الگو:نوشتار برگزیده: تفاوت میان نسخه‌ها

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۴۷۵ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
<!-- در اینجا نوشتاری برگزیده از میان درونمایه وبگاه مشروطه می‌آید. -->
<!-- در اینجا نوشتاری برگزیده از میان درونمایه وبگاه مشروطه می‌آید. -->
<onlyinclude>
<onlyinclude>
*
*
[[پرونده:AttentatAttemptShahanshahKakhMarmar21Farvardin1344.mp4|thumb|left|240px|سوءقصد به جان شاهنشاه برنامه‌ریزی شده از سوی دانشجویان کنفدراسیون]]
[[پرونده:ShahanshahStudentsForeignUni1344.jpg|thumb|left|200px|دانشجویان بورسیه در کاخ سعدآباد به پیشگاه شاهنشاه بارمی‌یابند امرداد ۱۳۴۴]]
[[پرونده:SergeantIIBabaiyan21Farvardin1344.jpg|thumb|left|200px|استوار دوم باباییان گارد جاویدان]]
[[پرونده:SergeantIILashkary21Farvardin1344.jpg|thumb|left|200px|استوار لشکری گارد جاویدان]]
[[پرونده:GuardJavidanSergeantSariZaboli1344.jpg|thumb|left|200px|گروهبان ساری زابلی گارد جاویدان پس از فتنه ۱۳۵۷ به دست کنفدراسیونی‌ها و اسلامیون دستگیر و اعدام شد روانش شاد!]]
[[پرونده:BabaianLashgari.jpg|thumb|left|200px|آرامگاه دو جان‌باخته باباییان و لشگری در ابن‌بابویه در سال ۱۳۵۸ به دستور ابراهیم یزدی ویران شد]]


[[پرونده:HIMMohammadRezaShahPahlaviAryamehr22Mehr2530.mp4|thumb|left|200px|سخنان شاهنشاه آریامهر در پذیرایی رسمی از میهمانان ملت ایران ۲۲ مهر ماه ۱۳۵۰]]
[[پرونده:ShahanshahiIran2500YearsGuest22.jpg|thumb|left|160px|شاهنشاه از پادگورنی پیش‌باز می‌کنند]]
[[پرونده:ShahanshahiIran2500YearsGuests1.jpg|thumb|left|160px|پیشباز رسمی از سلیمان فرنجیه رییس جمهور لبنان]]
[[پرونده:ShahanshahAryamehr va PresidentFinland.jpg|thumb|left|160px|پیشباز رسمی از پرزیدنت فنلاند]]
[[پرونده:ShahanshahiIran2500TakhteJamshid6.jpg|thumb|left|160px|پیشباز رسمی از امیر بحرین]]
[[پرونده:ShahanshahiIran2500YearsShiraz5.jpg|thumb|left|160px|شاهنشاه در جایگاه ویژه]]
[[پرونده:ShahanshahiIran2500TakhteJamshid8.jpg|thumb|left|160px|شاهنشاه آریامهر ]]
[[پرونده:ShahanshahiIran2500YearsGuests9.jpg|thumb|left|160px|پرنس رنیه و همسرش گریس کلی]]
[[پرونده:ShahanshahiIran2500YearsAryamehr2.jpg|thumb|left|160px|]]
[[پرونده:ShahanshahiIran2500YearsShahbanoo1.jpg|thumb|left|160px|علیاحضرت شهبانو و امپراتور اتیوپی]]
[[پرونده:ShahanshahiIran2500TakhteJamshid7.jpg|thumb|left|160px|بزرگترین گردهمایی سران کشورها]]
[[پرونده:ShahanshahiIran2500YearsGuest20.jpg|thumb|left|160px|]]


'''[[جشن‌های ۲۵۰۰ سال بنیانگذاری شاهنشاهی ایران/سران دیگر کشورها در تخت جمشید ۲۲ مهر ماه ۱۳۵۰|جشن‌های ۲۵۰۰ سال بنیانگزاری شاهنشاهی ایران در کنار سران دیگر کشورها در تخت جمشید در روز فرخنده ۲۲ مهر ماه ۲۵۳۰ شاهنشاهی زادروز علیاحضرت شهبانو فرح پهلوی]]''' - روز ۲۲ مهر ماه برای همیشه در تاریخ ایران با دو رویداد بزرگ پیوند دارد. نخستین رویداد زادروز فرخنده علیاحضرت شهبانو فرح پهلوی در ۲۲ مهر ماه ۱۳۱۷ خورشیدی برابر با ۱۴ اکتبر ۱۹۳۸ میلادی در تهران است و دیگر رویداد، در چنین روزی بود  که کشور ایران در ۲۲ مهر ماه ۲۵۳۰ شاهنشاهی برگه تازه‌ای به کتاب تاریخ و فرهنگ و تمدن کشور و ملت ایران افزود. امروز این روز بزرگ را به یادآوریم و به علیاحضرت زادروز فرخنده‌اشان را تهنیت بگوییم. ما ایرانیان سرافراز از تاریخ خود هستیم. ما ایرانیان سرافراز از علیاحضرت شهبانو فرح پهلوی هستیم که یادواره همه این رویدادهای شکوهمند ایران را تا به امروز برای ما ملت ایران زنده و پایدار نگاه داشته‌اند. علیاحضرت شهبانو فرح پهلوی نماد ایرانی هستند که از سراسر دنیا سران کشورها  در آن ایران میهمان بودند و ما ایرانیان در سراسر دنیا گرامی و با احترام بودیم. سایه فرخنده علیاحضرت شهبانو فرح پهلوی همواره بر سر همه ایرانیان باد.  
'''[[سوءقصد به جان شاهنشاه محمدرضا شاه پهلوی کاخ مرمر ۲۱ فروردین ۱۳۴۴ ]]''' - روز ۲۱ فروردین ماه ۱۳۴۴ برابر با ۱۰ آپریل ۱۹۶۵ سرباز وظیفه رضا شمس‌آبادی در کاخ مرمر به شاهنشاه ایران تیراندازی کرد. به شاهنشاه از این رویداد شوم آسیبی نرسید ولی  دو تن از درجه‌داران وفادار گارد شاهنشاهی کشته شدند. شمس‌آبادی نیز جا بجا کشته شد. هر سال در روز ۲۱ فروردین ماه برای اینکه از این ترور اهریمنی گزندی به جان شاهنشاه نرسید در سراسر کشور آیین نیایش برگزار شد و روز ۲۱ فروردین ماه روز نیایش نام گرفت.  


