الگو:نوشتار برگزیده: تفاوت میان نسخه‌ها

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۹۴۴ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۲: خط ۲:
<onlyinclude>
<onlyinclude>
*
*
[[پرونده:Decree of the USSR State Defense Committee No 9168 SS Regarding Geological Prospecting Work for Oil in Northern Iran.pdf|thumb|left|240px|فرمان استالین در پیداکردن منابع نفت در شمال ایران]]


'''[[فرمان استالین دایر بر کاوش معدن‌های نفت در شمال ایران ۳۱ خرداد ۱۳۲۴|در روز ۲۱ آذر ماه روز نجات آذربایجان]]''' را گرامی می‌داریم. هفتاد و پنج سال پیش کشور ایران از سوی ارتش بریتانیا و شوروی اشغال شد. با اشغالگران قرار براین شد که پس از پایان جنگ جهانی دوم نیروهای خود را از ایران بیرون برند. ولی استالین برنامه دیگری برای ایران در سر می‌پروراند. استالین می‌خواست که استان آذربایجان را بخشی از شوروی نماید. استالین می‌خواست که شمال ایران را در اشغال خود نگاهدارد و می‌خواست که کان‌های نفت شمال ایران را با شرکت نفت سوویت با دفتر مرکزی در مسکو زیر کنترل خود درآورد. زمان مناسبی بود. استالین از زمان اشغال ایران حزب توده را بنیاد نهاد و پشتیبانی محمد مصدق بزرگ فئودال ایران  و دیگرقاجاریان روسوفیل را نیز گرفت و جمهوری دموکراتیک آذربایجان و جمهوری مهاباد را برپاکرد. این درگیری سیاسی میان شاه جوان ایران و استالین به یک برخورد بین المللی دگرگون شد و نخستین شکایت به شورای امنیت سازمان نوبنیاد ملل از سوی کشور ایران داده شد. استالین نیروهای ارتش خود را حاضر شد که از ایران بیرون بکشد زمانی که احمد قوام نخست وزیر در سفارت شوروی در تهران قراردادی دستینه کرد که در آن جمهور دموکراتیک آذربایجان را به رسمیت شناخت و پذیرفت که شرکت نفت شوروی و ایران با دفتر مرکزی در مسکو بنیاد شود. همزمان استالین براندازی دولت ایران را برنامه ریزی کرد.  دولت قوام می‌بایستی که جای خود را به رژیم کمونیستی بدهد و کشور ایران یکی از اقمار شوروی بشود. سرانجام با کمک سازمان ملل و خردمندی و دلیری شاهنشاه ایران محمدرضا شاه پهلوی و مجلس شورای ملی که قرارداد قوام و شوروی را نپذیرفت این توطئه بازایستاد. اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی دستور دادند که وزیران توده‌ای از کابینه قوام بیرون انداخته شوند و با ارتش دلیر ایران به آذربایجان که یک سال از مام میهن جدا شده بود تاختند و مزدوران بیگانه را از آذربایجان بیرون راندند. هم میهنان آذری نشان دادند که رهبری شاهنشاه ایران را می‌خواهند و نه بندگی استالین را و می‌خواهند که در مشروطه شاهنشاهی آزاد زندگی کنند و نه در یک سیستم کمونیستی. مبارزه ایرانیان برای مشروطه شاهنشاهی می‌تواند برای ما سرمشقی باشد که نشان می‌دهد چگونه پدربزرگان ما علیه کولونیالیسم روسیه جنگیدند و پیروز شدند. سایت مشروطه در یک سری از مدرک‌ها و نوشتارها می‌کوشد که آنچه را که بر ایران گذشت را دوباره در یادها زنده کند تا هیچگاه فراموش نشود. این رویدادهای تاریخی نشانگر آن است که ایرانیان در برابر ابر قدرت‌ها می‌توانند پایداری کنند زمانی که همگی زیر پرچم سه رنگ شیر و خورشید نشان و راه مشروطه گرد هم آیند و بیگانگان را هر اندازه که نیرومند باشند از ایران برانند.


