الگو:نوشتار برگزیده: تفاوت میان نسخه‌ها

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۱۹۴ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
<!-- در اینجا نوشتاری برگزیده از میان درونمایه وبگاه مشروطه می‌آید. -->
<!-- در اینجا نوشتاری برگزیده از میان درونمایه وبگاه مشروطه می‌آید. -->
<onlyinclude>
<onlyinclude>
*
*
[[پرونده:ShahbanouGroupAnalyzingIranianProblems20Farvardin1354.jpg|thumb|left|200px|باریابی گروه بررسی مسایل ایران در پرتو انقلاب شاه و ملت به پیشگاه علیاحضرت شهبانو کاخ نیاوران]]
[[پرونده:ShahanshahSpeech23Esfand1346ZobehAhan2.mp4|thumb|left|240px|شاهنشاه کارخانه ذوب آهن آریامهر را بنیادمی‌کنند ۲۳ اسفند ۱۳۴۶ ]]
'''[[بیانات علیاحضرت شهبانو فرح در نشست گروه بررسی مسایل ایران در پرتو انقلاب شاه و ملت کاخ نیاوران ۲۰ فروردین ماه ۱۳۵۴]]'''
[[پرونده:ZohbeAhanAryamehrPlate1346.jpg|thumb|left|190px|لوحه بنیادگذاری ذوب آهن آریامهر]]
[[پرونده:ShahanshahZobehAhanFoundation1346.jpg|thumb|left|190px|شاهنشاه لوحه یادبود کارخانه ذوب آهن را در دل خاک می‌نهند]]
[[پرونده:ShahanshahShahbanouZobehAhan1346.jpg|thumb|left|190px|شاهنشاه و شهبانو با ریختن سکه‌های طلا پروانه بتون ریزی کوره بلند ذوب آهن را می دهند]]


شهبانو در شرفیابی گروه بررسی مسائل ایران فرمودند: مردم باید برای شرکت در کارهای مملکتی تجهیز شوند
'''[[ذوب آهن آریامهر]]''' - در روز ۲۳ اسفند ماه ۱۳۴۶ اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر شاهنشاه ایران با دست‌های خود نخستین لوحه زرین کارخانه ذوب آهن را درون جعبه‌ای در دل زمین جای دادند. بر روی لوحه زرین چنین نقش بسته بود:
به یاری ایزد توانا


علیاحضرت شهبانو پس از نیمروز ۴۳ تن هموندان شورای مرکزی گروه بررسی مسایل ایران در پرتو انقلاب شاه و ملت را در کاخ نیاوران  پذیرفتند. در این باریابی هموندان شورا که در آن رؤسای دانشگاه‌ها، اعضای دفتر هماهنگی و رؤسای کمیته‌های گروه بررسی مسایل ایران عضویت دارند، به پیشگاه علیاحضرت معرفی شدند . پس از آن هوشنگ نهاوندی رئیس گروه گزارشی از فعالیت گروه را به عرض رسانید. علیاحضرت شهبانو پس از شنیدن این گزارش به هموندان گروه فرمودند:
ما محمدرضا پهلوی آریامهر شاهنشاه ایران


از فعالیت‌های گروه بررسی مسایل ایران قدردانی می‌شود. من هم به نوبه خود مسئولیت‌هایی دارم و در شرایطی که هستم که سعی می‌کنم تا آن‌جا که در امکان دارم خدمتی به این مملکت بکنم، ولی به هر صورت کاری که این گروه چند هزار نفری کرده است شایسته قدردانی است و واقعاً باید بگویم که تمام این آقایان و خانم‌ها با استفاده از وقت و فکر خودشان و با عشق و علاقه به خدمت، بدون انتظار هیچگونه پاداش مادی و حتی معنوی، خدمت کرده‌اند و خوشبختانه خود ما دیدیم که نتایج مطالعات و پیدا کردن راه‌حل‌ها و ارائه بعضی پیشنهادها نتایج خیلی رضایت‌بخشی داشت. هدف اصلی از ایجاد چنین گروهی این بود که اندیشمندان و روشنفکران ما بتوانند در مسائل مملکتی مشارکت بیشتری داشته باشند. خوشبختانه این فرصت برای همه فراهم آمد تا با ایجاد حزب رستاخیز ملی ایران گروه بیشتری از مردم این مملکت در کارها و مسائل مملکتی مشارکت داشته باشند.
نخستین کارخانه ذوب آهن ایران را به نام آریامهر بنیاد نهادیم


