الگو:نوشتار برگزیده: تفاوت میان نسخه‌ها

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۴۷۳ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
<!-- در اینجا نوشتاری برگزیده از میان درونمایه وبگاه مشروطه می‌آید. -->
<!-- در اینجا نوشتاری برگزیده از میان درونمایه وبگاه مشروطه می‌آید. -->
<onlyinclude>
<onlyinclude>
*
*
[[پرونده:AttentatAttemptShahanshahKakhMarmar21Farvardin1344.mp4|thumb|left|240px|سوءقصد به جان شاهنشاه برنامه‌ریزی شده از سوی دانشجویان کنفدراسیون]]
[[پرونده:ShahanshahStudentsForeignUni1344.jpg|thumb|left|200px|دانشجویان بورسیه در کاخ سعدآباد به پیشگاه شاهنشاه بارمی‌یابند امرداد ۱۳۴۴]]
[[پرونده:SergeantIIBabaiyan21Farvardin1344.jpg|thumb|left|200px|استوار دوم باباییان گارد جاویدان]]
[[پرونده:SergeantIILashkary21Farvardin1344.jpg|thumb|left|200px|استوار لشکری گارد جاویدان]]
[[پرونده:GuardJavidanSergeantSariZaboli1344.jpg|thumb|left|200px|گروهبان ساری زابلی گارد جاویدان پس از فتنه ۱۳۵۷ به دست کنفدراسیونی‌ها و اسلامیون دستگیر و اعدام شد روانش شاد!]]
[[پرونده:BabaianLashgari.jpg|thumb|left|200px|آرامگاه دو جان‌باخته باباییان و لشگری در ابن‌بابویه در سال ۱۳۵۸ به دستور ابراهیم یزدی ویران شد]]


[[پرونده:HIMMohammadRezaShahPahlaviOpeningAryamehrStadium25Mehr2530.mp4|thumb|left|200px|شاهنشاه آریامهر در جشن باشکوهی استادیوم ورزشی آریامهر را به همراه سران دیگر کشورها می‌گشایند ۲۵ مهر ماه ۲۵۳۰ شاهنشاهی]]
[[پرونده:ShahanshahiIran2500StadiumAryamehr25Mehr1350m.jpg|thumb|left|180px|]]
[[پرونده:ShahanshahiIran2500StadiumAryamehr25Mehr1350n.jpg|thumb|left|180px|]]
[[پرونده:ShahanshahiIran2500StadiumAryamehr25Mehr1350p.jpg|thumb|left|180px|]]
[[پرونده:ShahanshahiIran2500StadiumAryamehr25Mehr1350q.jpg|thumb|left|180px|]]
[[پرونده:ShahanshahiIran2500StadiumAryamehr25Mehr1350a.jpg|thumb|left|180px|]]
[[پرونده:ShahanshahiIran2500StadiumAryamehr25Mehr1350d.jpg|thumb|left|180px|]]
[[پرونده:ShahanshahiIran2500StadiumAryamehr25Mehr1350f.jpg|thumb|left|180px|]]
[[پرونده:ShahanshahiIran2500StadiumAryamehr25Mehr1350g.jpg|thumb|left|180px|]]


'''[[استادیوم آریامهر]] -''' هفتمین رویداد جشن‌های ۲۵۰۰ سال بنیانگذاری شاهنشاهی ایران گشایش استادیوم یک سد هزار نفری آریامهر بود.  روز یکشنبه ۲۵ مهر ماه ۲۵۳۰ شاهنشاهی [برابر با  ۱۳۵۰ خورشیدی و ۱۹۷۱ میلادی] اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر شاهنشاه ایران در جشنی باشکوه با بودن شماری از سران کشورها و ایران شناسان، نمایندگان دین‌های گوناگون دنیا، و دیگر میهمانان بلندپایه که برای شرکت در جشن‌های سرافرازی ۲۵۰۰ سال شاهنشاهی ملت ایران به ایران آمده بودند استادیوم آریامهر را گشودند. این جشن را فرزندان این آب و خاک، پسران و دختران دبیرستان‌ها با موسیقی ایرانی و دست افشانی‌های موزون و پیشاهنگان، پهلوانان و ارتش شاهنشاهی در یاد ایرانیان جاودان ساختند.
'''[[سوءقصد به جان شاهنشاه محمدرضا شاه پهلوی کاخ مرمر ۲۱ فروردین ۱۳۴۴ ]]''' - روز ۲۱ فروردین ماه ۱۳۴۴ برابر با ۱۰ آپریل ۱۹۶۵ سرباز وظیفه رضا شمس‌آبادی در کاخ مرمر به شاهنشاه ایران تیراندازی کرد. به شاهنشاه از این رویداد شوم آسیبی نرسید ولی  دو تن از درجه‌داران وفادار گارد شاهنشاهی کشته شدند. شمس‌آبادی نیز جا بجا کشته شد. هر سال در روز ۲۱ فروردین ماه برای اینکه از این ترور اهریمنی گزندی به جان شاهنشاه نرسید در سراسر کشور آیین نیایش برگزار شد و روز ۲۱ فروردین ماه روز نیایش نام گرفت.  


=== برنامه گشایش استادیوم ===
در پی سوءقصد به شاهنشاه، شش تن از هموندان کنفدراسیون دانشجویان ایرانی که کوتاه زمانی پیش از انجام این رویداد اهریمنی به ایران بازگشته بودند، همراه با چند تن دیگر دستگیر شدند. این دانش‌آموختگان، کمونیست‌های مائوییست خطرناکی بودند که در پی براندازی حکومت مشروطه شاهنشاهی ایران و برقراری حکومتی همانند کوبا، ویتنام و الجزایر از راه جنگ‌های پارتیزانی، کشتن سران کشور و ترساندن مردم پس از به پایان رساندن دوره‌های تروریستی وارد ایران شدندپس از این رخداد شوم پلیس و سازمان امنیت و اطلاعات کشور بررسی گسترده‌ای را آغاز کردند.  
یکشنبه ۲۵ مهر ماه تا ساعت ۱۴ بیشتر کسانی که به جشن گشایش استادیوم فراخوانده شده بودند در استادیوم چشم به راه ورود اعلیحضرت همایونی و علیاحضرت شهبانو بودنددر برابر جایگاه ویژه در درازای برگزاری جشن گشایش استادیوم آریامهر ۳۰۰۰ تن از سپاهیان دانش با نشان‌ها و مقواهایی که در دست داشتند ۱۰ دوره شاهنشاهی ایران از هخامنشی تا پهلوی و فرتورهای شاهنشاه را به نمایش گزاردند.