[[پرونده:RoozDerakhtkaary15Esfand.mp4|thumb|left|220px|آیین جشن درختکاری نمودار تمدن کهن ایرانیان  ۱۵ اسفند ماه]]
[[پرونده:Shahanshah Treeplanting.jpg|thumb|left|170px|شاهنشاه آریامهر نهالی را می‌نشانند]]
[[پرونده:ShahanshahDerakhtKaryJashn1341.jpg|thumb|left|170px|شاهنشاه نهالی را می‌نشانند]]
[[پرونده:ShahanshahJashnDerakhtKarr15Esfand2534.jpg|thumb|left|۱۷0px|شاهنشاه بلوط سبزی را در [[شهستان پهلوی]] می‌کارند ۱۵ اسفند ۲۵۳۴ شاهنشاهی]]
[[پرونده:DerakhtKaryDayAhwaz1349a.jpg|thumb|left|170px|ایستاسازی شن‌های روان در خوزستان]]
[[پرونده:StampsJashnDerakhtKary1345.JPG|thumb|left|170px|تمبر یادبود جشن درختکاری ۱۵ اسفند ماه ۱۳۴۵]]
'''[[جشن درختکاری ۱۵ اسفند ماه]]''' - درختکاری و نگاهبانی درخت از برجسته‌ترین و انسانی‌ترین نمودارهای تمدن کهن ایرانیان است. ایرانیان از زمان هخامنشیان با کاشتن درخت در کنار کویرها و دامنه کوه‌ها و کرانه جویبارها جنگل بوجود می‌آوردند و سرزمین آریایی را سبز نگاه می‌داشتند و این کار را کاری بهشتی و آسمانی و انسانی می‌دانستند. زرتشت بزرگ با دست خود در بلخ درخت سرو را کاشت و آیین درختکاری را به مردم آموخت. اعلیحضرت رضا شاه بزرگ نخستین بار این سنت باستانی درختکاری را جشنی ملی و مردمی خواندند و دوباره این آیین والا را زنده کردند. جشن درختکاری که پراکنده از سوی کشاورزان ایران برگزار می‌شد به جشنی ملی و رسمی دگرگون شد. فرمان تاریخی ملی کردن جنگل‌ها که از دستاوردهای درخشان انقلاب شاه و مردم بود جلوی از بین رفتن منابع طبیعی را گرفت و یک بار دیگر سنت کهن درختکاری و نگاهبانی از درخت‌های جنگلی جان تازه‌ای به خود گرفت  جشن درختکاری در پاسداشت این دهش اهورایی است و هر سال در روز ۱۵ اسفند ماه این جشن از سوی شاهنشاه آریامهر با برنشاندن درختی انجام می‌شود.


