زد و خورد تروریستهای چریکهای فدایی با ماموران در فرح آباد تهران نو و کوی کن و میدان محسنی ۲۵ اردیبهشت ماه ۲۵۳۵ شاهنشاهی: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
(اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح ارقام) |
||
| خط ۴: | خط ۴: | ||
[[پرونده:TerroristCherikFadaii25Ordibehesht2535b.jpg|thumb|left|220px|]] | [[پرونده:TerroristCherikFadaii25Ordibehesht2535b.jpg|thumb|left|220px|]] | ||
[[پرونده:TerroristsCherikFadaii25Ordibehesht2535a.jpg|thumb|left|180px|]] | [[پرونده:TerroristsCherikFadaii25Ordibehesht2535a.jpg|thumb|left|180px|]] | ||
[[پرونده:TerroristsCherikFadaii25Ordibehesht2535g.jpg|thumb|left|180px|اسلحههایی که از | [[پرونده:TerroristsCherikFadaii25Ordibehesht2535g.jpg|thumb|left|180px|اسلحههایی که از تروریستهای چریک به دست آمد]] | ||
'''زد و خورد تروریستهای چریکهای فدایی با ماموران در فرح آباد تهران نو و کوی کن و میدان محسنی ۲۵ اردیبهشت ماه ۲۵۳۵ شاهنشاهی''' | '''زد و خورد تروریستهای چریکهای فدایی با ماموران در فرح آباد تهران نو و کوی کن و میدان محسنی ۲۵ اردیبهشت ماه ۲۵۳۵ شاهنشاهی''' | ||
| خط ۱۴: | خط ۱۴: | ||
بر پایه اطلاعاتی که در باره نهانگاه تروریستهای چریکهای فدایی در تهران به مأموران انتظامی رسیده بود، بامداد ۲۵ اردیبهشت ماه، مأموران در ۳ منطقه فرح آباد، تهران نو، کوی کن و میدان محسنی تهران، برای دستگیری تروریستها با آنها برخورد کردند و هشدار دادند که خود را تسلیم نمایند، ولی تروریستهای مستقر در تهران نو و کوی کن، از داخل منزل و تروریستهای دسته سوم در خیابان میرداماد، میدان محسنی، به سوی مأموران با مسلسل، سلاح کمری و نارنجک حمله نموده و مأموران نیز به تیراندازی متقابل پرداختند. در این زد و خورد که نزدیک به یک ساعت و نیم به درازا انجامید، تروریستها در سه نقطه مذکور که ۱۱ تن بودند، کشته شدند و ۴ تن از مأموران نیز به جان باختند. هم چنین چند تن از مأموران نیز آماج گلوله قرار گرفته و زخمی شدند. یکی از شهدا، سرهنگ غلامرضا فرداد رئیس کلانتری قلهک بود که در مبارزه با تروریستها دلیرانه وارد زد و خورد شده بود و ۳ تن از شهدای دیگر از درجه داران شهربانی کشور بودند. از تروریستها ۳ قبضه مسلسل، ۱۱ قبضه سلاح کمری و مقدار قابل توجهی نارنجک و مقادیری بمب و مواد منفجره به دست آمده است. هویت تروریستهای کشته شده که مشخص گردیده بعداً اعلام خواهد شد. | بر پایه اطلاعاتی که در باره نهانگاه تروریستهای چریکهای فدایی در تهران به مأموران انتظامی رسیده بود، بامداد ۲۵ اردیبهشت ماه، مأموران در ۳ منطقه فرح آباد، تهران نو، کوی کن و میدان محسنی تهران، برای دستگیری تروریستها با آنها برخورد کردند و هشدار دادند که خود را تسلیم نمایند، ولی تروریستهای مستقر در تهران نو و کوی کن، از داخل منزل و تروریستهای دسته سوم در خیابان میرداماد، میدان محسنی، به سوی مأموران با مسلسل، سلاح کمری و نارنجک حمله نموده و مأموران نیز به تیراندازی متقابل پرداختند. در این زد و خورد که نزدیک به یک ساعت و نیم به درازا انجامید، تروریستها در سه نقطه مذکور که ۱۱ تن بودند، کشته شدند و ۴ تن از مأموران نیز به جان باختند. هم چنین چند تن از مأموران نیز آماج گلوله قرار گرفته و زخمی شدند. یکی از شهدا، سرهنگ غلامرضا فرداد رئیس کلانتری قلهک بود که در مبارزه با تروریستها دلیرانه وارد زد و خورد شده بود و ۳ تن از شهدای دیگر از درجه داران شهربانی کشور بودند. از تروریستها ۳ قبضه مسلسل، ۱۱ قبضه سلاح کمری و مقدار قابل توجهی نارنجک و مقادیری بمب و مواد منفجره به دست آمده است. هویت تروریستهای کشته شده که مشخص گردیده بعداً اعلام خواهد شد. | ||
۲۷ اردیبهشت ماه ۲۵۳۵ | ۲۷ اردیبهشت ماه ۲۵۳۵ مراحم شاهنشاه آریامهر به خانوادههای ۵ نفر از مأمورانی که در زد و خورد با تروریستها شهید شده بودند ابلاغ شد. به آگاهی رسید که یکی از زخمی شدگان در بیمارستان درگذشت و بدین سان، شمار جانباختگان به ۵ تن رسید. | ||
'''گفتههای شاهدان در تهران نو''' | |||
«غلامحسین شبستری» کارمند شرکت دارویی کشور که در همسایگی خانه این تروریستها در تهران نو زندگی میکند گفت: ساعت ۵ و نیم بامداد با صدای شلیک تیر از خواب یبیدار شدم وکنار پنجره آمدم. روی بام خانه روبرویی دو مأمورپشت کولر کمین کرده بودند وآنها سئوال کردند شماره پلاک منزل شما چند است؟ گفتم ۴. پرسیدند خانه شماره ۶ کدام است؟ من خانه دو طبقه همسایگی خود را نشان دادم. این خانه متعلق به مهندس «ضیاء خاورزمینی »است که خود او در طبقه دوم ساختمان زندگی میکند. حدود سه ماه پیش یک خانواده چهارنفری نیز در طبقه پایین این خانه ساکن شده بودند. مأموران به ساکنان خانه اخطار کردند که خود را تسلیم کنند اما آنها به طرف مأموران آتش گشودند و مأموران نیز به شلیک آنها پاسخ دادند. | |||
