الگو:نوشتار برگزیده: تفاوت میان نسخه‌ها

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۹۱۹ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۲: خط ۲:
<onlyinclude>
<onlyinclude>
*
*
[[پرونده:MohammadAliSoltanGhajar5.jpg|thumb|left|260px|محمدعلی سلطان قاجار دشمن مشروطه]]
[[پرونده:Khomeini2537Shahanshahi.jpg|thumb|left|260px|روح الله موسوی خمینی دشمن مشروطه]]


'''[[از مشروطه تا مشروعه ۲۲ بهمن ماه ۱۲۸۵ - ۲۲ بهمن ماه ۱۳۵۷|روز ۲۲ بهمن ماه]]''' از مهمترین روزهای تاریخ ایران است. روز ۲۲ بهمن ماه ۱۲۸۵ روزی است که محمد علی سلطان از ایل قاجار قانون اساسی مشروطه ایران را پذیرفت و پشت یک قرآن نفیس دستینه کرد و نوشت "حکومت ایران مشروطه تامه است. " با این نوشتار و امضا، محمدعلی سلطان تاییدکرد که ایران از « سلطنتی استبدادی » به « سلطنتی کانستیتیوشنال » دگرگون شده است. تا پیش از ۲۲ بهمن سلاطین قاجار ادعا داشتند که قدرت ما از سوی الله می‌آید. پس از ۲۲ بهمن ۱۲۸۵ محمدعلی سلطان قاجار ناچار شد بگوید که قدرت از سوی مردم می‌آید و نه از سوی الله.


مهمترین نهاد نماینده مردم پارلمان است. این پارلمان قوانینی را می‌نویسد و تصویب می‌کند که از سوی دولت و وزارتخانه‌ها به اجرا در می‌آید. این که قدرت از سوی ملت می‌آید هسته بنیادین مشروطه است.
[[پرونده:RoozDerakhtkaary15Esfand.mp4|thumb|left|220px|آیین جشن درختکاری نمودار تمدن کهن ایرانیان  ۱۵ اسفند ماه]]
[[پرونده:Shahanshah Treeplanting.jpg|thumb|left|170px|شاهنشاه آریامهر نهالی را می‌نشانند]]
[[پرونده:ShahanshahDerakhtKaryJashn1341.jpg|thumb|left|170px|شاهنشاه نهالی را می‌نشانند]]
[[پرونده:ShahanshahJashnDerakhtKarr15Esfand2534.jpg|thumb|left|۱۷0px|شاهنشاه بلوط سبزی را در [[شهستان پهلوی]] می‌کارند ۱۵ اسفند ۲۵۳۴ شاهنشاهی]]
[[پرونده:DerakhtKaryDayAhwaz1349a.jpg|thumb|left|170px|ایستاسازی شن‌های روان در خوزستان]]
[[پرونده:StampsJashnDerakhtKary1345.JPG|thumb|left|170px|تمبر یادبود جشن درختکاری ۱۵ اسفند ماه ۱۳۴۵]]
'''[[جشن درختکاری ۱۵ اسفند ماه]]''' - درختکاری و نگاهبانی درخت از برجسته‌ترین و انسانی‌ترین نمودارهای تمدن کهن ایرانیان است. ایرانیان از زمان هخامنشیان با کاشتن درخت در کنار کویرها و دامنه کوه‌ها و کرانه جویبارها جنگل بوجود می‌آوردند و سرزمین آریایی را سبز نگاه می‌داشتند و این کار را کاری بهشتی و آسمانی و انسانی می‌دانستند. زرتشت بزرگ با دست خود در بلخ درخت سرو را کاشت و آیین درختکاری را به مردم آموخت. اعلیحضرت رضا شاه بزرگ نخستین بار این سنت باستانی درختکاری را جشنی ملی و مردمی خواندند و دوباره این آیین والا را زنده کردند. جشن درختکاری که پراکنده از سوی کشاورزان ایران برگزار می‌شد به جشنی ملی و رسمی دگرگون شد. فرمان تاریخی ملی کردن جنگل‌ها که از دستاوردهای درخشان انقلاب شاه و مردم بود جلوی از بین رفتن منابع طبیعی را گرفت و یک بار دیگر سنت کهن درختکاری و نگاهبانی از درخت‌های جنگلی جان تازه‌ای به خود گرفت  جشن درختکاری در پاسداشت این دهش اهورایی است و هر سال در روز ۱۵ اسفند ماه این جشن از سوی شاهنشاه آریامهر با برنشاندن درختی انجام می‌شود.