دومین رویداد در ۲۲ مهر ماه میهمانی رسمی به سرافرازی ورود بیش از هفتاد تن از سران دیگر کشورها پادشاهان، پرزیدنت‌ها  به ایران، در ارج نهادن به کوروش بزرگ و ۲۵۰۰ سال بنیانگزاری شاهنشاهی ایران زمین بود. هیچگاه تا این زمان، و تا به امروز،  چنین پذیرایی رسمی از پادشاهان و پرزیدنت‌ها و سران کشورها از شمال به جنوب و از شرق به غرب کره زمین در ایران رخ نداده است. چنین دیدار رسمی نه تنها دیگر در ایران روی نداده است بلکه در سراسر گیتی نیز دیگر پیش نیامده است. جشن‌های دوهزار و پانسد سال بنیانگزاری شاهنشاهی ایران، سرافرازی هر ایرانی که بداند از تبار جمشید است و نه از تبار تازی و مغول،
در پی سوءقصد به شاهنشاه، شش تن از هموندان کنفدراسیون دانشجویان ایرانی که کوتاه زمانی پیش از انجام این رویداد اهریمنی به ایران بازگشته بودند، همراه با چند تن دیگر دستگیر شدند. این دانش‌آموختگان، کمونیست‌های مائوییست خطرناکی بودند که در پی براندازی حکومت مشروطه شاهنشاهی ایران و برقراری حکومتی همانند کوبا، ویتنام و الجزایر از راه جنگ‌های پارتیزانی، کشتن سران کشور و ترساندن مردم پس از به پایان رساندن دوره‌های تروریستی وارد ایران شدند. پس از این رخداد شوم پلیس و سازمان امنیت و اطلاعات کشور بررسی گسترده‌ای را آغاز کردند.


رضا شمس‌آبادی ۲۷ ساله اهل شمس‌آباد کویر کاشان بود. شمس‌آبادی فرزند سومین شوهر مادر خود بود و تا چند سال پیش در کویر کاشان چوپان بود و زمانی نیز در حمام قریه "حسو" کار می‌کرد. شمس‌آبادی هفت سال پیش با خانواده خود به شهر کاشان آمد و در یک کارگاه پارچه‌بافی کاری پیداکرد. پس از مرگ پدرش وی که نان‌آور مادر پیرش بود از خدمت سربازی معاف شد. وی با [[حزب توده]] و [[جبهه ملی]] همدستی داشت و با گرفتن پول برایشان چاقوکشی می‌کرد و هیاهو راه می‌انداخت. شمس آبادی پیشینه شرارت داشت و بارها زیر پیگرد قانون قرارگرفته بود. با در دست داشتن معافی از خدمت سربازی، در سال ۱۳۴۲ شمس‌آبادی خود داوطلبانه وارد خدمت سربازی شد! و با کمک خائنین کمونیست رخنه کرده در ارتش شاهنشاهی ایران، نگهبان رده دوم گارد جاویدان شد.  چند روز پیش از نوروز ۱۳۴۴ رضا شمس‌آبادی در نامه‌ای برای مادرش نوشت که تا روز بیستم فروردین به کاشان خواهد رفت.


'''ورود پادشاهان و رییس جمهورها به فرودگاه شیراز ۲۱ مهر ماه ۲۵۳۰ شاهنشاهی''' - در روز ۲۱ مهر ماه هر پانزده دقیقه یکی از سران کشورها با هواپیمای ویژه‌اش بر روی فرودگاه شیراز می‌نشست. والاحضرت شاهپورها و یا هیات دولت در پای پلکان هواپیما خوش‌آمد می‌گفتند. سپس هر یک از سران و بزرگان کشورها با خودرویی که از سوی گارد شاهنشاهی همراهی می‌شد به تخت‌جمشید می‌آمدند و اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر شاهنشاه ایران و علیاحضرت شهبانو فرح پهلوی از آنان پیشباز رسمی می‌نمودند. شاهنشاه می‌فرمودند: "به نام شهبانو و خودم به مناسبت ورود به ایران برای شرکت در جشن‌های ۲۵۰۰ سال شاهنشاهی ایران به شما خوش‌آمد می‌گویم." سپس میهمان به همراه شاهنشاه برای شنیدن سرود ملی کشورش که از سوی گارد شاهنشاهی نواخته می‌شد، بر سکویی می‌ایستادند. سرگرد کریم شمس افسر گارد شاهنشاهی نام و نشان هر یک از سران و بزرگان را با سدایی رسا می‌گفت و از آنها درخواست می‌کرد تا از "گارد احترام" بازدید نمایند.  
شاهنشاه هر روز ساعت ۹ بامداد از کاخ با خودرو به کاخ مرمر می‌روند و در دفترکار خود به رسیدگی کارهای داخلی و خارجی می‌پردازند. هنگامی که شاهنشاه روز شنبه ۲۱ فروردین ماه به روال همیشه  جلوی پلکان سرسرای کاخ از خودرو پیاده شدند تا وارد ساختمان دفترکار خویش در کاخ مرمر بشوند، سرباز وظیفه گارد که چهل متر دورتر از ساختمان و مسلسل به دست داشت آغاز به تیراندازی کرد و به سوی ساختمان دوید. هیچ یک از گلوله‌های شلیک شده به شاهنشاه نرسید ولی گلوله به باغبان کاخ خورد. اعلیحضرت وارد سرسرا شدند و به درون دفترکار خود رفتند. رضا شمس آبادی شتابان کوشش کرد که خود را به سرسرا برساند. با بلند شدن سدای نخستین رگبار مسلسل یکی از محافظین شاهنشاه که دورتر ایستاده بود به سوی کاخ دوید و به رضا شمس‌آبادی دو تیر شلیک کرد. رضا شمس‌آبادی در همین لحظه به یکی از محافظین درون سرسرا تیر زد و وی زخمی را کرد. شمس‌آبادی هنوز از پای درنیامده بود کماکان سرسرا را به رگبار مسلسل بست تا سرانجام با گلوله‌های دیگر محافظین به زمین افتاد و نابود شد. گارد جانباز شاهنشاه سخت زخمی شد و پیشمرگ دیگر نیز در خون خود غلتید.  پیشخدمت دیگر اعلیحضرت نیز از دست و بازو تیر خورد. در این روز شوم در درازای چند ثانیه دو تن از خدمتگزاران شایسته ایران جان باختند، پیشخدمت شاهنشاه و باغبان زخمی شدند و خائن انیرانی رضا شمس‌آبادی کشته و نابود شد.  


