الگو:نوشتار برگزیده: تفاوت میان نسخه‌ها

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(اصلاح ارقام، اصلاح فاصلهٔ مجازی)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۲: خط ۲:
<onlyinclude>
<onlyinclude>
*
*
[[پرونده:ShahanshahAryamehr75.jpg|thumb|left|220px|اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر]]
[[پرونده:MohammadRezaShahPahlavi19Ordibehesht1350 Part WhiteRevolution.mp4|thumb|left|260px|سخنرانی اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر ۱۹ اردیبهشت ۱۳۵۰]]
[[پرونده:ShahanshahArymehrDeparture26Dey2537b.jpg|thumb|left|220px|اعلیحضرتین در فرودگاه مهرآباد ۲۶ دی ماه ۲۵۳۷ شاهنشاهی]]
[[پرونده:ConfederationLeaderKhomeini1352.jpg|thumb|left|220px|شاه رفت مرگ آمد]]
[[پرونده:MargBarJomhoriyehEslamiTehranUniDey1396.jpg|thumb|left|220px|تظاهرات سراسری مردم ایران - مرگ بر جمهوری اسلامی دی ماه ۱۳۹۶]]
'''[[شاه رفت مرگ آمد]]''' - ۲۶ دی ماه ۲۵۳۷ شاهنشاه آریامهر مانند همیشه سر ساعت ده بامداد به دفتر خود آمدند چند نامه و سند را دستینه فرمودند. دکتر محمد باهری از اعلیحضرت برای چندمین بار درخواست کرد که از ایران بیرون نروند. شاهنشاه چای گرم و شیرینی نوشیدند و نگاهی به دفترشان کردند و گفتند برویم. هر پانزده دقیقه یک بار از سفارت امریکا به کاخ شاهنشاهی زنگ می‌زدند که از رفتن شاهنشاه مطمئن شوند. کسانی که در کاخ صاحبقرانیه و کاخ نیاوران مانده بودند گرد آمده و چشم به راه بودند. همه می‌گریستند. شاهنشاه و شهبانو با آنها دست دادند و شاهنشاه می‌گفتند: ناراحت نباشید بر می‌گردیم. اعلیحضرتین با هم به فرودگاه هلیکوپتر کاخ رفتند.  شاهنشاه آریامهر به همراه امیر اصلان افشار رییس تشریفات دربار و سرهنگ جهان بینی و علیاحضرت شهبانو به همراه سرهنگ یزدان نویسی ، بانو دکتر پیرنیا پزشک خانوادگی  سوار هلیکوپتر شدند. شاهنشاه آریامهر و علیاحضرت شهبانو ساعت ۱۱ و ۴۵ دقیقه وارد فرودگاه مهرآباد شدند. دکتر جواد سعید رییس مجلس شورای ملی، دکتر علیقلی اردلان وزیر دربار، معینیان رییس دفتر مخصوص، ارتشبد بدره‌ای  فرمانده نیروی زمینی، علی نشاط فرمانده گارد جاویدان، قره باغی رییس ستاد بزرگ ارتشتاران و گروهی از بلندپایگان کشوری برای پسواز شاهنشاه به فرودگاه آمده بودند. اعلیحضرتین به پاویون سلطنتی رفتند. شاهنشاه چشم به راه شنیدن رای اعتماد شاپور بختیار از مجلس شورای ملی بودند.  تلفن‌های پاویون سلطنتی را از کار انداخته بودند. سرانجام با یاری سیستم تلفنی گارد شاهنشاهی از مجلس شورای ملی آگاهی رسید که شاپور بختیار با ۱۴۹ رای موافق و ۴۳ رای مخالف و ۱۳ رای ممتنع رای اعتماد گرفته است. هلیکوپتری فرستاده شد  تا بختیار را از مجلس شورای ملی به فرودگاه بیاورد. شاهنشاه آریامهر به بختیار گرفتن رای اعتماد را تهنیت گفتند و نگاهبانی قانون اساسی مشروطه و کشور و ملت ایران را به وی سپردند. شاهنشاه با تنها خبرنگاری که پروانه دادند به فرودگاه بیاید آقای لطفی مصاحبه کردند و فرمودند که تهران را به سوی اسوان در مصر ترک خواهند کرد و چند روز در آنجا استراحت می‌نمایند. همانطور که به هنگام تشکیل این دولت گفته بودم مدتی است که احساس خستگی می‌کنم و احتیاج به استراحت دارم و ضمنا گفته بودم پس از اینکه خیالم راحت شود و دولت مستقر شود به مسافرت خواهم رفت و این سفر اکنون آغاز می‌شود. امروز با رای مجلس شورای ملی که پس از رای سنا داده شد امیدوارم که دولت بتواند هم به جبران گذشته و هم در پایه گذاری آینده موفق بشود و برای این کار ما مدتی همکاری و حسن وطن پرستی به معنای اشد کلمه احتیاج داریم اقتصا ما باید راه بیفتد مردم باید زندگی عادیشان شروع شود و پایه ریزی بهتری برای آینده بکنیم. سخن دیگری غیر از حفظ وضع مملکت و انجام وظیفه بر اساس میهن پرستی ندارم. مدت سفر من بستگی به حالت مزاجی من دارد و در حال حاضر نمی‌توانم آن را دقیقا مشخص کنم.
