هم میهنان گرامی وبگاه مشروطه با دشواری تکنیکی برای نشان دادن فرتورها و فیلم ها روبروست به زودی این دشواری از میان برداشته خواهد شد با سپاس - ادمین

الگو:نوشتار برگزیده: تفاوت میان نسخه‌ها

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۵ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۲: خط ۲:
<onlyinclude>
<onlyinclude>
*
*
[[پرونده:Assassination Prime Mansour 1 Bahman 1343 V2a.mp4|thumb|left|220px|ترور حسنعلی منصور نخست وزیر ایران از سوی فداییان اسلام]]
[[پرونده:ShahanshahAryamehr16thAnniversaryEqualPoliticalRights8Esfand.mp4|thumb|left|200px|سخنان شاهنشاه آریامهر در شانزدهمین سالگرد دادن حقوق سیاسی به زنان ایران ۸ اسفند ۲۵۳۶]]
[[پرونده:HasanAliMansourPM1c.jpg|thumb|left|180px|منصور نخست‌وزیر ایران]]
[[پرونده:ShahanshahWomenAirForce.jpg|thumb|left|160px|زنان افسر نیروی هوایی شاهنشاهی]]
[[پرونده:HasanAliMansourCabinetEsfand1342.jpg|thumb|left|180px|کابینه حسنعلی منصور ۱۳۴۲]]
[[پرونده:PoliceCadetsWomenExercise2535.jpg|thumb|left|160px|زنان پلیس شاهنشاهی]]
[[پرونده:HasanAliMansourPMCabinet1343.jpg|thumb|left|180px|کابینه منصور ۱۳۴۳]]
[[پرونده:IranianImperialNavyWomen1.jpg|thumb|left|160px|]]
'''[[ترور حسنعلی منصور نخست‌وزیر ایران از سوی موتلفه اسلامی]]''' - در بامداد ۱ بهمن ماه ۱۳۴۳ به سوی حسنعلی منصور نخست‌وزیر ایران جلوی در بزرگ مجلس شورای ملی بهارستان سه گلوله شلیک شد. نخستین گلوله به گلوی نخست‌وزیر خورد و وی بی‌درنگ به زمین افتاد، گلوله دوم به شکم و مثانه منصور شلیک شد. گلوله‌ نخست از سوی محمد بخارایی و گلوله دوم از سوی آخوند سیدعلی اندرزگو هر دو تروریست اسلامی و از هموندان گروه موتلفه اسلامی به نخست‌وزیر شلیک شد. ترور منصور می باید سرآغاز واقعی انقلاب اسلامی در ایران به شمار آید. امروز می دانیم که سران جمهوری اسلامی قاتلان منصور نخست وزیر ایران هستند.  
[[پرونده:Stwr.jpg|left|thumb|160px|ششم بهمن روز شاه و مردم]]
[[پرونده:Stelectlaw.jpg|left|thumb|160px|اصلاح قانون انتخابات]]
[[پرونده:Stelectlaw2.jpg|left|thumb|160px|اصلاح قانون انتخابات]]


نزدیک ساعت ۱۰ و پانزده دقیقه مرد جوانی که پیراهن تریکو به تن داشت جلوی مجلس شورای ملی ایستاده بود. وی پاکتی به دست داشت که وانمود می‌کرد که نامه‌ای برای دادن به نخست‌وزیر در آن دارد. جلوی مجلس شورای ملی تنها یک استوار و یک سرباز نگهبان دیده می‌شدند. نزدیک ساعت ده و نیم بامداد خودروی شماره یک نخست‌وزیر در برابر مجلس شورای ملی ایستاد، حسنعلی منصور نخست‌وزیر در خودرو را بازکرد و یک پایش را بیرون گذاشت، در این هنگام محمد بخارایی با پاکت در دستش به سوی حسنعلی منصور رفت، استوار نیز به گمان اینکه بخارایی می‌خواهد نامه‌ای به دست نخست‌وزیر بدهد، جلوی بخارایی را نگرفت. به هنگام پیاده شدن نخست وزیر از خودرو، بخارایی دست در جیب خود فرو برد و با تپانچه‌ای به نخست وزیر شلیک کرد و بی‌درنگ پا به فرار گذاشت. استواری که در برابر مجلس ایستاده بود با شنیدن سدای گلوله به دنبال محمد بخارایی دوید و کمی دورتر وی را که به سوی سرچشمه می‌رفت دستگیر کرد.
'''[[اصلاح قانون انتخابات ایران به منظور دادن حق رای به زنان و حقوق برابر سیاسی با مردان]]''' - اعلیحضرت همایون محمد رضا شاه پهلوی شاهنشاه آریامهر در روز ۸ اسفند ماه ۱۳۴۱ پس از پیروزی رفراندوم [[انقلاب شاه و مردم]]، در سخنرانی که در گشایش کنفرانس اقتصادی تهران کردند، با تکیه بر دو اصل از قانون اساسی مشروطه و متمم آن به زنان ایران حق انتخاب شدن و انتخاب کردن در دو مجلس سنا و مجلس شورای ملی و حقوق برابر سیاسی و اجتماعی با مردان را دادند. شاهنشاه فرمودند:


