الگو:نوشتار برگزیده: تفاوت میان نسخه‌ها

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۴۷۴ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
<!-- در اینجا نوشتاری برگزیده از میان درونمایه وبگاه مشروطه می‌آید. -->
<!-- در اینجا نوشتاری برگزیده از میان درونمایه وبگاه مشروطه می‌آید. -->
<onlyinclude>
<onlyinclude>
*
*
[[پرونده:AttentatAttemptShahanshahKakhMarmar21Farvardin1344.mp4|thumb|left|240px|سوءقصد به جان شاهنشاه برنامه‌ریزی شده از سوی دانشجویان کنفدراسیون]]
[[پرونده:ShahanshahStudentsForeignUni1344.jpg|thumb|left|200px|دانشجویان بورسیه در کاخ سعدآباد به پیشگاه شاهنشاه بارمی‌یابند امرداد ۱۳۴۴]]
[[پرونده:SergeantIIBabaiyan21Farvardin1344.jpg|thumb|left|200px|استوار دوم باباییان گارد جاویدان]]
[[پرونده:SergeantIILashkary21Farvardin1344.jpg|thumb|left|200px|استوار لشکری گارد جاویدان]]
[[پرونده:GuardJavidanSergeantSariZaboli1344.jpg|thumb|left|200px|گروهبان ساری زابلی گارد جاویدان پس از فتنه ۱۳۵۷ به دست کنفدراسیونی‌ها و اسلامیون دستگیر و اعدام شد روانش شاد!]]
[[پرونده:BabaianLashgari.jpg|thumb|left|200px|آرامگاه دو جان‌باخته باباییان و لشگری در ابن‌بابویه در سال ۱۳۵۸ به دستور ابراهیم یزدی ویران شد]]


[[پرونده:HIMMohammadRezaShahPahlaviAryamehrOpeningShahyad24Mehr2530a.mp4|thumb|left|200px|شاهنشاه آریامهر در جشن باشکوهی شهیاد آریامهر را به همراه سران دیگر کشورها می گشایند ۲۴ مهر ماه ۲۵۳۰ شاهنشاهی]]
[[پرونده:CoronationShahanshahShahyadAryamehrStone11Abaan1346.jpg|thumb|left|180px|شاهنشاه لوحه بنای شهیاد آریامهر را برمی‌نشانند ۱۳۴۶]]
[[پرونده:ShahyadAryamehrOpening24Mehr1350f.jpg|thumb|left|170px|]]
[[پرونده:ShahyadAryamehrBuildingGuide1b.jpg|thumb|left|170px|بخش‌های گوناگون موزه ششم بهمن اشکوب پایینی شهیاد آریامهر]]
[[پرونده:ShahyadAryamehrMuseum6thBahman3.jpg|thumb|left|170px|سالن دیداری و شنیداری‌ها]]
[[پرونده:ShahyadAryamehrMuseum6thBahman7.jpg|thumb|left|170px|سالن دیداری و شنیداری‌ها]]
[[پرونده:ShahyadAryamehrMuseum6thBahman2.jpg|thumb|left|170px|سالن دیداری و شنیداری‌ها]]


'''[[برج شهیاد آریامهر]]''' - در روز ۲۴ مهر ماه ۱۳۵۰ شامگاهان به ساعت ۱۸ و سی دقیقه شاهنشاه آریامهر و میهمانان بلندپایه ملت ایران در جشن‌های ۲۵۰۰ سال بنیانگذاری شاهنشاهی ایران  از شیراز رهسپار تهران شدند و با خودرو به میدان شهیاد تشریف فرما شدند و در آیین باشکوهی برج شهیاد آریامهر و موزه  آن را گشودند. شهیاد آریامهر به دستور [[شهبانو فرح پهلوی]]  در یادبود [[جشن‌های ۲۵۰۰ سال بنیانگذاری شاهنشاهی ایران]] طراحی و ساخته شد. در سال ۱۳۴۵ پروژه نماد شناسایی ایران میان معماران ایرانی از سوی دفتر [[شهبانو فرح پهلوی]] به مسابقه گذاشته شد. سرانجام  پروژه مهندس جوان بیست و شش ساله‌ای به نام حسین امانت دانش‌آموخته دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران برنده شد.  
'''[[سوءقصد به جان شاهنشاه محمدرضا شاه پهلوی کاخ مرمر ۲۱ فروردین ۱۳۴۴ ]]''' - روز ۲۱ فروردین ماه ۱۳۴۴ برابر با ۱۰ آپریل ۱۹۶۵ سرباز وظیفه  رضا شمس‌آبادی در کاخ مرمر به شاهنشاه ایران تیراندازی کرد. به شاهنشاه از این رویداد شوم آسیبی نرسید ولی دو تن از درجه‌داران وفادار گارد شاهنشاهی کشته شدند. شمس‌آبادی نیز جا بجا کشته شد. هر سال در روز ۲۱ فروردین ماه برای اینکه از این ترور اهریمنی گزندی به جان شاهنشاه نرسید در سراسر کشور آیین نیایش برگزار شد و روز ۲۱ فروردین ماه روز نیایش نام گرفت.  


برنشاندن لوحه بنای شهیاد آریامهر - در روز ۱۱ آبان ماه ۱۳۴۶ شاهنشاه آریامهر در آیینی لوحه بنای برج شهیاد را به مناسبت دو هزار و پانسدمین سال شاهنشاهی ایران در میدانی که ساخته خواهد شد، برنشاندند. در این آیین امیرعباس هویدا نخست‌وزیر، رییس مجلس سنا، رییس مجلس شورای ملی، وزیر کشور، وزیر آبادانی و مسکن، رییس هیات مدیره شرکت نفت، شهردار تهران و شماری از بزرگان فنی و ادبی تهران بودند.
در پی سوءقصد به شاهنشاه، شش تن از هموندان کنفدراسیون دانشجویان ایرانی که کوتاه زمانی پیش از انجام این رویداد اهریمنی به ایران بازگشته بودند، همراه با چند تن دیگر دستگیر شدند. این دانش‌آموختگان، کمونیست‌های مائوییست خطرناکی بودند که در پی براندازی حکومت مشروطه شاهنشاهی ایران و برقراری حکومتی همانند کوبا، ویتنام و الجزایر از راه جنگ‌های پارتیزانی، کشتن سران کشور و ترساندن مردم پس از به پایان رساندن دوره‌های تروریستی وارد ایران شدند.  پس از این رخداد شوم پلیس و سازمان امنیت و اطلاعات کشور بررسی گسترده‌ای را آغاز کردند.  


