الگو:نوشتار برگزیده: تفاوت میان نسخه‌ها

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح ارقام)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۳: خط ۳:
*
*
[[پرونده:MossadeghShoravyAmbassadorLavrentiev1332a.jpg|thumb|left|200px|لاورنتیف سفیر شوروی کارشناس سرنگونی حکومت‌ها و مصدق ۱۱ امرداد ماه ۱۳۳۲]]
[[پرونده:MossadeghShoravyAmbassadorLavrentiev1332a.jpg|thumb|left|200px|لاورنتیف سفیر شوروی کارشناس سرنگونی حکومت‌ها و مصدق ۱۱ امرداد ماه ۱۳۳۲]]
[[پرونده:MossadeghTudeh25Amordad1332Baharestan1.jpg|thumb|left|200px|توده‌ای‌ها پیکره رضا شاه بزرگ را در بهارستان واژگون می‌کنند]]
[[پرونده:Receiptof Farman.jpg|thumb|left|200px|]]
[[پرونده:Mossadegh25Amordad1332a.jpg|thumb|left|200px|محمد مصدق نخست‌وزیر قلابی در روز ۲۵ امرداد ۱۳۳۲ در دفتر کارش]]
[[پرونده:MossadeghFatemi25Amordad1332Baharestan.jpg|thumb|left|200px|فاطمی در بهارستان اعلام برچیده شدن مشروطه و جمهوری دموکراتیک ایران می‌کند]]
[[پرونده:MossadeghTudeh25Amordad1332SepahSq2.jpg|thumb|left|200px|جبهه ملی و توده‌ای‌ها پیکره رضا شاه بزرگ در میدان سپه را پایین می‌آورند]]
[[پرونده:MossadeghHouse28Amordad1332.jpg|thumb|left|200px|ماموران و دیوار خانه مصدق]]
[[پرونده:MossadeghTudeh25Amordad1332SepahSq3.jpg|thumb|left|200px|جبهه ملی و توده‌ای‌ها پیکره رضا شاه بزرگ در میدان سپه واژگون ساختند]]
'''[[مصاحبه سرلشکر دادستان فرماندار نظامی تهران با رسانه‌های همگانی درباره همدستی حزب توده با مصدق و دولتش دوشنبه ۱۱ آبان ماه ۱۳۳۲|به همه ایرانیانی که می‌دانند و همه آنان که می‌پندارند که می‌دانند، این دومین نوشتار درباره ۲۸ امرداد ماه ۱۳۳۲ می‌باشد.]]''' سایت مشروطه سندها و مدرک‌هایی که دیدگاه نوینی به رویدادهای ۲۸ امرداد ماه ۱۳۳۲ می‌گشایند را به چاپ می‌رساند. نوشتار برگزیده این بار درباره همکاری محمد مصدق و دولتش با حزب توده  می‌باشد. کمونیست‌ها برای کسانی چون مصدق ، نام ویژه‌ای گزارده‌اند: « نادان‌های سودمند یا احمق‌های مفید » و به زبان انگلیسی    Useful Idiot. نادان‌های سودمند واژگانی است بکارگرفته شده در سیاست و به کسانی گفته می‌شود که در سیاست جایگاه بالایی دارند و بدون آنکه خود بدانند برای پروپاگاند از آنها بهره‌گیری می‌شود. این واژه را به لنین نسبت داده‌اند. محمد مصدق و همدستانش در جبهه ملی چنین احمق‌های مفیدی بودند، هنگامی که در جریان ملی کردن نفت خود را به عنوان میهن پرستان به ملت ایران فروختند و در مبارزه با انگلستان خود را مبارزان علیه کولونیالیسم جلوه دادند، حزب توده، محمد مصدق و جبهه ملی را پشتیبانی کرد نه برای اینکه سود کشور ایران را از درآمد نفت بالابرند و ایران را رهایی بخشند بلکه برای آنکه شوروی به نفت ایران دست یابد و قدرت را در ایران به دست بگیرد. مصاحبه سرلشکر دادستان فرماندار نظامی تهران در روز ۱۱ آبان ماه ۱۳۳۲ نشان می‌دهد  که چه گسترده حزب توده و کمونیست‌ها و شوروی در همه رکن‌ها و نهادی اجتماعی، اقتصادی و ارتش رخنه کرده بودند. محمد مصدق نخست مجلس سنا را بست، سپس مجلس شورای ملی را بست، همه مخالفشانش را دستگیر کرد و شاهنشاه ایران را ناچار به بیرون رفتن از ایران نمود. برای حزب توده در پایان محمد مصدق ماند که کنار بگذارد و قدرت را در ایران به دست بگیرد. این خطر از سوی شاهنشاه ایران، ارتش شاهنشاهی ایران و مردم ایران شناخته شد و شاهنشاه با دادن  دو فرمان در روز ۲۲ امرداد ماه ۱۳۳۲ یکی برای برگزیدن سرلشکر زاهدی به نخست وزیری و دومین فرمان عزل محمد مصدق از نخست وزیری، ایران را از افتادن به چنگال کمونیسم رهایی بخشیدند. مردم ایران نیز با دیدن پرچم‌های سرخ داس و چکش در خیابان‌های تهران و بهارستان و عربده‌های کمونیستی هدف‌های شوروی را دریافتند. با بیرون ریختن مردم ایران به خیابان‌ها و پیوستن ارتش به مردم، محمد مصدق و همدستانش دستگیر شدند و فضل اله زاهدی توانست به عنوان نخست وزیر کار خود را آغاز کند.  مصاحبه سرلشکر دادستان فرماندار نظامی تهران را بخوانید و میان هم میهنان پخش کنید و پروانه ندهیم که رسانه‌های دروغین لس آنجلسی به ما مردم ایران دروغ بگویند.


'''مصاحبه سرلشکر دادستان فرماندار نظامی تهران با رسانه‌های همگانی درباره همدستی حزب توده با مصدق و دولتش دوشنبه ۱۱ آبان ماه ۱۳۳۲'''
'''[['''حکومت چهار روزه محمد مصدق ۲۵ تا ۲۸ امرداد ماه ۱۳۳۲''' - در ساعت یک بامداد روز ۲۵ امرداد ماه ۱۳۳۲ محمد مصدق برآن شد که حکومت مشروطه پارلمانی ایران را به پایان رساند. محمد مصدق مشروطه شاهنشاهی ایران را با حکومتی جایگزین کرد که او و همدستانش آن را  « حکومت مصدق »  نامیدند. نخستین تصمیم محمد مصدق به عنوان شخص اول این حکومت به دست گرفتن فرماندهی ارتش بود. پس از اینکه محمد مصدق رسیدِ فرمان عزل خود را به سرهنگ نصیری داد، سرهنگ نصیری را به ستاد ارتش فرستاد، و به سرتیپ ریاحی دستور داد که هنگامی که نصیری نزد وی می‌آید او و افسر همراهش را دستگیر نماید.  سپس به سرتیپ ریاحی دستور داد که گارد شاهنشاهی را خلع سلاح و منحل سازد، افسران گارد شاهنشاهی دستگیر و زندانی و سربازان گارد شاهنشاهی به باغشاه برده شوند و بی‌درنگ میان تیپ‌ها و لشکرها پخش گردند. محمد مصدق دستور داد که کاخ‌های شاهنشاهی مهر و موم شوند و نگهبانی از کاخ‌ها را به سربازان ارتش سپرد.


