الگو:نوشتار برگزیده: تفاوت میان نسخه‌ها

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(اصلاح فاصلهٔ مجازی)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۹۳۸ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۲: خط ۲:
<onlyinclude>
<onlyinclude>
*
*
[[پرونده:QavamPMUdSSRAmbassadorTehran1325.jpg|thumb|left|300px|قوام و سادچیکف سفیر شوروی در ایران هنگام دستینه کردن قرارداد]]


'''[[سفر احمد قوام نخست وزیر و هیات نمایندگی ایران به مسکو ۳۰ بهمن ماه تا ۱۷ اسفند ماه ۱۳۲۴|سفر احمد قوام نخست وزیر و هیات نمایندگی ایران به مسکو از ۳۰ بهمن ماه تا ۱۷ اسفند ماه ۱۳۲۴ به درازا کشید]]'''. این سومین نوشتار از سری روز نجات آذربایجان می‌باشد.  نامه‌ها و سندهای بسیاری نشان می‌دهند که نخست وزیر احمد قوام همه درخواست‌های استالین را پذیرفت و با ایوان سادچیکف سفیر شوروی در ایران اعلامیه مشترکی دستینه کرد که در آن ارتش سرخ شوروی شش هفته پس از ۲۴ مارس ۱۹۴۶ برابر با ۴ فروردین ماه ۱۳۲۵ از خاک ایران بیرون خواهدرفت، درباره آذربایجان ترتیب مسالمت آمیزی داده خواهدشد و دیگر اینکه شرکت مختلط نفت ایران و شوروی بنیاد خواهد شد که مرکز آن در مسکو است و شوروی ۵۱٪ سهام و دولت ایران ۴۹٪ سهام را خواهد داشت. این شرکت برای تصویب به مجلس پانزدهم تا هفت ماه پس از ۲۴  ماه مارس پیشنهاد خواهد شد. هم چنین احمد قوام پذیرفت که سه تن از سران حزب توده ایرج اسکندری، فریدون کشاورز و مرتضی یزدی را در کابینه خود وارد کند و در ۱۲ امرداد ماه ۱۳۲۵ خطرناکترین توده ای‌ها را به وزارت پیشه و هنر و بازرگانی؛ فرهنگ و وزیر بهداری برگزید. در روز ۲۳ خرداد ماه ۱۳۲۵ مظفر فیروز رهسپار تبریز شد و با دولت خودمختار آذربایجان قراردادی دستینه کرد که در آن دولت پیشه وری به رسمیت شناخته شد و ارتش و مالیات و انتخابات در آنجا سازمان داده شد.  در ۲۵ خرداد ماه ۱۳۲۵ احمد قوام سلام الله جاوید وزیر داخله پیشه وری را فرماندار آذربایجان خواند. در روز ۲۷ خرداد ماه قوام عباس اسکندری  از بنیانگذاران حزب توده را به فرمانداری تهران برگزید. بسیار روشن بود که وی گام به گام دستورات استالین را اجرا می‌کند. 