پس از نیمروز بازدید از تخت جمشید برنامه‌ریزی شده بود و شاهان و رییس جمهورها و بزرگان کشورها شگفت‌زده از فر و شکوه تخت جمشید در کنار یکدیگر این میراث تمدن و فرهنگ جهانی را از نزدیک دیدند و به بزرگی و کهن سالی ایران و مردم نژاده ایران پی بردند.  
استوار باباییان نخستین کسی بود که که با سرباز خائن دشمن ایران روبرو شد و به رضا شمس‌آبادی که به سوی کاخ می‌دوید فرمان ایست داد، ولی شمس‌آبادی توجه نکرد، استوار باباییان دو تیر به سوی او شلیک کرد و او را زخمی ساخت. در این زمان رضا شمس‌آبادی تروریست همدست مائوییست‌ها، استوار باباییان را به رگبار مسلسل بست. استوار باباییان که هنوز نیمه جان بود کشان کشان خود را به شمس آبادی رساند و پاهای شمس آبادی را که می‌خواست از پلکان ساختمان کاخ مرمر بالا رود با دو دست گرفت و یک گلوله به پای او شلیک کرد تا شاید او را بازدارد. شمس آبادی استوار باباییان را به رگبار دوم مسلسل بست و به زندگی او پایان داد. شمس آبادی با وجود تیری که خورده بود، به پیش رفت و در سرسرای کاخ مرمر  با استوار لشکری روبرو شد و او را نیز به رگبار مسلسل بست. دست چپ استوار لشکری از بدنش جدا شد، با این همه استوار لشکری با دست راست تیری به سوی شمس آبادی خالی کرد و در دم جان سپرد. در این هنگام، هنوز رضا شمس‌آبادی جان داشت، شمس آبادی که شانه اول فشنگ‌ها را خالی کرده بود کوشش کرد که سی فشنگ شانه دوم را در مسلسل جا بیاندازد که یک سرباز دیگر گردان جاویدان مامور دیواره غربی کنار دفتر کار همایونی به نام گروهبان "ساری زابلی" سر رسید.  گروهبان زابلی نیز پنج تیر به شمس‌آبادی خالی کرد و سرانجام رضا شمس آبادی تروریست مزدور نابود شد. پس از فتنه شوم ۲۵۳۷ شاهنشاهی کنفدراسیونی‌ها استوار ساری زابلی را دستگیر و اعدام کردند.


برای ماندن هر یک از سران کشورها چادری برپا شده بود. پذیرایی رسمی در چادری به درازای ۶۸ متر و پهنای ۲۴ متر که در میان اردوگاه قرارداشت برگزار شد. مردان و زنانی که هیچ‌گاه به سبب کینگ یا پرزیدنت بودن و یا اختلاف‌های سیاسی نمی‌توانستند یکدیگر را رو در رو ببینند، در تخت جمشید در سایه کوروش بزرگ کنار هم نشستند و با یکدیگر گفتگو کردند و شکوه و بزرگی ایران را ستودند.  با این جشن نشان داده شد که فرهنگ و تمدن ایران از کهن‌ترین فرهنگ‌های گیتی است و پایه و سرچشمه بسیاری از فرهنگی‌ها و دین‌هایی است .  
باغبان کاخ مرمر  و آقای سیدحسین حساس پیشخدمت ویژه شاهنشاه که آماج گلوله‌های شمس آبادی قرارگرفته بودند به بیمارستان رضا پهلوی تجریش برده شدند.


'''پذیرایی رسمی از میهمانان ۲۲ مهر ماه ۱۳۵۰ زادروز علیاحضرت شهبانو فرح پهلوی'''
دستورهای شاهنشاه - شاهنشاه بازماندگان دو استوار جان باخته را مورد مهربانی قراردادند و دستورهایی را برای فراهم ساختن رفاه و سرپرستی خانواده‌های این دو سرباز میهن دادند. اعلیحضرت همایون شاهنشاه سرپرستی فرزندان جان باختگان استوار دوم آیت الله  لشکری و استوار دوم محمدعلی باباییان را پذیرفتند.


شامگاهان از سوی اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی آریامهر شاهنشاه ایران و علیاحضرت شهبانو فرح پهلوی مهمانی رسمی در تخت جمشید  به سرافرازی ورود پادشاهان، رییس جمهورها، سران و نمایندگان بلندپایه همه  کشورهایی که در جشن ۲۵۰۰ سال بنیانگداری شاهنشاهی ایران شرکت کردند، داده شد. این جشن در روز ۲۲ مهر ماه زادروز فرخنده علیاحضرت شهبانو فرح پهلوی برگزار شد، روزی که "ایران کهن‌تر از تاریخ" با همه ملت‌های گیتی و سران آنان جشن گرفته شدشاهنشاه در بیانات خود بر سر میز شام فرمودند:
استوار دوم محمدعلی باباییان در سال ۱۳۱۰ خورشیدی در قمصر کاشان زاده شد و پس از به پایان رساندن دبستان و دبیرستان در سال ۱۳۲۸ وارد خدمت شد. وی پس از گذراندن خدمت در دژبان برای گُردان جاویدان برگزیده شد. تا اینکه روز ۲۱ فروردین ماه ۱۳۴۴ در راه انجام وظیفه جان باخت. استوار محمد علی باباییان از سربازان شایسته‌ای بود به دریافت سپاسنامه "افتخار جاویدان سرافراز شده بود، در درازای خدمت خود بیش از ۵ نشان: رستاخیز، ۲۸ امرداد، نشان طلای کشور نروژ و نشان طلای کشور دانمارک را دریافت نموده بود. از استوار باباییان همسر و سه پسرش بر جای ماندند.