شب دوشنبه یازدهم آبان‌ماه، یک نشست با رسانه‌های همگانی بنا به فراخوانی که از پیش انجام شده بود در فرمانداری نظامی تهران تشکیل یافت. در این نشست مصاحبه شماری از خبرنگاران داخلی و خارجی و نمایندگان مؤسسات فیلم‌برداری حضور داشتند. ساعت هفت بعد از ظهر تیمسار سرلشکر دادستان فرماندار نظامی در مصاحبه شرکت کرد و در بیانات رسایی یادآورد شد که: مطبوعات در کشورهای دموکراسی به منزله رکن چهارم مشروطیت می‌باشند و من از آقایان نویسندگان و خبرنگاران درخواست می‌نمایم با کمک قلم خویش، با ما که هدفی جز تأمین امنیت و رفاه عمومی نداریم، همکاری و معاضدت نمایند. آقای سرلشکر دادستان سپس به شرح اقدامات فرمانداری نظامی در این دو ماه اخیر پرداخت و مطالب زیر را در اختیار خبرنگاران گذارد:
آنگاه محمد مصدق دستور داد که ابوالقاسم امینی کفیل وزارت دربار شاهنشاهی – بهبودی کاخدار سلطنتی – سرهنگ آزموده – سرهنگ نصیری فرمانده گارد شاهنشاهی - ستوان یکم ریاحی افسر گارد شاهنشاهی – سرهنگ نوذری فرمانده تیپ ۲ زرهی – سرهنگ پرورش  رییس باشگاه افسران – سرهنگ زندکریمی رییس ستاد تیپ کوهستان – سرگرد مقدم افسر شهربانی – سرگرد پولاد دژ افسر شهربانی – ستوان یکم ریاحی افسر ارتش – سرهنگ باتمانقلیچ – ارنست پرون - سرهنگ هادی کسرایی محافظ شاهنشاه - سرهنگ منصورپور فرمانده گردان سوار – سرهنگ دو حمیدی معاون اداره گذرنامه شهربانی – هیراد رییس دفتر مخصوص شاهنشاه – هادی اشتری و راننده اش – سرهنگ شیبانی رییس پیشین شهربانی کل کشور، دکتر بقایی و ... بسیاری دیگر از بلندپایگان کشوری و لشکری  بدون حکم جلب قانونی  بازداشت و زندانی شوند.  


'''از روز قیام ۲۸ مرداد''' - دولت ملی کنونی که به همت و قیام مردانه مردم ایران زمام امور کشور را به دست گرفته، از آغاز کار، برنامه خود را در همکاری و هماهنگی عموم ملت ایران قرار داده و عمال دولت موظف گردیده‌اند که درمورد جریان امور کشور حقایق اوضاع را در معرض اطلاع هم‌میهنان گرامی قرار دهند. فرماندار نظامی از نخستین روز خدمت خود به کمک و معاضدت عموم طبقات مردم در اجرای برنامه دولت به استقرار امنیت در تهران و حومه توفیق یافته، لازم می‌داند جریان عملیات گذشته خود را به راهنمایی و ارشاد مردم میهن‌پرست و شاه‌دوست تهران صورت داده، به طور خلاصه و اختصار به اطلاع ارباب جراید که نماینده افکار عمومی می‌باشند، برساند، تا اهالی غیور تهران ارزش کوشش و فداکاری‌های گرانبهای خود را بدانند و درجه صمیمیت و فداکاری خدمتگذاران صدیق را دریابند. دستگاه انتظامی دولت از روز قیام ۲۸ مرداد با صفوف متشکله ماجراجویان و اخلالگران که از شکست ناگهانی غضبناک بوده‌اند، مواجه گردید. این جمعیت‌های خودخواه که به الهام بیگانه برای تخریب ارکان اجتماع و در هم زدن شالوده زندگی مردم نجیب ایران مجهز شده‌بودند، در صدد برآمدند که با نقشه‌های تخریبی خود در مقام انتقام برآمده و شکست تاریخی را جبران کنند. حزب توده برای مقابله با حوادث احتمالی و برای بر هم زدن شیرازه امنیت، وسایل کافی آماده کرده‌بود، که فقط بیداری و موقع‌شناسی مردم تهران همه امید آنها را بر باد داد. فرمانداری نظامی تهران و سازمان‌های انتظامی، منصفانه به این حقیقت اعتراف دارند که راهنمایی و کمک روزانه و مراقبت شبانه‌روزی مردم، دستگاه انتظامی را برای کشف لانه‌های فساد و دستگاه‌های تخریبی راهنمایی نمود. این مردم تهران و جوانان بیدار و شاه‌دوست و مردان و زنان وطن‌خواه بودند که به نیروی کنجکاوی مراکز فساد را تحت نظر گرفته و مأمورین انتظامی را در کشف و دستگیری مفسدین راهنمایی و کمک کرده‌اند و دولت توانست نقشه‌های خائنانه آنان را یکسره بر باد دهد و کانون فساد را متلاشی سازد.
در ساعت شش بامداد محمد مصدق نخستین کابینه خود در « حکومت مصدق » را برای نشستی در خانه‌اش فراخواند. در این نشست تصمیم گرفته شد که « حکومت مصدق » چگونه خواهد بود. افزون بر این، محمد مصدق و کابینه‌اش تصمیم گرفتند که از رادیو تهران در ساعت هفت بامداد اعلامیه‌ای پخش کنند. هم چنین، محمد مصدق همه وظایفی که برای شاهنشاه در قانون اساسی مشروطه پیش بینی شده بود را از ساعت یک بامداد روز ۲۵ امرداد ماه وظایف خود دانست و اعلام داشت که قانون اساسی مشروطه دیگر معتبر نیست. هم چنین محمد مصدق دستور داد که هر کجا که نام « شاه » است  به « ایران » دگرگون شود. محمد مصدق به ستاد ارتش نیز دستور داد که اعلامیه‌ای داده شود که دعای صبحگاه و شامگاه تغییر داده شود و در آن آیین هر جا نام شاهنشاه است برداشته شده، و واژه ایران گذاشته‌شود." از همین زمان محمد مصدق و جبهه ملی تصمیم گرفتند که [[سروده‌ ای ایران]] به جای [[سرود ملی ایران]] که بخشی از آن سرود شاهنشاهی است خوانده شود و تا به امروز مردم ایران را زیر فشارگزارده‌اند که سرود شاهنشاهی خوانده نشود.
محمد مصدق هم چنین تصمیم گرفت که مجلس هفدهم را منحل سازد. بدین سان، محمد مصدق امنیت پارلمانی نمایندگان مجلس شورای ملی را از میان برداشت تا به آسانی بتواند نمایندگان مخالف خود را همانند دکتر بقایی و زهری را دستگیر نماید. محمد مصدق گامی فراتر برداشت و برای دستگیری سرلشکر فضل اله زاهدی که روز ۲۲ امرداد ماه فرمان نخست وزیری وی از سوی اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی دستینه شده بود، جایزه تعیین کرد. فرمان نخست وزیری سرلشکر زاهدی در روز ۲۴ امرداد ماه به وی داده شد.