[[پرونده:RoozDerakhtkaary15Esfand.mp4|thumb|left|220px|آیین جشن درختکاری نمودار تمدن کهن ایرانیان  ۱۵ اسفند ماه]]
[[پرونده:Shahanshah Treeplanting.jpg|thumb|left|170px|شاهنشاه آریامهر نهالی را می‌نشانند]]
[[پرونده:ShahanshahDerakhtKaryJashn1341.jpg|thumb|left|170px|شاهنشاه نهالی را می‌نشانند]]
[[پرونده:ShahanshahJashnDerakhtKarr15Esfand2534.jpg|thumb|left|۱۷0px|شاهنشاه بلوط سبزی را در [[شهستان پهلوی]] می‌کارند ۱۵ اسفند ۲۵۳۴ شاهنشاهی]]
[[پرونده:DerakhtKaryDayAhwaz1349a.jpg|thumb|left|170px|ایستاسازی شن‌های روان در خوزستان]]
[[پرونده:StampsJashnDerakhtKary1345.JPG|thumb|left|170px|تمبر یادبود جشن درختکاری ۱۵ اسفند ماه ۱۳۴۵]]
'''[[جشن درختکاری ۱۵ اسفند ماه]]''' - درختکاری و نگاهبانی درخت از برجسته‌ترین و انسانی‌ترین نمودارهای تمدن کهن ایرانیان است. ایرانیان از زمان هخامنشیان با کاشتن درخت در کنار کویرها و دامنه کوه‌ها و کرانه جویبارها جنگل بوجود می‌آوردند و سرزمین آریایی را سبز نگاه می‌داشتند و این کار را کاری بهشتی و آسمانی و انسانی می‌دانستند. زرتشت بزرگ با دست خود در بلخ درخت سرو را کاشت و آیین درختکاری را به مردم آموخت. اعلیحضرت رضا شاه بزرگ نخستین بار این سنت باستانی درختکاری را جشنی ملی و مردمی خواندند و دوباره این آیین والا را زنده کردند. جشن درختکاری که پراکنده از سوی کشاورزان ایران برگزار می‌شد به جشنی ملی و رسمی دگرگون شد. فرمان تاریخی ملی کردن جنگل‌ها که از دستاوردهای درخشان انقلاب شاه و مردم بود جلوی از بین رفتن منابع طبیعی را گرفت و یک بار دیگر سنت کهن درختکاری و نگاهبانی از درخت‌های جنگلی جان تازه‌ای به خود گرفت  جشن درختکاری در پاسداشت این دهش اهورایی است و هر سال در روز ۱۵ اسفند ماه این جشن از سوی شاهنشاه آریامهر با برنشاندن درختی انجام می‌شود.


