سخنرانی شاهدخت اشرف پهلوی ریاست عالیه هیات نمایندگی ایران در سازمان ملل در انجمن هواداران ملل متحد دانشگاه جکسون ویل آمریکا ۲۶ مهر ۱۳۵۴: تفاوت میان نسخه‌ها

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۳ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
 
{{سرصفحه پروژه
| عنوان = [[درگاه:محمدرضا شاه پهلوی|درگاه اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی آریامهر]]
[[سازمان شاهنشاهی خدمات اجتماعی]]
| قسمت =
| قبلی = [[درگاه:والاحضرت شاهدخت اشرف پهلوی|درگاه والاحضرت شاهدخت اشرف پهلوی]]
| بعدی =[[برنامه عمرانی پنجم/سال ۱۳۵۴ خورشیدی مهر تا آذر ماه]]
| یادداشت =}}




خط ۲۹: خط ۳۵:
برابری، توسعه و صلح-  
برابری، توسعه و صلح-  


کنفرانس سازمان ملل متحد برای سال بین‌المللی زن چند ماه پیش در مکزیکوسیتی برگزار شد. شعار این کنفرانس «برابری، توسعه و صلح» بود. شرکت در این کنفرانس برای من غرورانگیز بود زیرا هزاران زن را از بیش از یکصد کشور جهان یعنی تقریباً هزار فرهنگ و آب و هوایی در آن‌جا گرد آورده بود. آنان در تجربه‌ها، امیدها و محرومیت‌های یکدیگر شریک شدند و کوشیدند دنیا را وادار سازند تا متوجه شود که شخصیت بیش از نیمی از جمعیت کره ما یعنی زنان و دختران را پایین می‌آورد و استعدادها و توانایی آنان را به هدر می‌دهد. من با توجه به کمی وقت نمی‌توانم ۳۴ قطعنامه مملو از نظرهای سازنده را که در مکزیکوسیتی صادر شد یا طرح اقدام جهانی ۴۹ صفحه‌ای را که مورد موافقت قرار گرفت و یا اعلامیه مهم مکزیکو را برای شما خلاصه کنم اما بگذارید به یکی دو نکته اشاره کنم و یک هشدار نیز به آن بیفزایم. روشن شده است که زنان، علیرغم قوانین ژرف‌نگر، با این وضع بکلی نابسامان که معنا در تمام کشورهای جهان دارند سازگار هستند. به عنوان مثال، شما زنان در آمریکا و ما در ایران، با موارد استثنایی نادر، در مقایسه با مردان فاقد فرصت‌های برابر و عوامل برانگیزاننده در آموزش و پرورش، اشتغال، نقش‌های تقنینی، استقلال اقتصادی و احترام هستیم. چرا اینطور است؟ من معتقدم دلیل آن این است که ما به عقاید و سنت‌هایی که ما را نه تنها در نظر مردان بلکه در نظر خودمان نیز به صورت اتباع درجه دوم درآورده است حمله نکرده‌ایم. در واقع تقصیر تا حدود زیادی متوجه خود زنان است. در کشورهای صنعتی مانند کشور شما و در کشورهای در حالت توسعه منجمله کشور من، خیلی خوشحال بوده‌اند از اینکه صندلی ردیف عقب را اشغال کنند. حقیقت بارز این است که اگر زنان حقوق و نفوذ بیشتری می‌خواهند باید آن را مطالبه کنند، به دست آوردند و بیاموزند که مسئولیت‌های بزرگ‌تری را بپذیرند. همانطور که کنفرانس مکزیکو به این مسئله توجه کرد، شما هم بطور اخص وضع اسف‌انگیز تقریباً یک میلیارد، تکرار می‌کنم یک میلیارد، زنان و دختران نواحی کشاورزی، دهکده‌ها و شهرهای کوچک آلونکی هر کشور در حال توسعه را مورد توجه قرار دهید. آن‌ها از بامدادان تا شامگاهان به سختی کار می‌کنند. بیش از ۹۰ درصد از خانه‌های آنان برق ندارد. مراقبت از خانواده، تهیه غذا، بزرگ کردن بچه‌ها و خانه‌داری بر عهده آن‌ها است، ولی مهم این است که آن‌ها همچنین ساعات طولانی از کار کمرشکن را در کشتزارها می‌گذرانند، از فواصل دور آب و هیزم می‌آورند و امیدوارانه زندگی خود را با هفت بار یا در این حدود حامله شدن سپری می‌کنند در حالیکه چندین نفر از کودکان آن‌ها پیش از چهار سالگی می‌میرند. مثلاً آیا شما می‌دانستید که بیش از ۵۰ درصد از مواد غذایی در کشورهای در حال توسعه توسط زنان تولید می‌شود؟ با وجود این، آن‌ها از فرصت‌های آموزش و تربیت، یا دسترسی به ابزار کار بهتر و اعتبار جهت خرید کود و انواع بذرهای پرورش یافته محرومند و به همین نحو موقعیتی نیز در جهت برخورداری از اشتغال سودمند ندارند. بنابراین، آن‌ها نمی‌توانند قیود فراموش و عدم توجه، فرزندآوری مکرر و کار بی پایان و کم ثمر را که در آن گرفتارند بشکنند و از دایره آن خارج شوند. به بیان دیگر، آن‌ها قادر به انجام این کار نیستند مگر آنکه مردمان خوشبخت‌تر منجمله پدران و پسران به خواهران و مادران ما، در کشورهای در حال توسعه کنند. تجربه مکزیکوسیتی این موضوع را روشن ساخت. جنبشی که از بین می‌رود- بدبختانه به نظر می‌رسد که جنبش آنی مکزیکوسیتی در حال فرو نشستن و از بین رفتن است. کلمات پاک و صمیمانه و افکار و طرح‌های درخشان که در آن جا به منصه بروز رسید نوزاد مرده‌ای بیش نخواهد بود مگر آنکه ما یک رشته هدف‌هایی را برای خود تعیین کنیم تا مبارزه ما بتواند به صورت یک جریان مداوم در آید. تلاش برای حقوق زنان در خانواده‌ها و جوامع ما، در سطح ملی و جهانی، یک کار یک ساله نیست. حتی دهه پیشنهاد شده برای زنان نیز کافی و وافی نمی‌باشد. معهذا معتقدم که اگر در مدت ده سال آینده کار کنیم و قدم به قدم جلو برویم راه درازی را خواهیم پیمود. در این مورد از شما درخواست کمک دارم. پیش از آنکه از موضوع حقوق زنان بگذرم این نکته را مورد تأکید قرار می‌دهم ک احقاق حقوق مذکور اصولاً نتیجه پیشرفت اقتصادی، اجتماعی، فنی و سیاسی یک ملت نیست بلکه، یکی از شرایط اساسی برای پیشرفت بشمار می‌آید. البته برای پیشرفت جهانی شرایط دیگری نیز وجود دارد که من اکنون به آن‌ها شاره می‌کنم. کاملاً  واضح است که برخی از این شرایط لازم جنبه داخلی دارد. یعنی فراهم ساختن آن‌ها از مسئولیت‌های خود کشورهای کم درآمد است. شرایط مزبور عبارتند از: رهبری جمعیت، از سطح بالا تا اطفال دبستانی توسط افرادی که وجود خود را وقف پیشرفت تمامی ملت خویش کرده‌اند و با همه توانایی خود برای تحقق این منظور کار می‌کنند. همچنین لازم است برنامه‌ها به نحو صحیح طرح‌ریزی شود و به صورت مثمر ثمر به موقع اجرا در آید تا رشد اقتصادی سریع و مداوم را میسر سازد. ثروت ملی به شکل منصفانه تری توزیع شود و فرصت‌های بیشتری جهت اشتغال مولد فراهم  آید و سطح دانش، بهداشت، رفاه و بهزیستی جامعه بالا برود.  
کنفرانس سازمان ملل متحد برای سال بین‌المللی زن چند ماه پیش در مکزیکوسیتی برگزار شد. شعار این کنفرانس «برابری، توسعه و صلح» بود. شرکت در این کنفرانس برای من غرورانگیز بود زیرا هزاران زن را از بیش از یکصد کشور جهان یعنی تقریباً هزار فرهنگ و آب و هوایی در آن‌جا گرد آورده بود. آنان در تجربه‌ها، امیدها و محرومیت‌های یکدیگر شریک شدند و کوشیدند دنیا را وادار سازند تا متوجه شود که شخصیت بیش از نیمی از جمعیت کره ما یعنی زنان و دختران را پایین می‌آورد و استعدادها و توانایی آنان را به هدر می‌دهد. من با توجه به کمی وقت نمی‌توانم ۳۴ قطعنامه مملو از نظرهای سازنده را که در مکزیکوسیتی صادر شد یا طرح اقدام جهانی ۴۹ صفحه‌ای را که مورد موافقت قرار گرفت و یا اعلامیه مهم مکزیکو را برای شما خلاصه کنم اما بگذارید به یکی دو نکته اشاره کنم و یک هشدار نیز به آن بیفزایم. روشن شده است که زنان، علیرغم قوانین ژرف‌نگر، با این وضع بکلی نابسامان که معنا در تمام کشورهای جهان دارند سازگار هستند. به عنوان مثال، شما زنان در آمریکا و ما در ایران، با موارد استثنایی نادر، در مقایسه با مردان فاقد فرصت‌های برابر و عوامل برانگیزاننده در آموزش و پرورش، اشتغال، نقش‌های تقنینی، استقلال اقتصادی و احترام هستیم. چرا اینطور است؟ من معتقدم دلیل آن این است که ما به عقاید و سنت‌هایی که ما را نه تنها در نظر مردان بلکه در نظر خودمان نیز به صورت اتباع درجه دوم درآورده است حمله نکرده‌ایم. در واقع تقصیر تا حدود زیادی متوجه خود زنان است. در کشورهای صنعتی مانند کشور شما و در کشورهای در حالت توسعه منجمله کشور من، خیلی خوشحال بوده‌اند از اینکه صندلی ردیف عقب را اشغال کنند. حقیقت بارز این است که اگر زنان حقوق و نفوذ بیشتری می‌خواهند باید آن را مطالبه کنند، به دست آوردند و بیاموزند که مسئولیت‌های بزرگ‌تری را بپذیرند. همانطور که کنفرانس مکزیکو به این مسئله توجه کرد، شما هم بطور اخص وضع اسف‌انگیز تقریباً یک میلیارد، تکرار می‌کنم یک میلیارد، زنان و دختران نواحی کشاورزی، دهکده‌ها و شهرهای کوچک آلونکی هر کشور در حال توسعه را مورد توجه قرار دهید. آن‌ها از بامدادان تا شامگاهان به سختی کار می‌کنند. بیش از ۹۰ درصد از خانه‌های آنان برق ندارد. مراقبت از خانواده، تهیه غذا، بزرگ کردن بچه‌ها و خانه‌داری بر عهده آن‌ها است، ولی مهم این است که آن‌ها همچنین ساعات طولانی از کار کمرشکن را در کشتزارها می‌گذرانند، از فواصل دور آب و هیزم می‌آورند و امیدوارانه زندگی خود را با هفت بار یا در این حدود حامله شدن سپری می‌کنند در حالیکه چندین نفر از کودکان آن‌ها پیش از چهار سالگی می‌میرند. مثلاً آیا شما می‌دانستید که بیش از ۵۰ درصد از مواد غذایی در کشورهای در حال توسعه توسط زنان تولید می‌شود؟ با وجود این، آن‌ها از فرصت‌های آموزش و تربیت، یا دسترسی به ابزار کار بهتر و اعتبار جهت خرید کود و انواع بذرهای پرورش یافته محرومند و به همین نحو موقعیتی نیز در جهت برخورداری از اشتغال سودمند ندارند. بنابراین، آن‌ها نمی‌توانند قیود فراموش و عدم توجه، فرزندآوری مکرر و کار بی پایان و کم ثمر را که در آن گرفتارند بشکنند و از دایره آن خارج شوند. به بیان دیگر، آن‌ها قادر به انجام این کار نیستند مگر آنکه مردمان خوشبخت‌تر منجمله پدران و پسران به خواهران و مادران ما، در کشورهای در حال توسعه کنند. تجربه مکزیکوسیتی این موضوع را روشن ساخت.  
 