'''خلیل ملکی، از افراد حزب منحله توده'''-  در دوران گذشته احزاب و دستجاتی به عناوین مختلف به حمایت دولت موقعیت و عنوانی یافته و در حقیقت همان افراد حزب توده به هدایت دستگاه رهبری خود جمعیت مختلفی ساختند، تا بتوانند مردم ساده‌لوح را فریب داده و به عناوین فریبنده به دام آورند. چنانچه آقای خلیل ملکی، در ظاهر جوانان پاکدلی را به عنوان مبارز با حزب توده گرد آورده‌بود، ولی هنوز خود او در میان همکاران معنوی خود به عنوان رفیق ملکی خوانده می‌شد و حالا هم می‌شود. همچنان در میان بازاریان طبقاتی بودند که از دستگاه سابق متمتع می‌شدند و از نفوذ دولت وقت بهره‌ها به دست می‌آوردند و چون امروز باب استفاده مسدود شده، در مقام همکاری با حزب توده برآمده‌اند، چند مرتبه در صدد شدند با سوءقصد و اهانت به مقامات عالیه کشور و مصادر امور از نو بازار آشفته‌ای به وجود آورند و بار دیگر محیط کشور و پایتخت را برای پیشرفت مقاصد نامشروع خود مستعد سازند. چنانچه در روزهای سوم و چهارم آبان‌ماه نقشۀ ایران بر باد دهی آماده ساخته و می‌خواستند با تحریک چند نفر، جنایت خطیری مرتکب شوند و مردم را به جان یکدیگر انداخته، آشوب و بلوایی فراهم و در آن میان به غارت و نهب اموال بپردازند و از مردم وطن‌پرست و شاه‌دوست تهران انتقام بگیرند، ولی خوشبختانه مردم باهوش تهران از اسرار آنها خبر یافتند و مقامات انتظامی را قبل از موقع آگاه ساختند و فرمانداری نظامی به فوریت کانون فساد را بر هم ریخت و از این قبیل موارد عدیده صورت گرفته و اشخاص زیادی با مقادیر بی‌شمار مهمات و اسلحه به دست آمده که همه را مرهون محبت و همکاری صمیمانه مردم تهران هستیم.
در نشست کابینه حکومت مصدق تصمیم گرفته شد که عصر همان روز  ۲۵ امرداد ماه، در میدان بهارستان تظاهراتی از سوی حزب توده، جبهه ملی، حزب ایران، نیروی سوم و پان ایرانیست‌ها برگزار شود و سخنرانانی « حکومت نوین مصدق » را معرفی نمایند و مشروطه پارلمانی را پایان یافته بخوانند. محمد مصدق شخصاً به سنجابی دستور داد که مجسمه‌های اعلیحضرت رضا شاه پهلوی و اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی را از میدان بهارستان و دیگر میدان‌ها و پارک‌ها پایین بیاورند و واژگون سازند.


'''روز پانزدهم آبان اتفاقی نخواهدافتاد''' - اخیراً هم اطلاع حاصل شده است که دولت سابق و همکاران نزدیک آن دولت، از قبیل دکتر سنجابی، حسین فاطمی، مهندس حسیبی و زیرکزاده، با دلال‌های طماع و کار چاق کن‌های دستگاه‌های مالی دولت سابق بار دیگر دست دوستی و همکاری به حزب توده داده و برای موفقیت در مقاصد نامشروع خود ایجاد اعتصابی را طرح‌ریزی نموده و اعلام کرده‌اند که از روز ۱۵ آبان تا ۲۰ آبان‌ماه به موقع عمل خواهندگذارد. خوشبختانه تمام عملیات و نقشه‌های خائنانه آنها مورد دقت و نظارت اهالی تهران بوده و فرمانداری نظامی مطمئن می‌باشد که هر عضو اخلالگر و عنصر مفسده‌جو قبل از حرکت و جنبشی، به وسیله مردم رشید در حلقه محاصره مأمورین انتظامی قرار خواهدگرفت. منظورم از بیان این سوابق این است که منتهای عامل پیشرفت و موفقیت خدمتگذاران، اتکا به مساعدت معنوی و حمایت عالیه مردم می‌باشد. این فداکاری و هماهنگی می‌رساند که مردم به حفظ اساس سلطنت و پناه رژیم مشروطیت و حمایت از دولت ملی خود وفادار بوده و از بدل مساعی جمیله و هر نوع کمک و معاضدتی دریغ ندارند. ما افتخار داریم که مأمور صدیق شاهنشاه و خدمتگذار باوفای ملت هستیم. مایه خرسندی همه این است که برای اولین مرتبه مردم و تمام دستگاه‌های دولتی در راه حفظ امنیت و تأمین سعادت عمومی با هم پیش می‌روند. در ضمن به عرض می‌رساند تنها امری که مایه تشویق و سرمایه امید خدمتگذاران دولت است، همین هماهنگی و همکاری ملت رشید ایران می‌باشد.
نخستین اعلامیه « حکومت مصدق » یک دروغ بزرگ بود.  ساعت هفت بامداد بشیر فرهمند سرپرست اداره کل تبلیغات خود پشت میکروفن رفت و دوبار اعلامیه دولت را خواند که در ساعت یک بامداد ۲۵ امرداد ماه کودتایی از سوی گارد شاهنشاهی رخ داده است ولی این کودتا در ساعت چهار بامداد خنثی شده است.  


اکنون با نهایت افتخار چنانچه عرض شد، فهرست مختصری از کلیات اموری که صورت گرفته به پیوست تقدیم می‌شود و مأمورین فرمانداری نظامی آماده هستند در هر موقع و در هر مورد که توضیح بیشتری لازم باشد، به اطلاع آقایان عزیز برسانند. اقداماتی که از روز ۲۸ مردادماه الی ۱۱ / ۸ / ۳۲ طبق قانون و مقررات در فرمانداری نظامی انجام شده، به شرح زیر است:
پس از دستگیر شدن بلندپایگان کشوری و لشکری در ساعت‌های نخست بامداد روز ۲۵ امرداد ماه، شاهنشاه ایران تصمیم گرفتند که از ایران بیرون روند و خود و همسرشان ملکه ثریا را امان سازند. پس از اینکه شاهنشاه با هواپیما به سوی بغداد پرواز کردند، حسین فاطمی وزیر خارجه « حکومت مصدق » تلگرامی به سفیر ایران در بغداد فرستاد: "تماس سفارت با کسی که بدون اطلاع دولت صبح بعد از کودتای نظامی مواجه با شکست فرار کرده‌است، به هیچ وجه مورد ندارد." هم چنین حسین فاطمی همه خبرنگاران داخلی و خارجی را خواست و به عنوان وزیر خارجه « حکومت مصدق » و سخنگوی دولت، اعلامیه دولت  را به روزنامه‌نگاران داد و دستور داد  به وسیله دستگاه تبلیغات به سراسر دنیا فرستاده شود.
از ساعتی پس از نیمروز حزب توده، جبهه ملی  با پرچم‌های سرخ داس و چکش و شعارهای کمونیستی در خیابان‌های تهران به سوی میدان بهارستان به راه افتادند. و مردم پایتخت از ترس بر خود لرزیدند و با چشم‌های خود دیدند که شوروی در حال به دست گرفتن قدرت در ایران است. در میدان بهارستان هموندان حزب ایران، مهندس حقشناس و حسین فاطمی، دکتر شایگان، مهندس رضوی، کریم پور شیرازی - حزب توده و حزب ایران و سایر احزاب دار و دسته مصدق گرد آمدند. همانگونه که نوارهای ضبط شده از این تظاهرات نشان می‌دهند، فاطمی سخنرانی کرد و سرنگونی مشروطه شاهنشاهی جمهوری و برپایی جمهوری دموکراتیک خلق را اعلام داشت. همه سخنرانان با بی‌شرمی و وقاحت هر چه تمام‌تر،  یک‌دل و یک‌جهت می‌گفتند: "ما شاه نمی‌خواهیم" و به دنبال گفتار آنها یک مشت رجاله و خائن و افراد مجهول‌الهویه و بی‌وطن نعره می‌کشیدند: "تکلیف مملکت را یکسره کنید." با سخنرانی جلالی موسوی نماینده پیشین مجلس و هموند جبهه ملی تظاهرات آغاز شد. سپس دکتر شایگان هموند جبهه ملی پشت میکروفون قرارگرفت . آنگاه مهندس زیرک زاده رشته سخنان آتشین جبهه ملی‌ها را ادامه داد و گفت: "دولت ملی ما باید رفته را رفته معرفی کند، یعنی شاه را مستعفی بشناسد و شورای سلطنتی تشکیل دهد."