همواره در ایران کوشش شده است که قدرت را از مردم بگیرند:
'''۱۵ اسفند ماه ۲۵۳۴ شاهنشاهی''' در پیشگاه شاهنشاه آریامهر و علیاحضرت شهبانو و والاحضرت همایون ولیعهد ایران رضا پهلوی و دیگر هموندان خاندان شاهنشاهی ایران، آیین خجسته درختکاری برگزار شد. در این آیین شاهنشاه آریامهر و شهبانو و همه والاحضرت‌ها در ساعت ۱۱ بامداد به بلندی‌های [[شهستان پهلوی]] وارد شدند.  والاحضرت شاهپورها و شاهدخت‌ها، سرکار علیه بانو فریده دیبا، امیرعباس هویدا نخست وزیر و دبیرکل [[حزب رستاخیز ملت ایران]] ، رییس مجلس سنا، رییس مجلس شورای ملی و دیگر بلندپایگان برجسته کشوری و لشکری از اعلیحضرتین و والاحضرت‌ها پیشباز کردند. هنگام ورود اعلیحضرتین وزیر کشاورزی و منابع طبیعی نشان‌های ویژه یادبود آیین درختکاری را به پیشگاه اعلیحضرتین پیشکش کرد . آنگاه اعلیحضرتین و والاحضرت‌ها به جای برگزاری جشن رفتند. در این هنگام [[سرود شاهنشاهی ایران]] از سوی دسته موزیک پیشاهنگان نواخته شد. منصور روحانی وزیر کشاورزی و منابع طبیعی در گزارشی گفت:
:شاهنشاها علیاحضرتا
:در تعالیم زرتشت و سرمشق‌های باستانی همیشه و همه جا از آب و آبادانی، از کشاورزی و سرسبزی، از کشت و نگاهداری درخت به عنوان کارهایی مقدس و نیمه آسمانی یاد شده است. پادشاهان هخامنشی برکتیبه‌ها که کتاب روزگار و دورنمای زمان است بزرگترین آرزوهایشان یعنی نجات این کشور از خشکسالی را نقش می‌کردند. نه تنها این آرزوی شاهان هخامنشی و دستورهای زرتشت و سرمشق‌های نیاکان ما را تحقق نبخشد بلکه گهگاه بلایی آسمانی را مامور خشکسالی این سرزمین کرد و یا ابتلایی زمینی را به صورت حمله اقوام وحشی حواله جان مردم این دیار ساخته، با تمام این احوال ایران باقی ماند چرا که  اعتقاد قلبی ملت ایران به رژیم شاهنشاهی و مقدس و معزز شمردن شاهنشاهان این سرزمین ستون اصلی و بقا و محور اصیل امیدواری مردم ایران زمین بوده و هست و تا ابد خواهد بود.  آثار شوم و عوارض مسموم روزگاران گذشته در کشور ما نشانه‌هایی بسیار دارد. در شهرهای ما روستاهای ما در فرهنگ ما، درمناعت ما در کشاورزی و فلاحت ما ...