ضیاء رهبری (راننده) گفت: از ساعت ۵/۳ بامداد مأموران منطقه خیان خیام شرقی را در تهران نو محاصره کردند. از ۴ جهت عبور و مرور از خیابانهای مشرف به محل حادثه بسته شد تا در جریان علمیات به مردم آسیبی نرسد. خانه تروریستها که به محاصره مأموران درآمده بود، دو طبقه است و دو در ورودی و یک گاراژ دارد. شماره پلاکهای این خانه به ترتیب ۶ و ۸ و ۴ و ۱ است. من دیدم که مأموران با احتیاط عابرین و اتومبیلهای عبوری را که به جهت کنجاوی در آن منطقه توقف کردند، دور میکردند. تیراندازی که شروع شد دو نفر از تروریستها خود را از خانه بیرون انداختند و در حالی که به طرف مأموران شلیک میکردند، سعی داشتند خود را در پناه دیوارها و اتومبیلهایی که در کنار خیابان پارک بود، بکشانند. این دو نفر هدف گلوله قرار گرفتند ومعدوم شدند. من فکر میکنم یکی از تروریستها زن بود. | ضیاء رهبری (راننده) گفت: از ساعت ۵/۳ بامداد مأموران منطقه خیان خیام شرقی را در تهران نو محاصره کردند. از ۴ جهت عبور و مرور از خیابانهای مشرف به محل حادثه بسته شد تا در جریان علمیات به مردم آسیبی نرسد. خانه تروریستها که به محاصره مأموران درآمده بود، دو طبقه است و دو در ورودی و یک گاراژ دارد. شماره پلاکهای این خانه به ترتیب ۶ و ۸ و ۴ و ۱ است. من دیدم که مأموران با احتیاط عابرین و اتومبیلهای عبوری را که به جهت کنجاوی در آن منطقه توقف کردند، دور میکردند. تیراندازی که شروع شد دو نفر از تروریستها خود را از خانه بیرون انداختند و در حالی که به طرف مأموران شلیک میکردند، سعی داشتند خود را در پناه دیوارها و اتومبیلهایی که در کنار خیابان پارک بود، بکشانند. این دو نفر هدف گلوله قرار گرفتند ومعدوم شدند. من فکر میکنم یکی از تروریستها زن بود. | ||
| خط ۴۸: | خط ۴۹: | ||
در جریان این زد و خوردها در شهرهای رشت و قزوین تروریستها با تیراندازی بیهدف خود به داخل خیابان و خانههای اطراف که در بعضی از آنها مأمورین مستقر بودند چهار نفر از اهالی محل را (دو نفر در رشت و دو نفر در قزوین) مورد اصابت گلوله قرار داده و به قتل رسانده و تعدادی از مردم و مأمورین را نیز زخمی نمودهاند که خوشبختانه وضع مزاجی هیچیک وخیم نمیباشد. ضمناً دو نفر دیگر از تروریستها که در رشت کشته شدهاند در سال گذشته در مشهد فعالیت داشته و پس از ترور یکی از کارمندان سازمان اطلاعات و امنیت کشور به نام ناهیدی، از مشهد متواری و در رشت مخفی شده بودند. این افراد در چند ماه گذشته در رودسر، لنگرود و لاهیجان چند اقدام خرابکارانه کرده بودند. از مخفیگاه تروریستها سه قبضه مسلسل ساخت یکی از کشورهای اروپای شرقی، هشت قبضه سلاح کمری از انواع مختلف، تعدادی نارنجک، مقادیری مواد منفجره و وسایل شیمیایی و آتش زا، اسباب و لوازم گریم و تغییر قیافه و مدارک به دست مأمورین افتاده است. در یکی از مدارکی به بوسیله مأمورین ضبط شده از ارتباط تروریستها با برخی از کشورها و گروههای تروریستی مخالف ایران ثابت شده و مشخص گردیده است که تروریستها مسلسلها و نارنجکهایی را که در اختیار دارند از کشورها و گروههای مذکور دریافت داشتهاند. مدرک دیگری نیز از تروریستها به دست آمده که نشان میدهد، تروریستها سه نفر از دوستان خود را صرفاً به علت اینکه کارهای آنان را بینتیجه میدانستهاند کشتهاند و این امر مورد انتقاد افرادی که واحد به اصطلاح تئوریک گروه را تشکیل میدهند قرار گرفته است که نامه عیناً کلیشه شده و متن آن به شرح زیر است: | در جریان این زد و خوردها در شهرهای رشت و قزوین تروریستها با تیراندازی بیهدف خود به داخل خیابان و خانههای اطراف که در بعضی از آنها مأمورین مستقر بودند چهار نفر از اهالی محل را (دو نفر در رشت و دو نفر در قزوین) مورد اصابت گلوله قرار داده و به قتل رسانده و تعدادی از مردم و مأمورین را نیز زخمی نمودهاند که خوشبختانه وضع مزاجی هیچیک وخیم نمیباشد. ضمناً دو نفر دیگر از تروریستها که در رشت کشته شدهاند در سال گذشته در مشهد فعالیت داشته و پس از ترور یکی از کارمندان سازمان اطلاعات و امنیت کشور به نام ناهیدی، از مشهد متواری و در رشت مخفی شده بودند. این افراد در چند ماه گذشته در رودسر، لنگرود و لاهیجان چند اقدام خرابکارانه کرده بودند. از مخفیگاه تروریستها سه قبضه مسلسل ساخت یکی از کشورهای اروپای شرقی، هشت قبضه سلاح کمری از انواع مختلف، تعدادی نارنجک، مقادیری مواد منفجره و وسایل شیمیایی و آتش زا، اسباب و لوازم گریم و تغییر قیافه و مدارک به دست مأمورین افتاده است. در یکی از مدارکی به بوسیله مأمورین ضبط شده از ارتباط تروریستها با برخی از کشورها و گروههای تروریستی مخالف ایران ثابت شده و مشخص گردیده است که تروریستها مسلسلها و نارنجکهایی را که در اختیار دارند از کشورها و گروههای مذکور دریافت داشتهاند. مدرک دیگری نیز از تروریستها به دست آمده که نشان میدهد، تروریستها سه نفر از دوستان خود را صرفاً به علت اینکه کارهای آنان را بینتیجه میدانستهاند کشتهاند و این امر مورد انتقاد افرادی که واحد به اصطلاح تئوریک گروه را تشکیل میدهند قرار گرفته است که نامه عیناً کلیشه شده و متن آن به شرح زیر است: | ||
متن نامه محرمانه تروریستها درباره کشتن سه تن از رفقایشان | '''متن نامه محرمانه تروریستها درباره کشتن سه تن از رفقایشان''' | ||