'''در حدود ۲۰۸ شبکه حزب منحله و مخالفین دولت کشف گردیده که چند شبکه از آنها''' که از لحاظ حفظ اسرار اداری مانعی ندارد، مِن باب نمونه ذکر می‌شود:
در این هنگام حسین فاطمی پشت میکروفون آمد و سخنرانی کرد. همانگونه که نوارهای ضبط شده از سخنان فاطمی که در دادگاه خیانت محمد مصدق و سرتیپ ریاحی پخش شد، نشان می‌دهد که فاطمی حکومت مشروطه شاهنشاهی ایران را پایان یافته خواند و اعلام جمهوری دموکراتیک ایران را کرد.


– شبکه جاسوسی و کمونیستی علی‌اُف. – شبکه جاسوسی و کمونیستی حسین‌اُف، برادر علی‌اُف، مکشوفه از منزل علی‌اُف. – شبکه جاسوسی و کمونیستی عیسی داستانلی و آونرسیانف. – شبکه رابطین حزب کمونیست عراق به احزاب منحله توده در ایران. – شبکه رابطین حزب منحله توده با حزب کمونیست فلسطین. – شبکه آذریه مربوط به قسمت عمده‌ای از سازمان حزب توده در تهران. – شبکه نورالله خاموشی مربوط به حزب توده در ورامین. – شبکه هفت گلی مربوط به سازمان مالی حزب توده. – شبکه به نام تقی و حسن مربوط به حزب توده در تهران. – شبکه محسن و مهدی مفیدی مربوط به سازمان حزب توده در تهران. – شبکه حسن‌لو و مراد حاصل مربوط به قسمتی از سازمان حزب توده. – شبکه مسعود شرقی و غفاری‌پور مربوط به چند حوزه از حزب توده تهران و خارج از تهران. – شبکه حزب نیروی سوم با تمام اسناد و مدارک مربوط به حزب مزبور، یعنی پاسپورت خلیل ملکی. – شبکه نظیف کنگرلو مربوط به قسمتی از سازمان حزب توده در ایران. – شبکه داود نوروزی مربوط به چندین حوزه از حزب توده. – شبکه مکشوفه از صدرالدین حائری مربوط به چندین حوزه حزبی توده. – شبکه از سازمان جوانان دموکرات ایران وابسته به حزب توده.
این بار مهندس رضوی پشت میکروفون رفت و گفت: "اکنون که مجلس دوره هفدهم با آرای آزاد مردم منحل شده است بر عهده دولت است که هر چه زودتر اصلاحات لازم را در قانون انتخابات به عمل آورده و وسایل انتخابات مجلس هجدهم را فراهم سازد. آنگاه مهندس رضوی قطعنامه سه ماده‌ای تظاهرات را خواند: ۱- چون کودتای خیانتکارانه نیمه شب ۲۵ / ۰۵ / ۱۳۳۲ به دستور بیگانگان برای سقوط « حکومت ملی دکتر محمد مصدق » و از بین بردن نهضت مقدس ملت ایران بوجود آمده از دولت ملی دکتر مصدق می‌خواهیم تا هر چه زودتر مسببین و محرکین را به شدیدترین مجازات محکوم نماید. ۲- از دولت مصرا خواهانیم تا هر چه زودتر به تشکیل محکمه ملی اقدام و خیانتکاران به نهضت ملی ایران را مجازات نماید. ۳- چون شاه فراری است از دولت ملی دکتر مصدق می‌خواهیم که به فوریت به تشکیل شورای سلطنتی اقدام و با نهایت قوت و قدرت به تکالیف قانونی خود قیام نماید.  


سایر اقداماتی که طبق قانون از تاریخ ۲۸ مرداد تا ۱۱ آبان از طرف فرمانداری نظامی به عمل آمده، به قرار ذیل است:
در این میان جبهه ملی و حزب توده مجسمه رضا شاه بزرگ در میدان بهارستان را با جراثقالی که پیشتر به بهارستان آورده بودند واژگون ساختند و در روزهای ۲۶ و ۲۷ امرداد ماه به پایین کشیدن دیگر پیکره‌های دو پادشاه پهلوی از میدان‌های سپه، ۲۴ اسفند، میدان راه آهن، پارک شهر و .... دیگر جاهای تهران پرداختند. این کار پیام محمد مصدق  برای ملت ایران بود که می‌بایستی بر همگان روشن شود در  « حکومت مصدق » جایی برای شاه نیست.