:اما در کار کشاورزی از این همه نشانه‌ها هیچکدام به سیاهی و زندگی مناسباتی نبوده که اربابان ستمکار با رعایای زحمتکش و بردبار خویش برقرارکرده بودند. قرن‌ها و فرن‌ها زمین در دست ارباب، کاریز و چشمه ساز یعنی آب در دست مالک و جنگل و مرتع و چراگاه در دست خوانین و متنفذین بود. نتیجه این مالکیت‌های ظالمانه بود که کشاورز ایرانی غمی در چهره داشت به نشانه فقر روحی زخمی بر بدن داشت به نشانه فقر جسمی و وصله‌ای بر پیراهن به نشانه فقر مادی لیکن طلوع شاهنشاهی دودمان پهلوی  فصلی تازه و عصری نوین به وجود آورد که می‌بایست چنین بساطی در هم کوفته و چنین ظلمی از میان برداشته شود. قریب سی و شش سال از شاهنشاهی پهلوی گذشت و حوادث و وقایع با میهن ما و با رهبری‌های میهن ما دست و پنجه بسیار نرم کرد تا سرانجام اندیشه تابناک شاهنشاه آریامهر هم چون خورشیدی ابر حوادث را به کناری زد و جان تازه و حیات تازه تری به ملت ایران واز جمله به کشاورز ایرانی عطا فرمود.
:تاریخ اعطای آزادی به کشاورز ایرانی به ظاهر در بهمن ۱۳۴۱ است لیکن همه می‌دانند از همان روزهای نخستین سلطنت و از همان لحظات و ساعات اولین که بر دوش جوانان وطن پرست و غیور به مجلس شورای ملی نزول اجلال فرمودید به فکر نجات این مردم به خصوص اعطای آزادی به طبقه کشاورز و کارگر بودید. و از همان روزها بود که به حکم آنچه در کتاب « ماموریت برای وطنم »  و کتاب « انقلاب سفید » مرقوم فرموده‌اید شبی نبود که با فکر مردم سر بر زمین نگذارید و صبحی نبود که با فکر خدمت به این مرز و بوم سر از بستر برنگیرید. و چنان بود که در انقلاب ششم بهمن نخستین پرچمی را که برافراشتید پرچم نجات زمین و آب بود از چنگ ارباب و نجات چراگاه‌ها و جنگل از دست خوانین در کنار این سه اصل انقلاب یعنی اصلاحات ارضی، ملی شدن جنگل‌ها و مراتع و ملی شدن آب‌های کشور، قانون درخت به عنوان شاه بیتی که از فکر شاهنشاه ایران الهام گرفته باشد و به عنوان یکی از انسانی‌ترین قوانین این سرزمین و به تصویب و تایید و اجرا رسید و ضامن و حامی با ارزش برای گسترش فضایی سبز، تامین سلامت محیط زیست و تعدیل خشکی هوای این سرزمین و تشویق مردم به درختکاری و بهره گیری صحیح و منطقی از این نعمت بهشتی شد. تا آنجا که به یمن نیت خیر و حقیقت محضی که خمیرمایه این اندیشه بهشتی بود، شهرها و روستاها به گسترش درختکاری دست زدند. و دولت نیز به سهم خود در این راه قدم‌های استواری برداشت که ارزش تقدیم گزارشی به پیشگاه مبارک را دارد.
:جمع جنگل کاری تا پایان سال ۲۵۳۴ شاهنشاهی [۱۳۵۴ خورشیدی ] بیش از ۲۹٬۵۰۰ هکتار است که از این رقم ۵ هزار هکتار آن مربوط به سال جاری است. در امر مبارزه با شن روان تا پایان سال ۲۵۳۴ شاهنشاهی بیش از ۳ میلیون و ۶۰۰ هزار شن روان و اراضی کویری تثبیت شده است از این مقدار بیش از سه میلیون هکتار قرق، بیش از ۴۰۰ هزار هکتار بذرپاشی و ۳۰۰ هزار هکتار نهال کاری است که از جمع این دو رقم نزدیک به ۳۵ هزار هکتار با استفاده از مالچ تثبیت و کشت شده است.
:در امر پارک سازی تا پایان سال ۲۵۳۴ شاهنشاهی ۲۵ پارک بزرگ و کوچک جنگلی در جاهای گوناگون کشور ایجاد شد که بزرگ‌ترین این پارک‌ها پارک جنگلی نور با مساحتی حدود ۴۰۰۰ هکتار می‌باشد.