'''۲۸ بهمن ماه ۱۳۲۴''' نخست وزیر احمد قوام کابینه و برنامه دولت را به مجلس شورای ملی شناساند: - وزارت امور خارجه و وزارت کشور بعهده خود بنده است (احمد قوام) - وزارت دارایی آقای مرتضی قلی بیات - وزارت راه آقای سرلشکر فیروز - وزارت دادگستری آقای انوشیروان سپهبدی - وزارت پیشه و هنر آقای احمد علی سپهر - وزارت بهداری آقای دکتر منوچهر اقبال - وزارت پست و تلگراف آقای سهام‌الدین غفاری - وزارت فرهنگ آقای محمد تقی بهار - کفالت وزارت کشاورزی آقای شمس‌الدین امیر علائی  - معاونت سیاسی و پارلمانی نخست‌وزیری آقای مظفر فیروز - آقای سپهبد امیراحمدی وزیر جنگ و در غیاب بنده هم آقای بیات از بنده نیابت خواهند کرد.
'''۱۵ اسفند ماه ۲۵۳۴ شاهنشاهی''' در پیشگاه شاهنشاه آریامهر و علیاحضرت شهبانو و والاحضرت همایون ولیعهد ایران رضا پهلوی و دیگر هموندان خاندان شاهنشاهی ایران، آیین خجسته درختکاری برگزار شد. در این آیین شاهنشاه آریامهر و شهبانو و همه والاحضرت‌ها در ساعت ۱۱ بامداد به بلندی‌های [[شهستان پهلوی]] وارد شدند.  والاحضرت شاهپورها و شاهدخت‌ها، سرکار علیه بانو فریده دیبا، امیرعباس هویدا نخست وزیر و دبیرکل [[حزب رستاخیز ملت ایران]] ، رییس مجلس سنا، رییس مجلس شورای ملی و دیگر بلندپایگان برجسته کشوری و لشکری از اعلیحضرتین و والاحضرت‌ها پیشباز کردند. هنگام ورود اعلیحضرتین وزیر کشاورزی و منابع طبیعی نشان‌های ویژه یادبود آیین درختکاری را به پیشگاه اعلیحضرتین پیشکش کرد . آنگاه اعلیحضرتین و والاحضرت‌ها به جای برگزاری جشن رفتند. در این هنگام [[سرود شاهنشاهی ایران]] از سوی دسته موزیک پیشاهنگان نواخته شد. منصور روحانی وزیر کشاورزی و منابع طبیعی در گزارشی گفت:
:شاهنشاها علیاحضرتا
:در تعالیم زرتشت و سرمشق‌های باستانی همیشه و همه جا از آب و آبادانی، از کشاورزی و سرسبزی، از کشت و نگاهداری درخت به عنوان کارهایی مقدس و نیمه آسمانی یاد شده است. پادشاهان هخامنشی برکتیبه‌ها که کتاب روزگار و دورنمای زمان است بزرگترین آرزوهایشان یعنی نجات این کشور از خشکسالی را نقش می‌کردند. نه تنها این آرزوی شاهان هخامنشی و دستورهای زرتشت و سرمشق‌های نیاکان ما را تحقق نبخشد بلکه گهگاه بلایی آسمانی را مامور خشکسالی این سرزمین کرد و یا ابتلایی زمینی را به صورت حمله اقوام وحشی حواله جان مردم این دیار ساخته، با تمام این احوال ایران باقی ماند چرا که اعتقاد قلبی ملت ایران به رژیم شاهنشاهی و مقدس و معزز شمردن شاهنشاهان این سرزمین ستون اصلی و بقا و محور اصیل امیدواری مردم ایران زمین بوده و هست و تا ابد خواهد بود. آثار شوم و عوارض مسموم روزگاران گذشته در کشور ما نشانه‌هایی بسیار دارد. در شهرهای ما روستاهای ما در فرهنگ ما، درمناعت ما در کشاورزی و فلاحت ما ...
:اما در کار کشاورزی از این همه نشانه‌ها هیچکدام به سیاهی و زندگی مناسباتی نبوده که اربابان ستمکار با رعایای زحمتکش و بردبار خویش برقرارکرده بودند. قرن‌ها و فرن‌ها زمین در دست ارباب، کاریز و چشمه ساز یعنی آب در دست مالک و جنگل و مرتع و چراگاه در دست خوانین و متنفذین بود. نتیجه این مالکیت‌های ظالمانه بود که کشاورز ایرانی غمی در چهره داشت به نشانه فقر روحی زخمی بر بدن داشت به نشانه فقر جسمی و وصله‌ای بر پیراهن به نشانه فقر مادی لیکن طلوع شاهنشاهی دودمان پهلوی فصلی تازه و عصری نوین به وجود آورد که می‌بایست چنین بساطی در هم کوفته و چنین ظلمی از میان برداشته شود. قریب سی و شش سال از شاهنشاهی پهلوی گذشت و حوادث و وقایع با میهن ما و با رهبری‌های میهن ما دست و پنجه بسیار نرم کرد تا سرانجام اندیشه تابناک شاهنشاه آریامهر هم چون خورشیدی ابر حوادث را به کناری زد و جان تازه و حیات تازه تری به ملت ایران واز جمله به کشاورز ایرانی عطا فرمود.
:تاریخ اعطای آزادی به کشاورز ایرانی به ظاهر در بهمن ۱۳۴۱ است لیکن همه می‌دانند از همان روزهای نخستین سلطنت و از همان لحظات و ساعات اولین که بر دوش جوانان وطن پرست و غیور به مجلس شورای ملی نزول اجلال فرمودید به فکر نجات این مردم به خصوص اعطای آزادی به طبقه کشاورز و کارگر بودید. و از همان روزها بود که به حکم آنچه در کتاب « ماموریت برای وطنم »  و کتاب « انقلاب سفید » مرقوم فرموده‌اید شبی نبود که با فکر مردم سر بر زمین نگذارید و صبحی نبود که با فکر خدمت به این مرز و بوم سر از بستر برنگیرید. و چنان بود که در انقلاب ششم بهمن نخستین پرچمی را که برافراشتید پرچم نجات زمین و آب بود از چنگ ارباب و نجات چراگاه‌ها و جنگل از دست خوانین در کنار این سه اصل انقلاب یعنی اصلاحات ارضی، ملی شدن جنگل‌ها و مراتع و ملی شدن آب‌های کشور، قانون درخت به عنوان شاه بیتی که از فکر شاهنشاه ایران الهام گرفته باشد و به عنوان یکی از انسانی‌ترین قوانین این سرزمین و به تصویب و تایید و اجرا رسید و ضامن و حامی با ارزش برای گسترش فضایی سبز، تامین سلامت محیط زیست و تعدیل خشکی هوای این سرزمین و تشویق مردم به درختکاری و بهره گیری صحیح و منطقی از این نعمت بهشتی شد. تا آنجا که به یمن نیت خیر و حقیقت محضی که خمیرمایه این اندیشه بهشتی بود، شهرها و روستاها به گسترش درختکاری دست زدند. و دولت نیز به سهم خود در این راه قدم‌های استواری برداشت که ارزش تقدیم گزارشی به پیشگاه مبارک را دارد.
:جمع جنگل کاری تا پایان سال ۲۵۳۴ شاهنشاهی [۱۳۵۴ خورشیدی ] بیش از ۲۹٬۵۰۰ هکتار است که از این رقم ۵ هزار هکتار آن مربوط به سال جاری است. در امر مبارزه با شن روان تا پایان سال ۲۵۳۴ شاهنشاهی بیش از ۳ میلیون و ۶۰۰ هزار شن روان و اراضی کویری تثبیت شده است از این مقدار بیش از سه میلیون هکتار قرق، بیش از ۴۰۰ هزار هکتار بذرپاشی و ۳۰۰ هزار هکتار نهال کاری است که از جمع این دو رقم نزدیک به ۳۵ هزار هکتار با استفاده از مالچ تثبیت و کشت شده است.
:در امر پارک سازی تا پایان سال ۲۵۳۴ شاهنشاهی ۲۵ پارک بزرگ و کوچک جنگلی در جاهای گوناگون کشور ایجاد شد که بزرگ‌ترین این پارک‌ها پارک جنگلی نور با مساحتی حدود ۴۰۰۰ هکتار می‌باشد.
:شاهنشاها
:آنچه هخامنشیان آرزو می‌کردند و زرتشت پیامبر ندا می‌داد و نیاکان ما یادآور می‌شدند و نیاکان ما یادآور می‌شدند،خوشبختانه در این دوره از تاریخ ایران صورت عمل و اجرا به خود گرفت.