: ۱ – کشف شبکه کارخانه کبریت‌سازی میهن وابسته به حزب توده منحله. ۲ – در حدود دویست و سه‌هزار جلد کتب کمونیستی و مضره کشف و ضبط گردیده‌است. ۳ – کشف مقدار معتنابهی نشریه‌های مضره و روزنامه‌های توده‌ای و متمایل به توده‌ای. ۴ – کشف مقدار زیادی کلید رمز و مدارک مربوط به حزب توده که برای بهره‌برداری از آن مورد استفاده قرار گرفته‌است. ۵ – کشف ۴۲ قبضه تفنگ سیستم مختلف و تعداد زیادی فشنگ که تعدادی از آنها به اداره ذخایر ارتش تحویل و تعدادی نیز در فرمانداری نظامی موجود است. ۶ – کشف تعداد زیادی نارنجک دستی و چندین قبضه بازوکا و تعدادی اسلحه کمری سیستم مختلف با فشنگ مربوطه و حتی خمپاره ۸۱. ۷ – کشف شبکه چند سندیکا وابسته به حزب توده و به دست آوردن مدارک و اوراق مربوطه مانند سندیکای لکوموتیورانان و سوزن‌بانان و سندیکای کارگران چای و غیره. ۸ – کشف چندین ماشین چاپ که مشغول طبع اوراق و اعلامیه‌های مضره بوده‌اند. ۹ – کشف یک ماشین پلی‌کپی با وسایل مربوطه و اعلامیه‌هایی که به وسیله آن تهیه شده‌بود، متعلق به حزب نیروی سوم. ۱۰ – کشف دستگاه مولد برق که بین ۱۲۰ الی ۲۲۰ ولت نیرو می‌دهد. ۱۱ – کشف یک دستگاه بی‌سیم گیرنده ارتشی، سیستم امریکایی. ۱۲ – بازدید متوالی محل‌های مظنون مانند مفت‌آباد، جوادیه، بهجت‌آباد، کوی دانشگاه و دستگیری اشخاص مظنون و کشف و ضبط اوراق و مدارک مضره. ۱۳ – کشف چند مرکز پخش روزنامه‌های توده‌ای مانند جهان زنان و مردم و غیره. ۱۴ – کشف مقداری از اثاثیه و اشیایی که در رستاخیز ۲۸ مرداد به دست مردم افتاده بود. ۱۵ – کشف و دستگیری باند سارقین ماشین‌ها که مدت‌ها بود مردم را ناراحت کرده بودند. همچنین دستگیری سارقین و جلوگیری از سرقت‌های متوالی شبانه که خود مردم شاهد نتیجه حاصل از آن هستند. ۱۶ – جلوگیری از اعتصاب در کارخانجات و مراکز کارگران که قبل از رستاخیز ۲۸ مرداد متداول بود. ۱۷ – جلوگیری شدید از تشکیل میتینگ‌ها و ایجاد آسایش برای عموم مردم. ۱۸ – برقراری نظم و آرامش شایسته در حوزه‌های آزمایشی وزارت فرهنگ و دانشگاه تهران که در ادوار گذشته بی‌سابقه بوده‌است. ۱۹ – جلوگیری از اعتصاب رانندگان. ۲۰ – برقراری نظم و آرامش در روزهای عزاداری محرم و صفر و جلوگیری از هر گونه اغتشاش و تشنج در مساجد و تکایا. ۲۱ – گسیختن رابطه کمیته مرکزی حزب منحله توده با سازمان‌های وابسته به آن در شهرستان‌ها، که هنوز هم نتوانسته‌اند سر و صورتی به آن بدهند و در آتیه هم نخواهندتوانست. ۲۲ – رسیدگی سریع به پرونده اشخاص مظنونی که دستگیر می‌شوند و سایر متهمین که رسیدگی به اتهام آنها در صلاحیت دادگاه‌های فرمانداری نظامی می‌باشد و تعیین تکلیف عده زیادی از آنان و ترخیص اشخاصی که بی‌گناه تشخیص داده شده‌اند. ۲۳ – هدایت عده زیادی از اغفال‌شدگان و ندامت آنان از عملیات گذشته و انزجار از سران خائن خود، به طوری که مأمورین فرمانداری نظامی توانسته‌اند بر اثر کمک بعضی از آنان تعداد زیادی از شبکه‌های حزب توده را کشف و افراد مؤثر آن را دستگیر نمایند.
همه کارهایی که به دستور محمد مصدق در چهار روز از ۲۵ امرداد ماه تا ۲۸ امرداد ماه رخ داد، تصمیم‌های آنی نبودند بلکه بر پایه یک برنامه دقیق ریخته شده بودند. همانگونه که محمد مصدق و همدستانش در دادگاه اقرار کردند، آنان از صدور فرمان عزل مصدق در ۲۲ امرداد ماه و صدور فرمان نخست وزیری سرتیپ فضل اله زاهدی در ۲۲ امرداد ماه همان روز آگاهی یافتند. این نقشه انحلال گارد شاهنشاهی، پهرست بلندپایگان ارتش، پهرست نمایندگان مجلس شورای ملی و پهرست غیرنظامیانی که باید دستگیر شوند، اعلامیه دولت در رادیو تهران، سازمان دادن تظاهرات در بهارستان با شعارهای « ما شاه نمی‌خواهیم » ، برگزاری شورای سلطنت که ویژه شاهنشاه است ، سازمان دادن رفراندوم برای از میان برداشتن شاهنشاهی در ایران، و برقراری جمهوری دموکراتیک با نمونه شوروی در ایران از پیش آماده شده بود.  


پس از آنکه اظهارات آقای سرلشکر دادستان تمام شد، یکی از خبرنگاران سؤال کرد: آیا تا امروز مخفی‌گاه حسین فاطمی برای فرماندار نظامی روشن نشده‌است؟
برای پیاده کردن این نقشه ، شوروی سفیر خود را تغییر داد و سادچیکف را به مسکو بازگرداند و آناتولی لاورنتیف را روز ۱۱ امرداد ماه به تهران فرستاد. لاورنتیف در این روز استوارنامه خود را به پیشگاه شاهنشاه تقدیم داشت. لاورنتیف با چهار اَتشه نظامی به تهران آمد، هم چنین یک کشتی از شوروی وارد دریای مازندران شد و در بندرپهلوی پهلو گرفت. این کشتی با بهانه اینکه برای بردن سادچیکف آمده است وارد آب‌های ایران شد. تا به امروز نمی‌دانیم که چند صد کماندو و جاسوس شوروی در این کشتی بوده‌اند. لاورنتیف کارشناس به راه انداختن کودتا در کشورها بود. لاورنتیف در سال ۱۹۴۸ برابر با ۱۳۲۹ خورشیدی تازی دکتر ادوارد بنش پرزیدنت چکسلواکی را سرنگون کرد و کمونیست‌ها قدرت را در چکسلواکی به دست گرفتند. لاورنیتف در رومانی و مجارستان رژیم کمونیستی را به راه انداخت و استوار کرد.


تیمسار سرلشکر دادستان در جواب گفت: محلی که حسین فاطمی در آنجا پنهان شده‌است، در ایران و در شهر تهران است، فقط میلیون‌ها پولی که از کیسه مردم تهیدست به دست آورده، وی را تاکنون به حال اختفا نگاه داشته‌است، ولی فرمانداری نظامی با جدیت کامل در تعقیبش می‌باشد.  
در بندرپهلوی و رشت از روز ۲۵ امرداد ماه حکومت نظامی اعلام و فرماندار نظامی آن سرهنگ محمدولی  قَرَنی، از سوی سرتیپ ریاحی رییس ستاد ارتش برگزیده شد. ابعاد گسترده رخنه شوروی در رویدادهای ۲۵ تا ۲۸ امرداد ماه برای ما ایرانیان روشن نیست. با برگزیدن سرهنگ محمدولی قرنی به فرمانداری نظامی بندرپهلوی، مهمترین بندر شمال ایران که به شوروی راه دارد، قرنی می‌بایستی که راه آبی میان ایران و شوروی را برای شورویان امن سازد. از این راه قرار بود که کماندوها و چریک‌ها برای برقراری « حکومت مصدق » وارد ایران شوند.