جنبشی که از بین می‌رود-  
 
بدبختانه به نظر می‌رسد که جنبش آنی مکزیکوسیتی در حال فرو نشستن و از بین رفتن است. کلمات پاک و صمیمانه و افکار و طرح‌های درخشان که در آن جا به منصه بروز رسید نوزاد مرده‌ای بیش نخواهد بود مگر آنکه ما یک رشته هدف‌هایی را برای خود تعیین کنیم تا مبارزه ما بتواند به صورت یک جریان مداوم در آید. تلاش برای حقوق زنان در خانواده‌ها و جوامع ما، در سطح ملی و جهانی، یک کار یک ساله نیست. حتی دهه پیشنهاد شده برای زنان نیز کافی و وافی نمی‌باشد. معهذا معتقدم که اگر در مدت ده سال آینده کار کنیم و قدم به قدم جلو برویم راه درازی را خواهیم پیمود. در این مورد از شما درخواست کمک دارم. پیش از آنکه از موضوع حقوق زنان بگذرم این نکته را مورد تأکید قرار می‌دهم ک احقاق حقوق مذکور اصولاً نتیجه پیشرفت اقتصادی، اجتماعی، فنی و سیاسی یک ملت نیست بلکه، یکی از شرایط اساسی برای پیشرفت بشمار می‌آید. البته برای پیشرفت جهانی شرایط دیگری نیز وجود دارد که من اکنون به آن‌ها شاره می‌کنم. کاملاً  واضح است که برخی از این شرایط لازم جنبه داخلی دارد. یعنی فراهم ساختن آن‌ها از مسئولیت‌های خود کشورهای کم درآمد است. شرایط مزبور عبارتند از: رهبری جمعیت، از سطح بالا تا اطفال دبستانی توسط افرادی که وجود خود را وقف پیشرفت تمامی ملت خویش کرده‌اند و با همه توانایی خود برای تحقق این منظور کار می‌کنند. همچنین لازم است برنامه‌ها به نحو صحیح طرح‌ریزی شود و به صورت مثمر ثمر به موقع اجرا در آید تا رشد اقتصادی سریع و مداوم را میسر سازد. ثروت ملی به شکل منصفانه تری توزیع شود و فرصت‌های بیشتری جهت اشتغال مولد فراهم  آید و سطح دانش، بهداشت، رفاه و بهزیستی جامعه بالا برود.  