پیرامون میدان گروهی از دانش آموزان دختر دبیرستان‌ها با پرچم ایران و شاخه گلی در دست ایستاده بودند. در داخل میدان گروه دیگری از دختران دبیرستانی در دو رده با شاخه‌های گل و در پیشاپیش آنان هفت دختر سپیدپوش با شمعدان و لاله و آیینه در دست ایستاده بودند. هنگامی که هلیکوپتر شاهنشاه در آسمان میدان نمایان شد، میهمانان ابراز شور و شادمانی کردند. پس از نشستن هلیکوپتر و پیاده شدن شاهنشاه آریامهر دو دختر خردسال دسته گلی پیشکش کردند. آنگاه تیمسار صفاری شهردار تهران خوش آمد گفت و سرود ملی ایران نواخته شد و شاهنشاه از برابر گارد احترام گذشتند و در جایگاه ویژه قرارگرفتند. پس از کوتاه زمانی شهردار تهران گزارشی درباره وضع میدان و دگرگونی‌های اجتماعی و انقلاب شاه و مردم به آگاهی همایونی رسانید. شهردار با اشاره به پیوند دیرینه مردم ایران با شاهنشاه خود و ابراز سپاسگزاری مردم از کارهایی که انجام شده است از شاهنشاه درخواست کرد تا « لوح یادبود بنای شهیاد » را برنشانند. در این هنگام شاهنشاه آریامهر به مرکز میدان رفتند و لوحه یادبود را در زمین کارگزاشتند. سپس شاهنشاه از مهندسان پروژه و مهندسان اجراکننده پروژه درباره نخشه و ماکت میدان پرسش‌های فرمودند. شاهنشاه آریامهر هم چنین درباره چگونگی پیاده‌روسازی دستورهای تازه‌ای به مهندسان اجراکننده دادند و آنان را بسیار تشویق کردند.
رضا شمس‌آبادی ۲۷ ساله اهل شمس‌آباد کویر کاشان بود. شمس‌آبادی فرزند سومین شوهر مادر خود بود و تا چند سال پیش در کویر کاشان چوپان بود و زمانی نیز در حمام قریه "حسو" کار می‌کرد. شمس‌آبادی هفت سال پیش با خانواده خود به شهر کاشان آمد و در یک کارگاه پارچه‌بافی کاری پیداکرد. پس از مرگ پدرش وی که نان‌آور مادر پیرش بود از خدمت سربازی معاف شد. وی با [[حزب توده]] و [[جبهه ملی]] همدستی داشت و با گرفتن پول برایشان چاقوکشی می‌کرد و هیاهو راه می‌انداخت. شمس آبادی پیشینه شرارت داشت و بارها زیر پیگرد قانون قرارگرفته بود. با در دست داشتن معافی از خدمت سربازی، در سال ۱۳۴۲ شمس‌آبادی خود داوطلبانه وارد خدمت سربازی شد! و با کمک خائنین کمونیست رخنه کرده در ارتش شاهنشاهی ایران، نگهبان رده دوم گارد جاویدان شد. چند روز پیش از نوروز ۱۳۴۴ رضا شمس‌آبادی در نامه‌ای برای مادرش نوشت که تا روز بیستم فروردین به کاشان خواهد رفت.  


میدان شهیاد بزرگترین میدان ایران است که بیضی شکل و با پهنه‌ای بیش از ۱۱۲٬۰۰۰ متر مربع ساخته شده است، و ۷۸٬۰۰۰ مترمربع پهنه درونی میدان است. پیاده‌روی درونی میدان یک کیلومتر است. قطر بزرگ میدان در راستای خیابان آیزنهاور و جاده کرج و قطر کوچک آن در راستای جاده کمربندی آینده تهران می‌باشد.
شاهنشاه هر روز ساعت ۹ بامداد از کاخ با خودرو به کاخ مرمر می‌روند و در دفترکار خود به رسیدگی کارهای داخلی و خارجی می‌پردازند. هنگامی که شاهنشاه روز شنبه ۲۱ فروردین ماه  به روال همیشه  جلوی پلکان سرسرای کاخ از خودرو پیاده شدند تا وارد ساختمان دفترکار خویش در کاخ مرمر بشوند، سرباز وظیفه گارد که چهل متر دورتر از ساختمان و مسلسل به دست داشت آغاز به تیراندازی کرد و به سوی ساختمان دوید. هیچ یک از گلوله‌های شلیک شده به شاهنشاه نرسید ولی گلوله به باغبان کاخ خورد. اعلیحضرت وارد سرسرا شدند و به درون دفترکار خود رفتند. رضا شمس آبادی شتابان کوشش کرد که خود را به سرسرا برساند. با بلند شدن سدای نخستین رگبار مسلسل یکی از محافظین شاهنشاه که دورتر ایستاده بود به سوی کاخ دوید و به رضا شمس‌آبادی دو تیر شلیک کرد. رضا شمس‌آبادی در همین لحظه به یکی از محافظین درون سرسرا تیر زد و وی زخمی را کرد. شمس‌آبادی هنوز از پای درنیامده بود کماکان سرسرا را به رگبار مسلسل بست تا سرانجام با گلوله‌های دیگر محافظین به زمین افتاد و نابود شد. گارد جانباز شاهنشاه سخت زخمی شد و پیشمرگ دیگر نیز در خون خود غلتید.  پیشخدمت دیگر اعلیحضرت نیز از دست و بازو تیر خورد. در این روز شوم در درازای چند ثانیه دو تن از خدمتگزاران شایسته ایران جان باختند، پیشخدمت شاهنشاه و باغبان زخمی شدند و خائن انیرانی رضا شمس‌آبادی کشته و نابود شد.  


پروژه میدان از مهندس حسین امانت است و مهندس زاهدی، مهندس ناصحی و مهندس خرمی اجراکنندگان آن هستند. در این میدان هتل بزرگی از سوی اوقاف و یک مرکز ایرانشناسی، و در زمین‌های پیرامون آپارتمان سازی و فروشگاه سازی خواهد شد. در میان این میدان نمایشگاهی از آثار شاهنشاهی دو هزار و پانسد ساله ایران بنیاد می‌شود و منشور دوازده گانه انقلاب شاه و مردم نیز در میدان کارگزارده خواهد شد. معماری برج شهیاد آمیزه‌ای از معماری دوران هخامنشی و ساسانی است. این بنای سه طبقه دارای چهار بالابر و دو راه پله و ۲۸۶ پلکان است. در پهنه زیرین برج شهیاد آریامهر چندین موزه، سالن نمایش، نگارخانه و کتابخانه قراردارد.
استوار باباییان نخستین کسی بود که که با سرباز خائن دشمن ایران روبرو شد و به رضا شمس‌آبادی که به سوی کاخ می‌دوید فرمان ایست داد، ولی شمس‌آبادی توجه نکرد، استوار باباییان دو تیر به سوی او شلیک کرد و او را زخمی ساخت. در این زمان رضا شمس‌آبادی تروریست همدست مائوییست‌ها، استوار باباییان را به رگبار مسلسل بست. استوار باباییان که هنوز نیمه جان بود کشان کشان خود را به شمس آبادی رساند و پاهای شمس آبادی را که می‌خواست از پلکان ساختمان کاخ مرمر بالا رود با دو دست گرفت و یک گلوله به پای او شلیک کرد تا شاید او را بازدارد. شمس آبادی استوار باباییان را به رگبار دوم مسلسل بست و به زندگی او پایان داد. شمس آبادی با وجود تیری که خورده بود، به پیش رفت و در سرسرای کاخ مرمر  با استوار لشکری روبرو شد و او را نیز به رگبار مسلسل بست. دست چپ استوار لشکری از بدنش جدا شد، با این همه استوار لشکری با دست راست تیری به سوی شمس آبادی خالی کرد و در دم جان سپرد. در این هنگام، هنوز رضا شمس‌آبادی جان داشت، شمس آبادی که شانه اول فشنگ‌ها را خالی کرده بود کوشش کرد که سی فشنگ شانه دوم را در مسلسل جا بیاندازد که یک سرباز دیگر گردان جاویدان مامور دیواره غربی کنار دفتر کار همایونی به نام گروهبان "ساری زابلی" سر رسید.  گروهبان زابلی نیز پنج تیر به شمس‌آبادی خالی کرد و سرانجام رضا شمس آبادی تروریست مزدور نابود شد. پس از فتنه شوم ۲۵۳۷ شاهنشاهی کنفدراسیونی‌ها استوار ساری زابلی را دستگیر و اعدام کردند.