دسته موزیک ارتش‌های شش کشور الجزایر، اردن، کویت، پاکستان، رومانی و سویس در استادیوم آهنگ می‌نواختند. پیش از ورود اعلیحضرتین و میهمانان بلندپایه ملت ایران، ایران شناسان ایرانی و خارجی کنگره وارد شدند و در دو سوی جایگاه جای گرفتند.  
رضا شمس‌آبادی ۲۷ ساله اهل شمس‌آباد کویر کاشان بود. شمس‌آبادی فرزند سومین شوهر مادر خود بود و تا چند سال پیش در کویر کاشان چوپان بود و زمانی نیز در حمام قریه "حسو" کار می‌کرد. شمس‌آبادی هفت سال پیش با خانواده خود به شهر کاشان آمد و در یک کارگاه پارچه‌بافی کاری پیداکرد. پس از مرگ پدرش وی که نان‌آور مادر پیرش بود از خدمت سربازی معاف شد. وی با [[حزب توده]] و [[جبهه ملی]] همدستی داشت و با گرفتن پول برایشان چاقوکشی می‌کرد و هیاهو راه می‌انداخت. شمس آبادی پیشینه شرارت داشت و بارها زیر پیگرد قانون قرارگرفته بود. با در دست داشتن معافی از خدمت سربازی، در سال ۱۳۴۲ شمس‌آبادی خود داوطلبانه وارد خدمت سربازی شد! و با کمک خائنین کمونیست رخنه کرده در ارتش شاهنشاهی ایران، نگهبان رده دوم گارد جاویدان شد.  چند روز پیش از نوروز ۱۳۴۴ رضا شمس‌آبادی در نامه‌ای برای مادرش نوشت که تا روز بیستم فروردین به کاشان خواهد رفت.  


ساعت ۱۶ شاهنشاه، شهبانو و والاحضرت ولیعهد، والاحضرت فرحناز و والاحضرت علیرضا پهلوی وارد استادیوم شدند و سران و بزرگان کشوری از اعلیحضرتین و والاحضرت‌ها پیشباز کردند.
شاهنشاه هر روز ساعت ۹ بامداد از کاخ با خودرو به کاخ مرمر می‌روند و در دفترکار خود به رسیدگی کارهای داخلی و خارجی می‌پردازند. هنگامی که شاهنشاه روز شنبه ۲۱ فروردین ماه  به روال همیشه  جلوی پلکان سرسرای کاخ از خودرو پیاده شدند تا وارد ساختمان دفترکار خویش در کاخ مرمر بشوند، سرباز وظیفه گارد که چهل متر دورتر از ساختمان و مسلسل به دست داشت آغاز به تیراندازی کرد و به سوی ساختمان دوید. هیچ یک از گلوله‌های شلیک شده به شاهنشاه نرسید ولی گلوله به باغبان کاخ خورد. اعلیحضرت وارد سرسرا شدند و به درون دفترکار خود رفتند. رضا شمس آبادی شتابان کوشش کرد که خود را به سرسرا برساند. با بلند شدن سدای نخستین رگبار مسلسل یکی از محافظین شاهنشاه که دورتر ایستاده بود به سوی کاخ دوید و به رضا شمس‌آبادی دو تیر شلیک کرد. رضا شمس‌آبادی در همین لحظه به یکی از محافظین درون سرسرا تیر زد و وی زخمی را کرد. شمس‌آبادی هنوز از پای درنیامده بود کماکان سرسرا را به رگبار مسلسل بست تا سرانجام با گلوله‌های دیگر محافظین به زمین افتاد و نابود شد. گارد جانباز شاهنشاه سخت زخمی شد و پیشمرگ دیگر نیز در خون خود غلتید.  پیشخدمت دیگر اعلیحضرت نیز از دست و بازو تیر خورد. در این روز شوم در درازای چند ثانیه دو تن از خدمتگزاران شایسته ایران جان باختند، پیشخدمت شاهنشاه و باغبان زخمی شدند و خائن انیرانی رضا شمس‌آبادی کشته و نابود شد.  


در این هنگام دو تن از قهرمانان دختر و پسر هموند تیم‌های ملی ایران، دوشیزه فروزنده شمیرانی قهرمان تنیس روی میز و شمس الدین سید عباسی قهرمان کشتی دسته گل‌هایی به اعلیحضرتین پیشکش کردند و آنگاه شاهنشاه از لوحه استادیوم پرده برداری نمودند. سپس اعلیحضرتین از میهمانان ملت ایران که به استادیوم وارد شده بود پیشباز فرمودند و همگی از نمایشگاه فرتورهای ورزشی که برای جشن‌های شاهنشاهی ایران برپا شده بود، دیدن کردند و به همراه میهمانان به جایگاه ویژه در اشکوب دوم بخش غربی استادیوم گام نهادند. با دیدن شاهنشاه در جایگاه ویژه، جمعیت ۱۰۰٬۰۰۰ تنی که در استادیوم گردآمده بود غریو شادی‌اشان بلند شد و با نواخته شدن [[سرود ملی ایران]] اشک از دیدگان بسیاری جاری شد.  
استوار باباییان نخستین کسی بود که که با سرباز خائن دشمن ایران روبرو شد و به رضا شمس‌آبادی که به سوی کاخ می‌دوید فرمان ایست داد، ولی شمس‌آبادی توجه نکرد، استوار باباییان دو تیر به سوی او شلیک کرد و او را زخمی ساخت. در این زمان رضا شمس‌آبادی تروریست همدست مائوییست‌ها، استوار باباییان را به رگبار مسلسل بست. استوار باباییان که هنوز نیمه جان بود کشان کشان خود را به شمس آبادی رساند و پاهای شمس آبادی را که می‌خواست از پلکان ساختمان کاخ مرمر بالا رود با دو دست گرفت و یک گلوله به پای او شلیک کرد تا شاید او را بازدارد. شمس آبادی استوار باباییان را به رگبار دوم مسلسل بست و به زندگی او پایان داد. شمس آبادی با وجود تیری که خورده بود، به پیش رفت و در سرسرای کاخ مرمر  با استوار لشکری روبرو شد و او را نیز به رگبار مسلسل بست. دست چپ استوار لشکری از بدنش جدا شد، با این همه استوار لشکری با دست راست تیری به سوی شمس آبادی خالی کرد و در دم جان سپرد. در این هنگام، هنوز رضا شمس‌آبادی جان داشت، شمس آبادی که شانه اول فشنگ‌ها را خالی کرده بود کوشش کرد که سی فشنگ شانه دوم را در مسلسل جا بیاندازد که یک سرباز دیگر گردان جاویدان مامور دیواره غربی کنار دفتر کار همایونی به نام گروهبان "ساری زابلی" سر رسید.  گروهبان زابلی نیز پنج تیر به شمس‌آبادی خالی کرد و سرانجام رضا شمس آبادی تروریست مزدور نابود شد. پس از فتنه شوم ۲۵۳۷ شاهنشاهی کنفدراسیونی‌ها استوار ساری زابلی را دستگیر و اعدام کردند.