'''فرمان کمیته دفاع دولتی‏[اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی‏] شماره ۹۱۶۸ اس. اس؛ دایر بر عملیات کاوش معدن نفت در شمال ایران'''
'''۱۵ اسفند ماه ۲۵۳۴ شاهنشاهی''' در پیشگاه شاهنشاه آریامهر و علیاحضرت شهبانو و والاحضرت همایون ولیعهد ایران رضا پهلوی و دیگر هموندان خاندان شاهنشاهی ایران، آیین خجسته درختکاری برگزار شد. در این آیین شاهنشاه آریامهر و شهبانو و همه والاحضرت‌ها در ساعت ۱۱ بامداد به بلندی‌های [[شهستان پهلوی]] وارد شدند.  والاحضرت شاهپورها و شاهدخت‌ها، سرکار علیه بانو فریده دیبا، امیرعباس هویدا نخست وزیر و دبیرکل [[حزب رستاخیز ملت ایران]] ، رییس مجلس سنا، رییس مجلس شورای ملی و دیگر بلندپایگان برجسته کشوری و لشکری از اعلیحضرتین و والاحضرت‌ها پیشباز کردند. هنگام ورود اعلیحضرتین وزیر کشاورزی و منابع طبیعی نشان‌های ویژه یادبود آیین درختکاری را به پیشگاه اعلیحضرتین پیشکش کرد . آنگاه اعلیحضرتین و والاحضرت‌ها به جای برگزاری جشن رفتند. در این هنگام [[سرود شاهنشاهی ایران]] از سوی دسته موزیک پیشاهنگان نواخته شد. منصور روحانی وزیر کشاورزی و منابع طبیعی در گزارشی گفت:
:شاهنشاها علیاحضرتا
:در تعالیم زرتشت و سرمشق‌های باستانی همیشه و همه جا از آب و آبادانی، از کشاورزی و سرسبزی، از کشت و نگاهداری درخت به عنوان کارهایی مقدس و نیمه آسمانی یاد شده است. پادشاهان هخامنشی برکتیبه‌ها که کتاب روزگار و دورنمای زمان است بزرگترین آرزوهایشان یعنی نجات این کشور از خشکسالی را نقش می‌کردند. نه تنها این آرزوی شاهان هخامنشی و دستورهای زرتشت و سرمشق‌های نیاکان ما را تحقق نبخشد بلکه گهگاه بلایی آسمانی را مامور خشکسالی این سرزمین کرد و یا ابتلایی زمینی را به صورت حمله اقوام وحشی حواله جان مردم این دیار ساخته، با تمام این احوال ایران باقی ماند چرا که  اعتقاد قلبی ملت ایران به رژیم شاهنشاهی و مقدس و معزز شمردن شاهنشاهان این سرزمین ستون اصلی و بقا و محور اصیل امیدواری مردم ایران زمین بوده و هست و تا ابد خواهد بود.  آثار شوم و عوارض مسموم روزگاران گذشته در کشور ما نشانه‌هایی بسیار دارد. در شهرهای ما روستاهای ما در فرهنگ ما، درمناعت ما در کشاورزی و فلاحت ما ...
:اما در کار کشاورزی از این همه نشانه‌ها هیچکدام به سیاهی و زندگی مناسباتی نبوده که اربابان ستمکار با رعایای زحمتکش و بردبار خویش برقرارکرده بودند. قرن‌ها و فرن‌ها زمین در دست ارباب، کاریز و چشمه ساز یعنی آب در دست مالک و جنگل و مرتع و چراگاه در دست خوانین و متنفذین بود. نتیجه این مالکیت‌های ظالمانه بود که کشاورز ایرانی غمی در چهره داشت به نشانه فقر روحی زخمی بر بدن داشت به نشانه فقر جسمی و وصله‌ای بر پیراهن به نشانه فقر مادی لیکن طلوع شاهنشاهی دودمان پهلوی  فصلی تازه و عصری نوین به وجود آورد که می‌بایست چنین بساطی در هم کوفته و چنین ظلمی از میان برداشته شود. قریب سی و شش سال از شاهنشاهی پهلوی گذشت و حوادث و وقایع با میهن ما و با رهبری‌های میهن ما دست و پنجه بسیار نرم کرد تا سرانجام اندیشه تابناک شاهنشاه آریامهر هم چون خورشیدی ابر حوادث را به کناری زد و جان تازه و حیات تازه تری به ملت ایران واز جمله به کشاورز ایرانی عطا فرمود.
:تاریخ اعطای آزادی به کشاورز ایرانی به ظاهر در بهمن ۱۳۴۱ است لیکن همه می‌دانند از همان روزهای نخستین سلطنت و از همان لحظات و ساعات اولین که بر دوش جوانان وطن پرست و غیور به مجلس شورای ملی نزول اجلال فرمودید به فکر نجات این مردم به خصوص اعطای آزادی به طبقه کشاورز و کارگر بودید. و از همان روزها بود که به حکم آنچه در کتاب « ماموریت برای وطنم »  و کتاب « انقلاب سفید » مرقوم فرموده‌اید شبی نبود که با فکر مردم سر بر زمین نگذارید و صبحی نبود که با فکر خدمت به این مرز و بوم سر از بستر برنگیرید. و چنان بود که در انقلاب ششم بهمن نخستین پرچمی را که برافراشتید پرچم نجات زمین و آب بود از چنگ ارباب و نجات چراگاه‌ها و جنگل از دست خوانین در کنار این سه اصل انقلاب یعنی اصلاحات ارضی، ملی شدن جنگل‌ها و مراتع و ملی شدن آب‌های کشور، قانون درخت به عنوان شاه بیتی که از فکر شاهنشاه ایران الهام گرفته باشد و به عنوان یکی از انسانی‌ترین قوانین این سرزمین و به تصویب و تایید و اجرا رسید و ضامن و حامی با ارزش برای گسترش فضایی سبز، تامین سلامت محیط زیست و تعدیل خشکی هوای این سرزمین و تشویق مردم به درختکاری و بهره گیری صحیح و منطقی از این نعمت بهشتی شد. تا آنجا که به یمن نیت خیر و حقیقت محضی که خمیرمایه این اندیشه بهشتی بود، شهرها و روستاها به گسترش درختکاری دست زدند. و دولت نیز به سهم خود در این راه قدم‌های استواری برداشت که ارزش تقدیم گزارشی به پیشگاه مبارک را دارد.
:جمع جنگل کاری تا پایان سال ۲۵۳۴ شاهنشاهی [۱۳۵۴ خورشیدی ] بیش از ۲۹٬۵۰۰ هکتار است که از این رقم ۵ هزار هکتار آن مربوط به سال جاری است. در امر مبارزه با شن روان تا پایان سال ۲۵۳۴ شاهنشاهی بیش از ۳ میلیون و ۶۰۰ هزار شن روان و اراضی کویری تثبیت شده است از این مقدار بیش از سه میلیون هکتار قرق، بیش از ۴۰۰ هزار هکتار بذرپاشی و ۳۰۰ هزار هکتار نهال کاری است که از جمع این دو رقم نزدیک به ۳۵ هزار هکتار با استفاده از مالچ تثبیت و کشت شده است.
:در امر پارک سازی تا پایان سال ۲۵۳۴ شاهنشاهی ۲۵ پارک بزرگ و کوچک جنگلی در جاهای گوناگون کشور ایجاد شد که بزرگ‌ترین این پارک‌ها پارک جنگلی نور با مساحتی حدود ۴۰۰۰ هکتار می‌باشد.
:شاهنشاها
:آنچه هخامنشیان آرزو می‌کردند و زرتشت پیامبر ندا می‌داد و نیاکان ما یادآور می‌شدند و نیاکان ما یادآور می‌شدند،خوشبختانه در این دوره از تاریخ ایران صورت عمل و اجرا به خود گرفت.


