الگو:نوشتار برگزیده: تفاوت میان نسخه‌ها

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۴۷ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
<!-- در اینجا نوشتاری برگزیده از میان درونمایه وبگاه مشروطه می‌آید. -->
<!-- در اینجا نوشتاری برگزیده از میان درونمایه وبگاه مشروطه می‌آید. -->
<onlyinclude>
<onlyinclude>
*
*
[[پرونده:ShahanshahAryamehrInterviewUSMedia28Ordibehesht1354.jpg|thumb|left|220px|]]
'''[[مصاحبه اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر با نمایندگان تلویزیون ان بی سی امریکا ۲۸ اردیبهشت ماه ۱۳۵۴]]'''


: '''علت افزایش بهای نفت'''
: برای آگاهی از علت واقعی افزایش بهای نفت، باید به سال ۱۹۴۷ برگردیم. در آن سال بهای اعلان شده نفت خلیج فارس دو دلار و هفده سنت برای هر بشکه بود، در سال ۱۹۵۹ شرکت‌های نفتی بهای نفت را به طور یک جانبه به یک دلار و هفتادونه سنت برای هر بشکه کاهش دادند.
: طی همین مدت بهای محصولات و کالاهای اساسی تقریباً سیصد درصد افزایش یافت، ولی بهای یک دلار و هفتادونه سنت برای هر بشکه نفت از سال ۱۹۵۹ تا سال ۱۹۷۰ تغییر نکرد و طی همین مدت بهای کالاهای اساسی باز هم مرتباً بالا رفت، در حالی که بهای  نفت ثابت ماند. بدیهی است کشورهای تولیدکننده نفت که در برخی موارد نفت تنها منبع ثروتشان بود، نمی‌توانستند این وضع را تحمل کنند و شاهد مکیده‌شدن خون خود به وسیله دیگران باشند. آنها با درآمد حاصل از منابع نفت خود که اگر به میزان فعلی استخراج شود ظرف بیست‌وپنج تا سی سال دیگر به پایان می‌رسد، مجبور بودند کالاهای مورد نیاز خود را به قیمتی که هر سال افزایش می‌یافت از دیگران خریداری کنند. بنابراین افزایش بهای نفت واکنش عادی و طبیعی ما نسبت به تحمیلی بود که از جانب کشورهای به اصطلاح صنعتی جهان به ما وارد می‌شد. کاری که ما می‌کنیم، صرفاً دفاع از منافع خودمان است و مطمئن هستم که اگر امروز بهای نفت تا این حد پایین نبود، حتماً تاکنون منابع انرژی دیگری پیدا کرده‌بودید. چرا در زمینه دیگر منابع انرژی اقدامی نمی‌کنید؟ شما هنوز حتی شروع به استخراج کان‌های زغال سنگ خود نکرده‌اید، هنوز حتی درمورد توسعه منابع انرژی اتمی خود مردد هستید و چندان کاری در زمینه انرژی خورشیدی و دیگر زمینه‌ها انجام نمی‌یابد. علتش این است که محرک و مشوق کافی برای توسعه سایر منابع انرژی وجود ندارد.