قوام گفت که سیاست خارجی دولت وی بر پایه احترام رویارو با سه دولت بزرگ می‌باشد و تلگراف مهرآمیزی از استالین دریافت کرده و با هیاتی فردا ۲۹ بهمن رهسپار مسکو می‌باشند. سفر قوام به مسکو زمانی بود که تنها چند روزی به پایان  دوره جهاردهم مجلس شورای ملی مانده بود و واپسین روزهای درنگ ارتش اشغالی شوروی در ایران یعنی روز ۱۱ اسفند ماه ۱۳۲۴ برابر با ۲ مارس ۱۹۴۶ نیز فرا می‌رسید. این سفر به مسکو از ۳۰ بهمن تا ۱۷ اسفند ماه به درازا کشید.


'''۲۹ بهمن ماه ۱۳۲۴''' سپهبد امیراحمدی وزیر جنگ به پیشگاه شاهنشاه شرفیاب شد و گزارش اوضاع نظامی را در آذربایجان به عرض رسانید.
بیابان سازی ایران - از سال ۱۳۵۸ با پای گرفتن رژیم اسلامی در ایران برنامه بیابان سازی ایران آغاز شد و تا به امروز ادامه دارد: '''آمدند و کندند و سوختند و کشتند و بردند و رفتند'''
 
'''۱ اسفند ماه ۱۳۲۴''' قوام نخست‌وزیر و هیات نمایندگی ایران در کاخ کرملین با مولوتف کمیسر امور خارجه شوروی دیدار و گفتگو کردند. در این روز احمد قوام نخست‌وزیر به وزارت تجارت خارجی شوروی درباره آسیب‌های جنگ، بدهی‌های شوروی به ایران و یازده تن طلای ایران نامه‌ای نوشت.
 
'''۲ اسفند ماه ۱۳۲۴''' در نشست مجلس شورای ملی نمایندگان درباره تغییر مسیر رود هیرمند از سوی دولت افغانستان و آشوب‌ها و باجگیری حزب توده از مردم در مازندران گفتگو کردند.
 