علیاحضرت فرح پهلوی شهبانوی ایران نیز در مصاحبه فرمودند: اطمینان دارم استقلال مملکت و وحدت ملی همیشه پایدار خواهند ماند و من به ملت ایران ایمان و اعتقاد دارم. همینطور به فرهنگ ایران زمین اعتقاد دارم و امیدوارم و می‌دانم که خداوند همیشه پشت و پناه ملت ایران خواهد بود.
 
ساعت ۱۳ و ۸ دقیقه زمان تلخ بدرود گفتن فرارسید. سپهبد عبدالعلی بدره‌ای فرمانده رشید نیروزمینی در برابر شاهنشاه زانو زد و زانوانش را بوسید و گفت: اعلیحضرتا ما را رها نکنید. شاهنشاه با چشمانی پر از اشک سپهبد بدره‌ای را با دو دست بلند کردند و دست‌های وی را کوتاه زمانی در دست گرفتند. سپس به سوی دیگری رفتند که او نیز می‌گریست، همه باشندگان می‌گریستند. حتی بختیار با خیانت‌هایی که به ملت و کشور ایران کرد و کشور را برباد داد در این لحظات گریست. شاهنشاه آریامهر و علیاحضرت شهبانو و همراهان از پلکان هواپیمای « شاهین » بالارفتند. بختیار وارد هواپیما شد، شاهنشاه باز هم برای وی موفقیت آرزو کردند و با سدایی رسا فرمودند « ایران را به شما می‌سپارم و شما را به خدا ».


هواپیمای شاهین که شاهنشاه آریامهر خود آن را تا مرز عربستان سعودی خود خلبانی نمودند از فرودگاه مهرآباد بلند شد و چرخی روی شهر تهران زد، شاهنشاه آریامهر شادی گروهی بی خرد و مزدور را دیدند و از مرزهای ایران بیرون رفتند. ساعت ۱۳ و ۲۱ دقیقه و ۵۹ ثانیه  در زمانی که هواپیمای شاهنشاه از زمین ایران بلند شد، زلزله هولناکی شهر مشهد و شهرهای جنوبی استان خراسان چون قاین، بیرجند، فردوس، طبس، کاشمر، تربت حیدریه، تربت جام، نیشابور ، فریمان و گناباد را به سختی تکان داد و هزاران تن کشته و ده‌ها هزار تن زخمی شدند. پایگاه زلزله نگاری مشهد وابسته به دانشگاه فردوسی به آگاهی رساند که دستگاه‌ها سه ماه است که از کار افتاده‌اند. مرکز زلزله نگاری فنلاند  این زمین لرزه را ۷٫۲ ریشتر ثبت کرد. دیگر شاهنشاه و شهبانو در کشور نبودند که به میان مردم نگون بخت بروند و آنان را در آغوش بگیرند، اشک هایشان را پاک کنند و دلداری دهند، و به جای خانه و کاشانه ویران شده آنها خانه‌هایی مدرن و زیبا برای روستاییان بسازند. زلزله قائن نیز مانند زلزله طبس به دست آخوندها افتاد و از یادها رفت و مردم سرگردان و بدبخت زیر و روی آوارها تنها ماندند. (دنباله نوشتار را در سایت مشروطه بخوانید)
'''[[بیانات اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر در باریابی هموندان کنگره دوم حزب ایران نوین و نمایندگان حزب‌های ۱۴ کشور جهان|در روز ۶ بهمن ماه سال ۱۳۴۱ منشور شش گانه انقلاب شاه و ملت به رفراندوم گذاشته شد]]''' و ملت ایران با شور و هیجان بی مانند به پای صندوق‌های رای رفتند و به این همه‌پرسی پاسخ آری دادند. در این روز زنان ایران برای نخستین بار رای دادند. ملت ایران با اکثریت قاطع با بیش از پنج میلیون و پانصد هزار رای منشور شش گانه انقلاب شاه و مردم را تاییدکردند. انقلاب شاه و ملت در روز ششم بهمن ماه ۱۳۴۱ با رای مردم ایران پیروز شد. در روز ۱۹ اردیبهشت ماه ۱۳۵۰ شاهنشاه آریامهر درباره انقلاب شاه و مردم بیاناتی در باریابی هموندان کنگره دوم حزب ایران نوین و نمایندگان حزب‌های ۱۴ کشور جهان در کاخ نیاوران ایراد کردند و فرمودند:
   