برای ایجاد مشارکت مردم احتیاج به تجهیز است و این تجهیز احتیاج به آموزش سیاسی، اجتماعی و فرهنگی دارد. واقعاً این کاری است که به دست روشنفکران و اندیشمندان این مملکت باید صورت پذیرد. ما می‌دانیم که باید به جلو برویم و باید هم به جلو برویم، ولی فکر می‌کنم از این سن گذشته باشیم که فقط خودمان را به دست امواج بسپریم و ندانیم که به کجا می‌رویم. ما باید بدانیم کجا هستی، با چه کسانی هستیم و بدانیم به کجا می‌خواهیم برویم و چه اشخاصی باشیم و بدانیم که با امکانات و مردمی که داریم از چه راه‌هایی به این هدف و مقصد برسیم.
یکهزار و سیصد و چهل و شش خورشیدی


البته برای آن‌هایی که احتیاج به برنامه‌های غیر مترقبه دارند و تحولات مختلف، خوشبختانه در مملکت ما در عرض این چند سال ثابت شده که تحولات زیادی بوجود آمده. وقایع غیر مترقبه به نفع مملکت که منتظرش نبودیم تحقق یافته است. واقعاً در این راه اندیشمندان و روشنفکران کمک و فعالیت زیادی می‌توانند بکنند. برای تجهیز ملت، آنان باید صداقت بیاموزند، راهنمایی کنند، درستی، پاکی، حس وجدان کار و حس احترام فرد را بیاموزند زیرا که در رستاخیز واقعاً همه افراد در موقعیت خودشان یکسانند ولی باید دانست که این راهنمایی فقط به صورت نطق و خطابه و نصیحت نباید باشد، بلکه باید هر کدام از خودمان شروع کنیم که این راه را پیش بگیریم.  
داشتن کارخانه ذوب آهن یکی از آرزوهای اعلیحضرت رضا شاه بزرگ بود زیرا که کارخانه ذوب آهن نخستین و بنیادی‌ترین گام در جهت گسترش پای‌ساخت‌های کشور ایران بود. از کشور ایران در درازای ۱۳۰ سال سلطنت بیگانه مغول قاجار بر کشور ایران، تنها ویرانه‌ای با بیمارهای گوناگون و مردمی بیسواد بر جای مانده بود. بیشتر مردم ایران کشاورزانی بودند که بر روی زمین‌هایی کار می‌کردند که خانواده قاجار مغول آن زمین‌های کشاورزی ایران را میان خود تقسیم کرده بودند و خود را مالکان بزرگ می‌نامیدند. این فئودال‌های قاجاری مالک زمین و جان رعیت‌ها یا برزگران ایرانی بودند. در چنین کشوری رضا شاه بزرگ نخستین شاهنشاه ایرانی، پس از حمله تازی با رای مردم ایران و تصویب مجلس شورای ملی، شاهنشاه ایران شد. همین مجلس شورای ملی، نمایندگان ملت ایران، سرانجام سلسله منفور مغول قاجار را منقرض کردند و پادشاهی را به رضا شاه پهلوی دادند و بنیاد ایران نوین آغاز گردید.  


انتقاد سازنده-
۳ دی ماه ۱۳۰۶ قانون کوتاه کردن زمان مناقصه ابزار و ساختمان ذوب آهن  از مجلس شورای ملی گذشت. در روز ۱۱ دی ماه از سوی دولت آگهی مناقصه ذوب آهن در ایران چاپ شد. ۱۴ دی ماه از سوی وزارت خارجه آگهی مناقصه کارخانه ذوب آهن ایران در روزنامه‌های برجسته آلمان، فرانسه و انگلستان به چاپ رسید. پیش از این پروژه ذوب آهن و بنیاد کارخانه ذوب آهن در شمال کشور برای ساختن ریل راه‌آهن برنامه ریزی شده بود. این کار با تصویب ساختمان راه آهن میان خرمشهر و بندر خورموسی (بندر شاهپور) از سوی مجلس شورای ملی آغاز شد. از بودجه ۴،۵ میلیون تومانی که برای این کار ویژه شده بود، کارشناسان آلمانی استخدام شدند تا درباره ساخت و راه اندازی کارخانه  ذوب آهن در ایران بررسی‌های نیازین را انجام دهد. سرانجام پروژه ذوب آهن به پایان سال ۱۳۰۷ فراافکنده شد.