خانم‌ها و آقایان
استوار دوم آیت‌الله لشکری در سال ۱۳۰۵ در آبادی دو دانگه از روستاهای قزوین زاده شد. پس از به پایان رساندن دبستان و دبیرستان در سال ۱۳۲۶ وارد لشکر یکم پادگان مرکز شد.  این پادگان پس از چند سالی به گارد شاهنشاهی دگرگون شد. استوار لشکری پس از گذراندن آموزشگاه گروهبانی به درجه گروهبان سومی رسید و از همان آغاز به خدمت گردان جاویدان درآمد. استوار لشکری با نشان دادن درستی و پاکی در تاریخ ۱ بهمن ماه ۱۳۴۰ برای خدمت در دسته نگاهبانی ویژه گردان جاویدان برگزیده شد. وی در دوره خدمت بارها از خود شایستگی نشان داد و بدین روی در سپاسنامه‌ای  به دریافت نشان "افتخار جاویدان" نایل آمد. شادروان لشکری در درازای خدمت خود به گرفتن نشان‌های رستاخیز خدمت، ۲۸ امرداد ماه و چند نشان از پرزیدنت‌های کشورها سرافراز شد. از استوار لشکری ۴ دختر و ۲ پسر از ۱۵ ساله تا ۵ ساله برجای ماند. همسر استوار لشکری گفت: سلامت وجود شاهنشاه برای ما بزرگترین سعادت است، شوهر من از شش سال قبل مامور مخصوس حفاظت شاهنشاه گردید. یک "لشکری" با افتخار خدمت به شاهنشاه و میهن از میان رفت ولی دو "لشکری" دیگر (اشاره به دو پسر استوار لشکری) به یادگار گذاشت. این دو بزرگ خواهند شد و جای پدرشان را خواهند گرفت.


از طرف شهبانو و خودم، و به نام ملت ایران، مقدم همه شما را به عنوان گرامی‌ترین میهمانان کشور ما در این هنگام که ملت ایران دوهزاروپانصدمین سال بنیانگذاری وحدت ملی و شاهنشاهی خود را جشن می‌گیرد، شادباش می‌گویم، و اجتماع کنونی شخصیت‌های بزرگ جهانی را در تخت جمشید، زادگاه تاریخی این شاهنشاهی کهن، به فال نیک می‌گیرم، زیرا احساس من این است که در جمع امشب ما، تاریخ گذشته با واقعیت‌های امروز پیوند خورده‌است و چنین پیوندی که بر اساس تفاهم و دوستی تکیه دارد، طبعاً شایسته آن است که به فال نیک گرفته شود.
جارنامه رسمی دولت - پس از رخداد شوم ۲۱ فروردین ماه در کاخ مرمر، بازجویی و بررسی‌های دامنه‌داری برای روشن ساختن چگونگی انجام این رخداد و یافتن محرکین از سوی مقامات انتظامی و امنیتی ارتش آغاز گردید. به دنبال آگاهی‌هایی که از بستگان و نزدیکان سرباز وظیفه رضا شمس‌آبادی به دست آمد، رفت و آمد شمس‌آبادی با احمد کامرانی، زاده سال ۱۳۱۸ خورشیدی در کاشان آشکار شد. احمد کامرانی تا کلاس پنجم دبیرستان محمودیه کاشان درس خوانده و رادیوساز بود. پس از بازجویی‌هایی  که درباره احمد کامرانی انجام یافت و آنچه خود کامرانی به زبان آورد، رو شد که نامبرده با دانستنی‌های فنی خود در کارخانه ارج کار می‌کرد. کامرانی در آن کارخانه با نشان دادن شایستگی فنی مورد توجه یکی از مهندسین کارخانه به نام مهندس احمد منصوری تهرانی مقدم قرارگرفت که به رفت و آمد و دوستی ژرف میان این دو کشیده شد. این رفت و آمد و نزدیکی پس از بیرون انداختن احمد کامرانی از کارخانه ارج و بازکردن یک مغازه رادیوسازی در جوادیه ژرفتر شد.  


اگر ما با اشتیاق کامل از شما دوستان عالیقدر خویش برای شرکت در بزرگترین جشن تاریخ خود دعوت کردیم، به این جهت بود که موضوع این دعوت را شایسته آن می‌دانستیم که شما رنج این سفر را بر خود هموار کنید، زیرا این جشن قبل از هر چیز، بزرگداشت فرهنگی کهن است که به تمام عالم بشریت تعلق دارد. در واقع شما امشب بیش از آنکه میهمان ما باشید، میهمان میزبانی هستید که «تاریخ» نام دارد.
مهندس منصوری دانش‌آموخته رشته برق از دانشگاه منچستر به هنگام تحصیل در انگلستان همانند برخی از دانشجویان با باورهای کمونیستی آشنا شد و به ایدئولوژی کمونیستی مائو گروید. دارندگان این ایدئولوژی آن چنان در این راه پیش رفتند که اندیشه‌های حزب منحله توده و کمونیسم شوروی را دیگر نپذیرفتند. مهندس منصوری با کسان زیر نیز رفت و آمد داشت: ۱- پرویز نیکخواه: رییس آزمایشگاه دانشکده صنعتی دانش‌آموخته رشته فیزیک از دانشگاه منچستر و رییس فدراسیون انجمن‌های دانشجویان ایرانی مقیم انگلستان ۲- منصور پورکاشانی: استاد دانشکده صنعتی دانش‌آموخته رشته نساجی از دانشگاه منچستر  و رییس انجمن دانشجویان ایرانی مقیم لندن  ۳- فیروز شیروانلو: کارمند موسسه فرانکلین و دانش‌آموخته در منچستر - شیروانلو مدتی قائم‌مقام کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و ریاست واحد هنری دفتر شهبانو فرح پهلوی را بر عهده داشت. سرهنگ شیروانلو، پدر فیروز در ساواک مترجم زبان روسی بود. فیروز با بورس تحصیلی ساواک به انگلستان رفت و به کنفدراسیون دانشجویان ایرانی در خارج از کشور پیوست. ۴- محسن رسولی: مهندس برق در شرکت شبرنگ دانش‌آموخته دانشگاه ویلز در انگلستان  و هم‌بند کنفدراسیون دانشجویان ایرانی در خارج از کشور


