الگو:نوشتار برگزیده: تفاوت میان نسخه‌ها

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۹۵۴ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
<!-- در اینجا نوشتاری برگزیده از میان درونمایه وبگاه مشروطه می‌آید.  -->
<!-- در اینجا نوشتاری برگزیده از میان درونمایه وبگاه مشروطه می‌آید.  -->
<onlyinclude>
<onlyinclude>
*[[پرونده:ShahanshahiIran2500YearsHistoryParade1.jpg|thumb|left|220px|شاهنشاه آریامهر و علیاحضرت شهبانو در جایگاه ویژه]]
*


[[پرونده:Persepolis2500ParadeSoVn.mp4|thumb|left|220px|ویدیوی رژه تاریخ را ببینید]]


[[پرونده:ShahanshahiIran2500HistoryDarafshKaviani.JPG|thumb|left|220px|سربازان با پوششی از پوست پلنگ و درفش کاویانی نماد پیشاهنگ تاریخ ایران]]
[[پرونده:RoozDerakhtkaary15Esfand.mp4|thumb|left|220px|آیین جشن درختکاری نمودار تمدن کهن ایرانیان  ۱۵ اسفند ماه]]
[[پرونده:Shahanshah Treeplanting.jpg|thumb|left|170px|شاهنشاه آریامهر نهالی را می‌نشانند]]
[[پرونده:ShahanshahDerakhtKaryJashn1341.jpg|thumb|left|170px|شاهنشاه نهالی را می‌نشانند]]
[[پرونده:ShahanshahJashnDerakhtKarr15Esfand2534.jpg|thumb|left|۱۷0px|شاهنشاه بلوط سبزی را در [[شهستان پهلوی]] می‌کارند ۱۵ اسفند ۲۵۳۴ شاهنشاهی]]
[[پرونده:DerakhtKaryDayAhwaz1349a.jpg|thumb|left|170px|ایستاسازی شن‌های روان در خوزستان]]
[[پرونده:StampsJashnDerakhtKary1345.JPG|thumb|left|170px|تمبر یادبود جشن درختکاری ۱۵ اسفند ماه ۱۳۴۵]]
'''[[جشن درختکاری ۱۵ اسفند ماه]]''' - درختکاری و نگاهبانی درخت از برجسته‌ترین و انسانی‌ترین نمودارهای تمدن کهن ایرانیان است. ایرانیان از زمان هخامنشیان با کاشتن درخت در کنار کویرها و دامنه کوه‌ها و کرانه جویبارها جنگل بوجود می‌آوردند و سرزمین آریایی را سبز نگاه می‌داشتند و این کار را کاری بهشتی و آسمانی و انسانی می‌دانستند. زرتشت بزرگ با دست خود در بلخ درخت سرو را کاشت و آیین درختکاری را به مردم آموخت. اعلیحضرت رضا شاه بزرگ نخستین بار این سنت باستانی درختکاری را جشنی ملی و مردمی خواندند و دوباره این آیین والا را زنده کردند. جشن درختکاری که پراکنده از سوی کشاورزان ایران برگزار می‌شد به جشنی ملی و رسمی دگرگون شد. فرمان تاریخی ملی کردن جنگل‌ها که از دستاوردهای درخشان انقلاب شاه و مردم بود جلوی از بین رفتن منابع طبیعی را گرفت و یک بار دیگر سنت کهن درختکاری و نگاهبانی از درخت‌های جنگلی جان تازه‌ای به خود گرفت  جشن درختکاری در پاسداشت این دهش اهورایی است و هر سال در روز ۱۵ اسفند ماه این جشن از سوی شاهنشاه آریامهر با برنشاندن درختی انجام می‌شود.


'''[[جشن‌های ۲۵۰۰ سال بنیانگذاری شاهنشاهی ایران/رژه تاریخ ۲۳ مهر ماه ۱۳۵۰]]''' - روز ۲۳ مهر ماه ۱۳۵۰ ساعت ۱۶ چهارمین رویداد جشن ۲۵۰۰ سال بنیانگذاری شاهنشاهی ایران رژه تاریخ در تخت جمشید برگزار شد. رژه‌های خیره‌کننده، شکوه و بزرگی امپراتوری ۲۵۰۰ ساله ایران را نشان داد و ارزش و احترام و اعتبار کشور ایران، کشوری با فرهنگ و تمدن، و ایرانیان، مردمانی که پشت هر یک بیش از ۷۰۰۰ سال تاریخ با سند و ۲۵۰۰ سال تاریخ شاهنشاهی خوابیده است را در چشمان جهانیان بالابرد. دو پیک سوار بر اسب که از مجلس شورای ملی پیام ملت ایران را دریافت کرده بودند و به سوی تخت‌جمشید تاختند، در این روز پیام سپاس ملت ایران را به پیشگاه اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر شاهنشاه ایران پیشکش کردند. اسدالله علم وزیر دربار شاهنشاهی پیام ملت را از پیک گرفت و به اعلیحضرت شاهنشاه ایران تقدیم کرد. شاهنشاه ایران پس از خواندن پیام سپاس ملت، پشت بلندگو ایستادند و رژه تاریخ جشن‌های ۲۵۰۰ سال بنیانگذاری شاهنشاهی ایران را با سخنان خود آغاز کردند: ... و امروز نیز به همراه سربازانی که نمایندگان ادوار قدیم و جدید ارتش ایران هستند، افرادی از این ارتش رژه می‌روند که سپاهیان دانش، سپاهیان بهداشت، سپاهیان آبادانی نام دارند و افراد دیگری که لژیون خدمتگزاران بشر نامیده می‌شوند و وظیفه انسانی آنها مرز و حد جغرافیایی و نژادی نمی‌شناسد. در این لحظه تاریخی من به نام ملت ایران به تمام نمایندگان عالیقدر ملت‌ها و کشورهای جهان که برای شرکت در این بزرگداشت ملی ما در اینجا حضور یافته‌اند،  درود می‌فرستم،  به تمام جهان بشریت که با همبستگی قلبی در تجلیل از فرهنگ و تمدن ایرانی شرکت کرده است، درود می‌فرستم. به همه نیک اندیشان جهان به خدمتگزاران صلح و همکاری جهانی در هر کجا که هستند، درود می‌فرستم و آرزو دارم که آن عامل بزرگ تفاهم و دوستی که نمایندگان برجسته این همه کشورها و ملت‌های جهان را در یک جا  گردآورده است، الهام بخش همه مردم روی زمین در ادامه راه آنان به سوی نیک بختی واقعی جامعه بشری باشد.