همدردی و پشتیبانی-  
همدردی و پشتیبانی-  
خط ۳۷: خط ۴۷:
سیزده سال بعد یعنی در سال ۱۹۶۰ این قیمت به یک دلار و هفتاد و نه ست کاهش یافت و در تمامی دهه ۶۰ به همین قیمت باقی ماند. سیاست «قیمت نفت» هیچ ارتباطی با ارزش واقعی این ماده نداشت. این یک قیمت پایمال کننده بود که سیاست سنجیده‌ام دولت‌های ثروتمند جهان را برای نگهداشتن بهای انرژی در پایین‌تر از حد ارزش حقیقی آن منعکس می‌ساخت. بعلاوه از هر دلار که توسط مصرف کننده نفت پرداخت می‌شد فقط ۹ سنت آن به تولید کننده می‌رسید و بقیه بطور عمده به شرکت‌های نفتی و نیز به صورت مالیات به حکومت‌های ممالک وارد کننده نفت تعلق می‌گرفت. دوم اینکه مدت مذکور جریان بلاوقفه نفت ارزان از کشورهای در حال توسعه به عنوان یک عامل عمده در بالا بردن سطوح تولید در کشورهای صنعتی به خدمت گرفته شده بود و صادرات آن‌ها را گسترش می‌داد،  موازنه پرداخت‌های شان را بهبود می‌بخشد و به آن‌ها اجازه می‌داد که میزان معتنابهی بر حجم ذخایر ارزی خود بیفزایند. جریان نفت همچنین به آن‌ها کمک می‌کرد که منابع سوخت خود را صرفه‌جویی کنند و محفوظ نگهدارند. در نتیجه، یک جریان انتقال خالص منابع از کشورهای درحال توسعه به کشورهای توسعه یافته برقرار بود. سوم اینکه بهای کالاهای دیگر و واردات اصلی گوناگون مانند ماشین‌آلات و کالاهای ساخته شده بطور مداوم برای کشورهای در حال توسعه افزایش می‌یافت. سپس در حدود پنج سال پیش تورم یک نسبت نجومی بخود گرفت و این امر منجر به فقیرتر شدن مستمر و منظم کشورهای تولید کننده و صادر کننده نفت – اوپک- در سال ۱۹۷۳ پس از ده سال گفتگوهای بیهوده به این نتیجه رسیدند که باید دست به اقدام بزنند. آن‌ها اعمال حقوق و خواست‌های مشروع ملت‌های‌شان را برای پایان بخشیدن به اسثتمار بی‌رحمانه منابع گرانبها و تمام شدنی خود با چنان قیمت‌های ناچیز و مسخره‌ای بر عهده گرفتند. حقیقت دیگر این است که بر خلاف ادعایی که شده است، قیمت‌های بالاتری که از سال ۱۹۷۳ به بعد برای نفت تعیین گردیده نقشی بسیار اندکی در تورم فعلی دارد.  
سیزده سال بعد یعنی در سال ۱۹۶۰ این قیمت به یک دلار و هفتاد و نه ست کاهش یافت و در تمامی دهه ۶۰ به همین قیمت باقی ماند. سیاست «قیمت نفت» هیچ ارتباطی با ارزش واقعی این ماده نداشت. این یک قیمت پایمال کننده بود که سیاست سنجیده‌ام دولت‌های ثروتمند جهان را برای نگهداشتن بهای انرژی در پایین‌تر از حد ارزش حقیقی آن منعکس می‌ساخت. بعلاوه از هر دلار که توسط مصرف کننده نفت پرداخت می‌شد فقط ۹ سنت آن به تولید کننده می‌رسید و بقیه بطور عمده به شرکت‌های نفتی و نیز به صورت مالیات به حکومت‌های ممالک وارد کننده نفت تعلق می‌گرفت. دوم اینکه مدت مذکور جریان بلاوقفه نفت ارزان از کشورهای در حال توسعه به عنوان یک عامل عمده در بالا بردن سطوح تولید در کشورهای صنعتی به خدمت گرفته شده بود و صادرات آن‌ها را گسترش می‌داد،  موازنه پرداخت‌های شان را بهبود می‌بخشد و به آن‌ها اجازه می‌داد که میزان معتنابهی بر حجم ذخایر ارزی خود بیفزایند. جریان نفت همچنین به آن‌ها کمک می‌کرد که منابع سوخت خود را صرفه‌جویی کنند و محفوظ نگهدارند. در نتیجه، یک جریان انتقال خالص منابع از کشورهای درحال توسعه به کشورهای توسعه یافته برقرار بود. سوم اینکه بهای کالاهای دیگر و واردات اصلی گوناگون مانند ماشین‌آلات و کالاهای ساخته شده بطور مداوم برای کشورهای در حال توسعه افزایش می‌یافت. سپس در حدود پنج سال پیش تورم یک نسبت نجومی بخود گرفت و این امر منجر به فقیرتر شدن مستمر و منظم کشورهای تولید کننده و صادر کننده نفت – اوپک- در سال ۱۹۷۳ پس از ده سال گفتگوهای بیهوده به این نتیجه رسیدند که باید دست به اقدام بزنند. آن‌ها اعمال حقوق و خواست‌های مشروع ملت‌های‌شان را برای پایان بخشیدن به اسثتمار بی‌رحمانه منابع گرانبها و تمام شدنی خود با چنان قیمت‌های ناچیز و مسخره‌ای بر عهده گرفتند. حقیقت دیگر این است که بر خلاف ادعایی که شده است، قیمت‌های بالاتری که از سال ۱۹۷۳ به بعد برای نفت تعیین گردیده نقشی بسیار اندکی در تورم فعلی دارد.  


به موجب آمار ملت‌های صنعتی، نفت وارداتی فقط به میزان جزئی ۰٫۴۵ درصد در نرخ تورم در ایالت متحده آمریکا و در حدود ۵/۱ درصد در تورم حجاری سایر کشورها دخالت و تأثیر دارد. میانگین افزایش کلی قیمت‌ها در تمام این کشورها تقریباً به ۱۲۳ درصد می‌رسد. این موضوع مورد اشاره «دیک گرگوری» یکی از هنرپیشگان کمدی شما نیز قرار گرفت و خاطرنشان ساخت که «حتی با وجود افزایش قیمت نفت، شما چندین برابر پول بیشتر برای یک گالن کوکاکولا می‌پردازید تا برای گالن بنزین.» واقعیت محض این است که بی‌نظمی در اقتصاد جهانی و بازار پول مربوط به پیش از افزایش قیمت نفت می‌باشد و این بی‌نظمی نیز بطور عمده ناشی از عدم مدیریت صحیح اقتصاد در کشورهای اروپا و در آمریکا است. من از آن جهت این موضوع را تا حدودی به تفصیل ذکر کردم که اگر هم لفظ گناه و بی‌عدالتی را به آن اطلاق نکنیم، لااقل بی‌انصافی‌ها و نابرابری‌هایی را مجسم می‌کند که بر سایر منابع و صادرات کشورهای در حال توسعه و در واقع بر چگونگی حیات آن‌ها تأثیر می‌گذارد. ما در این گروه از کشورها از سال پیش پافشاری کرده‌ایم که نظام اقتصادی که از سابق در جهان حکمفرما بوده است، برای تأمین موجبات توسعه اجتماعی منظم و معتدل دنیای ما کافی و مؤثر نیست و اینکه نظام مذکور حاوی جنبه‌های تبعیض ضمنی علیه کشورهای فقیر است که این امر نیز بخودی خود بر رفاه همه کشورها اثر منفی شدید می‌بخشد. چون از جانب کشورهای صنعتی تقریباً هیچ پاسخ سازنده‌ای در این مورد داده نشده، کشورهای در حال توسعه رأساً پیشنهادی برای برقراری یک «نظام نوین بین‌المللی» به صورتی عادلانه‌تر و امیدبخش‌تر تهیه کردند. طی سال‌های ۱۹۷۳ و ۱۹۷۴ و اوایل سال ۱۹۷۵ بسیاری از مفاهیم و مندرجات این پیشنهادها مورد حملات تند کشورهای غربی قرار گرفت و این درشتی، پای سازمان ملل متحد را هم به روزنامه‌ها کشاند و بحث‌هایی در این زمنیه درگرفت. معذلک این بحث‌ها مفید بود. حقایق و شواهد مربوط به وابستگی فیمابین کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه سرانجام آشکار گردید  و سخن شاهنشاه ما که: «برای بهزیستی کشورهای فقیر نیاز به این نیست که ثروت کشورهای غنی دستخوش کم و کاست شود» مبین یکی از همین حقایق است.
به موجب آمار ملت‌های صنعتی، نفت وارداتی فقط به میزان جزیی ۰٫۴۵ درصد در نرخ تورم در ایالت متحده آمریکا و در حدود ۵/۱ درصد در تورم حجاری سایر کشورها دخالت و تأثیر دارد. میانگین افزایش کلی قیمت‌ها در تمام این کشورها تقریباً به ۱۲۳ درصد می‌رسد. این موضوع مورد اشاره «دیک گرگوری» یکی از هنرپیشگان کمدی شما نیز قرار گرفت و خاطرنشان ساخت که «حتی با وجود افزایش قیمت نفت، شما چندین برابر پول بیشتر برای یک گالن کوکاکولا می‌پردازید تا برای گالن بنزین.» واقعیت محض این است که بی‌نظمی در اقتصاد جهانی و بازار پول مربوط به پیش از افزایش قیمت نفت می‌باشد و این بی‌نظمی نیز بطور عمده ناشی از عدم مدیریت صحیح اقتصاد در کشورهای اروپا و در آمریکا است. من از آن جهت این موضوع را تا حدودی به تفصیل ذکر کردم که اگر هم لفظ گناه و بی‌عدالتی را به آن اطلاق نکنیم، لااقل بی‌انصافی‌ها و نابرابری‌هایی را مجسم می‌کند که بر سایر منابع و صادرات کشورهای در حال توسعه و در واقع بر چگونگی حیات آن‌ها تأثیر می‌گذارد. ما در این گروه از کشورها از سال پیش پافشاری کرده‌ایم که نظام اقتصادی که از سابق در جهان حکمفرما بوده است، برای تأمین موجبات توسعه اجتماعی منظم و معتدل دنیای ما کافی و مؤثر نیست و اینکه نظام مذکور حاوی جنبه‌های تبعیض ضمنی علیه کشورهای فقیر است که این امر نیز بخودی خود بر رفاه همه کشورها اثر منفی شدید می‌بخشد. چون از جانب کشورهای صنعتی تقریباً هیچ پاسخ سازنده‌ای در این مورد داده نشده، کشورهای در حال توسعه رأساً پیشنهادی برای برقراری یک «نظام نوین بین‌المللی» به صورتی عادلانه‌تر و امیدبخش‌تر تهیه کردند. طی سال‌های ۱۹۷۳ و ۱۹۷۴ و اوایل سال ۱۹۷۵ بسیاری از مفاهیم و مندرجات این پیشنهادها مورد حملات تند کشورهای غربی قرار گرفت و این درشتی، پای سازمان ملل متحد را هم به روزنامه‌ها کشاند و بحث‌هایی در این زمنیه درگرفت. معذلک این بحث‌ها مفید بود. حقایق و شواهد مربوط به وابستگی فیمابین کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه سرانجام آشکار گردید  و سخن شاهنشاه ما که: «برای بهزیستی کشورهای فقیر نیاز به این نیست که ثروت کشورهای غنی دستخوش کم و کاست شود» مبین یکی از همین حقایق است.