::درودهای صمیمانه ما را بپذیرید. نامه شما را دریافت داشتیم، البته کماکان بدون آنکه شرایط نامساعد ما را در مورد نظر قرار داده باشید از بعضی اقدامات اخیر ما انتقاد کرده بودید. پاسخ به انتقادات و ایرادات شما در مورد اعلامیهها و کیفیت فعالیت دو عضو جدید و همچنین شرایط زندگی آنها را مفصلاً در نامه بعدی خواهیم داد. ولی لازم دانستم پاسخ شدیدترین انتقاد شما را در مورد محاکمه و اعدام سه نفر که وضعیت آنها در حضور رفقای تیم شماره ۳ بررسی و منجر به صدور حکم اعدام آنها شد، زودتر و در همین نامه بدهیم. علاوه بر این ثابت کنیم که تصمیم به تصفیه تیم از عناصر ناصالح لزومی به مشورت با سایر دوستان خارج از تیم و بخصوص آنها که عملاً از فعالیتهای عملی ما دور بوده و نتیجتاً مسائل را بیشتر از جنبه تئوری آن مورد توجه قرار میدهند ندارد و سعی کنیم که دقیقتر در جریان ماجرا قرار بگیرند و واقعیتهای عینی، شما را از بیاعتمادی نسبت به ما خارج کند. در مورد تعیین حکم و مجازات اعدام این افراد باید بگوییم که هر کس که در وجودش ضعف و فتور و تمایل به تسلیم ظاهر شود و بخواهد کنارهگیری و از دستورات مسئول خود سرپیچی کند محکوم به اعدام است. اسد که یکی از همین افراد و یک خرده بورژوا و فردگرا بود نمیتوانست کار درازمدت را تحمل کند. در جلسات انتقادی که در تیم برگزار میشد اصلاح او بینتیجه ماند. اسد در نامهای که به ما نوشته بود بر روی مواضع خود پافشاری میکرد و قبلاً هم تهدید به کنارهگیری کرده بود و رفقا با توجه به اطلاعاتی که داشتند این امر را خطرناک تشخیص دادند. اسد هرگز به درستی تن بکار نداد و بیشتر به فکر اثبات غلط بودن افکار و ایدئولوژی بنیادی تیم بود. او حتی سلاح کمری خود را زیر خاک پنهان کرده و نارنجک خود را در چاهی انداخته بود تا مبادا زندگی کثیفش در معرض خطر قرار بگیرد. گرچه او قبل از یافته شدن هم به اعدام محکوم شده بود، معهذا بلافاصله پس از اینکه او را پیدا کردیم طبق موازین سازمان اعدام کردیم. مبنای این تصمیم گزارشهایی بود که از طرف مسئول او تسلیم شده و مورد تأیید ما هم بود. از کسانی که به اعدام اسد معترضند و معتقد هستند که اتخاذ تصمیم در مورد اسد باید با کسب تکلیف از آنها صورت میگرفت، سئوال میکنیم آیا اساساً مجازات مجرمی که بوضوح فعالیت را رها میکند باید به رفراندوم گذارده شود؟ و آیا شما مسئولیت عواقب آن را به گردن میگرفتید؟ در مورد دو نفر دیگر، با آنها هم با قاطعیت رفتار شده شده است. ما با دسته گل از ترسوها و آنهایی که میخواهند بنا بر خصلتهای خرده بورژوائیشان ما را تنها بگذارند استقبال نخواهیم کرد. این دو نفر با یک تصور ذهنی از مبارزه ما را متهم به بیبرنامگی و بیهدفی نمودند. ما یکی را در اختیار رفیق نوروزی و دیگری را در اختیار رفیق خسرو گذاردیم. آن یکی که در اختیار رفیق نوروزی بود پس از آنکه پناهگاه و رفقای ما را شناخت اعلام ضعف نمود. در آن موقع بود که رفقای تیم تصمیم گرفتند قبل از آنکه دست به کاری بزند امکان لطمه زدن را از او سلب کنند. به همین لحاظ دوست شهید نوروزی به اتفاق رزکار و خشایار پس از یک جلسه بررسی وضعیت، او را اعدام کردند و میبینید که مبارزه هرگز با فرمولهای لیبرالی و دمکراتیک سازگاری ندارد. آن دیگری هم وضعی مشابه داشت و برای آنکه فعالیت را رها کند مشغول طرح یک برنامه بود و به همین لحاظ از جانب خسرو محکوم به اعدام شد. البته تمام این اعمال مورد تأیید ما بوده است. به هر حال این اقدام ما در جهت مستحکم کردن هر چه بیشتر بنیاد اعتقادات سازمان است و این خشونت و سرسختی و قاطعیت را در هر مورد که لازم شود اعمال خواهیم کرد. ما میترسیدیم که این سه نفر با حرفهای مأیوس کننده خود سایرین را هم مأیوس کنند و اینجا بود که وظیفه انقلابی ما حکم میکرد که تسلیم تمایلات جازدهها، ترسوها، ماجراجوها، افسردهها، ناامیدهای رمیده از انقلاب نشویم. در همین هفته نیز پاسخ سایر انتقادات شما را خواهیم داد. به امید آنکه از اختلافها بکاهیم و بر اتحادمان بیفزاییم. | ::درودهای صمیمانه ما را بپذیرید. نامه شما را دریافت داشتیم، البته کماکان بدون آنکه شرایط نامساعد ما را در مورد نظر قرار داده باشید از بعضی اقدامات اخیر ما انتقاد کرده بودید. پاسخ به انتقادات و ایرادات شما در مورد اعلامیهها و کیفیت فعالیت دو عضو جدید و همچنین شرایط زندگی آنها را مفصلاً در نامه بعدی خواهیم داد. ولی لازم دانستم پاسخ شدیدترین انتقاد شما را در مورد محاکمه و اعدام سه نفر که وضعیت آنها در حضور رفقای تیم شماره ۳ بررسی و منجر به صدور حکم اعدام آنها شد، زودتر و در همین نامه بدهیم. علاوه بر این ثابت کنیم که تصمیم به تصفیه تیم از عناصر ناصالح لزومی به مشورت با سایر دوستان خارج از تیم و بخصوص آنها که عملاً از فعالیتهای عملی ما دور بوده و نتیجتاً مسائل را بیشتر از جنبه تئوری آن مورد توجه قرار میدهند ندارد و سعی کنیم که دقیقتر در جریان ماجرا قرار بگیرند و واقعیتهای عینی، شما را از بیاعتمادی نسبت به ما خارج کند. در مورد تعیین حکم و مجازات اعدام این افراد باید بگوییم که هر کس که در وجودش ضعف و فتور و تمایل به تسلیم ظاهر شود و بخواهد کنارهگیری و از دستورات مسئول خود سرپیچی کند محکوم به اعدام است. اسد که یکی از همین افراد و یک خرده بورژوا و فردگرا بود نمیتوانست کار درازمدت را تحمل کند. در جلسات انتقادی که در تیم برگزار میشد اصلاح او بینتیجه ماند. | ||