سپس تیمسار سپهبد امجدی معاون نخست وزیر و سرپرست سازمان تربیت بدنی خوش‌آمد گفت و سپاس ورزشکاران ایران را به پیشگاه اعلیحضرتین ابراز کرد. همزمان برگردان سخنان تیمسار امجدی به زبان انگلیسی روی صفحه الکترونیک نمایان می‌شد. تیمسار امجدی گفت:
باغبان کاخ مرمر  و آقای سیدحسین حساس پیشخدمت ویژه شاهنشاه که آماج گلوله‌های شمس آبادی قرارگرفته بودند به بیمارستان رضا پهلوی تجریش برده شدند.


::شاهنشاها هم اکنون در این لحظات جاویدان که بر گذرگاه تاریخ کهن ایران ایستاده‌ایم، مردم ایران از دورترین روستاها تا پرجمعیت‌ترین شهرها با قلب‌هایی لبریز از احساس آریایی در برگزاری جشن دو هزار و پانصدمین سال بنیانگذاری شاهنشاهی ایران همه گوش به فرمانند و نمایندگان آنان با ایمانی استوار به حماسه پرشکوه شاهنشاهی ایران در این میعادگاه گرد آمده‌اند تا با کسب اجازه از پیشگاه مبارک شاهانه با کلام جان به نیایش برخیزند - نیایش به درگاه دادار جان آفرین که اورنگ شاهنشاهی مقدس ایران زمین را به خرد و هوشمندی شاهانه آریامهر دادگر زینت بخشیده و همه نیکی‌ها را به ملت ایران ارزانی داشته است.
دستورهای شاهنشاه - شاهنشاه بازماندگان دو استوار جان باخته را مورد مهربانی قراردادند و دستورهایی را برای فراهم ساختن رفاه و سرپرستی خانواده‌های این دو سرباز میهن دادند. اعلیحضرت همایون شاهنشاه سرپرستی فرزندان جان باختگان استوار دوم آیت الله  لشکری و استوار دوم محمدعلی باباییان را پذیرفتند.  


پس از پایان گزارش معاون نخست وزیر و سرپرست سازمان تربیت بدنی و دادن پروانه آغاز جشن از سوی شاهنشاه، آیین نیایش با فر و شکوه انجام یافت. همزمان با برگزاری آیین نیایش در استادیوم، آیین نیایش در سراسر کشور انجام گرفت و در استادیوم آریامهر ۱۰۰٬۰۰۰ ایرانی <big>"آمین "</big> گفتند.
استوار دوم محمدعلی باباییان در سال ۱۳۱۰ خورشیدی در قمصر کاشان زاده شد و پس از به پایان رساندن دبستان و دبیرستان در سال ۱۳۲۸ وارد خدمت شد. وی پس از گذراندن خدمت در دژبان برای گُردان جاویدان برگزیده شد. تا اینکه روز ۲۱ فروردین ماه ۱۳۴۴ در راه انجام وظیفه جان باخت. استوار محمد علی باباییان از سربازان شایسته‌ای بود به دریافت سپاسنامه "افتخار جاویدان سرافراز شده بود، در درازای خدمت خود بیش از ۵ نشان: رستاخیز، ۲۸ امرداد، نشان طلای کشور نروژ و نشان طلای کشور دانمارک را دریافت نموده بود. از استوار باباییان همسر و  سه پسرش بر جای ماندند.


یک هزار تن از دانش آموزان تهران همراه با دسته‌های موزیک سرود جشن را خواندند. نخستین فرتوری که روبروی جایگاه پدیدار شد، درفش کاویانی بود و در این هنگام از دور تا دور استادیوم ۲۵۰۰ بادکنک به نشانه ۲۵۰۰ سال شاهنشاهی ایران به هوا پرتاب شد و ۱۰۰ خمپاره شلیک شد و همراه با آن چترهایی در هوا بازشدند که در دنباله آن پرچم سه رنگ شیر و خورشید نشان ایران و آرنگ‌های (شعار) میهنی  به اهتراز درآمدند.  
استوار دوم آیت‌الله لشکری در سال ۱۳۰۵ در آبادی دو دانگه از روستاهای قزوین زاده شد. پس از به پایان رساندن دبستان و دبیرستان در سال ۱۳۲۶ وارد لشکر یکم پادگان مرکز شد.  این پادگان پس از چند سالی به گارد شاهنشاهی دگرگون شد. استوار لشکری پس از گذراندن آموزشگاه گروهبانی به درجه گروهبان سومی رسید و از همان آغاز به خدمت گردان جاویدان درآمد. استوار لشکری با نشان دادن درستی و پاکی در تاریخ ۱ بهمن ماه ۱۳۴۰ برای خدمت در دسته نگاهبانی ویژه گردان جاویدان برگزیده شد. وی در دوره خدمت بارها از خود شایستگی نشان داد و بدین روی در سپاسنامه‌ای  به دریافت نشان "افتخار جاویدان" نایل آمد. شادروان لشکری در درازای خدمت خود به گرفتن نشان‌های رستاخیز خدمت، ۲۸ امرداد ماه و چند نشان از پرزیدنت‌های کشورها سرافراز شد. از استوار لشکری ۴ دختر و ۲ پسر از ۱۵ ساله تا ۵ ساله برجای ماند. همسر استوار لشکری گفت: سلامت وجود شاهنشاه برای ما بزرگترین سعادت است، شوهر من از شش سال قبل مامور مخصوس حفاظت شاهنشاه گردید. یک "لشکری" با افتخار خدمت به شاهنشاه و میهن از میان رفت ولی دو "لشکری" دیگر (اشاره به دو پسر استوار لشکری) به یادگار گذاشت. این دو بزرگ خواهند شد و جای پدرشان را خواهند گرفت.


