الگو:نوشتار برگزیده: تفاوت میان نسخه‌ها

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۲۲ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۳: خط ۳:
*
*


[[پرونده:HIMShahbanouFarahPahlavi22MehrHappyBirthday1.mp4|thumb|left|280px|]]
'''[[مصاحبه علیاحضرت شهبانو فرح پهلوی در آستانه سی و هشتمین سالروز فرخنده شهبانو ۱۹ مهر ماه ۲۵۳۶ شاهنشاهی]]'''


علیاحضرت شهبانو به مناسبت بیست و دوم مهر ماه، زاد روز معظم‌لها، مصاحبه‌ای در کاخ شاهنشاهی ایران داشتند. نکات برجسته‌ای از مصاحبه شهبانوی ایران که نمایانگر دیدگاه‌ها و ژرف نگری‌های معظم‌لها در زمینه‌های گوناگون فرهنگی، اجتماعی و ملی است، دست چین شده است.  
[[پرونده:RoozDerakhtkaary15Esfand.mp4|thumb|left|220px|آیین جشن درختکاری نمودار تمدن کهن ایرانیان ۱۵ اسفند ماه]]
[[پرونده:Shahanshah Treeplanting.jpg|thumb|left|170px|شاهنشاه آریامهر نهالی را می‌نشانند]]
[[پرونده:ShahanshahDerakhtKaryJashn1341.jpg|thumb|left|170px|شاهنشاه نهالی را می‌نشانند]]
[[پرونده:ShahanshahJashnDerakhtKarr15Esfand2534.jpg|thumb|left|۱۷0px|شاهنشاه بلوط سبزی را در [[شهستان پهلوی]] می‌کارند ۱۵ اسفند ۲۵۳۴ شاهنشاهی]]
[[پرونده:DerakhtKaryDayAhwaz1349a.jpg|thumb|left|170px|ایستاسازی شن‌های روان در خوزستان]]
[[پرونده:StampsJashnDerakhtKary1345.JPG|thumb|left|170px|تمبر یادبود جشن درختکاری ۱۵ اسفند ماه ۱۳۴۵]]
'''[[جشن درختکاری ۱۵ اسفند ماه]]''' - درختکاری و نگاهبانی درخت از برجسته‌ترین و انسانی‌ترین نمودارهای تمدن کهن ایرانیان است. ایرانیان از زمان هخامنشیان با کاشتن درخت در کنار کویرها و دامنه کوه‌ها و کرانه جویبارها جنگل بوجود می‌آوردند و سرزمین آریایی را سبز نگاه می‌داشتند و این کار را کاری بهشتی و آسمانی و انسانی می‌دانستند. زرتشت بزرگ با دست خود در بلخ درخت سرو را کاشت و آیین درختکاری را به مردم آموخت. اعلیحضرت رضا شاه بزرگ نخستین بار این سنت باستانی درختکاری را جشنی ملی و مردمی خواندند و دوباره این آیین والا را زنده کردند. جشن درختکاری که پراکنده از سوی کشاورزان ایران برگزار می‌شد به جشنی ملی و رسمی دگرگون شد. فرمان تاریخی ملی کردن جنگل‌ها که از دستاوردهای درخشان انقلاب شاه و مردم بود جلوی از بین رفتن منابع طبیعی را گرفت و یک بار دیگر سنت کهن درختکاری و نگاهبانی از درخت‌های جنگلی جان تازه‌ای به خود گرفت  جشن درختکاری در پاسداشت این دهش اهورایی است و هر سال در روز ۱۵ اسفند ماه این جشن از سوی شاهنشاه آریامهر با برنشاندن درختی انجام می‌شود.