در اجلاس ویژه مجمع عمومی ملل متحد که طی ماه گذشته انعقاد یافت و روحیه تازه‌ای در این زمینه ظاهر شد و سخن‌های آقای کی سینجر که ما آن را شنیدیم نشانه‌ای از این روحیه تازه بود. اعضای هیئت‌های نمایندگی تمام روز و قسمتی از شب را تا نخستین ساعات بامداد روز بعد کار کردند تا درباره اصول و گام‌های بعدی به توافق برسند و مذاکرات سازنده جای برخوردهای مبتذل و بی‌نتیجه را گرفته بود و کارهای بسیاری هم باقی مانده است که باید انجام شود و دشواری آن دو برابر آنچه تابحال انجام گرفته است خواهد بود. دلیل این دشواری آن است که همکاری بین‌المللی باید به سطح کاملاً تازه ارتقاء داده شود تا پاسخگوی نیاز به مفاهیم، رویه‌ها و زیربناهایی باشد که نظام اقتصادی پایدارتر و عادلانه‌تری را پایه‌گذاری خواهد کرد. نظامی که بهتر و بیشتر با دنیای بهم وابسته ما متناسب خواهد بود. این کار همچنین از آن نظر دشوار است که مسائل آینده مربوط به فشار جمعیت و تأمین غذا، قیمت‌ها، دسترسی به انرژی و دیگر منابع، اشتغال، امور مالی، بازرگانی و کمک، همه به یکدیگر وابستگی دارند و اقدام یا عدم اقدام در مورد هر یک از آن‌ها بر تمام مسائل دیگر اثر خواهد گذاشت. ممکن است شخص در این مورد که مردان و زنان و ملت‌ها قادر و یا مایل نخواهند بود به نحو موفقیت‌آمیز با مسائل بزرگ و پیچیده‌ای که در برابر آنان قرار دارد روبرو شوند، احساس ناامیدی کند. لیکن من شخصاً در این اواخر نسبت به این امر بطور نسبی اطمینان خاطر یافته‌ام زیرا شاهد کار جدی رهبران تقریباً تمامی کشورهای جهان بر روی چنین مسائل مهمی که در سازمان ملل متد مطرح است بوده‌ام.  
در نشست ویژه مجمع عمومی ملل متحد که در ماه گذشته برگزار شد و روحیه تازه‌ای در این زمینه نمایان گردید و سخن‌های آقای کیسینجر که ما آن را شنیدیم نشانه‌ای از این روحیه تازه بود. اعضای هیئت‌های نمایندگی تمام روز و قسمتی از شب را تا نخستین ساعات بامداد روز بعد کار کردند تا درباره اصول و گام‌های بعدی به توافق برسند و گفتگوهای سازنده جای برخوردهای مبتذل و بی‌نتیجه را گرفته بود و کارهای بسیاری هم باقی مانده است که باید انجام شود و دشواری آن دو برابر آنچه تابحال انجام گرفته است خواهد بود. دلیل این دشواری آن است که همکاری بین‌المللی باید به سطح کاملاً تازه ارتقاء داده شود تا پاسخگوی نیاز به مفاهیم، رویه‌ها و زیربناهایی باشد که نظام اقتصادی پایدارتر و عادلانه‌تری را پایه‌گذاری خواهد کرد. نظامی که بهتر و بیشتر با دنیای بهم وابسته ما متناسب خواهد بود. این کار هم چنین از آن نظر دشوار است که مسائل آینده مربوط به فشار جمعیت و تأمین غذا، قیمت‌ها، دسترسی به انرژی و دیگر منابع، اشتغال، امور مالی، بازرگانی و کمک، همه به یکدیگر وابستگی دارند و اقدام یا عدم اقدام در مورد هر یک از آن‌ها بر تمام مسائل دیگر اثر خواهد گذاشت. ممکن است شخص در این مورد که مردان و زنان و ملت‌ها قادر و یا مایل نخواهند بود به نحو موفقیت‌آمیز با مسائل بزرگ و پیچیده‌ای که در برابر آنان قرار دارد روبرو شوند، احساس ناامیدی کند. لیکن من شخصاً در این اواخر نسبت به این امر بطور نسبی اطمینان خاطر یافته‌ام زیرا شاهد کار جدی رهبران تقریباً تمامی کشورهای جهان بر روی چنین مسائل مهمی که در سازمان ملل متد مطرح است بوده‌ام.  


سازمان ملل متحد بار دیگر ثابت می‌کند که یک تشکیلات منحصر بفرد و ضروری است. بنابراین، میل دارم با این پیشنهاد به سخنان خود خاتمه بدهم که شما برای کسانی که سازمان ملل متحد را بطور غیر منصفانه محکوم می‌کنند این کلمات «داگ هامر شولد» دبیر کل فقید سازمان مذکور را نقل نمایید که: «کشتی را بخاطر طوفان سرنزش نکنید». متشکرم.
سازمان ملل متحد بار دیگر ثابت می‌کند که یک تشکیلات منحصر بفرد و ضروری است. بنابراین، میل دارم با این پیشنهاد به سخنان خود خاتمه بدهم که شما برای کسانی که سازمان ملل متحد را بطور غیر منصفانه محکوم می‌کنند این کلمات «داگ هامر شولد» دبیر کل فقید سازمان مذکور را نقل نمایید که: «کشتی را بخاطر طوفان سرزنش نکنید». سپاسگزارم.