این بار آیین رژه آغاز شد، در پیشاپیش رژه‌روندگان تیمسار سپهبد امجدی گام برمی‌داشت و سپس پرچم تربیت بدنی بر دوش کریم زندی قهرمان پیشین دو و میدانی و به دنبال آن دکتر رهنوردی دبیر کل کمیته ملی المپیک، رییس‌های فدراسیون ورزشی، قهرمانان ملی دختر و پسر، نمایندگان دانشگاه‌ها و مدرسه‌های عالی با پرچم‌های ویژه، نمایندگان دانش آموزان دبیرستان‌های تهران، نمایندگان پیش آهنگان و نمایندگان سازمان جوانان شیر و خورشید، نمایندگان پلیس مدرسه‌ها، نمایندگان دانش آموزان آموزشگاه‌های خیریه فرح پهلوی، باشگاه‌های تهران، مدیریت تربیت بدنی ارتش و نیروهای مسلح شاهنشاهی از برابر جایگاه رژه رفتند. در درازای رژه همه باشندگان در استادیوم به پا خاسته بودند و هیجان زده شور و شادمانی خود را ابراز می‌کردند.  
جارنامه رسمی دولت - پس از رخداد شوم ۲۱ فروردین ماه در کاخ مرمر، بازجویی و بررسی‌های دامنه‌داری برای روشن ساختن چگونگی انجام این رخداد و یافتن محرکین از سوی مقامات انتظامی و امنیتی ارتش آغاز گردید. به دنبال آگاهی‌هایی که از بستگان و نزدیکان سرباز وظیفه رضا شمس‌آبادی به دست آمد، رفت و آمد شمس‌آبادی با احمد کامرانی، زاده سال ۱۳۱۸ خورشیدی در کاشان آشکار شد. احمد کامرانی تا کلاس پنجم دبیرستان محمودیه کاشان درس خوانده و رادیوساز بود. پس از بازجویی‌هایی  که درباره احمد کامرانی انجام یافت و آنچه خود کامرانی به زبان آورد، رو شد که نامبرده با دانستنی‌های فنی خود در کارخانه ارج کار می‌کرد. کامرانی در آن کارخانه با نشان دادن شایستگی فنی مورد توجه یکی از مهندسین کارخانه به نام مهندس احمد منصوری تهرانی مقدم قرارگرفت که به رفت و آمد و دوستی ژرف میان این دو کشیده شد. این رفت و آمد و نزدیکی پس از بیرون انداختن احمد کامرانی از کارخانه ارج و بازکردن یک مغازه رادیوسازی در جوادیه ژرفتر شد.  


پس از پایان رژه، ورزش باستانی از سوی ۱۰۰۰ تن از ورزشکاران باستانی به نمایش گزارده شد. نخست خودروی مرشد که بسیار زیبا به نقش سرستون‌های تخت جمشید آذین یافته بود، وارد شد و در پی آن پهلوان شعبان جعفری به همراه ورزشکاران باستانی وارد پهنه استادیوم شدند و میل بازی، شنا، چرخ، بازی با کباده را به نمایش درآوردند. مرشد نیز با خواندن چامه‌های حماسی و زدن ضرب ورزشکاران را همراهی می‌کرد. زمانی که چامه‌های میهنی خوانده می‌شد، نگاره "همای" پرنده استوره‌ای شاهنشاهی هخامنشی روبروی جایگاه پدیدار گردید و پس از آن بناهای تخت جمشید یکی پس از دیگری نمایان شدند.
مهندس منصوری دانش‌آموخته رشته برق از دانشگاه منچستر به هنگام تحصیل در انگلستان همانند برخی از دانشجویان با باورهای کمونیستی آشنا شد و به ایدئولوژی کمونیستی مائو گروید. دارندگان این ایدئولوژی آن چنان در این راه پیش رفتند که اندیشه‌های حزب منحله توده و کمونیسم شوروی را دیگر نپذیرفتند. مهندس منصوری با کسان زیر نیز رفت و آمد داشت: ۱- پرویز نیکخواه: رییس آزمایشگاه دانشکده صنعتی دانش‌آموخته رشته فیزیک از دانشگاه منچستر و رییس فدراسیون انجمن‌های دانشجویان ایرانی مقیم انگلستان ۲- منصور پورکاشانی: استاد دانشکده صنعتی دانش‌آموخته رشته نساجی از دانشگاه منچستر  و رییس انجمن دانشجویان ایرانی مقیم لندن  ۳- فیروز شیروانلو: کارمند موسسه فرانکلین و دانش‌آموخته در منچستر - شیروانلو مدتی قائم‌مقام کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و ریاست واحد هنری دفتر شهبانو فرح پهلوی را بر عهده داشت. سرهنگ شیروانلو، پدر فیروز در ساواک مترجم زبان روسی بود. فیروز با بورس تحصیلی ساواک به انگلستان رفت و به کنفدراسیون دانشجویان ایرانی در خارج از کشور پیوست. ۴- محسن رسولی: مهندس برق در شرکت شبرنگ دانش‌آموخته دانشگاه ویلز در انگلستان  و هم‌بند کنفدراسیون دانشجویان ایرانی در خارج از کشور