۲۱ ژوئن ۱۹۴۵ برابر با ۳۱ خرداد ۱۳۲۴


رونوشت
بیابان سازی ایران - از سال ۱۳۵۸ با پای گرفتن رژیم اسلامی در ایران برنامه بیابان سازی ایران آغاز شد و تا به امروز ادامه دارد: '''آمدند و کندند و سوختند و کشتند و بردند و رفتند'''
 
'''بسیار پنهانی'''
 
کمیته پدافند دولتی
 
فرمان‏ OKOG [کمیته دفاع دولتی‏]شماره‏۹۱۶۸ اس. اس، مورخ ۲۱ ژوئن ۱۹۴۵
 
مسکو، کرملین
 
عملیات کاوش معدن نفت در شمال ایران.
 
با هدف کاوش  و حفاری برای معدن‌های نفت در شمال ایران، کمیته دفاع دولتی فرمان می‌دهد:
 
'''۱-''' در چارچوب‏ "آذنفت" [نفت آذربایجان] مجموعه نارکوم نفت‏ [کمیساریای خلق برای نفت‏] یک دپارتمان هیدروژئولوژیک بنیاد کنید و وظیفه سرپرستی بر بررسی‌های زمین شناختی برای حوضه‌های نفتی در شمال ایران را به آن واگذار کنید.
 
'''۲-''' برای اجرای عملیات کاوش معدن‌های نفت در شمال ایران، نارکوم نفت (رفیق بایباکوف) و آذنفت (رفیق وزیروف) را مسئول گردآوردن کارگران نیازین از صنعت نفت برای گروه‌های حفاری و کاوش نفت، و فرستادن آنها به حوزه‌های کاری به صورت یکان‌های هیدروژئولوژیک بوجود آمده در ستاد نیروهای شوروی در ایران (قزوین) بدانید.
 
'''۳-''' بنیاد هیاتی برای دپارتمان هیدروژئولوژیک برای به انجام رساندن کارهای زیر در شمال ایران:
 
الف)  حفاری:
 
* ده تلمبه در هفت ناحیه، دربرگیرنده سه تلمبه ثابت (حفاری ژرف با دستگاه چرخنده)  در بخش‌های شاهی، بندرشاه و میانه.
* چهار پمپ ثابت (کاوش‌های ژرف برای شناخت ساختار زمین) در شاهی، بولگر-چای و خوی
* سه یکان حفاری برای کاوش در بندرشاه، بابلسر و بندر پهلوی
 
ب) بررسی‌های زمین‌شناختی - هیاتی دربرگیرنده ده گروه در منطقه‌های دشت گرگان، اشرف، شاهی، آمل، خرم‌آباد، بلگار چای، جلفا، زنجان، تبریز، اردبیل، و سیاه کوه.
 