خبرنگار دیگری از تعداد زندانیان سیاسی و غیر سیاسی که در فرمانداری زندانی هستند، سؤال کرد. جواب داده‌شد که: فعلاً ۸۱۲ نفر زندانی می‌باشد، که عده‌ای از آنها در قلعه فلک‌الافلاک و بقیه در زندان‌های تهران به سر می‌برند. از وضع زندگی آقای محمد مصدق هم سخن به میان آمد و آقای سرلشکر دادستان اظهار داشت: چون پرونده محمد مصدق از اختیار فرمانداری نظامی خارج گردیده، دیگر من اطلاعی از ایشان ندارم.
ولی آنچه که بر همگان روش است  این است که در روز ۲۵ امرداد ماه زمانی که حزب توده  و جبهه ملی با پرچم‌های سرخ داس و چکش و شعارهای کمونیستی در خیابان‌های تهران به راه افتادند،  اثر این تظاهرات بر عکس آن شد که آنان انتظار داشتند یعنی مردم پایتخت از ترس بر خود لرزیدند و با چشم‌های خود دیدند که شوروی در حال به دست گرفتن قدرت در ایران است. فراموش نکنیم که قرنی در سال ۱۳۳۷ علیه اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی آریامهر کودتا کرد که نافرجام ماند. قرنی از ارتش بیرون انداخته شد. سرتیپ ریاحی و قرنی همدستان قدیمی دست در دست دست به کار شدند تا خمینی در ایران به قدرت رسید و برای خدمت هایشان نیز پاداش گرفتند. در نخستین روز « حکومت خمینی »  قرنی رییس ستاد ارتش و ریاحی معاون ستاد ارتش شدند.
 
مردم ایران [[محاکمه محمد مصدق و سرتیپ ریاحی ۱۲ آبان تا ۱ دی ماه ۱۳۳۲|محاکمه محمد مصدق و سرتیپ ریاحی را از دوازدهم آبان ماه تا ۳۰ آذر ماه ۱۳۳۲]] را بخوانید. پروانه ندهید که ما مردم را دوباره با سندها و مدرک‌های سی آی اِ یا ام آی فایو یا ام آی سیکس ، یا با واژه‌هایی چون « نقش آمریکا در ... » یا « نقش انگلیس در ...» گیج کنند. همه مدرک‌ها و سندها به زبان پارسی نشان می‌دهند که بازیگران اصلی این رویدادها ایرانیان بودند، در یک سو مصدق چیان قرارداشتند که حکومت نوین می‌خواستند، بدون شاه و با پشتیبانی شوروی. در سوی دیگر مردم ایران و فضل اله زاهدی نخست‌وزیر که با فرمان شاهنشاه ایران بر پایه قانون اساسی مشروطه برگزیده شده بود، قرارداشتند. مردم ایران حکومت نوین مصدق را نمی‌خواستند، مردم ایران خواستار حکومت مشروطه پارلمانی اشان با شاهنشاهشان بودندو بدین روی مردم ایران به حکومت مصدق پایان دادند. به همین سادگی و روشنی.
 
[[حکومت چهار روزه محمد مصدق ۲۵ تا ۲۸ امرداد ماه ۱۳۳۲|پروانه ندهید که خائنین و مزدوران ما مردم ایران را همواره با به اصطلاح سندهایی از سازمان‌های جاسوسی از راه درست و اصلی بیرون کشند و مشغول دارند. این لاشه‌ای است که همواره و هر ساله از سوی خائنین به ایران و مزدوران بیگانه از گورها بیرون کشیده می‌شود تا میان ما ایرانیان جدایی و دشمنی بیافکنند. به این داستان پایان دهید. بر ما مردم ایران است که به این دشمنی و جدایی افکندن میان خودمان پایان دهیم. پاینده ایران]]


ساعت هشت و نیم بعد از ظهر جلسه مصاحبه پایان یافت. - '''[[مصاحبه سرلشکر دادستان فرماندار نظامی تهران با رسانه‌های همگانی درباره همدستی حزب توده با مصدق و دولتش دوشنبه ۱۱ آبان ماه ۱۳۳۲|مصاحبه سرلشکر دادستان فرماندار نظامی تهران را بخوانید و میان هم میهنان پخش کنید و پروانه ندهیم که رسانه‌های دروغین لس آنجلسی هم چنان به ما مردم ایران دروغ بگویند.]]'''
</onlyinclude>
</onlyinclude>


[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]
[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]

نسخهٔ ‏۱ سپتامبر ۲۰۱۷، ساعت ۲۱:۲۰


لاورنتیف سفیر شوروی کارشناس سرنگونی حکومت‌ها و مصدق ۱۱ امرداد ماه ۱۳۳۲
Receiptof Farman.jpg
فاطمی در بهارستان اعلام برچیده شدن مشروطه و جمهوری دموکراتیک ایران می‌کند
ماموران و دیوار خانه مصدق

[[حکومت چهار روزه محمد مصدق ۲۵ تا ۲۸ امرداد ماه ۱۳۳۲ - در ساعت یک بامداد روز ۲۵ امرداد ماه ۱۳۳۲ محمد مصدق برآن شد که حکومت مشروطه پارلمانی ایران را به پایان رساند. محمد مصدق مشروطه شاهنشاهی ایران را با حکومتی جایگزین کرد که او و همدستانش آن را « حکومت مصدق » نامیدند. نخستین تصمیم محمد مصدق به عنوان شخص اول این حکومت به دست گرفتن فرماندهی ارتش بود. پس از اینکه محمد مصدق رسیدِ فرمان عزل خود را به سرهنگ نصیری داد، سرهنگ نصیری را به ستاد ارتش فرستاد، و به سرتیپ ریاحی دستور داد که هنگامی که نصیری نزد وی می‌آید او و افسر همراهش را دستگیر نماید. سپس به سرتیپ ریاحی دستور داد که گارد شاهنشاهی را خلع سلاح و منحل سازد، افسران گارد شاهنشاهی دستگیر و زندانی و سربازان گارد شاهنشاهی به باغشاه برده شوند و بی‌درنگ میان تیپ‌ها و لشکرها پخش گردند. محمد مصدق دستور داد که کاخ‌های شاهنشاهی مهر و موم شوند و نگهبانی از کاخ‌ها را به سربازان ارتش سپرد.

آنگاه محمد مصدق دستور داد که ابوالقاسم امینی کفیل وزارت دربار شاهنشاهی – بهبودی کاخدار سلطنتی – سرهنگ آزموده – سرهنگ نصیری فرمانده گارد شاهنشاهی - ستوان یکم ریاحی افسر گارد شاهنشاهی – سرهنگ نوذری فرمانده تیپ ۲ زرهی – سرهنگ پرورش رییس باشگاه افسران – سرهنگ زندکریمی رییس ستاد تیپ کوهستان – سرگرد مقدم افسر شهربانی – سرگرد پولاد دژ افسر شهربانی – ستوان یکم ریاحی افسر ارتش – سرهنگ باتمانقلیچ – ارنست پرون - سرهنگ هادی کسرایی محافظ شاهنشاه - سرهنگ منصورپور فرمانده گردان سوار – سرهنگ دو حمیدی معاون اداره گذرنامه شهربانی – هیراد رییس دفتر مخصوص شاهنشاه – هادی اشتری و راننده اش – سرهنگ شیبانی رییس پیشین شهربانی کل کشور، دکتر بقایی و ... بسیاری دیگر از بلندپایگان کشوری و لشکری بدون حکم جلب قانونی بازداشت و زندانی شوند.