'''۱۵ اسفند ماه ۲۵۳۴ شاهنشاهی''' در پیشگاه شاهنشاه آریامهر و علیاحضرت شهبانو و والاحضرت همایون ولیعهد ایران رضا پهلوی و دیگر هموندان خاندان شاهنشاهی ایران، آیین خجسته درختکاری برگزار شد. در این آیین شاهنشاه آریامهر و شهبانو و همه والاحضرت‌ها در ساعت ۱۱ بامداد به بلندی‌های [[شهستان پهلوی]] وارد شدند.  والاحضرت شاهپورها و شاهدخت‌ها، سرکار علیه بانو فریده دیبا، امیرعباس هویدا نخست وزیر و دبیرکل [[حزب رستاخیز ملت ایران]] ، رییس مجلس سنا، رییس مجلس شورای ملی و دیگر بلندپایگان برجسته کشوری و لشکری از اعلیحضرتین و والاحضرت‌ها پیشباز کردند. هنگام ورود اعلیحضرتین وزیر کشاورزی و منابع طبیعی نشان‌های ویژه یادبود آیین درختکاری را به پیشگاه اعلیحضرتین پیشکش کرد . آنگاه اعلیحضرتین و والاحضرت‌ها به جای برگزاری جشن رفتند. در این هنگام [[سرود شاهنشاهی ایران]] از سوی دسته موزیک پیشاهنگان نواخته شد. منصور روحانی وزیر کشاورزی و منابع طبیعی در گزارشی گفت:
:شاهنشاها علیاحضرتا
:در تعالیم زرتشت و سرمشق‌های باستانی همیشه و همه جا از آب و آبادانی، از کشاورزی و سرسبزی، از کشت و نگاهداری درخت به عنوان کارهایی مقدس و نیمه آسمانی یاد شده است. پادشاهان هخامنشی برکتیبه‌ها که کتاب روزگار و دورنمای زمان است بزرگترین آرزوهایشان یعنی نجات این کشور از خشکسالی را نقش می‌کردند. نه تنها این آرزوی شاهان هخامنشی و دستورهای زرتشت و سرمشق‌های نیاکان ما را تحقق نبخشد بلکه گهگاه بلایی آسمانی را مامور خشکسالی این سرزمین کرد و یا ابتلایی زمینی را به صورت حمله اقوام وحشی حواله جان مردم این دیار ساخته، با تمام این احوال ایران باقی ماند چرا که  اعتقاد قلبی ملت ایران به رژیم شاهنشاهی و مقدس و معزز شمردن شاهنشاهان این سرزمین ستون اصلی و بقا و محور اصیل امیدواری مردم ایران زمین بوده و هست و تا ابد خواهد بود.  آثار شوم و عوارض مسموم روزگاران گذشته در کشور ما نشانه‌هایی بسیار دارد. در شهرهای ما روستاهای ما در فرهنگ ما، درمناعت ما در کشاورزی و فلاحت ما ...
:اما در کار کشاورزی از این همه نشانه‌ها هیچکدام به سیاهی و زندگی مناسباتی نبوده که اربابان ستمکار با رعایای زحمتکش و بردبار خویش برقرارکرده بودند. قرن‌ها و فرن‌ها زمین در دست ارباب، کاریز و چشمه ساز یعنی آب در دست مالک و جنگل و مرتع و چراگاه در دست خوانین و متنفذین بود. نتیجه این مالکیت‌های ظالمانه بود که کشاورز ایرانی غمی در چهره داشت به نشانه فقر روحی زخمی بر بدن داشت به نشانه فقر جسمی و وصله‌ای بر پیراهن به نشانه فقر مادی لیکن طلوع شاهنشاهی دودمان پهلوی  فصلی تازه و عصری نوین به وجود آورد که می‌بایست چنین بساطی در هم کوفته و چنین ظلمی از میان برداشته شود. قریب سی و شش سال از شاهنشاهی پهلوی گذشت و حوادث و وقایع با میهن ما و با رهبری‌های میهن ما دست و پنجه بسیار نرم کرد تا سرانجام اندیشه تابناک شاهنشاه آریامهر هم چون خورشیدی ابر حوادث را به کناری زد و جان تازه و حیات تازه تری به ملت ایران واز جمله به کشاورز ایرانی عطا فرمود.