ایجاد گروه بررسی مسائل ایران و ایجاد حزب رستاخیز ملی ایران این فرصت مناسب را برای تبادل نظر برای وجود فکر و اندیشه، برای ارائه آراء و رأی و انتقاد و تحلیل سازنده فراهم خواهد آورد که واقعاً هیچ جامعه‌ای بدون این اصول نمی‌تواند پیشرفت کاملی داشته باشد. ما در تجهیز اجتماع‌مان واقعاً باید انضباط را در شئون مختلف داشته باشیم. انضباط فقط نه به صورت سر وقت بکار رفتن و در جلسات مختلف شکرت کردن، بلکه انضباط در قانون، زیرا افراد واقعاً در برابر قانون همه یکسانند. انضباط در آموزش به نحوی که افرادی تربیت شوند در این مملکت، که جوابگوی دنیای آینده باشند و نباید در آموزش تحولات و پیشرفت آینده فدای آرامش آنی و حال بشود. نباید ضوابط فدای روابط شود. انضباط در کار که وجدان کار و حس مسئولیت است، انضباط در برنامه‌ریزی که واقعاً ما باید بدانیم که چه برنامه‌ای داریم و به کجا می‌رویم. لازم به گفتن نیست که جنبه فرهنگی و معنوی چقدر در این مملکت باید مهم باشد. همانطور که می‌دانیم، مملکت ما توسعه خیلی سریعی پیدا کرده است. توسعه اقتصادی و صنعتی، توسعه‌های مادی و ممالک دیگر را هم دیدم که این توسعه‌ها را داشتند، ولی در آن‌ها تا اندازه‌ای به موازات این توسعه فکر و اندیشه هم پیش رفته است ولی از آن‌جا که در کشور ما این توسعه خیلی به سرعت صورت گرفت، باید واقعاً قدرت و فشار بیشتری برای پیشرفت فرهنگ و معنویت بکار رود و این‌جا است که اندیشمندان و روشنفکران کار و مأموریت خیلی مهمی دارند و بی‌تفاوتی روشنفکران در برابر مسائل، هم از نظر شخص خودشان و هم از نظر انسانی و اجتماعی محکوم است.  
۲۱ آبان ماه ۱۳۱۶ نخستین قرارداد برای ساختن کارخانه ذوب آهن ایران در کرج با کمپانی دماگ - کروپ آلمان ، پس از سال‌ها بررسی و ارزیابی، موافقت نامه‌ای میان دولت شاهنشاهی ایران و کنسرسیوم آلمانی (دماگ - کروپ) برای ساختن دو کوره با تولید روزانه ۱۵۰ تن، کارخانه فولاد، یک دستگاه نورد، ... ، ریخته‌گری، ابزار آهن ورزیده یا آهن نرم چکش خورده، خرد کننده ذغال سنگ، یک نیروگاه، و صنعت‌های وابسته چون آهک، امونیا و بنزول، قیر، چدن بسته شد. و قرار بر این شد که در درازای سه سال ساختن کارخانه ذوب آهن پایان یابد و ۱۲۰۰ کارگر به استخدام کارخانه درآیند. کار از روی برنامه پیش می‌رفت، تا اینکه در سال ۱۳۲۰ هنگامی ارتش شوروی و انگلستان ایران را بمباران کردند و کشور را ایران به اشغال نظامی این دو کشور استعماری در آمد، هنوز کارخانه ذوب آهن ناتمام بود. این بدان معنا بود که همه پروژه کارخانه ذوب آهن به خطر افتاد، زیرا که پیوندها با آلمان بریده شد، که به نابودی پروژه انجامید. بخشی از ماشین‌های کارخانه ذوب آهن در کشتی‌هایی به سوی بندرهای کشور ایران در راه بودند که از سوی ارتش متفقین مصادره شد و بخشی دیگر در کشور آلمان ماند و زنگ زد و از میان رفت.  


ارزش واقعی روشنفکر- 
در روز ۳ شهریور ماه ۱۳۲۰ ارتش دو کشور استعمارگر شوروی و انگلستان شهرهای بی پدافند ایران را در شمال و جنوب ایران بمباران کردند و بسیاری از مردم ایران را کشتند و ویرانی های بسیار به بار آوردند و خاک ایران را اشغال کردند. استالین پافشاری کرد که رضا شاه بزرگ باید از ایران بیرون رود وگرنه شاهنشاهی را از ایران برخواهد انداخت. رضا شاه بزرگ در روز ۲۵ شهریور ماه ۱۳۲۰ کناره‌گیری خود را دستیه کرد و ولیعهد جوان ایران محمدرضا شاه پهلوی شاهنشاه ایران شد.