::اسد در نامهای که به ما نوشته بود بر روی مواضع خود پافشاری میکرد و قبلاً هم تهدید به کنارهگیری کرده بود و رفقا با توجه به اطلاعاتی که داشتند این امر را خطرناک تشخیص دادند. اسد هرگز به درستی تن بکار نداد و بیشتر به فکر اثبات غلط بودن افکار و ایدئولوژی بنیادی تیم بود. او حتی سلاح کمری خود را زیر خاک پنهان کرده و نارنجک خود را در چاهی انداخته بود تا مبادا زندگی کثیفش در معرض خطر قرار بگیرد. گرچه او قبل از یافته شدن هم به اعدام محکوم شده بود، معهذا بلافاصله پس از اینکه او را پیدا کردیم طبق موازین سازمان اعدام کردیم. مبنای این تصمیم گزارشهایی بود که از طرف مسئول او تسلیم شده و مورد تأیید ما هم بود. از کسانی که به اعدام اسد معترضند و معتقد هستند که اتخاذ تصمیم در مورد اسد باید با کسب تکلیف از آنها صورت میگرفت، سئوال میکنیم آیا اساساً مجازات مجرمی که بوضوح فعالیت را رها میکند باید به رفراندوم گذارده شود؟ و آیا شما مسئولیت عواقب آن را به گردن میگرفتید؟ در مورد دو نفر دیگر، با آنها هم با قاطعیت رفتار شده شده است. | |||
::ما با دسته گل از ترسوها و آنهایی که میخواهند بنا بر خصلتهای خرده بورژوائیشان ما را تنها بگذارند استقبال نخواهیم کرد. این دو نفر با یک تصور ذهنی از مبارزه ما را متهم به بیبرنامگی و بیهدفی نمودند. ما یکی را در اختیار رفیق نوروزی و دیگری را در اختیار رفیق خسرو گذاردیم. آن یکی که در اختیار رفیق نوروزی بود پس از آنکه پناهگاه و رفقای ما را شناخت اعلام ضعف نمود. در آن موقع بود که رفقای تیم تصمیم گرفتند قبل از آنکه دست به کاری بزند امکان لطمه زدن را از او سلب کنند. به همین لحاظ دوست شهید نوروزی به اتفاق رزکار و خشایار پس از یک جلسه بررسی وضعیت، او را اعدام کردند و میبینید که مبارزه هرگز با فرمولهای لیبرالی و دمکراتیک سازگاری ندارد. آن دیگری هم وضعی مشابه داشت و برای آنکه فعالیت را رها کند مشغول طرح یک برنامه بود و به همین لحاظ از جانب خسرو محکوم به اعدام شد. البته تمام این اعمال مورد تأیید ما بوده است. به هر حال این اقدام ما در جهت مستحکم کردن هر چه بیشتر بنیاد اعتقادات سازمان است و این خشونت و سرسختی و قاطعیت را در هر مورد که لازم شود اعمال خواهیم کرد. ما میترسیدیم که این سه نفر با حرفهای مأیوس کننده خود سایرین را هم مأیوس کنند و اینجا بود که وظیفه انقلابی ما حکم میکرد که تسلیم تمایلات جازدهها، ترسوها، ماجراجوها، افسردهها، ناامیدهای رمیده از انقلاب نشویم. در همین هفته نیز پاسخ سایر انتقادات شما را خواهیم داد. به امید آنکه از اختلافها بکاهیم و بر اتحادمان بیفزاییم. | |||
::با درودهای آتشین – اکبر | ::با درودهای آتشین – اکبر | ||
=== ۲۸ اردیبهشت ماه تشییع پیکر ماموران جان باخته به دست چریکهای تروریست === | === ۲۸ اردیبهشت ماه تشییع پیکر ماموران جان باخته به دست چریکهای تروریست === | ||
نسخهٔ ۲۳ ژانویهٔ ۲۰۲۳، ساعت ۲۰:۴۰
زد و خورد تروریستهای چریکهای فدایی با ماموران در فرح آباد تهران نو و کوی کن و میدان محسنی ۲۵ اردیبهشت ماه ۲۵۳۵ شاهنشاهی
۲۵ اردیبهشت ماه ۲۵۳۵ بامدادان مأموران در ۳ منطقه فرح آباد تهران نو، کوی کن و میدان محسنی تهران، برای دستگیری تروریستهای سازمان چریکهای فدایی با آنها برخورد کردند. در زد و خورد مأموران با تروریستها ۱۱ تروریست کشته و ۴ مأمور جان باختند. ماموران پلیس به تروریستها هشدار دادند که اسلحهها را بر زمین بگذارند و تسلیم شوند، اما تروریستها در تهران نو و کوی کن، از درون خانه و تروریستهای دسته سوم در خیابان میرداماد، میدان محسنی، به سوی مأموران با مسلسل، سلاح کمری و نارنجک حمله نموده و مأموران نیز در برابر پاسخ دادند. در زد و خوردی که نزدیک به یک ساعت و نیم به درازا کشیدد، همه تروریستها در سه نقطه نامبرده که ۱۱ نفر بودند کشته شدند. چهار تن از مأموران نیز جان باختند، و چند تن از مأموران نیز مورد شلیک گلوله قرار گرفتند و زخمی شدند. سرهنگ غلامرضا فرداد رئیس کلانتری قلهک یکی از جان باختگان بود و سه تن از جانباختگان دیگر از درجه داران شهربانی کشور بودند.
از تروریستها ۳ قبضه مسلسل، ۱۱ قبضه سلاح کمری و شمار قابل توجهی نارنجک و مقادیری بمب و مواد منفجره به دست آمده است. تروریستهای کشته شده ۱- لادن آل آقا، ۲- عزت غروی (مادر دو تروریست دیگر احمد و مجتبی خرم آبادی) ، ۳- ناصر شایگان شام اسبی، ۴- ارژنگ شایگان شام اسبی، ۵- فرهاد صدیقی پاشایی، ۶- مصطفی دقیق همدانی، ۷- غلام عباس زرکاری، ۸- احمدرضا قنبرپور
بر پایه اطلاعاتی که در باره نهانگاه تروریستهای چریکهای فدایی در تهران به مأموران انتظامی رسیده بود، بامداد ۲۵ اردیبهشت ماه، مأموران در ۳ منطقه فرح آباد، تهران نو، کوی کن و میدان محسنی تهران، برای دستگیری تروریستها با آنها برخورد کردند و هشدار دادند که خود را تسلیم نمایند، ولی تروریستهای مستقر در تهران نو و کوی کن، از داخل منزل و تروریستهای دسته سوم در خیابان میرداماد، میدان محسنی، به سوی مأموران با مسلسل، سلاح کمری و نارنجک حمله نموده و مأموران نیز به تیراندازی متقابل پرداختند. در این زد و خورد که نزدیک به یک ساعت و نیم به درازا انجامید، تروریستها در سه نقطه مذکور که ۱۱ تن بودند، کشته شدند و ۴ تن از مأموران نیز به جان باختند. هم چنین چند تن از مأموران نیز آماج گلوله قرار گرفته و زخمی شدند. یکی از شهدا، سرهنگ غلامرضا فرداد رئیس کلانتری قلهک بود که در مبارزه با تروریستها دلیرانه وارد زد و خورد شده بود و ۳ تن از شهدای دیگر از درجه داران شهربانی کشور بودند. از تروریستها ۳ قبضه مسلسل، ۱۱ قبضه سلاح کمری و مقدار قابل توجهی نارنجک و مقادیری بمب و مواد منفجره به دست آمده است. هویت تروریستهای کشته شده که مشخص گردیده بعداً اعلام خواهد شد.