با پایان ورزش باستانی، از چهار سوی میدان ۱۰۰۰ دختر و پسر دانش آموز با پوشاک یکسان وارد پهنه چمن شدند، دخترها چیزی همانند بادبزن و پسران یک بشکه رنگی به دست داشتند و نرمش بسیار موزون و هماهنگی را انجام دادند  و از در جنوبی میدان بیرون رفتند. در این هنگام ۱۲۰۰ تن از دانشجویان دانشکده افسری شهربانی، هموندان باشگاه پاس وارد میدان شدند و نرمش‌های زیبایی را با ساختن پیرامیدهای گوناگون انجام دادند که همه باشندگان شگفت‌زده شدند و آنان را ستودند. همزمان بنای تخت جمشید، نگاره فَرَوَهر نشان زرتشت، آرامگاه کوروش در پاسارگاد، تاق کسری، مسابقه چوگان و دیگر نگاره‌های بناهای تاریخی اسپهان روبروی جایگاه یکی پس از دیگری به نمایش درآمد.
سوءقصد به جان شاهنشاه محمدرضا شاه پهلوی کاخ مرمر ۲۱ فروردین ۱۳۴۴ را بخوانیم و بدانیم که دشمنان حکومت مشروطه خواستند که با این سوقصد، حکومت مشروطه را براندازند ولی در سال ۱۳۴۴ خورشیدی نتوانستند هدف‌های اهریمنی خود را به انجام برسانند ولی زیر نام کنفدراسیون دانشجویان خارج از کشور به رهبری خمینی فعالیت‌های خائنانه خود را ادامه دادند تا در روز ۲۲ بهمن ماه ۲۵۳۷ شاهنشاهی به هدف خود رسیدند و حکومت مشروطه پارلمانی ایران را برانداختند. [[سوءقصد به جان شاهنشاه محمدرضا شاه پهلوی کاخ مرمر ۲۱ فروردین ۱۳۴۴|هم میهنان نوشتار سوءقصد به جان شاهنشاه و دادگاه این آدمکشان را کامل بخوانیم زیرا امروز همین آدمکشان در رسانه های برون مرزی برای ملت ایران نسخه‌های حکومتی می نویسند و پادشاهی پارلمانی و سوسیال دمکرات و لیبرال دمکرات و ... شده‌اند تاریخ را با سند و مدرک بیاموزید و به دیگر هم میهنان نیز یاد بدهید که این تنها راه آزادی ایران و ایرانی است. نام و یاد مردان دلیر گارد جاویدان که از جان شاهنشاه ایران نگاهبانی کردند و با گلوله‌های دشمنان ایران جان باختند گرامی داریم - روانشان شاد]]'''
 
زمانی که دانشجویان دانشکده افسری شهربانی از پهنه چمن بیرون می‌رفتند، موتورسواران دختر و پسر پلیس وارد شدند و پس از زدن یک دور با موتور پیرامید ساختند. آنگاه دو راهبند (مانع) بر روی چمن به فرمی نهاده شد که در میان یکی از آن راهبندها ۴ خودرو که روی هر یک از سوی چپ به راست شماره‌های ۲ و ۵ و ۰ و ۰ نوشته شده بود که خوانده می‌شد ۲۵۰۰ جای داده شدند. موتورسواران یک دختر و یک پسر از دو راهبند که یکی در میان آن ۴  خودرو قرارداشت و با یک سراشیبی از زمین آغاز می‌شد و تا بلندای یک خودرو بالا می‌رفت و یک راهبند دیگر که بلندای ۴۰ تا ۵۰ سانتمتر داشت می‌گذشتند. در پایه راهبند دوم، نخست ۴ دختر پلیس موتورسوار دراز کشیدند و هر بار که یک موتور سوار از روی راهبند می‌گذشت یک دختر دیگر در کنار آنان دراز می‌کشید تا شمار آنان به ۱۲ تن رسید و موتورسواری که روی این راهبند می‌رسید می‌بایستی که از روی پهنای بدن ۱۲ تن می‌پرید. این برنامه با شور و هیجان همگان روبرو شد. هنگام اجرای این برنامه نگاره‌های سامانه افشاریان روبروی جایگاه به نمایش درآمد.
 
سپس دانش آموزان آموزشگاه جمعیت خیریه فرح پهلوی با تکه‌های ریسمان و بادکنک وارد میدان شدند و پس از نرمش‌های چشمگیر بادکنک‌های خود را به هوا پرتاب کردند و در میان بادکنک یک کتیبه کوروش نمایان شد.
 
بخش پایانی این جشن باشکوه نرمش سربازان گارد شاهنشاهی به همراه تفنگ بود. در زمان نرمش‌های گارد شاهنشاهی جمله‌های "سلسله پهلوی" ، "خدا شاه میهن" ، "۲۵۰۰ سال شاهنشاهی" و "پاینده شاهنشاهی ایران" و فرتورهای شاهنشاه ایران، شهبانو و ولیعهد جدا از هم و باهم روبروی جایگاه ساخته شد و سپس در میان شور و هیجان مردم گارد شاهنشاهی سرود جشن‌ها را خواندند. با نواخته شدن سرود شاهنشاهی به پایان رسیدن جشن به آگاهی رسانده شد.
 
اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی آریامهر و علیاحضرت شهبانو  و والاحضرت‌ها و سران کشورها و میهمانان بلند پایه از استادیوم بیرون رفتند و راهی تهران شدند. مردم در استادیوم ماندند و برنامه‌های هنری از سوی هنرمندان رادیو تلویزیون ایران برگزار شد. کسانی که در این جشن گشایش استادیوم آریامهر بودند، یادواره این جشن را هیچگاه فراموش نخواهند کرد. شبانگاه این ۱۰۰۰۰۰ تن با نظم و آرامش به شهر بازگشتند.
 
اداره برنامه جشن با آقای رضا کاشفی معاون سازمان تربیت بدنی ابود. در این روز هیچکس پشت درهای استادیوم نماند و همه کسانی که آرزوی دیدن اعلیحضرتین را داشتند به آرزوی خود رسیدند. خبرنگاران خارجی درباره نیایش گفتند: نیایش آسمانی بود و تاکنون همانند آن را ندیده بودند.
 
ویژگی‌های استادیوم - در روز دهم اسفند ماه ۱۳۴۴ به دستور شاهنشاه آریامهر وزارت آبادانی و مسکن ساختمان استادیوم یک سد هزار نفری  را آغاز کرد. شاهنشاه آریامهر هنگام بازگشت شاهنشاه از سفر اروپا به وزیر آبادانی و مسکن دستور فرمودند که پروژه ساختمان استادیوم یک سد هزار نفری هر چه زودتر آغاز شود. استادیوم یک سد هزار نفری در جاده کرج ساخته خواهد شد.
 
ورزشگاه آریامهر در زمین‌های خرگوش دره کیلومتر ۲۲ اتوبان تهران - کرج در زمینی به پهنه ۶۰۰ هکتار بنا گردیده است. ساختمان این ورزشگاه از سال ۱۳۴۸ آغاز شد و بیش از ۱۰۰۰۰ تن مهندس، سرکارگر، کارگر فنی و کارگر ساده این بنای بسیار مدرن و زیبا را ساخند. ورزشگاه بزرگ آریامهر دارای دیواره‌های بلند در شرق و غرب است و در دو طبقه ساخته شده است. طبقه نخست گنجایش ۴۰٬۰۰۰ تن و طبقه دوم گنجایش ۶۰٬۰۰۰ تن را دارد. استادیوم آریامهر دارای پارکینگ‌های مدرن و مجهز است که می‌تواند خودروهای تماشاگران را در خود جای دهد.  
 