ما امشب در چند قدمی بنای با عظمت تخت جمشید به دور هم گرد آمده‌ایم که ستون‌های خاموش آن شاهد گذشت بیست‌وپنج قرن با همه رنج‌ها و شادی‌های آن بوده‌اند. همه می‌دانیم که این بنا روزگاری مرکز ثقل جهان بود، ولی این خاطره‌ای است که امروز دیگر تنها به تاریخ تعلق دارد. آنچه اکنون برای ما بسیار مهمتر از این جنبه تاریخی و سیاسی است، این است که این بنا، مرکز حکومتی بود که از نظر فکری بر اساس میراث معنوی کوروش کبیر، یعنی بر پایه احترام به فرد و به حقوق بشر بنیاد نهاده شده بود، و این همان اصلی است که تمام فرهنگ ایرانی بر آن پایه‌ریزی شده‌است.
سوءقصد به جان شاهنشاه محمدرضا شاه پهلوی کاخ مرمر ۲۱ فروردین ۱۳۴۴ را بخوانیم و بدانیم که دشمنان حکومت مشروطه خواستند که با این سوقصد، حکومت مشروطه را براندازند ولی در سال ۱۳۴۴ خورشیدی نتوانستند هدف‌های اهریمنی خود را به انجام برسانند ولی زیر نام کنفدراسیون دانشجویان خارج از کشور به رهبری خمینی فعالیت‌های خائنانه خود را ادامه دادند تا در روز ۲۲ بهمن ماه ۲۵۳۷ شاهنشاهی به هدف خود رسیدند و حکومت مشروطه پارلمانی ایران را برانداختند. [[سوءقصد به جان شاهنشاه محمدرضا شاه پهلوی کاخ مرمر ۲۱ فروردین ۱۳۴۴|هم میهنان نوشتار سوءقصد به جان شاهنشاه و دادگاه این آدمکشان را کامل بخوانیم زیرا امروز همین آدمکشان در رسانه های برون مرزی برای ملت ایران نسخه‌های حکومتی می نویسند و پادشاهی پارلمانی و سوسیال دمکرات و لیبرال دمکرات و ... شده‌اند تاریخ را با سند و مدرک بیاموزید و به دیگر هم میهنان نیز یاد بدهید که این تنها راه آزادی ایران و ایرانی است. نام و یاد مردان دلیر گارد جاویدان که از جان شاهنشاه ایران نگاهبانی کردند و با گلوله‌های دشمنان ایران جان باختند گرامی داریم - روانشان شاد]]'''
 
وقتی که از دیدگاه تاریخ نگاه کنیم، خوب می‌توانیم احساس کنیم که در طول این چند هزار سال هر یک از ملت‌های جهان چه ماجراهای شگرف را در پشت سر گذاشته و چه اندازه در راه دشوار و پر مخاطره‌ای که بشریت در پیش داشته، رنج برده و قربانی داده‌اند. با این همه برای ما به عنوان فرزندان جامعه انسانی، توجه به این حقیقت مایه سربلندی است که بشریت در تمام این تلاش‌ها و دشواری‌ها، در تمام این راهی که طبق اصطلاح معروف قسمت اعظم آن از میان اشک و خون گذشته است، رسالت بزرگ خویش را در راه نیل به کمال مادی و معنوی از یاد نبرده و در این راه از همه آزمایش‌ها سربلند بیرون آمده است، زیرا در تمام این کشاکش، به آن بارقه نبوغی که از آغاز در نهاد نوع آدمی سرشته شده، از تمام عوامل نیرومندی که در برابر او صف‌آرایی کرده بودند، تواناتر و قاطع‌تر بوده‌است. این همان بارقه نبوغی است که به انسان که در آغاز یکی از انواع بی‌شمار موجودات روی زمین بیش نبوده، امکان آن داده‌است که امروز حتی پا از زمین بیرون گذارد و راه بیکران کائنات را به روی خویش بگشاید. توجه به این واقعیت غرورانگیز کافی است که مسئولیت و وظیفه همه مردم نیک‌اندیش جهان را برای ما روشن کند، و من تردید ندارم که جمع امشب ما، جمع مردم نیک‌اندیش است، زیرا این کاملاً منطقی و بدیهی است که هیچ رییس کشوری نمی‌تواند آرزویی جز پیشرفت روزافزون مادی و معنوی افراد ملت خود داشته باشد. فقط می‌باید امید داشت که همه این آرزوها به صورتی هماهنگ با یکدیگر و مکمل همدیگر تحقق یابند تا نتیجه نهایی نه تنها تأمین سعادت قسمتی از مردم جهان، بلکه تأمین سعادت تمام فرزندان آدمی باشد.
 
بدیهی است در این راه هنوز مشکلات بسیاری وجود دارد که غالباً میراث طرز فکر و الزامات گذشته است، ولی امیدوار باشیم که جامعه انسانی همچنان که از تمام آزمایش‌های گذشته پیروز بیرون آمده، این آزمایش نهایی را که بزرگترین و در عین حال ثمربخش‌ترین همه آنها است نیز با پیروزی در پشت سر خواهد گذاشت.
 
همه ما می‌دانیم که هنوز جامعه بشری ما با دشواری‌های بسیار دست به گریبان است. می‌دانیم که قسمت بزرگی از مردم جهان همچنان از فقر، جهل، گرسنگی و از تبعیضات گوناگون رنج می‌برند و هر روز نیز در گوشه و کنار جهان صدای گلوله‌ها را می‌شنویم و با مظاهر مختلف خشونت و کینه‌توزی روبه‌رو می‌شویم. با این همه این را نیز می‌دانیم که اگر جامعه بشری تاکنون موفق به از میان بردن این نابسامانی‌ها و رفع این تبعیضات نشده به هیچ وجه نباید مایوس شویم زیرا رسالت ابدی و تغییرناپذیر بشریت سیر دایم به سوی کمال است و هر یک از ما برای آنکه در مسیر صحیح انجام این رسالت قدم برداریم، می‌باید بکوشیم تا در حدود امکانات و شرایط خود،  دنیا را برای جامعه بشری به صورت یک دنیای محبت و صلح و دوستی درآوریم. دنیایی که در آن هر فرد آدمی بتواند در محیطی امن و فارغ از ترس و نگرانی، از حد اکثر مواهب دانش و تمدن برخوردار شود.
 
مسلما به هیچ یک از مهمانان عالیقدر خودم نکته تازه‌ای نگفته‌ام اگر بگویم که جامعه امروزی بشر قبل از هر چیز از مسئولان اداره امور جهان، از تمام آنهایی که سهمی در اداره سرنوشت ملت‌ها دارند توجه به همین واقعیت را انتظار دارد، همه مردم جهان از هر نژاد و هر کشور و هر طبقه اجتماعی در این خواسته شریکند که در دنیایی دور از دغدغه و اضطراب و دور از خطر دائمی نابودی نوع بشر به سر کنند، و همه آروز دارند که حاصل کار آنها در دنیای دلخواه ایشان تنها در راه تأمین زندگانی بهتر و باز هم بهتری برای آنها به کار افتد.
 