۲۷ اردیبهشت ماه ۲۵۳۵ مراحم شاهنشاه آریامهر به خانوادههای ۵ نفر از مأمورانی که در زد و خورد با تروریستها شهید شده بودند ابلاغ شد. به آگاهی رسید که یکی از زخمی شدگان در بیمارستان درگذشت و بدین سان، شمار جانباختگان به ۵ تن رسید.
گفتههای شاهدان در تهران نو
«غلامحسین شبستری» کارمند شرکت دارویی کشور که در همسایگی خانه این تروریستها در تهران نو زندگی میکند گفت: ساعت ۵ و نیم بامداد با صدای شلیک تیر از خواب یبیدار شدم وکنار پنجره آمدم. روی بام خانه روبرویی دو مأمورپشت کولر کمین کرده بودند وآنها سئوال کردند شماره پلاک منزل شما چند است؟ گفتم ۴. پرسیدند خانه شماره ۶ کدام است؟ من خانه دو طبقه همسایگی خود را نشان دادم. این خانه متعلق به مهندس «ضیاء خاورزمینی »است که خود او در طبقه دوم ساختمان زندگی میکند. حدود سه ماه پیش یک خانواده چهارنفری نیز در طبقه پایین این خانه ساکن شده بودند. مأموران به ساکنان خانه اخطار کردند که خود را تسلیم کنند اما آنها به طرف مأموران آتش گشودند و مأموران نیز به شلیک آنها پاسخ دادند.
ضیاء رهبری (راننده) گفت: از ساعت ۵/۳ بامداد مأموران منطقه خیان خیام شرقی را در تهران نو محاصره کردند. از ۴ جهت عبور و مرور از خیابانهای مشرف به محل حادثه بسته شد تا در جریان علمیات به مردم آسیبی نرسد. خانه تروریستها که به محاصره مأموران درآمده بود، دو طبقه است و دو در ورودی و یک گاراژ دارد. شماره پلاکهای این خانه به ترتیب ۶ و ۸ و ۴ و ۱ است. من دیدم که مأموران با احتیاط عابرین و اتومبیلهای عبوری را که به جهت کنجاوی در آن منطقه توقف کردند، دور میکردند. تیراندازی که شروع شد دو نفر از تروریستها خود را از خانه بیرون انداختند و در حالی که به طرف مأموران شلیک میکردند، سعی داشتند خود را در پناه دیوارها و اتومبیلهایی که در کنار خیابان پارک بود، بکشانند. این دو نفر هدف گلوله قرار گرفتند ومعدوم شدند. من فکر میکنم یکی از تروریستها زن بود.
«علیرضاهمدانی» ۲۵ ساله اظهار داشت: من که از صدای شلیک پیاپی گلولهها کنجکاو شده بودم خودم را پشت دیواری مخفی کردم و دیدم که دو تروریست پشت بار کامیونی که نزدیک خانه دو طبقه پارک بود، پنهان شدهاند و و به طرف مأموران شلیک میکنند. «عباس زندگانی» گفت: صدای شلیک تیر مرا از خواب بیدار کرد. ابتدا فکر کردم صدای رعد و برق است ولی وقتی فهمیدم صدای تیر است، از خانه خارج شدم و به منطقهای که صدای تیر از آنجا برمیخاست نزدیک شدم دیدم مأموران فریاد میزنند تسلیم شوید. در یک لحظه صدای تیر قطع شد و دو نفر خود را از پشت خانه به پشت یک کامیون انداختند و به طرف مأموران آتش گشودند.
«صمد اسداللهی» یکی از ساکنان اطراف خانه شماره ۸ گفت: از مستخدم خانه خود که در آن ساعت برای خرید نان از خانه خارج و شاهد صحنه بوده شنیده است که دو نفر از تروریستها برای فرار از محاصره کودکی را گروگان گرفته بودند و مأموران به منظور حفظ جان کودک به طرف خرابکارها تیراندازی نکردند ولی خرابکارها از این فرصت استفاده و به طرف مأمورین تیراندازی کردند و یکی از مأمورین تیر خود و به زمین افتاد. حدود ساعت ۵/۵ صبح دیروز اهالی منطقه دویست دستگاه کوی کن با صدای مهیبی از خانهها بیرون ریختند. صدا مربوط به انفجار یک نارنجک بود. اما در آغاز اهالی تصور کرده بودند لاستیک اتومبیلی ترکیده است. بتدریج دهان به دهان شایع شد که گروهی تروریست در محاصره مأموران امنیتی و مأموران انتظامی قرار دارند. چند لحظه پس از انفجار نارنجک مقابل یکی از خانههای دویست دستگاه واقع در دویست متری پاسگاه ژاندارمری نبش کوی کیوان، تیراندازی شروع شد. صدای رگبار گلوله که بین تروریستها و مأموران جریان داشت، اهالی را متوجه ماجرا کرد. گروهی به خانههایشان بازگشتند و گروهی نیز دورادور شاهد ماجرا بودند.
چهار تروریست محاصره شده در حلقه مأموران، ۲ زن و ۲ مرد بودند که یکی از آنها مسن بود. ابتدا همان زن مسن از در حیاط خود را به بیرون و به کوچه رساند. دور کمر این زن پنج نارنجک بسته شده بود که یکی از آنها منفجر شد و او را کشت. یکی دیگر از تروریستها در پی این زن از خانه بیرون دوید و در حالیکه گلوله شلیک میکرد قصد فرار از حلقه محاصره مأموران را داشت. اما در نبش کوچه کیهان با شلیک مأموران از پای درآمد. سومین تروریست که یک مرد جوان بود از دیوار حیاط خانه (پناهگاه) به داخل حیاط همسایه رفت و با شکستن شیشه، داخل اتاق خانه همسایه شد و از آن خانه به روی بام رفت. به محض اینکه سومین تروریست به بام رسید، با مأموران در کوچه مواجه شد. شلیک او به مأمورین و جواب مأمورین مدتی طول کشید سرانجام این تروریست هم کشته شد.