:تاریخ اعطای آزادی به کشاورز ایرانی به ظاهر در بهمن ۱۳۴۱ است لیکن همه می‌دانند از همان روزهای نخستین سلطنت و از همان لحظات و ساعات اولین که بر دوش جوانان وطن پرست و غیور به مجلس شورای ملی نزول اجلال فرمودید به فکر نجات این مردم به خصوص اعطای آزادی به طبقه کشاورز و کارگر بودید. و از همان روزها بود که به حکم آنچه در کتاب « ماموریت برای وطنم »  و کتاب « انقلاب سفید » مرقوم فرموده‌اید شبی نبود که با فکر مردم سر بر زمین نگذارید و صبحی نبود که با فکر خدمت به این مرز و بوم سر از بستر برنگیرید. و چنان بود که در انقلاب ششم بهمن نخستین پرچمی را که برافراشتید پرچم نجات زمین و آب بود از چنگ ارباب و نجات چراگاه‌ها و جنگل از دست خوانین در کنار این سه اصل انقلاب یعنی اصلاحات ارضی، ملی شدن جنگل‌ها و مراتع و ملی شدن آب‌های کشور، قانون درخت به عنوان شاه بیتی که از فکر شاهنشاه ایران الهام گرفته باشد و به عنوان یکی از انسانی‌ترین قوانین این سرزمین و به تصویب و تایید و اجرا رسید و ضامن و حامی با ارزش برای گسترش فضایی سبز، تامین سلامت محیط زیست و تعدیل خشکی هوای این سرزمین و تشویق مردم به درختکاری و بهره گیری صحیح و منطقی از این نعمت بهشتی شد. تا آنجا که به یمن نیت خیر و حقیقت محضی که خمیرمایه این اندیشه بهشتی بود، شهرها و روستاها به گسترش درختکاری دست زدند. و دولت نیز به سهم خود در این راه قدم‌های استواری برداشت که ارزش تقدیم گزارشی به پیشگاه مبارک را دارد.
:جمع جنگل کاری تا پایان سال ۲۵۳۴ شاهنشاهی [۱۳۵۴ خورشیدی ] بیش از ۲۹٬۵۰۰ هکتار است که از این رقم ۵ هزار هکتار آن مربوط به سال جاری است. در امر مبارزه با شن روان تا پایان سال ۲۵۳۴ شاهنشاهی بیش از ۳ میلیون و ۶۰۰ هزار شن روان و اراضی کویری تثبیت شده است از این مقدار بیش از سه میلیون هکتار قرق، بیش از ۴۰۰ هزار هکتار بذرپاشی و ۳۰۰ هزار هکتار نهال کاری است که از جمع این دو رقم نزدیک به ۳۵ هزار هکتار با استفاده از مالچ تثبیت و کشت شده است.
:در امر پارک سازی تا پایان سال ۲۵۳۴ شاهنشاهی ۲۵ پارک بزرگ و کوچک جنگلی در جاهای گوناگون کشور ایجاد شد که بزرگ‌ترین این پارک‌ها پارک جنگلی نور با مساحتی حدود ۴۰۰۰ هکتار می‌باشد.
:شاهنشاها
:آنچه هخامنشیان آرزو می‌کردند و زرتشت پیامبر ندا می‌داد و نیاکان ما یادآور می‌شدند و نیاکان ما یادآور می‌شدند،خوشبختانه در این دوره از تاریخ ایران صورت عمل و اجرا به خود گرفت.


پس از سخنان شاهنشاه سرود جشن‌ها خوانده شد. آهنگ این قطعه کار حسین دهلوی بود و چامه آن برگرفته از شاهنامه و فرهنگ و تمدن ایران باستان، تاریخ و دین کهن ایرانیان بود و دین کهن ایرانیان زرتشتی بود.
ز یزدان بر آن شاه باد آفرین /  كه نازد بدو تخت و تاج و نگین
خجسته شهنشاه پیروزگر  /  جهان‌دار با دانش و با هنر
خداوند تاج و خداوند تخت  / جهان‌دار پیروز بیدار بخت
همه با شاهنشاه پیمان كنیم  / روان را به یزدان گروگان كنیم
از آریامهر باشد این همه افتخار ما / از فرّ تو بود شها سعادت و بقای ما
به فرّهی‌شهنشهی بر تو جاودان بادا
سپس سرود ملی ایران، سرود شاهنشاهی نواخته شد و آیین رژه تاریخ ایران آغاز گردید. رژه ارتشیان هر دوره از تاریخ ایران با جامه، نشان، سازهای جنگی و ابزار جنگ، اسب و دیگر چهارپایان متعلق به آن دوره انجام می‌یافت که این دستاورد سال‌ها پژوهش ایران‌شناسان داخل و خارج از کشور بود. همه سازها در ایران و زیر سرپرستی وزارت فرهنگ و هنر بر پایه پژوهش‌ها و سازهای یافته شده در تخت‌جمشید ساخته شد.
سه سرباز با جامه‌ای از پوست پلنگ و درفش خورشید در دست، پیشاپیش رده‌های تاریخ راه می‌رفتند. همانگونه که استاد فردوسی در شاهنامه درباره گیومرت گفته بود:
یکایک بیامد خجسته سروش / بسان پرییی پلنگینه پوش
بپوشید تن را به چرم پلنگ  / که جوشن نبُد خود، نه آیین جنگ
این سه مرد که در آغاز رژه راه می‌روند، نمایندگان گیومرت، جمشید، فریدون و...بودند که نشان آغاز شهرنشینی و پادشاهی شد که همان ایران کهن تر از تاریخ و استوره‌های ایرانی را یادآور می‌شود.