:شاهنشاها
:آنچه هخامنشیان آرزو می‌کردند و زرتشت پیامبر ندا می‌داد و نیاکان ما یادآور می‌شدند و نیاکان ما یادآور می‌شدند،خوشبختانه در این دوره از تاریخ ایران صورت عمل و اجرا به خود گرفت.


۱- محمدعلی سلطان با کمک لیاخوف روسی مجلس شورای ملی دوره نخست را به توپ بست و تعطیل کرد.
۲- مجلس شورای ملی  دوره قانونگذاری دوم از سوی ارتش روسیه بسته شد تا بتوانند مورگان شوستر کارشناس مالیاتی را از ایران بیرون کنند تا کماکان قاجاریان که ایران را ملک شخصی خود می‌دانستند مالیات ندهند.
۳-  مجلس شورای ملی دوره قانونگذاری سوم از سوی ارتش روسیه بسته شد و ایران شش سال در اشغال روسیه و انگلستان بود.
۴- مجلس شورای ملی دوره قانونگذاری دوازدهم از سوی ارتش شوروی و بریتانیا اشغال شد. اعلیحضرت رضا شاه بزرگ وادار به ترک کشور شد و چهار سال کشور ایران در اشغال شوروی، بریتانیا و امریکا بود تا از شاخاب پارس ابزار جنگی به استالین برسانند.
۵- مجلس شورای ملی دوره قانونگذاری هفدهم از سوی محمد مصدق از ایل قاجار با کمک کمونیست‌ها و حزب توده و جبهه ملی بسته شد تا همانند دیگر سلطان‌های قاجار با فرمان حکومت کند.
۶- مجلس شورای ملی دوره قانونگذاری بیست و چهارم از سوی روح الله خمینی و با کمک بیگانگان چون فلسطینی‌ها، سوری‌ها، لیبی، مائوییست‌ها، کمونیست‌های سرسپرده شوروی و کوبا ، چریک‌های فدایی خلق، مجاهدین خلق غیرقانونی خوانده شد و بسته شد.
جنبش مشروطه هر بار توانست که دوباره جان بگیرد و از نو انتخابات را برقرار سازد و هسته بنیادین و پایه مشروطه که قدرت از سوی مردم می‌آید را دوباره برنشاند. خمینی نه تنها خواست که جنبش مشروطه را بازایستاند بلکه خواست که دوباره  « قدرت از سوی الله می‌آید » را برپا سازد، همانند زمان قاجار. به جای سلطان قاجاری او یک رهبر از میان فقها برگزید. خمینی گفت مجلسی که از سوی مردم برگزیده شده باشد قانون نمی‌نویسد بلکه این الله است که قانونگذاری می‌کند. از آنجا که فقها قوانین الله را بهتر از مردم می‌دانند، باید قدرت را در دست داشته باشند که همان « ولایت فقیه » است. انتخابات نمایندگان برای مجلس یا رییس جمهور در چنین سیستم‌هایی که قدرت از سوی الله می‌آید، از دیدگاه سیاسی مفهومی ندارند زیرا که کاندیداهای پارلمان پیشتر از سوی رهبر دست چین شده‌اند. قانون‌هایی که چنین پارلمانی بیرون می‌دهد، تنها پیشنهادهایی به رهبر است که وی می‌تواند آن را رد کند یا دگرگون سازد.