به هر صورت توده‌های مردم ما یک کیفیت زندگی سنتی در عرض سال داشته‌اند. یک طرف فلسفی – اجتماعی و مذهبی زندگی که شاید مقداری از آن‌ها را ما بپسنیدم و بعضی از ما نپسنیدم، ولی کیفیت زندگی که در آینده بوجود خواهد آمد واقعاً باید با راهنمایی روشنفکران و اندیشمندان روشن شود و واقعاً این‌ها هستند که افکار و معنویت و حس اجتماعی را در افراد آینده این مملکت باید به وسائل مختلف فرهنگی بپردزانند. منتها بعضی اوقات این خطر متأسفانه جود دارد که فکر مملکت خودمان و ملیت خودمان را نمی‌کنیم و به دلیل اینکه افکاری بازار گرمی در دنیا دارند، به دنبال آن افکار می‌رویم ولی واقعاً وجود یک روشنفکر موقعی برای مملکت ارزش دارد که خودش و آن پرنسیپ‌های زندگی خودش را داشته باشد و با صداقت و به نفع بشریت و با وطن‌پرستی این وظیفه را انجام دهد. ما، درست است، که هم احتیاج به نان داریم وهم گل، اما خوشبختانه هم نان داریم وهم گل، منتهی بعضی اوقات نان زودتر پخته می‌شود و گل وقت می‌خواهد تا شکفته شود و این واقعاً وظیفه روشنفکران و اندیشمندان ما است که زحمت بکشند که این گل‌ها هر چه بیشتر و زودتر بارور شوند.  
۳۱ خرداد ماه ۱۳۴۴ اعلحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی و علیاحضرت شهبانو به دعوت هیات رییسه شورای عالی اتحاد جماهیر شوروی به مسکو پرواز کردند عباس آرام وزیر امور خارجه ایران و سفیر شوروی در تهران زمینه‌های سفر شاهنشاه آریامهر را به شوروی و گفتگوها برای بنیاد نهادن کارخانه ذوب آهن در ایران در برابر صادر کردن گاز به شوروی را فراهم ساخته بودند. در فرودگاه مسکو آناستاس ایوانوویچ میکویان صدر هیات رییسه اتحاد جماهیر شوروی، الکسی کاسیگین، برژنف و دیگر بزرگان شوروی برای پیشباز شاهنشاه ایران و شهبانو در فرودگاه مسکو چشم به راه ورود اعلیحضرتین بودند.
۱۳ مهر ماه ۱۳۴۴ موافقت‌نامه ایران و شوروی درباره بنیاد کارخانه ذوب‌آهن و کارخانه‌های ماشین‌سازی و لوله‌کشی گاز و صادرات گاز نفت ایران به شوروی دستینه شد.


مملکت ما خوشبختانه امروز در موقعیتی است که نه تنها دارای فرهنگ و فلسفه انسانی و انسانیت پر ارزش قدیمی است، بلکه دارای ثروت ملی و ثروت انسانی زیاد هم هست که در دنیا شاید این دو با هم کمتر وجود داشته باشند. ممالک ثروتمند و پیشرفته‌ای هستند که دارای گذشته یا تمدن گذشته نیستند یا اینکه بالعکس دارای تمدن گذشته و فرهنگ گذشته هستند ولی دارای ثروت و امکاناتی که امروز ما داریم نیستند و من فکر می‌کنم امروز واقعاً با مملکتی که داریم با تمام جنبه‌های طبیعی و انسانی و تاریخی و فلسفی‌اش یک فرصت ایده‌آلی است برای همه که بتوانیم در پیشرفت آن مشارکت بیشتری داشته باشم و خدا را شکر بکنیم که این امکان هست که با وجود مشکلات زیادی که داریم، لااقل فرد فرد ما در رفع این مشکلات و شرکت در کارهای مفید بکوشند تا در سال‌های آینده مملکت پیشرفت زیاد خواهد داشت، مثل ممالک دیگر دنیا نشویم که سیستم‌های‌شان به طریقی است که افراد به صورت آلات یک ماشین بزرگ در می‌آیند و به صورت بوروکرات. امروز در مملکت ما این طور نیست و هر فردی واقعاً ارزش خودش را دارد و احترام به فرد در همه حال محفوظ است، بخصوص احترام فرد در خدمت به اجتماع و من امیدوارم که این موقعیت طلایی را ما بتوانیم درک کنیم و تا آنجایی که در امکان ما هست در این راه زحمت بکشیم وهم برای مملکت خودمان و هم شاید بتوانیم نمونه‌ای باشیم برای سایر ممالک. شاید آن نانی را که گفتم، ما نتوانیم بدهیم و آن‌ها به اندازه کافی داشته باشند ولی گلی که از ایران سال‌های سال همیشه دادیم به خارج، بتوانیم واقعاً دوباره زنده کنیم و بارور کنیم و به سایر ممالک کمک کنیم. این وظیفه ما است که نه تنها در برابر مملکت داریم، بلکه فکر می‌کنم در برابر دنیا داشته باشیم.  
در روز ۲۳ اسفند ماه ۱۳۴۶ شاهنشاه آریامهر و علیاحضرت شهبانو فرح پهلوی برای بنیاد کارخانه ذوب آهن آریامهر ساعت ۹ بامداد به اسپهان وارد شدند و مورد پیشباز استاندار و سران و بزرگان قرارگرفتند. پس از اجرای آیین احترام نظامی و گزارش نظامی فرمانده توپخانه، مهندس همایونفر استاندار اسپهان گزارشی به پیشگاه اعلیحضرتین داد. نزدیک به ساعت ۹ و ۴۵ دقیقه شاهنشاه و شهبانو با هلیکوپتر از فرودگاه اسپهان پرواز کردند و در پهنه کارخانه در ۴۵ کیلومتری جاده اسپهان - شهر کرد در "ریزلنجان" فرود آمدند و مورد پیشباز نخست وزیر امیرعباس هویدا، مهندس ریاضی رییس مجلس شورای ملی، شریف امامی رییس مجلس سنا، وزیران، ژنرال‌های ارتش، نمایندگان دو مجلس و شماری از سران و بزرگان کشوری و لشکری و هزاران تن از اهالی ریزلنجان قرارگرفتند.  


