سخنان اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی پس از دادن سندهای مالکیت کشاورزان تربتحیدریه بیرجند و کاشمر بر پایه قانون اصلاحات ارضی ۱۳ فروردین ۱۳۴۲: تفاوت میان نسخهها
(صفحهای تازه حاوی «{{سرصفحه پروژه | عنوان = درگاه اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی آریامهر سخنرانیهای محمدرضا شاه پهلوی آریامهر سال ۱۳۴۲ خورشیدی تازی | قسمت = | قبلی = بازدید اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر از خراسان و دادن سنده...» ایجاد کرد) |
جز (added Category:اصلاحات ارضی using HotCat) |
||
| خط ۳۲: | خط ۳۲: | ||
[[رده:سخنرانیهای محمدرضا شاه پهلوی]] | [[رده:سخنرانیهای محمدرضا شاه پهلوی]] | ||
[[رده:سال ۱۳۴۲]] | [[رده:سال ۱۳۴۲]] | ||
[[رده:اصلاحات ارضی]] | |||
نسخهٔ کنونی تا ۱۴ ژوئن ۲۰۲۵، ساعت ۱۶:۵۸
سخنان اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی پس از دادن سندهای مالکیت کشاورزان تربتحیدریه بیرجند و کاشمر بر پایه قانون اصلاحات ارضی ۱۳ فروردین ۱۳۴۲
فرصت نیکویی است که امروز در چنین نقطه مهم مرزی میتوانیم بار دیگر در تعقیب اصلاحات ارضی که برای سرنوشت مملکت اهمیت بسزایی دارد، در میان شما جمعیت وطن دوست و وظیفه شناس به این اقدام بپردازیم و خوشوقت باشیم که لزوم و فواید و احتیاج این کار، یعنی اصلاحات ارضی در هر نقطهای که ما قدم میگذاریم از طرف مردم، بخصوص خود زارعین و سایر طبقات کاملاً درک میشود و البته مثل سایر نقاط مملکت کارکنان اصلاحات ارضی و مأمورین کشاورزی با کمال علاقمندی و وظیفه شناسی به وظیفه خودشان مشغول هستند. این اقدامات که ما میکنیم مطمئن هستیم که فقط جنبه محلی ندارد. کوس و آوازه این اقدامات مسلماً به مساحتهای خیلی دوری برده میشود و شنیده میشود و بعید نمیدانم که اقدامات ما در ایران بخصوص همانطوری که امیدوار هستیم، نتایج مثبت و درخشانی که از این اقدامات که در راه اصلاح جامعه و ترقی جامعه و رفاه و عدالت اجتماعی انجام میگیرد تأثیرش در محیط خارج از ایران نیز دیده شود. بکرات من توضیح دادهام که این اقدامات که ما اکنون در این مملکت بدان مشغول هستیم ما را در صف ممالک مترقی جهان پرتاب خواهد کرد و همچنین لزوم اتخاذ این تصمیمات را بارها گفتهام. هر چقدر این مطالب تکرار بشود ضرری نخواهد داشت. برای اینکه اذهان هر چه بیشتر روشن بشود، البته بهتر است. گو اینکه در ششم بهمن سال گذشته قاطبه اهالی این مملکت که حق شرکت در تصویب ملی را داشتند، یعنی پنج میلیون و ششصد هزار نفر بطور قاطع و با وضوح کامل به آن شش مادهای که برای اصلاح اجتماع ایران و زیر و رو کردن اساس زنگی کهنه و پیریزی قوام و استحکام زندگی آینده است رأی دادند و با چنان قاطعیتی ملت ایران آن را تأیید و تصویب کرد که جای هیچگونه ابهامی را برای حتی ضعیفترین مغزها باقی نمیگذاشت چه بسا ملل، ممالک و کسانی خواستند کاری بکنند و به یک دهم آن چیزی که میل داشتند موفق نشدند و یا اینکه در وسط کار رشته کار از دستشان دررفت و به دست حوادث سپرده شد و چه بسا ملل و ممالک و افرادی مسئولی حقایق را درک نکردند و به اقدامات لازم مبادرت نورزیدند و یا از روی جهل و نادانی، خودپسندی و یا از لحاظ مغرض بودن دست به کارهای لازم نزدند و خودشان و مملکت خودشان را در جهنمی فرو بردند.
