'''[[انقلاب مشروطه - از استبداد صغیر تا فتح تهران|انقلاب مشروطه - از استبداد صغیر تا فتح تهران]]''' با آغاز قرن بیستم، در تاریخ ایران دوره نوینی گشوده شد. در اروپا در قرن نوزدهم دولتهای ملی بر سرکار آمدند که با قانون اساسی، قدرت مطلقه حکمران را محدود ساختند. آرمان در پس این جنبشها این بود که قدرت ازآنِ ملت است. ملت نمایندگانش را برمی گزیند و به پارلمان میفرستد، پارلمان قوانین را مینویسد و تصویب میکند تا دولت آن را به اجرا درآورد. دیدهبانی و اجرای قوانین تصویب شده پارلمان بر عهده دادگاههای آزاد بدون وابستگی است. این اندیشه نیز میان ملت ایران جا باز کرد و برای بدست آوردن آن، جنبش مشروطه پدید آمد. با بستنشینی و دست از کار کشیدن و گفتگوها، سرانجام مظفرالدین شاه پذیرفت که برقراری مشروطه در ایران، راه درستی برای اداره کشور و گشودن راه آینده روشن برای ملت ایران است. مظفرالدین شاه در روز چهاردهم امرداد ماه ۱۲۸۵ بر فرمان مشروطیت دستینه نهاد و ایران در شمار کشورهای با قانون اساسی و سلطنت پارلمانی قرار گرفت. پس از درگذشت مظفرالدین شاه، مبارزه بر سر قدرت میان مشروطهخواهان و بدخواهان مشروطه یعنی مشروعهخواهان آغاز شد. مشروعه میگوید که ایران کشور اسلامی است و باید بر پایه شریعت اداره شود. همچنان که شیخ فضلالله نوری گفت: مشروطه با "شریعت" سازگار نیست زیرا که مشروطه به معنای دموکراتی و آزادی است ولی اسلام به معنای تسلیم بودن در برابر اراده الله است. با اینکه بیشتر ملایان و علمای نجف پشتیبان مشروطه بودند و تضادی میان اسلام و مشروطه ندیدند، محمدعلی شاه با کمک دولت روسیه مجلس شورای ملی را بمباران کرد و بست و سپس مشروطهخواهان را دستگیر کرد و به دار آویخت و جنگ یازده ماههای را در ایران به راهانداخت. در این جنگ چالش بر سر اسلام نبود زیرا مسلمان علیه مسلمان میجنگید، این برادرکشی بر سر قدرت بود. در گام نخست محمدعلی شاه با یاری دولت روسیه در برچیدن مشروطه در تهران و اسپهان و گیلان و دیگر استانها و شهرهای ایران پیروز شد. تنها در تبریز مشروطه برجای ماند. جنگ محمدعلی شاه با مجاهدین و فداییان آذربایجان، هر دو سوی جنگ را فرسوده کرد و تنها سودبرنده در این میان دولت روسیه بود که ارتشش را در مرز جلفا مستقر کرد و سپس شمال ایران را اشغال کرد. محمدعلی شاه دریافت که علیه مشروطهخواهان نمیتواند پیروز شود و سرانجام اعلام کرد که حکومت ایران مشروطه و سلطنت پارلمانی است. سپس کمیسیونی برپا شد تا قانون انتخابات نوینی را بنویسد. این قانون نوین انتخابات، دیگر بر پایه طبقههای اجتماعی نبود بلکه هر ایرانی میتوانست خود را کاندیدای نمایندگی کند و در انتخابات شرکت نماید. در درازای این زمان، ارتش روسیه در شمال ایران کشتار و چپاول میکرد و محمدعلی شاه در برابر این بیداد خاموش ماند. مشروطهخواهان میدانستند پیشنیاز بیرون آمدن از زیر زنجیر بندگی روسیه، سرنگونی محمدعلی شاه است. بنابراین سردار اسعد بختیاری که در اسپهان بود با محمدولی خان تنکابنی سپهدار اعظم در گیلان، برآن شدند که به تهران بتازند. با ورود لشکر گیلان و بختیاری، لیاخوف تسلیم شد و محمدعلی شاه به سفارت روسیه پناه برد. با برقراری کمیسیون عالی گفتگوهایی با سفیر روسیه و سفیر انگلیس و عضدالملک رییس ایل قاجارانجام یافت و قرار بر آن شد که محمدعلی شاه از ایران بیرون رود و سالانه صدهزار تومان از سوی دولت به وی پرداخت شود. احمد میرزا پسر سیزده ساله محمدعلی شاه به پادشاهی و عضدالملک نایبالسلطنگی برگزیده شدند. با قانون نوین انتخابات، مجلس شورای ملی دوره دوم قانونگذاری در روز ۲۴ آبان ماه ۱۲۸۸ گشوده شد. جنبش مشروطه بر نیروهای استعماری روسیه و انگلستان در ایران و دشمنان آزادی و عدالت به سرکردگی شیخ فضلالله نوری با توان و پایداری خود پیروز شد. تاریخ انقلاب مشروطه نشانگر این است که ایرانیان خود بدون وابستگی به بیگانگان، از کشور ایران میتوانند کشوری آزاد با حکومتی سکولار بسازند. انقلاب مشروطه پایههای ایران نوین و پیشرفته را بنیاد نهاد. '''[[انقلاب مشروطه - از استبداد صغیر تا فتح تهران|این نوشتار را بخوانید]]'''
'''[[والاحضرت شاهدخت فرحناز پهلوی]]''' - والاحضرت فرحناز پهلوی روز ۲۱ اسفند ماه ۱۳۴۱ در تهران کاخ سعدآباد چشم به دنیا گشودند. نوزاد ۴ کیلو وزن دارد و شاهنشاه از شادمانی در پوست نمیگنجند و والاحضرت فرحناز را در آغوش میگیرند. هر سال در زادروز والاحضرت شاهدخت فرحناز از سوی ملت ایران سیل تهنیتها به پیشگاه اعلیحضرت شاهنشاه و علیاحضرت شهبانو روان بود و میباشد.