[[رده:سخنرانی‌های شاهدخت اشرف پهلوی]]
[[رده:سخنرانی‌های شاهدخت اشرف پهلوی]]
[[رده:سال ۱۳۵۴]]
[[رده:سال ۱۳۵۴]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۹ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۰۸:۴۷

درگاه والاحضرت شاهدخت اشرف پهلوی درگاه اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی آریامهر

سازمان شاهنشاهی خدمات اجتماعی

برنامه عمرانی پنجم/سال ۱۳۵۴ خورشیدی مهر تا آذر ماه


سخنرانی شاهدخت اشرف پهلوی ریاست عالیه هیات نمایندگی ایران در سازمان ملل در انجمن هواداران ملل متحد دانشگاه جکسون ویل آمریکا ۲۶ مهر ۱۳۵۴

والاحضرت شاهدخت اشرف پهلوی ریاست عالیه هیئت نمایندگی ایران در مجمع عمومی سازمان ملل متحد در روز ۲۶ مهرم ماه ۱۳۵۴ در انجمن طرفداران ملل متحد دانشگاه جکسون ویل آمریکا سخنرانی ایراد کردند که از نظر سیاست بین‌المللی و روابط کشورهای ثروتمند و کشورهای در حال توسعه واجد اهمیت فراوان است و نظریات دولت ایران را در مورد مسئله نفت مشخص می‌سازد. والاحضرت چنین فرمودند:

آقای رئیس دانشگاه، آقای شهردار، خانم‌ها و آقایان

ارتباطی که من طی سال‌ها با ارکان و مؤسسات و فعالیت‌های سازمان ملل متحد داشته‌ام موجب مباهات و رضایت خاطر من است. به همین لحاظ نیز بطور اخص از این که امروز با شما در این‌جا روز ملل متحد را جشن می‌گیریم خوشوقتم. با مسرت از سمینار شما درباره سال بین‌المللی زن که صبح امروز برگزار شد اطلاع یافتم و میل دارم شخصاً چند کلمه‌ای درباره حقوق زنان و استعدادهای آنان، بویژه برای آگاهی آقایانی که در این‌جا حضور دارند و قادر نبوده‌اند امروز صبح با شما باشند، بیان کنم. سالروز تولد فرصت مناسبی است هم برای به عقب برگشتن و به گذشته نگریستن و هم برای تجسم آینده. این امر بویژه در مورد سازمانی مانند سازمان ملل متحد که ادامه حیاتش به تکرار منظم ارزشیابی کارهای گذشته و پر کردن شکاف فیمابین توانایی‌هایش با آرزوهای بشر بستگی دارد، صدق می‌کند. سازمان ملل متحد طی یک جنگ ویرانگر بوجود آمد. این سازمان سی سال پیش به این امید زاده شد که بتواند از منازعات مسلحانه جلوگیری کند و یا آن را متوقف سازد، بین ملت‌ها روابط دوستانه ایجاد کند و وجوبات ترویج پیشرفت اقتصادی و اجتماعی را همراه با آزادی بیشتر برای همه مردم در سراسر جهان فراهم سازد و به همین لحاظ یکی از مهم‌ترین و امیدبخش‌ترین دستگاه‌ها در طول تاریخ بشر بشمار می‌رود. این سازمان از ابتدا با نارسایی‌ها و عوامل بازدارنده‌ای روبرو بود که موجب کاهش نیروی آن می‌شد، لیکن تعداد این عوامل و نارسایی‌ها محدود بود. به عنوان مثال اکثریت عظیمی از آمریکایی‌ها به این سازمان نوین اعتماد داشتند و مشتاقانه از آن حمایت می‌کردند. با وجود این، در سال‌های اخیر طی سفرهای خود به کشور شما متوجه ایجاد نوعی فرسایش در این حمایت شده‌ام و این کاهش حمایت در بین عده‌ای، منجمله شخصیت‌های عالی‌مقامی روی داده است که دوستان مؤثر سازمان ملل متحد بوده‌اند. شاید این مسئله از آن‌جا ناشی شده است که حقایق مربوط به روش و فعالیت‌های سازمان ملل متحد کمتر شناخته شده و یا سوابق مربوط به این حقایق بطور کامل درک نگردیده است. شاید این مسئله از آن‌جا ناشی شده است که حقایق مربوط به روش و فعالیت‌های سازمان ملل متحد کمتر شناخته شده و یا سوابق مربوط به این حقایق بطور کامل درک نگردیده است. انتقاد، همانند ستایش، هنگامی که بر پایه‌های محکم و متین استوار باشد، سالم و سازنده است ولی در غیر این صورت هر دو خطرناک هستند. در مورد سازمان ملل متحد دو خصیصه وجود دارد که باید شناخته شود: نخست این که سازمان مذکور انجمنی است از کشورهای مستقل و هر گز چیزی بیشتر یا کمتر از آن نخواهد بود که اعضای آن می‌خواهند باشد و لااقل در حال حاضر این دولت‌هایی که مرجع جهانی را به یک حکومت جهانی ترجیح می‌دهند. دوم اینکه سازمان ملل متحد آئین‌های در برابر دنیای واقعی است که نه تنها تصویر آن بلکه صدایش را نیز منعکس می‌سازد.

دگرگونی جهان-

دنیای واقعی طی مدت سی سال گذشته به میزان فراوانی دگرگون شده است. این دنیا در علوم و تکنولوژی شاهد پیدایش سلاح‌ها و رآکتورهای هسته‌ای، پروازهای مافوق سرعت صوت، ماهواره‌های ارتباطی و قرار دادن انسان بر روی کره ماه بوده است. از لحاظ سیاسی نیز از زمان تأسیس سازمان ملل تاکنون تغییرات مهمی بوقوع پیوسته است. به هر حال باید تاز سازمان ملل متحد متشکر باشیم که تعداد زیادی از ملت‌ها که سابقاً تحت سلطه استعمار بودند استقلال خود را به دست آورده‌اند. در نتیجه، امروز تعداد اعضای سازمان از سه برابر هم گذشته و از ۴۵ به ۱۴۱ ملت رسیده و به این طریق به کمال مطلوب جهانی نزدیک شده است. نقش پنج دولت بزرگ که اعضای دائمی شورای امنیت هستند به نحو بارزی تغییر یافته است. در عین حال دولت‌های دیگر نیز از لحاظ نیروی اقتصادی و قدرت معنوی رشد کرده‌اند. آن‌ها می‌خواهند که صدایشان شنیده شود و مسلماً در مدیریت جهان این صداها شنیده هم خواهد شد. این موضوع، بخصوص در زمینه دیگری از واقعیت که تحول عظیم است یافته است، صدق می‌کند. در حالیکه تعدادی از ملت‌های بزرگ‌تر در درجه اول مجذوب نگهداری تعادل قوا و حفظ وضع موجود بوده‌اند و هنوز هم هستند، کشورهای در حال توسعه آفریقا، آسیا و آمریکای لاتین که بیش از دوسوم جمعیت جهان را در خود دارند و از اکثریتی به میزان دو سوم در مجمع عمومی سازمان ملل شده‌اند، بطور عمده سرگرم ایجاد یک نظام جدید بین‌المللی می‌باشند که به سود توسعه و عدالت بیشتر در سطح جهانی است.