دستخوش حوادث
از بین رفتن خودشان شاید باعث تأسف زیاد نباشد ولی بخاطر اینکه مملکتشان را با آن بدبختیها مواجه کردن باعث کمال تأسف است. برای اینکه میلیونها مردم و انسان بیگناه از این مصائب رنج بردهاند و میبرند. پس این اقداماتی که ما انجام دادهایم هم ملت و وطن ما به اوج ترقی خواهد رسانید و هم اینکه ما را دستخوش حوادث نخواهد کرد و بیشتر از همه آن چیزی که باعث خوشوقتی است این است که میبینیم تمام ملت ایران با یک قاطعیت و صمیمیت بینظیری در این امر تقریباً شریک و سهیم و از صمیم قلب پشتیبان آن میباشند. البته تعجب نباید کرد که در میان این همه جمعیت کشور ما فرض بکنید یک چند صد نفری هم نفهمند. این نفهمیدن ممکن است به چند علت باشد. یکی اینکه اصلاً قابلیت تفکر و فهم ندارند. اینها مغزشان و فکرشان جور دیگری کار میکند. به اینها قشری میگویند، به اینها لقبهای دیگری هم میشود داد ولی خوب شاید زیاد تقصیری نداشته باشند چه طبیعت به مغز کوچک فرسوده کهنه اینها اجازه درک و تفکر نمیدهد. یک دستهای منافعشان در خطر است، یعنی این دسته فقط منافع آنی خود را میبینند که مثلاً من آخر سال از آن رعیت بدبختی که برایم بردگی میکرد اینقدر استفاده میبردم. این اقدامات ممکن است آن استفادهای را که قبلاً از رعیت میکردیم موقوف کند، پس دنیا تمام شده و دیگر زندگی معنی ندارد. مملکت به چه دردی میخورد. من مملکت را موقعی میخواهم که بتوانم این استفادهها را از آن ببرم ولی او نمیفهمد که مملکتی که یک همچنین شخصی با این شرایط قرون وسطایی بخواهد از آن استفاده ببرد در شرایط دنیای امروز قابل دوام نیست و ضمناً نمیفهمد اگر مطابق این راهی که ما آن را ارائه دادهایم مطابق این راه قدم بردارد از یک منافع غیر مشروع و غیر عادلانه فعلی که از راه استثمار انسانها و از راه ارباب و رعیتی به دست میآورد از آن صرفنظر بکند و از سرمایهای که بوسیله فروش املاک یا بوسیله اعتبار املاک برای او تهیهاش ممکن است وارد فعالیتهای دیگری در مملکت بشود، مثل سرمایهگذاری در صنعت مملکت و غیره، این بعدها یک درآمدم معقولی خواهد داشت.
اجنبیپرستی و دزدی
یک عده دیگری هستند که راه زندگیشان از راه چپاول و غارت و دزدی و متأسفانه اجنبیپرستی است. در مملکت ایران سابق بر این همیشه میشنیدیم که ایلات ایران مردمانی وطن پرست بودهاند، حتی اینها سرحدات ایران را حفظ میکردند و همیشه در زمره اولین افرادی بودند که در مقابل دشمنان ایران ایستادگی میکردند و قاعده هم همینطور بود. افراد و روستاییان ایلات بسیار مردم وطنپرست و خوبی بودند و هستند. اما ایلات حالا دیگر کار آنها به صورت سابق نیست برای اینکه موقعی که ملوکالطوایفی از بین رفت و از موقعی که سلسله خانواده ما به سلطنت رسید، آن حکومتهای محلی و خان خانی و آن سیستم البته از بین رفت. حکومت، حکومت مرکزی شد و ارتش ایران تأسیس شد و سرحدات ایران را افراد ملت ایران به عنوان سربازهای ایرانی حفظ خواهند کرد که افراد وطنپرست هستند، ولی این را من به حساب خان خانی ایل نمیگذارم. بعضی عناصر در جنوب و مخصوصاً در منطقه فارس بودند و هستند که اینها متأسفانه اجنبیپرستی در خونشان وارد شده. حالا اینها اربابشان کی باشد، مثل اینکه فرق نمیکند و موقعی یک ارباب جدید خارجی برای خودش میتراشد بسته به اینکه کی بیشتر به او اجر و مزد بدهد و بیشتر او را تشویق به خیانت به ملت ایران و به آدمکشی بکند. سوابق اینها را البته همهتان کم و بیش شنیدید ک از ۱۳۲۰ به این طرف در هر فرصتی اینها چه کارها و چه خیانتها به ملت ایران کردهاند. خوب اینها هم تکلیفشان روشن است. خلاصه روی هم رفته این عناصر که من شمردم از طبقات مختلف و قسمتهای مختلف جمعشان روی هم به چند صد نفر بیشتر نمیرسد. اینها فکر میکنند که این اصلاحات آخر زندگی آنها است. خداوند اینها را هدایت بکند چون قلباً راضی نیستم که یک نفر هم از افراد این مملکت کم بشود، ولی خوب اگر در جهت منافع ملت هدایت نشوند زهی بدبختی برای خودشان است. برای این کار این چرخ عظیم نهضت ما به گردش خودش درآمده است و هر مانعی که در مقابل و در راه پیشرفت ملت ایران به سمت جلو باشد اثرش از مقاومت یک مورچه در مقابل یک لکوموتیو چندین هزار اسبی کمتر خواهد بود.