می‌بینیم که بر ضد منافع ایران تحریکاتی می‌شود و شعارهایی می‌شنویم که به گوش ایرانی ناآشنا است. هیچ ایرانی حقیقی چنین شعاری نمی‌دهد، ولی ما وقتی این شعارها را شنیدیم تعجب کردیم و متأسف شدیم و حتی غصه خوردیم که چگونه می‌شود یک نفر اسمش ایرانی باشد و شعاری بدهد که مستقیماً به وسیله خارجی به او دیکته شده باشد، ولی با وجود تمام تأسفی که در این مورد هست، بالاخره پرده‌ها بالا رفت، ماسک‌ها کنار رفت و افراد شناخته شدند. حالا این افراد در هر مقام و منزلتی که باشند، شناخته شده‌اند. اکنون صفوف باید از هم مشخص بشود. از سی‌میلیون جمعیت ایران مطمئن هستم که بیست‌ونه‌میلیون‌ونهصدوخرده‌ای‌هزار نفرش ایرانی هستند، ولی عده قلیلی اگر اسمشان ایرانی باشد، دلشان ایرانی نیست. تا جایی که می‌شود وسایلش را فراهم کرد دعا می‌کنیم که خداوند آنها را به راه راست هدایت بکند، ولی اگر نشد صفوف ایرانی باید از آنها جدا بشود. آن کسی که دلش به عشق ایران و عمل و کردارش دنبال انقلاب سفید ایران است، از کسی که می‌گوید «ای تف بر این انقلاب سفید، ما انقلاب خونین می‌خواهیم» و شعارهای دیگری که تکرار نمی‌کنم، باید صفوفشان از هم مجزا بشود. البته ارزش آن را ندارد که بگویم این دو صف، ولی به هر حال آن بیست‌ونه‌میلیون‌ونهصدوخرده‌ای‌هزار نفر باید از آن چند هزار نفر فاصله بگیرند. حیف است که حتی یک دقیقه وقت هیچ فردی از افراد این کشور صرف فکر کردن به این موضوع یا احیاناً وارد عمل شدن در این مورد بشود، اما اگر لازم باشد می‌دانم هر فرد شما چه زن و چه مرد، مثل آن زن و مرد سیاهکلی وظیفه خودش را نسبت به دشمنان مملکت انجام خواهد داد. شما می‌دانید که چه آینده‌ای در پیش دارید، فکر می‌کنم که در این کنگره درمورد آن صحبت شده و الان موقع ورود به جزئیات نیست، ارقام گویا هستند، خود شما در هر ده و هر شهر و هر جایی که هستید می‌بینید در این چند سال چه تغییراتی پیدا شده، برنامه پنج ساله چهارم را که تمام بکنیم برنامه پنجم می‌رسد که یکی از برنامه‌هایی است که شاید در سطح بین‌المللی بی سابقه باشد، بعد از آن برنامه ششم اجرا می‌شود که پس از پایان آن مطمئن هستم که می‌توانیم وارد دوره‌ای بشویم که آن را تمدن بزرگ می‌نامیم. این ایده‌آل تنها در محیط و در مملکتی امکان‌پذیر است که اساس کارش عدالت اجتماعی، انصاف، همکاری، تعاون و اصولی است که در کتاب انقلاب سفید آنها را خوانده‌اید و خیلی چیزهای دیگر که تا به حال صحبتش را نکرده بودیم و شاید به فکر من هم نرسیده و نرسد، اما احیاناً به فکر یکی از شماها برسد. قبلاً گفته بودم که چند ماده از دوازده منشور انقلاب ما غیرقابل تغییر است، مثلاً منابع طبیعی مملکت ما که اعتقاد به خدا داریم و می‌گوییم آنها را خداوند خلق کرده است و بشر در ایجاد و خلق آن سهمی نداشته است، این حتماً باید ملی باشد، یعنی باید به اجتماع و عموم مردم تعلق داشته باشد. یا منابع عظیم زیرزمینی مثل نفت یا یک صنعت ما در مثل فولاد یا هر صنعت یا منابعی که بتواند در قیمت‌ها و در زندگی مردم تأثیر بگذارد باید به وسیله دولت به نمایندگی از طرف ملت و به نفع جامعه از آن بهره‌برداری بشود. این یک اصل غیر قابل تغییر است، ولی خیلی از مواد انقلاب که خود من به اصطلاح پیشنهادکننده و مبتکر آن بودم می‌گویم که در آینده می‌تواند و حتی باید تغییر بکند، تغییراتی که هماهنگ و جواب دهنده پیشرفت‌های فنی و علمی و تکنولوژیک عصر ما باشد. امروز در سال ۱۳۵۰ زندگی می‌کنیم، در سال ۱۳۶۲ هیچ معلوم نیست که وضع پیشرفت‌های فنی، صنعتی، تکنیک دنیا چه خواهد شد و چطور باید وضع اجتماع خودمان را به آن تطبیق بدهیم تا بتوانیم از آن پیشرفت‌ها کمال استفاده را بنماییم.