چهارمین تروریست نیز خود را به طریقی به روی بام همسایه رساند و پشت یک کولر پنهان شد. یکی از مأمورین که متوجه جریان شده بود خود را به پشت بام خانه مجاور رساند واو نیز پشت کولر دیگر کمین کرد. در جریان درگیری این تروریست هدف گلوله همان مأمور قرار گرفت و کشته شد. در جریان درگیری مسلحانه بین مأموران از یک سو و تروریستها از سوی دیگر، دو ژاندارم از ناحیه کتف و ران مجروح شدند. یکی از این دو رئیس پاسگاه ژاندارمری کن است. مجروحین با آمبولانس به بیمارستان شهادت انتقال یافته و بستری شدند. بر اثر تیراندازی، به خانههای مجاور محل حادثه خسارات فراوانی وارد شد و شلیک گلولههای متعدد و انفجار نارنجک اکثر در و پنجرهها را خرد کرد و به خانه امن تروریستها نیز آسیب وارد شد. در بازرسی از منزل تروریستها مقدار زیادی وسایل و مواد اولیه ساخت تخریبی و نارنجک به دست آمد. مقدار زیادی اسناد و مدارک که در پناهگاه تروریستها وجود داشت، پیشاپیش توسط آنها سوزانده شده بود. این عده از دو سال پیش آن خانه را اجاره کرده بودند و بعملیات خرابکارانه خود ادامه میدادند. آنان طی این مدت با هیچکس تماس و معاشرت نداشتند و خرید روزانه آنها توسط همان پیر زن تروریست انجام میشد. هر کدام از همسایهها که قصد معاشرت و آشنایی با این عده را داشتند با جواب منفی و بیمیلی آنها روبرو میشدند. تروریستها شیشههای در و پنجره خانه خود را با پارچههای متقال سفید پوشانده بودند. نارنجکی که به داخل خانه همسایه افتاد و منفجر شد، به اتومبیل پیکان و یک موتورسیکلت و در و پنجره خانه خسارت وارد کرد. انفجار نارنجک حدود ۲۰ سانتی متر زمین را گود کرده است.
«اسماعیل اسکویی» میوه فروشی که در مجاورت خانه تروریستها مغازه دارد در این باره گفت: در این خانه دو مرد و دو زن سکونت داشتند. آنها نزدیک به دو سال بود که این خانه را اجاره کرده بودند. ما مردان خانه را خیلی کم میدیدیم. آنها یک اتومبیل فولکس واگن داشتند. «اسماعیل اسکویی» افزود: ظاهراً تروریستها اهل مشهد بودند و تنها یک پیر زن برای خرید از خانه آنها خارج میشد. ما آن زن را گلی خانم صدا میکردیم. او شب قبل از حادثه نیز خرید کرده بود. ساعت ۳۰/۵ صبح بود که «گلی خانم» از خانه بیرون آمد، به محض آنکه متوجه شد خانه در محاصره مأموران قرار دارد، نارنجکی به طرف مأموران انداخت. لحظهای بعد تروریستها از داخل خانه که دارای دو در است به طرف مأموران حمله کردند. در این حادثه استوار هدایتی رئیس پاسگاه ژاندارمری کوی کن هدف گلوله قرار گرفت و زخمی شد.
آنچه که گذشت
۱۰ تروریست در کرج، قزوین و رشت کشته شدند. چهار نفر از اهالی در اثر تیراندازی تروریستها کشته شدند
تروریستها در رودسر، لنگرود و لاهیجان اقدامات خرابکارانه داشتند
ابلاغ مراحم شاهنشاه به زخمی شدگان در برخورد با تروریستهای چریک فدایی
از سوی امور اجتماعی دربار شاهنشاهی از افرادی که اخیراً در نتیجه زد و خورد با خرابکاران زخمی شدند و در بیمارستان بستری میباشند، عیادت بعمل آمد و ضمن دلجویی به مراحم و عنایات شاهنشاه آریامهر مستظهر و امیدوار گردیدند. به دنبال کشف سه مخفیگاه تروریستها در تهران و کشته شدند ۱۱ نفر از آنها، در روز ۲۶/۲/۳۵ مقامات انتظامی با دستگیر تعدادی از عناصر مرتبط با تروریستها موفق شدند سه مخفیگاه دیگر تروریستها در شهرهای کرج، قزوین و رشت را کشف نمایند. به دنبال کشف این مخفیگاهها مأمورین سحرگاه دیروز این خانهها را در شهرهای نامبرده محاصره و سپس به تروریستهای مقیم در خانهها بوسیله بلندگو اخطار نمودند که در محاصره قرار دارند و خود را تسلیم نمایند. ولیکن تروریستها به اخطارها توجه ننموده و از داخل پناهگاهها شروع به تیراندازی و پرتاب نارنجک به طرف مأمورین نمودند و چون اخطارهای مکرر مأمورین نتیجه نبخشید و تروریستها به تیراندازی ادامه دادند، مأمورین ناگزیر شدند بعمل متقابل بپردازند.
در اثر این زد و خوردها ده نفر از تروریستهای ساکن مخفیگاههای موصوف (هفت نفر مرد و سه نفر زن کشته شدند) که هویت شش نفر از آنها که از پیش شناخته شده و مشخص بودهاند به قرار زیر است و هویت چهار نفر دیگر بعداً اعلام خواهد شد: ۱- بهروز ارمغانی ۲-حسین فاطمی ۳- میترا بلبل صفت ۴- فاطمه غروی- زهرا مدیر شانه چی ۶- اسماعیل عابدینی.