ج) جستجو معدن نفت - هیاتی دربرگیرنده سه گروه (جاذبه سنج، اندازه‌گیر نیروی مغناطیسی و سنجش ایستایی و پایایی) در منطقه‌های دشت گرگان، زمین‌های فرورفته مازندران و رشت، و سراسر کرانه جنوبی دریای مازندران (کاسپین) از مرز جمهوری ترکمنستان شوروی تا مرز جمهوری آذربایجان شوروی فرستاده شوند.
 
نارکوم نفت (رفیق با یباکوف)و آذرنفت (رفیق وزیروف) عهده‌دار و سرپرست ترابری ابزار مورد نیاز کاوش نفت تا اول سپتامبر ۱۹۴۵ برای آغاز کار حفاری و اکتشاف در سپتامبر ۱۹۴۵ می‌باشند
 
'''۴-''' نارکوم نفت (رفیق بایبوکوف) تا اول اوت ۱۹۴۵ سرپرست سازماندهی و فرستادن یک هیات زمین‌شناس دربرگیرنده ده گروه: یک گروه کندن چاه و سنجش پتانسیل به وسیله نیروهای الکتروستاتیک، یک هیات ژئوفیزیک دربرگیرنده سه گروه (جاذبه‌سنجی، سنجش تغییرات (دو دستگاه) و ایستایی‌سنجی) با جابجاکردن این گروه‌ها از منطقه‌های: گروه سنجش جاذبه و مغناطیس زمین از باکو؛  [گروه‏] سنجش دگرش‌ها از شاخه نارکوم نفت در ولگای میانه؛ [گروه‏] ایستایی سنجی  از منطقه کراسنودار می‌باشد.
 
'''۵-''' سازمان‌های زیر عهده دار آماده ساختن دپارتمان هیدروژئولوژیک به دستگاه‌ها، وسایل و ابزارهای مورد نیاز هستند:
 
الف) نارکوم نفت (رفیق بایباکوف) باید در اوت ۱۹۴۵ دستگاه‌ها و ابزار زیر را فراهم و به دپارتمان هیدروژئولوژیک بفرستد: پنج دستگاه تلمبه، وسایل حفاری، و یک دستگاه حفاری‌گردان، چهار چارچوب 750 -ZV، دستگاه‌های حفاری و کارافزارهای آنها؛ سه میله حفاری (۱۲۰۰ متر) و ابزار تلمبه‌های 300- AK و دیگر کارافزارهای و ابزار مورد نیاز برای اقدامات واحد هیدروژئولوژیک.
 
ب) نارکوم‌نشتورگ [کمیساریای خلق برای تجارت خارجی] که سرپرستی آن با (رفیق میکویان) است می‌باید در ماه‌های ژوئن و ژوییه ۱۹۴۵ (تیر و امرداد ۱۳۲۴) پانزده تراکتور و صد و بیست کامیون از قطعه‌های واراداتی  سوار نشده در ایران فراهم آورد.
 
ج) ژنرال فرمانده جبهه فراسوی قفقاز، (رفیق تیولهنوف) عهده‌دار فراهم آوردن ساختمان اداری و جای زندگی در قزوین و در منطقه‌های  کند و کاو نفتی برای یکان هیدروژئولوژیک می‌باشد و هم‌چنین می‌بایداز افراد یکان‌های نظامی  برای سوار کردن قطعه‌های  صد و بیست کامیونی استفاده کند که برای یکان هیدروژئولوژیک در نظر گرفته شده است.
 
د) کمیساریای خلق برای پدافند اتحاد جماهیر شوروی (رفیق وروبویف‏ [مارشال  نیروهای مهندسی ارتش شوروی‏] می‌باید تا اول اوت ۱۹۴۵ دو یکان کامل و آماده به کار حفاری سیار AVB-2-100، یک دستگاه حفاری AVB-2-100، یک تانکر آب ZIS-5 و یک کامیون یک و نیمی  با وسایل لازم و یک چارچوب 125- AU با سه گروه حفار را در اختیار یکان هیدروژئولوژیک در ایران قرار دهد.
 
س) کمیساریای خلق برای امور دفاعی اتحاد جماهیر شوروی [ژنرال ارتش، فرمانده پشت جبهه ارتش شوروی‏] (رفیق خرولف) می‌باید برای یکان هیدروژئولوژیک با نگرش به ترتیب کار، پنج دستگاه کامیون ۱۲ تن ماک، ۷ دستگاه تریلر الوار بر و پانزده دستگاه‏ [جیپ‏] ویلیز را  فراهم آورد. هم چنین دستگاه‌های حفاری و خودروهای ترابر  نیازمند به تعمیر را به کارگاه‌های وابسته به  فرماندهی ترابری [ارتش‏] شوروی در ایران را ممکن سازد.
 