در روز ۲۷  مهر ماه ۲۵۳۷ شاهنشاهی، خمینی از نوفل لوشاتو دیدگاه خود را روشن کرد و گفت: تجربه مشروطیت نباید تکرار شود، جنبش مشروطیت با جامعه روحانیت شروع شد ولی در خارج اسلام و علیه اسلام پایان یافت. هدف اساسی این است که این بار جنبشی را که با اسلام شروع شده به حکومت اسلامی خاتمه یابد. جامعه‌ای باید بوجود آید که در آن پرتو توحید همه جا را فرا گیرد، تجدید حیات ملی میسر گردد و حکومت اسلامی پایه گذاری شود. در حکومت اسلامی تمام احزاب آزادی عملی دارند. در حکومت اسلامی تحصیل و درس خواندن زن در صورتی که مواضع شرع مراعات شود آزاد است. در حکومت اسلامی باید گفت فقط کالایی تولید خواهد شد که مورد مصرف همه باشد تا جامعه به صورت برده مصرف در نیاید. این سخنان در روزنامه اطلاعات ۲۷ مهر ماه ۲۵۳۷ شاهنشاهی به چاپ رسید. تا این زمان اگر یک ایرانی، خمینی و اندیشه‌های خطرناکش را نمی‌شناخت، می‌توانست به روشنی برنامه خمینی را دریابد. تا این زمان مردم ایران برای پایداری مشروطه جنگیدند. علیه محمدعلی سلطان و ارتش روسیه دو سال جنگیدند، علیه ارتش روسیه برای ماندن مورگان شوستر جنگیدند، در جنگ اول جهانی با کمک ژاندارمری علیه قوای بریتانیا و روسیه جنگیدند، در جنگ جهانی دوم مجلس محمدرضا پهلوی ولیعهد ایران را پادشاه ایران خواند تا از فروپاشی مشروطه و کشور ایران جلوگیری کند. مردم ایران رستاخیز ملت ایران را علیه محمد مصدق برپا کردند تا کشور ایران به دست شوروی نیفتد ولی در سال ۲۵۳۷ شاهنشاهی مردم ایران حقوق انسانی و قدرت و استقلال خود را به خمینی پیشکش کردند و امت اسلام شدند.
روز ۲۲ بهمن روز جمهوری اسلامی با توجه به تاریخ برگزیده شد. در این روز خمینی حکومت ایران را مشروعه تام خواند و قوانین سکولار مجلس شورای ملی را به دور ریخت و بر پایه قوانین شریعت و قصاص بر مردم ایران، حکومت استبدادی جمهوری اسلامی را پیاده کرد. در روز ۲۲ بهمن ماه ۲۵۳۷ شاهنشاهی ارتشبد حسین فردوست با همدستی ارتشبد قره باغی رییس ستاد ارتش شاهنشاهی برگه "بی طرفی ارتش " را دستینه نهادند. "بی طرفی ارتش " نشانی برای آشوبگران مسلح پشتیبان خمینی شد. یک گروه روانه کاخ نخست وزیری شدند و شاپور بختیار با هلیکوپتر فرار کرد و گروهی دیگر به کاخ‌های شاهنشاهی یورش بردند. مجاهدین، چریک‌های فدایی خلق و توده ای‌ها که تا بن دندان مسلح بودند به پادگان جی یورش بردند، پادگان را چپاول کردند و به آتش کشیدند. تروریست‌ها به سازمان اطلاعات و امنیت کشور در رشت یورش بردند، شش تن از مامورین را تکه تکه کردند و سرهنگ لحسایی رییس سازمان اطلاعات را به درخت بستند و با چاقو بدن سرهنگ لحسایی را سانتیمتر به سانتیمتر بُریدند. پادگان جمشیدیه، ستاد ارتش، باشگاه افسران، پادگان عباس آباد، پادگان عشرت آباد و مجلس شورای ملی به دست شورشیان مسلح افتاد و غارت شد. باغشاه، ژاندارمری شاهپور، قرارگاه پلیس چهارراه کالج و میدان سپه و خیابان شهباز، پادگان جمشیدیه و دبیرستان نظام چپاول و به آتش کشیده شد. هزاران تن از تروریست‌ها آرامگاه رضا شاه کبیر را محاصره کردند و به ۱۴۰ نظامی در آرامگاه یورش بردند، ۲۶ تن از نظامیان کشتند و ۵۰ تن را زخمی کردند و سپس فرش‌ها و اثاثیه گرانبهای موزه رضا شاه کبیر را چپاول کردند. در تبریز افراد مسلح به کنسولگری امریکا تبریز یورش بردند. در سراسر کشور ناامنی چیره شد و با "بی طرفی ارتش" سامانه مشروطه شاهنشاهی ایران پس از هفتاد و دو سال به دست آشوبگران پشتیبان خمینی افتاد.