در جریان این زد و خوردها در شهرهای رشت و قزوین تروریستها با تیراندازی بیهدف خود به داخل خیابان و خانههای اطراف که در بعضی از آنها مأمورین مستقر بودند چهار نفر از اهالی محل را (دو نفر در رشت و دو نفر در قزوین) مورد اصابت گلوله قرار داده و به قتل رسانده و تعدادی از مردم و مأمورین را نیز زخمی نمودهاند که خوشبختانه وضع مزاجی هیچیک وخیم نمیباشد. ضمناً دو نفر دیگر از تروریستها که در رشت کشته شدهاند در سال گذشته در مشهد فعالیت داشته و پس از ترور یکی از کارمندان سازمان اطلاعات و امنیت کشور به نام ناهیدی، از مشهد متواری و در رشت مخفی شده بودند. این افراد در چند ماه گذشته در رودسر، لنگرود و لاهیجان چند اقدام خرابکارانه کرده بودند. از مخفیگاه تروریستها سه قبضه مسلسل ساخت یکی از کشورهای اروپای شرقی، هشت قبضه سلاح کمری از انواع مختلف، تعدادی نارنجک، مقادیری مواد منفجره و وسایل شیمیایی و آتش زا، اسباب و لوازم گریم و تغییر قیافه و مدارک به دست مأمورین افتاده است. در یکی از مدارکی به بوسیله مأمورین ضبط شده از ارتباط تروریستها با برخی از کشورها و گروههای تروریستی مخالف ایران ثابت شده و مشخص گردیده است که تروریستها مسلسلها و نارنجکهایی را که در اختیار دارند از کشورها و گروههای مذکور دریافت داشتهاند. مدرک دیگری نیز از تروریستها به دست آمده که نشان میدهد، تروریستها سه نفر از دوستان خود را صرفاً به علت اینکه کارهای آنان را بینتیجه میدانستهاند کشتهاند و این امر مورد انتقاد افرادی که واحد به اصطلاح تئوریک گروه را تشکیل میدهند قرار گرفته است که نامه عیناً کلیشه شده و متن آن به شرح زیر است:
متن نامه محرمانه تروریستها درباره کشتن سه تن از رفقایشان
- درودهای صمیمانه ما را بپذیرید. نامه شما را دریافت داشتیم، البته کماکان بدون آنکه شرایط نامساعد ما را در مورد نظر قرار داده باشید از بعضی اقدامات اخیر ما انتقاد کرده بودید. پاسخ به انتقادات و ایرادات شما در مورد اعلامیهها و کیفیت فعالیت دو عضو جدید و همچنین شرایط زندگی آنها را مفصلاً در نامه بعدی خواهیم داد. ولی لازم دانستم پاسخ شدیدترین انتقاد شما را در مورد محاکمه و اعدام سه نفر که وضعیت آنها در حضور رفقای تیم شماره ۳ بررسی و منجر به صدور حکم اعدام آنها شد، زودتر و در همین نامه بدهیم. علاوه بر این ثابت کنیم که تصمیم به تصفیه تیم از عناصر ناصالح لزومی به مشورت با سایر دوستان خارج از تیم و بخصوص آنها که عملاً از فعالیتهای عملی ما دور بوده و نتیجتاً مسائل را بیشتر از جنبه تئوری آن مورد توجه قرار میدهند ندارد و سعی کنیم که دقیقتر در جریان ماجرا قرار بگیرند و واقعیتهای عینی، شما را از بیاعتمادی نسبت به ما خارج کند. در مورد تعیین حکم و مجازات اعدام این افراد باید بگوییم که هر کس که در وجودش ضعف و فتور و تمایل به تسلیم ظاهر شود و بخواهد کنارهگیری و از دستورات مسئول خود سرپیچی کند محکوم به اعدام است. اسد که یکی از همین افراد و یک خرده بورژوا و فردگرا بود نمیتوانست کار درازمدت را تحمل کند. در جلسات انتقادی که در تیم برگزار میشد اصلاح او بینتیجه ماند.
- اسد در نامهای که به ما نوشته بود بر روی مواضع خود پافشاری میکرد و قبلاً هم تهدید به کنارهگیری کرده بود و رفقا با توجه به اطلاعاتی که داشتند این امر را خطرناک تشخیص دادند. اسد هرگز به درستی تن بکار نداد و بیشتر به فکر اثبات غلط بودن افکار و ایدئولوژی بنیادی تیم بود. او حتی سلاح کمری خود را زیر خاک پنهان کرده و نارنجک خود را در چاهی انداخته بود تا مبادا زندگی کثیفش در معرض خطر قرار بگیرد. گرچه او قبل از یافته شدن هم به اعدام محکوم شده بود، معهذا بلافاصله پس از اینکه او را پیدا کردیم طبق موازین سازمان اعدام کردیم. مبنای این تصمیم گزارشهایی بود که از طرف مسئول او تسلیم شده و مورد تأیید ما هم بود. از کسانی که به اعدام اسد معترضند و معتقد هستند که اتخاذ تصمیم در مورد اسد باید با کسب تکلیف از آنها صورت میگرفت، سئوال میکنیم آیا اساساً مجازات مجرمی که بوضوح فعالیت را رها میکند باید به رفراندوم گذارده شود؟ و آیا شما مسئولیت عواقب آن را به گردن میگرفتید؟ در مورد دو نفر دیگر، با آنها هم با قاطعیت رفتار شده شده است.
- ما با دسته گل از ترسوها و آنهایی که میخواهند بنا بر خصلتهای خرده بورژوائیشان ما را تنها بگذارند استقبال نخواهیم کرد. این دو نفر با یک تصور ذهنی از مبارزه ما را متهم به بیبرنامگی و بیهدفی نمودند. ما یکی را در اختیار رفیق نوروزی و دیگری را در اختیار رفیق خسرو گذاردیم. آن یکی که در اختیار رفیق نوروزی بود پس از آنکه پناهگاه و رفقای ما را شناخت اعلام ضعف نمود. در آن موقع بود که رفقای تیم تصمیم گرفتند قبل از آنکه دست به کاری بزند امکان لطمه زدن را از او سلب کنند. به همین لحاظ دوست شهید نوروزی به اتفاق رزکار و خشایار پس از یک جلسه بررسی وضعیت، او را اعدام کردند و میبینید که مبارزه هرگز با فرمولهای لیبرالی و دمکراتیک سازگاری ندارد. آن دیگری هم وضعی مشابه داشت و برای آنکه فعالیت را رها کند مشغول طرح یک برنامه بود و به همین لحاظ از جانب خسرو محکوم به اعدام شد. البته تمام این اعمال مورد تأیید ما بوده است. به هر حال این اقدام ما در جهت مستحکم کردن هر چه بیشتر بنیاد اعتقادات سازمان است و این خشونت و سرسختی و قاطعیت را در هر مورد که لازم شود اعمال خواهیم کرد. ما میترسیدیم که این سه نفر با حرفهای مأیوس کننده خود سایرین را هم مأیوس کنند و اینجا بود که وظیفه انقلابی ما حکم میکرد که تسلیم تمایلات جازدهها، ترسوها، ماجراجوها، افسردهها، ناامیدهای رمیده از انقلاب نشویم. در همین هفته نیز پاسخ سایر انتقادات شما را خواهیم داد. به امید آنکه از اختلافها بکاهیم و بر اتحادمان بیفزاییم.
- با درودهای آتشین – اکبر
۲۸ اردیبهشت ماه تشییع پیکر ماموران جان باخته به دست چریکهای تروریست
صبح امروز جنازه مأمورانی که در برخورد مسلحانه با تروریستها در تهران به درجه شهادت نایل شده بودند، با شکوه خاصی تا گورستان بهشت زهرا تشییع شد و در میان اندوه فراوان صدها نفر از بازماندگان و همکاران آنها و مردم دفن گردید. مأموران شهید سرهنگ غلامرضا فرداد (رئیس کلانتری قلهک)، سر پاسبان یکم عباس طاهرزاده (جمعی کلانتری ۶ تهران)، سر پاسبان دوم ابراهیم بقال محمدی، سر پاسبان سوم ولی زال (جمعی کلانتری قلهک) و سر پاسبان سوم محمد جعفر نظری (جمعی گارد شهربانی ) بودند که بامداد ۲۵ اردیبهشت ماه در جریان برخورد مسلحانه مأموران با تروریستها در تهران شهید شدند.