پیشرفت ملت
عمده مطلب که برای ما باقی مانده این است که در قبال این تصمیمات بزرگ اصلاحی و این تصمیمات بزرگ انقلابی وسیله پیشرفت ملت را کاملاً فراهم کنیم. وقتی که فرد فرد افراد این مملکت وارد کارهای فعاله تولیدی و اجتماعی شدند، مجموع این اقدامات و فعالیتها تشکیل یک جامعه متمدن و مترقی را خواهند داد تابحال نصف جمعیت این مملکت از حقوق اولیه ابتدایی یک جامعه متمدن و مترقی محروم بود. این برای ایران مهد تمدن، مهد علم و مهد فرهنگ ننگی بود که لازم بود با یک حرکت و یک تصمیم، این ننگ برطرف شود. حال که وضعیت جدیدی برای طبقه زحمتکش و کارگر مملکت پیش آمده است و با تدابیری برای هر فرد دیگری از مملکت که کار بکند حقی عادلانه و احترامی بوجود آمده است، حالا اشخاصی پیدا شدهاند که موقعی که در سابق رعیت به آن ترتیب استثمار میشد و این طوری که میشنوم متأسفانه بعضی از مالکین یا مباشرین آنها، البته فقط بعضی از مالکین نه همه آنها، اینها اضافه بر آن رویه خشک و خشنی که با رعیتهای سابق داشتند میگویند که در ده هر چیزی که خوب بوده مال اینها بوده، حتی شاید پیش از زفاف و عروسی گاهی یک جریانهای شرمآور دیگری بایستی پیش بیاید و تحفههای انسانی پیش ارباب ببرند. موقعی که در سابق آن خانهای محلی یا مستقیماً به دست خودشان با کارد یا خنجر یا تفنگ یا بوسیله ایادیشان مردم را در چاهها حلقآویز میکردند و یا وارونه آویزان میکردند و آن فجایع را میکردند، موقعی که همه نوع جور و ستم و ظلم و دزدی و فساد و رشوه وهم چیز برقرار بود، هیچوقت ما نمیشنیدیم که قشریون راجع به این کارها اعتراضی بکنند. هیچوقت نمیشنیدیم آن قشریون بخصوص بگویند که این اقدامات برخلاف دین است، بر خلاف آیین است، بر خلاف انصاف است، برخلاف بشریت است. آنها این قبیل اقدامات غیر انسانی را که به منافع آنی آنها لطمه نمیزد، به منافع موقوفاتی که میخوردند لطمهای نمیزد، وجوهی که به آن قشریون بخصوص میرسید سر جای خودش باقی بود، این برای آنها کافی بود که آن وجوه به هر ترتیبی که هست به آنها برسد، هر گردن کلفتی، هر قاتلی، هر خائنی بیاید یک وجهی بدهد و خیالش راحت بشود، خیال آن قشری هم راحت میشد.