نخست وزیر حسنعلی منصور که از گردنش خون می‌ریخت، خود را از خودرو بیرون کشید و چند گام جلو رفت، در این هنگام نگهبانان نخست‌وزیر، وی را سوار خودروی مرسدس بنز اسکورت کردند، منصور در سندلی پشت قرارگرفت و در این هنگام سیدعلی اندرزگو تروریست اسلامی، آموزش دیده و تک تیرانداز به سوی خودروی اسکورت تیراندازی کرد، گلوله از شیشه جلوی سمت راست گذشت و به شکم نخست وزیر خورد. خودروی اسکورت آژیرکشان از میدان بهارستان راهی بیمارستان پارس شد. جلوی بیمارستان سه تن از اسکورت نخست‌وزیر زیر بازوی وی را گرفتند و وارد بیمارستان شدند.  
:... قانون اساسی ما صحبت از آزادی افراد می‌کرد، صحبت از مساوی بودن در مقابل قانون می‌کرد، و خیلی مواد دیگر. ولی در عمل وضع چه بود؟ در عمل هفتاد و پنج درصد جمعیت ما که از زارعین یا رعایای آن موقع تشکیل می‌شد از آزادی حقیقی برخوردار نبودند. مثلاً در موقع انتخابات و دادن رأی آن‌ها را مسلماً مالک محل یا کدخدای محل یا متنفذ محل ریسه می‌کرد و احیاناً اگر هم نمی‌کرد به اسم آن‌ها هر رأی که دلشان می‌خواست در سندوق‌های انتخاباتی می‌ریختند. این وضع هفتاد و پنج درصد جمعیت مملکت بود. نصف دیگر جمعیت مملکت را که البته نصف آن هفتاد و پنج درصد که رعایا بودند جزء همین هم حساب می‌شود زن‌های مملکت تشکیل می‌دادند.  این‌ها نه فقط از حق رأی دادن محروم بودند، بلکه اصولاً جزو محجورین و دیوانگان و این قبیل اشخاص بشمار می‌آمدند. اضافه بر این‌ها چون تعداد بی‌سواد در مملکت هنوز متأسفانه زیاد بود افراد اصلاً نه به وظایف خودشان آشنا بودند نه به منافع خودشان. ... موضوع دیگری که برای تأمین اجتماعی مترقی، اجتماع با افتخار این مملکت باید مورد توجه قرار بگیرد، حقوق نصف جمعیت این مملکت است که این طور برخلاف قانون اساسی و برخلاف شرع مقدس اسلام جزو دیوانگان و محجورترین حساب می‌شود. قانون اساسی را برایتان می‌خوانم. در مقدمه‌اش می‌گوید: «امر به تأسیس شورای ملی فرمودیم و نظر بدان اصل اصیل که هر یک از افراد اهالی مملکت در تصویب و نظارت امور عموم محق و سهیم اند....» دیگر بقیه اش را نمی‌خوانم، چون موضوع مهم نیست، و ضمناً در تشکیل مجلس طبق اصل دوم مجلس شورای ملی نماینده قاطبه اهالی مملکت ایران است که در امور معاش و سیاسی وطن خود مشارکت دارند. این آخرین ننگ اجتماعی ایران را انشاءالله در انتخابات آتیه ما برطرف خواهیم کرد و قاطبه اهالی این مملکت و هر یک از افراد این مملکت در سرنوشت خودشان و در انتخابات ایران شرکت خواهند کرد.