درازای این بنا ۶۳ متر، بلندای آن از زمین ۴۵ متر است. در ساخت برج آزادی چهل و شش هزار قطعه سنگ بریده و پرداخت شده به کار رفته‌است. در این بنا، قوس اصلی وسط برج، نمادی از طاق کسری انوشیروان در دوره پادشاهی ساسانیان است.
باغبان کاخ مرمر و آقای سیدحسین حساس پیشخدمت ویژه شاهنشاه که آماج گلوله‌های شمس آبادی قرارگرفته بودند به بیمارستان رضا پهلوی تجریش برده شدند.


میدان شهیاد آریامهر بیضی فرم است این میدان با ۴۴۵ متر درازا و ۲۷۵ متر پهنا، پهنه‌ای به بزرگی ۱۲۲٫۳۷۵ متر مربع دارد. در بخش زیرین شهیاد آریامهر غرفه‌هایی از سامانه‌های شاهنشاهی پیش از اسلام در یک سو و غرفه‌هایی از سامانه‌های پس از اسلام برپا شده است. در محور غربی میدان غرفه سامانه پهلوی است که لوحه‌هایی از منشور نه‌گانه انقلاب شاه و مردمزینت بخش آن است.
دستورهای شاهنشاه - شاهنشاه بازماندگان دو استوار جان باخته را مورد مهربانی قراردادند و دستورهایی را برای فراهم ساختن رفاه و سرپرستی خانواده‌های این دو سرباز میهن دادند. اعلیحضرت همایون شاهنشاه سرپرستی فرزندان جان باختگان استوار دوم آیت الله  لشکری و استوار دوم محمدعلی باباییان را پذیرفتند.  


برای دیدار از موزه بازدیدگنندگان با آسانسور به اشکوب زیرین بنا می‌روند و در آنجا سالن سخنرانی و کتابخانه و  موزه بزرگ  و سالن دیداری شنیداری‌های تاریخ ایران و غیره قراردارد.  
استوار دوم محمدعلی باباییان در سال ۱۳۱۰ خورشیدی در قمصر کاشان زاده شد و پس از به پایان رساندن دبستان و دبیرستان در سال ۱۳۲۸ وارد خدمت شد. وی پس از گذراندن خدمت در دژبان برای گُردان جاویدان برگزیده شد. تا اینکه روز ۲۱ فروردین ماه ۱۳۴۴ در راه انجام وظیفه جان باخت. استوار محمد علی باباییان از سربازان شایسته‌ای بود به دریافت سپاسنامه "افتخار جاویدان سرافراز شده بود، در درازای خدمت خود بیش از ۵ نشان: رستاخیز، ۲۸ امرداد، نشان طلای کشور نروژ و نشان طلای کشور دانمارک را دریافت نموده بود. از استوار باباییان همسر و  سه پسرش بر جای ماندند.


گشایش شهیاد آریامهر و موزه ششم بهمن - [[محمدرضا شاه پهلوی|اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر شاهنشاه ایران]] و [[شهبانو فرح پهلوی|علیاحضرت شهبانو فرح پهلوی]] پس از پایان یافتن بخشی از [[جشن‌های ۲۵۰۰ سال بنیانگذاری شاهنشاهی ایران]] که با بودن پادشاهان و رییس جمهورهای بیش از هفتاد کشور در تخت جمشید برگزار شد به همراهی برخی از سران دیگر کشورها به تهران بازگشتند.  
استوار دوم آیت‌الله لشکری در سال ۱۳۰۵ در آبادی دو دانگه از روستاهای قزوین زاده شد. پس از به پایان رساندن دبستان و دبیرستان در سال ۱۳۲۶ وارد لشکر یکم پادگان مرکز شد.  این پادگان پس از چند سالی به گارد شاهنشاهی دگرگون شد. استوار لشکری پس از گذراندن آموزشگاه گروهبانی به درجه گروهبان سومی رسید و از همان آغاز به خدمت گردان جاویدان درآمد. استوار لشکری با نشان دادن درستی و پاکی در تاریخ ۱ بهمن ماه ۱۳۴۰ برای خدمت در دسته نگاهبانی ویژه گردان جاویدان برگزیده شد. وی در دوره خدمت بارها از خود شایستگی نشان داد و بدین روی در سپاسنامه‌ای  به دریافت نشان "افتخار جاویدان" نایل آمد. شادروان لشکری در درازای خدمت خود به گرفتن نشان‌های رستاخیز خدمت، ۲۸ امرداد ماه و چند نشان از پرزیدنت‌های کشورها سرافراز شد. از استوار لشکری ۴ دختر و ۲ پسر از ۱۵ ساله تا ۵ ساله برجای ماند. همسر استوار لشکری گفت: سلامت وجود شاهنشاه برای ما بزرگترین سعادت است، شوهر من از شش سال قبل مامور مخصوس حفاظت شاهنشاه گردید. یک "لشکری" با افتخار خدمت به شاهنشاه و میهن از میان رفت ولی دو "لشکری" دیگر (اشاره به دو پسر استوار لشکری) به یادگار گذاشت. این دو بزرگ خواهند شد و جای پدرشان را خواهند گرفت.


در روز ۲۴ مهرماه ۱۳۵۰ شاهنشاه ایران و علیاحضرت شهبانو و برخی از سران دیگر کشورها در آیین بزرگداشت [[رضا شاه پهلوی|اعلیحضرت همایون رضا شاه بزرگ]] در شهر ری آرامگاه بنیانگذار ایران نوین را گلباران کردند و تاج گل‌های بسیار باشکوهی بر آرامگاه بزرگ مرد تاریخ ایران نهادند.  
جارنامه رسمی دولت - پس از رخداد شوم ۲۱ فروردین ماه در کاخ مرمر، بازجویی و بررسی‌های دامنه‌داری برای روشن ساختن چگونگی انجام این رخداد و یافتن محرکین از سوی مقامات انتظامی و امنیتی ارتش آغاز گردید. به دنبال آگاهی‌هایی که از بستگان و نزدیکان سرباز وظیفه رضا شمس‌آبادی به دست آمد، رفت و آمد شمس‌آبادی با احمد کامرانی، زاده سال ۱۳۱۸ خورشیدی در کاشان آشکار شد. احمد کامرانی تا کلاس پنجم دبیرستان محمودیه کاشان درس خوانده و رادیوساز بود. پس از بازجویی‌هایی که درباره احمد کامرانی انجام یافت و آنچه خود کامرانی به زبان آورد، رو شد که نامبرده با دانستنی‌های فنی خود در کارخانه ارج کار می‌کرد. کامرانی در آن کارخانه با نشان دادن شایستگی فنی مورد توجه یکی از مهندسین کارخانه به نام مهندس احمد منصوری تهرانی مقدم قرارگرفت که به رفت و آمد و دوستی ژرف میان این دو کشیده شد. این رفت و آمد و نزدیکی پس از بیرون انداختن احمد کامرانی از کارخانه ارج و بازکردن یک مغازه رادیوسازی در جوادیه ژرفتر شد.  