خیلی خوشوقت شدم از آشنایی با خانم‌ها و آقایان و در این راهی که دارید برایتان آرزوی موفقیت می‌کنم و واقعاً امیدوارم با این روحیه و طرز فکر و خدمتی که در شما هست، هر چه بیشتر بتوانید این افکار را تلقین کنید به تمام افراد این مملکت و باشد که تجهیز ملی ما به صورتی انجام بگیرد که تمام افراد ملت در این وظیفه و در این راه در این مملکتی که اینهمه موهبت به ما داده در کارها مشارکت بیشتر داشته باشیم.  
نخست اعلیحضرتین از نمایشگاهی که در پهنه کارخانه برپاشده بود بازدید کردند. سپس اعلیحضرت همایون شاهنشاه آریامهر و علیاحضرت شهبانو به جای برنشاندن لوحه بنیادگذاری کارخانه ذوب آهن رفتند. دکتر عالیخانی وزیر اقتصاد و دکتر شیبانی مدیر عامل شرکت ملی ذوب آهن ایران گزارش‌هایی پیش از برنشاندن لوحه زرین کارخانه دادند. نخست دکتر عالیخانی وزیر اقتصاد در گزارش خود گفت: با پیدایش این واحد غول آسا نه تنها به نحو بی‌سابقه‌ای بر قدرت صنعتی و فنی کشور افزوده می‌شود، بلکه چهره مناطق مرکزی ایران دگرگونی فاحشی می‌یابد. به خاطر این طرح برنامه‌های زیرسازی عظیمی به صورت ساختمان سد شاه عباس کبیر - راه آهن اسپهان به یزد و کرمان - گسترش شبکه برق و غیره در سراسر این منطقه در دست اجراست. سپس مدیر عامل شرکت ذوب آهن ایران دکتر شیبانی نیز گزارشی به پیشگاه اعلیحضرتین داد و با گفتن رقم‌هایی، بزرگی این پروژه را یادآورشد : پهنه درونی کارخانه ۷۰۰ هکتار - حجم عملیات خاکریزی و خاک برداری بیش از ۱۴ میلیون متر مکعب - ساختمان‌های فلزی و آرماتور و فلزات گوناگون ۱۴۵۰۰۰ تن - ماشین آلات کارگذاشته بیش از ۸۰۰۰۰ تن - لوله کشی درون کارخانه ۱۴۳۰ کیلومتر - سیم کشی و کابل کشی درون کارخانه ۳۸۰۰ کیلومتر می‌باشد. با به راه افتادن کارخانه ذوب آهن بیش از ۲۴۰۰۰ تن به کار گماشته خواهند شد که از بیش از ۲۵۰۰ تن دانش‌آموختگان دانشگاه‌ها و ۱۶۰۰۰ تن تکنیسین و کارگر زبده و بیش از ۵۰۰۰ تن کارگار ساده خواهند بود.  


پس از شنیدن گزارش‌ها شاهنشاه با دست‌های خود نخستین لوحه زرین بنیادگذاری کارخانه ذوب آهن را در درون جعبه‌ای در دل زمین جای دادند و در جایگاه ویژه برنشاندند. بر روی لوحه زرین چنین نقش بسته بود:


به یاری ایزد توانا


ما محمدرضا پهلوی آریامهر شاهنشاه ایران
نخستین کارخانه ذوب آهن ایران را به نام آریامهر بنیاد نهادیم
یکهزار و سیصد و چهل و شش خورشیدی
سرانجام شاهنشاه یکی از آرمان‌های ملی و آرزوهای دیرین هر ایرانی را جامه عمل پوشاندند. در این روز بزرگترین گام برای صنعتی کردن کشور برداشته شد که سرافرازی و سربلندی هر ایرانی را دربردارد. آنگاه شاهنشاه آریامهر پروانه بتون‌ریزی در جای بنای کوره بزرگ ذوب آهن را دادند. در این زمان اشک از چشمان باشندگان سرازیر شد. شاهنشاه و شهبانو با ریختن سکه‌های زر و سیم در جای کوره بلند ذوب آهن بیاناتی ایراد فرمودند:
امروز برای ملت ایران روز مبارک و میمونی است، زیرا یکی از آرزوهای دیرین ملی، به خواست خداوند متعال برآورده شده است. استقلال ما در صنایع توام است با استقلال ما در سیاست. ما مشغول پی ریزی پایه‌های استقلال صنعتی کشور هستیم و ذوب آهن که رشته وسیعی از صنایع فلزی است، استقلال ما را تا درجه زیادی تامین می‌کند. صنایع پتروشیمی، ماشین سازی و آلومینیوم نیز به مقدار وسیعی وسایل پیشرفت و ترقی این مملکت را فراهم خواهد کرد. مژده دیگری که باید به ملت ایران بدهیم وجود معادن مس است که به مقدار قابل توجه و مننابهی در ایران موجود است.


</onlyinclude>
</onlyinclude>


[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]
[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۵ مارس ۲۰۲۶، ساعت ۲۰:۴۱


شاهنشاه کارخانه ذوب آهن آریامهر را بنیادمی‌کنند ۲۳ اسفند ۱۳۴۶
لوحه بنیادگذاری ذوب آهن آریامهر
شاهنشاه لوحه یادبود کارخانه ذوب آهن را در دل خاک می‌نهند
شاهنشاه و شهبانو با ریختن سکه‌های طلا پروانه بتون ریزی کوره بلند ذوب آهن را می دهند

ذوب آهن آریامهر - در روز ۲۳ اسفند ماه ۱۳۴۶ اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر شاهنشاه ایران با دست‌های خود نخستین لوحه زرین کارخانه ذوب آهن را درون جعبه‌ای در دل زمین جای دادند. بر روی لوحه زرین چنین نقش بسته بود:

به یاری ایزد توانا

ما محمدرضا پهلوی آریامهر شاهنشاه ایران

نخستین کارخانه ذوب آهن ایران را به نام آریامهر بنیاد نهادیم

یکهزار و سیصد و چهل و شش خورشیدی

داشتن کارخانه ذوب آهن یکی از آرزوهای اعلیحضرت رضا شاه بزرگ بود زیرا که کارخانه ذوب آهن نخستین و بنیادی‌ترین گام در جهت گسترش پای‌ساخت‌های کشور ایران بود. از کشور ایران در درازای ۱۳۰ سال سلطنت بیگانه مغول قاجار بر کشور ایران، تنها ویرانه‌ای با بیمارهای گوناگون و مردمی بیسواد بر جای مانده بود. بیشتر مردم ایران کشاورزانی بودند که بر روی زمین‌هایی کار می‌کردند که خانواده قاجار مغول آن زمین‌های کشاورزی ایران را میان خود تقسیم کرده بودند و خود را مالکان بزرگ می‌نامیدند. این فئودال‌های قاجاری مالک زمین و جان رعیت‌ها یا برزگران ایرانی بودند. در چنین کشوری رضا شاه بزرگ نخستین شاهنشاه ایرانی، پس از حمله تازی با رای مردم ایران و تصویب مجلس شورای ملی، شاهنشاه ایران شد. همین مجلس شورای ملی، نمایندگان ملت ایران، سرانجام سلسله منفور مغول قاجار را منقرض کردند و پادشاهی را به رضا شاه پهلوی دادند و بنیاد ایران نوین آغاز گردید.

۳ دی ماه ۱۳۰۶ قانون کوتاه کردن زمان مناقصه ابزار و ساختمان ذوب آهن از مجلس شورای ملی گذشت. در روز ۱۱ دی ماه از سوی دولت آگهی مناقصه ذوب آهن در ایران چاپ شد. ۱۴ دی ماه از سوی وزارت خارجه آگهی مناقصه کارخانه ذوب آهن ایران در روزنامه‌های برجسته آلمان، فرانسه و انگلستان به چاپ رسید. پیش از این پروژه ذوب آهن و بنیاد کارخانه ذوب آهن در شمال کشور برای ساختن ریل راه‌آهن برنامه ریزی شده بود. این کار با تصویب ساختمان راه آهن میان خرمشهر و بندر خورموسی (بندر شاهپور) از سوی مجلس شورای ملی آغاز شد. از بودجه ۴،۵ میلیون تومانی که برای این کار ویژه شده بود، کارشناسان آلمانی استخدام شدند تا درباره ساخت و راه اندازی کارخانه ذوب آهن در ایران بررسی‌های نیازین را انجام دهد. سرانجام پروژه ذوب آهن به پایان سال ۱۳۰۷ فراافکنده شد.