یکشنبه ۴ بهمن ماه ساعت ۱۹ و ده دقیقه شاهنشاه به همراه شهبانو برای دیدن منصور نخست‌وزیر به بیمارستان پارس آمدند. آقای هویدا وزیر دارایی و مسئول امور دولت و جواد منصور معاون نخست وزیر به پیشباز شاهنشاه و شهبانو آمدند. در آغاز پزشکانی که برای مشاوره از خارج فراخوانده شده بودند از سوی دکتر شاهقلی به پیشگاه شاهنشاه و شهبانو شناسانده شدند و سپس پزشکان ایرانی نخست وزیر باریافتند. شاهنشاه و شهبانو به اتاقی که نخست وزیر در آن بستری بود رفتند. با دیدن اعلیحضرتین نخست وزیر کوشش کرد که از جا برخیزد ولی شاهنشاه از آن جلوگیری کردند. شاهنشاه و شهبانو نزدیک به پانزده دقیقه بر بالین نخست وزیر ماندند. شاهنشاه به نخست وزیر فرمودند: انشاالله هر چه زودتر بهبود یابید و به خدمت صمیمانه خود به کشور ادامه دهید...ما برای شما دعا می‌کنیم و ولیعهد ایران نیز دیشب برای بهبود حال شما دعا کردند.
تصمیم به گردهم‌آیی در برابر کاخ مرمر و سپاسگزاری از پیشگاه شاهانه، بی درنگ پس از پخش بیانات شاهنشاه در کنفرانس اقتصادی تهران از رادیو  درباره آزادی بانوان ایران از سوی جمعیت‌های زنان ایران گرفته شد. تلفن‌ها به سدا درآمد و بانوان به یکدیگر تهنیت گفتند  و گردهم‌آیی در کاخ مرمر را به آگاهی یکدیگر رساندند. پانزده هزار تن از بانوان ایران که با فرمان شاهنشاه از زمره دیوانگان بیرون آمدند و حق به دست آوردن مقام‌های عالی کشور و شرکت در انتخابات دو مجلس شورای ملی و مجلس سنا را بدست آوردند، پس از سخنرانی شاهنشاه در کنفرانس اقتصادی ایران که در آن حق انتخاب شدن و حق انتخاب کردن را به زنان ایرانی دادند، به کاخ مرمر رفتند و با شور و هیجان بی مانندی ابراز سپاسگزاری کردند. شاهنشاه به بانوان ایران فرمودند:


سرانجام حسنعلی منصور نخست وزیر ۴۱ ساله ایران پس از ۱۳۲ ساعت تلاش و مبارزه دشوار با مرگ، شب هنگام به ساعت ۲۲ و ۵۵ دقیقه روز ششم بهمن ماه در بیمارستان پارس درگذشت. نخست وزیری که برنامه دولتش اجرای منشور انقلاب ششم بهمن بود، در دومین سالگرد انقلاب شاه و مردم در راه فراهم ساختن رفاه وعدالت مردم ایران جان باخت. کشتن منصور می‌بایستی که هشداری به دولت و شاهنشاه ایران باشد. خطر حکومت شاهنشاهی کهن ایران تنها از چپ و حزب توده نبود بلکه از سوی واپسگرایان اسلامی در کشور اهورایی ایران نیز بود. پس از کشتن حسنعلی منصور نخست وزیر شایسته ایران، دو گروه چپ و اسلامیون به یکدیگر نزدیک تر شدند و توطئه‌های خود را علیه ملت و کشور ایران زیر چتر کنفدراسیون دانشجویان ایرانی در خارج از کشور و در داخل کشور سازمان دادند.  
از ساعت دو پس از نیمروز دسته دسته دوشیزگان و بانوان در برابر مجلس سنا گردآمدند. در دست بیشتر آنان آرنگ‌هایی نشانگر سپاس از شاهنشاه بود. جمعیت هر دَم انبوه‌تر می‌شد. نزدیک به ساعت سه و نیم پس از نیمروز، جمعیت به ۵۰۰۰ تن رسید و سپس بانوان به سوی کاخ مرمر به راه افتادند. فرهنگیان، دانشجویان و دانش آموزان به انبوه بانوان پیوستند. در این زمان شمار بانوان به ۱۵٬۰۰۰ تن رسیده بود، مامورین انتظامی و نگهبانان کاخ، راه بانوان به کاخ را بسته بودند،  ولی بانوان با دادن آرنگ‌ها به در کاخ مرمر نزدیک و نزدیکتر می‌شدند. بلندگویی آورده شد و از بانوان درخواست شد که آرام باشند و شعار ندهند. در این هنگام بانو تربیت پشت میکروفون رفت و گفت: امروز یکی از روزهای تاریخی کشور ما است که سدها سال زنان ایران آرزوی آن را داشتند. این پیروزی در سایه اعلیحضرت همایونی به دست آمد و عاقبت زنجیرهای اسارت زنان پاره شد. ما امروز در یک کشور آزاد زندگی می‌کنیم، از امروز ما زنان مسئولیت خطیری را به عهده گرفته‌ایم و باید سعی بیشتر کنیم که ترقی و تعالی نصیب ملت ما شود. سخنان بانو تربیت با ابراز شور و شادمانی بانوان به پایان رسید.