شامگاهان شاهنشاه آریامهر و سران برخی از کشورهای میهمان،  در میدان شهیاد گردآمدند. اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر شاهنشاه ایران در آیین با شکوهی برج شهیاد آریامهر و موزه تاریخ ۲۵۰۰ سال شاهنشاهی ایران و سالن شنیداری و دیداری را برای بهره‌برداری گشودند و از [[منشور حقوق بشر کوروش]] بزرگ پرده‌برداری کردند.
مهندس منصوری دانش‌آموخته رشته برق از دانشگاه منچستر به هنگام تحصیل در انگلستان همانند برخی از دانشجویان با باورهای کمونیستی آشنا شد و به ایدئولوژی کمونیستی مائو گروید. دارندگان این ایدئولوژی آن چنان در این راه پیش رفتند که اندیشه‌های حزب منحله توده و کمونیسم شوروی را دیگر نپذیرفتند. مهندس منصوری با کسان زیر نیز رفت و آمد داشت: ۱- پرویز نیکخواه: رییس آزمایشگاه دانشکده صنعتی دانش‌آموخته رشته فیزیک از دانشگاه منچستر و رییس فدراسیون انجمن‌های دانشجویان ایرانی مقیم انگلستان ۲- منصور پورکاشانی: استاد دانشکده صنعتی دانش‌آموخته رشته نساجی از دانشگاه منچستر  و رییس انجمن دانشجویان ایرانی مقیم لندن  ۳- فیروز شیروانلو: کارمند موسسه فرانکلین و دانش‌آموخته در منچستر - شیروانلو مدتی قائم‌مقام کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و ریاست واحد هنری دفتر شهبانو فرح پهلوی را بر عهده داشت. سرهنگ شیروانلو، پدر فیروز در ساواک مترجم زبان روسی بود. فیروز با بورس تحصیلی ساواک به انگلستان رفت و به کنفدراسیون دانشجویان ایرانی در خارج از کشور پیوست.  ۴- محسن رسولی: مهندس برق در شرکت شبرنگ دانش‌آموخته دانشگاه ویلز در انگلستان و هم‌بند کنفدراسیون دانشجویان ایرانی در خارج از کشور


در ساعت ۱۸ و سی دقیقه شاهنشاه آریامهر و میهمانان بلندپایه ملت ایران با خودرو به میدان شهیاد تشریف فرما شدند. پیشتر علیاحضرت شهبانو با همسران سران و بزرگان کشورهایی که در بزرگداشت ۲۵۰۰ سال شاهنشاهی ایران و ارج نهادن به ملت بزرگ ایران به تخت جمشید آمده بود و خاندان شاهنشاهی پهلوی، امیرعباس هویدا نخست وزیر، رییس مجلس سنا، رییس مجلس شورای ملی، هیات دولت، سناتورهای مجلس سنا، نمایندگان مجلس شورای ملی، سفیران و نمایندگان سیاسی کشورهای خارجی و سران و بزرگان کشوری و لشکری ایران همگی در میدان شهیاد چشم به راه رسیدن اعلیحضرت و میهمانان بودند.
سوءقصد به جان شاهنشاه محمدرضا شاه پهلوی کاخ مرمر ۲۱ فروردین ۱۳۴۴ را بخوانیم و بدانیم که دشمنان حکومت مشروطه خواستند که با این سوقصد، حکومت مشروطه را براندازند ولی در سال ۱۳۴۴ خورشیدی نتوانستند هدف‌های اهریمنی خود را به انجام برسانند ولی زیر نام کنفدراسیون دانشجویان خارج از کشور به رهبری خمینی فعالیت‌های خائنانه خود را ادامه دادند تا در روز ۲۲ بهمن ماه ۲۵۳۷ شاهنشاهی به هدف خود رسیدند و حکومت مشروطه پارلمانی ایران را برانداختند. [[سوءقصد به جان شاهنشاه محمدرضا شاه پهلوی کاخ مرمر ۲۱ فروردین ۱۳۴۴|هم میهنان نوشتار سوءقصد به جان شاهنشاه و دادگاه این آدمکشان را کامل بخوانیم زیرا امروز همین آدمکشان در رسانه های برون مرزی برای ملت ایران نسخه‌های حکومتی می نویسند و پادشاهی پارلمانی و سوسیال دمکرات و لیبرال دمکرات و ... شده‌اند تاریخ را با سند و مدرک بیاموزید و به دیگر هم میهنان نیز یاد بدهید که این تنها راه آزادی ایران و ایرانی است. نام و یاد مردان دلیر گارد جاویدان که از جان شاهنشاه ایران نگاهبانی کردند و با گلوله‌های دشمنان ایران جان باختند گرامی داریم - روانشان شاد]]'''
 
زمانی که خودرروی شاهنشاه آریامهر وارد میدان شهیاد شد، اهالی پایتخت که پیرامون میدان گردآمده بودند با غریو "جاوید شاه جاوید شاه" میدان را به لرزه درآوردند. سپاهیان انقلاب، پیشاهنگان و دانش آموزان نیز در پیرامون میدان ایستاده بودند. پرچم‌های همه کشورهایی که در جشن‌های ۲۵۰۰ سال بنیانگذاری شاهنشاهی ایران به مردم ایران پیوسته بودند در اهتزاز بود.
 
شاهنشاه آریامهر و علیاحضرت شهبانو در جایگاه ویژه نشستند و میهمانان نیز در جاهایی که برای آنها پیش بینی شده بودند قرارگرفتند. شاهنشاه مهندس امانت آرشیتکت بنای شهیاد را پذیرفتند و کار مهندس امانت را ستودند.
 