با رای به جمهوری اسلامی در روز ۸ فروردین ماه ۱۳۵۸ خورشیدی مردم ایران حکومت پارلمانی را به ولایت فقیه دگرگون ساختند. با این رفراندوم مردم ایران حقوق و قدرت انسانی خود را دو دستی به فقیه دادند. پرسش این است که مردم ایران چگونه حقوق انسانی و بشری خود را که به فقیه به آسانی دادند، پس بگیرند؟ روشن است که ولایت فقیه همان مشروعه است. جنگ میان مشروعه و مشروطه تا به امروز ادامه دارد.  ... '''[[از مشروطه تا مشروعه ۲۲ بهمن ماه ۱۲۸۵ - ۲۲ بهمن ماه ۱۳۵۷|از مشروطه تا مشروعه ۲۲ بهمن ماه ۱۲۸۵ - ۲۲ بهمن ماه ۱۳۵۷ را بخوانیم و بدانیم آنچه را که پدربزرگان با خون خود برای به دست آوردنش جنگیدند، نوه هایشان آن را دو دستی پیشکش دشمنان ایران کردند - پاینده ایران]]'''


بیابان سازی ایران - از سال ۱۳۵۸ با پای گرفتن رژیم اسلامی در ایران برنامه بیابان سازی ایران آغاز شد و تا به امروز ادامه دارد: '''آمدند و کندند و سوختند و کشتند و بردند و رفتند'''
</onlyinclude>
</onlyinclude>


[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]
[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۵ مارس ۲۰۲۶، ساعت ۱۷:۳۹



آیین جشن درختکاری نمودار تمدن کهن ایرانیان ۱۵ اسفند ماه
شاهنشاه آریامهر نهالی را می‌نشانند
شاهنشاه نهالی را می‌نشانند
شاهنشاه بلوط سبزی را در شهستان پهلوی می‌کارند ۱۵ اسفند ۲۵۳۴ شاهنشاهی
ایستاسازی شن‌های روان در خوزستان
تمبر یادبود جشن درختکاری ۱۵ اسفند ماه ۱۳۴۵

جشن درختکاری ۱۵ اسفند ماه - درختکاری و نگاهبانی درخت از برجسته‌ترین و انسانی‌ترین نمودارهای تمدن کهن ایرانیان است. ایرانیان از زمان هخامنشیان با کاشتن درخت در کنار کویرها و دامنه کوه‌ها و کرانه جویبارها جنگل بوجود می‌آوردند و سرزمین آریایی را سبز نگاه می‌داشتند و این کار را کاری بهشتی و آسمانی و انسانی می‌دانستند. زرتشت بزرگ با دست خود در بلخ درخت سرو را کاشت و آیین درختکاری را به مردم آموخت. اعلیحضرت رضا شاه بزرگ نخستین بار این سنت باستانی درختکاری را جشنی ملی و مردمی خواندند و دوباره این آیین والا را زنده کردند. جشن درختکاری که پراکنده از سوی کشاورزان ایران برگزار می‌شد به جشنی ملی و رسمی دگرگون شد. فرمان تاریخی ملی کردن جنگل‌ها که از دستاوردهای درخشان انقلاب شاه و مردم بود جلوی از بین رفتن منابع طبیعی را گرفت و یک بار دیگر سنت کهن درختکاری و نگاهبانی از درخت‌های جنگلی جان تازه‌ای به خود گرفت جشن درختکاری در پاسداشت این دهش اهورایی است و هر سال در روز ۱۵ اسفند ماه این جشن از سوی شاهنشاه آریامهر با برنشاندن درختی انجام می‌شود.