'''۴ اسفند ماه ۱۳۲۴''' در دیدار احمد قوام نخست‌وزیر در سفرش به مسکو با مولوتف وزیر امور خارجه شوروی درباره تخلیه ارتش شوروی از ایران و مسئله آذربایجان پیش کشیده شد. مولوتف گفتگو را به نفت کشانید و نامه‌ای رسمی به قوام داد که تخلیه ایران فعلا ممکن نیست و در آذربایجان می‌باید دولتی بدون وزیر جنگ و امور خارجه تشکیل گردد و یک شرکت نقت به سهم ۵۱ درصد برای شوروی و ۴۹ درصد ایران می‌باید تشکیل شود:
 
بواسطه مشکلاتی که موجود است فعلا نمی‌توانیم امر تخلیه را در تمام ایران عملی نماییم ولی بعضی نقاط تخلیه خواهد شد ودر باب آذربایجان اظهار کرده بودند برای حل قضیه آذربایجان ممکن است دولت آذربایجان باستثناء وزیر جنگ و وزیر امور خارجه تشکیل یابد و رئیس آن هم سمت استانداری از طرف دولت مرکزی داشته باشد ومراسلات با مرکز بفارسی جریان یابد در باب نفت هم دولت شوروی حاضر است از درخواست امتیاز صرفنظر کند و یک شرکت ایران وشوروی به نسبت پنجاه و یک سهم شوروی و چهل ونه سهم ایرانی تاسیس گردد در صورتیکه در مذاکراتی که در گذشته بین طرفین در این باب توسط آقای آهی سفیر کبیر ما در مسکو بعمل آمده بود موضوع شرکت را رد کرده بودند و دراین موقع اظهار می‌داشتند که این مساعدت را محض ابراز کمال حسن نیت بعمل می‌آورند باوجود نهایت علاقه واهتمام که من و همکارانم بحل قضایا و پیدا کردن راه تفاهم داشتیم قبول این شرایط با وجود کمال احترام و حس تقدیر نسبت بحسن نیت مقامات شوروی بحکم قانون برای ما نامقدور بود و با کمال تاسف ناچار شدیم روی اصل تخلیه ایران و لزوم کمک معنوی دولت شوروی در حل قضیه آذربایجان بایستیم بدیهی است ما با نهایت خلوص بآغاز مذاکرات در ایران راجع بامکان شرکت نفت حاضر بودیم ولی بدون تخلیه ایران و حل مشکلات دیگر راه این اقدام برای ما بسته بود و هیچگونه طریق قانونی نداشتیم پس قرار دادیم در همین زمینه مطالب خود را بشکل تذکاریه بنویسیم وبفرستیم بعد ازاین تذکاریه‌ها مراسلات فیمابین در همین زمینه ادامه داشت.
 
'''[[سفر احمد قوام نخست وزیر و هیات نمایندگی ایران به مسکو ۳۰ بهمن ماه تا ۱۷ اسفند ماه ۱۳۲۴]]''' را با همه نامه‌ها و سندها بخوانید و میان هم میهنان پخش کنید. با دانستن تاریخ، کشور ایران را رهایی بخشیم.
</onlyinclude>
</onlyinclude>


[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]
[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۵ مارس ۲۰۲۶، ساعت ۱۷:۳۹



آیین جشن درختکاری نمودار تمدن کهن ایرانیان ۱۵ اسفند ماه
شاهنشاه آریامهر نهالی را می‌نشانند
شاهنشاه نهالی را می‌نشانند
شاهنشاه بلوط سبزی را در شهستان پهلوی می‌کارند ۱۵ اسفند ۲۵۳۴ شاهنشاهی
ایستاسازی شن‌های روان در خوزستان
تمبر یادبود جشن درختکاری ۱۵ اسفند ماه ۱۳۴۵

جشن درختکاری ۱۵ اسفند ماه - درختکاری و نگاهبانی درخت از برجسته‌ترین و انسانی‌ترین نمودارهای تمدن کهن ایرانیان است. ایرانیان از زمان هخامنشیان با کاشتن درخت در کنار کویرها و دامنه کوه‌ها و کرانه جویبارها جنگل بوجود می‌آوردند و سرزمین آریایی را سبز نگاه می‌داشتند و این کار را کاری بهشتی و آسمانی و انسانی می‌دانستند. زرتشت بزرگ با دست خود در بلخ درخت سرو را کاشت و آیین درختکاری را به مردم آموخت. اعلیحضرت رضا شاه بزرگ نخستین بار این سنت باستانی درختکاری را جشنی ملی و مردمی خواندند و دوباره این آیین والا را زنده کردند. جشن درختکاری که پراکنده از سوی کشاورزان ایران برگزار می‌شد به جشنی ملی و رسمی دگرگون شد. فرمان تاریخی ملی کردن جنگل‌ها که از دستاوردهای درخشان انقلاب شاه و مردم بود جلوی از بین رفتن منابع طبیعی را گرفت و یک بار دیگر سنت کهن درختکاری و نگاهبانی از درخت‌های جنگلی جان تازه‌ای به خود گرفت جشن درختکاری در پاسداشت این دهش اهورایی است و هر سال در روز ۱۵ اسفند ماه این جشن از سوی شاهنشاه آریامهر با برنشاندن درختی انجام می‌شود.