'''هخامنشیان''' - پشت سر نمایندگان "ایران کهن تر از تاریخ"، هخامنشیان می‌آیند که در سال ۵۵۹ پیش از میلاد مسیح با آنها تاریخ مستند شاهنشاهی ایران پایه‌گذاری شد.  از آنجا که سال ۱۳۵۰ "سال کوروش بزرگ" نامیده شده بود، رژه هخامنشیان کاملتر و بزرگتر از دیگر رده‌های تاریخ ایران بود. پرچم داران هخامنشی در ارابه‌ای با چهار اسب سپید جلوی سپاهیان سپر و نیزه به دست رژه می‌رفتند. در پی آن درفش دیگری با زمینه آبی که "همای" پرنده افسانه‌ای ایران برآن نقش بسته بود. سومین درفش نشان عقاب ایران است. گروه دیگر سواره نظام کمان و نیزه در دست بودند و در پشت آنان ارابه‌های رزمی اسبدار. در پس آنان گارد جاویدان هخامنشی با نیزه و سپر راه می‌روند که همواره شمارشان ده هزار تن بود. گارد جاویدان تیراندازان و سپرداران در جامه آبی و زرد، دست راست خود را به نشان چالاکی و زبردستی در تیراندازی و راز پیروزی‌اشان در نبردها با زاویه بلند می‌کنند.
در جلوی سواره نظام نیزه‌دار و زره‌پوش، افسری که دست راستش را بلند کرده و خنجری به همراه دارد می‌باشد. کلاه‌خودها و جامه سواره نظام همانند کلاه‌خود و جامه مادها است، پیراهن آستین بلند و شلوارهایی که در چکمه فرو می‌کردند. در پس سواره نظام ارابه‌های جنگی چهار اسبه راه می‌روند که یک راننده و یک تیرانداز داشت. به دنبال آن یک برج سه اشکوبه‌ای بود که گروهی سرباز هخامنشی در هر اشکوب نگهبانی می‌دادند و با ۱۶ گاو نیرومند کشیده می‌شد. در اشکوب بالایی فرمانده تانک و افسرانش، در اشکوب دوم دیده‌بانان و در اشکوب پایینی سربازان هستند. این بار  ناو غول پیکر با چندین قایق و سربازان نیزه به دست با دست‌کش‌های فلزی و سپرهایی با روکش مسی روی عرشه آن ایستاده بودند، از برابر جایگاه گذشتند.
ایران نخستین کشور جهان بود که یک ارتش سامان یافته را ایجاد کرد. داریوش بزرگ پادشاه هخامنشی که سازمان نوینی به سازمان اداری ایران داد برآن شد تا ارتشی دایمی بوجود آورد تا بتوان هر آن یکان‌های آن را برای پدافند و یورش بکار برد. داریوش گارد جاویدان شاهنشاهی را با ده هزار سرباز زبده بوجود آورد.  گارد جاویدان دارای سربازان سوار و پیاده بود که زیر دیسیپلین سختی قرارداشتند. برای نخستین بار در ارتش،  کارشناس بودن ارزش یافت، سربازی که در رزم پیاده مهارت داشت به انجام وظایف سوار نظام گمارده نمی‌شد و آن سرباز که در رزم با نیزه ورزیدگی داشت در یکان‌های تیرانداز به کار گرفته نمی‌شد. بدین سان در ارتش هخامنشی یکان سوار، پیاده، تیرانداز، کوهستانی، صحرایی، گروه مهندس و ... بوجود آمد. داریوش بزرگ نخستین رهبری بود که برای ارتش « ستاد » بوجود آورد و مزد و خوراکی پرداخت. در این زمان رزم جنبه فنی به خود گرفت و سرپرستانی برای هر یکان در میدان جنگ برگزیده شدند، در پرتو همین آرایش جنگی بود که ارتش ایران در زمان داریوش بزرگ پیروز شد تا اروپای مرکزی پیش برود و از مرزهای امپراتوری ایران نگاهبانی کند.  سازمان ارتش ایران تا پایان دوره هخامنشیان بر همان پایه‌ای که داریوش بزرگ ریخته بود ماند. این ارتش  ارابه‌های جنگی  داشت که از برخی از آنان ارتش چون سنگر جا به جا شونده بهره‌برداری می‌کرد. برخی از ارابه‌ها نیز برای پراکنده ساختن دشمن به کار می‌رفت و داس دار بود و از میان رسته‌های دشمن می‌گذشت و دشمنان را درو می‌کرد.     
'''پارت‌ها یا اشکانیان''' - پس از هخامنشیان نوبت به پارت‌ها یا اشکانیان رسید. اشکانیان از ۲۵۶ پیش از میلاد مسیح تا  ۲۲۴ پس از میلاد مسیح یعنی نزدیک به پانسد سال بر ایران فرمانروایی کردند.  بنیان‌گذار اشکانیان، اشک یکم بود و شهریاران بزرگ اشکانیان، مهرداد یکم و اشک سیزدهم بودند. رژه اشکانیان با نشان میترا که نیزه‌ای  بر آن حلقه‌های تو در تو است آغاز شد. در سوی چپ نشان میترا، درفش اژدها و در میان نشان مهر قرارد داشت. رژه سواره نظام زره‌پوش با نشان ماه و خورشید. اشکانیان همواره بر روی اسب‌های زره‌پوش جنگیدند.