'''۶-''' ژنرال فرمانده جبهه فقفاز(رفیق تیولنف) عهده‌دار  یاری رسانی به یکان هیدروژئولوژیک در کند و کاو می‌باشد که این با در اختیار گذاشتن  نیروی‌های نگهبانی و اسکورت گروه‌های پژوهش نفت و با فراهم ساختن ابزار و وسیله نقشه‌کشی و هم چنین پوشاک و مدرک‌های مورد نیاز یکان  انجام پذیر است.
 
'''۷-''' نارکوم‌فین‏ [کمیساریای خلق برای امور مالی‏] (رفیق زورف) عهده‌دار در اختیار گزاردن هشت میلیون روبل در سه ماهه سوم و چهارم ۱۹۴۵ می‌باشد که این پول در برگیرنده ۲۴۰۰۰۰۰ ریال برای دپارتمان هیدروژئولوژیک کمپانی آذنفت است که برای فراهم آوردن  دستگاه‌های ترابری و مواد و ابزار مورد نیاز و پوشاک و خوراک کارکنان کنارگذاشته شده‌است.
 
'''۸-''' کمیساری خلق برای امور داخلی‏ (وزارت کشور) (NKVD) جمهوری آذربایجان  شوروی پروانه دارد که برای کارکنان از نارکوم‌نفت و آذنفت که برای کار در دپارتمان هیدروژئولوژیک گمارده شده‌اند، پروانه ورود به ایران را صادر کند.
 
'''۹-''' رفیق ملیک پاشایف رئیس دپارتمان هیدروژئولوژیک نامیده می‌شود، رفیق گیداروف نیز رئیس دپارتمان  هیدروژئولوژیک از میان افراد ارتش شوروی در ایران برگزیده شده‌است و رفیق کمف به عنوان نایب رئیس دپارتمان هیدروژئولوژیک تایید می‌شوند.
 
'''۱۰-''' نارکوم نفت (رفیق بایباکوف) و آذنف (رفیق وزیروف) خود سرپرست گزینش کارکنان، و کارشناسان مهندسی و کارکنان فنی واحد هیدرولوژیک و فراهم ساختن ابزار و دستگاه‌های مورد نیاز برای جستجوی معدن نفت در شمال ایران، می‌باشند.
 
'''۱۱-''' دبیر کمیته مرکزی حزب کمونیست آذربایجان، رفیق باقروف را سرپرست انجمن هیات مدیره هیدروژئولوژیک آذنفت در فراهم ساختن  هرگونه کمک و دیده بانی در کاوش معدن‌های نفت در شمال ایران بدانید.
 
صدر کمیته دفاع ملی  استالین - '''[[فرمان استالین دایر بر کاوش معدن‌های نفت در شمال ایران ۳۱ خرداد ۱۳۲۴|فرمان استالین دایر بر کاوش معدن‌های نفت در شمال ایران ۳۱ خرداد ۱۳۲۴ را بخوانیم میان ایرانیان پخش کنیم.]]'''
</onlyinclude>
</onlyinclude>


[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]
[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۵ مارس ۲۰۲۶، ساعت ۱۷:۳۹



آیین جشن درختکاری نمودار تمدن کهن ایرانیان ۱۵ اسفند ماه
شاهنشاه آریامهر نهالی را می‌نشانند
شاهنشاه نهالی را می‌نشانند
شاهنشاه بلوط سبزی را در شهستان پهلوی می‌کارند ۱۵ اسفند ۲۵۳۴ شاهنشاهی
ایستاسازی شن‌های روان در خوزستان
تمبر یادبود جشن درختکاری ۱۵ اسفند ماه ۱۳۴۵

