ملی، ایران را از پیوندهایش با کشورهای غربی جدا سازد و به شوروی نزدیک کند. بالاترین این کشمکش‌های سیاسی در دوران جنگ سرد در ایران، ملی کردن شرکت نفت انگلیس و ایران را باید نام برد که تلاش بر براندازی سامانه شاهنشاهی ایران و در دست گرفتن حکومت بود. سرانجام با سقوط محمد مصدق در سال ۱۳۳۲ و مرگ استالین نفوذ شوروی در ایران بسیار کم شد و ایران توانست که با برنامه‌های عمرانی و انقلاب شاه و مردم کشور را بازسازی کند. ... این نوشتار را بخوانید