۲۱ آبان ماه ۱۳۱۶ نخستین قرارداد برای ساختن کارخانه ذوب آهن ایران در کرج با کمپانی دماگ - کروپ آلمان ، پس از سال‌ها بررسی و ارزیابی، موافقت نامه‌ای میان دولت شاهنشاهی ایران و کنسرسیوم آلمانی (دماگ - کروپ) برای ساختن دو کوره با تولید روزانه ۱۵۰ تن، کارخانه فولاد، یک دستگاه نورد، ... ، ریخته‌گری، ابزار آهن ورزیده یا آهن نرم چکش خورده، خرد کننده ذغال سنگ، یک نیروگاه، و صنعت‌های وابسته چون آهک، امونیا و بنزول، قیر، چدن بسته شد. و قرار بر این شد که در درازای سه سال ساختن کارخانه ذوب آهن پایان یابد و ۱۲۰۰ کارگر به استخدام کارخانه درآیند. کار از روی برنامه پیش می‌رفت، تا اینکه در سال ۱۳۲۰ هنگامی ارتش شوروی و انگلستان ایران را بمباران کردند و کشور را ایران به اشغال نظامی این دو کشور استعماری در آمد، هنوز کارخانه ذوب آهن ناتمام بود. این بدان معنا بود که همه پروژه کارخانه ذوب آهن به خطر افتاد، زیرا که پیوندها با آلمان بریده شد، که به نابودی پروژه انجامید. بخشی از ماشین‌های کارخانه ذوب آهن در کشتی‌هایی به سوی بندرهای کشور ایران در راه بودند که از سوی ارتش متفقین مصادره شد و بخشی دیگر در کشور آلمان ماند و زنگ زد و از میان رفت.

در روز ۳ شهریور ماه ۱۳۲۰ ارتش دو کشور استعمارگر شوروی و انگلستان شهرهای بی پدافند ایران را در شمال و جنوب ایران بمباران کردند و بسیاری از مردم ایران را کشتند و ویرانی های بسیار به بار آوردند و خاک ایران را اشغال کردند. استالین پافشاری کرد که رضا شاه بزرگ باید از ایران بیرون رود وگرنه شاهنشاهی را از ایران برخواهد انداخت. رضا شاه بزرگ در روز ۲۵ شهریور ماه ۱۳۲۰ کناره‌گیری خود را دستیه کرد و ولیعهد جوان ایران محمدرضا شاه پهلوی شاهنشاه ایران شد.

۳۱ خرداد ماه ۱۳۴۴ اعلحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی و علیاحضرت شهبانو به دعوت هیات رییسه شورای عالی اتحاد جماهیر شوروی به مسکو پرواز کردند عباس آرام وزیر امور خارجه ایران و سفیر شوروی در تهران زمینه‌های سفر شاهنشاه آریامهر را به شوروی و گفتگوها برای بنیاد نهادن کارخانه ذوب آهن در ایران در برابر صادر کردن گاز به شوروی را فراهم ساخته بودند. در فرودگاه مسکو آناستاس ایوانوویچ میکویان صدر هیات رییسه اتحاد جماهیر شوروی، الکسی کاسیگین، برژنف و دیگر بزرگان شوروی برای پیشباز شاهنشاه ایران و شهبانو در فرودگاه مسکو چشم به راه ورود اعلیحضرتین بودند. ۱۳ مهر ماه ۱۳۴۴ موافقت‌نامه ایران و شوروی درباره بنیاد کارخانه ذوب‌آهن و کارخانه‌های ماشین‌سازی و لوله‌کشی گاز و صادرات گاز نفت ایران به شوروی دستینه شد.

در روز ۲۳ اسفند ماه ۱۳۴۶ شاهنشاه آریامهر و علیاحضرت شهبانو فرح پهلوی برای بنیاد کارخانه ذوب آهن آریامهر ساعت ۹ بامداد به اسپهان وارد شدند و مورد پیشباز استاندار و سران و بزرگان قرارگرفتند. پس از اجرای آیین احترام نظامی و گزارش نظامی فرمانده توپخانه، مهندس همایونفر استاندار اسپهان گزارشی به پیشگاه اعلیحضرتین داد. نزدیک به ساعت ۹ و ۴۵ دقیقه شاهنشاه و شهبانو با هلیکوپتر از فرودگاه اسپهان پرواز کردند و در پهنه کارخانه در ۴۵ کیلومتری جاده اسپهان - شهر کرد در "ریزلنجان" فرود آمدند و مورد پیشباز نخست وزیر امیرعباس هویدا، مهندس ریاضی رییس مجلس شورای ملی، شریف امامی رییس مجلس سنا، وزیران، ژنرال‌های ارتش، نمایندگان دو مجلس و شماری از سران و بزرگان کشوری و لشکری و هزاران تن از اهالی ریزلنجان قرارگرفتند.