'''حفظ فرهنگ عامه'''
'''۱۵ اسفند ماه ۲۵۳۴ شاهنشاهی''' در پیشگاه شاهنشاه آریامهر و علیاحضرت شهبانو و والاحضرت همایون ولیعهد ایران رضا پهلوی و دیگر هموندان خاندان شاهنشاهی ایران، آیین خجسته درختکاری برگزار شد. در این آیین شاهنشاه آریامهر و شهبانو و همه والاحضرت‌ها در ساعت ۱۱ بامداد به بلندی‌های [[شهستان پهلوی]] وارد شدند.  والاحضرت شاهپورها و شاهدخت‌ها، سرکار علیه بانو فریده دیبا، امیرعباس هویدا نخست وزیر و دبیرکل [[حزب رستاخیز ملت ایران]] ، رییس مجلس سنا، رییس مجلس شورای ملی و دیگر بلندپایگان برجسته کشوری و لشکری از اعلیحضرتین و والاحضرت‌ها پیشباز کردند. هنگام ورود اعلیحضرتین وزیر کشاورزی و منابع طبیعی نشان‌های ویژه یادبود آیین درختکاری را به پیشگاه اعلیحضرتین پیشکش کرد . آنگاه اعلیحضرتین و والاحضرت‌ها به جای برگزاری جشن رفتند. در این هنگام [[سرود شاهنشاهی ایران]] از سوی دسته موزیک پیشاهنگان نواخته شد. منصور روحانی وزیر کشاورزی و منابع طبیعی در گزارشی گفت:
:شاهنشاها علیاحضرتا
:در تعالیم زرتشت و سرمشق‌های باستانی همیشه و همه جا از آب و آبادانی، از کشاورزی و سرسبزی، از کشت و نگاهداری درخت به عنوان کارهایی مقدس و نیمه آسمانی یاد شده است. پادشاهان هخامنشی برکتیبه‌ها که کتاب روزگار و دورنمای زمان است بزرگترین آرزوهایشان یعنی نجات این کشور از خشکسالی را نقش می‌کردند. نه تنها این آرزوی شاهان هخامنشی و دستورهای زرتشت و سرمشق‌های نیاکان ما را تحقق نبخشد بلکه گهگاه بلایی آسمانی را مامور خشکسالی این سرزمین کرد و یا ابتلایی زمینی را به صورت حمله اقوام وحشی حواله جان مردم این دیار ساخته، با تمام این احوال ایران باقی ماند چرا که  اعتقاد قلبی ملت ایران به رژیم شاهنشاهی و مقدس و معزز شمردن شاهنشاهان این سرزمین ستون اصلی و بقا و محور اصیل امیدواری مردم ایران زمین بوده و هست و تا ابد خواهد بود.  آثار شوم و عوارض مسموم روزگاران گذشته در کشور ما نشانه‌هایی بسیار دارد. در شهرهای ما روستاهای ما در فرهنگ ما، درمناعت ما در کشاورزی و فلاحت ما ...
:اما در کار کشاورزی از این همه نشانه‌ها هیچکدام به سیاهی و زندگی مناسباتی نبوده که اربابان ستمکار با رعایای زحمتکش و بردبار خویش برقرارکرده بودند. قرن‌ها و فرن‌ها زمین در دست ارباب، کاریز و چشمه ساز یعنی آب در دست مالک و جنگل و مرتع و چراگاه در دست خوانین و متنفذین بود. نتیجه این مالکیت‌های ظالمانه بود که کشاورز ایرانی غمی در چهره داشت به نشانه فقر روحی زخمی بر بدن داشت به نشانه فقر جسمی و وصله‌ای بر پیراهن به نشانه فقر مادی لیکن طلوع شاهنشاهی دودمان پهلوی  فصلی تازه و عصری نوین به وجود آورد که می‌بایست چنین بساطی در هم کوفته و چنین ظلمی از میان برداشته شود. قریب سی و شش سال از شاهنشاهی پهلوی گذشت و حوادث و وقایع با میهن ما و با رهبری‌های میهن ما دست و پنجه بسیار نرم کرد تا سرانجام اندیشه تابناک شاهنشاه آریامهر هم چون خورشیدی ابر حوادث را به کناری زد و جان تازه و حیات تازه تری به ملت ایران واز جمله به کشاورز ایرانی عطا فرمود.