کشتن منصور از سوی گروه تروریستی موتلفه اسلامی انجام گرفت. در درازای بازپرسی‌ها و بازجویی‌ها و پیگردها نه تنها قاتلان اسلامی را شناسایی کردند بلکه کسانی را که در پشت پرده این توطئه بودند را نیز یافتند. بسیاری از گروه موتلفه اسلامی دستگیر شدند و در برابر دادگاه به زندان ابد محکوم شدند. آخوند سیدعلی اندرزگو شلیک کننده دومین گلوله، گلوله‌ای که منصور را کشت شلیک کرد، توانست به عراق فرار کند و در پناه خمینی به کمپ‌های تروریستی یاسر عرفات در فلسطین برود. حسن یزدی‌زاده نیز متواری شد، و سپس به عراق نزد خمینی گریخت و دنباله آموزش‌های تروریستی و آدمکشی را در فلسطین و لبنان به پایان رساند. با کشتن حسنعلی منصور نخست وزیر، متد اینکه چگونه می‌توان ایجاد فتنه و آشوب و ناآرامی و انقلاب کرد، آشکار شد.  
'''شاهنشاه در میان جمعیت'''  - نزدیک به ساعت چهار و پنج دقیقه پس از نیمروز شاهنشاه که خودروی سپید رنگی را رانندگی می‌کردند، خواستند وارد کاخ مرمر شوند ولی با انبوه بانوان روبرو شدند. جمعیت ردیف ماموران را شکافت و با ابراز شور و شادمانی شاهنشاه را در میان گرفتند.


بیشتر کسانی که در دادگاه منصور به زندان ابد محکوم شدند در هرج و مرج روزهای آشفته در کشور ایران در سال ۲۵۳۷ شاهنشاهی از زندان بیرون آمدند و در حکومت اسلامی که یک شبه برپا شد، همه مقام‌های مهم و کلیدی کشور ایران را به دست گرفتند. تنها سید علی اندرزگو که گلوله مرگ آور را به حسنعلی منصور شلیک کرد در شهریور ماه ۲۵۳۷ شاهنشاهی در درگیری مسلحانه با پلیس نابود شد ولی دیگر هموندان موتلفه و دیگر گروه‌های اسلامی زنده ماندند و تک تک آنها را پست و مقام های کشوری و لشکری را به دست گرفتند. کسانی مانند: یحیی آل‌اسحاق، محمدصادق اسلامی، محمدصادق امانی، اسدالله بادامچیان، مهدی بهادران، سید علی‌اکبر پرورش، محمدنبی حبیبی، حمیدرضا خصوصی ثانی، محسن رفیقدوست، عزت شاهی، جعفر شحونی، احمد شهاب، مهدی عراقی، حبیب‌الله عسکراولادی، حسن غفوری فرد، جلال‌الدین فارسی، محمد کچویی، مهدوی کنی، اسدالله لاجوردی، مرتضی مطهری، سیدمصطفی میرسلیم، امیررضا واعظی ‌آشتیانی و بسیاری دیگر کشور ایران را اشغال کردند. آشکار است که پیش نیاز داشتن پست و مقام در حکومت اسلامی شریک بودن در ترور و قتل است.  
شاهنشاه کوتاه زمانی به ابراز شور و هیجان بانوان پاسخ دادند و سپس پیاده وارد کاخ مرمر شدند و درهای کاخ بسته شد. پس از چند دقیقه با پافشاری بانوان، پذیرفته شد که بانوان وارد پهنه کاخ مرمر شوند. بیش از ۱۵٬۰۰۰ تن وارد کاخ مرمر شدند و در کنار استخر در برابر ساختمان کاخ ایستادند. در درازای این زمان آرنگ‌های "جاوید شاه" و "زنده باد پادشاهی که زنجیرهای اسارت بانوان را از هم گُسست"  کاخ مرمر و خیابان‌های پیرامون کاخ را می‌لرزاند. نزدیک به ساعت چهار و سی و پنج دقیقه شاهنشاه در اشکوب دوم کاخ  پدیدار شدند، در این هنگام ابراز شور و هیجان جمعیت از دیدن شاهنشاه به اوج رسید. آنگاه شاهنشاه سخنرانی ایراد فرمودند:
همه اطلاع دارید که در زمان پدر من زن‌های ایران از توی پرده‌ی به اصطلاح حجاب، ولی به عقیده من از پرده غفلت و نیستی خارج شدند و در زندگی محدود اجتماعی، یعنی به خصوص در قسمت فرهنگ و بهداشت و بعضی مشاغل دیگر وارد شدند و از آن موقع تا به حال، دیدیم که چطور با عقیده و ایمان راسخی وظایف خود را انجام دادند و حتی دیدیم که در هر کاری که به آنها رجوع شده بود با کمال وظیفه‌شناسی و قناعت، کار خود را به وجه خوبی انجام دادند و در حدودی که برای آنها امکان بود به جامعه ایرانی خدمت کردند. ولی غیر از این قبیل کارها در اجتماع ایران و در تعیین سرنوشت خود  و مملکتشان متأسفانه برخلاف دیگر زن‌های دنیای متمدن و مترقی ارزشی نداشتند، و حتی آنها را در زمره افراد محجور و یا دیوانگان و غیره از حق طبیعی و اولیه‌ی اظهار نظر در امور معاشی و زندگی خانه خود که مملکت ایران است محروم می‌بودند.