والاحضرت فرحناز از سال ۱۳۴۹ در مدرسه ویژه نیاوران دبستان و دبیرستان را پشت سر گذاشتند. در سال ۲۵۳۷ شاهنشاهی به سبب آشوبی که اسلامیون و کمونیستها در ایران بر پا کردند، ناچار به ترک میهن خود ایران شدند. در سال ۲۵۳۸ شاهنشاهی در دبیرستان استر واکر در سیمزبری ایالت کانتیکات نامنویسی کردند. در سالهای ۲۵۳۹ و ۲۵۴۰ شاهنشاهی در مدرسه آمریکایی قاهره دیپلم خود را دریافت کردند.
والاحضرت شاهدخت فرحناز پهلوی از نوجوانی از کنشگران نیکوکاری بودند و در آیینهای گوناگون سازمانهای خیریه شرکت میجستند و با این گرایش لیسانس خود را در رشته علوم اجتماعی از بنینگن کالج در ایالت ورمانت گرفتند. والاحضرت شاهدخت فرحناز پهلوی در سال ۲۵۴۹ شاهنشاهی برابر با ۱۳۶۹ خورشیدی در رشته مددکاری اجتماعی روانشناسی کودک فوق لیسانس گرفتند.
زادروز فرخنده والاحضرت شاهدخت فرحناز پهلوی را به علیاحضرت شهبانو فرح پهلوی، و اعلیحضرت رضا شاه دوم و خانواده ایران ساز پهلوی و ملت ایران تهنیت می گوییم.
</onlyinclude>
</onlyinclude>
[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]
[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]
نسخهٔ کنونی تا ۱۱ مارس ۲۰۲۶، ساعت ۰۹:۲۳
والاحضرتا زادروزتان فرخنده
والاحضرت شاهدخت فرحناز پهلوی - والاحضرت فرحناز پهلوی روز ۲۱ اسفند ماه ۱۳۴۱ در تهران کاخ سعدآباد چشم به دنیا گشودند. نوزاد ۴ کیلو وزن دارد و شاهنشاه از شادمانی در پوست نمیگنجند و والاحضرت فرحناز را در آغوش میگیرند. هر سال در زادروز والاحضرت شاهدخت فرحناز از سوی ملت ایران سیل تهنیتها به پیشگاه اعلیحضرت شاهنشاه و علیاحضرت شهبانو روان بود و میباشد.
والاحضرت فرحناز از سال ۱۳۴۹ در مدرسه ویژه نیاوران دبستان و دبیرستان را پشت سر گذاشتند. در سال ۲۵۳۷ شاهنشاهی به سبب آشوبی که اسلامیون و کمونیستها در ایران بر پا کردند، ناچار به ترک میهن خود ایران شدند. در سال ۲۵۳۸ شاهنشاهی در دبیرستان استر واکر در سیمزبری ایالت کانتیکات نامنویسی کردند. در سالهای ۲۵۳۹ و ۲۵۴۰ شاهنشاهی در مدرسه آمریکایی قاهره دیپلم خود را دریافت کردند.
والاحضرت شاهدخت فرحناز پهلوی از نوجوانی از کنشگران نیکوکاری بودند و در آیینهای گوناگون سازمانهای خیریه شرکت میجستند و با این گرایش لیسانس خود را در رشته علوم اجتماعی از بنینگن کالج در ایالت ورمانت گرفتند. والاحضرت شاهدخت فرحناز پهلوی در سال ۲۵۴۹ شاهنشاهی برابر با ۱۳۶۹ خورشیدی در رشته مددکاری اجتماعی روانشناسی کودک فوق لیسانس گرفتند.
زادروز فرخنده والاحضرت شاهدخت فرحناز پهلوی را به علیاحضرت شهبانو فرح پهلوی، و اعلیحضرت رضا شاه دوم و خانواده ایران ساز پهلوی و ملت ایران تهنیت می گوییم.