حاکمیت بر ثروت-

این کشورهای «جدید» عقیده دارند -و اعتقاد آن‌ها هم بدون دلیل نیست- که ورق‌های بازی توسط سیاست‌ها و رویه‌های معمول ملت‌های ثروتمند و مؤسسات چند ملیتی بر ضد آن‌ها جمع شده است. عجز کشورهای مذکور در کوشش برای تسریع پیشرفت اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی آن‌ها را وادار کرده است که خواهان حاکمیت کامل و مؤثر بر ثروت، منابع طبیعی و فعالیت‌های اقتصادی خود شوند. تا این‌جا شما برخی از عوامل دنیای واقعی را که کار سازمان ملل متحد باید در چهارچوب آن مورد قضاوت قرار گیرد در پیش رو دارید. در برابر سوابق این نیازها و انتظارهای بین‌المللی، شکست‌ها و موفقیت‌های سازمان ملل متحد کدام است؟ در زمینه ایجاد و حفظ صلح، مناقشات مداوم در قبرس و خاور میانه خاتمه نیافته است و مردم این مناطق در تمام گذرگاه‌های زندگی می‌پرسند که تا چه مدت دیگر باید برای حل این مسائل صبر کنند. همه ما امیدوار به برطرف شدن این اوضاع سخت و ایفای نقش آبرومندانه‌ای از جانب سازمان ملل متحد جهت تحقق این امر هستیم. علیرغم پس‌گرایی‌ها، روش‌ها و ابزار کار سازمان ملل جهت پیشگیری و پایان دادن به منازعات مسلحانه بطور مداوم توسعه یافته است.


مسئله آذربایجان-

ممکن است شما اولین اجلاس شورای امنیت را که در ژانویه سال ۱۹۴۶ برای رسیدگی به شکایت دولت ایران در مورد حضور نیروهای اتحاد جماهیر شوروی در منطقه آذربایجان تشکیل شده بخاطر داشته باشید. شورا پس از آنکه بیش از یک هفته را به بحث گذراند متوجه آمادگی شوروی و ایران برای شروع مجدد مذاکرات گردید. در ماه مه دولت ایران عقب‌نشینی نیروهای شوری را به شورای امنیت گزارش داد. یک نمونه تازه خدمات سازمان ملل به صلح، موافقت شورای امنیت مبنی بر استقرار نیروی اضطراری سازمان ملل متحد در خاورمیانه طی جنگ اکتبر سال ۱۹۷۳ بود. تنها در مدت چند ساعت پس از اتخاذ این تصمیم نخستین واحدهای این نیرو شروع به وارد شدن به جبهه جنگ سینا و جداسازی رزمندگان کردند. پس از چند روز نیز حضور این نیرو موجبات آتش بس را که با انجام مذاکرات، لازم‌الاجرا گردیده مهیا ساخت. این آتش بس امروز هم به قوت خود باقی است. بطور خلاصه، دنیا از یک جنگ بزرگ رهایی یافت و سازمان ملل متحد مرجعی فراهم آورده است که در آن همه کشورها می‌توانند حرف خود را بزنند. این مکانی است برای توافق و راهی است برای گفتگوهای آرام. در نظر بسیاری از ملت‌ها که در میان آن‌ها نباید اعضای خود سازمان ملل متحد را هم فراموش کنیم، شکست عمده این سازمان در زمینه خلع سلاح و خطر رواج سلاح‌های هسته‌ای است. در این مورد دو ابرقدرت سرمشق خوبی برای بقیه دنیا نبوده‌اند. این موضوع به اضافه آشوب در نقاط متعدد جهان و احساس عدم امنیت، قدرت‌های کوچک‌تر را هم وادار کرده است که برای محافظت از خود چاره‌اندیشی کنند. غالباً این احساس تنها در مورد خودشان نیست و برخی به این نتیجه رسیده‌اند که مفهوم امنیت ملی که تا کنون بر اساس محافظت از قلمرو یک کشور قرار داشت، اینک ابعاد بین‌المللی بخود گرفته است. برای مثال محاصره خلیج فارس، چه بر حسب اتفاق و چه از روی نقشه قبلی، که مانع از خروج کشتی‌های نفتکش از این ناحیه شود خطوط حیاتی کشورهای تولید کننده نفت منطقه را قطع خواهد کرد، لیکن همچنین بر روی کشوری مانند ژاپن که چندین هزار میل دورتر واقع شده است، اثری بسیار بزرگ‌تر از آن خواهد داشت که یک منازعه کوچک در آب‌های خود ژاپن می‌تواند داشته باشد.

خلع سلاح-

در مورد سلاح‌های هسته‌ای شاید اطلاع از این موضوع برای شما جالب باشد که ایران - که بعداً مصر هم به آن ملحق شد- به مجمع عمومی سازمان ملل متحد پیشنهاد کرده است تا اقداماتی انجام گیرد که منطقه خاورمیانه به صورت یک منطقه آزاد عاری از سلاح‌های هسته‌ای در آید. این پیشنهاد به اضافه بسیاری دیگر از مسائل مربوط به خلع سلاح، در اجلاس جاری مجمع مورد بررسی قرار گرفته است. ایران همچنین برای ایجاد امنیت مؤثرتر در مورد سوخت‌های اتمی فعالیت می‌کند. مردان و زنان اندیشمندی که پیش‌نویس منشور ملل متحد را تهیه کردند، تشخیص دادند که صلح را نمی‌توان فقط با نیروهای نظامی حفظ کرد و باید موجبات نگهداری آن از راه‌های اقتصادی و اجتماعی نیز فراهم شود. به همین سبب بود که آن‌ها برای یک همکاری بین‌المللی به منظور حل مسائل بین‌المللی واجد جنبه‌های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی یا انسانی و جهت تأمین سطح زندگی بالاتر، اشتغال کامل و بهبود شرایط اقتصادی و اجتماعی و عمرانی ندا در دادند. سازمان ملل متحد، خود مرجع نهایی بین‌المللی برای رسیدگی به تمامی این مسائل است. در چهارچوب نظام این سازمان مؤسسات تخصصی و برنامه‌هایی برای کمک به آن بوجود آمده است، امور ویژه‌ای مانند: بهداشت، مسائل مربوط به کودکان، آموزش و پرورش، غذا و کشاورزی، صنعت، داد و ستد، سیاست‌های پولی، وام‌های چند جانبه و کمک فنی به کشورهای کم درآمد را به عهده بگیرند. مجمع عمومی سازمان ملل در برنامه‌های این سازمان برای توسعه در دو دهه آغاز شده در سال‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ طرح‌های راهنما برای اقدامات دولت‌ها و سازمان‌های بین‌المللی در سطحی گسترده ارائه داده است. مطالعات و فعالیت‌های عملی که به این طریق انجام شده است، ایفای نقش عمده و مهمی از جانب سازمان ملل متحد را مشخص می‌سازد و بویژه با منابع مالی بسیار معدودی که کشورهای ثروتمند حاضر بودند برای این کار تأمین کنند. همچنین سازمان ملل در طول سال‌ها یک سلسله کنفرانس‌های جهانی مهم تشکیل داده است تا توجه دولت‌ها و افکار عمومی را به مسائل عمده‌ای که نیاز به اقدام بین‌المللی دارد جلب کند. تازه‌ترین این کنفرانس‌ها بر موضوع‌هایی از قبیل محیط زیست، جمعیت، غذا، بستر دریاها و آخرین آن به زنان اختصاص داشته است.