دو هزار و پانصد سال پیش، یکی از فرزندان این سرزمین، کوروش هخامنشی که به همان اندازه که متعلق به ملت ما است متعلق به تاریخ و عالم بشریت است، کوشید تا با ایجاد تحولی اساسی در اصول حکومتی بیرحمانه جهان آن روز، و با بنیانگذاری شیوه حکومتی تازه‌ای بر اساس احترام به حقوق و معتقدات افراد، صفحه تازه‌ای را در تاریخ بگشاید. بسیار رهبران و متفکران و نیک اندیشان دیگر  بعد از او به همین راهی رفتند که سیر تحول مستمر جامعه بشری به سوی کمال، حاصل آن است. آرزو کنیم که با همفکری و همگامی همه نیک اندیشان جهان، بار دیگر در عصر ما تاریخ ورق بخورد و صفحه تازه‌ای گشوده شود که در آن دیگر اثری از تاریکی‌ها، از فقر و جهل و بیماری و گرسنگی، از تبعیض‌ها و از بی عدالتی‌ها نباشد، آرزو کنیم که فرزندان ما برای همیشه در جهانی فارغ از بیم و اضطراب بسر برند و در دیدگاه زندگی خویش چیزی بجز روشنایی و امید نداشته باشند.
 
برای یکایک از شما اعلیحضرتان، روسای محترم و جمهوری، والاحضرتان، عالیجنابان، خانم‌ها و آقایان که به نشان هم بستگی محبت آمیز خود با ملت ایران و با احترام به فرهنگ کهن آن در این جمع تاریخی حضور یافته‌اید، و برای همه رهبران و مسئولان دیگر جهان در این راه آرزوی موفقیت می‌کنم، و با این آرزو جام خود را به سلامتی و شادکامی یکایک شما و با امید رفاه و ترقی روزافزون همه ملت‌های شما می‌نوشم.
 
 
پس از سخنان شاهنشاه هایله سلاسی امپراتور اتیوپی کهن سال‌ترین میهمان به نمایندگی از همه سران دیگر کشورها  در پاسخ به شاهنشاه ایران بیاناتی ایراد کرد.:...
پس از پذیرایی رسمی، همه میهمانان به تخت جمشید رفتند و برنامه نور و سدا اجرا شد و تاریخ کهن ایران برای سران کشورها با تکنیک مدرن نشان داده شد. سپس برنامه با آتش بازی خیره کننده‌ایی  به پایان رسید و شاهنشاه و شهبانو پیشاپیش همه شاهان و رییس جمهورها به سوی چادر پذیرایی به راه افتادند. چشم اندازی که دل هر ایرانی را از سرافرازی می‌فشارد و هیچ ایرانی نمی‌تواند جلوی ریزش اشک خود را بگیرد، نزدیک به یک کیلومتر تا چادرها، همه میهمانان شگفت زده از بزرگی و شکوه ایران و نژاده بودن ایرانیان، پشت سر شاهنشاه نیک اندیش این سرزمین کهن به راه افتادند. چه سرافرازی دارد ایرانی بودن با بیش از هفت هزار سال تاریخ نوشته شده با سند و ۲۵۰۰ سال شاهنشاهی پیشاهنگ فرهنگ و تمدن در سراسر گیتی بودن.


</onlyinclude>
</onlyinclude>


[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]
[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۸ آوریل ۲۰۲۶، ساعت ۰۸:۲۳


سوءقصد به جان شاهنشاه برنامه‌ریزی شده از سوی دانشجویان کنفدراسیون
دانشجویان بورسیه در کاخ سعدآباد به پیشگاه شاهنشاه بارمی‌یابند امرداد ۱۳۴۴
استوار دوم باباییان گارد جاویدان
استوار لشکری گارد جاویدان
گروهبان ساری زابلی گارد جاویدان پس از فتنه ۱۳۵۷ به دست کنفدراسیونی‌ها و اسلامیون دستگیر و اعدام شد روانش شاد!
آرامگاه دو جان‌باخته باباییان و لشگری در ابن‌بابویه در سال ۱۳۵۸ به دستور ابراهیم یزدی ویران شد


سوءقصد به جان شاهنشاه محمدرضا شاه پهلوی کاخ مرمر ۲۱ فروردین ۱۳۴۴ - روز ۲۱ فروردین ماه ۱۳۴۴ برابر با ۱۰ آپریل ۱۹۶۵ سرباز وظیفه رضا شمس‌آبادی در کاخ مرمر به شاهنشاه ایران تیراندازی کرد. به شاهنشاه از این رویداد شوم آسیبی نرسید ولی دو تن از درجه‌داران وفادار گارد شاهنشاهی کشته شدند. شمس‌آبادی نیز جا بجا کشته شد. هر سال در روز ۲۱ فروردین ماه برای اینکه از این ترور اهریمنی گزندی به جان شاهنشاه نرسید در سراسر کشور آیین نیایش برگزار شد و روز ۲۱ فروردین ماه روز نیایش نام گرفت.

در پی سوءقصد به شاهنشاه، شش تن از هموندان کنفدراسیون دانشجویان ایرانی که کوتاه زمانی پیش از انجام این رویداد اهریمنی به ایران بازگشته بودند، همراه با چند تن دیگر دستگیر شدند. این دانش‌آموختگان، کمونیست‌های مائوییست خطرناکی بودند که در پی براندازی حکومت مشروطه شاهنشاهی ایران و برقراری حکومتی همانند کوبا، ویتنام و الجزایر از راه جنگ‌های پارتیزانی، کشتن سران کشور و ترساندن مردم پس از به پایان رساندن دوره‌های تروریستی وارد ایران شدند. پس از این رخداد شوم پلیس و سازمان امنیت و اطلاعات کشور بررسی گسترده‌ای را آغاز کردند.