در کوی کن در جریان برخورد مسلحانه مأموران با تروریستها به آگاهی رسانیده شد که «گلی خانم» زن مسنی از سوی ماموران کشته شد، بامداد روز ۲۵ اردیبهشت ماه گلی خانم پس از آگاهی از اینکه نهانگاه تروریستها در محاصره مأموران قرار گرفته برای به دست آوردن اطلاعات از کم و کیف ماجرا از خانه خارج شد ولی هنگامی که خود را در محاصره مأموران دید، چاشنی نارنجکی را که به همراه داشت کشید و آن را به سوی مأموران پرتاب کرد. نارنجک با صدای مهیبی منفجر شد و زن تروریست نیز هدف گلوله مأموران قرار گرفت و کشته شد. یکی از تروریستها در کوی کن که موفق شده بود از دیوار همسایه خود را به خانه جنب مخفیگاه برساند، از ساکنان آن خانه تقاضا کرد که او را پناه بدهند ولی ساکنان خانه نپذیرفتند. او که با جواب منفی ساکنان خانه روبرو شده بود، با شتاب خود را از آن خانه به بام خانه همسایه رساند و از روی بام به سوی مأموران آتش گشود اما از سوی مأموری که خود را روی بام خانه تروریستها رساند به ضرب گلوله از پای درآمد.
در تهران نو نیز دو تن از تروریستها از راه بام مخفیگاه خود را به پشت کامیونی که با بار در حاشیه خیابان پارک بود رسانیدند و از پشت بار کامیون با مسلسل به سوی مأموران شروع به تیراندازی کردند. مأموران که آن منطقه را سخت تحت کنترل گرفته بودند با تیراندازی متقابل خود را به پشت پناهگاه این دو تروریست رساندند و آنان را هدف قرار دادند. در پی زد و خوردهای مسلحانه مأموران با تروریستها که منجر به شهادت سرهنگ غلامرضا فرداد (رئیس کلانتری قلهک) و ۴ مأمور دیگر شد، مأموران از مخفیگاه ۱۱ تروریست کشته شده در تهران نو و کوی کن، مقدار زیادی اسلحه و مهمات، نارنجک، وسایل تخریبی و غیره به دست آوردند. وجود این سلاحها و مهمات نشان میدهد تروریستها برای حمله به مأموران از مسلسلهای سبک دستی استفاده میکردند و همیشه مسلح به سلاح کمری از مخفیگاه خود خارج میشدند. چندین شماره اتومبیل از مخفیگاه تروریستها به دست آمد که نشان میدهد، تروریستها شماره اتومبیل مورد استفاده خود را تغییر میدادهاند تا شناخته نشوند. دهها نارنجک دستی نیز در مخفیگاه تروریستها کشف شد. ظاهراً این نارنجکها برای استفاده به هنگام تخریب و کشتار نزد تروریستها نگهداری میشده است. چندین جعبه فشنگ مخصوص مسلسلهای دستی و سلاح کمری نیز به دست مأموران افتاد. وسایل تخریبی و وسایل تهیه بمب نیز در مخفیگاه وجود داشت که کلیه آنها بوسیله مأموران ضبط گردید. از وسایل دیگری که به چنگ مأموران افتاد، کلاه گیس و دیگر وسایل گریم و تغییر چهره بود که کشف آنها نشان میدهد، تروریستها این وسایل را برای استفاده در مواقع لزوم و برای تغییر قیافه خود تهیه کرده بودند.
پیکر سرهنگ شهید فرداد تا جایگاه خاکسپاری، بر دوش رؤسای کلانتریهای تهران قرار داشت. جنازههای مأموران دیگر نیز بر دوش همکاران آنها حمل میشد. آیین با شکوه خاصی و با حضور رئیس شهربانی و معاونان او، امرا و افسران شهربانی انجام شد. خانواده مأموران شهید در حالیکه لباس سیاه بر تن داشتند، به دنبال جنازهها حرکت میکردند. همسران و فرزندان مأموران شهید و دیگر اعضای فامیل آنان با ناله و گریه فضای گورستان بهشت زهرا را از غم و اندوه آکنده بودند. جنازهها از محل تغسیل تا خاکسپاری، با احترامات نظامی برده شد. هنگام خاک سپاری دسته موزک گارد شهربانی برای هر یک از جان باختگان جداگانه مارش عزا نواخت. از سوی بکان هاب مختلف انتظامی و مقامات شهربانی و مردم، تاجهای گل نثار شد و پس از پایان آیین خاک سپاری نیز دستههای گلی که از سوی بازماندگان شهیدان تهیه شده بود بر آرامگاه ابدی آنان نهاده شد. مأموران جان باخته نزدیک به ساعت ۵ و سی دقیقه ۲۵ اردیبهشت ماه در برخوردهای مسلحانه با تروریستها، دلاورانه وارد مبارزه شدند و آماج گلولههای تروریستها قرار گرفتند.
سرهنگ شهید غلامرضا فرداد، سر پاسبان دوم ابراهیم بقال محمدی و سر پاسبان دوم ولی زال محمدی، در میدان محسنی خیابان میرداماد هدف گلوله قرار گرفتند و شهید شدند.
سر پاسبان دوم محمد جعفر نظری در برخورد با مأموران با تروریستها در تهران نو شربت شهادت نوشید و سر پاسبان یکم عباس طاهریزاده در نظام آباد به شهادت رسید. یکی دیگر از مأموران نیز که در جریان زد و خورد هدف گلوله قرار گرفته و مجروح شده بود، دیشب در بیمارستان جان باخت. خانواده مأموران جان باخته بامداد ۲۸ اردیبهشت ماه در گورستان بهشت زهرا و در میان اندوه و غم بیپایان، عزیزان خود را به خاک سپردند، در حالیکه به تلخی میگریستند گفتند:
- عزیزانمان را در راه حفظ امنیت و حراست کشورمان از دست دادیم. این غم بزرگ است اما این افتخار برای ما و خانواده ما باقی است که هر کدام یک تن از اعضای خانواده را برای حفظ آسایش و امنیت هموطنان خود قربانی کردهایم. دیروز مراحم شاهنشاه آریامهر به خانوادههای پنج مأمور شهید زد و خورد با تروریستها ابلاغ شد.
سرهنگ شهید غلامرضا فرداد پیش از شهادت، رئیس کلانتری قلهک بود و دارای زن و فرزند است. سر پاسبان ابراهیم محمدی هنوز ازدواج نکرده بود و قصد داشت در آینده نزدیک با دختری ازدواج کند ولی زال دارای زن و ۳ فرزند بود. محمد جعفر نظری هنوز ازدواج نکرده و پدر و مادر و خواهرش تحت تکفل او بودند. از طاهریزاده یک همسر و ۵ فرزند بجا مانده است.