اقدامات خلاف انسانیت
آن اقدامات خلاف انسانیت و این مظالم هیچکدام در نظر آنها برخلاف آئین نبود اما حالا که رعیت از آن ظلم خلاص میشود، ناموسش در امان میماند، از تمدن امروزی برخوردار میشود، زندگیاش بهتر میشود، این به نظر آن قشری برخلاف دین و آیین است. این قشریون البته وقتی که این نوع منافعشان محدود شد و از بین رفت آن قاتل و خائن، آن کسی که از اجنبی دستور میگرفت اضافی چیزی برایش باقی نمیماند برای اینکه امروز موقوف شده که به آنها برساند. آن ارباب سابق منافعاش محدود شده و او هم وجه کمتری دیگر در اختیار دارد که به آنها برساند. آن وقت قشری، دینش به خطر افتاده است. بزرگترین صدمه و لطمهای که میشود به دین و آیین زد این است که یک عدهای به نام دین از این قبیل اقدامات مخالف دین مبین ما بکنند و خدای نخواسته اعتقادات افرادی که وارد جریانات کار آنها هستند و اطلاع دارند از این ریزهکاریها وارد این عملیات پشت پرده که این اعتقادشان خدای نخواسته قدری سست بشود. خوشبختانه اکثریت روحانیون ایران همانطور که باید شایسته است روحانیون حقیقی و راهنمایان معنوی هستند. این اقدامی که ما میکنیم این پاک کردن اجتماع از این کثافات و از این اقدامات پشت پرده، بزرگترین ضامن دین و بخصوص آیین مقدس اسلام است که انشاءالله تا ابد برقرار خواهد بود و ما را همیشه به راه راست هدایت خواهد کرد. من اضافه بر اعتقاد شخصی خودم که بکرات گفتهام، در کتاب خودم نوشتهام و همین اواخر یکی دو موقع فرصت پیدا کردم که نسبت بدان اشاره کنم، اصلاً از لحاظ پادشاه مملکت و مملکتداری و سیاستمداری هیچ قومی و جامعهای را با دوام نمیبینم مگر اینکه اساس و پایه کارش بر اعتقادات عمیق دینی و مذهبی نهاده شده باشد. پس دین برای بقاء ما خیلی لازم است. چه دینی بالاتر و بهتر از دین مقدس خود ما. دین اسلام مترقیترین ادیان جهان است. این ابدی است. دین ابدی دینی است که همیشه راه پیشرفت و ترقی را برای بشر و انسان باز نگاهداشته باشد و دین مبین ما اسلام، خوشبختانه همینطور است و ما میتوانیم در سایه احکام قرآن کریم به تمام این هدفهای بزرگ ملی و هدفهای بزرگی که امروز اجتماع مترقی دنیا به آن احتیاج دارد برسیم و میرسیم. هر کسی که قرآن کریم و احکام دین مبین ما را غیر از این تصور بکند، هر کسی که به دروغ ادعا داشته باشد که دین ما مخالف این اقدامات مترقیانه است، مخالف تمدن و فرهنگ و پیشرفت ملت ایران است، آن کس متأسفانه در زمره همان قشریونی است که منافع او از لحاظ موقوفات و غیره و وجوه نامشروع به خطر افتاده است. اینها جسارت و تهمت را به جاهای مضحکی رسانیدهاند که مسلماً هر کسی که بشنود یا خندهاش میگیرد یا به حال این بیچارهها و بدبختها غصه میخورد ... ولی این بیچارگی و بدبختی این افرادی را میرساند که منافع مادی آنها متأسفانه یا خوشبختانه به خطر افتاده و از آن راه دیگر موقوف شده است. به هر صورت امیدوارم که جامعه فعلی ایران که خوشبختانه از این امکانات و آزادیها و مواهب بر اساس عدالت اجتماعی برخوردار میشود بیش از پیش بکوشد، در راه آباد کردن مملکت خود بکوشد، در راه اعتلای جامعه ایران بکوشد، در راه تولید بیشتر و با مقرراتی که هست و با تقسیم عادلانهتر ثروت در میان ملت ایران، یک جامعه مرفه، با سعادت و سربلندی ما داشته باشیم که در میان سایر ملل و به همان اندازه که لیاقت و شایستگی آن را داریم در صفوف اول آنها قدم به سوی سرنوشت پرافتخار برداریم.
سخنان شاهنشاه در میان احساسات پرشور دهقانان و کارگران، فرهنگیان، پیشآهنگان و طبقات مختلف مردم بیرجند به پایان رسید و شاهشناه به دهکده شوکتآباد بازگشتند.