: '''سازمان کشورهای نفتی'''
[[پرونده:RoozDerakhtkaary15Esfand.mp4|thumb|left|220px|آیین جشن درختکاری نمودار تمدن کهن ایرانیان  ۱۵ اسفند ماه]]
: ایجاد یک سازمان نفتی، یا به قول شما کارتل، از جانب کشورهای تولیدکننده نفت در واقع برای باج گرفتن و یا تحت فشار قرار دادن شما نبوده‌است، بلکه آن را صرفاً برای دفاع از منافع خود تشکیل داده‌اند. چرا؟ به این دلیل که افزایش بهای نفت تنها موجب دو درصد تورم در کشورهای صنعتی شده‌است. اشاره من به اروپای غربی است. میانگین تورم در اروپای غربی در سال ۱۹۷۴ در حدود چهارده درصد بود، ولی آنها کالاهای خود را سی‌وپنج درصد گرانتر به ما می‌فروختند، بنابراین در واقع نه تنها ضرر نمی‌کردند، بلکه حتی سود هم می‌بردند. به همین جهت است که اغلب این کشورها، با دیگر ذخیره طلا یا ذخیره ارز خارجی خود را به میزانی که حتی بالاتر از سطح ذخیره آنها در زمان افزایش بهای نفت بود، بر روی هم انباشتند.
[[پرونده:Shahanshah Treeplanting.jpg|thumb|left|170px|شاهنشاه آریامهر نهالی را می‌نشانند]]
: اینها همه ارقامی بودند که از منابع غربی نقل کردم. بنابراین سازمان کشورهای نفتی، یک کارتل نیست که برای ضدیت با کشورهای مصرف‌کننده به وجود آمده‌باشد، بلکه برای حراست از منابع ما ایجاد شده‌است. اگر شما هم بکوشید کارتل مشابهی درست کنید، کسی نمی‌تواند چیزی بگوید، لیکن این اقدام منجر به مقاله دیگری خواهدشد و شما نمی‌توانید خطر مقابله را به عهده بگیرید، ما هم خواهان مقابله با شما نیستیم، آنچه که ما می‌خواهیم گفتگو و تفاهم با یکدیگر است و احتمالاً این گفتگو از سر گرفته خواهدشد.
[[پرونده:ShahanshahDerakhtKaryJashn1341.jpg|thumb|left|170px|شاهنشاه نهالی را می‌نشانند]]
[[پرونده:ShahanshahJashnDerakhtKarr15Esfand2534.jpg|thumb|left|۱۷0px|شاهنشاه بلوط سبزی را در [[شهستان پهلوی]] می‌کارند ۱۵ اسفند ۲۵۳۴ شاهنشاهی]]
[[پرونده:DerakhtKaryDayAhwaz1349a.jpg|thumb|left|170px|ایستاسازی شن‌های روان در خوزستان]]
[[پرونده:StampsJashnDerakhtKary1345.JPG|thumb|left|170px|تمبر یادبود جشن درختکاری ۱۵ اسفند ماه ۱۳۴۵]]
'''[[جشن درختکاری ۱۵ اسفند ماه]]''' - درختکاری و نگاهبانی درخت از برجسته‌ترین و انسانی‌ترین نمودارهای تمدن کهن ایرانیان است. ایرانیان از زمان هخامنشیان با کاشتن درخت در کنار کویرها و دامنه کوه‌ها و کرانه جویبارها جنگل بوجود می‌آوردند و سرزمین آریایی را سبز نگاه می‌داشتند و این کار را کاری بهشتی و آسمانی و انسانی می‌دانستند. زرتشت بزرگ با دست خود در بلخ درخت سرو را کاشت و آیین درختکاری را به مردم آموخت. اعلیحضرت رضا شاه بزرگ نخستین بار این سنت باستانی درختکاری را جشنی ملی و مردمی خواندند و دوباره این آیین والا را زنده کردند. جشن درختکاری که پراکنده از سوی کشاورزان ایران برگزار می‌شد به جشنی ملی و رسمی دگرگون شد. فرمان تاریخی ملی کردن جنگل‌ها که از دستاوردهای درخشان انقلاب شاه و مردم بود جلوی از بین رفتن منابع طبیعی را گرفت و یک بار دیگر سنت کهن درختکاری و نگاهبانی از درخت‌های جنگلی جان تازه‌ای به خود گرفت  جشن درختکاری در پاسداشت این دهش اهورایی است و هر سال در روز ۱۵ اسفند ماه این جشن از سوی شاهنشاه آریامهر با برنشاندن درختی انجام می‌شود.


: '''کاهش قدرت خرید'''
'''۱۵ اسفند ماه ۲۵۳۴ شاهنشاهی''' در پیشگاه شاهنشاه آریامهر و علیاحضرت شهبانو و والاحضرت همایون ولیعهد ایران رضا پهلوی و دیگر هموندان خاندان شاهنشاهی ایران، آیین خجسته درختکاری برگزار شد. در این آیین شاهنشاه آریامهر و شهبانو و همه والاحضرت‌ها در ساعت ۱۱ بامداد به بلندی‌های [[شهستان پهلوی]] وارد شدند.  والاحضرت شاهپورها و شاهدخت‌ها، سرکار علیه بانو فریده دیبا، امیرعباس هویدا نخست وزیر و دبیرکل [[حزب رستاخیز ملت ایران]] ، رییس مجلس سنا، رییس مجلس شورای ملی و دیگر بلندپایگان برجسته کشوری و لشکری از اعلیحضرتین و والاحضرت‌ها پیشباز کردند. هنگام ورود اعلیحضرتین وزیر کشاورزی و منابع طبیعی نشان‌های ویژه یادبود آیین درختکاری را به پیشگاه اعلیحضرتین پیشکش کرد . آنگاه اعلیحضرتین و والاحضرت‌ها به جای برگزاری جشن رفتند. در این هنگام [[سرود شاهنشاهی ایران]] از سوی دسته موزیک پیشاهنگان نواخته شد. منصور روحانی وزیر کشاورزی و منابع طبیعی در گزارشی گفت:
: ما در حدود سی‌وپنج درصد از قدرت خرید خود را از دست داده‌ایم، در درجه اول به خاطر تورم جهانی و بعد به علت تزلزل شدید نظام پولی جهان، و بالاخره به واسطه کاهش برابری دلار که بهای نفت با این پول به ما پرداخت می‌شود. ما در آخرین اجلاس اوپک تصمیم گرفتیم به کشورهای بزرگ فرصت بدهیم که جلوی تورم را بگیرند و اوضاع داخلی خود را سامان بخشند و به جای اعتصاب به کارهای مثبت بپردازند. این مهلت تا ماه سپتامبر پایان می‌پذیرد، از این رو در ماه سپتامبر بار دیگر اجلاسی تشکیل خواهیم‌داد تا تصمیم بگیریم که چه باید بکنیم. واقعیت این است که ما سی‌وپنج درصد از قدرت خرید خود را از دست داده‌ایم. البته ما نمی‌خواهیم به این میزان بهای نفت را افزایش دهیم، زیرا این کار احتمالاً در حکم یک ضربه شدید و ناگهانی خواهدبود، اما مطمئناً از منافع خود دفاع خواهیم‌کرد.
:شاهنشاها علیاحضرتا
 