بازگشت مشروطه - تظاهرات مردم ایران علیه حکومت دینی دی ماه ۱۳۹۶ خورشیدی - با بازگشت خمینی در کشور ایران همه حقوقی را که مردم ایران با [[انقلاب مشروطه]] برای آن جنگیده بودند، از آنان گرفته شد. بر پایه [[قانون اساسی مشروطه]] اصل بیست و ششم " قدرت در دست مردم است » ، این اصل از مردم ایران ربوده شد. با پیاده کردن اصل ولایت فقیه، قدرت به دست آخوندها افتاد. با بازگشت خمینی، اصل بیست و هفتم قانون اساسی مشروطه که می‌گوید: سه قوه قانونگذاری، اجرایی و قضاییه از یکدیگر جدا و مستقل هستند را تکه پاره کردند. با چپاندن ولایت فقیه، تنها یک قوه وجود دارد و آن « رهبر » است. با بازگشت خمینی حقوق بشر در ایران لغو شد و قوانین شریعت جای حقوق بشر را گرفت. این سه اصل پایه‌های بنیادین هر قانون اساسی هستند و بر پایه اصل هفتم قانون اساسی مشروطه این سه اصل بنیادین را نمی‌توان تعطیل کرد. این بدین چم (معنا) است این سه اصل هم چنان هستند. در دی ماه ۱۳۹۶ خورشیدی مردم ایران حقوق حقه خود را به کار گرفتند و به خیابان‌ها آمدند و درخواست هایشان را فریاد کشیدند، که تنها راه برای مردم ایران است زیرا که نمایندگان مجلس شورای اسلامی نماینده مردم ایران نیستند، بلکه اینان برگزیدگان مجلس خبرگان هستند، دولت که باید به رفاه مردم ایران بپردازد تنها به گسترش قدرت شیعه در خاورمیانه می‌پردازد، و بودجه کشور برای جنگ در سوریه و یمن و لبنان و حمص و .... و سازمان‌های تروریستی اسلامی هزینه می‌شود، و رهبر که همه قدرت را در دست دارد همانگونه که مردم ایران در خیابان‌ها فریاد زدند: "ملت گدایی می‌کند رهبر خدایی می‌کند". در ایران امروز وضعیتی ایجاد شده است که برتولت برشت آن را چنین به نوشتار درآورده است: "دولت به مردم دیگر اطمینان ندارد. آیا آسانتر نیست که دولت مردم را رها کند و مردم دیگری را انتخاب کند." آنچه را که برتولت برشت در جوک و شوخی بیان کرده است، به روشنی فلسفه حکومتی جمهوری اسلامی است.  دولت (قوه مجریه)، مجلس (قوه قانونگذاری) و دادگستری (قوه قضاییه) قدرت در دست عرب‌های شیعه است و برای امنیت عرب‌های حزب الله به کار گرفته می‌شوند.  