جایگاه ویژه‌ای در غرب استادیوم قراردارد، روبروی جایگاه در بخش شرقی نشان سلطنتی ایران شیرهای به پا خاسته برنشانده شده است. استادیوم آریامهر دارای زمین چمن فوتبال، پیست دو و میدانی، زمین پرش و پرتاب، لباس کنی، اتاق ماساژ، اتاق داوران، دوش، تابلوهای الکترونیک به زبان‌های پارسی و انگلیسی می‌باشد.
 
در استادیوم ۵ چاه ژرف کنده شده است و در پشت استادیوم دریاچه‌ای به درازای ۲۴۰۰ متر و پهنای ۲۵۰ متر می‌باشد که گنجایش ۸۰۰ متر مکعب آب را دارد. استادیوم دارای ۸ در ورودی  است. یک در برای جایگاه ویژه، ورود خبرنگاران با آسانسور و ۷ در برای ورود و بیرون رفتن تماشاگران می‌باشد. استادیوم آریامهر دارای ۲۰ تلفن عمومی، ۲۰ تلفن خصوصی برای رادیو و تلویزیون و تلفن بین المللی و ۲ دستگاه تلکس است. افزون بر این، ۱۲ دستگاه تلکس دیگر نیز به راه خواهد افتاد. تلویزیون مداربسته رنگی نیز برای خبرنگاران کارگزاری شده‌اند.
 
از دو راه می‌توان از تهران به استادیوم رسید. یکی  بزرگ راه تهران - کرج و دیگری راه قدیم تهران - کرج که در بخش شرق و غرب استادیوم قراردارد. پهنه استادیوم یک سد هزار نفری ۴٬۰۰۰٬۰۰۰ متر مربع است. استادیوم یک سد هزار نفری دارای دریاچه و پارکینگ می‌باشد. این مجموعه در پیرامون رودخانه کن در خرگوش دره بنا شده است. مجموعه ورزشی آریامهر هم چنین از تسهیلات دیگری برخوردار است:
* استخر شنا - بیمارستان -  پیست اتومبیل رانی - پیست دوچرخه سواری - پیست موتور سواری - پیست و ساختمان‌های سوارکاری - تالار سخنرانی - جاده تندرستی (جاده دور دریاچه) - چندین زمین فوتبال - درمانگاه - رستوران شرقی - رستوران غربی - زمین بیس بال - زمین تمرین جنوبی - زمین تنیس  - زمین چوگان - زمین هاکی - ساختمان - ساختمان خدمات جنوبی - سالن بسکتبال - سالن پینگ پنگ - سالن تمرین  - سالن تمرین برای بسکتبال، والیبال، بدن سازی، کشتی -  سالن تیراندازی ۲۵ متری  -  سالن تیراندازی ۵۰ متری -  سالن شمشیربازی - سالن کوچکتر ۱۲٫۰۰۰ نفری - سالن والیبال  - سالن وزنه‌برداری - ساندویچ فروشی  - کمپ تیم‌های ملی فوتبال - مرکز اداری و رسانه‌ها
 
استادیوم آریامهر مدرن‌ترین و ارزنده‌ترین ورزشگاه‌های قاره آسیا بود و هست. استادیوم آریامهر بزرگترین در خاورمیانه، در رده چهارم در آسیا و رده ششم دنیا قراردارد.


</onlyinclude>
</onlyinclude>


[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]
[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۸ آوریل ۲۰۲۶، ساعت ۰۸:۲۳


سوءقصد به جان شاهنشاه برنامه‌ریزی شده از سوی دانشجویان کنفدراسیون
دانشجویان بورسیه در کاخ سعدآباد به پیشگاه شاهنشاه بارمی‌یابند امرداد ۱۳۴۴
استوار دوم باباییان گارد جاویدان
استوار لشکری گارد جاویدان
گروهبان ساری زابلی گارد جاویدان پس از فتنه ۱۳۵۷ به دست کنفدراسیونی‌ها و اسلامیون دستگیر و اعدام شد روانش شاد!
آرامگاه دو جان‌باخته باباییان و لشگری در ابن‌بابویه در سال ۱۳۵۸ به دستور ابراهیم یزدی ویران شد


سوءقصد به جان شاهنشاه محمدرضا شاه پهلوی کاخ مرمر ۲۱ فروردین ۱۳۴۴ - روز ۲۱ فروردین ماه ۱۳۴۴ برابر با ۱۰ آپریل ۱۹۶۵ سرباز وظیفه رضا شمس‌آبادی در کاخ مرمر به شاهنشاه ایران تیراندازی کرد. به شاهنشاه از این رویداد شوم آسیبی نرسید ولی دو تن از درجه‌داران وفادار گارد شاهنشاهی کشته شدند. شمس‌آبادی نیز جا بجا کشته شد. هر سال در روز ۲۱ فروردین ماه برای اینکه از این ترور اهریمنی گزندی به جان شاهنشاه نرسید در سراسر کشور آیین نیایش برگزار شد و روز ۲۱ فروردین ماه روز نیایش نام گرفت.

در پی سوءقصد به شاهنشاه، شش تن از هموندان کنفدراسیون دانشجویان ایرانی که کوتاه زمانی پیش از انجام این رویداد اهریمنی به ایران بازگشته بودند، همراه با چند تن دیگر دستگیر شدند. این دانش‌آموختگان، کمونیست‌های مائوییست خطرناکی بودند که در پی براندازی حکومت مشروطه شاهنشاهی ایران و برقراری حکومتی همانند کوبا، ویتنام و الجزایر از راه جنگ‌های پارتیزانی، کشتن سران کشور و ترساندن مردم پس از به پایان رساندن دوره‌های تروریستی وارد ایران شدند. پس از این رخداد شوم پلیس و سازمان امنیت و اطلاعات کشور بررسی گسترده‌ای را آغاز کردند.