:در تعالیم زرتشت و سرمشق‌های باستانی همیشه و همه جا از آب و آبادانی، از کشاورزی و سرسبزی، از کشت و نگاهداری درخت به عنوان کارهایی مقدس و نیمه آسمانی یاد شده است. پادشاهان هخامنشی برکتیبه‌ها که کتاب روزگار و دورنمای زمان است بزرگترین آرزوهایشان یعنی نجات این کشور از خشکسالی را نقش می‌کردند. نه تنها این آرزوی شاهان هخامنشی و دستورهای زرتشت و سرمشق‌های نیاکان ما را تحقق نبخشد بلکه گهگاه بلایی آسمانی را مامور خشکسالی این سرزمین کرد و یا ابتلایی زمینی را به صورت حمله اقوام وحشی حواله جان مردم این دیار ساخته، با تمام این احوال ایران باقی ماند چرا که اعتقاد قلبی ملت ایران به رژیم شاهنشاهی و مقدس و معزز شمردن شاهنشاهان این سرزمین ستون اصلی و بقا و محور اصیل امیدواری مردم ایران زمین بوده و هست و تا ابد خواهد بود. آثار شوم و عوارض مسموم روزگاران گذشته در کشور ما نشانه‌هایی بسیار دارد. در شهرهای ما روستاهای ما در فرهنگ ما، درمناعت ما در کشاورزی و فلاحت ما ...
: '''جهان نو و نظام تازه'''
:اما در کار کشاورزی از این همه نشانه‌ها هیچکدام به سیاهی و زندگی مناسباتی نبوده که اربابان ستمکار با رعایای زحمتکش و بردبار خویش برقرارکرده بودند. قرن‌ها و فرن‌ها زمین در دست ارباب، کاریز و چشمه ساز یعنی آب در دست مالک و جنگل و مرتع و چراگاه در دست خوانین و متنفذین بود. نتیجه این مالکیت‌های ظالمانه بود که کشاورز ایرانی غمی در چهره داشت به نشانه فقر روحی زخمی بر بدن داشت به نشانه فقر جسمی و وصله‌ای بر پیراهن به نشانه فقر مادی لیکن طلوع شاهنشاهی دودمان پهلوی  فصلی تازه و عصری نوین به وجود آورد که می‌بایست چنین بساطی در هم کوفته و چنین ظلمی از میان برداشته شود. قریب سی و شش سال از شاهنشاهی پهلوی گذشت و حوادث و وقایع با میهن ما و با رهبری‌های میهن ما دست و پنجه بسیار نرم کرد تا سرانجام اندیشه تابناک شاهنشاه آریامهر هم چون خورشیدی ابر حوادث را به کناری زد و جان تازه و حیات تازه تری به ملت ایران واز جمله به کشاورز ایرانی عطا فرمود.
: همه ما باید درک کنیم که سرانجام به جهانی نو و نظامی تازه، متکی بر اساس انصاف و همکاری بیشتر، و مبتنی بر این اندیشه که جهان غیر قابل تقسیم است، نیاز داریم. نمی‌توان خوشبخت زیست در حالی که سایرین نه تنها خوشبخت نیستند، بلکه بدبخت و محروم از همه چیز هستند، از سوی دیگر گذشته را باید هر چند که گاه تلخ بوده، به بوته فراموشی بسپاریم، همچنین باید بدانیم که اگر خواهان پیشرفت و توسعه هستیم، به کمک کشورهای صنعتی نیاز داریم. من بارها این نکته را بیان کرده و همیشه تکرار نموده‌ام که ما خواهان نابودی دنیای کهن نیستیم، ما برای توسعه و پیشرفت به این جهان کهن نیاز داریم. تنها مسئله‌ای که باقی می‌ماند، این است که ببینیم برای ایجاد همکاری تازه و لازم بین غنی و فقیر، کشورهای توسعه‌یافته و توسعه‌نیافته، چه نظامی باید به وجود آوریم؟
:تاریخ اعطای آزادی به کشاورز ایرانی به ظاهر در بهمن ۱۳۴۱ است لیکن همه می‌دانند از همان روزهای نخستین سلطنت و از همان لحظات و ساعات اولین که بر دوش جوانان وطن پرست و غیور به مجلس شورای ملی نزول اجلال فرمودید به فکر نجات این مردم به خصوص اعطای آزادی به طبقه کشاورز و کارگر بودید. و از همان روزها بود که به حکم آنچه در کتاب « ماموریت برای وطنم »  و کتاب « انقلاب سفید » مرقوم فرموده‌اید شبی نبود که با فکر مردم سر بر زمین نگذارید و صبحی نبود که با فکر خدمت به این مرز و بوم سر از بستر برنگیرید. و چنان بود که در انقلاب ششم بهمن نخستین پرچمی را که برافراشتید پرچم نجات زمین و آب بود از چنگ ارباب و نجات چراگاه‌ها و جنگل از دست خوانین در کنار این سه اصل انقلاب یعنی اصلاحات ارضی، ملی شدن جنگل‌ها و مراتع و ملی شدن آب‌های کشور، قانون درخت به عنوان شاه بیتی که از فکر شاهنشاه ایران الهام گرفته باشد و به عنوان یکی از انسانی‌ترین قوانین این سرزمین و به تصویب و تایید و اجرا رسید و ضامن و حامی با ارزش برای گسترش فضایی سبز، تامین سلامت محیط زیست و تعدیل خشکی هوای این سرزمین و تشویق مردم به درختکاری و بهره گیری صحیح و منطقی از این نعمت بهشتی شد. تا آنجا که به یمن نیت خیر و حقیقت محضی که خمیرمایه این اندیشه بهشتی بود، شهرها و روستاها به گسترش درختکاری دست زدند. و دولت نیز به سهم خود در این راه قدم‌های استواری برداشت که ارزش تقدیم گزارشی به پیشگاه مبارک را دارد.
 
