مثنوی معنوی/حکایت آن زنی کی فرزندش نمیزیست بنالید جواب آمد کی آن عوض ریاضت تست و به جای جهاد مجاهدانست ترا: تفاوت میان نسخهها
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
(ورود خودکار مقاله) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۷: | خط ۷: | ||
| یادداشت = | | یادداشت = | ||
}} | }} | ||
{{شعر}} | |||
{{ب|آن زنی هر سال زاییدی پسر|بیش از شش مه نبودی عمرور}} | {{ب|آن زنی هر سال زاییدی پسر|بیش از شش مه نبودی عمرور}} | ||
{{ب|یاسه مه یا چار مه گشتی تباه|ناله کرد آن زن که افغان ای اله}} | {{ب|یاسه مه یا چار مه گشتی تباه|ناله کرد آن زن که افغان ای اله}} | ||
نسخهٔ کنونی تا ۱۰ آوریل ۲۰۱۲، ساعت ۱۸:۱۴
| ' | دفتر سوم مثنوی (حکایت آن زنی کی فرزندش نمیزیست بنالید جواب آمد کی آن عوض ریاضت تست و به جای جهاد مجاهدانست ترا) از مولوی |
' |
| آن زنی هر سال زاییدی پسر | بیش از شش مه نبودی عمرور | |
| یاسه مه یا چار مه گشتی تباه | ناله کرد آن زن که افغان ای اله | |
| نه مهم بارست و سه ماهم فرح | نعمتم زوتر رو از قوس قزح | |
| پیش مردان خدا کردی نفیر | زین شکایت آن زن از درد نذیر | |
| بیست فرزند اینچنین در گور رفت | آتشی در جانشان افتاد تفت | |
| تا شبی بنمود او را جنتی | باقیی سبزی خوشی بی ضنتی | |
| باغ گفتم نعمت بیکیف را | کاصل نعمتهاست و مجمع باغها | |
| ورنه لا عین رات چه جای باغ | گفت نور غیب را یزدان چراغ | |
| مثل نبود آن مثال آن بود | تا برد بوی آنک او حیران بود | |
| حاصل آن زن دید آن را مست شد | زان تجلی آن ضعیف از دست شد | |
| دید در قصری نبشته نام خویش | آن خود دانستش آن محبوبکیش | |
| بعد از آن گفتند کین نعمت وراست | کو بجان بازی بجز صادق نخاست | |
| خدمت بسیار میبایست کرد | مر ترا تا بر خوری زین چاشتخورد | |
| چون تو کاهل بودی اندر التجا | آن مصیبتها عوض دادت خدا | |
| گفت یا رب تا به صد سال و فزون | این چنینم ده بریز از من تو خون | |
| اندر آن باغ او چو آمد پیش پیش | دید در وی جمله فرزندان خویش | |
| گفت از من کم شد از تو گم نشد | بی دو چشم غیب کس مردم نشد | |
| تو نکردی فصد و از بینی دوید | خون افزون تا ز تب جانت رهید | |
| مغز هر میوه بهست از پوستش | پوست دان تن را و مغز آن دوستش | |
| مغز نغزی دارد آخر آدمی | یکدمی آن را طلب گر زان دمی |