سپس آقای نیک پی شهردار تهران گزارشی رسا برای اعلیحضرت شاهنشاه و علیاحضرت شهبانو و میهمانان خواند:
 
::اعلیحضرتا - علیاحضرتا
::در این سال فرخنده که به نام کوروش کبیر نامگذاری شده و خاطره فروزان ۲۵ قرن استقلال ایران و خدمات گرانبهای قوم ایرانی به تمدن و فرهنگ بشری تجدید و باشکوه و عظمتی خاص مورد ستایش و تجلیل قرار می‌گیرد برای جان نثار موجب کمال افتخار است که به نمایندگی از طرف ساکنان پایتخت جشن دوهزار و پانسدمین سال بنیانگذاری شاهنشاهی ایران را به پیشگاه مبارک اعلیحضرت همایون شاهنشاه آریامهر تبریک و تهنیت عرض کرده و مقدم میهمانان عالیقدر اعلیحضرتین را به پایتخت کشور شاهنشاهی ایران گرامی دارد، شاهنشاهی ایران که ۲۵۰۰ سال پیش از به دست کوروش بزرگ بر شالوده متین پیوندهای ملی و رعایت حقوق بشر بنیانگذاری شده و در خلال قرون و اعصار به صورت مقدس‌ترین ودیعه نسل به نسل به دست توانای شاهنشاهان نامدار این سرزمین کهنسال پاسداری شده است، امروز از موهبت زمامداری، رهبری و شاهنشاهی برخوردار است که با اعلام و اجرای اصول انقلاب سفید شاه و مردم چهره اقتصادی و اجتماعی ایران را در جهت پیشرفت و پیروزی کشور و سرفرازی و بهروزی همه طبقات مردم دگرگون کرده و با عنایت به جنبه‌های بشردوستانه و تعالیم کوروش کبیر نقش تاریخی خود را در تامین عظمت  و سربلندی شاهنشاهی ایران جاودانی فرموده‌اند.
::از درگاه یزدان پاک مسئلت دارد که نظام شاهنشاهی و ملت بزرگ ایران همواره سرفراز و پایدار بماند و سهم خود را در نگهبانی مواریث مقدس ملی و گسترش فرهنگ اصیل ایرانی و نیل به تمدن بزرگ به شایستگی ایفا کند. در پایان عرایض خویش از پیشگاه خویش از پیشگاه مبارک اعلیحضرت همایون شاهنشاه آریامهر استدعا دارد بنای یادبود شهیاد آریامهر را که از طرف مردم ایران به منظور بزرگداشت این جشن فرخنده و ادای احترام نسبت به رهبر عظیم الشان ایران ایجاد شده است به قدوم مبارک مزین و اجازه فرمایند لوحه‌ای از طلای ناب را که اصول دوازده گانه انقلاب بزرگ ایران همراه با شادباش‌های صمیمانه مردم پایتخت به طور برجسته برآن نقش شده است به پیشگاه ذات اقدس شاهانه تقدیم دارد.
 
در این هنگام شهردار آقای نیک پی لوحه طلایی را به پیشگاه شاهنشاه آریامهر پیشکش نمود. که بر روی لوحه نوشته شده بود:
 
:::چنین باشد خواست خداوند بزرگ که جشن فرخنده دو هزار و پانصدمین سال بنیانگذاری شاهنشاهی ایران در دوران سلطنت پرافتخار اعلیحضرت همایون محمدرضا پهلوی آریامهر شاهنشاه ایران که با به کاربستن اصول دوازده‌گانه شاه و مردم عصر درخشان عظمت و سعادت کشور را پی‌ریزی فرموه‌اند برگزار گردد. برای بزرگداشت و یادبود این روز خجسته شهردار پایتخت این لوحه زرین را که مبین حق‌شناسی و نشانه احساسات پاک و راستین مردم شهر تهران است به پیشگاه همایونی تقدیم می‌دارد. شهردار پایتخت - غلامرضا نیک پی مهر ماه ۱۳۵۰ هجری شمسی
 
موزه ششم بهمن  - سپس اعلیحضرت همایون آریامهر ایران و علیاحضرت شهبانو و میهمانان از موزه دیداری و شنیداری ششم بهمن شهیاد بازدید کردند و شاهنشاه آریامهر از سرپرستان موزه پرسش‌هایی فرمودند. پروژه این موزه از سوی وزارت فرهنگ و هنر ایران و یاری پروفسور ارجمند چکسلواکی یاروس لاو فریش  انجام پذیرفت. پروفسور فریش از پرآوازه‌ترین نابغه‌های مولتی مدیا در دنیا بود.
 
در ژرفای چهل متری زمین، این نمایشگاه داستان دگرگونی‌های اخیر ایران را با تکنیک‌های دیداری و شنیداری بازگو می‌کند. پیش از ورود به نمایشگاه « ششم بهمن » در سالنی تلویزیون‌های بی شماری قراردارد که تماشاگر می‌تواند تصویرهای سه بُعدی بسیاری از سرزمین‌های گوناگون ایران ببیند. در نمایشگاه ششم بهمن روزانه سه برنامه اجرا می‌شود، همزمان که هنرمندان داستان تمدن دیرینه و دگرگونی‌های اخیر را بازگو می‌کنند، در روی سه پرده بزرگ، فرتورهایی از تاریخ تمدن ایران نمایش داده می‌شود. فرتورهای گویا از تاریخ تمدن ایران با شتاب جای خود را به فرتورهای دیگر می‌دهند. افزون بر این، همزمان در روی چند ستونی که در نمایشگاه وجود دارد، فرتورهای دیگر پدیدار می‌شوند. پروفسور فریش در این باره می‌گوید که کوشیده است انقلاب واقعی ایران را در اینجا نشان دهد، انقلاب واقعی، به چمِ دگرگون ساختن بینایی جامعه، دگرگون ساختن رفتارها و دگرگون ساختن انسان‌ها. دگرگونی جامعه کشاورزی و سنتی ایران به یک جامعه صنعتی، انقلابی است که در ایران انجام یافته است و کوشش در این بوده است که همه این دگرگونی‌ها یک پارچه نشان داده شوند.
 
در موزه ششم بهمن بازدیدکننده به  یک نمایش دیداری و شنیداری تاریخ گام می‌نهد که با کمک نوین‌ترین دستاوردهای فنی قرن بیستم ، داستانی را به شیوه‌ای تازه و پویا نشان می‌دهد. به تکنیک نمایش از پشت، داستان فیلم با چهار پروژکتور همزمان با چهار پرده‌ی سینمایی بر روی پرده می‌آید. هر یک از این پرده‌ها به اندازه‌های ۳۵۰۰  *  ۵۰۰۰ میلیمتر است. در جلوی پرده‌ها ستون‌هایی با درازای گوناگون از سقف آویخته‌اند. این ستون‌ها می‌توانند خودکار و افقی به راه بیفتند. رو به روی آنها پرده‌های نمایش اسلاید قراردارند. بر روی هم ۵۲ پرده‌ی ۱۰۰  * ۱۰۰ میلیمتری برای ستون‌ها پیش بینی شده‌اند. دو پروژکتور اسلاید که با یکدیگر الکترونیکی پیوند خورده‌اند ، بر روی  هر یک از پرده‌ها،  اسلاید نشان می‌دهند. افزون بر پروژکتوری که ویژه نمایش بر پرده‌ی بزرگ می‌باشد،  پروژکتورهایی دیگری بر هر یک از  ستون‌ها آویزان است که در میان پرده برنامه‌ها بر مرمر پای هر ستون یک نمایش چندرسانه ایی اجرا می‌کند.
 
تالار سخنرانی به فرم پلکان ساخته شده است. دیوارهای عمودی (تکیه‌ی پشت) یک فرتور شفاف بزرگ را فرم می‌دهد که از پشت به کمک چراغ‌های مهتابی ویژه که دستگاه‌های الکترونیک کم و زیاد کردن نور در آن کارگذاشته شده است، روشن می‌شود.
 