همانطور که گفتم شاید به فکر من نرسد اما بین شما یک نفر پیدا بشود پیشنهادی بدهد که برای کشور قابل قبول باشد. امروز سعی من پس از پیشنهاد انقلاب سفید و اجرای این انقلاب چند چیز است. آباد کردن کشور، استخراج ثروت مملکت، تقسیم عادلانه ثروت بین همه مردم، بالا بردن سطح زندگی عمومی، ایجاد قدرت کافی برای دفاع از کشور، بالا بردن نام ایران و ایرانی در سطح بین‌المللی، دادن پیشنهادهایی که مورد قبول دنیا واقع شود مثل پیشنهادی که ما در امر مبارزه جهانی با بی‌سوادی و ایجاد لژیون خدمتگزاران بشر کردیم، ولی اضافه بر اینها یک وظیفه دیگر هم هست و آن تأمین ثبات و قوام و دوام این وضعی است که شما را در عرض نه سال به اینجا رسانده و دوازده سال دیگر شما را به تمدن بزرگ خواهد رسانید و در این کار کوچکترین غفلتی نمی‌شود کرد. هیچ یک از این اصول را نمی‌شود فراموش نمود. تامین دوام و قوام رژیم مشروطه سلطنتی شما بر دو اصل استوار است یکی به وسیله سلطنت موروثی، و دیگری به وسیله وارث سیاسی پادشاه.


هدف جمهوری اسلامی این است ملت ایران از میان برود و از کشور باستانی ایران تنها جمهوری اسلامی بدون ایران بسازد، همانند داعش  "دولت اسلامی عراق و شام ". درست همانگونه که صدیقی امام جمعه تهران در نماز جمعه ۱۲ دی ماه ۱۳۹۶ مردم ایران را به دو گروه بخش کرد: گروه نخست را ملت حزب الله و گروه دوم راآشغال‌ها خواند، همه کسانی که علیه جمهوری اسلامی به خیابان‌ها آمدند را آشغال‌ها و اعوان و انصار رژیم را ملت حزب اللهی خواند و گفت:"اجتماع ملت حزب الله دریایی را ایجاد کرد و آشغال‌ها را شست و تمیز کرد.
باز هم یک بار دیگر این موضوع را بگویم که اگر این مقام در این کشور نبود و ایرانی گوشش، ذهنش، روحش به کلمه شاه آشنا نبود و اگر این پیوند تاریخی و بدون خونریزی بین روح رئیس مملکت و آن چوپان بلوچستانی نبود، این کارها، این انقلاب بزرگ، بدون خونریزی، بدون قتل عام، بدون کشتار، انجام‌پذیر نمی‌شد. ولی می‌خواهم این موضوع را اضافه بکنم که اگر وارث تاج و تخت شما و وارث طبیعی رژیم سلطنتی باید برای این کار تربیت بشود، باید ذهنش آماده بشود، مطالبی را که باید بداند باید یاد بگیرد، انضباطی را که باید پیدا بکند، پیدا بکند. این را هم می‌گویم که او وارث به اصطلاح قانونی و روحانی پادشاه است، ولی شما سی‌میلیون جمعیت فعلی کشور و چند میلیون نفر بعدی همه‌تان وارث سیاسی پادشاه مملکت هستید، چون این مملکت متعلق به همه شما است. گفتیم که منابع طبیعی متعلق به همه است و بالاخره وقتی که عمر هر یک از ما تمام بشود تنها بشود سهمی که به ما می‌رسد یک مشت خاکی است که در آنجا دفن می‌شویم. بعد این مملکت با ثروتش و با محاسنش و انشاءالله بدون عیبش به سایرین می‌رسد. این است که در تحویل دادن این کشور به وارث قانونی یا به اصطلاح وارث حقیقی، خودتان همه سهیم هستید، همه همانطور که قبلاً گفتم وارث یک چیز هستید، همه‌تان وارث سیاسی رئیس این مملکت هستید. برای پیشرفت کار و تأمین وراثت سیاسی، برای اینکه پراکندگی نباشد، در همه جای دنیا معمول و رسم است که مردم برای اظهار عقیده اختیاراتی از طرف خود به یک عده معدود می‌دهند که البته آنها هم به نوبه خود اختیاراتی به عده معدودتری می‌دهند، و این اصول حکومت می‌شود. امیدوارم تشکیلاتی که حزب شما دارد، روزبه‌روز قوی‌تر بشود، روزبه‌روز ریشه عمیق‌تری پیدا کند، روزبه‌روز به مطالب و مسائل مملکت واردتر بشود، روزبه‌روز با جمعیت کشور تماس بیشتری داشته باشد و به کار خود ادامه بدهد و در کار خود موفق‌تر باشد. من برای هر دسته و هر گروه