:تاریخ اعطای آزادی به کشاورز ایرانی به ظاهر در بهمن ۱۳۴۱ است لیکن همه می‌دانند از همان روزهای نخستین سلطنت و از همان لحظات و ساعات اولین که بر دوش جوانان وطن پرست و غیور به مجلس شورای ملی نزول اجلال فرمودید به فکر نجات این مردم به خصوص اعطای آزادی به طبقه کشاورز و کارگر بودید. و از همان روزها بود که به حکم آنچه در کتاب « ماموریت برای وطنم »  و کتاب « انقلاب سفید » مرقوم فرموده‌اید شبی نبود که با فکر مردم سر بر زمین نگذارید و صبحی نبود که با فکر خدمت به این مرز و بوم سر از بستر برنگیرید. و چنان بود که در انقلاب ششم بهمن نخستین پرچمی را که برافراشتید پرچم نجات زمین و آب بود از چنگ ارباب و نجات چراگاه‌ها و جنگل از دست خوانین در کنار این سه اصل انقلاب یعنی اصلاحات ارضی، ملی شدن جنگل‌ها و مراتع و ملی شدن آب‌های کشور، قانون درخت به عنوان شاه بیتی که از فکر شاهنشاه ایران الهام گرفته باشد و به عنوان یکی از انسانی‌ترین قوانین این سرزمین و به تصویب و تایید و اجرا رسید و ضامن و حامی با ارزش برای گسترش فضایی سبز، تامین سلامت محیط زیست و تعدیل خشکی هوای این سرزمین و تشویق مردم به درختکاری و بهره گیری صحیح و منطقی از این نعمت بهشتی شد. تا آنجا که به یمن نیت خیر و حقیقت محضی که خمیرمایه این اندیشه بهشتی بود، شهرها و روستاها به گسترش درختکاری دست زدند. و دولت نیز به سهم خود در این راه قدم‌های استواری برداشت که ارزش تقدیم گزارشی به پیشگاه مبارک را دارد.
:جمع جنگل کاری تا پایان سال ۲۵۳۴ شاهنشاهی [۱۳۵۴ خورشیدی ] بیش از ۲۹٬۵۰۰ هکتار است که از این رقم ۵ هزار هکتار آن مربوط به سال جاری است. در امر مبارزه با شن روان تا پایان سال ۲۵۳۴ شاهنشاهی بیش از ۳ میلیون و ۶۰۰ هزار شن روان و اراضی کویری تثبیت شده است از این مقدار بیش از سه میلیون هکتار قرق، بیش از ۴۰۰ هزار هکتار بذرپاشی و ۳۰۰ هزار هکتار نهال کاری است که از جمع این دو رقم نزدیک به ۳۵ هزار هکتار با استفاده از مالچ تثبیت و کشت شده است.
:در امر پارک سازی تا پایان سال ۲۵۳۴ شاهنشاهی ۲۵ پارک بزرگ و کوچک جنگلی در جاهای گوناگون کشور ایجاد شد که بزرگ‌ترین این پارک‌ها پارک جنگلی نور با مساحتی حدود ۴۰۰۰ هکتار می‌باشد.
:شاهنشاها
:آنچه هخامنشیان آرزو می‌کردند و زرتشت پیامبر ندا می‌داد و نیاکان ما یادآور می‌شدند و نیاکان ما یادآور می‌شدند،خوشبختانه در این دوره از تاریخ ایران صورت عمل و اجرا به خود گرفت.