همین تکنیک برای سقف تالار سخنرانی به کار برده است و به فرم یک فرتور بزرگ درخشان بنا شده است و پهنه این فرتور  ۷۲۰ متر مربع می‌باشد. در اینجا  نور و حرکت بسیار به کار برده شده است. همه دستگاه‌ها خودکار هستند و در آنها از مدرن‌ترین سیستم‌های کنترل دیجیتالی بهره گرفته شده است. سیستم درونی دربرگیرنده یک دستگاه آوانگهدار (ضبط صوت) هشت کاناله است. سدای گرفته شده (ضبط شده) بر ۴ کانال به تالار سخنرانی رسانده می‌شود. یک کانال ویژه کنترل الکترونیک کار همزمان سداگیری و پروژکتورهای سینمایی می‌باشد. 
 
یک کانال، ویژه ساماندهی زمان‌ها است. بر دو کانال دیگر رویهم ۱۷۶ فرمان (کامِند) دیجیتالی نگهداری می‌شوند. آمیختار گوناگون این فرمان‌ها در ۵۰۰ هزارم ثانیه خوانده می‌شوند. خواندن فرمان‌ها در دستگاه بازخوانی انجام می‌شود که به نوبه خود گونهای پیام‌ها را برای راه اندازی ستون‌ها، پیوستگی نمایش اسلایدها، کنترل نورها و جنبش‌ها و بازایستا ساختن  دستگاه‌ها در پایان برنامه می‌فرستد.  هم چنین بازگشت همه پروژکتورهای اسلاید، بازپیچی فیلم‌ها و نوارهای مغناطیسی و آماده سازی همه دستگاه‌ها برای برنامه پسین خودکار می‌باشد. پروژکتورهای اسلاید لامپ‌های ویژه ی هالوژن و پروژکتورهای فیلم به چراغ‌های افقی گزنون بدون اوزون دارند.
 
اعلیحضرتین و میهمانان از "سرای اندیشه " ، « گذرگاه زمان » ، « تالار پذیرایی » ، « سرای والاحضرت همایون ولیعهد » ، « ایران شکوه زندگی »  ، « تالار دیداری و شنیداری انقلاب سپید » ، « سرای اعلیحضرت همایون شاهنشاه آریامهر » ، « سرای علیاحضرت شهبانوی ایران »  ،  « تالار دانستنی‌ها » ،  « آیینه ایران زمین »  و « کتابخانه » بازدید فرمودند . نمایشگاه پژوهش‌های ایرانیان، برنامه‌های دیداری و شنیداری در سالنی به فرم نقشه ایران و موزه ۲۵۰۰ سال شاهنشاهی ایران  در این موزه برجای ماندنی‌های تاریخی ایران که از دوره‌های بسیار دور و پیش از تجاوز اسلام به ایران گردآوری شده بود به نمایش گزارده شد.
 
در پایان آیین گشایش شهیاد آریامهر، آتشبازی بسیار باشکوهی انجام شد. شاهنشاه و شهبانو به همراه مردم پایتخت و میهمانان بلندپایه ملت ایران در این پایکوبی و هلهله، یادبود جاودانه‌ای برای ۲۵۰۰ سال شاهنشاهی ایران و نماد کشور ایران بر جای گذاشتند.
 
موزه ایران شکوه زندگی - موزه ایران شکوه زندگی که بسیار شکوهمند ساخته و آرایش یافته است، فرهنگ گذشته و تمدن کنونی ایران را نشان می‌دهد. نوار نقاله‌ای تماشاگران را دور موزه می‌چرخاند. زمین فرش موزه نقشه ایران است که در شمال آن دریای مازندران و در جنوب آن شاخاب پارس (خلیج پارس) و جزایرش تنگه هرمز و دریای عمان با حوضچه‌هایی که در آن آب روان است نشان داده می‌شود. افزون بر این در شمال دریای مازندران آب نمایی که از آبشارهای بی شمار ساخته شده است، قراردارد. این آب‌ها نشانه اهمیت و ارزش والای آن در سرزمین سوزان ایران دارد. در روی نقشه ایران سرزمین‌ها و شهرهای گوناگون با برنشاندن هنر یا صنعتی که در آن جا ساخته و یا یافته می‌شود، نمادین به نمایش گزارده شده‌اند.  اسپهان با صنایع [[ذوب آهن ایران]] ، شیراز با تخت جمشید نشان داده می‌شوند. همزمان نوزده فیلم گوناگون روی دیوارها تابیده می‌شود، برخی از آنها فکاهی است، از این رو خیلی جالب است. برای نمونه، یکی از یان فیلم‌ها داستان دو قالی است که در شهر تهران گردش می‌کنند و سر راه خود چیزهای زیادی می‌بینند.
 
در جنوب دریای مازندران روی ستونی « اکواریوم » بزرگ با یاری شیلات شمال برنشانده شده است که بیش از دو هزار لیتر آب دارد و درون آن آبزیان دریای خزر به ویژه ماهی‌های کوچک « اوزون برون » جا دارند. این گونه آکواریوم، بزرگترین آکواریوم در ایران است. همه دستگاه‌های نمایش فیلم،  پالایش آب آکواریوم و تلمبه‌های حوضچه‌ها در زیر موزه قراردارد.
 
دو موزه ششم بهمن و ایران شکوه زندگی جدا از هم نیستند. هر دو تمدن ایران را نشان می‌دهند. این یک گردایه فرهنگی بی همانند در جهان می‌باشد که نمایشگر تمدن یکتای ایران است.


</onlyinclude>
</onlyinclude>


[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]
[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۸ آوریل ۲۰۲۶، ساعت ۰۸:۲۳


سوءقصد به جان شاهنشاه برنامه‌ریزی شده از سوی دانشجویان کنفدراسیون
دانشجویان بورسیه در کاخ سعدآباد به پیشگاه شاهنشاه بارمی‌یابند امرداد ۱۳۴۴
استوار دوم باباییان گارد جاویدان
استوار لشکری گارد جاویدان
گروهبان ساری زابلی گارد جاویدان پس از فتنه ۱۳۵۷ به دست کنفدراسیونی‌ها و اسلامیون دستگیر و اعدام شد روانش شاد!
آرامگاه دو جان‌باخته باباییان و لشگری در ابن‌بابویه در سال ۱۳۵۸ به دستور ابراهیم یزدی ویران شد


سوءقصد به جان شاهنشاه محمدرضا شاه پهلوی کاخ مرمر ۲۱ فروردین ۱۳۴۴ - روز ۲۱ فروردین ماه ۱۳۴۴ برابر با ۱۰ آپریل ۱۹۶۵ سرباز وظیفه رضا شمس‌آبادی در کاخ مرمر به شاهنشاه ایران تیراندازی کرد. به شاهنشاه از این رویداد شوم آسیبی نرسید ولی دو تن از درجه‌داران وفادار گارد شاهنشاهی کشته شدند. شمس‌آبادی نیز جا بجا کشته شد. هر سال در روز ۲۱ فروردین ماه برای اینکه از این ترور اهریمنی گزندی به جان شاهنشاه نرسید در سراسر کشور آیین نیایش برگزار شد و روز ۲۱ فروردین ماه روز نیایش نام گرفت.