رضا شمس‌آبادی ۲۷ ساله اهل شمس‌آباد کویر کاشان بود. شمس‌آبادی فرزند سومین شوهر مادر خود بود و تا چند سال پیش در کویر کاشان چوپان بود و زمانی نیز در حمام قریه "حسو" کار می‌کرد. شمس‌آبادی هفت سال پیش با خانواده خود به شهر کاشان آمد و در یک کارگاه پارچه‌بافی کاری پیداکرد. پس از مرگ پدرش وی که نان‌آور مادر پیرش بود از خدمت سربازی معاف شد. وی با حزب توده و جبهه ملی همدستی داشت و با گرفتن پول برایشان چاقوکشی می‌کرد و هیاهو راه می‌انداخت. شمس آبادی پیشینه شرارت داشت و بارها زیر پیگرد قانون قرارگرفته بود. با در دست داشتن معافی از خدمت سربازی، در سال ۱۳۴۲ شمس‌آبادی خود داوطلبانه وارد خدمت سربازی شد! و با کمک خائنین کمونیست رخنه کرده در ارتش شاهنشاهی ایران، نگهبان رده دوم گارد جاویدان شد. چند روز پیش از نوروز ۱۳۴۴ رضا شمس‌آبادی در نامه‌ای برای مادرش نوشت که تا روز بیستم فروردین به کاشان خواهد رفت.

شاهنشاه هر روز ساعت ۹ بامداد از کاخ با خودرو به کاخ مرمر می‌روند و در دفترکار خود به رسیدگی کارهای داخلی و خارجی می‌پردازند. هنگامی که شاهنشاه روز شنبه ۲۱ فروردین ماه به روال همیشه جلوی پلکان سرسرای کاخ از خودرو پیاده شدند تا وارد ساختمان دفترکار خویش در کاخ مرمر بشوند، سرباز وظیفه گارد که چهل متر دورتر از ساختمان و مسلسل به دست داشت آغاز به تیراندازی کرد و به سوی ساختمان دوید. هیچ یک از گلوله‌های شلیک شده به شاهنشاه نرسید ولی گلوله به باغبان کاخ خورد. اعلیحضرت وارد سرسرا شدند و به درون دفترکار خود رفتند. رضا شمس آبادی شتابان کوشش کرد که خود را به سرسرا برساند. با بلند شدن سدای نخستین رگبار مسلسل یکی از محافظین شاهنشاه که دورتر ایستاده بود به سوی کاخ دوید و به رضا شمس‌آبادی دو تیر شلیک کرد. رضا شمس‌آبادی در همین لحظه به یکی از محافظین درون سرسرا تیر زد و وی زخمی را کرد. شمس‌آبادی هنوز از پای درنیامده بود کماکان سرسرا را به رگبار مسلسل بست تا سرانجام با گلوله‌های دیگر محافظین به زمین افتاد و نابود شد. گارد جانباز شاهنشاه سخت زخمی شد و پیشمرگ دیگر نیز در خون خود غلتید. پیشخدمت دیگر اعلیحضرت نیز از دست و بازو تیر خورد. در این روز شوم در درازای چند ثانیه دو تن از خدمتگزاران شایسته ایران جان باختند، پیشخدمت شاهنشاه و باغبان زخمی شدند و خائن انیرانی رضا شمس‌آبادی کشته و نابود شد.

استوار باباییان نخستین کسی بود که که با سرباز خائن دشمن ایران روبرو شد و به رضا شمس‌آبادی که به سوی کاخ می‌دوید فرمان ایست داد، ولی شمس‌آبادی توجه نکرد، استوار باباییان دو تیر به سوی او شلیک کرد و او را زخمی ساخت. در این زمان رضا شمس‌آبادی تروریست همدست مائوییست‌ها، استوار باباییان را به رگبار مسلسل بست. استوار باباییان که هنوز نیمه جان بود کشان کشان خود را به شمس آبادی رساند و پاهای شمس آبادی را که می‌خواست از پلکان ساختمان کاخ مرمر بالا رود با دو دست گرفت و یک گلوله به پای او شلیک کرد تا شاید او را بازدارد. شمس آبادی استوار باباییان را به رگبار دوم مسلسل بست و به زندگی او پایان داد. شمس آبادی با وجود تیری که خورده بود، به پیش رفت و در سرسرای کاخ مرمر با استوار لشکری روبرو شد و او را نیز به رگبار مسلسل بست. دست چپ استوار لشکری از بدنش جدا شد، با این همه استوار لشکری با دست راست تیری به سوی شمس آبادی خالی کرد و در دم جان سپرد. در این هنگام، هنوز رضا شمس‌آبادی جان داشت، شمس آبادی که شانه اول فشنگ‌ها را خالی کرده بود کوشش کرد که سی فشنگ شانه دوم را در مسلسل جا بیاندازد که یک سرباز دیگر گردان جاویدان مامور دیواره غربی کنار دفتر کار همایونی به نام گروهبان "ساری زابلی" سر رسید. گروهبان زابلی نیز پنج تیر به شمس‌آبادی خالی کرد و سرانجام رضا شمس آبادی تروریست مزدور نابود شد. پس از فتنه شوم ۲۵۳۷ شاهنشاهی کنفدراسیونی‌ها استوار ساری زابلی را دستگیر و اعدام کردند.

باغبان کاخ مرمر و آقای سیدحسین حساس پیشخدمت ویژه شاهنشاه که آماج گلوله‌های شمس آبادی قرارگرفته بودند به بیمارستان رضا پهلوی تجریش برده شدند.

دستورهای شاهنشاه - شاهنشاه بازماندگان دو استوار جان باخته را مورد مهربانی قراردادند و دستورهایی را برای فراهم ساختن رفاه و سرپرستی خانواده‌های این دو سرباز میهن دادند. اعلیحضرت همایون شاهنشاه سرپرستی فرزندان جان باختگان استوار دوم آیت الله لشکری و استوار دوم محمدعلی باباییان را پذیرفتند.

استوار دوم محمدعلی باباییان در سال ۱۳۱۰ خورشیدی در قمصر کاشان زاده شد و پس از به پایان رساندن دبستان و دبیرستان در سال ۱۳۲۸ وارد خدمت شد. وی پس از گذراندن خدمت در دژبان برای گُردان جاویدان برگزیده شد. تا اینکه روز ۲۱ فروردین ماه ۱۳۴۴ در راه انجام وظیفه جان باخت. استوار محمد علی باباییان از سربازان شایسته‌ای بود به دریافت سپاسنامه "افتخار جاویدان سرافراز شده بود، در درازای خدمت خود بیش از ۵ نشان: رستاخیز، ۲۸ امرداد، نشان طلای کشور نروژ و نشان طلای کشور دانمارک را دریافت نموده بود. از استوار باباییان همسر و سه پسرش بر جای ماندند.