ایرانی دیگر که همین طور فکر کند و دلش برای مملکت بتپد، آرزوی موفقیت می‌کنم و می‌دانم که شما هم همین آرزو را دارید. امیدوارم از این حیث بین همه گروه‌ها مسابقه باشد، مسابقه لیاقت، مسابقه خدمت به مملکت، مسابقه فداکاری که بالاخره نتیجه این مسابقه‌ها همه عاید کشور می‌شود و ثمراتش را انشاءالله خود شما در دوران زندگی‌تان ببینید. بیشتر از شما بچه‌هایتان خواهند دید، و همین طور این نتایج را نسل به نسل به هر کسی که نامش ایرانی باشد، خواهیم رساند. ... '''[[بیانات اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر در باریابی هموندان کنگره دوم حزب ایران نوین و نمایندگان حزب‌های ۱۴ کشور جهان|به سخنان اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر گوش فرادهید و میان ایرانیان نژاده پخش کنید - پاینده ایران]]'''
مردم ایران این تهدید دهشتناک را دریافته‌اند بدین روی مردم در سراسر کشور به خیابان‌ها آمدند و فریاد کشیدند: "ایران که شاه نداره حساب کتاب نداره " ، زمانی که شاه در ایران نیست کسی به رفاه و امنیت ملت ایران  نمی‌اندیشد. تظاهراتی که در سراسر کشور ایران به راه افتاده است، بازگشت شاه را به ایران فریاد می‌کشد، به امید اینکه با بازگشت شاه، دوباره قانون اساسی مشروطه به اجرا در آید، و با انتخابات مجلس شورای ملی دوره قانونگذاری بیست و پنج، نمایندگانی که از سوی ملت ایران برگزیده شده‌اند و خواست و اراده مردم را در مجلس به قانون دگرگون می‌سازند به مجلس راه یابند، شاهنشاه ایران نخست وزیری شایسته برگزیند که خویشکاری اش (وظیفه) رفاه مردم ایران باشد و شاهنشاه صلح و آرامش با کشورهای همسایه برقرار سازد. مردم ایران فریاد کشیدند: "ای شاه ایران برگرد به ایران" ، آنچه که ویژگی این تظاهرات است، نه تنها بودن جوانان در خیابان‌هاست بلکه بودن کسانی که علیه شاهنشاه ایران محمدرضا شاه پهلوی آریامهر در تظاهرات سال ۱۳۵۷ خورشیدی شرکت جستند. با شعار "ما انقلاب کردیم ما اشتباه کردیم" مردم ایران فریاد می‌کنند که انقلاب اسلامی یک اشتباه تاریخی بوده است که باید آن را از میان برداشت. ... '''[[شاه رفت مرگ آمد|شاه رفت مرگ آمد از ۲۶ دی ماه رفتن آریامهر از ایران تا روز ۲۱ بهمن ماه ۲۵۳۷ شاهنشاهی را بخوانید  و آن را میان هم میهنان پخش کنید و بدانید اساس مشروطیت جزاً و کلاً تعطیل‌بردار نیست - پاینده ایران]]'''


</onlyinclude>
</onlyinclude>


[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]
[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]

نسخهٔ ‏۲۱ ژانویهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۱۷:۵۶


سخنرانی اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر ۱۹ اردیبهشت ۱۳۵۰

در روز ۶ بهمن ماه سال ۱۳۴۱ منشور شش گانه انقلاب شاه و ملت به رفراندوم گذاشته شد و ملت ایران با شور و هیجان بی مانند به پای صندوق‌های رای رفتند و به این همه‌پرسی پاسخ آری دادند. در این روز زنان ایران برای نخستین بار رای دادند. ملت ایران با اکثریت قاطع با بیش از پنج میلیون و پانصد هزار رای منشور شش گانه انقلاب شاه و مردم را تاییدکردند. انقلاب شاه و ملت در روز ششم بهمن ماه ۱۳۴۱ با رای مردم ایران پیروز شد. در روز ۱۹ اردیبهشت ماه ۱۳۵۰ شاهنشاه آریامهر درباره انقلاب شاه و مردم بیاناتی در باریابی هموندان کنگره دوم حزب ایران نوین و نمایندگان حزب‌های ۱۴ کشور جهان در کاخ نیاوران ایراد کردند و فرمودند:

می‌بینیم که بر ضد منافع ایران تحریکاتی می‌شود و شعارهایی می‌شنویم که به گوش ایرانی ناآشنا است. هیچ ایرانی حقیقی چنین شعاری نمی‌دهد، ولی ما وقتی این شعارها را شنیدیم تعجب کردیم و متأسف شدیم و حتی غصه خوردیم که چگونه می‌شود یک نفر اسمش ایرانی باشد و شعاری بدهد که مستقیماً به وسیله خارجی به او دیکته شده باشد، ولی با وجود تمام تأسفی که در این مورد هست، بالاخره پرده‌ها بالا رفت، ماسک‌ها کنار رفت و افراد شناخته شدند. حالا این افراد در هر مقام و منزلتی که باشند، شناخته شده‌اند. اکنون صفوف باید از هم مشخص بشود. از سی‌میلیون جمعیت ایران مطمئن هستم که بیست‌ونه‌میلیون‌ونهصدوخرده‌ای‌هزار نفرش ایرانی هستند، ولی عده قلیلی اگر اسمشان ایرانی باشد، دلشان ایرانی نیست. تا جایی که می‌شود وسایلش را فراهم کرد دعا می‌کنیم که خداوند آنها را به راه راست هدایت بکند، ولی اگر نشد صفوف ایرانی باید از آنها جدا بشود. آن کسی که دلش به عشق ایران و عمل و کردارش دنبال انقلاب سفید ایران است، از کسی که می‌گوید «ای تف بر این انقلاب سفید، ما انقلاب خونین می‌خواهیم» و شعارهای دیگری که تکرار نمی‌کنم، باید صفوفشان از هم مجزا بشود. البته ارزش آن را ندارد که بگویم این دو صف، ولی به هر حال آن بیست‌ونه‌میلیون‌ونهصدوخرده‌ای‌هزار نفر باید از آن چند هزار نفر فاصله بگیرند. حیف است که حتی یک دقیقه وقت هیچ فردی از افراد این کشور صرف فکر کردن به این موضوع یا احیاناً وارد عمل شدن در این مورد بشود، اما اگر لازم باشد می‌دانم هر فرد شما چه زن و چه مرد، مثل آن زن و مرد سیاهکلی وظیفه خودش را نسبت به دشمنان مملکت انجام خواهد داد. شما می‌دانید که چه آینده‌ای در پیش دارید، فکر می‌کنم که در این کنگره درمورد آن صحبت شده و الان موقع ورود به جزئیات نیست، ارقام گویا هستند، خود شما در هر ده و هر شهر و هر جایی که هستید می‌بینید در این چند سال چه تغییراتی پیدا شده، برنامه پنج ساله چهارم را که تمام بکنیم برنامه پنجم می‌رسد که یکی از برنامه‌هایی است که شاید در سطح بین‌المللی بی سابقه باشد، بعد از آن برنامه ششم اجرا می‌شود که پس از پایان آن مطمئن هستم که می‌توانیم وارد دوره‌ای بشویم که آن را تمدن بزرگ می‌نامیم. این ایده‌آل تنها در محیط و در مملکتی امکان‌پذیر است که اساس کارش عدالت اجتماعی، انصاف، همکاری، تعاون و اصولی است که در کتاب انقلاب سفید آنها را خوانده‌اید و خیلی چیزهای دیگر که تا به حال صحبتش را نکرده بودیم و شاید به فکر من هم نرسیده و نرسد، اما احیاناً به فکر یکی از شماها برسد. قبلاً گفته بودم که چند ماده از دوازده منشور انقلاب ما غیرقابل تغییر است، مثلاً منابع طبیعی مملکت ما که اعتقاد به خدا داریم و می‌گوییم آنها را خداوند خلق کرده است و بشر در ایجاد و خلق آن سهمی نداشته است، این حتماً باید ملی باشد، یعنی باید به اجتماع و عموم مردم تعلق داشته باشد. یا منابع عظیم زیرزمینی مثل نفت یا یک صنعت ما در مثل فولاد یا هر صنعت یا منابعی که بتواند در قیمت‌ها و در زندگی مردم تأثیر بگذارد باید به وسیله دولت به نمایندگی از طرف ملت و به نفع جامعه از آن بهره‌برداری بشود. این یک اصل غیر قابل تغییر است، ولی خیلی از مواد انقلاب که خود من به اصطلاح پیشنهادکننده و مبتکر آن بودم می‌گویم که در آینده می‌تواند و حتی باید تغییر بکند، تغییراتی که هماهنگ و جواب دهنده پیشرفت‌های فنی و علمی و تکنولوژیک عصر ما باشد. امروز در سال ۱۳۵۰ زندگی می‌کنیم، در سال ۱۳۶۲ هیچ معلوم نیست که وضع پیشرفت‌های فنی، صنعتی، تکنیک دنیا چه خواهد شد و چطور باید وضع اجتماع خودمان را به آن تطبیق بدهیم تا بتوانیم از آن پیشرفت‌ها کمال استفاده را بنماییم.