در دوره اشکانیان ارتش ایران می‌بایستی که ارتش نیرومند روم که بر دنیای غرب چیره بود بجنگند. پارت‌ها شیوه جنگ را دگرگون ساختند و برای آنکه بتوانند لشکر رومی را به زانو درآوردند، نوآوری کردند و روش رزمی « جنگ و گریز » را پدیدآوردند که هنوز هم این شیوه مدرن است. بیشتر یکان‌های ارتش اشکانی سبک اسلحه بودند تا سرباز بتواند از تیررس دشمن به تندی خود را کنار بکشد بدین چم که بزند و فرارکند و دشمن را وادار کند که در پی وی بتازد تا جایی که دشمن خسته شود، آنگاه بر وی بتازد و نابودش سازد. اشکانیان در تیراندازی در سراسر گیتی پرآوازه بودند، سوارکاران بسیار زیردستی بودند و بیشتر از بردن اسلحه سنگین خودداری می‌کردند. ارتش اشکانی در جنگ هنگامی که با دشمن روبرو می‌گردید، نخست یکان‌های سبک اسلحه به دشمن شبیخون می‌زدند و با جنگ و گریز آرایش جنگی آنان را برهم می‌زدند و آنها را به کمینگاه خود می‌کشاندند. بخش دوم ارتش که سنگین اسلحه بود و سربازان زره پوش و اسبان برگستوان داشتند در کمینگاه قرارگرفته بودند و زمانی که دشمن به دنبال تیراندازان سبک اسلحه به این کمینگاه می‌رسید بر آنها یورش می‌بردند و تار و مارشان می‌ساختند.
رومی‌ها برای جنگ با ایران بیشتر از سواران فرانک بهره می‌گرفتند. قوم فرانک همان قومی است که بر فرانسه چیره شد و همان جا ماند.  رومی‌ها در اروپا پراکنده ساخته بودند که سربازان اشکانی رزم سازمان یافته نمی‌کنند، برای اینکه این چواندازی رد شود، سورنا فرمانده ارتش ایران در نبرد با کراسوس سردار رومی توانست ارتش رومی را درهم شکند و پیروز شود.  در این جنگ تیر کمانداران اشکانی چنان با نیرو رها می‌شد که سربازان پیاده رومی را بر زمین می‌دوخت. 
'''ساسانیان''' - پس از پارت‌ها در ایران، سامانه ساسانیان از ۲۲۴ میلادی تا ۶۵۱ میلادی به دست اردشیر بابکان بنیانگذارده شدند. از دیگر شاهنشاهان بزرگ ساسانی می‌توان شاپور یکم، شاپور دوم و انوشیروان دادگر نام برد. آخرین پادشاه ساسانی یزدگرد سوم بود که به دست آسیابانی در مرو کشته شد. رژه ساسانیان با پیاده نظام با جامه‌های ساسانی آغاز شد. در پی آن سواره نظام با نیزه، شمشیر، تبر، تیرکش و زه یدک و دستکش‌های آهنین و سپر رژه رفتند. در زمان ساسانیان بار دیگر ارتش چون گارد جاویدان شاهنشاهی دوره هخامنشی سازمان یافت.  تازیان پس از چیره شدن به ایران فرش بهارستان و درفش کاویانی را که جواهرنشان بودند را تکه تکه کردند و ثروت ایران را به یغما بردند. تازیان سامانه ایرانی ساسانیان را برانداختند و آسیاب‌ها از خون مردم ایران بر پا کردند و سال‌ها کتابخانه‌ها را سوزاندند.
'''صفاریان''' - رژه این بار رژه صفاریان بود که از سال ۸۶۱ میلادی تا ۱۰۰۳ میلادی برابر با ۲۴۰ خورشیدی تا ۳۸۲ خورشیدی نزدیک به ۱۴۰ سال بر ایران فرمانروایی کردند. بنیان‌گذار صفاریان یعقوب لیث بود که پس از وی برادرش عمرولیث حکومت را به دست گرفت. رژه صفاریان با جامه‌های آبی و سپید و طلایی و دستارهای سپید بر سرآغاز شد. این صفاریان ایرانیان شیردل بودند که به رهبری یعقوب لیث توانستند در برابر یورش تازی و کشتار ایرانیان و سوزاندن کتاب‌ها و از بین بردن نشان‌های فرهنگ و تمدن ایران، استقلال خود را بنمایانند و زبان و ادبیات پارسی را زنده نگاه دارند. صفاریان دویست سال در برابر تازیان سر بُر و باج و خراج گیر و تجاوزهایشان به زن و مرد ایرانی  پایداری کردند ولی بیش از آن تاب نیاوردند.