:جمع جنگل کاری تا پایان سال ۲۵۳۴ شاهنشاهی [۱۳۵۴ خورشیدی ] بیش از ۲۹٬۵۰۰ هکتار است که از این رقم ۵ هزار هکتار آن مربوط به سال جاری است. در امر مبارزه با شن روان تا پایان سال ۲۵۳۴ شاهنشاهی بیش از ۳ میلیون و ۶۰۰ هزار شن روان و اراضی کویری تثبیت شده است از این مقدار بیش از سه میلیون هکتار قرق، بیش از ۴۰۰ هزار هکتار بذرپاشی و ۳۰۰ هزار هکتار نهال کاری است که از جمع این دو رقم نزدیک به ۳۵ هزار هکتار با استفاده از مالچ تثبیت و کشت شده است.
: '''تقویت نیروی دفاعی'''
:در امر پارک سازی تا پایان سال ۲۵۳۴ شاهنشاهی ۲۵ پارک بزرگ و کوچک جنگلی در جاهای گوناگون کشور ایجاد شد که بزرگ‌ترین این پارک‌ها پارک جنگلی نور با مساحتی حدود ۴۰۰۰ هکتار می‌باشد.
: من خودم را به خوبی می‌شناسم، از این رو اظهارات واهی دیگران را جدی نمی‌گیرم. من پرستیژ را برای چه لازم دارم؟ آیا با داشتن پرستیژ می‌خواهم به چه چیز دست یابم؟ در این مورد باید بگویم تنها پرستیژی که خواهان آن هستم، تأمین امنیت، سعادت و پیشرفت بیشتر برای ملتم است.
:شاهنشاها
: درباره تقویت نیروی دفاعی باید توجه داشت که ما سه‌هزار سال تاریخ مدون داریم و حاضر نیستیم پس از این قرون متمادی، استقلال خود را از دست بدهیم. ما حتی فردایی درخشان‌تر از گذشته در انتظارمان است. چنین فردایی بر اثر فتوحات ارضی به دست نخواهدآمد، بلکه این آینده درخشان متکی به جامعه‌ای خواهدبود که امیدوارم از همه لحاظ کامیاب باشد. جامعه فردای ایران تقلیدی از جوامع دیگر نخواهدبود، بلکه بر خرد و نبوغ ایرانی استوار است. به هر حال همه شاهد کارهای ما در آینده خواهندبود.
:آنچه هخامنشیان آرزو می‌کردند و زرتشت پیامبر ندا می‌داد و نیاکان ما یادآور می‌شدند و نیاکان ما یادآور می‌شدند،خوشبختانه در این دوره از تاریخ ایران صورت عمل و اجرا به خود گرفت.
: من در اینجا نمی‌توانم علناً درباره خطراتی که در کمین ما است، صحبت کنم. ما نمی‌توانیم بگذاریم وقایع آینده ماجرایی جبران‌ناپذیر برای ما به وجود آورد.
: اگر حوادث آینده را قبلاً پیش‌بینی نکرده و آماده مقابله با آنها نباشیم، تأسفی که بعداً خواهیم خورد چه سودی خواهدداشت؟ چه سود خواهیم‌برد از اینکه بعداً بگوییم اگر ما آمادگی داشتیم، این وقایع رخ نمی‌داد و اگر روی می‌داد می‌توانستیم بر اوضاع مسلط باشیم؟ آنچه را که ما اکنون انجام می‌دهیم، دقیقاً همان کاری است که هر کشور مستقل دیگر مانند امریکا، شوروی، چین، فرانسه، انگلستان و آلمان برای دفاع از خود اندیشیده‌اند. سؤال درباره تقویت نیروی دفاعی را تنها هنگامی باید از من بکنید که از آن کشورها هم این سؤال را کرده‌باشید.
 