[[ترور حسنعلی منصور نخست‌وزیر ایران|این نوشتار را بخوانیم و بدانیم که سران جمهوری اسلامی قاتلان نخست‌وزیر شایسته ایران حسنعلی منصور هستند - جاوید شاه - پاینده ایران]]  
از چندی پیش در این مملکت، ما دست به چنان انقلاب همه جانبه‌ای که بکلی اجتماع کهن ایران را دگرگون ساخت و یک مرتبه ما را از یک عقب‌افتادگی وحشتناکی با سرعت عجیبی در صفوف اولیه اجتماع قرن بیستم پرتاب کرد، این انقلاب که باعث تحسین و اعجاب و حیرت دنیا واقع شده است تکمیل نمی‌شد، اگر ما نصف جمعیت مملکت را باز در حال خموشی، وحشت و عقب ماندگی نگاه می‌داشتیم، افراد این مملکت را که نصف آن را شما تشکیل می‌دهید و به خصوص نسل‌های آینده را که شما مادران باید در آغوش خود تربیت بکنید اینها نه از لحاظ روحی و نه از لحاظ تربیتی آماده درک این انقلاب بزرگ ملی ما نمی‌شدند اگر خود شما از حقوق اولیه بشری امروز دنیا و تمدن امروزی ما محروم می‌شدید.[غریو جاوید شاه]  این است که امروز این قدم دیگر نیز برداشته شد و آخرین به اصطلاح ننگ اجتماعی ما که آن هم محرومیت نصف جمعیت مملکت را دربرداشت از بین بردیم، آخرین زنجیر را پاره کردیم [غریو جاوید شاه] و تمام افراد این مملکت، از این پس در امور اجتماعی خود شرکت خواهند کرد و دست به دست هم، دوش به دوش هم برای اعتلا و سربلندی، ترقی، آسایش ، سعادت و خوشبختی این جامعه و این مملکت خواهند کوشید. مطمئن هستم که شما نسوان این مملکت به قدری به این موضوع اهمیت می‌گذارید و به قدری به این وظیفه بزرگی که از امروز بر دوش شما نهاده شده‌است، وارد هستید، واقف هستید که وظایف ملی خود و وظایف اجتماعی خود را بهتر از هر کسی درک نموده و انجام خواهید داد، در زندگی خود دنبال کارهای بی قاعده‌ای که بعضی از نسوان در بعضی از نقاط جهان می‌پردازند نخواهید رفت و در سادگی، در متانت، در تعمق، در تعقل، در کار، در فرهنگ، در خدمات اجتماعی و بالاتر از همه در تربیت اطفال یا برادران یا خواهران خود چنان خواهید کوشید که این جنبش عظیمی که در شما بوجود خواهد آمد نتایج آن  حتی برای خوش‌بین‌ترین افراد غیرمنتظره باشد و نشان خواهید داد که زن ایرانی که همیشه در تاریخ ایران ولو مقید بود، ولو در قید و بند بود، ولی احساسات او، قلب او،  روح او چنان از عالی‌ترین احساسات همیشه آمیخته بود که شما امروز زبانزد خاص و عام چه در داخل مملکت و چه در خارج از مملکت خواهید بود که  زن ایرانی شایستگی هر نوع آزادی و هر نوع امکانات پیشرفت اجتماعی و علمی را دارد، و این افتخار را برای زن ایرانی ابدی خواهید نمود [غریو جاوید شاه] و از میان شما افراد برجسته نیکوکار چه در قسمت علم، هنر و صنعت و غیره برخواهد خاست و در واقع عظمت این ملت را نسبت به سابق به خواست خداوند مضاعف خواهیدکرد.[غریو جاوید شاه]