رضا شمس‌آبادی ۲۷ ساله اهل شمس‌آباد کویر کاشان بود. شمس‌آبادی فرزند سومین شوهر مادر خود بود و تا چند سال پیش در کویر کاشان چوپان بود و زمانی نیز در حمام قریه "حسو" کار می‌کرد. شمس‌آبادی هفت سال پیش با خانواده خود به شهر کاشان آمد و در یک کارگاه پارچه‌بافی کاری پیداکرد. پس از مرگ پدرش وی که نان‌آور مادر پیرش بود از خدمت سربازی معاف شد. وی با حزب توده و جبهه ملی همدستی داشت و با گرفتن پول برایشان چاقوکشی می‌کرد و هیاهو راه می‌انداخت. شمس آبادی پیشینه شرارت داشت و بارها زیر پیگرد قانون قرارگرفته بود. با در دست داشتن معافی از خدمت سربازی، در سال ۱۳۴۲ شمس‌آبادی خود داوطلبانه وارد خدمت سربازی شد! و با کمک خائنین کمونیست رخنه کرده در ارتش شاهنشاهی ایران، نگهبان رده دوم گارد جاویدان شد. چند روز پیش از نوروز ۱۳۴۴ رضا شمس‌آبادی در نامه‌ای برای مادرش نوشت که تا روز بیستم فروردین به کاشان خواهد رفت.

شاهنشاه هر روز ساعت ۹ بامداد از کاخ با خودرو به کاخ مرمر می‌روند و در دفترکار خود به رسیدگی کارهای داخلی و خارجی می‌پردازند. هنگامی که شاهنشاه روز شنبه ۲۱ فروردین ماه به روال همیشه جلوی پلکان سرسرای کاخ از خودرو پیاده شدند تا وارد ساختمان دفترکار خویش در کاخ مرمر بشوند، سرباز وظیفه گارد که چهل متر دورتر از ساختمان و مسلسل به دست داشت آغاز به تیراندازی کرد و به سوی ساختمان دوید. هیچ یک از گلوله‌های شلیک شده به شاهنشاه نرسید ولی گلوله به باغبان کاخ خورد. اعلیحضرت وارد سرسرا شدند و به درون دفترکار خود رفتند. رضا شمس آبادی شتابان کوشش کرد که خود را به سرسرا برساند. با بلند شدن سدای نخستین رگبار مسلسل یکی از محافظین شاهنشاه که دورتر ایستاده بود به سوی کاخ دوید و به رضا شمس‌آبادی دو تیر شلیک کرد. رضا شمس‌آبادی در همین لحظه به یکی از محافظین درون سرسرا تیر زد و وی زخمی را کرد. شمس‌آبادی هنوز از پای درنیامده بود کماکان سرسرا را به رگبار مسلسل بست تا سرانجام با گلوله‌های دیگر محافظین به زمین افتاد و نابود شد. گارد جانباز شاهنشاه سخت زخمی شد و پیشمرگ دیگر نیز در خون خود غلتید. پیشخدمت دیگر اعلیحضرت نیز از دست و بازو تیر خورد. در این روز شوم در درازای چند ثانیه دو تن از خدمتگزاران شایسته ایران جان باختند، پیشخدمت شاهنشاه و باغبان زخمی شدند و خائن انیرانی رضا شمس‌آبادی کشته و نابود شد.

استوار باباییان نخستین کسی بود که که با سرباز خائن دشمن ایران روبرو شد و به رضا شمس‌آبادی که به سوی کاخ می‌دوید فرمان ایست داد، ولی شمس‌آبادی توجه نکرد، استوار باباییان دو تیر به سوی او شلیک کرد و او را زخمی ساخت. در این زمان رضا شمس‌آبادی تروریست همدست مائوییست‌ها، استوار باباییان را به رگبار مسلسل بست. استوار باباییان که هنوز نیمه جان بود کشان کشان خود را به شمس آبادی رساند و پاهای شمس آبادی را که می‌خواست از پلکان ساختمان کاخ مرمر بالا رود با دو دست گرفت و یک گلوله به پای او شلیک کرد تا شاید او را بازدارد. شمس آبادی استوار باباییان را به رگبار دوم مسلسل بست و به زندگی او پایان داد. شمس آبادی با وجود تیری که خورده بود، به پیش رفت و در سرسرای کاخ مرمر با استوار لشکری روبرو شد و او را نیز به رگبار مسلسل بست. دست چپ استوار لشکری از بدنش جدا شد، با این همه استوار لشکری با دست راست تیری به سوی شمس آبادی خالی کرد و در دم جان سپرد. در این هنگام، هنوز رضا شمس‌آبادی جان داشت، شمس آبادی که شانه اول فشنگ‌ها را خالی کرده بود کوشش کرد که سی فشنگ شانه دوم را در مسلسل جا بیاندازد که یک سرباز دیگر گردان جاویدان مامور دیواره غربی کنار دفتر کار همایونی به نام گروهبان "ساری زابلی" سر رسید. گروهبان زابلی نیز پنج تیر به شمس‌آبادی خالی کرد و سرانجام رضا شمس آبادی تروریست مزدور نابود شد. پس از فتنه شوم ۲۵۳۷ شاهنشاهی کنفدراسیونی‌ها استوار ساری زابلی را دستگیر و اعدام کردند.

باغبان کاخ مرمر و آقای سیدحسین حساس پیشخدمت ویژه شاهنشاه که آماج گلوله‌های شمس آبادی قرارگرفته بودند به بیمارستان رضا پهلوی تجریش برده شدند.

دستورهای شاهنشاه - شاهنشاه بازماندگان دو استوار جان باخته را مورد مهربانی قراردادند و دستورهایی را برای فراهم ساختن رفاه و سرپرستی خانواده‌های این دو سرباز میهن دادند. اعلیحضرت همایون شاهنشاه سرپرستی فرزندان جان باختگان استوار دوم آیت الله لشکری و استوار دوم محمدعلی باباییان را پذیرفتند.

استوار دوم محمدعلی باباییان در سال ۱۳۱۰ خورشیدی در قمصر کاشان زاده شد و پس از به پایان رساندن دبستان و دبیرستان در سال ۱۳۲۸ وارد خدمت شد. وی پس از گذراندن خدمت در دژبان برای گُردان جاویدان برگزیده شد. تا اینکه روز ۲۱ فروردین ماه ۱۳۴۴ در راه انجام وظیفه جان باخت. استوار محمد علی باباییان از سربازان شایسته‌ای بود به دریافت سپاسنامه "افتخار جاویدان سرافراز شده بود، در درازای خدمت خود بیش از ۵ نشان: رستاخیز، ۲۸ امرداد، نشان طلای کشور نروژ و نشان طلای کشور دانمارک را دریافت نموده بود. از استوار باباییان همسر و سه پسرش بر جای ماندند.