ما مملکتی داریم که از نظر لباس‌ها، لهجه‌ها، آوازها، سازها، داستان‌های محلی، صنایع دستی و غذاهای مناطق مختلف، چشمگیر است. باید آن‌ها را هر چه بیشتر بشناسیم و تا آنجا که امکان‌پذیر است در حفظ و پاسداری از آن‌ها بکوشیم. ... آنچه در فرهنگ عامه هست، موجب دلبستگی ما به آب و خاک‌مان می‌شود. باید آن را حفظ کنیم و رابطه عاطفی که از این رهگذر پدید می‌آید محفوظ نگهداریم.


'''حیف از غذاهای ایرانی'''
بیابان سازی ایران - از سال ۱۳۵۸ با پای گرفتن رژیم اسلامی در ایران برنامه بیابان سازی ایران آغاز شد و تا به امروز ادامه دارد: '''آمدند و کندند و سوختند و کشتند و بردند و رفتند'''
 
... مهم این است که مردم طرز تهیه غذاها را یاد بگیرند و همه خوراکی‌های سُنّتی و ملی را تدارک ببینند، مثل انواع شربت‌ها، ترشی‌ها، شیرینی‌ها و دسرها که این روزها، با شتاب زدگی که در زندگی هست و فرصت کافی فراهم نیست، تهیه آن‌ها در خانواده‌ها از رونق افتاده است. تهیه غذای ایرانی وقت لازم دارد و اغلب خانم‌ها با یک ساعتی که به آشپزی اختصاص می‌دهند، فقط فرصت دارند یک خوراک گوشتی و سالاد تهیه کنند و از صرف وقت بیشتر برای تهیه غذا بکاهند. در صورتی که حیف است غذاهای سُنّتی ما رونق خود را از دست بدهد.
 
'''ضرورت مشارکت زنان'''
 
در شرایط امروز جامعه ما، موضوع مشارکت زن‌ها به شدت مطرح است. نه فقط مشارکت سیاسی و اجتماعی، بلکه ضرورت دارد که از همگامی زنان و مردان یک نیروی واحد و یکپارچه در سطح کشور بوجود آید و مسئولیت‌ها و وظایف زن‌ها مثل مردها، در همه شئون گسترش یابد. با توجه به اینکه یک زن مسئولیت تربیت خانواده را هم دارد. این دیدگاه، وظایف او بیشتر است. بعضی از زن‌ها علاقه به انجام کارهای سیاسی و اجتماعی دارند اما به خاطر حجب ذاتی و یا اینکه عادت به چنین کارهایی نکرده‌اند، مشارکت لازم ابراز نمی‌دارند و در این صورت وجود سازمان‌هایی ضرورت دارد که زنان را برای این کارها برانگیزد و وظایف و مسئولیت‌های آن‌ها را توجیه و تفهیم کند. باید توجه داشت اگر گفته می‌شود ضرورت دارد، زنان برای پیشبرد جامعه در امور سیاسی و اجتماعی مشارکت و فعالیت داشته باشند، مفهومش این نیست که وظایف و مسئولیت‌های اصلی زن که بچه‌داری و شوهرداری است، از او سلب بشود. این وظایف و مسئولیت‌ها را پا به پای مشارکت سیاسی و اجتماعی می‌توان انجام داد.
 
'''چهارراه فرهنگ‌ها'''
 
مملکت ما همیشه گذرگاه و چهارراه فرهنگ‌های مختلف بوده، اما چنان نبوغ ذاتی در ملت ما بوده که این فرهنگ‌ها را جذب کند، از آن چیز تازه‌ای بسازد و فرهنگ خود را هم از دست ندهد. طبیعی است کشوری که در جاده رشدِ سریع قرار می‌گیرد، با دشواری‌هایی هم روبرو می‌شود و از جمله اینکه عده‌ای ممکن است یک مقدار از سُنّت‌های خوب مملکت‌شان را فراموش کنند. ایرانی، در گذشته با نبوغی که ابراز داشته، سُنّت‌های دلپذیر خود را هم حفظ کرده است و امیدواریم که این بار هم سربلند بیرون آید. ضرورت دارد که با یاری روشنفکران و دانشمندان، به وسایل مختلف، بهترین سُنّت‌های خود را حفظ کنیم و از تکنولوژی غرب، آنچه منفی است نپذیریم و اشتباه‌های دیگران را تکرار نکنیم. وظیفه همه سازمان‌های فرهنگی، سیاسی و اجتماعی است که به وسایل مختلف، از سُنّت‌های خوب ما و فرهنگی که داریم پاسداری کنند. به این منظور، لازم است کتاب علمی بیشتری به زبان فارسی تألیف و ترجمه بشود و در اختیار دانشجویان قرار گیرد. ما باید روی پای خودمان بایستیم و توجه کنیم که تا ابد نمی‌توانیم خریدار تکنولوژی غرب باشیم.
 