'''آل بویه''' - این بار نوبت به سپاهیان آل بویه رسید که با جامه سبز و کلاه‌های زرین رژه رفتند. آل بویه از سال ۹۳۰ میلادی تا ۱۰۶۲ میلادی  برابر با ۳۰۹ تا ۴۴۱ خورشیدی فرمانروایی کردند. بنیانگذار آل بویه بویه دیلمی شناخته شده به عمادالدوله و برادر زاده‏‌اش  خسرو نامی به عضدالدوله بودند. آل بویه برای زنده کردن فرهنگ پارسی و برای بازسازی ایران باستان کوشیدند. در غرب و مرکز ایران دو سامانه  دیلمیان، آل بویه و آل زیار برخاستند و کرانه‌های مرکز و غرب ایران را از اشغال خلفا درآوردند و بر سرزمین‌های گیلان (دیلمان)، مازندران (تبرستان)، گرگان، اسپهان، قزوین، ری و خوزستان فرمانروایی کردند. شاهان این دو سامانه به گسترش فرهنگ و هنر و ادبیات ایران پرداختند و شماری از آنان چون قابوس وشمگیر چامه‌های وی و از کیکاووس، قابوس نامه بر جای مانده است. مردآویج بنیانگذار زیاریان بود
'''صفویان''' -  پس از آل بویه رژه صفویان با جامه سرخ بر تن آغاز شد. صفویان از ۱۵۰۱ تا ۱۷۲۳ میلادی برابر با ۸۸۰ خورشیدی تا ۱۱۰۲ خورشیدی  فرمانروایی کردند. بنیانگذار صفویه، شاه اسماعیل یکم بود. از شاهنشاهان صفوی می‌توان  شاه عباس را نام برد. در زمان صفویان جنگ ابزارهای ایران دگرگون شد و ارتش ایران با سلاح آتشین آشنا شد. قشون قزلباش که از سربازان چندین ایل تشکیل می‌شد نخست جنگ با توپ و تفنگ را آیین مردانگی نمی‌دانست ولی شکست چالداران، ارتش ایران را بر آن داشت که  توپ و تفنگ را به ابزار جنگی خود بیافزاید. نخستین یکان‌های تفنگ دار و آتش بار در زمان شاه عباس بوجود آمد. شاه عباس ارتشی پایدار زیر فرمان دولت برقرار ساخت. صفویان سال‌ها با مغولان چنگیز جنگیدند. مغولان وحشیانی که با کشته‌های مردم ایران راه خود را فرش می‌کردند. صفویان با سپاهیان تیمور لنگ همان تاتارهای جزیره کریمه در اوکرایین نیز نبرد کردند. تیمور لنگ در اسپهان ۷۰٬۰۰۰ ایرانی را سر برید زیرا که مردم محلی به یکی از سربازانش یورش بردند. چه سرفرازی برای ایرانیان که تاریخ خود را با جشن‌های ۲۵۰۰ سال بنیانگذاری شاهنشاهی ایران بیاموزند تا نام فرزندان خود را اسکندر، چنگیز و تیمور ننهند.
'''افشاریان''' - پس از سامانه صفویه، افشاریان رژه رفتند. افشاریان از خراسان برخاستند، از سال  ۱۷۳۶ میلادی تا ۱۷۹۶ برابر با ۱۱۱۵ تا سال ۱۱۷۵ خورشیدی فرانروایی کردند.  بنیانگذار افشاریان  نادرشاه بود. نادر شاه بزرگترین سردار سوار نظام بود. سپاه او مسلح به توپ های سبکی که « زنبورک » نام داشت بودند. ارتش نادر دارای یکان های شترسواران تیزپا بود که نادر در یورش های برق آسای خود به آنها نیاز داشت.  نادر شاه تا هند تاخت و دهلی را اشغال کرد و از شمال به بخارا تاخت و عثمانی‌ها را از آذربایجان و قفقاز بیرون راند و ارتش ۱۴۰٬۰۰۰ تنی ترک‌ها را پراکنده ساخت. افغان‌ها که صفویان را در اسپهان برانداختند از سوی نادر شاه افشار از ایران بیرون رانده شدند.  رژه را سربازان افشاری با کلاهی که دور آن زرد رنگ بود و تاج سرخ رنگی بر روی آن قرارداشت آغاز کردند. رژه نظامیان افشاری با توپچی‌ها با توپ کوچکی در دست که بر پشت شتر نشسته بودند به پایان رسید.
'''زندیه'''  - پس از رژه افشاریان رژه زندیان آغاز شد. زندیان ایرانیان نژاده از سال  ۱۷۵۰ تا ۱۷۹۴ میلادی برابر با سال ۱۱۲۹ تا ۱۱۷۳ خورشیدی شاهنشاهی خود را برقرار ساختند.  بنیانگذار زندیان، کریم‌خان زند شهر شیراز را پایتخت زندیان برگزید.
'''ایل مغول قاجار''' - پس از زندیه ایل قاجار مغول ۱۲۵ سال از ۱۷۹۴ تا ۱۹۲۵ میلادی برابر با ۱۱۷۳ تا ۱۳۰۴ بر مردم ایران حکمروایی کردند. در زمان فتحعلی سلطان قاجار در ارتش ایران یکان های نظامی به شیوه اروپا از سوی افسران فرانسوی بوجود آمد. در زمان ناصرالدین سلطان قاجار سپاه ایران به شیوه قزاق های روسی درآمد.
'''خاندان ایرانساز و ایرانی پهلوی''' - پس از به نمایش گزاردن شکوه ۲۵۰۰ سال تاریخ و تمدن ایران، زمان رژه ارتش ایران نوین فرارسید. با ورود گارد شاهنشاهی سران کشورها همه به پا خاستند و تا پایان رژه ارتش شاهنشاهی و سپاهیان انقلاب با احترام ایستادند.