استوار دوم آیت‌الله لشکری در سال ۱۳۰۵ در آبادی دو دانگه از روستاهای قزوین زاده شد. پس از به پایان رساندن دبستان و دبیرستان در سال ۱۳۲۶ وارد لشکر یکم پادگان مرکز شد. این پادگان پس از چند سالی به گارد شاهنشاهی دگرگون شد. استوار لشکری پس از گذراندن آموزشگاه گروهبانی به درجه گروهبان سومی رسید و از همان آغاز به خدمت گردان جاویدان درآمد. استوار لشکری با نشان دادن درستی و پاکی در تاریخ ۱ بهمن ماه ۱۳۴۰ برای خدمت در دسته نگاهبانی ویژه گردان جاویدان برگزیده شد. وی در دوره خدمت بارها از خود شایستگی نشان داد و بدین روی در سپاسنامه‌ای به دریافت نشان "افتخار جاویدان" نایل آمد. شادروان لشکری در درازای خدمت خود به گرفتن نشان‌های رستاخیز خدمت، ۲۸ امرداد ماه و چند نشان از پرزیدنت‌های کشورها سرافراز شد. از استوار لشکری ۴ دختر و ۲ پسر از ۱۵ ساله تا ۵ ساله برجای ماند. همسر استوار لشکری گفت: سلامت وجود شاهنشاه برای ما بزرگترین سعادت است، شوهر من از شش سال قبل مامور مخصوس حفاظت شاهنشاه گردید. یک "لشکری" با افتخار خدمت به شاهنشاه و میهن از میان رفت ولی دو "لشکری" دیگر (اشاره به دو پسر استوار لشکری) به یادگار گذاشت. این دو بزرگ خواهند شد و جای پدرشان را خواهند گرفت.

جارنامه رسمی دولت - پس از رخداد شوم ۲۱ فروردین ماه در کاخ مرمر، بازجویی و بررسی‌های دامنه‌داری برای روشن ساختن چگونگی انجام این رخداد و یافتن محرکین از سوی مقامات انتظامی و امنیتی ارتش آغاز گردید. به دنبال آگاهی‌هایی که از بستگان و نزدیکان سرباز وظیفه رضا شمس‌آبادی به دست آمد، رفت و آمد شمس‌آبادی با احمد کامرانی، زاده سال ۱۳۱۸ خورشیدی در کاشان آشکار شد. احمد کامرانی تا کلاس پنجم دبیرستان محمودیه کاشان درس خوانده و رادیوساز بود. پس از بازجویی‌هایی که درباره احمد کامرانی انجام یافت و آنچه خود کامرانی به زبان آورد، رو شد که نامبرده با دانستنی‌های فنی خود در کارخانه ارج کار می‌کرد. کامرانی در آن کارخانه با نشان دادن شایستگی فنی مورد توجه یکی از مهندسین کارخانه به نام مهندس احمد منصوری تهرانی مقدم قرارگرفت که به رفت و آمد و دوستی ژرف میان این دو کشیده شد. این رفت و آمد و نزدیکی پس از بیرون انداختن احمد کامرانی از کارخانه ارج و بازکردن یک مغازه رادیوسازی در جوادیه ژرفتر شد.

مهندس منصوری دانش‌آموخته رشته برق از دانشگاه منچستر به هنگام تحصیل در انگلستان همانند برخی از دانشجویان با باورهای کمونیستی آشنا شد و به ایدئولوژی کمونیستی مائو گروید. دارندگان این ایدئولوژی آن چنان در این راه پیش رفتند که اندیشه‌های حزب منحله توده و کمونیسم شوروی را دیگر نپذیرفتند. مهندس منصوری با کسان زیر نیز رفت و آمد داشت: ۱- پرویز نیکخواه: رییس آزمایشگاه دانشکده صنعتی دانش‌آموخته رشته فیزیک از دانشگاه منچستر و رییس فدراسیون انجمن‌های دانشجویان ایرانی مقیم انگلستان ۲- منصور پورکاشانی: استاد دانشکده صنعتی دانش‌آموخته رشته نساجی از دانشگاه منچستر و رییس انجمن دانشجویان ایرانی مقیم لندن ۳- فیروز شیروانلو: کارمند موسسه فرانکلین و دانش‌آموخته در منچستر - شیروانلو مدتی قائم‌مقام کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و ریاست واحد هنری دفتر شهبانو فرح پهلوی را بر عهده داشت. سرهنگ شیروانلو، پدر فیروز در ساواک مترجم زبان روسی بود. فیروز با بورس تحصیلی ساواک به انگلستان رفت و به کنفدراسیون دانشجویان ایرانی در خارج از کشور پیوست. ۴- محسن رسولی: مهندس برق در شرکت شبرنگ دانش‌آموخته دانشگاه ویلز در انگلستان و هم‌بند کنفدراسیون دانشجویان ایرانی در خارج از کشور

سوءقصد به جان شاهنشاه محمدرضا شاه پهلوی کاخ مرمر ۲۱ فروردین ۱۳۴۴ را بخوانیم و بدانیم که دشمنان حکومت مشروطه خواستند که با این سوقصد، حکومت مشروطه را براندازند ولی در سال ۱۳۴۴ خورشیدی نتوانستند هدف‌های اهریمنی خود را به انجام برسانند ولی زیر نام کنفدراسیون دانشجویان خارج از کشور به رهبری خمینی فعالیت‌های خائنانه خود را ادامه دادند تا در روز ۲۲ بهمن ماه ۲۵۳۷ شاهنشاهی به هدف خود رسیدند و حکومت مشروطه پارلمانی ایران را برانداختند. هم میهنان نوشتار سوءقصد به جان شاهنشاه و دادگاه این آدمکشان را کامل بخوانیم زیرا امروز همین آدمکشان در رسانه های برون مرزی برای ملت ایران نسخه‌های حکومتی می نویسند و پادشاهی پارلمانی و سوسیال دمکرات و لیبرال دمکرات و ... شده‌اند تاریخ را با سند و مدرک بیاموزید و به دیگر هم میهنان نیز یاد بدهید که این تنها راه آزادی ایران و ایرانی است. نام و یاد مردان دلیر گارد جاویدان که از جان شاهنشاه ایران نگاهبانی کردند و با گلوله‌های دشمنان ایران جان باختند گرامی داریم - روانشان شاد