'''ایرانی‌ها دارند بر می‌گردند'''
 
عده‌ای به دلیل امکاناتی که مملکت برای آن‌ها بوجود آورده سرمایه‌دار شده‌اند و شاید چون احساس می‌کردند احتیاجاتی دارند که در مملکت تأمین نمی‌شود، با توجه به ارزش پول ما در خارج، در کشورهای دیگر سرمایه‌گذاری غیر ثابت کرده‌اند. اما من فکر می‌کنم که رفتن این نوع افراد به خارج رو به کاهش است. این را از یاد نبریم که در عوض، خیلی از افرادی که در آن‌جا تحصیل و زندگی کرده‌اند دارند بر می‌گردند. همانطور که اعلیحضرت فرموده‌اند، تأکید ما بر این است که هر ایرانی به میهنش بازگردد و به مملکتش خدمت کند... در برابر اقلیتی که شاید به خاطر همین مشکلات به مملکت دلبستگی ندارند، خوشبختانه اکثریت فراوانی قرار دارند که سخت به آن دلبسته‌اند.
 
'''توقعات و مشکلات'''
 
... ما باید سطح توقع مان را در سطح مملکت قرار دهیم. ما نمی‌توانیم بیشتر از آنچه در حد امکانات مملکت از نظر انسانی و مالی و فرهنگی است، توقع داشته باشیم. توقع ما باید با امکانات سازگار و هماهنگ باشد. از یاد نباید بُرد که همه چیز را دو روزه نمی‌شود حل کرد و این، از وظایف مردم و دولت است که مشکلات و نارسایی‌ها را در نظر بگیرند و با حُسن نیت راه حلّی پیدا کنند. 
 
'''نارضایتی!'''
 
لازم است به وسایل مختلف به مردم آموزش داد که توقع‌شان را در سطح معقول نگه دارند. به خاطر داشته باشند که ما چه جور زندگی می‌کردیم و حالا چه شده‌ایم. این کار فقط با بالا رفتن سطح فرهنگ و آموزش درست می‌شود. دولت هم باید آن چیزی را به مردم عرضه کند که نیاز دارند، در صورتیکه گاه چیزهایی را که خودشان هم نخواسته‌اند، برای آن‌ها فراهم می‌کنیم و احتیاجی بوجود می‌آوریم و بعد که نمی‌توانیم این احتیاج را رفع کنیم، توقع ایجاد می‌شود. من نمی‌گویم که این چیزها نباید باشد، اما باید توجه کنیم که آن‌ها مسئله مهم زندگی نیست که چون موز نبود و یا فلان سبزی پیدا نشد، از مملکت ناراضی باشیم.
 
 
'''مشکل، حل می‌شود'''
 
البته ما مقداری مشکل و کمبود داریم و دانش آموزان و دانشجویان ما وقتی بخصوص از یک شهرستان کوچک به یک کشور پیشرفته می‌روند، زود بویژه از دیدگاه سیاسی تحت تأثیر قرار می‌گیرند، چون افرادی هستند که چنین تبلیغاتی می‌کنند غافل از اینکه آن کشورهای پیشرفته نیز از اول چنین نبودند. مردمان شان سال‌ها زحمت کشیدند تا به این درجه از پیشرفت رسیدند. با این وجود، آن‌ها هم کمبودهایی دارند که کمبودها را بچه‌های ما که به آن جا می‌روند نمی‌بینند. البته مشکل جوانان و دانشجویان در سطح جهان مطرح است ولی لازم است کارهایی کرد تا کسانی که چند سال در خارج از مملکت هستند چه از طریق نشریه و فیلم و کتاب و سخنرانی، در جریان تغییرات دایمی مملکت قرار گیرند. اگر این کارها را مسئولان امر انجام دهند، مشکلی که هست، حل خواهد شد.
 
'''مشکلات بچه‌ها در خارج'''
 
بچه‌هایی که به خارج می‌روند با مشکلات احتمالی و روانی که ناشی از زندگی دور از پدر و مادر و خانواده و مملکت است بار می‌آیند که مشکل قابل تأملی است. پدر و مادرها، به جای اینکه فکر کنند بهتر است بچه‌ها به خارج بروند، تحصیلات عالی داشته باشند و برگردند و پول بیشتر بگیرند، باید توجه کنند که ریشه بچه‌ها را از مملکت کندن به صلاح آن‌ها نیست و مشکلاتی هم که اغلب دانشجویان ایرانی در خارج دارند، ناشی از همین طرز فکر خانواده‌ها بوده است و امیدواریم بتدریج پدر و مادران به این مسئله توجه بیشتر بکنند.
 