در سال ۱۳۰۴ مجلس شورای ملی قاجاریان را منقرض کرد و شاهنشاهی ایران را به نخست وزیر وقت رضا خان پهلوی سپرد. اعلیحضرت همایون رضا شاه پهلوی ایران نوین را بنیان گذاشت و از ایران کشوری مدرن ساخت و ارتش شاهنشاهی ایران را بوجود آورد و ملت نژاده ایران را دوباره زنده کرد. در این رژه نخست گارد شاهنشاهی ایران و سپس نیروهای مسلح شاهنشاهی ایران، نیروی دریایی، نیروی هوایی، نیروی زمینی، دختران نیروی هوایی، پسران نیروی دریایی، دختران پلیس، سپاهیان انقلاب شاه و مردم سپاه دانش، سپاه بهداشت و سپاه ترویج و آبادانی یکی پس از دیگر رژه رفتند. رژه‌های خیره‌کننده، شکوه و بزرگی امپراتوری ۲۵۰۰ ساله ایران را نشان داد و ارزش و احترام و اعتبار کشور ایران، کشوری با فرهنگ و تمدن، و ایرانیان، مردمانی که پشت هر یک بیش از ۷۰۰۰ سال تاریخ با سند و ۲۵۰۰ سال تاریخ شاهنشاهی خوابیده است را در چشمان جهانیان بالابرد. ... '''[[جشن‌های ۲۵۰۰ سال بنیانگذاری شاهنشاهی ایران/رژه تاریخ ۲۳ مهر ماه ۱۳۵۰|رژه تاریخ را بخوانیم و ویدیوی آن را ببینیم و به ایران کهن‌تر از تاریخ سرفراز و نگهبان آن باشیم]]


بیابان سازی ایران - از سال ۱۳۵۸ با پای گرفتن رژیم اسلامی در ایران برنامه بیابان سازی ایران آغاز شد و تا به امروز ادامه دارد: '''آمدند و کندند و سوختند و کشتند و بردند و رفتند'''
</onlyinclude>
</onlyinclude>


[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]
[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۵ مارس ۲۰۲۶، ساعت ۱۷:۳۹



آیین جشن درختکاری نمودار تمدن کهن ایرانیان ۱۵ اسفند ماه
شاهنشاه آریامهر نهالی را می‌نشانند
شاهنشاه نهالی را می‌نشانند
شاهنشاه بلوط سبزی را در شهستان پهلوی می‌کارند ۱۵ اسفند ۲۵۳۴ شاهنشاهی
ایستاسازی شن‌های روان در خوزستان
تمبر یادبود جشن درختکاری ۱۵ اسفند ماه ۱۳۴۵

جشن درختکاری ۱۵ اسفند ماه - درختکاری و نگاهبانی درخت از برجسته‌ترین و انسانی‌ترین نمودارهای تمدن کهن ایرانیان است. ایرانیان از زمان هخامنشیان با کاشتن درخت در کنار کویرها و دامنه کوه‌ها و کرانه جویبارها جنگل بوجود می‌آوردند و سرزمین آریایی را سبز نگاه می‌داشتند و این کار را کاری بهشتی و آسمانی و انسانی می‌دانستند. زرتشت بزرگ با دست خود در بلخ درخت سرو را کاشت و آیین درختکاری را به مردم آموخت. اعلیحضرت رضا شاه بزرگ نخستین بار این سنت باستانی درختکاری را جشنی ملی و مردمی خواندند و دوباره این آیین والا را زنده کردند. جشن درختکاری که پراکنده از سوی کشاورزان ایران برگزار می‌شد به جشنی ملی و رسمی دگرگون شد. فرمان تاریخی ملی کردن جنگل‌ها که از دستاوردهای درخشان انقلاب شاه و مردم بود جلوی از بین رفتن منابع طبیعی را گرفت و یک بار دیگر سنت کهن درختکاری و نگاهبانی از درخت‌های جنگلی جان تازه‌ای به خود گرفت جشن درختکاری در پاسداشت این دهش اهورایی است و هر سال در روز ۱۵ اسفند ماه این جشن از سوی شاهنشاه آریامهر با برنشاندن درختی انجام می‌شود.

۱۵ اسفند ماه ۲۵۳۴ شاهنشاهی در پیشگاه شاهنشاه آریامهر و علیاحضرت شهبانو و والاحضرت همایون ولیعهد ایران رضا پهلوی و دیگر هموندان خاندان شاهنشاهی ایران، آیین خجسته درختکاری برگزار شد. در این آیین شاهنشاه آریامهر و شهبانو و همه والاحضرت‌ها در ساعت ۱۱ بامداد به بلندی‌های شهستان پهلوی وارد شدند. والاحضرت شاهپورها و شاهدخت‌ها، سرکار علیه بانو فریده دیبا، امیرعباس هویدا نخست وزیر و دبیرکل حزب رستاخیز ملت ایران ، رییس مجلس سنا، رییس مجلس شورای ملی و دیگر بلندپایگان برجسته کشوری و لشکری از اعلیحضرتین و والاحضرت‌ها پیشباز کردند. هنگام ورود اعلیحضرتین وزیر کشاورزی و منابع طبیعی نشان‌های ویژه یادبود آیین درختکاری را به پیشگاه اعلیحضرتین پیشکش کرد . آنگاه اعلیحضرتین و والاحضرت‌ها به جای برگزاری جشن رفتند. در این هنگام سرود شاهنشاهی ایران از سوی دسته موزیک پیشاهنگان نواخته شد. منصور روحانی وزیر کشاورزی و منابع طبیعی در گزارشی گفت:

شاهنشاها علیاحضرتا
در تعالیم زرتشت و سرمشق‌های باستانی همیشه و همه جا از آب و آبادانی، از کشاورزی و سرسبزی، از کشت و نگاهداری درخت به عنوان کارهایی مقدس و نیمه آسمانی یاد شده است. پادشاهان هخامنشی برکتیبه‌ها که کتاب روزگار و دورنمای زمان است بزرگترین آرزوهایشان یعنی نجات این کشور از خشکسالی را نقش می‌کردند. نه تنها این آرزوی شاهان هخامنشی و دستورهای زرتشت و سرمشق‌های نیاکان ما را تحقق نبخشد بلکه گهگاه بلایی آسمانی را مامور خشکسالی این سرزمین کرد و یا ابتلایی زمینی را به صورت حمله اقوام وحشی حواله جان مردم این دیار ساخته، با تمام این احوال ایران باقی ماند چرا که اعتقاد قلبی ملت ایران به رژیم شاهنشاهی و مقدس و معزز شمردن شاهنشاهان این سرزمین ستون اصلی و بقا و محور اصیل امیدواری مردم ایران زمین بوده و هست و تا ابد خواهد بود. آثار شوم و عوارض مسموم روزگاران گذشته در کشور ما نشانه‌هایی بسیار دارد. در شهرهای ما روستاهای ما در فرهنگ ما، درمناعت ما در کشاورزی و فلاحت ما ...