استوار دوم آیت‌الله لشکری در سال ۱۳۰۵ در آبادی دو دانگه از روستاهای قزوین زاده شد. پس از به پایان رساندن دبستان و دبیرستان در سال ۱۳۲۶ وارد لشکر یکم پادگان مرکز شد. این پادگان پس از چند سالی به گارد شاهنشاهی دگرگون شد. استوار لشکری پس از گذراندن آموزشگاه گروهبانی به درجه گروهبان سومی رسید و از همان آغاز به خدمت گردان جاویدان درآمد. استوار لشکری با نشان دادن درستی و پاکی در تاریخ ۱ بهمن ماه ۱۳۴۰ برای خدمت در دسته نگاهبانی ویژه گردان جاویدان برگزیده شد. وی در دوره خدمت بارها از خود شایستگی نشان داد و بدین روی در سپاسنامه‌ای به دریافت نشان "افتخار جاویدان" نایل آمد. شادروان لشکری در درازای خدمت خود به گرفتن نشان‌های رستاخیز خدمت، ۲۸ امرداد ماه و چند نشان از پرزیدنت‌های کشورها سرافراز شد. از استوار لشکری ۴ دختر و ۲ پسر از ۱۵ ساله تا ۵ ساله برجای ماند. همسر استوار لشکری گفت: سلامت وجود شاهنشاه برای ما بزرگترین سعادت است، شوهر من از شش سال قبل مامور مخصوس حفاظت شاهنشاه گردید. یک "لشکری" با افتخار خدمت به شاهنشاه و میهن از میان رفت ولی دو "لشکری" دیگر (اشاره به دو پسر استوار لشکری) به یادگار گذاشت. این دو بزرگ خواهند شد و جای پدرشان را خواهند گرفت.

جارنامه رسمی دولت - پس از رخداد شوم ۲۱ فروردین ماه در کاخ مرمر، بازجویی و بررسی‌های دامنه‌داری برای روشن ساختن چگونگی انجام این رخداد و یافتن محرکین از سوی مقامات انتظامی و امنیتی ارتش آغاز گردید. به دنبال آگاهی‌هایی که از بستگان و نزدیکان سرباز وظیفه رضا شمس‌آبادی به دست آمد، رفت و آمد شمس‌آبادی با احمد کامرانی، زاده سال ۱۳۱۸ خورشیدی در کاشان آشکار شد. احمد کامرانی تا کلاس پنجم دبیرستان محمودیه کاشان درس خوانده و رادیوساز بود. پس از بازجویی‌هایی که درباره احمد کامرانی انجام یافت و آنچه خود کامرانی به زبان آورد، رو شد که نامبرده با دانستنی‌های فنی خود در کارخانه ارج کار می‌کرد. کامرانی در آن کارخانه با نشان دادن شایستگی فنی مورد توجه یکی از مهندسین کارخانه به نام مهندس احمد منصوری تهرانی مقدم قرارگرفت که به رفت و آمد و دوستی ژرف میان این دو کشیده شد. این رفت و آمد و نزدیکی پس از بیرون انداختن احمد کامرانی از کارخانه ارج و بازکردن یک مغازه رادیوسازی در جوادیه ژرفتر شد.

مهندس منصوری دانش‌آموخته رشته برق از دانشگاه منچستر به هنگام تحصیل در انگلستان همانند برخی از دانشجویان با باورهای کمونیستی آشنا شد و به ایدئولوژی کمونیستی مائو گروید. دارندگان این ایدئولوژی آن چنان در این راه پیش رفتند که اندیشه‌های حزب منحله توده و کمونیسم شوروی را دیگر نپذیرفتند. مهندس منصوری با کسان زیر نیز رفت و آمد داشت: ۱- پرویز نیکخواه: رییس آزمایشگاه دانشکده صنعتی دانش‌آموخته رشته فیزیک از دانشگاه منچستر و رییس فدراسیون انجمن‌های دانشجویان ایرانی مقیم انگلستان ۲- منصور پورکاشانی: استاد دانشکده صنعتی دانش‌آموخته رشته نساجی از دانشگاه منچستر و رییس انجمن دانشجویان ایرانی مقیم لندن ۳- فیروز شیروانلو: کارمند موسسه فرانکلین و دانش‌آموخته در منچستر - شیروانلو مدتی قائم‌مقام کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و ریاست واحد هنری دفتر شهبانو فرح پهلوی را بر عهده داشت. سرهنگ شیروانلو، پدر فیروز در ساواک مترجم زبان روسی بود. فیروز با بورس تحصیلی ساواک به انگلستان رفت و به کنفدراسیون دانشجویان ایرانی در خارج از کشور پیوست. ۴- محسن رسولی: مهندس برق در شرکت شبرنگ دانش‌آموخته دانشگاه ویلز در انگلستان و هم‌بند کنفدراسیون دانشجویان ایرانی در خارج از کشور

سوءقصد به جان شاهنشاه محمدرضا شاه پهلوی کاخ مرمر ۲۱ فروردین ۱۳۴۴ را بخوانیم و بدانیم که دشمنان حکومت مشروطه خواستند که با این سوقصد، حکومت مشروطه را براندازند ولی در سال ۱۳۴۴ خورشیدی نتوانستند هدف‌های اهریمنی خود را به انجام برسانند ولی زیر نام کنفدراسیون دانشجویان خارج از کشور به رهبری خمینی فعالیت‌های خائنانه خود را ادامه دادند تا در روز ۲۲ بهمن ماه ۲۵۳۷ شاهنشاهی به هدف خود رسیدند و حکومت مشروطه پارلمانی ایران را برانداختند. هم میهنان نوشتار سوءقصد به جان شاهنشاه و دادگاه این آدمکشان را کامل بخوانیم زیرا امروز همین آدمکشان در رسانه های برون مرزی برای ملت ایران نسخه‌های حکومتی می نویسند و پادشاهی پارلمانی و سوسیال دمکرات و لیبرال دمکرات و ... شده‌اند تاریخ را با سند و مدرک بیاموزید و به دیگر هم میهنان نیز یاد بدهید که این تنها راه آزادی ایران و ایرانی است. نام و یاد مردان دلیر گارد جاویدان که از جان شاهنشاه ایران نگاهبانی کردند و با گلوله‌های دشمنان ایران جان باختند گرامی داریم - روانشان شاد