'''شهرداری و زمین‌های بایر'''
 
متأسفانه در بعضی از مناطق، بعضی از خانه‌ها به هم نزدیکند و هیچ فضای سبز وجود ندارد. سال‌ها است من می‌کوشم در هر گوشه اگر زمینی وجود دارد، برای ایجاد فضای سبز و یک محیط مناسب برای ورزش بچه‌ها استفاده بشود. بر عهده شهرداری پایتخت و انجمن شهر است که دنبال این کار را بگیرند و ترتیبی بدهند که گام‌های سریع‌تری برداشته شود. چون به خاطر دارم که ده سال پیش با دو و نیم میلیون تومان ۷ استخر در تهران ساختیم و این روزها با این مبلغ، نصف این مقدار را هم نمی‌توان ساخت. اگر زمین‌هایی متعلق به دولت، اوقاف و شهرداری وجود دارد باید ترتیبی داد که به صورت پارک در آید. در صورتیکه چنین زمین‌هایی وجود نداشته باشد، شهرداری جستجو کند و بخرد و در صورتی که به خانه‌های ناجور برخورد، به بهای عادلانه بخرد و فضای سبز درست کند.
 
'''فایده جشنواره‌ها'''
 
یک رویداد فرهنگی را نمی‌شود نظیر کارخانه‌ای که بر روی آن سرمایه گذاری می‌شود و محصولی می‌دهد و بعد از چند سال سرمایه مستهلک می‌شود دانست. رویدادهای فرهنگی و هنری بدینگونه قابل ارزشیابی نیستند، بخصوص که نتایج به دست آمده، پاره‌ای قابل لمس هست و خیلی از آن نیز قابل لمس نیست. به اعتقاد من، جشنواره‌هایی که برگزار شده، برای مملکت مفید بوده و دست کم یک جنبش و پویایی را موجب شده است. مردم باید آموزش و فرهنگ داشته باشند، بدانند که در جهان اندیشه چه می‌گذرد. جشنواره‌ها در این زمینه نقش ساز هستند. هر قدر که رویدادهای فرهنگی در این مملکت بیشتر باشد، سطح فکر و فرهنگ مردم بالاتر می‌رود. ممکن است در لابلای برنامه‌های جشنواره‌ها، برنامه‌هایی باشد که مورد قبول گروهی باشد و یا نباشد. این مطرح نیست. آنچه مطرح است رویداد فرهنگی است.
</onlyinclude>
</onlyinclude>


[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]
[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۵ مارس ۲۰۲۶، ساعت ۱۷:۳۹



آیین جشن درختکاری نمودار تمدن کهن ایرانیان ۱۵ اسفند ماه
شاهنشاه آریامهر نهالی را می‌نشانند
شاهنشاه نهالی را می‌نشانند
شاهنشاه بلوط سبزی را در شهستان پهلوی می‌کارند ۱۵ اسفند ۲۵۳۴ شاهنشاهی
ایستاسازی شن‌های روان در خوزستان
تمبر یادبود جشن درختکاری ۱۵ اسفند ماه ۱۳۴۵

جشن درختکاری ۱۵ اسفند ماه - درختکاری و نگاهبانی درخت از برجسته‌ترین و انسانی‌ترین نمودارهای تمدن کهن ایرانیان است. ایرانیان از زمان هخامنشیان با کاشتن درخت در کنار کویرها و دامنه کوه‌ها و کرانه جویبارها جنگل بوجود می‌آوردند و سرزمین آریایی را سبز نگاه می‌داشتند و این کار را کاری بهشتی و آسمانی و انسانی می‌دانستند. زرتشت بزرگ با دست خود در بلخ درخت سرو را کاشت و آیین درختکاری را به مردم آموخت. اعلیحضرت رضا شاه بزرگ نخستین بار این سنت باستانی درختکاری را جشنی ملی و مردمی خواندند و دوباره این آیین والا را زنده کردند. جشن درختکاری که پراکنده از سوی کشاورزان ایران برگزار می‌شد به جشنی ملی و رسمی دگرگون شد. فرمان تاریخی ملی کردن جنگل‌ها که از دستاوردهای درخشان انقلاب شاه و مردم بود جلوی از بین رفتن منابع طبیعی را گرفت و یک بار دیگر سنت کهن درختکاری و نگاهبانی از درخت‌های جنگلی جان تازه‌ای به خود گرفت جشن درختکاری در پاسداشت این دهش اهورایی است و هر سال در روز ۱۵ اسفند ماه این جشن از سوی شاهنشاه آریامهر با برنشاندن درختی انجام می‌شود.