در پی سوءقصد به شاهنشاه، شش تن از هموندان کنفدراسیون دانشجویان ایرانی که کوتاه زمانی پیش از انجام این رویداد اهریمنی به ایران بازگشته بودند، همراه با چند تن دیگر دستگیر شدند. این دانش‌آموختگان، کمونیست‌های مائوییست خطرناکی بودند که در پی براندازی حکومت مشروطه شاهنشاهی ایران و برقراری حکومتی همانند کوبا، ویتنام و الجزایر از راه جنگ‌های پارتیزانی، کشتن سران کشور و ترساندن مردم پس از به پایان رساندن دوره‌های تروریستی وارد ایران شدند. پس از این رخداد شوم پلیس و سازمان امنیت و اطلاعات کشور بررسی گسترده‌ای را آغاز کردند.

رضا شمس‌آبادی ۲۷ ساله اهل شمس‌آباد کویر کاشان بود. شمس‌آبادی فرزند سومین شوهر مادر خود بود و تا چند سال پیش در کویر کاشان چوپان بود و زمانی نیز در حمام قریه "حسو" کار می‌کرد. شمس‌آبادی هفت سال پیش با خانواده خود به شهر کاشان آمد و در یک کارگاه پارچه‌بافی کاری پیداکرد. پس از مرگ پدرش وی که نان‌آور مادر پیرش بود از خدمت سربازی معاف شد. وی با حزب توده و جبهه ملی همدستی داشت و با گرفتن پول برایشان چاقوکشی می‌کرد و هیاهو راه می‌انداخت. شمس آبادی پیشینه شرارت داشت و بارها زیر پیگرد قانون قرارگرفته بود. با در دست داشتن معافی از خدمت سربازی، در سال ۱۳۴۲ شمس‌آبادی خود داوطلبانه وارد خدمت سربازی شد! و با کمک خائنین کمونیست رخنه کرده در ارتش شاهنشاهی ایران، نگهبان رده دوم گارد جاویدان شد. چند روز پیش از نوروز ۱۳۴۴ رضا شمس‌آبادی در نامه‌ای برای مادرش نوشت که تا روز بیستم فروردین به کاشان خواهد رفت.

شاهنشاه هر روز ساعت ۹ بامداد از کاخ با خودرو به کاخ مرمر می‌روند و در دفترکار خود به رسیدگی کارهای داخلی و خارجی می‌پردازند. هنگامی که شاهنشاه روز شنبه ۲۱ فروردین ماه به روال همیشه جلوی پلکان سرسرای کاخ از خودرو پیاده شدند تا وارد ساختمان دفترکار خویش در کاخ مرمر بشوند، سرباز وظیفه گارد که چهل متر دورتر از ساختمان و مسلسل به دست داشت آغاز به تیراندازی کرد و به سوی ساختمان دوید. هیچ یک از گلوله‌های شلیک شده به شاهنشاه نرسید ولی گلوله به باغبان کاخ خورد. اعلیحضرت وارد سرسرا شدند و به درون دفترکار خود رفتند. رضا شمس آبادی شتابان کوشش کرد که خود را به سرسرا برساند. با بلند شدن سدای نخستین رگبار مسلسل یکی از محافظین شاهنشاه که دورتر ایستاده بود به سوی کاخ دوید و به رضا شمس‌آبادی دو تیر شلیک کرد. رضا شمس‌آبادی در همین لحظه به یکی از محافظین درون سرسرا تیر زد و وی زخمی را کرد. شمس‌آبادی هنوز از پای درنیامده بود کماکان سرسرا را به رگبار مسلسل بست تا سرانجام با گلوله‌های دیگر محافظین به زمین افتاد و نابود شد. گارد جانباز شاهنشاه سخت زخمی شد و پیشمرگ دیگر نیز در خون خود غلتید. پیشخدمت دیگر اعلیحضرت نیز از دست و بازو تیر خورد. در این روز شوم در درازای چند ثانیه دو تن از خدمتگزاران شایسته ایران جان باختند، پیشخدمت شاهنشاه و باغبان زخمی شدند و خائن انیرانی رضا شمس‌آبادی کشته و نابود شد.

استوار باباییان نخستین کسی بود که که با سرباز خائن دشمن ایران روبرو شد و به رضا شمس‌آبادی که به سوی کاخ می‌دوید فرمان ایست داد، ولی شمس‌آبادی توجه نکرد، استوار باباییان دو تیر به سوی او شلیک کرد و او را زخمی ساخت. در این زمان رضا شمس‌آبادی تروریست همدست مائوییست‌ها، استوار باباییان را به رگبار مسلسل بست. استوار باباییان که هنوز نیمه جان بود کشان کشان خود را به شمس آبادی رساند و پاهای شمس آبادی را که می‌خواست از پلکان ساختمان کاخ مرمر بالا رود با دو دست گرفت و یک گلوله به پای او شلیک کرد تا شاید او را بازدارد. شمس آبادی استوار باباییان را به رگبار دوم مسلسل بست و به زندگی او پایان داد. شمس آبادی با وجود تیری که خورده بود، به پیش رفت و در سرسرای کاخ مرمر با استوار لشکری روبرو شد و او را نیز به رگبار مسلسل بست. دست چپ استوار لشکری از بدنش جدا شد، با این همه استوار لشکری با دست راست تیری به سوی شمس آبادی خالی کرد و در دم جان سپرد. در این هنگام، هنوز رضا شمس‌آبادی جان داشت، شمس آبادی که شانه اول فشنگ‌ها را خالی کرده بود کوشش کرد که سی فشنگ شانه دوم را در مسلسل جا بیاندازد که یک سرباز دیگر گردان جاویدان مامور دیواره غربی کنار دفتر کار همایونی به نام گروهبان "ساری زابلی" سر رسید. گروهبان زابلی نیز پنج تیر به شمس‌آبادی خالی کرد و سرانجام رضا شمس آبادی تروریست مزدور نابود شد. پس از فتنه شوم ۲۵۳۷ شاهنشاهی کنفدراسیونی‌ها استوار ساری زابلی را دستگیر و اعدام کردند.

باغبان کاخ مرمر و آقای سیدحسین حساس پیشخدمت ویژه شاهنشاه که آماج گلوله‌های شمس آبادی قرارگرفته بودند به بیمارستان رضا پهلوی تجریش برده شدند.

دستورهای شاهنشاه - شاهنشاه بازماندگان دو استوار جان باخته را مورد مهربانی قراردادند و دستورهایی را برای فراهم ساختن رفاه و سرپرستی خانواده‌های این دو سرباز میهن دادند. اعلیحضرت همایون شاهنشاه سرپرستی فرزندان جان باختگان استوار دوم آیت الله لشکری و استوار دوم محمدعلی باباییان را پذیرفتند.