نخست اعلیحضرتین از نمایشگاهی که در پهنه کارخانه برپاشده بود بازدید کردند. سپس اعلیحضرت همایون شاهنشاه آریامهر و علیاحضرت شهبانو به جای برنشاندن لوحه بنیادگذاری کارخانه ذوب آهن رفتند. دکتر عالیخانی وزیر اقتصاد و دکتر شیبانی مدیر عامل شرکت ملی ذوب آهن ایران گزارش‌هایی پیش از برنشاندن لوحه زرین کارخانه دادند. نخست دکتر عالیخانی وزیر اقتصاد در گزارش خود گفت: با پیدایش این واحد غول آسا نه تنها به نحو بی‌سابقه‌ای بر قدرت صنعتی و فنی کشور افزوده می‌شود، بلکه چهره مناطق مرکزی ایران دگرگونی فاحشی می‌یابد. به خاطر این طرح برنامه‌های زیرسازی عظیمی به صورت ساختمان سد شاه عباس کبیر - راه آهن اسپهان به یزد و کرمان - گسترش شبکه برق و غیره در سراسر این منطقه در دست اجراست. سپس مدیر عامل شرکت ذوب آهن ایران دکتر شیبانی نیز گزارشی به پیشگاه اعلیحضرتین داد و با گفتن رقم‌هایی، بزرگی این پروژه را یادآورشد : پهنه درونی کارخانه ۷۰۰ هکتار - حجم عملیات خاکریزی و خاک برداری بیش از ۱۴ میلیون متر مکعب - ساختمان‌های فلزی و آرماتور و فلزات گوناگون ۱۴۵۰۰۰ تن - ماشین آلات کارگذاشته بیش از ۸۰۰۰۰ تن - لوله کشی درون کارخانه ۱۴۳۰ کیلومتر - سیم کشی و کابل کشی درون کارخانه ۳۸۰۰ کیلومتر می‌باشد. با به راه افتادن کارخانه ذوب آهن بیش از ۲۴۰۰۰ تن به کار گماشته خواهند شد که از بیش از ۲۵۰۰ تن دانش‌آموختگان دانشگاه‌ها و ۱۶۰۰۰ تن تکنیسین و کارگر زبده و بیش از ۵۰۰۰ تن کارگار ساده خواهند بود.

پس از شنیدن گزارش‌ها شاهنشاه با دست‌های خود نخستین لوحه زرین بنیادگذاری کارخانه ذوب آهن را در درون جعبه‌ای در دل زمین جای دادند و در جایگاه ویژه برنشاندند. بر روی لوحه زرین چنین نقش بسته بود:

به یاری ایزد توانا

ما محمدرضا پهلوی آریامهر شاهنشاه ایران

نخستین کارخانه ذوب آهن ایران را به نام آریامهر بنیاد نهادیم

یکهزار و سیصد و چهل و شش خورشیدی

سرانجام شاهنشاه یکی از آرمان‌های ملی و آرزوهای دیرین هر ایرانی را جامه عمل پوشاندند. در این روز بزرگترین گام برای صنعتی کردن کشور برداشته شد که سرافرازی و سربلندی هر ایرانی را دربردارد. آنگاه شاهنشاه آریامهر پروانه بتون‌ریزی در جای بنای کوره بزرگ ذوب آهن را دادند. در این زمان اشک از چشمان باشندگان سرازیر شد. شاهنشاه و شهبانو با ریختن سکه‌های زر و سیم در جای کوره بلند ذوب آهن بیاناتی ایراد فرمودند:

امروز برای ملت ایران روز مبارک و میمونی است، زیرا یکی از آرزوهای دیرین ملی، به خواست خداوند متعال برآورده شده است. استقلال ما در صنایع توام است با استقلال ما در سیاست. ما مشغول پی ریزی پایه‌های استقلال صنعتی کشور هستیم و ذوب آهن که رشته وسیعی از صنایع فلزی است، استقلال ما را تا درجه زیادی تامین می‌کند. صنایع پتروشیمی، ماشین سازی و آلومینیوم نیز به مقدار وسیعی وسایل پیشرفت و ترقی این مملکت را فراهم خواهد کرد. مژده دیگری که باید به ملت ایران بدهیم وجود معادن مس است که به مقدار قابل توجه و مننابهی در ایران موجود است.