: '''کمک ایران به کشورهای دیگر'''
: آنچه را که در اینجا به عنوان مثال مطرح می‌کنم، ربطی به نظرات من درباره هند ندارد، زیرا ایران و هند دوست یکدیگرند. هند با ششصدمیلیون نفر جمعیت خود شاید در حدود شانزده تا هفده‌میلیون تُن نفت مصرف می‌کند، در حالی که مصرف هلند با دوازده‌میلیون نفر جمعیت، بیش از سی‌میلیون تن نفت است. با وجود این ما بخشی از نیاز نفت هند را با قیمتی کمتر از معمول تأمین می‌کنیم و فقط قسمتی از بهای نفت را از آنها می‌گیریم و بقیه را آنها با اقساط چندین ساله به ما پرداخت می‌کنند. کمک مالی و اقتصادی ما به هند بالغ بر یک‌میلیارد دلار خواهدشد، به پاکستان نیز به همین میزان کمک می‌کنیم. به مصر و چند کشور دیگر خاورمیانه هم به همین ترتیب کمک می‌نماییم، حتی اعتبارهایی تا مبلغ دویست‌میلیون دلار برای احداث کارخانه کود شیمیایی به اندونزی داده‌ایم. به بسیاری از کشورهای افریقایی نیز کمک کرده‌ایم. در نخستین سال این کمک‌ها اتفاق غیرمنتظره‌ای در درآمد ما رخ داد. فکر می‌کنم برای اولین بار در تاریخ جهان ما تا هفت درصد تولید ناخالص ملی خود را به صورت کمک بلاعوض و وام به کشورهای خارجی و حتی به کشورهای پیشرفته جهان مانند انگلستان و فرانسه داده‌ایم.
: اما در قبال این کمک‌های اقتصادی، ما مجبور بودیم گندم را به چهار برابر قیمت بخریم. ما سابقاً گندم را کمتر از تنی شصت دلار می‌خریدیم، در حالی که سال گذشته ما آن را تنی دویست‌وچهل‌وپنج دلار خریدیم، سابقاً بهای روغن نباتی کمتر از تنی صد دلار بود، ولی سال گذشته بالغ برتنی هزارودویست دلار شد. شکر را با بهای تنی شصت دلار و یا حتی کمتر می‌خریدیم، در حالی که سال گذشته قیمتی که برای آن از ما مطالبه می‌کردند، تنی هزاروهفتصد دلار بود. بنابراین مطرح کردن تقلیل بهای نفت، مطلبی کاملاً یک طرفه است. برای اینکه معلوم شود آیا بهای نفت گران است یا نه، بار دیگر تذکر می‌دهم که اگر نفت گران بود، حتماً تاکنون مواد تازه‌ای برای جانشینی آن پیدا می‌شد.
 
: '''از تهدید نمی‌ترسیم'''
: ما از تهدید بعضی‌ها که گفته‌اند اگر کشورهای صنعتی با خطر خفقان اقتصادی روبه‌رو شوند به زور متوسل می‌گردند، هیچ گونه نگرانی به خود راه نمی‌دهیم، زیرا خفقان اقتصادی برای آنها در صورتی پیش می‌آید که عرضه نفت قطع شود. در حالی که تحویل نفت اکنون متوقف نشده‌است. یک نکته مهم را هم در اینجا یادآور می‌شوم و آن این است که آنها نفت را به تنهایی که از ما می‌خرند، به مصرف‌کنندگان خود بیشتر می‌فروشند، مثلاً دولت فرانسه برای خزانه خود مالیاتی که بر هر بشکه نفت بسته است، بیش از پولی است که ما برای این منبع ثروت خود دریافت می‌کنیم. ارقامی را که قبلاً ذکر کردم ارقام رسمی هستند و من آنها را از خودم در نیاورده‌ام، با این همه از زمان افزایش بهای نفت تا کنون اقتصاد این کشورها رونق یافته‌است، زیرا فقط دو درصد از تورم این کشورها از افزایش بهای نفت ناشی شده‌است، در حالی که آنها کالاهای خود را سی‌وپنج درصد گرانتر به ما می‌فروشند.
: اقتصاد ژاپن در سال گذشته مجدداً رونق یافته‌است و وضع اقتصادی‌اش بار دیگر بسیار خوب شده‌است. به آلمان نگاه کنید، وضع آلمان با هفت درصد تورم در اقتصادش، واقعاً بسیار بسیار خوب است، ذخیره طلا و ارز خارجی آلمان بالغ بر چهل‌میلیارد دلار است.
 