برابری، توسعه و صلح-

کنفرانس سازمان ملل متحد برای سال بین‌المللی زن چند ماه پیش در مکزیکوسیتی برگزار شد. شعار این کنفرانس «برابری، توسعه و صلح» بود. شرکت در این کنفرانس برای من غرورانگیز بود زیرا هزاران زن را از بیش از یکصد کشور جهان یعنی تقریباً هزار فرهنگ و آب و هوایی در آن‌جا گرد آورده بود. آنان در تجربه‌ها، امیدها و محرومیت‌های یکدیگر شریک شدند و کوشیدند دنیا را وادار سازند تا متوجه شود که شخصیت بیش از نیمی از جمعیت کره ما یعنی زنان و دختران را پایین می‌آورد و استعدادها و توانایی آنان را به هدر می‌دهد. من با توجه به کمی وقت نمی‌توانم ۳۴ قطعنامه مملو از نظرهای سازنده را که در مکزیکوسیتی صادر شد یا طرح اقدام جهانی ۴۹ صفحه‌ای را که مورد موافقت قرار گرفت و یا اعلامیه مهم مکزیکو را برای شما خلاصه کنم اما بگذارید به یکی دو نکته اشاره کنم و یک هشدار نیز به آن بیفزایم. روشن شده است که زنان، علیرغم قوانین ژرف‌نگر، با این وضع بکلی نابسامان که معنا در تمام کشورهای جهان دارند سازگار هستند. به عنوان مثال، شما زنان در آمریکا و ما در ایران، با موارد استثنایی نادر، در مقایسه با مردان فاقد فرصت‌های برابر و عوامل برانگیزاننده در آموزش و پرورش، اشتغال، نقش‌های تقنینی، استقلال اقتصادی و احترام هستیم. چرا اینطور است؟ من معتقدم دلیل آن این است که ما به عقاید و سنت‌هایی که ما را نه تنها در نظر مردان بلکه در نظر خودمان نیز به صورت اتباع درجه دوم درآورده است حمله نکرده‌ایم. در واقع تقصیر تا حدود زیادی متوجه خود زنان است. در کشورهای صنعتی مانند کشور شما و در کشورهای در حالت توسعه منجمله کشور من، خیلی خوشحال بوده‌اند از اینکه صندلی ردیف عقب را اشغال کنند. حقیقت بارز این است که اگر زنان حقوق و نفوذ بیشتری می‌خواهند باید آن را مطالبه کنند، به دست آوردند و بیاموزند که مسئولیت‌های بزرگ‌تری را بپذیرند. همانطور که کنفرانس مکزیکو به این مسئله توجه کرد، شما هم بطور اخص وضع اسف‌انگیز تقریباً یک میلیارد، تکرار می‌کنم یک میلیارد، زنان و دختران نواحی کشاورزی، دهکده‌ها و شهرهای کوچک آلونکی هر کشور در حال توسعه را مورد توجه قرار دهید. آن‌ها از بامدادان تا شامگاهان به سختی کار می‌کنند. بیش از ۹۰ درصد از خانه‌های آنان برق ندارد. مراقبت از خانواده، تهیه غذا، بزرگ کردن بچه‌ها و خانه‌داری بر عهده آن‌ها است، ولی مهم این است که آن‌ها همچنین ساعات طولانی از کار کمرشکن را در کشتزارها می‌گذرانند، از فواصل دور آب و هیزم می‌آورند و امیدوارانه زندگی خود را با هفت بار یا در این حدود حامله شدن سپری می‌کنند در حالیکه چندین نفر از کودکان آن‌ها پیش از چهار سالگی می‌میرند. مثلاً آیا شما می‌دانستید که بیش از ۵۰ درصد از مواد غذایی در کشورهای در حال توسعه توسط زنان تولید می‌شود؟ با وجود این، آن‌ها از فرصت‌های آموزش و تربیت، یا دسترسی به ابزار کار بهتر و اعتبار جهت خرید کود و انواع بذرهای پرورش یافته محرومند و به همین نحو موقعیتی نیز در جهت برخورداری از اشتغال سودمند ندارند. بنابراین، آن‌ها نمی‌توانند قیود فراموش و عدم توجه، فرزندآوری مکرر و کار بی پایان و کم ثمر را که در آن گرفتارند بشکنند و از دایره آن خارج شوند. به بیان دیگر، آن‌ها قادر به انجام این کار نیستند مگر آنکه مردمان خوشبخت‌تر منجمله پدران و پسران به خواهران و مادران ما، در کشورهای در حال توسعه کنند. تجربه مکزیکوسیتی این موضوع را روشن ساخت.

جنبشی که از بین می‌رود-

بدبختانه به نظر می‌رسد که جنبش آنی مکزیکوسیتی در حال فرو نشستن و از بین رفتن است. کلمات پاک و صمیمانه و افکار و طرح‌های درخشان که در آن جا به منصه بروز رسید نوزاد مرده‌ای بیش نخواهد بود مگر آنکه ما یک رشته هدف‌هایی را برای خود تعیین کنیم تا مبارزه ما بتواند به صورت یک جریان مداوم در آید. تلاش برای حقوق زنان در خانواده‌ها و جوامع ما، در سطح ملی و جهانی، یک کار یک ساله نیست. حتی دهه پیشنهاد شده برای زنان نیز کافی و وافی نمی‌باشد. معهذا معتقدم که اگر در مدت ده سال آینده کار کنیم و قدم به قدم جلو برویم راه درازی را خواهیم پیمود. در این مورد از شما درخواست کمک دارم. پیش از آنکه از موضوع حقوق زنان بگذرم این نکته را مورد تأکید قرار می‌دهم ک احقاق حقوق مذکور اصولاً نتیجه پیشرفت اقتصادی، اجتماعی، فنی و سیاسی یک ملت نیست بلکه، یکی از شرایط اساسی برای پیشرفت بشمار می‌آید. البته برای پیشرفت جهانی شرایط دیگری نیز وجود دارد که من اکنون به آن‌ها شاره می‌کنم. کاملاً واضح است که برخی از این شرایط لازم جنبه داخلی دارد. یعنی فراهم ساختن آن‌ها از مسئولیت‌های خود کشورهای کم درآمد است. شرایط مزبور عبارتند از: رهبری جمعیت، از سطح بالا تا اطفال دبستانی توسط افرادی که وجود خود را وقف پیشرفت تمامی ملت خویش کرده‌اند و با همه توانایی خود برای تحقق این منظور کار می‌کنند. همچنین لازم است برنامه‌ها به نحو صحیح طرح‌ریزی شود و به صورت مثمر ثمر به موقع اجرا در آید تا رشد اقتصادی سریع و مداوم را میسر سازد. ثروت ملی به شکل منصفانه تری توزیع شود و فرصت‌های بیشتری جهت اشتغال مولد فراهم آید و سطح دانش، بهداشت، رفاه و بهزیستی جامعه بالا برود.

همدردی و پشتیبانی-

کشورهای در حال توسعه اگر می‌خواهند تلاش‌هایشان با موفقیت روبرو شود، نیاز به همدردی و پشتیبانی عملی کشورهای صنعتی دارند. به همین نحو ممالک ثروتمند نیز اگر قرار است که به پیشرفت خود ادامه دهند و انرژی و مواد لازم برای صنایع خود به دست آورند و بازار برای محصولات خویش پیدا کنند و اشتغال را به حد کامل برسانند، به همکاری کشورهای در حال توسعه احتیاج دارند. شاید مردم دنیا اکنون آنچه را که برادر تاجدارم متجاوز از دوازده سال پیش بیان داشتند، بهتر درک کنند. شاهنشاه ایران در آن هنگام گفتند: «همه ملت‌ها وارد عصری شده‌اند که برای بهزیستی و همچنین برای صلح به نحوی روزافزون و غیر قابل برگشت به یکدیگر وابستگی دارند.» درس وابستگی با موضوع باصطلاح «بحران نفت» قهراً در کشورها مطرح گردید. بگذارید اندکی روی این موضوع مکث کنیم زیرا ندرتاً مسئله‌ای وجود داشته است که اینقدر برای افکار عمومی پیچیده باشد. حقایق چیست؟ نخست اینکه، تقریباً برای یک ربع قرن، کمپانی‌های چند ملیتی نفتی جریان عرضه نفت و بالطبع تقاضای آن را کنترل می‌کردند و قیمت نفت را به دلخواه خود تعیین می‌نمودند. مثلاً قیمت تعیین شده نفت خام ایران در سال ۱۹۴۷ دو دلار و هفده سنت برای هر بشکه بود.