جشن درختکاری ۱۵ اسفند ماه - درختکاری و نگاهبانی درخت از برجسته‌ترین و انسانی‌ترین نمودارهای تمدن کهن ایرانیان است. ایرانیان از زمان هخامنشیان با کاشتن درخت در کنار کویرها و دامنه کوه‌ها و کرانه جویبارها جنگل بوجود می‌آوردند و سرزمین آریایی را سبز نگاه می‌داشتند و این کار را کاری بهشتی و آسمانی و انسانی می‌دانستند. زرتشت بزرگ با دست خود در بلخ درخت سرو را کاشت و آیین درختکاری را به مردم آموخت. اعلیحضرت رضا شاه بزرگ نخستین بار این سنت باستانی درختکاری را جشنی ملی و مردمی خواندند و دوباره این آیین والا را زنده کردند. جشن درختکاری که پراکنده از سوی کشاورزان ایران برگزار می‌شد به جشنی ملی و رسمی دگرگون شد. فرمان تاریخی ملی کردن جنگل‌ها که از دستاوردهای درخشان انقلاب شاه و مردم بود جلوی از بین رفتن منابع طبیعی را گرفت و یک بار دیگر سنت کهن درختکاری و نگاهبانی از درخت‌های جنگلی جان تازه‌ای به خود گرفت جشن درختکاری در پاسداشت این دهش اهورایی است و هر سال در روز ۱۵ اسفند ماه این جشن از سوی شاهنشاه آریامهر با برنشاندن درختی انجام می‌شود.

۱۵ اسفند ماه ۲۵۳۴ شاهنشاهی در پیشگاه شاهنشاه آریامهر و علیاحضرت شهبانو و والاحضرت همایون ولیعهد ایران رضا پهلوی و دیگر هموندان خاندان شاهنشاهی ایران، آیین خجسته درختکاری برگزار شد. در این آیین شاهنشاه آریامهر و شهبانو و همه والاحضرت‌ها در ساعت ۱۱ بامداد به بلندی‌های شهستان پهلوی وارد شدند. والاحضرت شاهپورها و شاهدخت‌ها، سرکار علیه بانو فریده دیبا، امیرعباس هویدا نخست وزیر و دبیرکل حزب رستاخیز ملت ایران ، رییس مجلس سنا، رییس مجلس شورای ملی و دیگر بلندپایگان برجسته کشوری و لشکری از اعلیحضرتین و والاحضرت‌ها پیشباز کردند. هنگام ورود اعلیحضرتین وزیر کشاورزی و منابع طبیعی نشان‌های ویژه یادبود آیین درختکاری را به پیشگاه اعلیحضرتین پیشکش کرد . آنگاه اعلیحضرتین و والاحضرت‌ها به جای برگزاری جشن رفتند. در این هنگام سرود شاهنشاهی ایران از سوی دسته موزیک پیشاهنگان نواخته شد. منصور روحانی وزیر کشاورزی و منابع طبیعی در گزارشی گفت:

شاهنشاها علیاحضرتا
در تعالیم زرتشت و سرمشق‌های باستانی همیشه و همه جا از آب و آبادانی، از کشاورزی و سرسبزی، از کشت و نگاهداری درخت به عنوان کارهایی مقدس و نیمه آسمانی یاد شده است. پادشاهان هخامنشی برکتیبه‌ها که کتاب روزگار و دورنمای زمان است بزرگترین آرزوهایشان یعنی نجات این کشور از خشکسالی را نقش می‌کردند. نه تنها این آرزوی شاهان هخامنشی و دستورهای زرتشت و سرمشق‌های نیاکان ما را تحقق نبخشد بلکه گهگاه بلایی آسمانی را مامور خشکسالی این سرزمین کرد و یا ابتلایی زمینی را به صورت حمله اقوام وحشی حواله جان مردم این دیار ساخته، با تمام این احوال ایران باقی ماند چرا که اعتقاد قلبی ملت ایران به رژیم شاهنشاهی و مقدس و معزز شمردن شاهنشاهان این سرزمین ستون اصلی و بقا و محور اصیل امیدواری مردم ایران زمین بوده و هست و تا ابد خواهد بود. آثار شوم و عوارض مسموم روزگاران گذشته در کشور ما نشانه‌هایی بسیار دارد. در شهرهای ما روستاهای ما در فرهنگ ما، درمناعت ما در کشاورزی و فلاحت ما ...
اما در کار کشاورزی از این همه نشانه‌ها هیچکدام به سیاهی و زندگی مناسباتی نبوده که اربابان ستمکار با رعایای زحمتکش و بردبار خویش برقرارکرده بودند. قرن‌ها و فرن‌ها زمین در دست ارباب، کاریز و چشمه ساز یعنی آب در دست مالک و جنگل و مرتع و چراگاه در دست خوانین و متنفذین بود. نتیجه این مالکیت‌های ظالمانه بود که کشاورز ایرانی غمی در چهره داشت به نشانه فقر روحی زخمی بر بدن داشت به نشانه فقر جسمی و وصله‌ای بر پیراهن به نشانه فقر مادی لیکن طلوع شاهنشاهی دودمان پهلوی فصلی تازه و عصری نوین به وجود آورد که می‌بایست چنین بساطی در هم کوفته و چنین ظلمی از میان برداشته شود. قریب سی و شش سال از شاهنشاهی پهلوی گذشت و حوادث و وقایع با میهن ما و با رهبری‌های میهن ما دست و پنجه بسیار نرم کرد تا سرانجام اندیشه تابناک شاهنشاه آریامهر هم چون خورشیدی ابر حوادث را به کناری زد و جان تازه و حیات تازه تری به ملت ایران واز جمله به کشاورز ایرانی عطا فرمود.
تاریخ اعطای آزادی به کشاورز ایرانی به ظاهر در بهمن ۱۳۴۱ است لیکن همه می‌دانند از همان روزهای نخستین سلطنت و از همان لحظات و ساعات اولین که بر دوش جوانان وطن پرست و غیور به مجلس شورای ملی نزول اجلال فرمودید به فکر نجات این مردم به خصوص اعطای آزادی به طبقه کشاورز و کارگر بودید. و از همان روزها بود که به حکم آنچه در کتاب « ماموریت برای وطنم » و کتاب « انقلاب سفید » مرقوم فرموده‌اید شبی نبود که با فکر مردم سر بر زمین نگذارید و صبحی نبود که با فکر خدمت به این مرز و بوم سر از بستر برنگیرید. و چنان بود که در انقلاب ششم بهمن نخستین پرچمی را که برافراشتید پرچم نجات زمین و آب بود از چنگ ارباب و نجات چراگاه‌ها و جنگل از دست خوانین در کنار این سه اصل انقلاب یعنی اصلاحات ارضی، ملی شدن جنگل‌ها و مراتع و ملی شدن آب‌های کشور، قانون درخت به عنوان شاه بیتی که از فکر شاهنشاه ایران الهام گرفته باشد و به عنوان یکی از انسانی‌ترین قوانین این سرزمین و به تصویب و تایید و اجرا رسید و ضامن و حامی با ارزش برای گسترش فضایی سبز، تامین سلامت محیط زیست و تعدیل خشکی هوای این سرزمین و تشویق مردم به درختکاری و بهره گیری صحیح و منطقی از این نعمت بهشتی شد. تا آنجا که به یمن نیت خیر و حقیقت محضی که خمیرمایه این اندیشه بهشتی بود، شهرها و روستاها به گسترش درختکاری دست زدند. و دولت نیز به سهم خود در این راه قدم‌های استواری برداشت که ارزش تقدیم گزارشی به پیشگاه مبارک را دارد.
جمع جنگل کاری تا پایان سال ۲۵۳۴ شاهنشاهی [۱۳۵۴ خورشیدی ] بیش از ۲۹٬۵۰۰ هکتار است که از این رقم ۵ هزار هکتار آن مربوط به سال جاری است. در امر مبارزه با شن روان تا پایان سال ۲۵۳۴ شاهنشاهی بیش از ۳ میلیون و ۶۰۰ هزار شن روان و اراضی کویری تثبیت شده است از این مقدار بیش از سه میلیون هکتار قرق، بیش از ۴۰۰ هزار هکتار بذرپاشی و ۳۰۰ هزار هکتار نهال کاری است که از جمع این دو رقم نزدیک به ۳۵ هزار هکتار با استفاده از مالچ تثبیت و کشت شده است.
در امر پارک سازی تا پایان سال ۲۵۳۴ شاهنشاهی ۲۵ پارک بزرگ و کوچک جنگلی در جاهای گوناگون کشور ایجاد شد که بزرگ‌ترین این پارک‌ها پارک جنگلی نور با مساحتی حدود ۴۰۰۰ هکتار می‌باشد.
شاهنشاها
آنچه هخامنشیان آرزو می‌کردند و زرتشت پیامبر ندا می‌داد و نیاکان ما یادآور می‌شدند و نیاکان ما یادآور می‌شدند،خوشبختانه در این دوره از تاریخ ایران صورت عمل و اجرا به خود گرفت.


بیابان سازی ایران - از سال ۱۳۵۸ با پای گرفتن رژیم اسلامی در ایران برنامه بیابان سازی ایران آغاز شد و تا به امروز ادامه دارد: آمدند و کندند و سوختند و کشتند و بردند و رفتند