: '''ایران آینده'''
: کاری را که ما ظرف بیست‌وپنج سال آینده خواهیم‌کرد، این است که جامعه ایرانی را بر اساس عدالت و ارزش‌های اخلاقی و اجتماعی به مقامی والا برسانیم، دستمزدها و درآمدها را به حدی بالا ببریم که کلیه مخارج افراد را به اندازه کافی تأمین کند. بسیاری از مخارج افراد با کمک دولت سبکتر خواهدشد. تحصیل تا پایان دانشگاه و در صورت لزوم حتی غذای محصلان را در آموزشگاه‌ها تأمین خواهیم‌کرد. مردم در طول زندگیشان در مقابل همه‌گونه حوادث بیمه خواهندشد. به طوری که از لحظه ولادت تا زمان وفات از هر گونه بیمه و مراقبت دولت برخوردار خواهندبود، اما همه این مواهب در چهارچوب آزادی انسانی و فردی تأمین خواهدشد و هیچ گاه مردم را در جعبه‌هایی که روی آنها برچسب «شما به عنوان افراد خوشبخت و مرفه اعلام می‌شوید»، چسبانده شده‌باشد، قرار نمی‌دهیم.
: افراد جامعه آینده ایران ضمناً باید برای خوشبختی خود کار کنند و در تأمین آن سهیم باشند تا احساس خوشبختی کنند.
 
: '''تروریست‌ها و مارکسیست‌ها'''
: اتهاماتی که به ما نسبت می‌دهند، تنها در مطبوعات امریکا درج نمی‌شود، بلکه در بسیاری از جاهای دیگر نیز به چشم می‌خورد. مسلماً برای من پاسخ دادن به این اتهامات آسان است و می‌توانم بگویم که این اتهامات صرفاً تبلیغات کمونیستی است که به گوش برخی از افراد رسیده و یا چاپ شده‌است.
: در این مورد باید بگویم که حتی سه‌هزار زندانی سیاسی هم در ایران وجود ندارد، چه رسد به ارقام عجیبی که ذکر می‌کنید، تازه این عده را هم نمی‌توان زندانی سیاسی به شمار آورد، زیرا همه آنها تروریست هستند. آنها علناً می‌گویند که مارکسیست می‌باشند. برخی از آنها می‌گویند که مارکسیست اسلامی هستند. بنابراین می‌توانید حدس بزنید که آنها چگونه افرادی به شمار می‌روند. آنها هر کس را که دستشان برسد به قتل می‌رسانند، با مسلسل و نارنجک دستی به خیابان‌ها می‌روند و مردم بیگناه را درو می‌کنند. آنها حتی از کشتن کودکان خردسال هم ابا ندارند. به این جهت مردم عادی، رانندگان تاکسی، و رفتگران که از جنایات این افراد به خشم آمده‌اند، به تعقیب آنها پرداخته‌اند و برخی از همین افراد بیگناه به وسیله همین آدم‌کشان در خون خود غلتیده‌اند. چه شما بخواهید چه نخواهید، ما اجازه نخواهیم داد این وضع در کشور ما ادامه داشته‌باشد. این کشور متعلق به ما است، این جامعه، جامعه ما است و جامعه ایرانی وجود این خرابکاران را تحمل نمی‌کند.
: همانطور که گفتم، مسئله مخالفان سیاسی در میان نیست. آنها مارکسیست‌هایی هستند که می‌دانند در جامعه ما برای آنان جایی نیست، زیرا نمی‌توانند نظر خود را به مردم تحمیل کنند. ما به اقدامات و تدابیری دست زده‌ایم که در پاره‌ای از موارد حتی پیشرفته‌تر از برخی کشورهای سوسیالیست اروپای غربی است. در حالی که این مارکسیست‌ها چیزی عرضه نمی‌کنند که مقبول مردم ما باشد، به این جهت به عملیات تروریستی متوسل می‌شوند. بنابراین می‌توانید درک کنید که چرا می‌گویم حتی سه‌هزار نفر هم در زندان‌های ما نیستند و این امر حقیقت دارد. یک تروریست نمی‌تواند بهتر از آنچه که در کشور ما با او رفتار می‌شود، انتظاری داشته‌باشد. ما اینگونه افراد را تحمل نمی‌کنیم.
 
: '''سیستم یک حزبی با یک هدف و یک مرام'''
: به راستی مضحک است که عده‌ای مدعی شوند سیستم یک حزبی کشور را از دموکراسی دور می‌کند، زیرا زمانی همین افراد می‌گفتند که حزب طرفدار دولت "حزب بله‌گو" و حزب مخالف "حزب البته‌گو" است. در حالی که همه عضو حزب جدید هستند و در زیر یک پرچم و یک هدف و مرام گرد آمده‌اند.
: می‌دانید که در انتخابات آینده ایران که به زودی انجام می‌شود، شش‌هزاروهفتصد نامزد انتخاباتی شرکت می‌کنند؟ برای هر حوزه انتخاباتی دو، سه، چهار و حتی پنج نفر کاندیدا خواهندبود و مردم می‌توانند کاندیدای مورد اعتماد خود را انتخاب کنند. به این نحو برخورداری از حداکثر آزادی در کشور ما آغاز می‌شود. اکنون مردم ما می‌توانند در نهایت آزادی از میان جمع، هر کس را که می‌خواهند، انتخاب کنند. باور کنید که اکثریت مردم ما اکنون به اصول اساسی این حزب سیاسی اعتقاد دارند.