اما در کار کشاورزی از این همه نشانه‌ها هیچکدام به سیاهی و زندگی مناسباتی نبوده که اربابان ستمکار با رعایای زحمتکش و بردبار خویش برقرارکرده بودند. قرن‌ها و فرن‌ها زمین در دست ارباب، کاریز و چشمه ساز یعنی آب در دست مالک و جنگل و مرتع و چراگاه در دست خوانین و متنفذین بود. نتیجه این مالکیت‌های ظالمانه بود که کشاورز ایرانی غمی در چهره داشت به نشانه فقر روحی زخمی بر بدن داشت به نشانه فقر جسمی و وصله‌ای بر پیراهن به نشانه فقر مادی لیکن طلوع شاهنشاهی دودمان پهلوی فصلی تازه و عصری نوین به وجود آورد که می‌بایست چنین بساطی در هم کوفته و چنین ظلمی از میان برداشته شود. قریب سی و شش سال از شاهنشاهی پهلوی گذشت و حوادث و وقایع با میهن ما و با رهبری‌های میهن ما دست و پنجه بسیار نرم کرد تا سرانجام اندیشه تابناک شاهنشاه آریامهر هم چون خورشیدی ابر حوادث را به کناری زد و جان تازه و حیات تازه تری به ملت ایران واز جمله به کشاورز ایرانی عطا فرمود.
تاریخ اعطای آزادی به کشاورز ایرانی به ظاهر در بهمن ۱۳۴۱ است لیکن همه می‌دانند از همان روزهای نخستین سلطنت و از همان لحظات و ساعات اولین که بر دوش جوانان وطن پرست و غیور به مجلس شورای ملی نزول اجلال فرمودید به فکر نجات این مردم به خصوص اعطای آزادی به طبقه کشاورز و کارگر بودید. و از همان روزها بود که به حکم آنچه در کتاب « ماموریت برای وطنم » و کتاب « انقلاب سفید » مرقوم فرموده‌اید شبی نبود که با فکر مردم سر بر زمین نگذارید و صبحی نبود که با فکر خدمت به این مرز و بوم سر از بستر برنگیرید. و چنان بود که در انقلاب ششم بهمن نخستین پرچمی را که برافراشتید پرچم نجات زمین و آب بود از چنگ ارباب و نجات چراگاه‌ها و جنگل از دست خوانین در کنار این سه اصل انقلاب یعنی اصلاحات ارضی، ملی شدن جنگل‌ها و مراتع و ملی شدن آب‌های کشور، قانون درخت به عنوان شاه بیتی که از فکر شاهنشاه ایران الهام گرفته باشد و به عنوان یکی از انسانی‌ترین قوانین این سرزمین و به تصویب و تایید و اجرا رسید و ضامن و حامی با ارزش برای گسترش فضایی سبز، تامین سلامت محیط زیست و تعدیل خشکی هوای این سرزمین و تشویق مردم به درختکاری و بهره گیری صحیح و منطقی از این نعمت بهشتی شد. تا آنجا که به یمن نیت خیر و حقیقت محضی که خمیرمایه این اندیشه بهشتی بود، شهرها و روستاها به گسترش درختکاری دست زدند. و دولت نیز به سهم خود در این راه قدم‌های استواری برداشت که ارزش تقدیم گزارشی به پیشگاه مبارک را دارد.
جمع جنگل کاری تا پایان سال ۲۵۳۴ شاهنشاهی [۱۳۵۴ خورشیدی ] بیش از ۲۹٬۵۰۰ هکتار است که از این رقم ۵ هزار هکتار آن مربوط به سال جاری است. در امر مبارزه با شن روان تا پایان سال ۲۵۳۴ شاهنشاهی بیش از ۳ میلیون و ۶۰۰ هزار شن روان و اراضی کویری تثبیت شده است از این مقدار بیش از سه میلیون هکتار قرق، بیش از ۴۰۰ هزار هکتار بذرپاشی و ۳۰۰ هزار هکتار نهال کاری است که از جمع این دو رقم نزدیک به ۳۵ هزار هکتار با استفاده از مالچ تثبیت و کشت شده است.
در امر پارک سازی تا پایان سال ۲۵۳۴ شاهنشاهی ۲۵ پارک بزرگ و کوچک جنگلی در جاهای گوناگون کشور ایجاد شد که بزرگ‌ترین این پارک‌ها پارک جنگلی نور با مساحتی حدود ۴۰۰۰ هکتار می‌باشد.
شاهنشاها
آنچه هخامنشیان آرزو می‌کردند و زرتشت پیامبر ندا می‌داد و نیاکان ما یادآور می‌شدند و نیاکان ما یادآور می‌شدند،خوشبختانه در این دوره از تاریخ ایران صورت عمل و اجرا به خود گرفت.


بیابان سازی ایران - از سال ۱۳۵۸ با پای گرفتن رژیم اسلامی در ایران برنامه بیابان سازی ایران آغاز شد و تا به امروز ادامه دارد: آمدند و کندند و سوختند و کشتند و بردند و رفتند