۱۵ اسفند ماه ۲۵۳۴ شاهنشاهی در پیشگاه شاهنشاه آریامهر و علیاحضرت شهبانو و والاحضرت همایون ولیعهد ایران رضا پهلوی و دیگر هموندان خاندان شاهنشاهی ایران، آیین خجسته درختکاری برگزار شد. در این آیین شاهنشاه آریامهر و شهبانو و همه والاحضرت‌ها در ساعت ۱۱ بامداد به بلندی‌های شهستان پهلوی وارد شدند. والاحضرت شاهپورها و شاهدخت‌ها، سرکار علیه بانو فریده دیبا، امیرعباس هویدا نخست وزیر و دبیرکل حزب رستاخیز ملت ایران ، رییس مجلس سنا، رییس مجلس شورای ملی و دیگر بلندپایگان برجسته کشوری و لشکری از اعلیحضرتین و والاحضرت‌ها پیشباز کردند. هنگام ورود اعلیحضرتین وزیر کشاورزی و منابع طبیعی نشان‌های ویژه یادبود آیین درختکاری را به پیشگاه اعلیحضرتین پیشکش کرد . آنگاه اعلیحضرتین و والاحضرت‌ها به جای برگزاری جشن رفتند. در این هنگام سرود شاهنشاهی ایران از سوی دسته موزیک پیشاهنگان نواخته شد. منصور روحانی وزیر کشاورزی و منابع طبیعی در گزارشی گفت:

شاهنشاها علیاحضرتا
در تعالیم زرتشت و سرمشق‌های باستانی همیشه و همه جا از آب و آبادانی، از کشاورزی و سرسبزی، از کشت و نگاهداری درخت به عنوان کارهایی مقدس و نیمه آسمانی یاد شده است. پادشاهان هخامنشی برکتیبه‌ها که کتاب روزگار و دورنمای زمان است بزرگترین آرزوهایشان یعنی نجات این کشور از خشکسالی را نقش می‌کردند. نه تنها این آرزوی شاهان هخامنشی و دستورهای زرتشت و سرمشق‌های نیاکان ما را تحقق نبخشد بلکه گهگاه بلایی آسمانی را مامور خشکسالی این سرزمین کرد و یا ابتلایی زمینی را به صورت حمله اقوام وحشی حواله جان مردم این دیار ساخته، با تمام این احوال ایران باقی ماند چرا که اعتقاد قلبی ملت ایران به رژیم شاهنشاهی و مقدس و معزز شمردن شاهنشاهان این سرزمین ستون اصلی و بقا و محور اصیل امیدواری مردم ایران زمین بوده و هست و تا ابد خواهد بود. آثار شوم و عوارض مسموم روزگاران گذشته در کشور ما نشانه‌هایی بسیار دارد. در شهرهای ما روستاهای ما در فرهنگ ما، درمناعت ما در کشاورزی و فلاحت ما ...
اما در کار کشاورزی از این همه نشانه‌ها هیچکدام به سیاهی و زندگی مناسباتی نبوده که اربابان ستمکار با رعایای زحمتکش و بردبار خویش برقرارکرده بودند. قرن‌ها و فرن‌ها زمین در دست ارباب، کاریز و چشمه ساز یعنی آب در دست مالک و جنگل و مرتع و چراگاه در دست خوانین و متنفذین بود. نتیجه این مالکیت‌های ظالمانه بود که کشاورز ایرانی غمی در چهره داشت به نشانه فقر روحی زخمی بر بدن داشت به نشانه فقر جسمی و وصله‌ای بر پیراهن به نشانه فقر مادی لیکن طلوع شاهنشاهی دودمان پهلوی فصلی تازه و عصری نوین به وجود آورد که می‌بایست چنین بساطی در هم کوفته و چنین ظلمی از میان برداشته شود. قریب سی و شش سال از شاهنشاهی پهلوی گذشت و حوادث و وقایع با میهن ما و با رهبری‌های میهن ما دست و پنجه بسیار نرم کرد تا سرانجام اندیشه تابناک شاهنشاه آریامهر هم چون خورشیدی ابر حوادث را به کناری زد و جان تازه و حیات تازه تری به ملت ایران واز جمله به کشاورز ایرانی عطا فرمود.