بیابان سازی ایران - از سال ۱۳۵۸ با پای گرفتن رژیم اسلامی در ایران برنامه بیابان سازی ایران آغاز شد و تا به امروز ادامه دارد: '''آمدند و کندند و سوختند و کشتند و بردند و رفتند'''
</onlyinclude>
</onlyinclude>


[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]
[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۵ مارس ۲۰۲۶، ساعت ۱۷:۳۹



آیین جشن درختکاری نمودار تمدن کهن ایرانیان ۱۵ اسفند ماه
شاهنشاه آریامهر نهالی را می‌نشانند
شاهنشاه نهالی را می‌نشانند
شاهنشاه بلوط سبزی را در شهستان پهلوی می‌کارند ۱۵ اسفند ۲۵۳۴ شاهنشاهی
ایستاسازی شن‌های روان در خوزستان
تمبر یادبود جشن درختکاری ۱۵ اسفند ماه ۱۳۴۵

جشن درختکاری ۱۵ اسفند ماه - درختکاری و نگاهبانی درخت از برجسته‌ترین و انسانی‌ترین نمودارهای تمدن کهن ایرانیان است. ایرانیان از زمان هخامنشیان با کاشتن درخت در کنار کویرها و دامنه کوه‌ها و کرانه جویبارها جنگل بوجود می‌آوردند و سرزمین آریایی را سبز نگاه می‌داشتند و این کار را کاری بهشتی و آسمانی و انسانی می‌دانستند. زرتشت بزرگ با دست خود در بلخ درخت سرو را کاشت و آیین درختکاری را به مردم آموخت. اعلیحضرت رضا شاه بزرگ نخستین بار این سنت باستانی درختکاری را جشنی ملی و مردمی خواندند و دوباره این آیین والا را زنده کردند. جشن درختکاری که پراکنده از سوی کشاورزان ایران برگزار می‌شد به جشنی ملی و رسمی دگرگون شد. فرمان تاریخی ملی کردن جنگل‌ها که از دستاوردهای درخشان انقلاب شاه و مردم بود جلوی از بین رفتن منابع طبیعی را گرفت و یک بار دیگر سنت کهن درختکاری و نگاهبانی از درخت‌های جنگلی جان تازه‌ای به خود گرفت جشن درختکاری در پاسداشت این دهش اهورایی است و هر سال در روز ۱۵ اسفند ماه این جشن از سوی شاهنشاه آریامهر با برنشاندن درختی انجام می‌شود.

۱۵ اسفند ماه ۲۵۳۴ شاهنشاهی در پیشگاه شاهنشاه آریامهر و علیاحضرت شهبانو و والاحضرت همایون ولیعهد ایران رضا پهلوی و دیگر هموندان خاندان شاهنشاهی ایران، آیین خجسته درختکاری برگزار شد. در این آیین شاهنشاه آریامهر و شهبانو و همه والاحضرت‌ها در ساعت ۱۱ بامداد به بلندی‌های شهستان پهلوی وارد شدند. والاحضرت شاهپورها و شاهدخت‌ها، سرکار علیه بانو فریده دیبا، امیرعباس هویدا نخست وزیر و دبیرکل حزب رستاخیز ملت ایران ، رییس مجلس سنا، رییس مجلس شورای ملی و دیگر بلندپایگان برجسته کشوری و لشکری از اعلیحضرتین و والاحضرت‌ها پیشباز کردند. هنگام ورود اعلیحضرتین وزیر کشاورزی و منابع طبیعی نشان‌های ویژه یادبود آیین درختکاری را به پیشگاه اعلیحضرتین پیشکش کرد . آنگاه اعلیحضرتین و والاحضرت‌ها به جای برگزاری جشن رفتند. در این هنگام سرود شاهنشاهی ایران از سوی دسته موزیک پیشاهنگان نواخته شد. منصور روحانی وزیر کشاورزی و منابع طبیعی در گزارشی گفت:

شاهنشاها علیاحضرتا
در تعالیم زرتشت و سرمشق‌های باستانی همیشه و همه جا از آب و آبادانی، از کشاورزی و سرسبزی، از کشت و نگاهداری درخت به عنوان کارهایی مقدس و نیمه آسمانی یاد شده است. پادشاهان هخامنشی برکتیبه‌ها که کتاب روزگار و دورنمای زمان است بزرگترین آرزوهایشان یعنی نجات این کشور از خشکسالی را نقش می‌کردند. نه تنها این آرزوی شاهان هخامنشی و دستورهای زرتشت و سرمشق‌های نیاکان ما را تحقق نبخشد بلکه گهگاه بلایی آسمانی را مامور خشکسالی این سرزمین کرد و یا ابتلایی زمینی را به صورت حمله اقوام وحشی حواله جان مردم این دیار ساخته، با تمام این احوال ایران باقی ماند چرا که اعتقاد قلبی ملت ایران به رژیم شاهنشاهی و مقدس و معزز شمردن شاهنشاهان این سرزمین ستون اصلی و بقا و محور اصیل امیدواری مردم ایران زمین بوده و هست و تا ابد خواهد بود. آثار شوم و عوارض مسموم روزگاران گذشته در کشور ما نشانه‌هایی بسیار دارد. در شهرهای ما روستاهای ما در فرهنگ ما، درمناعت ما در کشاورزی و فلاحت ما ...
اما در کار کشاورزی از این همه نشانه‌ها هیچکدام به سیاهی و زندگی مناسباتی نبوده که اربابان ستمکار با رعایای زحمتکش و بردبار خویش برقرارکرده بودند. قرن‌ها و فرن‌ها زمین در دست ارباب، کاریز و چشمه ساز یعنی آب در دست مالک و جنگل و مرتع و چراگاه در دست خوانین و متنفذین بود. نتیجه این مالکیت‌های ظالمانه بود که کشاورز ایرانی غمی در چهره داشت به نشانه فقر روحی زخمی بر بدن داشت به نشانه فقر جسمی و وصله‌ای بر پیراهن به نشانه فقر مادی لیکن طلوع شاهنشاهی دودمان پهلوی فصلی تازه و عصری نوین به وجود آورد که می‌بایست چنین بساطی در هم کوفته و چنین ظلمی از میان برداشته شود. قریب سی و شش سال از شاهنشاهی پهلوی گذشت و حوادث و وقایع با میهن ما و با رهبری‌های میهن ما دست و پنجه بسیار نرم کرد تا سرانجام اندیشه تابناک شاهنشاه آریامهر هم چون خورشیدی ابر حوادث را به کناری زد و جان تازه و حیات تازه تری به ملت ایران واز جمله به کشاورز ایرانی عطا فرمود.
تاریخ اعطای آزادی به کشاورز ایرانی به ظاهر در بهمن ۱۳۴۱ است لیکن همه می‌دانند از همان روزهای نخستین سلطنت و از همان لحظات و ساعات اولین که بر دوش جوانان وطن پرست و غیور به مجلس شورای ملی نزول اجلال فرمودید به فکر نجات این مردم به خصوص اعطای آزادی به طبقه کشاورز و کارگر بودید. و از همان روزها بود که به حکم آنچه در کتاب « ماموریت برای وطنم » و کتاب « انقلاب سفید » مرقوم فرموده‌اید شبی نبود که با فکر مردم سر بر زمین نگذارید و صبحی نبود که با فکر خدمت به این مرز و بوم سر از بستر برنگیرید. و چنان بود که در انقلاب ششم بهمن نخستین پرچمی را که برافراشتید پرچم نجات زمین و آب بود از چنگ ارباب و نجات چراگاه‌ها و جنگل از دست خوانین در کنار این سه اصل انقلاب یعنی اصلاحات ارضی، ملی شدن جنگل‌ها و مراتع و ملی شدن آب‌های کشور، قانون درخت به عنوان شاه بیتی که از فکر شاهنشاه ایران الهام گرفته باشد و به عنوان یکی از انسانی‌ترین قوانین این سرزمین و به تصویب و تایید و اجرا رسید و ضامن و حامی با ارزش برای گسترش فضایی سبز، تامین سلامت محیط زیست و تعدیل خشکی هوای این سرزمین و تشویق مردم به درختکاری و بهره گیری صحیح و منطقی از این نعمت بهشتی شد. تا آنجا که به یمن نیت خیر و حقیقت محضی که خمیرمایه این اندیشه بهشتی بود، شهرها و روستاها به گسترش درختکاری دست زدند. و دولت نیز به سهم خود در این راه قدم‌های استواری برداشت که ارزش تقدیم گزارشی به پیشگاه مبارک را دارد.
جمع جنگل کاری تا پایان سال ۲۵۳۴ شاهنشاهی [۱۳۵۴ خورشیدی ] بیش از ۲۹٬۵۰۰ هکتار است که از این رقم ۵ هزار هکتار آن مربوط به سال جاری است. در امر مبارزه با شن روان تا پایان سال ۲۵۳۴ شاهنشاهی بیش از ۳ میلیون و ۶۰۰ هزار شن روان و اراضی کویری تثبیت شده است از این مقدار بیش از سه میلیون هکتار قرق، بیش از ۴۰۰ هزار هکتار بذرپاشی و ۳۰۰ هزار هکتار نهال کاری است که از جمع این دو رقم نزدیک به ۳۵ هزار هکتار با استفاده از مالچ تثبیت و کشت شده است.
در امر پارک سازی تا پایان سال ۲۵۳۴ شاهنشاهی ۲۵ پارک بزرگ و کوچک جنگلی در جاهای گوناگون کشور ایجاد شد که بزرگ‌ترین این پارک‌ها پارک جنگلی نور با مساحتی حدود ۴۰۰۰ هکتار می‌باشد.
شاهنشاها
آنچه هخامنشیان آرزو می‌کردند و زرتشت پیامبر ندا می‌داد و نیاکان ما یادآور می‌شدند و نیاکان ما یادآور می‌شدند،خوشبختانه در این دوره از تاریخ ایران صورت عمل و اجرا به خود گرفت.


بیابان سازی ایران - از سال ۱۳۵۸ با پای گرفتن رژیم اسلامی در ایران برنامه بیابان سازی ایران آغاز شد و تا به امروز ادامه دارد: آمدند و کندند و سوختند و کشتند و بردند و رفتند