استوار دوم محمدعلی باباییان در سال ۱۳۱۰ خورشیدی در قمصر کاشان زاده شد و پس از به پایان رساندن دبستان و دبیرستان در سال ۱۳۲۸ وارد خدمت شد. وی پس از گذراندن خدمت در دژبان برای گُردان جاویدان برگزیده شد. تا اینکه روز ۲۱ فروردین ماه ۱۳۴۴ در راه انجام وظیفه جان باخت. استوار محمد علی باباییان از سربازان شایسته‌ای بود به دریافت سپاسنامه "افتخار جاویدان سرافراز شده بود، در درازای خدمت خود بیش از ۵ نشان: رستاخیز، ۲۸ امرداد، نشان طلای کشور نروژ و نشان طلای کشور دانمارک را دریافت نموده بود. از استوار باباییان همسر و سه پسرش بر جای ماندند.

استوار دوم آیت‌الله لشکری در سال ۱۳۰۵ در آبادی دو دانگه از روستاهای قزوین زاده شد. پس از به پایان رساندن دبستان و دبیرستان در سال ۱۳۲۶ وارد لشکر یکم پادگان مرکز شد. این پادگان پس از چند سالی به گارد شاهنشاهی دگرگون شد. استوار لشکری پس از گذراندن آموزشگاه گروهبانی به درجه گروهبان سومی رسید و از همان آغاز به خدمت گردان جاویدان درآمد. استوار لشکری با نشان دادن درستی و پاکی در تاریخ ۱ بهمن ماه ۱۳۴۰ برای خدمت در دسته نگاهبانی ویژه گردان جاویدان برگزیده شد. وی در دوره خدمت بارها از خود شایستگی نشان داد و بدین روی در سپاسنامه‌ای به دریافت نشان "افتخار جاویدان" نایل آمد. شادروان لشکری در درازای خدمت خود به گرفتن نشان‌های رستاخیز خدمت، ۲۸ امرداد ماه و چند نشان از پرزیدنت‌های کشورها سرافراز شد. از استوار لشکری ۴ دختر و ۲ پسر از ۱۵ ساله تا ۵ ساله برجای ماند. همسر استوار لشکری گفت: سلامت وجود شاهنشاه برای ما بزرگترین سعادت است، شوهر من از شش سال قبل مامور مخصوس حفاظت شاهنشاه گردید. یک "لشکری" با افتخار خدمت به شاهنشاه و میهن از میان رفت ولی دو "لشکری" دیگر (اشاره به دو پسر استوار لشکری) به یادگار گذاشت. این دو بزرگ خواهند شد و جای پدرشان را خواهند گرفت.

جارنامه رسمی دولت - پس از رخداد شوم ۲۱ فروردین ماه در کاخ مرمر، بازجویی و بررسی‌های دامنه‌داری برای روشن ساختن چگونگی انجام این رخداد و یافتن محرکین از سوی مقامات انتظامی و امنیتی ارتش آغاز گردید. به دنبال آگاهی‌هایی که از بستگان و نزدیکان سرباز وظیفه رضا شمس‌آبادی به دست آمد، رفت و آمد شمس‌آبادی با احمد کامرانی، زاده سال ۱۳۱۸ خورشیدی در کاشان آشکار شد. احمد کامرانی تا کلاس پنجم دبیرستان محمودیه کاشان درس خوانده و رادیوساز بود. پس از بازجویی‌هایی که درباره احمد کامرانی انجام یافت و آنچه خود کامرانی به زبان آورد، رو شد که نامبرده با دانستنی‌های فنی خود در کارخانه ارج کار می‌کرد. کامرانی در آن کارخانه با نشان دادن شایستگی فنی مورد توجه یکی از مهندسین کارخانه به نام مهندس احمد منصوری تهرانی مقدم قرارگرفت که به رفت و آمد و دوستی ژرف میان این دو کشیده شد. این رفت و آمد و نزدیکی پس از بیرون انداختن احمد کامرانی از کارخانه ارج و بازکردن یک مغازه رادیوسازی در جوادیه ژرفتر شد.

مهندس منصوری دانش‌آموخته رشته برق از دانشگاه منچستر به هنگام تحصیل در انگلستان همانند برخی از دانشجویان با باورهای کمونیستی آشنا شد و به ایدئولوژی کمونیستی مائو گروید. دارندگان این ایدئولوژی آن چنان در این راه پیش رفتند که اندیشه‌های حزب منحله توده و کمونیسم شوروی را دیگر نپذیرفتند. مهندس منصوری با کسان زیر نیز رفت و آمد داشت: ۱- پرویز نیکخواه: رییس آزمایشگاه دانشکده صنعتی دانش‌آموخته رشته فیزیک از دانشگاه منچستر و رییس فدراسیون انجمن‌های دانشجویان ایرانی مقیم انگلستان ۲- منصور پورکاشانی: استاد دانشکده صنعتی دانش‌آموخته رشته نساجی از دانشگاه منچستر و رییس انجمن دانشجویان ایرانی مقیم لندن ۳- فیروز شیروانلو: کارمند موسسه فرانکلین و دانش‌آموخته در منچستر - شیروانلو مدتی قائم‌مقام کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و ریاست واحد هنری دفتر شهبانو فرح پهلوی را بر عهده داشت. سرهنگ شیروانلو، پدر فیروز در ساواک مترجم زبان روسی بود. فیروز با بورس تحصیلی ساواک به انگلستان رفت و به کنفدراسیون دانشجویان ایرانی در خارج از کشور پیوست. ۴- محسن رسولی: مهندس برق در شرکت شبرنگ دانش‌آموخته دانشگاه ویلز در انگلستان و هم‌بند کنفدراسیون دانشجویان ایرانی در خارج از کشور

سوءقصد به جان شاهنشاه محمدرضا شاه پهلوی کاخ مرمر ۲۱ فروردین ۱۳۴۴ را بخوانیم و بدانیم که دشمنان حکومت مشروطه خواستند که با این سوقصد، حکومت مشروطه را براندازند ولی در سال ۱۳۴۴ خورشیدی نتوانستند هدف‌های اهریمنی خود را به انجام برسانند ولی زیر نام کنفدراسیون دانشجویان خارج از کشور به رهبری خمینی فعالیت‌های خائنانه خود را ادامه دادند تا در روز ۲۲ بهمن ماه ۲۵۳۷ شاهنشاهی به هدف خود رسیدند و حکومت مشروطه پارلمانی ایران را برانداختند. هم میهنان نوشتار سوءقصد به جان شاهنشاه و دادگاه این آدمکشان را کامل بخوانیم زیرا امروز همین آدمکشان در رسانه های برون مرزی برای ملت ایران نسخه‌های حکومتی می نویسند و پادشاهی پارلمانی و سوسیال دمکرات و لیبرال دمکرات و ... شده‌اند تاریخ را با سند و مدرک بیاموزید و به دیگر هم میهنان نیز یاد بدهید که این تنها راه آزادی ایران و ایرانی است. نام و یاد مردان دلیر گارد جاویدان که از جان شاهنشاه ایران نگاهبانی کردند و با گلوله‌های دشمنان ایران جان باختند گرامی داریم - روانشان شاد