همانطور که گفتم شاید به فکر من نرسد اما بین شما یک نفر پیدا بشود پیشنهادی بدهد که برای کشور قابل قبول باشد. امروز سعی من پس از پیشنهاد انقلاب سفید و اجرای این انقلاب چند چیز است. آباد کردن کشور، استخراج ثروت مملکت، تقسیم عادلانه ثروت بین همه مردم، بالا بردن سطح زندگی عمومی، ایجاد قدرت کافی برای دفاع از کشور، بالا بردن نام ایران و ایرانی در سطح بین‌المللی، دادن پیشنهادهایی که مورد قبول دنیا واقع شود مثل پیشنهادی که ما در امر مبارزه جهانی با بی‌سوادی و ایجاد لژیون خدمتگزاران بشر کردیم، ولی اضافه بر اینها یک وظیفه دیگر هم هست و آن تأمین ثبات و قوام و دوام این وضعی است که شما را در عرض نه سال به اینجا رسانده و دوازده سال دیگر شما را به تمدن بزرگ خواهد رسانید و در این کار کوچکترین غفلتی نمی‌شود کرد. هیچ یک از این اصول را نمی‌شود فراموش نمود. تامین دوام و قوام رژیم مشروطه سلطنتی شما بر دو اصل استوار است یکی به وسیله سلطنت موروثی، و دیگری به وسیله وارث سیاسی پادشاه.

باز هم یک بار دیگر این موضوع را بگویم که اگر این مقام در این کشور نبود و ایرانی گوشش، ذهنش، روحش به کلمه شاه آشنا نبود و اگر این پیوند تاریخی و بدون خونریزی بین روح رئیس مملکت و آن چوپان بلوچستانی نبود، این کارها، این انقلاب بزرگ، بدون خونریزی، بدون قتل عام، بدون کشتار، انجام‌پذیر نمی‌شد. ولی می‌خواهم این موضوع را اضافه بکنم که اگر وارث تاج و تخت شما و وارث طبیعی رژیم سلطنتی باید برای این کار تربیت بشود، باید ذهنش آماده بشود، مطالبی را که باید بداند باید یاد بگیرد، انضباطی را که باید پیدا بکند، پیدا بکند. این را هم می‌گویم که او وارث به اصطلاح قانونی و روحانی پادشاه است، ولی شما سی‌میلیون جمعیت فعلی کشور و چند میلیون نفر بعدی همه‌تان وارث سیاسی پادشاه مملکت هستید، چون این مملکت متعلق به همه شما است. گفتیم که منابع طبیعی متعلق به همه است و بالاخره وقتی که عمر هر یک از ما تمام بشود تنها بشود سهمی که به ما می‌رسد یک مشت خاکی است که در آنجا دفن می‌شویم. بعد این مملکت با ثروتش و با محاسنش و انشاءالله بدون عیبش به سایرین می‌رسد. این است که در تحویل دادن این کشور به وارث قانونی یا به اصطلاح وارث حقیقی، خودتان همه سهیم هستید، همه همانطور که قبلاً گفتم وارث یک چیز هستید، همه‌تان وارث سیاسی رئیس این مملکت هستید. برای پیشرفت کار و تأمین وراثت سیاسی، برای اینکه پراکندگی نباشد، در همه جای دنیا معمول و رسم است که مردم برای اظهار عقیده اختیاراتی از طرف خود به یک عده معدود می‌دهند که البته آنها هم به نوبه خود اختیاراتی به عده معدودتری می‌دهند، و این اصول حکومت می‌شود. امیدوارم تشکیلاتی که حزب شما دارد، روزبه‌روز قوی‌تر بشود، روزبه‌روز ریشه عمیق‌تری پیدا کند، روزبه‌روز به مطالب و مسائل مملکت واردتر بشود، روزبه‌روز با جمعیت کشور تماس بیشتری داشته باشد و به کار خود ادامه بدهد و در کار خود موفق‌تر باشد. من برای هر دسته و هر گروه ایرانی دیگر که همین طور فکر کند و دلش برای مملکت بتپد، آرزوی موفقیت می‌کنم و می‌دانم که شما هم همین آرزو را دارید. امیدوارم از این حیث بین همه گروه‌ها مسابقه باشد، مسابقه لیاقت، مسابقه خدمت به مملکت، مسابقه فداکاری که بالاخره نتیجه این مسابقه‌ها همه عاید کشور می‌شود و ثمراتش را انشاءالله خود شما در دوران زندگی‌تان ببینید. بیشتر از شما بچه‌هایتان خواهند دید، و همین طور این نتایج را نسل به نسل به هر کسی که نامش ایرانی باشد، خواهیم رساند. ... به سخنان اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر گوش فرادهید و میان ایرانیان نژاده پخش کنید - پاینده ایران