تاریخ اعطای آزادی به کشاورز ایرانی به ظاهر در بهمن ۱۳۴۱ است لیکن همه می‌دانند از همان روزهای نخستین سلطنت و از همان لحظات و ساعات اولین که بر دوش جوانان وطن پرست و غیور به مجلس شورای ملی نزول اجلال فرمودید به فکر نجات این مردم به خصوص اعطای آزادی به طبقه کشاورز و کارگر بودید. و از همان روزها بود که به حکم آنچه در کتاب « ماموریت برای وطنم » و کتاب « انقلاب سفید » مرقوم فرموده‌اید شبی نبود که با فکر مردم سر بر زمین نگذارید و صبحی نبود که با فکر خدمت به این مرز و بوم سر از بستر برنگیرید. و چنان بود که در انقلاب ششم بهمن نخستین پرچمی را که برافراشتید پرچم نجات زمین و آب بود از چنگ ارباب و نجات چراگاه‌ها و جنگل از دست خوانین در کنار این سه اصل انقلاب یعنی اصلاحات ارضی، ملی شدن جنگل‌ها و مراتع و ملی شدن آب‌های کشور، قانون درخت به عنوان شاه بیتی که از فکر شاهنشاه ایران الهام گرفته باشد و به عنوان یکی از انسانی‌ترین قوانین این سرزمین و به تصویب و تایید و اجرا رسید و ضامن و حامی با ارزش برای گسترش فضایی سبز، تامین سلامت محیط زیست و تعدیل خشکی هوای این سرزمین و تشویق مردم به درختکاری و بهره گیری صحیح و منطقی از این نعمت بهشتی شد. تا آنجا که به یمن نیت خیر و حقیقت محضی که خمیرمایه این اندیشه بهشتی بود، شهرها و روستاها به گسترش درختکاری دست زدند. و دولت نیز به سهم خود در این راه قدم‌های استواری برداشت که ارزش تقدیم گزارشی به پیشگاه مبارک را دارد.
جمع جنگل کاری تا پایان سال ۲۵۳۴ شاهنشاهی [۱۳۵۴ خورشیدی ] بیش از ۲۹٬۵۰۰ هکتار است که از این رقم ۵ هزار هکتار آن مربوط به سال جاری است. در امر مبارزه با شن روان تا پایان سال ۲۵۳۴ شاهنشاهی بیش از ۳ میلیون و ۶۰۰ هزار شن روان و اراضی کویری تثبیت شده است از این مقدار بیش از سه میلیون هکتار قرق، بیش از ۴۰۰ هزار هکتار بذرپاشی و ۳۰۰ هزار هکتار نهال کاری است که از جمع این دو رقم نزدیک به ۳۵ هزار هکتار با استفاده از مالچ تثبیت و کشت شده است.
در امر پارک سازی تا پایان سال ۲۵۳۴ شاهنشاهی ۲۵ پارک بزرگ و کوچک جنگلی در جاهای گوناگون کشور ایجاد شد که بزرگ‌ترین این پارک‌ها پارک جنگلی نور با مساحتی حدود ۴۰۰۰ هکتار می‌باشد.
شاهنشاها
آنچه هخامنشیان آرزو می‌کردند و زرتشت پیامبر ندا می‌داد و نیاکان ما یادآور می‌شدند و نیاکان ما یادآور می‌شدند،خوشبختانه در این دوره از تاریخ ایران صورت عمل و اجرا به خود گرفت.


بیابان سازی ایران - از سال ۱۳۵۸ با پای گرفتن رژیم اسلامی در ایران برنامه بیابان سازی ایران آغاز شد و تا به امروز ادامه دارد: آمدند و کندند و سوختند و کشتند و بردند و رفتند