۱۵ اسفند ماه ۲۵۳۴ شاهنشاهی در پیشگاه شاهنشاه آریامهر و علیاحضرت شهبانو و والاحضرت همایون ولیعهد ایران رضا پهلوی و دیگر هموندان خاندان شاهنشاهی ایران، آیین خجسته درختکاری برگزار شد. در این آیین شاهنشاه آریامهر و شهبانو و همه والاحضرت‌ها در ساعت ۱۱ بامداد به بلندی‌های شهستان پهلوی وارد شدند. والاحضرت شاهپورها و شاهدخت‌ها، سرکار علیه بانو فریده دیبا، امیرعباس هویدا نخست وزیر و دبیرکل حزب رستاخیز ملت ایران ، رییس مجلس سنا، رییس مجلس شورای ملی و دیگر بلندپایگان برجسته کشوری و لشکری از اعلیحضرتین و والاحضرت‌ها پیشباز کردند. هنگام ورود اعلیحضرتین وزیر کشاورزی و منابع طبیعی نشان‌های ویژه یادبود آیین درختکاری را به پیشگاه اعلیحضرتین پیشکش کرد . آنگاه اعلیحضرتین و والاحضرت‌ها به جای برگزاری جشن رفتند. در این هنگام سرود شاهنشاهی ایران از سوی دسته موزیک پیشاهنگان نواخته شد. منصور روحانی وزیر کشاورزی و منابع طبیعی در گزارشی گفت:

شاهنشاها علیاحضرتا
در تعالیم زرتشت و سرمشق‌های باستانی همیشه و همه جا از آب و آبادانی، از کشاورزی و سرسبزی، از کشت و نگاهداری درخت به عنوان کارهایی مقدس و نیمه آسمانی یاد شده است. پادشاهان هخامنشی برکتیبه‌ها که کتاب روزگار و دورنمای زمان است بزرگترین آرزوهایشان یعنی نجات این کشور از خشکسالی را نقش می‌کردند. نه تنها این آرزوی شاهان هخامنشی و دستورهای زرتشت و سرمشق‌های نیاکان ما را تحقق نبخشد بلکه گهگاه بلایی آسمانی را مامور خشکسالی این سرزمین کرد و یا ابتلایی زمینی را به صورت حمله اقوام وحشی حواله جان مردم این دیار ساخته، با تمام این احوال ایران باقی ماند چرا که اعتقاد قلبی ملت ایران به رژیم شاهنشاهی و مقدس و معزز شمردن شاهنشاهان این سرزمین ستون اصلی و بقا و محور اصیل امیدواری مردم ایران زمین بوده و هست و تا ابد خواهد بود. آثار شوم و عوارض مسموم روزگاران گذشته در کشور ما نشانه‌هایی بسیار دارد. در شهرهای ما روستاهای ما در فرهنگ ما، درمناعت ما در کشاورزی و فلاحت ما ...
اما در کار کشاورزی از این همه نشانه‌ها هیچکدام به سیاهی و زندگی مناسباتی نبوده که اربابان ستمکار با رعایای زحمتکش و بردبار خویش برقرارکرده بودند. قرن‌ها و فرن‌ها زمین در دست ارباب، کاریز و چشمه ساز یعنی آب در دست مالک و جنگل و مرتع و چراگاه در دست خوانین و متنفذین بود. نتیجه این مالکیت‌های ظالمانه بود که کشاورز ایرانی غمی در چهره داشت به نشانه فقر روحی زخمی بر بدن داشت به نشانه فقر جسمی و وصله‌ای بر پیراهن به نشانه فقر مادی لیکن طلوع شاهنشاهی دودمان پهلوی فصلی تازه و عصری نوین به وجود آورد که می‌بایست چنین بساطی در هم کوفته و چنین ظلمی از میان برداشته شود. قریب سی و شش سال از شاهنشاهی پهلوی گذشت و حوادث و وقایع با میهن ما و با رهبری‌های میهن ما دست و پنجه بسیار نرم کرد تا سرانجام اندیشه تابناک شاهنشاه آریامهر هم چون خورشیدی ابر حوادث را به کناری زد و جان تازه و حیات تازه تری به ملت ایران واز جمله به کشاورز ایرانی عطا فرمود.
تاریخ اعطای آزادی به کشاورز ایرانی به ظاهر در بهمن ۱۳۴۱ است لیکن همه می‌دانند از همان روزهای نخستین سلطنت و از همان لحظات و ساعات اولین که بر دوش جوانان وطن پرست و غیور به مجلس شورای ملی نزول اجلال فرمودید به فکر نجات این مردم به خصوص اعطای آزادی به طبقه کشاورز و کارگر بودید. و از همان روزها بود که به حکم آنچه در کتاب « ماموریت برای وطنم » و کتاب « انقلاب سفید » مرقوم فرموده‌اید شبی نبود که با فکر مردم سر بر زمین نگذارید و صبحی نبود که با فکر خدمت به این مرز و بوم سر از بستر برنگیرید. و چنان بود که در انقلاب ششم بهمن نخستین پرچمی را که برافراشتید پرچم نجات زمین و آب بود از چنگ ارباب و نجات چراگاه‌ها و جنگل از دست خوانین در کنار این سه اصل انقلاب یعنی اصلاحات ارضی، ملی شدن جنگل‌ها و مراتع و ملی شدن آب‌های کشور، قانون درخت به عنوان شاه بیتی که از فکر شاهنشاه ایران الهام گرفته باشد و به عنوان یکی از انسانی‌ترین قوانین این سرزمین و به تصویب و تایید و اجرا رسید و ضامن و حامی با ارزش برای گسترش فضایی سبز، تامین سلامت محیط زیست و تعدیل خشکی هوای این سرزمین و تشویق مردم به درختکاری و بهره گیری صحیح و منطقی از این نعمت بهشتی شد. تا آنجا که به یمن نیت خیر و حقیقت محضی که خمیرمایه این اندیشه بهشتی بود، شهرها و روستاها به گسترش درختکاری دست زدند. و دولت نیز به سهم خود در این راه قدم‌های استواری برداشت که ارزش تقدیم گزارشی به پیشگاه مبارک را دارد.
جمع جنگل کاری تا پایان سال ۲۵۳۴ شاهنشاهی [۱۳۵۴ خورشیدی ] بیش از ۲۹٬۵۰۰ هکتار است که از این رقم ۵ هزار هکتار آن مربوط به سال جاری است. در امر مبارزه با شن روان تا پایان سال ۲۵۳۴ شاهنشاهی بیش از ۳ میلیون و ۶۰۰ هزار شن روان و اراضی کویری تثبیت شده است از این مقدار بیش از سه میلیون هکتار قرق، بیش از ۴۰۰ هزار هکتار بذرپاشی و ۳۰۰ هزار هکتار نهال کاری است که از جمع این دو رقم نزدیک به ۳۵ هزار هکتار با استفاده از مالچ تثبیت و کشت شده است.
در امر پارک سازی تا پایان سال ۲۵۳۴ شاهنشاهی ۲۵ پارک بزرگ و کوچک جنگلی در جاهای گوناگون کشور ایجاد شد که بزرگ‌ترین این پارک‌ها پارک جنگلی نور با مساحتی حدود ۴۰۰۰ هکتار می‌باشد.
شاهنشاها
آنچه هخامنشیان آرزو می‌کردند و زرتشت پیامبر ندا می‌داد و نیاکان ما یادآور می‌شدند و نیاکان ما یادآور می‌شدند،خوشبختانه در این دوره از تاریخ ایران صورت عمل و اجرا به خود گرفت.


بیابان سازی ایران - از سال ۱۳۵۸ با پای گرفتن رژیم اسلامی در ایران برنامه بیابان سازی ایران آغاز شد و تا به امروز ادامه دارد: آمدند و کندند و سوختند و کشتند و بردند و رفتند