با به پایان رسیدن سخنان شاهنشاه بانوان با غریو زنده باد شاهنشاه از اعلیحضرت سپاسگزاری کردند.
</onlyinclude>
</onlyinclude>


[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]
[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۳ مارس ۲۰۲۶، ساعت ۱۹:۰۲


سخنان شاهنشاه آریامهر در شانزدهمین سالگرد دادن حقوق سیاسی به زنان ایران ۸ اسفند ۲۵۳۶
خطا در ایجاد بندانگشتی: پرونده وجود ندارد
زنان افسر نیروی هوایی شاهنشاهی
خطا در ایجاد بندانگشتی: پرونده وجود ندارد
زنان پلیس شاهنشاهی
خطا در ایجاد بندانگشتی: پرونده وجود ندارد
خطا در ایجاد بندانگشتی: پرونده وجود ندارد
ششم بهمن روز شاه و مردم
خطا در ایجاد بندانگشتی: پرونده وجود ندارد
اصلاح قانون انتخابات
خطا در ایجاد بندانگشتی: پرونده وجود ندارد
اصلاح قانون انتخابات

اصلاح قانون انتخابات ایران به منظور دادن حق رای به زنان و حقوق برابر سیاسی با مردان - اعلیحضرت همایون محمد رضا شاه پهلوی شاهنشاه آریامهر در روز ۸ اسفند ماه ۱۳۴۱ پس از پیروزی رفراندوم انقلاب شاه و مردم، در سخنرانی که در گشایش کنفرانس اقتصادی تهران کردند، با تکیه بر دو اصل از قانون اساسی مشروطه و متمم آن به زنان ایران حق انتخاب شدن و انتخاب کردن در دو مجلس سنا و مجلس شورای ملی و حقوق برابر سیاسی و اجتماعی با مردان را دادند. شاهنشاه فرمودند:

... قانون اساسی ما صحبت از آزادی افراد می‌کرد، صحبت از مساوی بودن در مقابل قانون می‌کرد، و خیلی مواد دیگر. ولی در عمل وضع چه بود؟ در عمل هفتاد و پنج درصد جمعیت ما که از زارعین یا رعایای آن موقع تشکیل می‌شد از آزادی حقیقی برخوردار نبودند. مثلاً در موقع انتخابات و دادن رأی آن‌ها را مسلماً مالک محل یا کدخدای محل یا متنفذ محل ریسه می‌کرد و احیاناً اگر هم نمی‌کرد به اسم آن‌ها هر رأی که دلشان می‌خواست در سندوق‌های انتخاباتی می‌ریختند. این وضع هفتاد و پنج درصد جمعیت مملکت بود. نصف دیگر جمعیت مملکت را که البته نصف آن هفتاد و پنج درصد که رعایا بودند جزء همین هم حساب می‌شود زن‌های مملکت تشکیل می‌دادند. این‌ها نه فقط از حق رأی دادن محروم بودند، بلکه اصولاً جزو محجورین و دیوانگان و این قبیل اشخاص بشمار می‌آمدند. اضافه بر این‌ها چون تعداد بی‌سواد در مملکت هنوز متأسفانه زیاد بود افراد اصلاً نه به وظایف خودشان آشنا بودند نه به منافع خودشان. ... موضوع دیگری که برای تأمین اجتماعی مترقی، اجتماع با افتخار این مملکت باید مورد توجه قرار بگیرد، حقوق نصف جمعیت این مملکت است که این طور برخلاف قانون اساسی و برخلاف شرع مقدس اسلام جزو دیوانگان و محجورترین حساب می‌شود. قانون اساسی را برایتان می‌خوانم. در مقدمه‌اش می‌گوید: «امر به تأسیس شورای ملی فرمودیم و نظر بدان اصل اصیل که هر یک از افراد اهالی مملکت در تصویب و نظارت امور عموم محق و سهیم اند....» دیگر بقیه اش را نمی‌خوانم، چون موضوع مهم نیست، و ضمناً در تشکیل مجلس طبق اصل دوم مجلس شورای ملی نماینده قاطبه اهالی مملکت ایران است که در امور معاش و سیاسی وطن خود مشارکت دارند. این آخرین ننگ اجتماعی ایران را انشاءالله در انتخابات آتیه ما برطرف خواهیم کرد و قاطبه اهالی این مملکت و هر یک از افراد این مملکت در سرنوشت خودشان و در انتخابات ایران شرکت خواهند کرد.