در ساعت شش بامداد محمد مصدق نخستین کابینه خود در « حکومت مصدق » را برای نشستی در خانه‌اش فراخواند. در این نشست تصمیم گرفته شد که « حکومت مصدق » چگونه خواهد بود. افزون بر این، محمد مصدق و کابینه‌اش تصمیم گرفتند که از رادیو تهران در ساعت هفت بامداد اعلامیه‌ای پخش کنند. هم چنین، محمد مصدق همه وظایفی که برای شاهنشاه در قانون اساسی مشروطه پیش بینی شده بود را از ساعت یک بامداد روز ۲۵ امرداد ماه وظایف خود دانست و اعلام داشت که قانون اساسی مشروطه دیگر معتبر نیست. هم چنین محمد مصدق دستور داد که هر کجا که نام « شاه » است به « ایران » دگرگون شود. محمد مصدق به ستاد ارتش نیز دستور داد که اعلامیه‌ای داده شود که دعای صبحگاه و شامگاه تغییر داده شود و در آن آیین هر جا نام شاهنشاه است برداشته شده، و واژه ایران گذاشته‌شود." از همین زمان محمد مصدق و جبهه ملی تصمیم گرفتند که سروده‌ ای ایران به جای سرود ملی ایران که بخشی از آن سرود شاهنشاهی است خوانده شود و تا به امروز مردم ایران را زیر فشارگزارده‌اند که سرود شاهنشاهی خوانده نشود.

محمد مصدق هم چنین تصمیم گرفت که مجلس هفدهم را منحل سازد. بدین سان، محمد مصدق امنیت پارلمانی نمایندگان مجلس شورای ملی را از میان برداشت تا به آسانی بتواند نمایندگان مخالف خود را همانند دکتر بقایی و زهری را دستگیر نماید. محمد مصدق گامی فراتر برداشت و برای دستگیری سرلشکر فضل اله زاهدی که روز ۲۲ امرداد ماه فرمان نخست وزیری وی از سوی اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی دستینه شده بود، جایزه تعیین کرد. فرمان نخست وزیری سرلشکر زاهدی در روز ۲۴ امرداد ماه به وی داده شد.

در نشست کابینه حکومت مصدق تصمیم گرفته شد که عصر همان روز ۲۵ امرداد ماه، در میدان بهارستان تظاهراتی از سوی حزب توده، جبهه ملی، حزب ایران، نیروی سوم و پان ایرانیست‌ها برگزار شود و سخنرانانی « حکومت نوین مصدق » را معرفی نمایند و مشروطه پارلمانی را پایان یافته بخوانند. محمد مصدق شخصاً به سنجابی دستور داد که مجسمه‌های اعلیحضرت رضا شاه پهلوی و اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی را از میدان بهارستان و دیگر میدان‌ها و پارک‌ها پایین بیاورند و واژگون سازند.

نخستین اعلامیه « حکومت مصدق » یک دروغ بزرگ بود. ساعت هفت بامداد بشیر فرهمند سرپرست اداره کل تبلیغات خود پشت میکروفن رفت و دوبار اعلامیه دولت را خواند که در ساعت یک بامداد ۲۵ امرداد ماه کودتایی از سوی گارد شاهنشاهی رخ داده است ولی این کودتا در ساعت چهار بامداد خنثی شده است.

پس از دستگیر شدن بلندپایگان کشوری و لشکری در ساعت‌های نخست بامداد روز ۲۵ امرداد ماه، شاهنشاه ایران تصمیم گرفتند که از ایران بیرون روند و خود و همسرشان ملکه ثریا را امان سازند. پس از اینکه شاهنشاه با هواپیما به سوی بغداد پرواز کردند، حسین فاطمی وزیر خارجه « حکومت مصدق » تلگرامی به سفیر ایران در بغداد فرستاد: "تماس سفارت با کسی که بدون اطلاع دولت صبح بعد از کودتای نظامی مواجه با شکست فرار کرده‌است، به هیچ وجه مورد ندارد." هم چنین حسین فاطمی همه خبرنگاران داخلی و خارجی را خواست و به عنوان وزیر خارجه « حکومت مصدق » و سخنگوی دولت، اعلامیه دولت را به روزنامه‌نگاران داد و دستور داد به وسیله دستگاه تبلیغات به سراسر دنیا فرستاده شود.

از ساعتی پس از نیمروز حزب توده، جبهه ملی با پرچم‌های سرخ داس و چکش و شعارهای کمونیستی در خیابان‌های تهران به سوی میدان بهارستان به راه افتادند. و مردم پایتخت از ترس بر خود لرزیدند و با چشم‌های خود دیدند که شوروی در حال به دست گرفتن قدرت در ایران است. در میدان بهارستان هموندان حزب ایران، مهندس حقشناس و حسین فاطمی، دکتر شایگان، مهندس رضوی، کریم پور شیرازی - حزب توده و حزب ایران و سایر احزاب دار و دسته مصدق گرد آمدند. همانگونه که نوارهای ضبط شده از این تظاهرات نشان می‌دهند، فاطمی سخنرانی کرد و سرنگونی مشروطه شاهنشاهی جمهوری و برپایی جمهوری دموکراتیک خلق را اعلام داشت. همه سخنرانان با بی‌شرمی و وقاحت هر چه تمام‌تر، یک‌دل و یک‌جهت می‌گفتند: "ما شاه نمی‌خواهیم" و به دنبال گفتار آنها یک مشت رجاله و خائن و افراد مجهول‌الهویه و بی‌وطن نعره می‌کشیدند: "تکلیف مملکت را یکسره کنید." با سخنرانی جلالی موسوی نماینده پیشین مجلس و هموند جبهه ملی تظاهرات آغاز شد. سپس دکتر شایگان هموند جبهه ملی پشت میکروفون قرارگرفت . آنگاه مهندس زیرک زاده رشته سخنان آتشین جبهه ملی‌ها را ادامه داد و گفت: "دولت ملی ما باید رفته را رفته معرفی کند، یعنی شاه را مستعفی بشناسد و شورای سلطنتی تشکیل دهد."

در این هنگام حسین فاطمی پشت میکروفون آمد و سخنرانی کرد. همانگونه که نوارهای ضبط شده از سخنان فاطمی که در دادگاه خیانت محمد مصدق و سرتیپ ریاحی پخش شد، نشان می‌دهد که فاطمی حکومت مشروطه شاهنشاهی ایران را پایان یافته خواند و اعلام جمهوری دموکراتیک ایران را کرد.

این بار مهندس رضوی پشت میکروفون رفت و گفت: "اکنون که مجلس دوره هفدهم با آرای آزاد مردم منحل شده است بر عهده دولت است که هر چه زودتر اصلاحات لازم را در قانون انتخابات به عمل آورده و وسایل انتخابات مجلس هجدهم را فراهم سازد. آنگاه مهندس رضوی قطعنامه سه ماده‌ای تظاهرات را خواند: ۱- چون کودتای خیانتکارانه نیمه شب ۲۵ / ۰۵ / ۱۳۳۲ به دستور بیگانگان برای سقوط « حکومت ملی دکتر محمد مصدق » و از بین بردن نهضت مقدس ملت ایران بوجود آمده از دولت ملی دکتر مصدق می‌خواهیم تا هر چه زودتر مسببین و محرکین را به شدیدترین مجازات محکوم نماید. ۲- از دولت مصرا خواهانیم تا هر چه زودتر به تشکیل محکمه ملی اقدام و خیانتکاران به نهضت ملی ایران را مجازات نماید. ۳- چون شاه فراری است از دولت ملی دکتر مصدق می‌خواهیم که به فوریت به تشکیل شورای سلطنتی اقدام و با نهایت قوت و قدرت به تکالیف قانونی خود قیام نماید.