سیزده سال بعد یعنی در سال ۱۹۶۰ این قیمت به یک دلار و هفتاد و نه ست کاهش یافت و در تمامی دهه ۶۰ به همین قیمت باقی ماند. سیاست «قیمت نفت» هیچ ارتباطی با ارزش واقعی این ماده نداشت. این یک قیمت پایمال کننده بود که سیاست سنجیده‌ام دولت‌های ثروتمند جهان را برای نگهداشتن بهای انرژی در پایین‌تر از حد ارزش حقیقی آن منعکس می‌ساخت. بعلاوه از هر دلار که توسط مصرف کننده نفت پرداخت می‌شد فقط ۹ سنت آن به تولید کننده می‌رسید و بقیه بطور عمده به شرکت‌های نفتی و نیز به صورت مالیات به حکومت‌های ممالک وارد کننده نفت تعلق می‌گرفت. دوم اینکه مدت مذکور جریان بلاوقفه نفت ارزان از کشورهای در حال توسعه به عنوان یک عامل عمده در بالا بردن سطوح تولید در کشورهای صنعتی به خدمت گرفته شده بود و صادرات آن‌ها را گسترش می‌داد، موازنه پرداخت‌های شان را بهبود می‌بخشد و به آن‌ها اجازه می‌داد که میزان معتنابهی بر حجم ذخایر ارزی خود بیفزایند. جریان نفت همچنین به آن‌ها کمک می‌کرد که منابع سوخت خود را صرفه‌جویی کنند و محفوظ نگهدارند. در نتیجه، یک جریان انتقال خالص منابع از کشورهای درحال توسعه به کشورهای توسعه یافته برقرار بود. سوم اینکه بهای کالاهای دیگر و واردات اصلی گوناگون مانند ماشین‌آلات و کالاهای ساخته شده بطور مداوم برای کشورهای در حال توسعه افزایش می‌یافت. سپس در حدود پنج سال پیش تورم یک نسبت نجومی بخود گرفت و این امر منجر به فقیرتر شدن مستمر و منظم کشورهای تولید کننده و صادر کننده نفت – اوپک- در سال ۱۹۷۳ پس از ده سال گفتگوهای بیهوده به این نتیجه رسیدند که باید دست به اقدام بزنند. آن‌ها اعمال حقوق و خواست‌های مشروع ملت‌های‌شان را برای پایان بخشیدن به اسثتمار بی‌رحمانه منابع گرانبها و تمام شدنی خود با چنان قیمت‌های ناچیز و مسخره‌ای بر عهده گرفتند. حقیقت دیگر این است که بر خلاف ادعایی که شده است، قیمت‌های بالاتری که از سال ۱۹۷۳ به بعد برای نفت تعیین گردیده نقشی بسیار اندکی در تورم فعلی دارد.

به موجب آمار ملت‌های صنعتی، نفت وارداتی فقط به میزان جزیی ۰٫۴۵ درصد در نرخ تورم در ایالت متحده آمریکا و در حدود ۵/۱ درصد در تورم حجاری سایر کشورها دخالت و تأثیر دارد. میانگین افزایش کلی قیمت‌ها در تمام این کشورها تقریباً به ۱۲۳ درصد می‌رسد. این موضوع مورد اشاره «دیک گرگوری» یکی از هنرپیشگان کمدی شما نیز قرار گرفت و خاطرنشان ساخت که «حتی با وجود افزایش قیمت نفت، شما چندین برابر پول بیشتر برای یک گالن کوکاکولا می‌پردازید تا برای گالن بنزین.» واقعیت محض این است که بی‌نظمی در اقتصاد جهانی و بازار پول مربوط به پیش از افزایش قیمت نفت می‌باشد و این بی‌نظمی نیز بطور عمده ناشی از عدم مدیریت صحیح اقتصاد در کشورهای اروپا و در آمریکا است. من از آن جهت این موضوع را تا حدودی به تفصیل ذکر کردم که اگر هم لفظ گناه و بی‌عدالتی را به آن اطلاق نکنیم، لااقل بی‌انصافی‌ها و نابرابری‌هایی را مجسم می‌کند که بر سایر منابع و صادرات کشورهای در حال توسعه و در واقع بر چگونگی حیات آن‌ها تأثیر می‌گذارد. ما در این گروه از کشورها از سال پیش پافشاری کرده‌ایم که نظام اقتصادی که از سابق در جهان حکمفرما بوده است، برای تأمین موجبات توسعه اجتماعی منظم و معتدل دنیای ما کافی و مؤثر نیست و اینکه نظام مذکور حاوی جنبه‌های تبعیض ضمنی علیه کشورهای فقیر است که این امر نیز بخودی خود بر رفاه همه کشورها اثر منفی شدید می‌بخشد. چون از جانب کشورهای صنعتی تقریباً هیچ پاسخ سازنده‌ای در این مورد داده نشده، کشورهای در حال توسعه رأساً پیشنهادی برای برقراری یک «نظام نوین بین‌المللی» به صورتی عادلانه‌تر و امیدبخش‌تر تهیه کردند. طی سال‌های ۱۹۷۳ و ۱۹۷۴ و اوایل سال ۱۹۷۵ بسیاری از مفاهیم و مندرجات این پیشنهادها مورد حملات تند کشورهای غربی قرار گرفت و این درشتی، پای سازمان ملل متحد را هم به روزنامه‌ها کشاند و بحث‌هایی در این زمنیه درگرفت. معذلک این بحث‌ها مفید بود. حقایق و شواهد مربوط به وابستگی فیمابین کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه سرانجام آشکار گردید و سخن شاهنشاه ما که: «برای بهزیستی کشورهای فقیر نیاز به این نیست که ثروت کشورهای غنی دستخوش کم و کاست شود» مبین یکی از همین حقایق است.

در نشست ویژه مجمع عمومی ملل متحد که در ماه گذشته برگزار شد و روحیه تازه‌ای در این زمینه نمایان گردید و سخن‌های آقای کیسینجر که ما آن را شنیدیم نشانه‌ای از این روحیه تازه بود. اعضای هیئت‌های نمایندگی تمام روز و قسمتی از شب را تا نخستین ساعات بامداد روز بعد کار کردند تا درباره اصول و گام‌های بعدی به توافق برسند و گفتگوهای سازنده جای برخوردهای مبتذل و بی‌نتیجه را گرفته بود و کارهای بسیاری هم باقی مانده است که باید انجام شود و دشواری آن دو برابر آنچه تابحال انجام گرفته است خواهد بود. دلیل این دشواری آن است که همکاری بین‌المللی باید به سطح کاملاً تازه ارتقاء داده شود تا پاسخگوی نیاز به مفاهیم، رویه‌ها و زیربناهایی باشد که نظام اقتصادی پایدارتر و عادلانه‌تری را پایه‌گذاری خواهد کرد. نظامی که بهتر و بیشتر با دنیای بهم وابسته ما متناسب خواهد بود. این کار هم چنین از آن نظر دشوار است که مسائل آینده مربوط به فشار جمعیت و تأمین غذا، قیمت‌ها، دسترسی به انرژی و دیگر منابع، اشتغال، امور مالی، بازرگانی و کمک، همه به یکدیگر وابستگی دارند و اقدام یا عدم اقدام در مورد هر یک از آن‌ها بر تمام مسائل دیگر اثر خواهد گذاشت. ممکن است شخص در این مورد که مردان و زنان و ملت‌ها قادر و یا مایل نخواهند بود به نحو موفقیت‌آمیز با مسائل بزرگ و پیچیده‌ای که در برابر آنان قرار دارد روبرو شوند، احساس ناامیدی کند. لیکن من شخصاً در این اواخر نسبت به این امر بطور نسبی اطمینان خاطر یافته‌ام زیرا شاهد کار جدی رهبران تقریباً تمامی کشورهای جهان بر روی چنین مسائل مهمی که در سازمان ملل متد مطرح است بوده‌ام.

سازمان ملل متحد بار دیگر ثابت می‌کند که یک تشکیلات منحصر بفرد و ضروری است. بنابراین، میل دارم با این پیشنهاد به سخنان خود خاتمه بدهم که شما برای کسانی که سازمان ملل متحد را بطور غیر منصفانه محکوم می‌کنند این کلمات «داگ هامر شولد» دبیر کل فقید سازمان مذکور را نقل نمایید که: «کشتی را بخاطر طوفان سرزنش نکنید». سپاسگزارم.