تصمیم به گردهم‌آیی در برابر کاخ مرمر و سپاسگزاری از پیشگاه شاهانه، بی درنگ پس از پخش بیانات شاهنشاه در کنفرانس اقتصادی تهران از رادیو درباره آزادی بانوان ایران از سوی جمعیت‌های زنان ایران گرفته شد. تلفن‌ها به سدا درآمد و بانوان به یکدیگر تهنیت گفتند و گردهم‌آیی در کاخ مرمر را به آگاهی یکدیگر رساندند. پانزده هزار تن از بانوان ایران که با فرمان شاهنشاه از زمره دیوانگان بیرون آمدند و حق به دست آوردن مقام‌های عالی کشور و شرکت در انتخابات دو مجلس شورای ملی و مجلس سنا را بدست آوردند، پس از سخنرانی شاهنشاه در کنفرانس اقتصادی ایران که در آن حق انتخاب شدن و حق انتخاب کردن را به زنان ایرانی دادند، به کاخ مرمر رفتند و با شور و هیجان بی مانندی ابراز سپاسگزاری کردند. شاهنشاه به بانوان ایران فرمودند:

از ساعت دو پس از نیمروز دسته دسته دوشیزگان و بانوان در برابر مجلس سنا گردآمدند. در دست بیشتر آنان آرنگ‌هایی نشانگر سپاس از شاهنشاه بود. جمعیت هر دَم انبوه‌تر می‌شد. نزدیک به ساعت سه و نیم پس از نیمروز، جمعیت به ۵۰۰۰ تن رسید و سپس بانوان به سوی کاخ مرمر به راه افتادند. فرهنگیان، دانشجویان و دانش آموزان به انبوه بانوان پیوستند. در این زمان شمار بانوان به ۱۵٬۰۰۰ تن رسیده بود، مامورین انتظامی و نگهبانان کاخ، راه بانوان به کاخ را بسته بودند، ولی بانوان با دادن آرنگ‌ها به در کاخ مرمر نزدیک و نزدیکتر می‌شدند. بلندگویی آورده شد و از بانوان درخواست شد که آرام باشند و شعار ندهند. در این هنگام بانو تربیت پشت میکروفون رفت و گفت: امروز یکی از روزهای تاریخی کشور ما است که سدها سال زنان ایران آرزوی آن را داشتند. این پیروزی در سایه اعلیحضرت همایونی به دست آمد و عاقبت زنجیرهای اسارت زنان پاره شد. ما امروز در یک کشور آزاد زندگی می‌کنیم، از امروز ما زنان مسئولیت خطیری را به عهده گرفته‌ایم و باید سعی بیشتر کنیم که ترقی و تعالی نصیب ملت ما شود. سخنان بانو تربیت با ابراز شور و شادمانی بانوان به پایان رسید.

شاهنشاه در میان جمعیت - نزدیک به ساعت چهار و پنج دقیقه پس از نیمروز شاهنشاه که خودروی سپید رنگی را رانندگی می‌کردند، خواستند وارد کاخ مرمر شوند ولی با انبوه بانوان روبرو شدند. جمعیت ردیف ماموران را شکافت و با ابراز شور و شادمانی شاهنشاه را در میان گرفتند.

شاهنشاه کوتاه زمانی به ابراز شور و هیجان بانوان پاسخ دادند و سپس پیاده وارد کاخ مرمر شدند و درهای کاخ بسته شد. پس از چند دقیقه با پافشاری بانوان، پذیرفته شد که بانوان وارد پهنه کاخ مرمر شوند. بیش از ۱۵٬۰۰۰ تن وارد کاخ مرمر شدند و در کنار استخر در برابر ساختمان کاخ ایستادند. در درازای این زمان آرنگ‌های "جاوید شاه" و "زنده باد پادشاهی که زنجیرهای اسارت بانوان را از هم گُسست" کاخ مرمر و خیابان‌های پیرامون کاخ را می‌لرزاند. نزدیک به ساعت چهار و سی و پنج دقیقه شاهنشاه در اشکوب دوم کاخ پدیدار شدند، در این هنگام ابراز شور و هیجان جمعیت از دیدن شاهنشاه به اوج رسید. آنگاه شاهنشاه سخنرانی ایراد فرمودند:

همه اطلاع دارید که در زمان پدر من زن‌های ایران از توی پرده‌ی به اصطلاح حجاب، ولی به عقیده من از پرده غفلت و نیستی خارج شدند و در زندگی محدود اجتماعی، یعنی به خصوص در قسمت فرهنگ و بهداشت و بعضی مشاغل دیگر وارد شدند و از آن موقع تا به حال، دیدیم که چطور با عقیده و ایمان راسخی وظایف خود را انجام دادند و حتی دیدیم که در هر کاری که به آنها رجوع شده بود با کمال وظیفه‌شناسی و قناعت، کار خود را به وجه خوبی انجام دادند و در حدودی که برای آنها امکان بود به جامعه ایرانی خدمت کردند. ولی غیر از این قبیل کارها در اجتماع ایران و در تعیین سرنوشت خود و مملکتشان متأسفانه برخلاف دیگر زن‌های دنیای متمدن و مترقی ارزشی نداشتند، و حتی آنها را در زمره افراد محجور و یا دیوانگان و غیره از حق طبیعی و اولیه‌ی اظهار نظر در امور معاشی و زندگی خانه خود که مملکت ایران است محروم می‌بودند.

از چندی پیش در این مملکت، ما دست به چنان انقلاب همه جانبه‌ای که بکلی اجتماع کهن ایران را دگرگون ساخت و یک مرتبه ما را از یک عقب‌افتادگی وحشتناکی با سرعت عجیبی در صفوف اولیه اجتماع قرن بیستم پرتاب کرد، این انقلاب که باعث تحسین و اعجاب و حیرت دنیا واقع شده است تکمیل نمی‌شد، اگر ما نصف جمعیت مملکت را باز در حال خموشی، وحشت و عقب ماندگی نگاه می‌داشتیم، افراد این مملکت را که نصف آن را شما تشکیل می‌دهید و به خصوص نسل‌های آینده را که شما مادران باید در آغوش خود تربیت بکنید اینها نه از لحاظ روحی و نه از لحاظ تربیتی آماده درک این انقلاب بزرگ ملی ما نمی‌شدند اگر خود شما از حقوق اولیه بشری امروز دنیا و تمدن امروزی ما محروم می‌شدید.[غریو جاوید شاه] این است که امروز این قدم دیگر نیز برداشته شد و آخرین به اصطلاح ننگ اجتماعی ما که آن هم محرومیت نصف جمعیت مملکت را دربرداشت از بین بردیم، آخرین زنجیر را پاره کردیم [غریو جاوید شاه] و تمام افراد این مملکت، از این پس در امور اجتماعی خود شرکت خواهند کرد و دست به دست هم، دوش به دوش هم برای اعتلا و سربلندی، ترقی، آسایش ، سعادت و خوشبختی این جامعه و این مملکت خواهند کوشید. مطمئن هستم که شما نسوان این مملکت به قدری به این موضوع اهمیت می‌گذارید و به قدری به این وظیفه بزرگی که از امروز بر دوش شما نهاده شده‌است، وارد هستید، واقف هستید که وظایف ملی خود و وظایف اجتماعی خود را بهتر از هر کسی درک نموده و انجام خواهید داد، در زندگی خود دنبال کارهای بی قاعده‌ای که بعضی از نسوان در بعضی از نقاط جهان می‌پردازند نخواهید رفت و در سادگی، در متانت، در تعمق، در تعقل، در کار، در فرهنگ، در خدمات اجتماعی و بالاتر از همه در تربیت اطفال یا برادران یا خواهران خود چنان خواهید کوشید که این جنبش عظیمی که در شما بوجود خواهد آمد نتایج آن حتی برای خوش‌بین‌ترین افراد غیرمنتظره باشد و نشان خواهید داد که زن ایرانی که همیشه در تاریخ ایران ولو مقید بود، ولو در قید و بند بود، ولی احساسات او، قلب او، روح او چنان از عالی‌ترین احساسات همیشه آمیخته بود که شما امروز زبانزد خاص و عام چه در داخل مملکت و چه در خارج از مملکت خواهید بود که زن ایرانی شایستگی هر نوع آزادی و هر نوع امکانات پیشرفت اجتماعی و علمی را دارد، و این افتخار را برای زن ایرانی ابدی خواهید نمود [غریو جاوید شاه] و از میان شما افراد برجسته نیکوکار چه در قسمت علم، هنر و صنعت و غیره برخواهد خاست و در واقع عظمت این ملت را نسبت به سابق به خواست خداوند مضاعف خواهیدکرد.[غریو جاوید شاه]

با به پایان رسیدن سخنان شاهنشاه بانوان با غریو زنده باد شاهنشاه از اعلیحضرت سپاسگزاری کردند.