در این میان جبهه ملی و حزب توده مجسمه رضا شاه بزرگ در میدان بهارستان را با جراثقالی که پیشتر به بهارستان آورده بودند واژگون ساختند و در روزهای ۲۶ و ۲۷ امرداد ماه به پایین کشیدن دیگر پیکره‌های دو پادشاه پهلوی از میدان‌های سپه، ۲۴ اسفند، میدان راه آهن، پارک شهر و .... دیگر جاهای تهران پرداختند. این کار پیام محمد مصدق برای ملت ایران بود که می‌بایستی بر همگان روشن شود در « حکومت مصدق » جایی برای شاه نیست.

همه کارهایی که به دستور محمد مصدق در چهار روز از ۲۵ امرداد ماه تا ۲۸ امرداد ماه رخ داد، تصمیم‌های آنی نبودند بلکه بر پایه یک برنامه دقیق ریخته شده بودند. همانگونه که محمد مصدق و همدستانش در دادگاه اقرار کردند، آنان از صدور فرمان عزل مصدق در ۲۲ امرداد ماه و صدور فرمان نخست وزیری سرتیپ فضل اله زاهدی در ۲۲ امرداد ماه همان روز آگاهی یافتند. این نقشه انحلال گارد شاهنشاهی، پهرست بلندپایگان ارتش، پهرست نمایندگان مجلس شورای ملی و پهرست غیرنظامیانی که باید دستگیر شوند، اعلامیه دولت در رادیو تهران، سازمان دادن تظاهرات در بهارستان با شعارهای « ما شاه نمی‌خواهیم » ، برگزاری شورای سلطنت که ویژه شاهنشاه است ، سازمان دادن رفراندوم برای از میان برداشتن شاهنشاهی در ایران، و برقراری جمهوری دموکراتیک با نمونه شوروی در ایران از پیش آماده شده بود.

برای پیاده کردن این نقشه ، شوروی سفیر خود را تغییر داد و سادچیکف را به مسکو بازگرداند و آناتولی لاورنتیف را روز ۱۱ امرداد ماه به تهران فرستاد. لاورنتیف در این روز استوارنامه خود را به پیشگاه شاهنشاه تقدیم داشت. لاورنتیف با چهار اَتشه نظامی به تهران آمد، هم چنین یک کشتی از شوروی وارد دریای مازندران شد و در بندرپهلوی پهلو گرفت. این کشتی با بهانه اینکه برای بردن سادچیکف آمده است وارد آب‌های ایران شد. تا به امروز نمی‌دانیم که چند صد کماندو و جاسوس شوروی در این کشتی بوده‌اند. لاورنتیف کارشناس به راه انداختن کودتا در کشورها بود. لاورنتیف در سال ۱۹۴۸ برابر با ۱۳۲۹ خورشیدی تازی دکتر ادوارد بنش پرزیدنت چکسلواکی را سرنگون کرد و کمونیست‌ها قدرت را در چکسلواکی به دست گرفتند. لاورنیتف در رومانی و مجارستان رژیم کمونیستی را به راه انداخت و استوار کرد.

در بندرپهلوی و رشت از روز ۲۵ امرداد ماه حکومت نظامی اعلام و فرماندار نظامی آن سرهنگ محمدولی قَرَنی، از سوی سرتیپ ریاحی رییس ستاد ارتش برگزیده شد. ابعاد گسترده رخنه شوروی در رویدادهای ۲۵ تا ۲۸ امرداد ماه برای ما ایرانیان روشن نیست. با برگزیدن سرهنگ محمدولی قرنی به فرمانداری نظامی بندرپهلوی، مهمترین بندر شمال ایران که به شوروی راه دارد، قرنی می‌بایستی که راه آبی میان ایران و شوروی را برای شورویان امن سازد. از این راه قرار بود که کماندوها و چریک‌ها برای برقراری « حکومت مصدق » وارد ایران شوند.

ولی آنچه که بر همگان روش است این است که در روز ۲۵ امرداد ماه زمانی که حزب توده و جبهه ملی با پرچم‌های سرخ داس و چکش و شعارهای کمونیستی در خیابان‌های تهران به راه افتادند، اثر این تظاهرات بر عکس آن شد که آنان انتظار داشتند یعنی مردم پایتخت از ترس بر خود لرزیدند و با چشم‌های خود دیدند که شوروی در حال به دست گرفتن قدرت در ایران است. فراموش نکنیم که قرنی در سال ۱۳۳۷ علیه اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی آریامهر کودتا کرد که نافرجام ماند. قرنی از ارتش بیرون انداخته شد. سرتیپ ریاحی و قرنی همدستان قدیمی دست در دست دست به کار شدند تا خمینی در ایران به قدرت رسید و برای خدمت هایشان نیز پاداش گرفتند. در نخستین روز « حکومت خمینی » قرنی رییس ستاد ارتش و ریاحی معاون ستاد ارتش شدند.

مردم ایران محاکمه محمد مصدق و سرتیپ ریاحی را از دوازدهم آبان ماه تا ۳۰ آذر ماه ۱۳۳۲ را بخوانید. پروانه ندهید که ما مردم را دوباره با سندها و مدرک‌های سی آی اِ یا ام آی فایو یا ام آی سیکس ، یا با واژه‌هایی چون « نقش آمریکا در ... » یا « نقش انگلیس در ...» گیج کنند. همه مدرک‌ها و سندها به زبان پارسی نشان می‌دهند که بازیگران اصلی این رویدادها ایرانیان بودند، در یک سو مصدق چیان قرارداشتند که حکومت نوین می‌خواستند، بدون شاه و با پشتیبانی شوروی. در سوی دیگر مردم ایران و فضل اله زاهدی نخست‌وزیر که با فرمان شاهنشاه ایران بر پایه قانون اساسی مشروطه برگزیده شده بود، قرارداشتند. مردم ایران حکومت نوین مصدق را نمی‌خواستند، مردم ایران خواستار حکومت مشروطه پارلمانی اشان با شاهنشاهشان بودندو بدین روی مردم ایران به حکومت مصدق پایان دادند. به همین سادگی و روشنی.

پروانه ندهید که خائنین و مزدوران ما مردم ایران را همواره با به اصطلاح سندهایی از سازمان‌های جاسوسی از راه درست و اصلی بیرون کشند و مشغول دارند. این لاشه‌ای است که همواره و هر ساله از سوی خائنین به ایران و مزدوران بیگانه از گورها بیرون کشیده می‌شود تا میان ما ایرانیان جدایی و دشمنی بیافکنند. به این داستان پایان دهید. بر ما مردم ایران است که به این دشمنی و جدایی افکندن میان خودمان پایان دهیم. پاینده ایران