۱۵ اسفند ماه ۲۵۳۴ شاهنشاهی در پیشگاه شاهنشاه آریامهر و علیاحضرت شهبانو و والاحضرت همایون ولیعهد ایران رضا پهلوی و دیگر هموندان خاندان شاهنشاهی ایران، آیین خجسته درختکاری برگزار شد. در این آیین شاهنشاه آریامهر و شهبانو و همه والاحضرت‌ها در ساعت ۱۱ بامداد به بلندی‌های شهستان پهلوی وارد شدند. والاحضرت شاهپورها و شاهدخت‌ها، سرکار علیه بانو فریده دیبا، امیرعباس هویدا نخست وزیر و دبیرکل حزب رستاخیز ملت ایران ، رییس مجلس سنا، رییس مجلس شورای ملی و دیگر بلندپایگان برجسته کشوری و لشکری از اعلیحضرتین و والاحضرت‌ها پیشباز کردند. هنگام ورود اعلیحضرتین وزیر کشاورزی و منابع طبیعی نشان‌های ویژه یادبود آیین درختکاری را به پیشگاه اعلیحضرتین پیشکش کرد . آنگاه اعلیحضرتین و والاحضرت‌ها به جای برگزاری جشن رفتند. در این هنگام سرود شاهنشاهی ایران از سوی دسته موزیک پیشاهنگان نواخته شد. منصور روحانی وزیر کشاورزی و منابع طبیعی در گزارشی گفت:

شاهنشاها علیاحضرتا
در تعالیم زرتشت و سرمشق‌های باستانی همیشه و همه جا از آب و آبادانی، از کشاورزی و سرسبزی، از کشت و نگاهداری درخت به عنوان کارهایی مقدس و نیمه آسمانی یاد شده است. پادشاهان هخامنشی برکتیبه‌ها که کتاب روزگار و دورنمای زمان است بزرگترین آرزوهایشان یعنی نجات این کشور از خشکسالی را نقش می‌کردند. نه تنها این آرزوی شاهان هخامنشی و دستورهای زرتشت و سرمشق‌های نیاکان ما را تحقق نبخشد بلکه گهگاه بلایی آسمانی را مامور خشکسالی این سرزمین کرد و یا ابتلایی زمینی را به صورت حمله اقوام وحشی حواله جان مردم این دیار ساخته، با تمام این احوال ایران باقی ماند چرا که اعتقاد قلبی ملت ایران به رژیم شاهنشاهی و مقدس و معزز شمردن شاهنشاهان این سرزمین ستون اصلی و بقا و محور اصیل امیدواری مردم ایران زمین بوده و هست و تا ابد خواهد بود. آثار شوم و عوارض مسموم روزگاران گذشته در کشور ما نشانه‌هایی بسیار دارد. در شهرهای ما روستاهای ما در فرهنگ ما، درمناعت ما در کشاورزی و فلاحت ما ...
اما در کار کشاورزی از این همه نشانه‌ها هیچکدام به سیاهی و زندگی مناسباتی نبوده که اربابان ستمکار با رعایای زحمتکش و بردبار خویش برقرارکرده بودند. قرن‌ها و فرن‌ها زمین در دست ارباب، کاریز و چشمه ساز یعنی آب در دست مالک و جنگل و مرتع و چراگاه در دست خوانین و متنفذین بود. نتیجه این مالکیت‌های ظالمانه بود که کشاورز ایرانی غمی در چهره داشت به نشانه فقر روحی زخمی بر بدن داشت به نشانه فقر جسمی و وصله‌ای بر پیراهن به نشانه فقر مادی لیکن طلوع شاهنشاهی دودمان پهلوی فصلی تازه و عصری نوین به وجود آورد که می‌بایست چنین بساطی در هم کوفته و چنین ظلمی از میان برداشته شود. قریب سی و شش سال از شاهنشاهی پهلوی گذشت و حوادث و وقایع با میهن ما و با رهبری‌های میهن ما دست و پنجه بسیار نرم کرد تا سرانجام اندیشه تابناک شاهنشاه آریامهر هم چون خورشیدی ابر حوادث را به کناری زد و جان تازه و حیات تازه تری به ملت ایران واز جمله به کشاورز ایرانی عطا فرمود.
تاریخ اعطای آزادی به کشاورز ایرانی به ظاهر در بهمن ۱۳۴۱ است لیکن همه می‌دانند از همان روزهای نخستین سلطنت و از همان لحظات و ساعات اولین که بر دوش جوانان وطن پرست و غیور به مجلس شورای ملی نزول اجلال فرمودید به فکر نجات این مردم به خصوص اعطای آزادی به طبقه کشاورز و کارگر بودید. و از همان روزها بود که به حکم آنچه در کتاب « ماموریت برای وطنم » و کتاب « انقلاب سفید » مرقوم فرموده‌اید شبی نبود که با فکر مردم سر بر زمین نگذارید و صبحی نبود که با فکر خدمت به این مرز و بوم سر از بستر برنگیرید. و چنان بود که در انقلاب ششم بهمن نخستین پرچمی را که برافراشتید پرچم نجات زمین و آب بود از چنگ ارباب و نجات چراگاه‌ها و جنگل از دست خوانین در کنار این سه اصل انقلاب یعنی اصلاحات ارضی، ملی شدن جنگل‌ها و مراتع و ملی شدن آب‌های کشور، قانون درخت به عنوان شاه بیتی که از فکر شاهنشاه ایران الهام گرفته باشد و به عنوان یکی از انسانی‌ترین قوانین این سرزمین و به تصویب و تایید و اجرا رسید و ضامن و حامی با ارزش برای گسترش فضایی سبز، تامین سلامت محیط زیست و تعدیل خشکی هوای این سرزمین و تشویق مردم به درختکاری و بهره گیری صحیح و منطقی از این نعمت بهشتی شد. تا آنجا که به یمن نیت خیر و حقیقت محضی که خمیرمایه این اندیشه بهشتی بود، شهرها و روستاها به گسترش درختکاری دست زدند. و دولت نیز به سهم خود در این راه قدم‌های استواری برداشت که ارزش تقدیم گزارشی به پیشگاه مبارک را دارد.
جمع جنگل کاری تا پایان سال ۲۵۳۴ شاهنشاهی [۱۳۵۴ خورشیدی ] بیش از ۲۹٬۵۰۰ هکتار است که از این رقم ۵ هزار هکتار آن مربوط به سال جاری است. در امر مبارزه با شن روان تا پایان سال ۲۵۳۴ شاهنشاهی بیش از ۳ میلیون و ۶۰۰ هزار شن روان و اراضی کویری تثبیت شده است از این مقدار بیش از سه میلیون هکتار قرق، بیش از ۴۰۰ هزار هکتار بذرپاشی و ۳۰۰ هزار هکتار نهال کاری است که از جمع این دو رقم نزدیک به ۳۵ هزار هکتار با استفاده از مالچ تثبیت و کشت شده است.
در امر پارک سازی تا پایان سال ۲۵۳۴ شاهنشاهی ۲۵ پارک بزرگ و کوچک جنگلی در جاهای گوناگون کشور ایجاد شد که بزرگ‌ترین این پارک‌ها پارک جنگلی نور با مساحتی حدود ۴۰۰۰ هکتار می‌باشد.
شاهنشاها
آنچه هخامنشیان آرزو می‌کردند و زرتشت پیامبر ندا می‌داد و نیاکان ما یادآور می‌شدند و نیاکان ما یادآور می‌شدند،خوشبختانه در این دوره از تاریخ ایران صورت عمل و اجرا به خود گرفت.


بیابان سازی ایران - از سال ۱۳۵۸ با پای گرفتن رژیم اسلامی در ایران برنامه بیابان سازی ایران آغاز شد و تا به امروز ادامه دارد: آمدند و کندند و سوختند و کشتند و بردند و رفتند